اخلاق خوش

نوشته‌ها

تأثیر اخلاق در خانواده

اخلاق در خانواده و اصول همسرداری و داشتن روابط خوب با فرزندان از مهمترین مسائل در اسلام است. چنانچه اسلام اخلاق نیکو را عامل اصلی تحکیم بنیان خانواده‌ها می‌داند…

اخلاق خوب امری مهم برای تربیت خانواده خوب

اعضاء یک خانواده که رکن مهم آن زن و شوهر هستند، گذشته از ضرورت‌هایی که آنها را دور هم جمع می‌کند، باید از پیوندی مقدس و درونی که همان محبت و احساس علاقه به یکدیگر است، برخوردار باشند.جهت گیری درست برای زندگی مشترک از آداب اساسی زندگی خانوادگی است.یافتن و داشتن اسوه و چهار چوب‌های فکری، کرداری و گفتاری در روابط خانوادگی برای هر انسانی توفیقی در جهت تکامل هر چه بهتر اوست. از سویی محک اخلاق انسان در خانواده است خانواده شور و علاقه اگر فقط بر مبنای مسائل جنسی باشد پس از مدتی نه چندان طولانی حساسیت خود را از دست می‌دهد و واقعیت زندگی بعد مهم زندگی می‌شود، زیرا آن هیجانات و تحریکات شهوی و جذبه‌های اولیه از کار افتاده و آن میل شدید کاسته شده و کسانی که موفق شده باشند در آن فرصت محبت خود را در دل یکدیگر جا کنند، پشتوانه‌ای محکم جایگزین آن نموده‌اند که تا آخر عمر ضامن اجرایی سعادت آنان خواهد بود.

بشر از آغاز، زندگی خانوادگی را به عنوان بهترین نوع زندگی برگزیده و در همه زمانها و مکانها بدان پایبند بوده و هست. این نوع زندگی از امتیازات انسان محسوب می‌شود و فواید گوناگونی را دربر دارد، از جمله این که زن و مرد را از پریشانی و بی‌هدفی نجات می‌دهد و به خانواده وابسته و دلگرم می‌سازد. زن و مرد در کانون گرم و با صفای خانوادگی از نعمت انس و مودت و لذت جوییهای مشروع زناشویی بهره‌مند می‌شوند و فرزندان مشروعی را تولید کرده، در تعلیم و تربیت آنان می‌کوشند و به عنوان بهترین آینده سازان و یادگار از خویشتن باقی می‌گذارند. پرورش فرزندان و انس با آنان یکی از بهترین لذت‌های زندگی است.
بنابراین سلامت و سعادت یک جامعه، تا حدود زیادی به وضع خانواده‌ها و کیفیت روابط بین زن و شوهر و والدین و فرزندان بستگی دارد. هر چه روابط اعضای خانواده بهتر و سالمتر باشد زندگی شیرین‌تر و با صفاتر خواهد بود و فرزندان نیز بیشتر به خانواده وابسته می‌مانند و از خطر انحراف مصونیت پیدا می‌کنند.

اسلام برای تحقق اهداف ازدواج و تحکیم بنیاد خانواده روی دو امر تأکید دارد:یکی ایمان و دیگری اخلاق و به کسانی که قصد ازدواج دارند توصیه می‌کند که دین و اخلاق همسر خود را نیز منظور بدارند. در روایات آمده است؛ مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و در امر ازدواج با ایشان مشورت نمود. آن حضرت فرمود: با زن دیندار ازدواج کن تا خیر فراوانی نصیب تو شود.(وسائل الشیعه ج ۲۰ ص ۳۹).

رعایت اخلاق عامل بقای خانواده

دین اسلام برای حسن رابطه بین زن و شوهر، بقاء و استحکام بنیاد خانواده و برای جلوگیری از اختلافات خانوادگی و وقوع طلاق نیز بهترین وسیله را رعایت ارزش‌های اخلاقی می‌داند و در این باره توصیه‌های فراوانی دارد. اسلام ازدواج را پیمانی مقدس می‌داند که در بین یک زن و مرد، به اعتبار اینکه دو انسان هستند بسته می‌شود و مهمترین هدفش تأمین نیازهای انسانی و آرامش و سکون و انس زن و مرد با یکدیگر است و حتی لذّت‌جویی‌های مشروع جنسی و اشباع غریزه و تولید و پرورش فرزندان را نیز در راه تأمین هدف عالی انسانی محسوب می‌دارد.

قرآن در این باره می‌گوید: و از نشانه‌های خداست که برای شما از جنس خودتان همسرانی بیافرید تا به سوی آنان آرامش بیابید، و در میان شما محبت و دلسوزی قرار داد، همانا که در این موضوع برای اندیشمندان نشانه‌هایی است.(روم آیه ۲۱).

در آیه مذکور انس و آرامش خانوادگی به عنوان ثمره ازدواج معرفی شده است و این موضوع بسی برتر از امکان اشباع مشروع غریزه جنسی است. در پیمان زناشویی زن و مرد با تمام وجود به سوی همدیگر جذب شده، متحد و یک دل می‌گردند و در تمام ابعاد زندگی در خدمت یکدیگر قرار می‌گیرند و مأنوس و هم فکر و هم راز و یک هدف می‌شوند.
در آیه یاد شده زندگی خانوادگی بر دو پایه نیرومند مودّت و رحمت استوار گشته است. یکی از پایه‌های ازدواج مودت و علاقه زن و شوهر نسبت به یکدیگر است، یعنی خوبی‌ها و نقاط مثبت یکدیگر را مورد توجه قرار می‌دهند و از صمیم قلب همدیگر را دوست می‌دارند. هر یک از آنان، دیگری را نعمتی ارزشمند از جانب خدا و وسیله انس و الفت و آرامش و دلگرمی و شریک در زندگی می‌شمارد و از این نعمت بزرگ قدردانی و سپاسگذاری می‌کند.

پایه دیگر ازدواج که در آیه بدان اشاره شده، رحمت یعنی مهربانی و دلسوزی است. هرگاه یکی از زوجین با نقصان و ضعف و نیازی در همسرش مواجه شد با دیده ترحم و دلسوزی به آن می‌نگرد و فکر می‌کند که او یک انسان است و انسان بی‌نقص نیست، چنانکه خودش نیز بی‌عیب نیست. لذا دلش به حال او می‌سوزد و سعی می‌کند با نرمی و مدارا و از روی مهربانی و دلسوزی نقص او را در صورت امکان برطرف سازد، و در غیر این صورت او را با همان حال می‌پذیرد و نقصانش را نادیده می‌گیرد و به زندگی ادامه می‌دهد. لازمه رحمت و دلسوزی این است که همچنان که زن و شوهر خیر و صلاح خود را می‌خواهد در همه حال خواست‌ها و تمایلات همسرش را نیز منظور بدارد و هر چه را برای خود می‌خواهد برای او نیز بخواهد و همواره به فکر تأمین سعادت، آسایش و آرامش او نیز باشد.

قرآن در این باره تعبیر بسیار جالبی دارد و زن و شوهر را چنین توصیف می‌کند: زنان برای شما لباس هستند و شما نیز برای آنان لباس هستید.(بقره آیه ۱۸۷).
لباس مجموع بدن انسان را با همه کمالات و نواقص، خوبیها و بدیها و زیباییها و زشتیها در بر می‌گیرد، از سرما و گرما و خطرها حفظ می‌کند، بر زیبایی‌هایش می‌افزاید و عیوبش را می‌پوشاند. لباس نزدیکترین اشیاء نسبت به انسان است و از جمله نیازهای اولیه به شمار می‌رود. زن و شوهر نیز نسبت به یکدیگر باید همانند لباس باشند و همدیگر را با همه نواقص و کمالات بپذیرند، حافظ و نگهبان و آرامش بخش یکدیگر باشند، بر زیبایی‌های هم بیافزایند، عیوب هم را بپوشانند و راز نگهدار و محرم اسرار همدیگر باشند.

اسلام در مورد روابط بین زن و شوهر و زندگی خانوادگی این گونه می‌اندیشد و آن را بر چنین پایه‌هایی استوار ساخته است. تشکیل چنین خانواده‌هایی در خور انسان است و سعادت جسمانی و نفسانی، دنیوی و اخروی او را تأمین می‌کند. اگر بنیاد خانواده‌ها بر پایه‌های ایمان و محبت و دلسوزی استوار گشت، کانون خانواده را گرم و با صفا می‌سازد و از کشمکش‌ها و اختلافات و طلاق و فروپاشی جلوگیری می‌کند.
امام سجاد(علیه السلام) در رساله حقوق خود می‌فرمایند: اما حق کسی که به جهت ازدواج رعیت تـو حساب می‌شـود؛ بر تو آنست که بدانی؛ خداوند متعال قرار داده است اورا تسکین‌دهنده و آرامش بخشنده و نگهدارنده و مونس برای تو؛ پس بر هر دو نفر شما واجب است که قدر این مصاحبت را بدانید و از خداوند متعال به خاطر این نعمت تشکر نمایید؛ زیرا که ایـن نعمت از ناحیـه اوست و واجب است که با نعمت خداوند بدیده تکریم و احترام نگاه شـود و با مهربانی و لطف و خوشرویی با آن برخورد نمایید.

سرایت اخلاق خوش

اخلاق خوش، سرایت‌کننده است، همان گونه که اخلاق بد سرایت می‌کند. اگر با لبخند و نشاط با همسرتان رو به رو شوید، آثار خوبی بر جای می‌گذارد که کمترین آن، تعادل روحی و روانی است.

انسان خواه ناخواه تحت تأثیر عواطف است. هر چند خشن و سختگیر باشیم، باز هم در برابر محبت‌ها و گذشت‌ها شرمنده‌ایم و تسلیم خواهیم شد.

شما با اخلاق خوش می‌توانید در برابر طوفانی از قهر و غضب و خشم بایستید و آن را رام کنید. این امر زمانی به دست می‌آید که خوددار باشید، از کوره به در نروید. یک انسان فهیم در پی آن است که به جای شکوه و شکایت، راهی پیدا کند که به افکار همسرش نزدیک شود، طبیعت او را بفهمد و با نرم خویی، در او نفوذ کند و تغییرش دهد.

پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) نزدیکترین شخص به خود را در قیامت این گونه معرفی کرده و فرمودند: نزدیکترین شما به مقام و جایگاه من در روز رستاخیز… همانانند که با همسرانشان بهتر رفتار کنند.

منبع: نمناک؛ برگرفته از وظیفه

احساستان را برای هم خرج کنید(مقاله دوم)

در مقاله ی پیش به ۶ مورد که شامل ” نظم و ترتیب “، ” اعتماد و خوش گمانى”، ” پاکیزگى و زیبایی”، ” گذشت و تفاهم”، “ با یکدیگر زیبا صحبت کنید ” و ” دیگران چگونه‌اند” می‌شود را مورد بررسی قرار دادیم. حال چهار دستور و سفارش مهم دیگر را برای شما کاربران عزیز تبیان ارائه می‌دهیم:

۱- احساسات، راه ایجاد محبت است، استفاده کنید

سخن زیبا و شیرین، احترام و تعارف، زیبایی و تمیزى در بدن و لباس و زندگى و مسائلى از این قبیل، مى‌تواند، نشاط‌آفرین و جذاب باشند. نگوئید محبت باید در دل باشد؟ آرى محبت در دل است، اما ایجاد آن بستگى به کارهایی دارد که شما انجام مى‌دهید، و تظاهر به دوستى، نشان دادن و برخورد زیبا و خلاصه آنچه دیگرى از آن لذت مى‌برد، یک راه ایجاد محبت و تداوم آن است.

۲- احساس همدردى و غم خوارگى

زن شوهرى که به حقیقت ازدواج و برنامه سعادت و موفقیت آن آگاهى دارند و مى‌دانند که باید این بنا را با محبت استوار گردانند توجه دارند که یکى از عوامل محبت که موجب گرمى و صفاى زندگى است احساس ‍ همدردى و غمخوارگى با یکدیگر است.

در خوشی‌ها و تلخی‌هاى زندگى، یکدیگر را سهیم بدانید، آن وقت احساس ‍ مى‌کنید که چه زندگى شیرین و هماهنگى خواهید داشت، اینکه شوهر هر غذایی دوست داشت بخورد و هر وقت که خواست مسافرت کند و هر شرائطى که خود مى‌خواهد تحمیل کند بدون در نظر گرفتن خواسته همسر خود، کارى عاقلانه نیست.

این که بعضى از زنها در برخورد با مسائل زندگى مى‌گویند وظیفه شوهر است که فلان چیز را بخرد، باید فلان چیز را تهیه کند، یا باید چنین و چنان کند، و یا شوهر بگوید وظیفه زن است که بشوید، بروبد و پخت و پز کند و اینگونه مسائل، جز ایجاد سردى چیز دیگرى نیست.

۳- هرگز ناامید نباشید، عاقل باشید

انسان، موجودى است انعطاف‌پذیر، که مى‌تواند در اثر تکرار و عادت، روحیات و عواطف خود را تغییر دهد، و به همین جهت است که انقلاب‌هاى درونى و یا جهش‌هاى روحى را در برخى مشاهده مى‌کنیم، توضیح کامل این حالت محتاج به بحث بسیار است توجه شما را به یک مثال جلب مى‌کنم.

آیا مصیبت زده‌اى را دیده اید که عزیزى را از دست داده است ؟ حالات او را در سه روز بعد در نظر بگیرید، آیا اضطراب و هیجان او همان اندازه است ؟ حالا یکماه بعد او را در نظر بگیرید، و بالاخره یک سال بعد را، مى‌بینید که او بعد از مدتى، هرگز آن نگرانى و تشویش اولیه را ندارد چرا؟ آیا مصیبت بر طرف شده یا کم شده است ؟ خیر، مصیبت هم چنان پابرخاست، آنچه تغییر کرده مصیبت زده است نه مصیبت، او در اثر مرور زمان به آن عادت کرده است، در حقیقت تنهاخود مصیبت سنگین نبود، بلکه چون تازه بود سنگین بود و چون از تازگى افتاد. دیگر سنگین نیست، به همین جهت است که گفته اند، هنگام مصیبت شخص دانا کارى مى‌کند که جاهل چند روز بعد خواهد کرد، البته نویسنده خود معترف است که استقامت در مقابل مصیبت مثل نوشتن آن ساده نیست ! ولى نتیجه درخشانى در پى دارد. برای مقابله یا سختی‌ها بهتر است دنیا را آنطور که هست بپذیرید.

کسى که در این جهان زندگى مى‌کند، اگر توقع مشکلات و حوادث را نداشته باشد، خود را فریب داده است، آن دنیایی که مشکلات و سختى در آن نباشد، بهشت است نه جهان ما.

این حقیقت را در زندگى درک کنید و بپذیرید تا نه تنها از بروز حوادث غافلگیر نشوید، بلکه کم و بیش منتظر آن هم بوده و خود را هنگام حادثه نبازید، حادثه در دنیاى ما مساله عادى و رایج است. پس سعی کنید همیشه روحیه ی خود را حفظ کنید

صبر و استقامت در قرآن و حدیث

صبر و استقامت، یکى از ابزار مهم موفقیت در زندگى هر فردى است، مخصوصا براى افراد مؤ من و پایبند به اصول اخلاقى و دین.

ارزش صبر در راه سعادت انسان، آنقدر زیاد است که خداوند متعال در قرآن مجید ده‌ها بار از آن سخن گفته است، به این آیه مبارکه توجه فرمائید:

ما قطعا شماها را به امورى مانند ترس و گرسنگى و کمبود و خسارت در اموال و جان‌ها و میوه‌ها، امتحان مى‌کنیم، و مژده باد استقامت کننده‌ها را، آنها که وقتى مصیبتى به آنان وارد مى‌شود مى‌گویند، ما از خدائیم و به سوى او باز میگردیم، بر اینان باد درود و رحمت پروردگارشان، و ایشانند هدایت شد گان(۱)

گاهى مى‌فرماید: خداوند با صبرکنندگان است(۲)

و مى‌فرماید: همدیگر را به صبر توصیه کنید،(۳)

و مى‌فرماید: با سختى آسانى است.(۴)

اینها همه نشانده این حقیقت هستند که صبر و استقامت، در سعادت انسان چقدر حساس و مهم است.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: نقش صبر در ایمان، همانند سر به بدن است، هم چنان که بدون سر، بدن نمى‌ماند، بدون صبر هم ایمان نمى‌ماند.(۵)

و در حدیث دیگر حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود: انسان آزاده، در همه حال آزاده است اگر سختى ببیند، استقامت مى‌کند، مصیبت هر چه بر او زیاد شود او را نمى‌شکند، گرچه اسیر و مقهور شود، و از گشایش به سختى بیفتد، هم چنانکه یوسف صدیق امین، وقتى برده شد و مغلوب و اسیر گردید به آزاده گى او لطمه نخورد، تاریکى و وحشت چاه و آنچه کشید به او صدمه نزد تا اینکه خداوند بر او منت نهاد و همان ستمگر متجاوز به او را، عبد او قرار داد و او را پیامبر مرسل نمود و امتى را به وسیله او مورد رحمت قرار داد.آرى چنین است نتیجه صبر که نیکى به دنبال دارد، پس صبر کنید و صبر را به خود تلقین کنید تا پاداش ببرید.(۶)

و در روایت دیگرى حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: هر مؤمنى که به بلایی مبتلا شود و صبر کند، همانند پاداش هزار شهید براى او خواهد بود.(۷)

۴- سعادت دنیا و آخرت در گرو خوش اخلاقى است

(احسن الناس ایمانا احسنهم خلقا و الطفهم باهله انا اطفکم باهلى)

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهترین ایمان را کسى دارد که بهترین اخلاق را دارد و نسبت به خانواده‌اش مهربانتر است و من از همه ی شما به خانواده‌ام مهربانترم.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: هر مؤمنى که اخلاق بهترى دارد، ایمانش از همه کامل‌تر است.(۸)

و پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: در کفه هیچ کس در روز قیامت، چیزى بهتر از اخلاق خوب قرار داده نمى‌شود.(۹)

و فرمود: آن که اخلاق خوب دارد، همانند پاداش روزه‌دار در حال عبادت اجر مى‌برد.(۱۰)

و فرمود: بیشترین چیزى که امت مرا بهشتى مى‌کند، تقواى الهى و اخلاق خوب است.(۱۱)

اینها نمونه‌اى از دهها روایت است که در اهمیت و فضیلت خوش اخلاقى آورده شده است و هر کس که به سعادت دنیوى و اخروى خود علاقمند باشد، باید بر اعصاب خویش مسلط باشد، و خوش اخلاق باشد، مشکلات و سختی‌ها براى هر کس کم و بیش رخ مى‌دهد، اما با برخوردى زیبا و اخلاق خوب، مى‌توان از آنها به خوبى عبور کرد.

شما با بداخلاقى، فقط به سعادت خود لطمه مى‌زنید، زندگى خود و دیگران را خراب مى‌کنید، اگر سلامتى مى‌خواهید، اگر شادى مى‌خواهید خوش اخلاق باشید، که بداخلاق نه دین دارد و نه دنیا.

(لا عیش اهنا من حسن الخلق).

امام صادق(علیه السلام) در ضمن سفارش و نصیحت‌هاى خویش به یکى از اصحاب خود فرمود: هیچ زندگى گواراتر از خوش اخلاقى نیست.(۱۲)

پی‌نوشت‌ها 

۱- -سوره بقره، آیه ۱۵۵؛

۲- -سوره انفال، آیه ۴۶؛

۳-سوره والعصر.

۴-سوره الم نشرح.

۵-اصول کافى، ج ۴، ص ۱۴۰، ۱۴۲؛

۶-اصول کافى، ج ۴، ص ۱۴۰، ۱۴۲؛

۷-اصول کافى ج ۴ ص ۱۴۶؛

۸-بحار ج ۶۸؛

۹-بحار ج ۶۸؛

۱۰-بحار ج ۶۸؛

۱۱-بحار، ج ۶۸؛

۱۲-بحار، ج ۶۶، ص ۴۰۰؛

منبع: برگرفته از کتاب” اخلاق در خانواده و تربیت فرزند؛ نویسنده: سید محمد نجفى یزدى ”

با تغییر و تلخیص تنظیم برای تبیان: داوودی

عواقب ناآگاهی نسبت به حقوق همسر

امام سجاد (علیه السلام) می‌‎فرمایند:
«اِنَّ لله عَزَّوَجَلَّ عَلَیکَ حُقُوقاً مُحیطَهً بِکَ فی کلَّ حرکهٍ تَحَرّکَتها». (۱)
ای انسان، پروردگار بزرگ در هر حرکتی که انجام می‌‎دهی، بر تو حقی دارد، اگر از همه امکانات نیز محروم باشی و تک و تنها در گوشه ی بیابان زندگی کنی، باز خداوند بر تو حقی دارد که باید از عهده ی آن حقوق بر آیی.
در دنیایی که در آن زندگی می‌‎کنیم، همه ی انسان‌ها اعم از عالی و دانی، تحصیل کرده و بی‌سواد و ثروتمند و فقیر نسبت به یکدیگر دارای حقوقی هستند.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند *** تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
حق و حقوق طرفینی است، یعنی همان طور که ما در ارتباط با دیگران دارای حقوقی هستیم، افراد دیگر نیز نسبت به ما حق و حقوقی دارند.
یکی از عوامل تزلزل خانواده، عدم آشنایی زن و مرد به حقوق یکدیگر است، در مناسبات اجتماعی و معاملات، معمولاً برای عقد یک قرار داد اجازه، ما خود را موظف می‌‎دانیم نسبت به حقوق یکدیگر آشنا باشیم که هیچ یک از طرفین متضرر نگردد.
در ازدواج‌هایی که امروزه صورت می‌‎گیرد، واقعاً طرفین چه مقدار نسبت به حقوق هم آشنا هستند؟
حقوق زن و مرد دو نوع است: حقوق مشترک زن و مرد و حقوق اختصاصی زن و مرد. به اعتماد ما باید دختران و پسران، قبل از ازدواج با این حقوق آشنا شوند و بدانند در مقابل یکدیگر چه وظیفه‌ای دارند. در مقابل هم چه مسئولیتی دارند. مسلماً با آشنایی زن و مرد نسبت به حقوق یکدیگر سطح توقعات آنان پایین خواهد آمد. در اینجا ابتدا به حقوق اختصاصی و سپس به حقوق مشترک زن و مرد می‌‎پردازیم.

الف: حقوق اختصاصی زن
۱٫ تأمین لباس، خوراک، مسکن، و وسایل منزل به طوری که مطابق با شأن و آبروی زن باشد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«خوراک و لباس زن به طور معمول بر مرد واجب است». (۲)
۲٫ آمیزش و مباشرت را بیشتر از چهار ماه ترک نکند؛ مگر این که خود زن به ترک آن راضی باشد و یا مرد مسافرت واجب و لازمی رفته باشد؛ مثل حج و کسب معاش.
علی (علیه السلام) فرمودند:
«آری ترک آمیزش بیش از چهار ماه گناه می‌‎باشد».(۳)
۳٫ وسایل راحتی و سعادت خانواده را فراهم کند.
امام رضا (علیه السلام):
«شایسته است مرد بر زن و فرزند خود، سخت نگیرد تا این که آنها، مرگ او را از خدا نخواهند». (۴)
۴٫ احترام به زن و دوری از حرف‌های زشت و ناسزا.
علی (علیه السلام) فرمودند:
«زنها ضعیف و ناتوانند، در دست شما امانتند، بر آنها سخت نگیرید و آنها را حیران و بلا تکلیف نگذارید». (۵)
۵٫ خارج از توانایی زن، از زن توقع نداشته باشید.
علی (علیه السلام) می‌‎فرمایند:
«حسن جانم! کارهایی که خارج از طاقت زن است به او واگذار نکن، زیرا زن مانند شاخه گلی است و قهرمان و کارآزموده نیست». (۶)
۶٫ صبور بودن مرد در برابر بداخلاقی زن
پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
«کسی که با بد اخلاقی زن خود بسازد، برای هر نوبت صبر خداوند ثواب صبر ایوب به او می‌‎دهد». (۷)
۷٫ مرد خود را در مقابل زن پاکیزه و نظیف گرداند.
امام هفتم فرمودند:
«زینت مرد، موجب افزایش عفت و پاکدامنی زن می‌‎گردد». (۸)
۸٫ خوش زبانی با همسر
۹٫ امر به معروف و نهی از منکر
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا) (۹)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خودتان و کسانتان را از آتش نگه دارید.
۱۰٫ اگر زن صاحب دختر شد مرد، زن را به خاطر تولد دخترش سرزنش نکند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
«کسی که دو دختر و یا سه دختر را سرپرستی کند، در بهشت همنشین من است». (۱۰)

ب) حقوق اختصاصی مرد
۱٫ تسلیم بودن در برابر تمایل جنسی مرد ( تمکین کردن )
«نماز را زیاد طولانی نکنید، تا این که شوهر، از تصمیم آمیزش منصرف شود».(۱۱)
۲٫ برای شوهر آرایش و خودآرایی نماید.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«زن هر گونه آرایش و زینتی برای شوهر کند، جایز است و مانعی ندارد». (۱۲)
۳٫ بدون اجازه از خانه بیرون نرود.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«اگر زنی بی‌اجازه شوهر از خانه بیرون رود، تمام فرشتگان آسمان و زمین تا به خانه بر می‌‎گردد او را لعن و نفرین می‌‎کنند». (۱۳)
۴٫ شوهر خود را آزار و اذیت نکند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«معلون است معلون است زنی که همسرش را بیازارد و سعادتمند است کسی که شویش را احترام کند و او را آزار ندهد و در همه حال مطیع او باشد». (۱۴)
مقام معظم رهبری می‌‎فرمایند:
«بعضی از زن‌ها نسبت به مرده،ا سخت‌گیری می‌‎کنند. مثلاً: باید این را حتماً بخری، باید این جور خانه ای حتماً فراهم کنی، فلان کس این طور خریده، من هم اگر نخرم، مایه ی سرشکستگی می‌‎شود. با این حرف‌ها، شوهر خود را اذیت می‌‎کنند که این درست نیست». (۱۵)
۵٫ خانه‌داری و خدمت به شوهر
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«هر زنی غذای خوشمزه و گوارا برای شوهرش تهیه کند، خداوند در بهشت خوراکی‌های رنگارنگ برایش تهیه می‌‎کند». (۱۶)
۶٫ احترام به شوهر و خوشرفتاری با وی.
۷٫ بدون اجازه و اطلاع شوهر در مال او تصرف نکند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«زن نباید بدون اجازه، مال شوهرش را به کسی بدهد، اگر چنین کند. گناهش مال زن است و ثوابش از آن شوهر». (۱۷)

ج) حقوق مشترک زن و مرد
۱٫ حق احترام متقابل زن و مرد به یکدیگر؛
۲٫ حق محبت و عشق ورزی به هم و صمیمیت دو جانبه؛
۳٫ حق تراضی جنسی؛
۴٫ حق عیب پوشی؛
۵٫ حق راز داری و حفظ اسرار یکدیگر؛
۶٫ حق مشورت کردن؛
۷٫ حق تشکر از زحمات یکدیگر؛
۸٫ حق احترام به والدین و اقوام یکدیگر؛
۹٫ حق رسیدن به وضع ظاهر؛
۱۰٫ حق پایبندی به اصول اخلاقی؛
( راستگویی، صداقت، وفای به عهد، امانت داری)
۱۱٫ حق تعدیل خواسته ها؛
۱۲٫ حق دینداری و حفظ ارزش‌های دینی و اخلاقی؛
۱۳٫ حق اعتماد متقابل؛
۱۴٫ حق حفظ شخصیت یکدیگر؛
۱۵٫ حق تربیت فرزندان.

پی‌نوشت‌ها 

۱٫ بحارالا نوار، ج ۷۱ ، ص ۲٫
۲٫ جامع السعادات، ج ۲، ۱۴۱٫
۳٫ وسایل الشیعه، مقدمات نکاح، باب ۷۱ ، خ ۱٫
۴٫ جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۴۱٫
۵٫ نکاح مستدرک، باب ۶۵٫
۶٫ نهج البلاغه، نامه ۳۱٫
۷٫ وسایل الشیعه، ج ۷، ۱۶٫
۸٫ همان، ج ۷، ص ۱۶٫
۹٫ سوره ی تحریم، آیه ی ۶٫
۱۰٫ مستدرک ابواب الاولاد، ب ۳، خ ۱٫
۱۱٫ وسایل الشیعه، ج ۷، ص ۱۱۷٫
۱۲٫ همان، ج ۷، ص ۱۳۵٫
۱۳٫ وسایل الشیعه، ج ،۷، ص ۱۱۷٫
۱۴٫ نکاح مستدرک، باب ۶۰، خ ۱۲٫
۱۵٫ مطلع عشق، خطبه عقد، ۱۸\۵ \۷۴٫
۱۶٫ مستدرک الوسائل، ج۱۴ ، ص ۲۴۷٫
۱۷٫ وسایل الشیعه، ج ۷ ، ص ۱۱۲٫

منبع: رفیعی محمدی، علی محمد؛ (۱۳۸۹)، نسیم عشق: عوامل تحکیم و تزلزل خانواده، قم: انتشارات رسول اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم )، چاپ هفتم.

روش‌هاى تربیت کودک از دیدگاه حضرت امام خمینى(ره)

اگر بچه‌ها را نیاورید، اذیت مى ‌شوم‌…

درباره اندیشه حضرت امام‌(ره)، سخن گفتن، کار مشکلى است. مخصوصا در باب اندیشه و روش‌هاى تربیتى ایشان، زیرا وسعت وجود، ظرافت فکر و اندیشه حضرت امام‌(ره) در بخش تربیتى افکار ایشان تجلى یافته است. اگر براى افکار امام‌(ره‌)، هرمى تصور کنیم، مسائل تربیتى در قاعده و امور دیگر به طرف راس هرم قرار دارند و همه بر این قاعده و پایه متکى هستند و با روح تربیت زنده‌اند. نظام تربیتى مورد نظر حضرت امام‌(ره)، متاثر از ویژگی‌هاى انسان کامل است.

انسان کامل که مطلوب نظر دین مبین اسلام بود و جلوه‌اى از تمام صفحات حق الهى و جلوه‌گاه نور مقدس حق تعالى است. به عقیده آن حضرت، اساس عالم، بر تربیت انسان است و تربیت انسان، در راس همه امور است. این مساله خود، بیش از پیش، اهمیت تربیت را می‌نمایاند و این‌ که تربیت در راس همه امور بوده و اساس عالم، بر تربیت انسان است.

اندیشه‌ها و رهنمودهاى تربیتى حضرت امام(ره) درباره تربیت کودکان، نشأت گرفته از تعالیم اسلامى و توجه به محیط فرهنگى در همین راستا قابل بررسى و تحلیل است. تاکید حضرت امام راحل(ره) بر این اصل است که فطرت انسان خوب است و این مربیان (محیط) هستند که می‌توانند بچه‌هاى انسان یا شیطان تربیت کنند.

در اندیشه‌هاى امام، توجه داشتن به خداوند، محور فعالیت‌هاى تربیتى است و امام با تاکید مکرر بر این امر، لزوم توجه به کودک در سال‌هاى اولیه رشد (نقش مادر) برنامه‌ریزى تربیتى براى شکل دادن به رفتار کودک، خانواده و نقش مکان‌هاى آموزشى در پرورش اعتقادات و معیارهاى ارزشى (مدرسه)، را از محورهاى اساسى تربیت دانسته‌اند. در این مقاله، براى شناخت بیشتر با اندیشه‌هاى تربیتى حضرت امام‌(ره)، به روش‌هاى تربیتى آن حضرت اشاره کرده‌ایم.

تربیت از نظر امام، از اهمیت فوق‌العاده برخوردار بوده است، لذا پیوسته آن را با توجه به آثار آن گوشزد می‌کردند و فقدان آن را به خطر بزرگ تعبیر می‌نمودند. و می‌فرمودند: «از خطر مغول هم بالاتر است». «انسانى که از طرف خداى تبارک و تعالى آمده، براى همین تربیت بشر و براى انسان‌سازى آمده، تمام کتب انبیاء خصوصا کتاب مقدس قرآن کریم، کوشش دارند چه با این که انسان را تربیت کنند، براى این‌ که با تربیت انسان، عالم اصلاح می‌شود.

آنقدر که انسان تربیت شده براى جوامع مفید است، هیچ ملائکه و هیچ موجودى آن قدر مفید نیست، اساس عالم، بر تربیت انسان است، انسان، عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبیاء آمده‌اند براى این‌ که دین عصاره بالقوه را بالفعل کنند و انسان، یک موجود الهى بشود.» «انسان اگر درست بشود، همه چیز عالم درست می‌شود.»

«علم و دانش اگر در کنار آن تربیت نباشد، مضر است. تربیت کنید. مهم تربیت است، علم تنها، فایده ندارد. علم تنها، مضر است.»

مسامحه و سهل‌انگارى در تعلیم و تربیت، خیانت به اسلام و جمهورى اسلامى و استقلال فرهنگى یک ملت و کشور است و باید از آن احتراز کرد. تربیت از نظر امام، به قدرى اهمیت دارد که می‌فرمایند: «در صورتی که امر دائر باشد بین علم و تربیت و این‌ که کدام [را] رها کنیم، باید علم رها شود.»

اهداف تربیتى‌

 – شکوفایى استعدادهاى بالقوه در انسان و تبدیل انسان این جهانى به موجودى الهى‌

– پرورش بعد مادى و معنوى انسان‌

– شناخت پیامبران به عنوان نخستین و آخرین پیشگامان تعلیم و تربیت انسان‌

– آگاهى از مقصد، راه و روش و برنامه تربیتى پیامبران‌

– مراتب رشد در انسان‌

– تهذیب و تزکیه نفس انسان و آگاهى از کتاب و حکمت‌

– پرورش انسانى برخوردار از توازن و هماهنگى درونى‌

– خارج کردن انسان از ظلمت گناه و تربیت آن‌

– تربیت افرادى که به طور مداوم و تا لحظه مرگ فراگیرنده باشند

– شناختن انسان‌هایى که علم و عمل و اخلاقشان نورانى باشد

– شناخت میراث فرهنگى اسلام و درک هویت اسلامى خویشتن‌

– ایجاد اعتماد و اطمینان به توانایی‌هاى خویشتن و مقابله با از خود باختگى‌

– دستیابى به استقلال فرهنگى، سیاسى و اقتصادى‌

– پرستش خداوند، ترویج اخلاق نیک و گسترش ارزش‌هاى انسانى‌

روش‌هاى تربیت در رفتار امام‌(ره)

تکریم کودکان: یکى از روش‌هاى تربیت در اسلام، که در قرآن مورد توجه است و امام(ره) به بهترین شکل آن در منزل رفتار می‌کرده‌اند، روش تکریم به کودکان است. در مصاحبه‌هایى که با اعضاى محترم بیت معظم ایشان به عمل آمده، پیوسته این روش امام را یادآور شده‌اند. یکى از نکات این است که امام جواب نامه‌هایى را که بچه‌ها به ایشان می‌نوشتند، با ابراز علاقه خاصى پاسخ داده‌اند.

به عنوان مثال امام در جواب نامه دانش‌آموزان کلاس پنجم دخترانه فاطمیه این طور می‌نویسد: «فرزندان عزیزم! نامه محبت‌آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصحیت می‌کردید که محتاج آنم. امید است با نشاط و خرمى درس‌هایتان را خوب بخوانید و در همان حال، به وظایف اسلامى که انسان‌ها را می‌سازد، عمل کنید و اخلاق خود را نیکو کنید و اطاعت و خدمت پدران و مادرانتان را غنیمت شمارید و آنها را از خود راضى کنید و به معلم‌هایتان احترام زیاد بگذارید. سعى کنید براى اسلام و جمهورى اسلامى و کشورتان مفید باشید. از خداوند تعالى، سلامت و سعادت و ترقى در علم و عمل براى شما نور چشمان آرزو می‌کنم. سلام بر همه شماها. ۲۹ شهر صفر ۱۴۰۳ روح‌الله الموسوى الخمینى‌».

توجه به ذوق هنرى بچه‌ها: محمد حسن رحیمیان نقل می‌کنند که یکى از دوستان همراه با خانواده، به دستبوسى حضرت امام نائل شدند. بعد از دستبوسى، به حقیر مراجعه کرد و گفت این پسرم که کلاس پنجم دبستان است، دفتر نقاشی‌اش را براى تقدیم به امام آورده بود که محافظان مانع آوردن آن به خدمت امام شدند. براى همین خیلى ناراحت شده است.

دفتر نقاشى را گرفتم و در روز بعد ضمن توضیح، خدمت امام(ره) تقدیم کردم. حضرت امام با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه کردند و به ویژه با روِیت پشت آن که عبارت بود از تانکى که چرخ‌هاى آن را مداد تراش و تنه آن را کتاب و لوله شلیک آن را یک مداد و سرنشین آن را یک طفل دانش‌آموز تشکیل داده بود و… متبسم شدند. سپس دستور دادند براى تشویق این دانش‌آموز خردسال و همچنین طراحى آن دفتر که به وسیله امور تربیتى یکى از مناطق آموزش و پرورش تهران تهیه شده بود، جایزه‌اى مناسب پرداخت شود که جایزه همراه با نامه‌اى از سوى دفتر به ایشان تقدیم شد.

همچنین از قول یکى از خانواده‌هاى حضرت امام‌(ره) نقل می‌شود که من وقتى خدمت امام می‌رسیدم، سلام می‌کردم. اما ایشان سعى داشتند زودتر به من سلام کنند. وقتى ایشان سلام می‌کردند، من جواب سلام ایشان را می‌دادم خیلى مهربان و دلنشین با ما برخورد می‌کردند.

یکى از نوه‌هاى ایشان نقل می‌کند امام در خانواده، علاقه زیادى به کودکان داشتند. هر گاه که من به خدمت ایشان می‌رسیدم و فرزندم را نمی‌بردم، ایشان می‌پرسیدند، چرا حسین را نیاوردی؟ می‌گفتم حسین خیلى شیطنت و بدى می‌کند، شما اذیت می‌شوید. امام‌(ره) می‌فرمودند: بچه باید بدى بکند! این کار بچه‌ها، بدى نیست، شما اشتباه می‌کنید که می‌گویید بچه بدى می‌کند، بچه‌ها باید این کارها را بکنند از این‌ که شما بیایید و بچه‌ها را نیاورید، من اذیت می‌شوم.

به علت این برخورد حضرت امام‌(ره) و احترامى که به کودکان قائل می‌شوند، کودکان نسبت به ایشان شدیدا مشتاق و مأنوس بودند، به طورى که علاقه فرزند یادگار حضرت امام‌(ره) یعنى على آقا به امام، فوق‌العاده بوده است. بچه‌هاى خردسال معمولا به پارک، مهمانى و تفریح علاقه دارند، اما این بچه از اوان کودکى تنها دلخوشی‌اى که داشت، این بود کنار حضرت امام‌(ره) باشد.

ملاحظه می‌کنیم شخصیتى که در همه ابعاد، رشد کرده و به کارهاى خیلى عظیم سیاسى و اجتماعى اقدام می‌کند، در داخل خانه، رسالت تربیتى خود را فراموش نمی‌نماید و این برخورد عاطفى و تکریم اخیر با کودکان به تعبیر یادگار امام‌(ره)، حجت الاسلام حاج احمد آقا خمینى، یک ذره روى مسائل اساسى و روى تصمیم‌گیری‌هاى ایشان اثر نمی‌گذاشت. یعنى که پرداختن به کارهاى بزرگ، باعث نمی‌شد ایشان کارهاى کوچک را فراموش کنند و نه این کار عاطفى کوچک باعث می‌شد در تصمیم‌گیری‌هاى کشورى خودشان متاثر و متوقف شوند.

 روش مطایبه و تفریح: مطایبه، به معنى شوخى است. حضرت امام‌(ره) گاهى نوه‌هاى خود را سرگرم کرده و از این راه، با آنها مطایبه می‌کردند و مطالب لازم را می‌آموختند. یا مشاعره مکالمه (بیان جمله‌ها و درخواست از طرف مقابل براى آغاز کردن جمله‌اى که کلمه اول آن، آخرین کلمه جمله رقیب باشد) و… از جمله تفریحات سالمى است که ایشان با نوجوانان و منسوبین به کار می‌بردند.

روش احسان در مقابل احسان: یکى از روش‌هایى که در اسلام به آن توجه می‌شود، احسان کردن در مقابل احسان است. اگر یک بزرگ از خردسال، رفتار انسانى ببیند، با انجام دادن رفتار مشابه نسبت به کودک، باعث تقویت آن رفتار در کودک می‌شود. این روش از جانب حضرت امام‌(ره) مورد توجه بوده است.

از فرزند چهارمین شهید محراب حضرت آیت‌الله اشرفى اصفهانى نقل می‌کنند که می‌گوید: حدود ۴۰ سال پیش که ۱۵ یا ۱۴ ساله بودم، روزى براى استحمام به گرمابه‌اى در قم رفته بودم، در بدو ورود، مشاهده کردم یکى از آقایان که سر خود را صابون زده و روى چشمانش را نیز کف صابون پوشیده است، با دست به دنبال ظرف آب می‌گردد. بلافاصله ظرفى را که نزدیکم بود برداشته و از خزینه پر آب ساختم و دو بار روى سر ایشان ریختم. آن مرد نورانى نگاه تشکرآمیزى به من انداخت و پرسید آیا شما هم سر خود را شسته‌اید؟ عرض کردم خیر تازه به حمام آمده‌ام. سرانجام به گوشه‌اى رفته و سر و صورت خود را صابون زدم، قبل از این‌که آب بر سر خود بریزم، ناگاه دو ظرف آب روى سرم ریخته شد. چشم خود را باز کردم دیدم آن مرد بزرگ به تلافى خدمت من، با کمال بزرگوارى محبت کرده است. در خانه موضوع را به مرحوم پدرم گفتم، لکن چون او را نمی‌شناختم نتوانستم معرفى کنم. یکى از روزهاى عید مذهبى که با پدرم به منزل علما رفتیم، ناگاه چشمم به ایشان افتاد و او را به پدرم نشان دادم. پدرم فرمود: عجب! ایشان حاج آقا روح‌الله خمینى است!

رفتار در عمل: رفتار مربى، بیش از کلام او در افراد بویژه در کودکان تاثیر می‌کند. کودک سعى می‌کند در رفتارهاى خود، از بزرگسالانى که با او در ارتباط هستند، تقلید نماید. تقلید تاثیر فوق‌العاده‌اى در تربیت دارد. نکته ظریف اینجاست که هر قدر بین بزرگسالان و کودک رابطه عاطفى قوی‌ترى حاکم باشد، این تاثیرپذیرى بیشتر است، لذا حضرت امام‌(ره) به رابطه مادر و کودک اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: آن قدر که بچه از مادر چیزى می‌شنود، از پدر نمی‌شنود. آنقدر که اخلاق مادر در بچه کوچک نورس تاثیر دارد به او منتقل می‌شود، از دیگران عملى نیست. مادران مبدا خیرات هستند و اگر خداى نخواسته مادرانى باشند که بچه‌هاى بد تربیت کنند، مبدا شرند.

این تاثیر به این علت است که علاقه بچه به مادر، بیشتر از همه علایقش هست و هیچ علاقه‌اى بیشتر از علاقه مادرى و فرزندى نیست.

به همین نسبت پدر، معلم و مربى با رفتار خودشان متربى را تحت تاثیر قرار می‌دهند و هر قدر معلم، موفق باشد در ایجاد الفت و عاطفه سالم بین خود و شاگرد، به همان نسبت در شکل دادن شخصیت شاگرد موفق‌تر خواهد شد. اگر مادر و پدر در خانه و معلم در کلاس رفتار صحیح اسلامى داشته باشند لکن در سطح جامعه رفتارها با گفتارها نخوانند، هدف‌هاى تربیتى در دبستان‌ها و دبیرستان‌ها عقیم می‌مانند.

پرورش با شیوه آسان‌گیرى و جذب: یکى از فرزندان امام(ره) می‌گوید: سن تکلیف من، در تابستان بود و قم، بسیار گرم بود. روزها نیز بلند بود. امام مرا به مسافرت بردند که مسافر باشم و نتوانم روزه بگیرم، ولى در طول زمستان، هفته‌اى ۳ شب ما را بیدار می‌کردند براى سحرى خوردن، سحرى ما را می‌دادند و خود به نماز می‌ایستادند.

یکى از نوه‌هاى امام(ره) هم می‌گوید: خانه حاج احمدآقا بودیم، امام وارد شد. سوال کردند نماز خوانده‌اید؟ گفتیم: نه. گفت: بلند شوید بخوانید. گفتیم: تلویزیون فیلم دارد و اگر بخواهیم نماز بخوانیم، باید پشت به تلویزیون کنیم. گفت: عیب ندارد رو به تلویزیون بخوانید. گفتیم: اگر رکوع و سجود کنیم فیلم را نمی‌بینیم. گفت: بدون آنها بخوانید. فقط حمد و سوره بخوانید… امام مخصوصا این طور کردند که روحیه نماز خواندن در ما زنده بشود.

ایجاد روحیه خودباوری: در سخنان زیادى، امام از خودباختگى در برابر غرب و شرق (روسیه آن روز) همه مردم و از جمله جوانان را برحذر داشته است و دائما تاکید نموده که «می‌توانیم یک ملت مستقل باشیم و یک ملت آزاد باشیم، پیوند به غیر نداشته باشیم و خودمان سر پاى خودمان بایستیم و کارهاى خودمان را خودمان انجام بدهیم…» آزاد باشیم، آزاد فکر کنیم، آزاد عمل کنیم.

در روزگارى که ملت ما، به ویژه جوانان از هر نوع ابتکار، اختراع و نوآورى ممنوع بودند و جایى براى تحقق خودباورى و خوداتکایى نداشتند، امام، جوان‌ها را به آزادگى و استقلال روحى و فکرى متوجه کرد. اگر در وزارت آموزش و پرورش واحدى به نام «مرکز پژوهش و نوآورى دانش‌آموزان» وجود دارد، از برکات انگیزشى است که امام در جوان‌ها ایجاد کرد.

پرورش به شیوه محبت: در سخنى، امام به معلمان یادآور شده‌اند: این جوان‌ها و… پیش شما می‌آیند، اینها فرزندان شما هستند یک تربیت با محبت و همان‌ طورى که فرزند خودتان را می‌خواهید تربیت بکنید.

امام با فرزندان خویش نیز چنین عمل کرده‌اند. خانم دکتر طباطبایى عروس حضرت امام(ره) می‌گوید: گاهى على با امام به حسینیه (جماران) می‌رفتند. من به آقا عرض می‌کردم على با شما به حسینیه نیاید… این که امام با آن عظمت در آنجا (حسینیه) بایستد و یک بچه هم در کنار ایشان باشد و همراه امام دست تکان بدهد، بد است. ایشان فرمودند: چرا بد است؟ بچه که دلش می‌خواهد بیاید کنار من بایستد؛ بدى ندارد. بگذار بیاید و راحت باشد و هر کارى دلش می‌خواهد بکند؛ بدى ندارد.

پرورش بر مبناى فطرت: امام با توجهى که به فطرت در خلقت انسان دارند، در تربیت نسل جوان هم می‌خواهند این منبع درونى کاویده شود و پرورش، از درون جوان سرچشمه گیرد. به همین مناسبت فرموده‌اند: چنانچه این اطفال را از اول یک نحو تربیت بکنند که در آن انحراف نباشد، تربیت‌هاى مناسب با ایشان باشد… آنها را به آن راهى که فطرتشان اقتضا دارد هدایت کنند… کشور را کشور نورانى، کشور انسانى، کشور به فطرت‌الله، تربیت می‌کنند.

فطرت جوان، حق‌جویى، حق‌خواهى، دادگرى، ظلم‌ستیزى، تساوى فرصت‌ها و آزادى و آزادگى و امکان رشد براى همه استعداد‌ها را داراست. در چند سال گذشته، ما شاهد حرکت عظیم نسل جوان با توجه به همین خواست‌هاى فطرى بودیم. امروز هم از طریق تلویزیون ملاحظه می‌کنیم در بسیارى از کشورهاى جهان در صف مبارزه با ستم و استبداد و استعمار، جوانان پیشقدم هستند، در نظام آموزشى، با توجه به فطرت، کتاب‌ها و مقالات خوب و گوناگونى در چند سال اخیر نوشته شده است.

نقش خانواده در تربیت: امام خمینی‌(ره) در زمینه نقش خانواده و خصوصا مادر در تعلیم و تربیت فرزندان، بیانات متنوع و مبسوطى دارند که به ذکر برخى از آنها اکتفا می‌شود.

اولین مدرسه‌اى که بچه دارد، دامن مادر است. مادر خوب، بچه خوب تربیت می‌کند؛ چون بچه‌ها، آن علاقه‌اى که به مادر دارند به هیچ کس ندارند و در دامن مادر که هستند، تمام… آرزوهایى را که دارند، خلاصه می‌شود در مادر و همه چیز را در مادر می‌بینند.

بچه‌ها از اول که در دامن مادر نباشند، عقده پیدا می‌کنند و اکثر مفاسد از این عقده‌هایى است که بچه‌ها پیدا می‌کنند. تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد که چنانچه خانواده در رفع مشکلات رفتارى و آموزشى کودک نقش عاملانه و فعال داشته باشد، در آن صورت، اقدامات درمانى درمانگر تاثیر خواهد گذاشت.

تکرار و تلقین

در دیدگاه امام‌(ره) یکى از روش‌هایى که می‌توانست مفید باشد «تلقین» بود: انسان خودش هم اگر بخواهد ساخته شود باید آن مسائلى که مربوط به ساختن خودش است، تلقین کند و به خودش تکرار کند. مطلبى که تاثیر در نفس و انسان باید بکند، با تلقینات و تکرارها، بیشتر در نفس انسانى نقش پیدا می‌کند.

از روش‌هاى معمول، در شیوه تربیت امام‌(ره)، موضوع «تلقین و تکرار» است، همچنان‌که خود می‌فرمود: خط عقل همان اعتقاد جازم برهانى است و این حاصل برهان اگر با مجاهلات و تلقین به قلب نرسد، فایده و اثرش ناچیز است…

قرآن که یک کتاب تربیتى است به خصوص در مسائل اخلاقى، به طور آشکار از این ابزار بهره می‌گیرد و مسائل مربوط به این موضوع را به تکرار و تلقین به قلب مؤمنان وارد می‌کند. این مساله گاهى در کلمات امام‌(ره) به صورت توصیه در به کارگیرى آن در امر خودسازى مطرح می‌شود. مثل این‌که خطاب به فرزند گرامی‌شان می‌فرمایند: … پسرم!

چه خوب است به خود تلقین کنى و باور خود بیاورى یک واقعیت را، که مدح مداحان و ثناى ثناجویان چه بسا انسان را به هلاکت برساند و از تهذیب دورتر و دورتر سازد…

گاهى اوقات خود آن حضرت، با اعمال این روش، به کار تربیت خلق می‌پردازد: آقایان می‌دانند، لیکن تذکر باز خوب است…

صابر محمدى‌

منبع: روزنامه  جام جم

مدارا با زن، کلید زندگی شیرین

فَاعْفُواْ وَ اصْفَحُواْ حَتىَ‏ یَأْتىِ‏َ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِیرٌ؛

شما آنها را عفو کنید و گذشت نمایید تا خداوند فرمان خودش را بفرستد؛ خداوند بر هر چیزى تواناست.(بقره، ۱۰۹)

مدارا و نرم‌خویی با خانواده، مهمترین اخلاقی است که هر مردی باید در منزل داشته باشد تا در سایه آن، بتواند یک زندگی با صفا داشته باشد.

مدارا، با رفق مترادف می‌باشد، در کتب لغت این دو، به این گونه تعریف شده است:

مدارا یا رفق عبارت است از نرم برخورد کردن با دیگران، به آن‌ها جا دادن و در حق آنان خشونت روا نداشتن که در پیدایش سه زاویه خوش اخلاقی یعنی نرم برخورد کردن، همدمی نیکو و تحمل کردن دیگران به گونه‌ای که از انسان فرار نکنند، نقش فراوانی دارد.(حسین زاده، ص ۱۰۵).

مدارا، بیشترین تأثیر را در اصلاح یا کاستن ناسازگاری همسران دارد. اساساً بدون رفق و مدارا نمی‌توان از زندگی بهره برد و زندگی بدون بهره‌مندی، در این حالت، تنها از شکل برخوردار ولی فاقد روح و معنا ست.

از این رو حضرت علی(علیه السلام) مدارا با همسر را در همه حال تأکید نموده است:

«با زنان در همه حال، مدارا کنید، خوش‌زبان و نرمخو باشید، و در تمام امور نیکی نمایید.»

و همین طور مدارا با همسر را کلید «زندگی با صفا» می‌داند، به معنی دیگر، اگر کسی خواهان زندگی خوب و زیبا و با صفا می‌باشد، باید با همسر خود، در همه حال و همواره با او مدارا کند، تا از زندگی شیرین و عاشقانه بهره‌مند شود.

از این رو، امام علی(علیه السلام) در این باره به فرزندش محمد بن حنفیه می‌فرماید:

در هر حال با همسرت مدارا کن و با او مصاحبت خوبی داشته باش تا زندگی باصفا و سرشار از محبت داشته باشی(شرح من لایحضر ج۱۳صفحه ۷۵ ).

ضرورت مدارا

مدارا، از صفاتی است که در زندگی اجتماعی به آن محتاج می‌باشیم؛ خانواده که کوچک‌ترین اجتماع است به این قانون نیازمند می‌باشد. خدای متعال در ارتباط با معاشرت با مردم، پیامبرش را، دائم به داشتن صفت مدارا با آنها سفارش می‌نموده است:

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمودند: پروردگار من هم چنان که به انجام واجبات امر می‌نموده، به مدارا با مردم نیز امر می‌کرده است. در حدیث دیگری فرمودند:

جبرئیل که پیش پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌آمدند، می‌فرمودند: یا محمد!، پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید که با خلق من مدارا کن(وسائل‏ الشیعه ج: ۱۲ ص: ۲۰۰).

عقل از صفاتی است که در زندگی شخصی و اجتماعی، ضرورت آن بر کسی پوشیده نیست، مدارا کردن با مردم، نشانه عقل انسان و بلکه عقل مردم می‌باشد:

َعلی(علیه السلام): اعْلَمْ أَنَّ رَأْسَ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِیمَانِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَارَاهُ النَّاسِ؛

علی(علیه السلام): بدان که راس عقل بعد از ایمان به خدا عزوجل، مدارا کردن با مردم می‌باشد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم): أَعْقَلُ النَّاسِ أَشَدُّهُمْ مُدَارَاهً لِلنَّاسِ وَ أَذَلُّ النَّاسِ مَنْ أَهَانَ النَّاسَ؛

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: عاقل‌ترین مردم، کسی است که با آنها بیشتر از همه مدارا می‌کند و پست‌ترین مردم، کسی است که به مردم بیشتر اهانت می‌کند. و هم چنین مدارا با مردم نصف ایمان است:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مُدَارَاهُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِیمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَیْشِ؛

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: مدارا با مردم، نصف ایمان و رفق با آنها نصف زندگی است.

بنابراین مؤمن، در خانه باید با اهل آن به خصوص همسرش، با مدارا رفتار کند و مراقبت از این صفت را جزء وظایف اولیه و مهم خود به حساب آورد.

آثار و فواید مدارا

مدارا کردن علاوه بر آن که زندگی زناشویی را با صفا و شیرین می‌نماید، صدقه محسوب شده و هم چنین اجر و ثواب شهادت را به انسان می‌دهند:

قال النَّبِی(صلی الله علیه و آله و سلم): مَن عاشَ مُداریًا ماتَ شَهیدًا وَ قالَ مُداراهَ النّاسِ صَدَقَهً؛

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر کسی که با مردم مدارا کند، مانند آن است که شهید مرده است و فرمودند: مدارا با مردم، صدقه در راه خدا می‌باشد.

مدارا چیست؟

با ضرورت و آثار مدارا کردن آشنا شدیم، مدارا کردن یعنی چه ؟ چه رفتاری با دیگران باید داشته باشیم؟ نکته مهمی که در امر مدارا باید توجه کرد، این که به بهانه مدارا نباید نسبت به انجام وظایف خود کوتاهی کنیم؛ بنابراین در اصل ادای وظایف چیزی به نام مدارا وجود ندارد؛ ولی در راهکار و کیفیت ادای وظیفه، مدارا یک اصل انکار ناپذیر است که برای رسیدن به هدف، رعایت آن ضروری است. مثلاً اگر همسرمان حجاب را رعایت نمی‌کند نمی‌توانیم به عنوان مدارا او را آزاد بگذاریم، ولی در شیوه تربیت و آموزش می‌تواند از خشونت استفاده نکنیم بلکه از روشی نرم او را هدایت کنیم. همرنگی با جماعت، پایبندی به بعضی از سنت‌ها و حفظ موقعیّت به هر قیمت، هرگز نمی‌توان به بهانه مدارا کردن نافرمانی حق نمود. به طور کلّی هرجا مدارا باعث ارتکاب گناه مدارا کننده شود، مدارا مطلوب نیست.

به عبارت دیگر، مدارا کردن، رفتاری است که موجب جلوگیری از درگیری‌های بی‌فایده و موجب پیوند بیشتر با دیگران می‌باشد.

مدارا کردن شامل رفتار‌های زیر می‌شود:

۱- عفو و بخشش

۲‌. تحمل کردن رفتار بد دیگران

۳- هم مصاحبتی زیبا

۴- خوش اخلاقی

۵- نیکی کردن

منبع: تبیان؛ عباس خراسانی(مدرس دانشگاه علامه طباطبائی)؛ تنظیم: ندا داوودی

خوش اخلاق باش!

کسی که خوش اخلاق باشد، با مردم خوشرفتارى کند، با لب خندان سخن بگوید، در مقابل حوادث و مشکلات بردبار باشد، محبوب همه است، دوستانش زیادند، همه دوست دارند با او معاشرت و رفت و آمد کنند، عزیز و محترم است، به ضعف اعصاب و بیماری‌هاى روانى مبتلا نمی‌شود، بر مشکلات و دشواری‌هاى زندگى پیروز می‌گردد، از زندگى لذت می‌برد، و برمعاشرانش خوش می‌گذرد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هیچ زندگانى، گواراتر از خوش اخلاقى نیست.»(۱)
اما کسی که بداخلاق باشد، با صورت درهم کشیده با مردم ملاقات کند، در مقابل حوادث و ناملایمات داد و فریادش بلند شود، بی‌خود داد و قال راه بیندازد، تندخو و بدزبان باشد زندگى تلخ و ناگوارى خواهدداشت، خودش همیشه ناراحت و معاشرینش در عذابند، مردم از او متنفر و از معاشرتش گریزانند، آب خوش از گلوى خودش و معاشرانش پائین نمی‌رود، خواب و خوراک درستى ندارد. براى انواع بیماریها مخصوصا ضعف اعصاب کاملا آمادگى دارد، همیشه اوقاتش تلخ و آه و ناله‌اش بلند است، دوستانش کم‌اند، محبوب کسى نیست.
پیغمبر اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آدم بد اخلاق، نفس خودش را در رنج و عذاب دائم قرار می‌‌دهد.»(۲)
خوش اخلاقى براى همه لازم است مخصوصا براى زن و شوهر ضرورت دارد، زیرا همیشه با هم هستند و ناچارند با هم زندگى کنند.
خانم محترم! اگر می‌خواهى به خودت و شوهر و بچه‌هایت خوش بگذرد، اخلاقت را اصلاح کن، همیشه شاد و خندان باش، اوقات تلخى و دعوا نکن، خوش برخورد و شیرین‌زبان باش، با اخلاق‌خوش می‌توانى خانه‌ات را به صورت بهشت برین درآورى، حیف نیست با بداخلاقى آن را به صورت جهنم سوزانى تبدیل کنى و خودت و شوهر و فرزندانت در آن معذب باشید؟ تو می‌توانى فرشته رحمت باشى، محیط خانه را با صفا و نورانى گردانى، چرا آن را به صورت زندان تاریکى در می‌آورى؟ لب خندان و شیرین زبانى تو دل شوهر و فرزندانت را غرق سرور و شادمانى می‌گرداند، غم و اندوه را از دلشان بر طرف می‌سازد. آیا می‌دانى: بامداد که فرزندانت به مدرسه یا سر کار می‌روند اگر با تبسم و گرمى از آنها بدرقه کنى، چه تاثیر نیکویی در روح و اعصابشان خواهى گذاشت.
اگر به زندگى و شوهرت علاقه دارى، بداخلاقى نکن، زیرا اخلاق خوب، بهترین پشتوانه پیمان زناشویى است.
اکثر طلاقها در اثر بدرفتارى زن و شوهر و عدم توافق اخلاقى پیدا می‌شود. آمار طلاقها این مطلب را تایید می‌‌کند. عدم توافق اخلاقى، نخستین علت بروز اختلافات خانوادگى است.
به عنوان نمونه به آمار سال‌هاى ۴۷ و ۴۸ و ۴۹ اشاره می‌کنیم: «درسال ۱۳۴۷ از ۱۶۰۳۹ پرونده شکایت که به دادگاه خانواده رسیده است، ۱۲۷۶۰ پرونده بر اساس عدم توافق اخلاقى بوده است. در سال ۱۳۴۸ ازمی‌ان ۱۶۰۵۸ پرونده اختلافات زناشویى ۱۱۲۴۶ پرونده به عدم توافق میان زن و شوهر اختصاص داده شده است. یعنى با یک آمار خیلى ساده مى‌بینیم که بیش از هفتاد درصد اختلافات زناشویى به واسطه عدم توافق اخلاقى بروز می‌‌کند.(۳)»
خانم محترم! با خوش اخلاقى عشق و محبت شوهرت را جلب کن تا به زندگى و خانواده علاقمند شود، با شوق و ذوق کار کند و اسباب رفاه شما را فراهم سازد، اگر خوش اخلاقى کردى، دنبال شب نشینى و عیاشى نمى‌رود و زودتر به خانه می‌آید.
زنى به شوراى داورى شکایت کرد که: «شوهرم همیشه ناهار و شام را بیرون خانه می‌خورد.
شوهر جواب داد: علت اینست که زنم اصلا سازگارى ندارد و بداخلاق‌ترین زن دنیاست.
زن ناگهان خیز برداشت و در حضور اعضاى داورى، شوهرش راکتک زد.(۴)»
این خانم نادان، خیال می‌کرد با شکایت و فحش و کتک می‌‌توان شوهر را به خانه جلب کرد، در صورتى که یک راه عقلى و ساده داشت و آن خوشرفتارى و خوش اخلاقى بود.
زنى در شوراى داورى گفت: شوهرم ۱۵ ماه است که با من حرف نمی‌زند و مخارج ما را به وسیله مادرش مى‌فرستد.
مرد در جواب گفت: چون از دست بداخلاقی‌‌هاى زنم به تنگ آمده بودم تصمیم گرفتم صحبت نکنم و مدت ۱۵ ماه است به این کار ادامه می‌دهم.(۵)»
اکثر مشکلات زناشویى را با هوشیارى و اخلاق‌خوش می‌‌توان حل کرد. اگر شوهرت کم‌محبت است، اگر به خانه و زندگى علاقه ندارد، اگر دنبال عیاشى می‌رود، اگر دیر به خانه می‌آید، اگر شام و ناهار را بیرون صرف می‌‌کند، اگر بدرفتارى می‌‌کند، اگر تندخویى و دعوا می‌‌کند، اگر ثروتش را به باد می‌دهد، اگر دم از طلاق و جدایى می‌زند همه این ها و صدها مانند این ها را به وسیله خوشرفتارى و اخلاق خوش می‌توان حل کرد. تو اخلاق و رفتارت را عوض کن و نتیجه اعجازآمیز اخلاق خوب را تماشا کن.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «خدا به آدم خوش اخلاق ثواب جهاد می‌دهد، صبح و شب برایش ثواب نازل می‌شود.(۶)»
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: هر زنی که شوهرش را اذیت کند و اندوهگینش سازد و از رحمت خدا دور است. و هر زنی که به شوهرش احترام بگذارد و آزارش نرساند و فرمانبردارش باشد، خوشبخت ورستگار است».(۷)
به رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) عرض شد: «فلان شخص، زن خوبى است. روزها روزه دارد و شبها عبادت می‌‌کند. لیکن بداخلاق است همسایگانش را آزار می‌رساند».
فرمود: «هیچ خیر و خوبى ندارد. و از اهل دوزخ می‌باشد(۸)».

پی‌نوشت‌ها

۱-بحار ج ۷۱ ص ۳۸۹٫
۲-بحار جلد ۷۳ ص ۲۹۸٫
۳-اطلاعات ۱۵ آذر ۱۳۵۰٫
۴-اطلاعات ۳ بهمن ۱۳۵۰٫
۵-اطلاعات سوم شهریور ۱۳۴۹٫
۶-بحار ج ۷۱ ص ۳۷۷٫
۷-بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۳٫
۸-بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۳٫

منبع: امی‌نی، ابراهیم؛(۱۳۶۷؟)، آئین همسرداری یا اخلاق خانواده، تهران: اسلامی‌، چاپ پانزدهم.

زیربناى تربیت در جامعه اسلامى از نگاه امام صادق(علیه السلام)

خانواده، واحد و هسته کوچک شده جامعه انسانى است و بازتاب روابط نیک و بد خانواده، در جامعه خود را نشان مى‏‌دهد و مردان بزرگ در دامن مادران فرزانه و حمایت پدران دلسوز، بزرگ شده‏ اند. اگر رأفت و مودت و عقلانیت بر محیط خانه حاکم باشد، زن و شوهر در آرامش بسر برده و در سایه این درخت برومند و سایه گستر، مردان و زنان رشید و فرزندان شایسته تربیت مى‏‌شوند. ولى خانواده ناآرام و پرکشمکش، پایه‏‌هاى تربیت و رشد کودکان را لرزان و فرزندانى ناکارآمد و را جامعه تحویل مى‏‌دهد. امام صادق(علیه السلام) پرچمدار بزرگ مکتب اهل‏بیت، در گفته‏‌ها و رهنمودهاى ارزنده و کارگشا، شیوه درست زندگى و راه‌هاى تعامل انسانى در خانواده را به مسلمانان نشان داده است.

در این رهنمودها، زن و شوهر، نه دو رقیب و دو شریک تجارى، که مایه انس و کمال و رشد یکدیگرند و در سایه همدلى و تعاون و تعامل درست آن دو، خانواده خداگونه شکل مى‏‌گیرد. در مکتب امام صادق(علیه السلام)، تار و پود زندگى انسانى بایستى با رشته‏‌هاى عواطف انسانى و عشق و ایثار پیوند خورد و اگر عشق و علاقه دو جانبه میان زوجین نباشد، هیچ قانون بشرى و امر و نَهى ‏هاى عرفى و حکومتى نمى‏‌تواند آرامش را در خانه برقرار سازد. زن و شوهر نسبت به یکدیگر حقوق و وظایف متقابلى دارند که اگر آن را به راستى پاس دارند، خانواده ‏اى گرم و پر نشاط و پویا و امیدوار را شکل داده و زمینه‏‌هاى رشد و تکامل خود و فرزندان، در آن فراهم مى‏‌شود.

و اگر هر یک از آن دو، از حدود و مرزهاى خود سر پیچد، در گردش رو به رشد و سلامت این هسته انسانى، وقفه ایجاد شده و ستیز و تیره‌روزى، جاى بهروزى و آرامش را پر خواهد کرد.
امام ششم(علیه السلام) براى موفقیت در خانواده، زن و شوهر را به رعایت چند نکته توجه داده است: «لا غنى بالزوج عن ثلثه اشیاء فیما بینه و بین زوجته، و هى الموافقه لیجتلب بها موافقتها و محبتها و هواها و حسن خلقه معها و استماله قلبها بالهیئه الحسنه فى عینها و توسعته علیها.
و لا غنى بالزوجه فیما بینها و بین زوجها الموافق لها عن ثلاث خصال و هّنَ: صیانه نفسها عن کل دنس حتى یطمئنّ قلبه الى الثقه بها فى حال المحبوب والمکروه. و حیاطته لیکون ذلک عاطفا علیها عند زلّه تکون منها. و اظهارالعشق له بالخلابه و الهیئه الحسنه لها فى عینه
»(۱)
امام صادق(علیه السلام) در این روایت براى موفقیت در خانواده، نخست وظایف مرد را شرح کرده است:
الف: بایستگی‌هاى شوهر: «لاغنى بالزوج عن ثلثه فیما بینه و بین زوجته»؛ شوهر در آنچه میان او و همسرش گذرد، از سه چیز بى‏ نیاز نیست:
۱- موافقت و سازگارى با زن‏ امام صادق(علیه السلام)، نخستین سرمایه مرد براى ایجاد روابط حسنه با همسر را موافقت با بانوى خانه شمرده است و براى آن آثار مثبت و نیکویى شرح کرده است. «و هى الموافقه لیجتلب بها موافقتها و محبتها و هواها؛ همراهى با او تا با همراهى متقابل و محبت علاقه او را به دست آورد.» موافقت، از ماده وفق به معناى: همراهى، حسن انقیاد، نرمش و مدارا در برابر عنف و شدت عمل آمده است.(۲)

به این شرح؛ مرد در مواردى از خواسته‏‌ها و حقوق خود به سود همسرش بگذرد؛ چه زن و شوهرى که هماره شب و روز با هم زندگى مى‏‌کنند و در همه شئون زندگى با یکدیگر شریک و دمخورند، گاه در زندگى مشترک، میان‏شان اختلاف سلیقه پیدا مى‏‌شود، براى آنکه تفاوت دیدگاه‌ها و خواسته‏‌ها اساس زندگى را نلرزاند بایسته است زن و مرد از برخى خواهش‏‌هاى شخصى به سود شریک زندگى بگذرند. از آنجا که مرد، رئیس و قیّم زندگى است و توانایى بیشترى براى اجراى خواسته‏‌هاى خود دارد نرمش عزتمندانه و از سر اقتدار او در برابر خواسته‏‌هاى کوچک زن، نوعى احترام به بانوى خانواده است و محبت و علاقه دو چندان او را در پى دارد.

گذشت و همراهى مرد با زن، روح و روان او را مجذوب مرد ساخته و بانوى خانه همه علاقه و محبت خود را به پاى مرد مى‏‌ریزد. امام صادق(علیه السلام) در این روایت در پیامد جلب موافقت زن فرموده است: – در سایه رفق و مداراى مرد زن نیز با خواسته‏‌هاى مرد همراه مى ‏شود. – زن همه دوستى و اخلاص خود را نثار مرد مى‏‌سازد. همراهى مرد با زن، زمینه‏ ساز عشق و دلدادگى زن به مرد شده و پیوند او را با شوى، دو چندان مى‏‌کند.
امام ششم(علیه السلام)، در روایتى دیگر، معاشرت جمیله را از بایستگى‏‌هاى رفتارى مرد شمرده و تأکید فرموده مرد ولو به تکلف و تلاش باید آن را در خود ایجاد کند: «اِن المرء یحتاج فى منزله و عیاله الى ثلاث خصال یتکلفها و ان لم یکن فى طبعه ذلک: معاشره جمیله و سعه بتقدیر و غیره بتحصن؛(۳)
مرد در اداره خانه و خانواده ‏اش نیازمند است خود را به سه خصلت بیاراید گرچه این خصال در سرشت او نباشد: رفتارى خوش، گشاده‏ دستى به اندازه و غیرتى همراه با خویشتن دارى.» رفق و مدارا از مصادیق معاشرت جمیله است. در سایه همدلى آرامش بر خانه حاکم شده، زن و مرد از زندگى لذت مى‏‌برند و کودکان در محیط امن و با آسایش بالیده و دره اى رزق و روزى به رویشان گشوده مى‏‌شود. در روایتى دیگر، روزى حلال و فراغ و باز شدن درهاى رحمت و برکت خداوندى از پیامدهاى رفق و مدارا در خانواده شمرده شده است.

اّی ما اهل‏بیت اعطوا حظّهم من الرفق فقد وسّع ‏اللّه علیهم من الرزق(۴) ۲- حُسن خلق‏ از آداب معاشرت و وظایف مرد در خانواده، حُسن خلق است. حسن خلق: خوى خوب و پسندیده در برابر بدخویى و کج‏تابى. حُسن خلق شاخه‏ اى از مکارم اخلاق یعنى: سجایا و خصلت ‏هاى نیک انسانى چون، عفو و بخشش و صبر و شکر و غیرت و شجاعت و وفا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اّنما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق(۵)؛ من از طرف خداوند مبعوث شده‌ام تا مکارم اخلاق را کامل کنم.» حُسن خلق یعنى نرم خویى، طلاقت وجه، برخورد پسندیده.

امام صادق در روایتى مرزهاى آن را چنین بیان فرموده است. حسن بن‏ محبوب از برخى از اصحاب نقل کرده: «قلت لابى عبداللّه(علیه السلام) ما حدّ حسن الخُلق؟ قال: تلین جانبک و تطیب کلامک و تلقى اخاک بِبِشر حَسَن.(۶)؛ از امام صادق پرسیدم مرز حُسن خلق چیست؟ فرمود: با مردم به نرمخویى و گرمى برخورد کنى، پاک و منزه و در کمال ادب سخن بگویى و در روبه رو شدن با برادرانت متبسم و گشاده‏ روى باشى.» از این ‏رو، رفتارهاى پسندیده‌اى چون پیشى گرفتن در سلام، مصافحه، پوشیدن لباس پاکیزه، عطر زدن، عیادت بیماران، در تشیع جنازه شرکت کردن، تسلیت به مصیب‏ دیدگان، بدرقه و پیشواز مسافر رفتن، همه و همه در حوزه حُسن خلق مى‏‌گنجد(۷)

و بخشى از ماموریت‏‌هاى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رواج آداب نیک در میان مردم است. امام صادق(علیه السلام) توصیه فرموده است: مرد براى گرم کردن کانون زندگى بایسته است: خود را به زیور حُسن خلق بیاراید: «و حسن خلقه معها و استعماله استماله قلبها بالهئیه الحسنه فى عینها؛ و خوش‏ خویى با او و بکار بردن (فنون) دلجویى از او به صورتى که در چشمش زیبا آید.» برابر سفارش امام، خوش‏خویى اقتضاء مى ‏کند: مرد خویشتن دار باشد، نه تنها بر خشم و غضب خود پیروز آید که غم و اندوه خود را نیز در دل پنهان دارد و به زبان نیاورد.
و براى همسرش، سنگى صبور باشد تا آن یار مهربان بتواند دردها و اندوه روزانه خود را با مرد به عنوان مونس محرم و پناه گاه مطمئن در میان نهد و در پرتو همدردى مرد، اندکى آرامش یابد و افزون بر خوش رویى خوشگو هم باشد و از واژه‏‌هاى زیبا و امیدآفرین در گفتگوها استفاده کند و از سخن ملال ‏انگیز و رنجش ‏آور پرهیز کند. علماى اخلاق، سفارش کرده‏ اند: مرد در ورود به منزل سلام کند، از زوجه‏اش دلجویى کند و در برابر زحمت‏‌ها و رنج‏هایى که در نگهدارى فرزندان و تهیه غذا مى‏‌کند از او قدردانى کند و موفقیت خود را مدیون رنج‏ه اى او بداند، از احوال بستگان همسرش جویا شود و خود را علاقمند به سرنوشت آنان نشان دهد، این‌ها در جلب علاقه زن به مرد حکم کیمیا را دارد.

امام باقر(علیه السلام) در تأثیر داروى محبت فرموده‏ اند: «البشر الحسن و طلاقه الوجه مکسبه للمحبه و قربه من‏اللّه و عبوس الوجه و سوء البشر مکسبه للمقت و بعدٌ من‏اللّه(۸)؛ چهره خرم و گشادى رخسار مایه جلب دوستى و نزدیکى به خداست و ترش‏رویى و دُژم چهرگى موجب دشمنى و دورى از خداست.» ایجاد زمینه احترام به رئیس خانواده: امام صادق در ذیل توصیه به خوش ‏خلقى افزوده‏ اند: که مرد افزون بر خوش‏ خلقى بایستى مراقب گفتار و رفتارش در زندگى باشد و حلال و حرام خداوندى را پاس دارد و در میان خانواده و فرزندان به عدالت رفتار کند و دست و دیده‏ اش از گناه دور باشد تا اطمینان زن را به دست آورد و زن به او به دیده تکریم بنگرد و به شوهر افتخار کند؛ چه گناه و پاس نداشتن مرزها و حریم الهى، مرد را در دل و دیده زن، کوچک مى‏‌کند و زمینه نافرمانى را در او تقویت مى ‏کند.

از جمله: «استعماله استماله قلبها بالهیئه الحسنه فى عینها.» استفاده مى‏‌شود که مرد باید با ابهت و اقتدار و صلابت باشد تا در چشم زن زیبا جلوه کند و آن چنان نرم و رمیده و ترسیده نباشد که در دیده زن سبک و بى‏ ارزش بنماید؛ زیرا آنچه زن و مرد را به همدیگر علاقمند مى‏‌سازد تفاوت‏‌هاى طبیعى زن و مرد است، زن، مظهر احساس است و نرمش و صلح‏ جوئى و هوادار آرامش و احساسات مادرانه است. و مرد، نماد منطق و صلابت و مردانگى و اقتدار و مدیریت. این ویژگى‏‌ها در مرد بیشتر باشد در دل و دیده زن از احترام و شایستگى بیشترى برخوردار خواهد بود.

و اگر مرد همان صفات و ویژگى‏‌هاى زن را دارا باشد، نمى ‏تواند در چشم زن به عنوان قهرمان جلوه کند و از او الگو گیرد. تجمل و خودآرایى‏ تجمل و خودآرایى مرد از جمله مؤلفه ‏هاى ابهت و احترام مرد در نزد همسر است؛ چه زیبایى و آراستن ظاهر به آدمى، محبوبیت مى‏‌بخشد و تمایل بشر به جمال، از خواهش‏‌هاى غریزى است. مردم به لباس نیکو و آراستگى علاقه دارند و آن را نشانه نظم و فرهنگ و شعور مى‏‌شمرند از این ‏رو، قرآن و سنت، مسلمانان را به آراستگى و زینت تشویق کرده‏ اند.

امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «اِنَّ اللّه یحب الجمال و التجمل؛(۹) خداوند زیبایى و خودآرایى را دوست مى‏‌دارد.» امام ششم، از جدش امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل فرموده است: خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد و نیز دوست دارد آثار نعمت‏هاى خود را در میان بندگانش ببیند.(۱۰) پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) براى دیدار مؤمنان خود را مى‏‌آراست و از ژولیدى و آشفتگى سر و موى پرهیز داشت. وقتى بایسته باشد مؤمن براى دیدار زودگذر برادر مؤمن، خود را بیاراید، همدم و مونس دائمى در این باره حقوق بیشترى دارد.

طبرسى در این باره نوشته است: پیامبر(علیه السلام) خود را براى دیدار یاران آماده مى‏‌کرد چه رسد به خانواده، ولقد کان یتجمل لاصحابه فضلا عن اهله.(۱۱) حُسن خلق و نرم خویى و خوش‏گویى و آراستگى مرد، زن را به شور و نشاط مى‏‌آورد. افسردگى‏‌هاى او را از میان مى‏‌برد و زن نیز متقابلاً خوش اخلاق شده با لبان خندان با مرد رو به ‏رو مى‏‌شود. مرد خانه با دیدن زن خوش‏خوى، خستگى‏‌هاى روزانه‏‌اش از میان مى ‏رود. مرد نیز نیازمند به صبورى زن است، او انتظار دارد پس از آن همه در پى لقمه نان دویدن، وقتى خسته و کوفته به خانه برمى‏ گردد مصاحبت و همدردى زن و فرزند بار او را سبک سازد و در خانه با چهره‏‌هاى خندان و شاداب رو به ‏رو شود، دیدن چهره‏‌هاى دژم و درهم کشیده نخواهد توانست انتظار او را برآورده سازد.

پیامد، حُسن خلق، افزون بر آثار معنوى، رونق زندگى و برکت و آبادانى آن است، چه همکارى و همدلى و نشاط و انرژى توان کار و فعالیت را بالا برده و به زندگى برکت مى‏‌دهد. به فرموده امام صادق(علیه السلام): «البّر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فى الاعمار؛(۱۲) نیکى و اخلاق خوش سرزمین را آباد و عمرها را طولانى مى‏‌کند.»
۳- توسعه و گشاده ‏دستى‏ زن و فرزند، عیال مرد و اسیران در دوست اویند و هماره چشم به راه او. پیشواى امت اسلامى، سفارش فرموده: براى ایجاد خانه آرام و زندگى سعادتمند، مرد بایستى از فشرده دستى و امساک به دور باشد و از رزق و روزى که خداوند به او عطا کرده، بر اهل و عیالش توسعه دهد و در زندگى، خوراک و مرکب و لباس و مسکن‏‌شان گشایش دهد. و این خود، مرد را در چشم اهل خانه عزیز و مقتدر مى‏‌کند.

امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «کفى بالمرء اثماً اَن یضّیع مَن یعول فَیه؛ همین گناه براى مرد بس که نان‏خور عیال خود را ضایع کند.» عیال، مجموعه کسانى هستند که رزق و مخارج‏شان بر عهده مرد است. بخشى از طلاق‏ها و کشمکش‏‌هاى زندگى از بى‏ توجهى مرد به مخارج زندگى سرچشمه مى‏‌گیرد که مرد با فشرده ‏دستى و یا اعتیاد و یا ندانم‏کارى و … درآمد را در زندگى هزینه نمى‏‌کند و خانواده را در عسر و حرج نگه داشته و این خود در دراز مدت به انفجار در کانون خانواده مى‏‌انجامد.

امام صادق(علیه السلام) در روایتى به فشرده ‏دستان هشدار داده است: «اِنَّ عیال الرجل اسراؤه فمن انعم علیه‏اللَّه فلیوسع على اُسرائه، فان لم یفعل یوشک ان تزول تلک النعمه عنه؛(۱۳) همانا خانواده مرد اسیران اویند هرکس خداوند به او نعمتى عنایت کرده بر عیال خود ببخشد، اگر این کار نکند چه بسا این نعمت از کف برود.» امام ششم، سعى و عمل و کار و کوشش براى عمران و آبادى و توسعه بر خانواده را از عوامل مؤثر در سعادت مادى و معنوى شمرده ‏اند و به شیعیان سفارش فرموده ‏اند: از تنبلى و کم‏‌کارى بپرهیزند.

امام ارزش مجاهدات کارگران را در ردیف فداکارى سربازان اسلام در دفاع از مرزهاى اسلام به شمار آورده‌اند علاوه بر آن، ائمه(علیه السلام) خود، کار مى ‏کردند و عملا مردم را به سعى و کوشش دعوت مى‏‌کردند: «عن ابى عبدالله(علیه السلام) الکاد على عیاله کالمجاده فى سبیل‏اللَّه؛(۱۴) امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسى که در طلب روزى خانواده خود کار مى‏‌کند و به سعى و کوشش تن مى ‏دهد مانند مجاهدى است که در راه خدا جهاد مى‏‌کند.» «عن ابى عَمرو الشیبانى قال: رایت اباعبداللَّه(علیه السلام) و بیده مسحاه و علیه ازار غلیظ یعمل فى حائط له و العرق یتّصاب عَن ظهره فقلت جعلت فداک اعطنى اکفک. فقال: لى انّى احبّ ان یتاذى الرجل بحرّ الشمس فى طلب المعیشه؛(۱۵)

ابى عَمرو شیبانى مى‏‌گوید: امام صادق(علیه السلام) را دیدم که بیلى در دست و جامه خشنى در بر داشت در محوطه [باغ.. ]خود، کار مى‏‌کرد و عرق از پشتش مى‏‌ریخت. گفتم: بیل را به من بدهید تا کار شما را انجام دهم. فرمود: دوست دارم. مرد در راه به دست آوردن معاش، آزار حرارت آفتاب را تحمل کند.» صادق آل ‏محمّد(صلی الله علیه و آله و سلم) در سفارشى دیگر تأکید فرمود: کار و تلاش براى مخارج خود و زن و فرزند و صله ‏رحم و صدقه و مخارج حج و عمره، دنیاطلبى نیست.(۱۶)

ب: وظایف زن در خانواده‏ زن، وزیر مرد است و کمک کار و مشاور خانواده و متقابلا نسبت به مرد وظایفى دارد اگر آن را به درستى انجام دهد، مرد در انجام مسئولیت‏‌هاى خود موفق و زندگى به کام هر دو شیرین مى‏‌شود و از این درخت تناور و ریشه‏ دار میوه‏‌هایى شیرین به جامعه عرضه مى ‏شود. امام صادق (علیه السلام) در این روایت فرموده است: «و لا غنى للزوجه فیما بینها و بین زوجها عن ثلاث خصال؛ زن نیز در روابط خود با همسرش از سه ویژگى بى‏ نیاز نیست.»

۱- پاک و پاکیزگى: «صیانه نفسها من کل دنس حتّى یطمئن قلبه الى الثقه فى حال المحبوب و المکروه؛ نخست آن که خود را از هر آلودگى پاک دارد تا مرد در حال خوشنودى و خشم به او مطمئن باشد.» عفاف، زینت زن است، زن بایستى جسم و جانش را از هرگونه گناه و لغزش و خطا دور دارد. و حریم خانواده را از نگاه و دست و زبان نامحرمان حفظ کند. بایسته است زن در سخن گفتن با نامحرمان حریم نگه دارد و در لباس پوشیدن و راه رفتن از تبرج و خودنمایى در بیرون از سراى شوى بپرهیزد و زینت و دارایى خود را به رخ دیگران نکشد که این کار افزون بر اندوه ناک کردن تنگ دستان و افراد نادار راه نفوذ و رخنه بیماردلان را به حریم خانواده باز مى‏‌کند و نامحرمان به خود اجازه چشم‏ چرانى و دست‏ درازى به حریم دیگران مى‏‌دهند.

عفاف و حجاب و پاسدارى زن از ناموس خود او را در دل و دیده مرد عزیز و بزرگ مى‏‌کند، به او مطمئن شده و به دیدار او خرسند شده و خود را در بهشت مینو مى‏‌بیند و هیچ گاه بدگمانى و سوءظن در وجودش راه نمى‏‌یابد: زن خوب فرمانبر پارسا کند مرد درویش را پادشا برو پنج نوبت بزن بر درت‏ چو یارى موافق بود در برت‏ همه روز اگر غم خورى غم‏ مدار چو شب غمگسارت بود در کنار کرا مستور باشد زن و خوبروى‏ به دیدار او در بهشتست شوى‏ کسى برگرفت از جهان کام دل‏ که یکدل بود با وى آرام‏دل‏ اگر پارسا باشد و خوش‏سخن‏ نگه در نکویى و زشتى مکن‏ زن خوش‏منش دل نشان‏تر، که خوب‏ که آمیزگارى بپوشد عیوب(۱۷)

زن سبک‏ سر، کم خرد و بدکنش، که از معاشرت‏‌هاى شبه ‏ناک نمى ‏پرهیزد و یا در محافل انس آلوده به گناه رفت و شد دارد. و چه بسا از سر ساده ‏لوحى و یا تسامح اخلاقى مزاح را نشانه خوش اخلاقى بشمرد و یا به تقلید و غرب‏زدگى راه ابتزال گیرد، اطمینان مرد را به خود از دست مى ‏دهد. اندک اندک خارهاى شک و تردید در سینه مرد مى ‏روید و کدورت جاى علاقه را مى‏‌گیرد. و با کوچکترین اختلاف و بگو مگوى زن و شوهرى، جرقه بد دلى در دل مرد شعله مى‏‌کشد و این نخستین گام فروپاشى خانواده است: اگر زن ندارد سوى مرد گوش‏ سراویل کحلیش در مرد پوش‏ زنى را که جهلست و ناراستى‏ بلا بر سر خود نه زن خواستى(۱۸)

از این روى ائمه اطهار(علیهم السلام) ما را از رفت و آمده اى به جاهاى تهمت‌برانگیز پرهیز داده‌اند. على(علیه السلام) فرمود: «ایاک و مواطن التهمه؛(۱۹) از جاهاى تهمت برانگیز بپرهیزد.»
۲- پاسدارى از دارایى خانواده: «و حیاطته لتکون ذلک عاطفها علیها عند زله؛ و مواظبت زن بر امور خانه. تا در وقت اشتباه زن، عطوفت مرد به او را پوشش دهد.» حیاطت از احاطه، نظارت و مواظبت معنى مى‏‌دهد.(۲۰)

و به قرینه قسیم بودن با جمله پیشین. بیانگر پیامى وسیع‏تر از عفاف و حریم شخصى است و چه بسا مقصود آن باشد: زن نقش وزیر را داشته باشد و بر همه امور خانه و دارایى و آبروى مرد نظارت کند و از به خطر افتادن آن مواظبت و حراست کند از ولخرجى و بى‏ مبالاتى و اسراف در هزینه خانواده بپرهیزد و سعى و اهتمام خود را در ایجاد آرامش و رونق خانه، بکار گیرد دلسوزى زن نسبت به خانه و مرد، شوهر را نسبت به همسر، مهربان و عطوف و مطمئن مى‏‌سازد و اگر هم مبادا در حوزه اختیارات او اشتباهى رخ دهد و خسارتى متوجه خانه گردد نه تنها مرد او را متهم نمى‏‌سازد که به جانبدارى از او برمى‏ خیزد و اشتباه او را مى‏‌بخشد.

على(علیه السلام). فشرده دست بودن زن را حسن و به سود مرد شمرده و فرموده است: «و اذا کانت بخیله حفظت مالها و مال بعلها؛(۲۱) و هر گاه بخیل باشد مال خود و شوهرش را حفظ مى‏‌کند.»
۳- ابراز عشق به همسر ابراز علاقه زوجین به یکدیگر در ایجاد پیوند و علاقه حکم کیمیا دارد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در اینباره فرموده ‏اند: هیچ جمله ‏اى مانند این سخن مرد به همسرش: «قول الرجل للمراه انى احبک لایذهب من قلبها ابدا؛(۲۲) که تو را دوست دارم در دل او جاى نمى‏‌گیرد.» زن شرمناک‏تر از مرد است، او هماره احساس محبت خود را نسبت به مرد در دل پنهان مى‏‌دارد و آزرم و حیا بر ابراز علاقه به شوهر راه مى‏‌گیرد.

و چه بسیار عادت و فرهنگ تحمیلى بر جامعه، ابراز علاقه زن به همسرش را عیب بشمرند. ولى فرهنگ اسلامى جز این است و زنان بایستى براى گرما بخشیدن به روابط خود با همسر به ابراز علاقه به مرد خود پردازند. امام صادق(علیه السلام)، در این روایت به زنان سفارش کرده براى پیوند بیشتر زندگى: «و اظهار العشق له بالخلابه؛ زن به همسرش با زبان، علاقه و عشق خود را ابراز کند.» خلابه، پیامى بیشتر از ابراز بدون تکلف و ریا دارد. و دلالت دارد، که ابراز محبت زن بایستى با دلدادگى و لطف و دل‏فریبى همراه باشد، تا دل همسرش را به چنگ آورد و قلب او را در تور عواطف و لطف و صفاى خود پایبند سازد.(۲۳)

چه، همان گونه که زن چونان گل، نیازمند به محبت و دلگرمى است، مرد نیز احتیاج به پشتیبانى معنوى و محبت زن دارد. و ابراز علاقه زن به او، او را دلگرم مى‏‌کند. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به على(علیه السلام) نهایت محبت و مودت داشت و آن را به زبان مى ‏آورد. این خود از زمینه‏‌هاى موفقیت حضرت در زندگى بود. از جمله، جمله‏ اى از زهرا خطاب به همسر به یادگار مانده است: «روحى لروحک الفداء و نفسى لنفسک الوقاء؛(۲۴) روح من فداى روح تو باد.

و جان من سپر بلاى تو باشد.» آراستگى و تجمّل زن براى مرد امام پس از توصیه به ابراز علاقه زن به مرد، افزوده‌اند، آراستگى و زینت زن براى مرد از عوامل استحکام خانواده است: «والهیئه الحسنه لها فى عینه»؛ چه زن ریحان است و مداوم بایستى در منظر مرد خود را آراسته و خوش‏بو و خوش‏گو دارد. برخى از بانوان براى مجالس بیرون از منزل و دعوتى‏‌ها خود را مى‏‌آرایند ولى در درون منزل هماره در لباس آشپزى و غیر مرتب در رفت و شداند. این دسته از زنان غافلند که آنان پیش از این که کلفت و خدمت گزار خانه باشند بانو و مونس و انیس مرداند و بایستى همه موجبات آرامش و شادمانى مرد از جمله، حسن هیأت و آراستگى را در خود فراهم سازند.

البته شادمانى درونى و رضایت خاطر زن نیز به درخشش و ملاحت و صباحت او کمک مى‏‌کند و زینت و جمال باطن چهره را نیز زیبا و مزین مى‏‌سازد. زینت و آراستگى لباس و چهره سبب مى‏‌شود زیبایى طبیعى و جمال خدادادى بیشتر بدرخشد و زن را در دیده همسرش زیباتر جلوه دهد و کشش و علاقه مرد نسبت به خود را دو چندان سازد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده‌اند: بهترین زنان شما زنى باشد، زایا و مهربان که خود را بپوشد و پاکدامن باشد …

در برابر همسرش خود را جلوه دهد و در برابر مردان بیگانه خود را حفظ کند(۲۵) فاطمه زهرا(سلام الله علیها) هماره خود و محیط خانه را عطرآگین و آراسته نگه مى‏‌داشت دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) همیشه با خود عطر نگه مى‏‌داشت. ام‏سلمه گوید: از فاطمه(سلام الله علیها) عطر خواستم و گفتم آیا در نزد تو عطرى هست که براى خود ذخیره کرده باشى؟او آورد و از آن مقدارى در کف دستم ریخت از او بویى به مشامم خورد که مانند آن نبوئیده بودم(۲۶)… و نیز اسماء بنت عمیس گوید: فاطمه در آخرین لحظات زندگیش به من گفت: عطر مرا که همیشه خود را با آن معطر مى‏‌نمودم بیاور.(۲۷) از این‏رو، جمال معنوى و آراستگى زهراى مرضیه، على(علیه السلام) را به نشاط مى ‏آورد و حضرت فاطمه را آینه صفات خدا مى ‏دید و با دیدن او همه غم‏ها و اندوه‏‌هاى حضرت از میان مى ‏رفت و توان و نیرو و کارایى آن امام همام افزوده مى‏‌گشت.

نویسنده:سیدعباس رضوى‏

پى‌‏نوشت‌ها
 
۱) تحف‏العقول، ابن‏شعبه حرّانى، ص‏۲۳۸٫ مؤسسه اعلمى، بیروت.
۲) تاج‏العروس، الزبیدى، ج‏۱۳، ص‏۱۶۷، ماده وفق.
۳) تحت العقول، ص‏۲۳۷٫
۴) الامام الصادق و المذاهب الاربعه اسد حیدر، ج‏۲، ص‏۳۵۷٫
۵) مستدرک‏الوسائل، محدث نورى، ج‏۲، ص‏۲۸۲٫
۶) معانى الاخبار، شیخ صدوق، ص‏۲۵۳، دارالمعرفه، تحقیق على‏اکبر غفارى.
۷) شرح دعاى مکارم‏الاخلاق، حجهالاسلام فلسفى ج‏۱، ص ۱۹۶، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
۸) تحف العقول، ص‏۲۱۷، ترجمه از پرویز اتابکى.
۹) کافى، ج‏۶، ص‏۴۴۰٫
۱۰) همان، ص ۴۳۸٫
۱۱) مکارم الاخلاق، ص‏۳۴٫
۱۲) الامام الصادق ج‏۲، ص‏۳۵۴٫
۱۳) همان، ج‏۲، ص‏۳۴۸٫
۱۴) کافى، ج‏۵، ص‏۸۸٫
۱۵) همان، ص‏۷۶٫
۱۶) همان، ص‏۷۲٫
۱۷) کلیات سعدى، ص ۳۵۵، امیرکبیر ۱۳۶۳٫
۱۸) همان.
۱۹) بحارالانوار، ج‏۷۵، ص‏۹۰، اسلامیه.
۲۰) تاج العروس، ج‏۱۰، ص‏۲۲۶، ماده حوط.
۲۱) نهج‏البلاغه، حکمت ۲۲۶٫
۲۲) وسائل‏الشیعه، شیخ حر عاملى، ج‏۲۰، ص ۲۳٫
۲۳) تاج العروس، ج‏۱، ص‏۴۷۱٫
۲۴) کوکب الدرى، شیخ مهدى حائرى مازندرانى، ج‏۱، ص‏۱۹۶، مکتبه حیدریه،قم.
۲۵) روضهالمتقین، محمدتقى مجلسى، ج‏۸، ص‏۱۰۲٫
۲۶) بحار، ج‏۴۳، ص‏۹۵٫
۲۷) کشف‏الغمّه، اربلى، ج‏۲، ص‏۶۸٫
 
منبع: پیام زن؛ شماره ۲۰۰

خانواده و حسن خلق(۱)

یکی از مهم‌ترین سفارش‌های اسلام به انسان‌ها، حسن خلق و خوش‌اخلاقی است. به طور کلی، اسلام همه انسان‌ها را ملزم به رعایت حسن خلق می‌کند، از بد اخلاقی باز می‌دارد.
خداوند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را به داشتن خلق عظیم چنین می‌ستاید: «و انک لعلی خلق عظیم؛(۱) و تو(ای پیامبر!) اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری».
مسایلی همچون حسن خلق، ملاطفت در برخوردها، ترک خشونت در معاشرت، نگهداشتن احترام افراد و ارج نهادن به شخصیت و حقوق دیگران، از جمله صفات عالی و روحی هر انسان خود ساخته و تربیت شده‌ای است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «ما یوضع فی میزان امرء یوم القیامه افضل من حسن الخلق؛(۲) در روز قیامت چیزی برتر و بالاتر از حسن خلق در ترازوی عمل کسی نهاده نمی‌شود.»
و نیز می‌فرماید: «اکثر ما تلج به امتی الجنه تقوی الله و حسن الخلق؛(۳) بیش‌ترین چیزی که سبب می‌شود امت من به خاطر آن وارد بهشت شوند، تقوای الاهی و حسن خلق است».
خوش‌اخلاقی سبب شیرین‌تر شدن زندگی،(۴) جلب دوستی و محبت دیگران،(۵) افزون شدن روزی،(۶) آباد گشتن سرزمین‌ها و طولانی شدن عمر می‌شود( ۷) و این امر با افزایش پاکی و صفای باطنی،( ۸) انسان را به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نزدیک می‌کند،(۹) و عذاب الاهی را تخفیف می‌دهد.(۱۰) در مقابل، بد اخلاقی، باعث سخت شدن زندگی،(۱۱) کاهش روزی،(۱۲) از دست دادن محبت دیگران،(۱۳) ناراحتی طولانی،(۱۴) فاسد شدن ایمان،(۱۵) و فشار قبر می‌شود.(۱۶)

حسن خلق در خانواده

در منابع اسلامی، در باره ی رعایت حسن خلق در خانواده بسیار سفارش شده است. بسیاری از آیات و روایات، مردان را به خوش‌اخلاقی با همسرانشان فرا می‌خوانند.
قرآن کریم به مردان دستور می‌دهد با همسران خود به طور شایسته رفتار کنند: «وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ(۱۷) با همسران خود به شایستگی و نیکویی معاشرت نمایید.»
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمود: «خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی؛(۱۸) بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین است و من بهترین افراد برای خانوده ام هستم.»
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «رحم الله عبداً احسن فیما بینه و بین زوجته؛(۱۹)
خداوند رحمت کند بنده‌ای را که رابطه ی خود و خانواده اش را نیکو گرداند.»
همچنین آن حضرت فرموده است: «لاغنی بالزوج عن ثلاثه اشیاء فیما بینه و بین زوجته و هی: الموافقه لیجتلب بها موافقتها و محبتها و هواها، و حسن خلقه معها، و…؛(۲۰) مرد در رابطه ی خود و همسرش از سه چیز بی‌نیاز نیست؛ اول، موافقت با همسر تا از این طریق موافقت و محبت و دل او را به دست آورد؛ دوم، خوش‌اخلاقی با او؛ و سوم…».
در برخی از روایات نیز، خوش‌اخلاقی از بهترین صفات و بد اخلاقی از صفات بسیار ناپسند زنان معرفی شده و از آنان خواسته شده با شوهر خود با اخلاقی خوش برخورد کنند و از بد اخلاقی بپرهیزند.
«خیر نسائکم… الهینه اللینه المواتیه…؛(۲۱) بهترین زنان شما آنانی هستند که با شوهر خود مهربان و نرم خو هستند و با او همراهی می‌کنند.»
و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «شرار نسائکم… اللجوجه العاصیه…؛(۲۲)بدترین زنان شما آنهایی هستند که… نسبت به شوهر خود، لجباز و نافرمان می‌باشند.»
حدیث ذیل از امام صادق(علیه السلام) است: «ملعونه ملعونه امراه توذی زوجها و تغمه، سعیده سعیده امراه تکرم زوجها و لاتوذیه و تطیعه فی جمیع احواله؛( ۲۳) از رحمت خدا به دور است زنی که شوهر خود را آزار می‌دهد و او را ناراحت می‌کند؛ و زن سعادتمند، آن زنی است که شوهر خود را اکرام می‌کند، او را آزار نمی‌دهد، و در همه احوال مطیع شوهر خود است».
در برخی از روایات، نسبت به پیامدهای بداخلاقی زن و شوهر در خانواده هشدار داده شده است.
نقل شده هنگامی که سعد بن معاذ(صحابی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در تجهیز و تکفین او تلاش فراوانی کرد. مادر سعد که این وضع را مشاهده نمود، صدا زد: « یا سعد، هنیئا لک الجنه؛ ‌ای سعد! بهشت گوارایت باد.» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: « یا ام سعد! لا تجزمی علی ربک، فان سعداً قد اصابته ضمه؛ ‌ای مادر سعد! این چنین با قطعیت چیزی به خدا نسبت مده، همانا سعد دچار فشار قبر گردید». هنگامی که اصحاب علت آن را پرسیدند، آن حضرت پاسخ دادند: «انه کان فی خلقه مع اهله سوء؛ اخلاق او با اهل و عیالش بد بود.»( ۲۴)
همچنین از آن حضرت روایت شده است: «ویل لامراه اغضب زوجها، و طوبی لامراه رضی عنها زوجها؛(۲۵) وای به حال کسی که همسر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او خشنود باشد.»

نرم‌خویی و مهربانی

از ویژگی‌های مؤمنان، نرم‌خویی و ملاطفت و فروتنی در گفتار و رفتار است. امام علی(علیه السلام) فرمود: «ان المومنین هینون لینون؛(۲۶) همانا افراد با ایمان، مهربان و نرم‌خو هستند.»و امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «اذا اراد الله عزو جل باهل بیت خیراً رزقهم الرفق فی المعیشه؛(۲۷)هنگامی که خدا برای اهل یک خانه خیر و نیکی را خواسته باشد، مهربانی در زندگی را روزی آنها می‌گرداند». نرم‌خویی و مهربانی به دو صورت در افراد نمود می‌یابد: خوش‌رویی و خوش‌زبانی. در منابع اسلامی نسبت به این دو سفارش شده و آثار مثبت آنها بیان شده است.

الف. خوشرویی

یکی از صفات نیک هر انسانی، خوشرو بودن و داشتن لبخند بر لب‌ها در برخورد با دیگران است. تبسم و لبخند، یک نیروی شگفت‌انگیز اجتماعی دارد که هر کس با آن وارد جایی شود، همگان را به خود جلب می‌کند و مورد استقبال و احترام قرار می‌گیرد. لبخند و شادی قابل انتقال است و برای دیگران نیز سودمند می‌باشد. قلب شادمان و چهره ی باز، یک سرچشمه ی شادی است که همه ی چهره‌های یپرامون خود را شکفته و خندان می‌سازد.

هیچ نیرویی نمی‌تواند با کانون خانواده یا گروه دوستانی که در آنجا لبخند و شادی وجود دارد، مقابله کند. کسی که دارای این صفت نیکو است، تأثیر چشمگیری روی دوستان و نزدیکان خواهد داشت و وجودش برای همه آنها نعمتی آسمانی است؛ فرزندانی که در این گونه کانون‌های گرم و پر نشاط پرورش یابند، در آینده افرادی فعال، مؤثر خدمتگزار، گشاده رو و خوش اخلاق خواهند بود؛ ولی معمولاً کسانی که بد خلق و ناراحت هستند و قیافه‌ای گرفته و افسرده دارند، درخانواده‌هایی بزرگ شده اند که از این نعمت بی‌بهره بوده اند و پدر و مادرشان غالباً در زندگی، اختلاف و کشمکش داشته اند.

لبخند و تبسم نشانه ی راضی بودن است و بزرگ‌ترین نعمتی که باعث خوشبختی انسان می‌شود، رضایت و خشنودی است. چهره ی شاد و خشنود داشتن، ضمیر را روشن و حل بسیاری از مسایل را سهل و آسان می‌سازد؛ همچنان که ترشرویی و ناخشنودی همیشگی، خطر بزرگی را در پی خواهد داشت؛ دیر یا زود بر روی سلامت فکری، روحی و جسمی انسان اثر می‌گذارد، تعادل روانی را بر هم می‌زند و سبب کنار کشیدن و رنجیدن دیگران نیز می‌شود.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «صنائع المعروف وحسن البشر یکسبان المحبه و یدخلان الجنه و البحل و عبوس الوجه یبعدان من الله و یدخلان النار؛(۲۸) نیکی کردن به دیگران و خوشرویی، محبت دیگران را جلب و انسان را وارد بهشت می‌گرداند و بخل ورزی و ترشرویی انسان را از خدا دور و وارد دوزخ می‌کند.»
زن و شوهر به یکدیگر نیاز دارند وخدای متعال آنان را برای هم آفریده است؛ ولی زن با عواطف ویژه و احساسات لطیفی که دارد – به گفت وگو، انس، مراقبت و سرپرستی شوهرش بیش‌تر نیاز دارد و از حسن خلق و مهربانی و لبخند شوهرش بهتر شادمان می‌شود.
زن زندگی می‌کند تا رضایت شوهر و سعادت فرزندانش را تأمین کند و بالاترین پاداش او، حالت سپاس و محبتی است که بر چهره ی شادمان آنان می‌بیند و کلمه‌ای که از لب‌های خندان و خشنود آنان می‌شنود.
از این رو، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) افراد را به خوشرویی با همسر توصیه، می‌فرماید: «حق المراه علی زوجها ان یسد جوعتها و ان یستر عورتها و لا یقبح لها وجهاً؛(۲۹) حق زن بر شوهر آن است که او را گرسنه نگذارد، بدنش را بپوشاند و برای او، روی در هم نکشد.»

ب. خوش‌زبانی

در قرآن کریم، در این باره چنین آمده است. «قولوا للناس حسناً؛(۳۰) با مردم، به نیکی سخن بگویید.»
و این حدیث نیز از امام سجاد(علیه السلام) است: «القول الحسن یثری المال، و ینمی الرزق، و ینسی فی الاجل و یحبب الی الاهل و یدخل الجنه؛(۳۱) نیکو سخن گفتن، دارایی انسان را زیادمی کند؛ روزی را افزایش می‌دهد؛ مرگ را به تأخیر می‌اندازد، فرد را در خانواده محبوب می‌سازد و او را وارد بهشت می‌گرداند.»
بنابراین، در روایات به افراد سفارش شده است که با همسر خود به نیکی سخن بگویند. امام علی(علیه السلام) در این مورد چنین فرموده است: «… فداروهن علی کل حال و احسنوا لهن المقال…؛(۳۲) پس در همه حال با همسران خود مدارا کنید و با ایشان نیکو سخن بگویید.»
مروری بر سیره ی عملی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم(علیهم السلام) نشان می‌دهد که رفتار آن‌ها با همسرانشان همراه با بزرگواری، نرم‌خویی و مهربانی بوده و هرگز جز بر این روش رفتار نمی‌کرده‌اند. این بزرگواری و ملاطفت تا آن جا بوده که گاه برخی از همسران ایشان، از آن سوء استفاده می‌کرده‌اند. با وجود این، کاسه ی صبر و شکیبایی این بزرگواران لبریز نمی‌شد و تندخویی و سخت‌گیری، جایگزین رفتار ملایم و محترمانه نمی‌شد. درباره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین نقل شده است: «کان من افکه الناس مع نسائه، از خنده‌روترین مردم با همسران خود بود.»( ۳۳)
حدیث زیر نیز از آن حضرت است:
«احسن الناس ایماناً احسنهم خلقاً و الطفهم باهله و انا الطفکم باهلی؛(۳۴)
با ایمان‌ترین افراد، کسی است که خوش اخلاق‌ترین آنها و مهربان‌ترین آنها با خانواده خود است؛ و من، مهربان‌ترین فرد با خانواده خود هستم.»

جلوه‌های رفتاری حسن خلق در خانواده

حسن خلق باید خود را در رفتار انسان نشان دهد و مهم‌ترین جایی که نمودار می‌شود، خانواده است. در ادامه، برخی از جلوه‌های رفتاری حسن خلق را مطرح می‌کنیم:

۱- احترام و تکریم متقابل

هر انسانی، به شخصیت خویش علاقه‌مند است و از خدشه‌دار شدن آن می‌رنجد. رعایت نکردن این امر مهم، باعث بریدن رشته ی محبت و ایجاد فاصله میان افراد می‌گردد. حفظ حرمت و شخصیت دیگران در گرو احترامی است که در برخوردها از انسان نمایان می‌شود؛ رعایت این مسأله به ویژه از سوی کسانی که با هم انس و الفتی دارند، باعث استحکام دوستی و گرمی روابط آنان خواهد شد.
هرگز نباید به دلیل ارتباط صمیمانه و تماس نزدیک و خصوصی با دیگران، از این امر غفلت ورزید. زن و شوهر به دلیل ارتباط بسیار نزدیکی که با هم دارند، بیش از همه موظف به رعایت احترام متقابل و حراست از شأن و منزلت یکدیگر هستند.
در روایات اسلامی، نسبت به اکرام و بزرگداشت همسر بسیار سفارش شده است؛ برای نمونه؛ امام سجاد(علیه السلام) در رساله ی حقوق، در باره حق همسر بر مرد می‌فرماید: «و اما حق الزوجه فان تعلم ان الله عزوجل جعلها لک سکناً و انساً، فتعلم ان ذلک نعمه من الله علیک، فتکرمها و ترفق بها؛(۳۵) و اما حق زن بر تو آن است که بدانی خداوند او را مایه ی آرامش و انس تو قرار داده و بدانی که او نعمتی الاهی می‌باشد؛ پس بر تو واجب است او را اکرام کنی و نسبت به او مهربانی باشی.»
و امام صادق(علیه السلام) درباره ی وجوب اکرام شوهر از سوی همسرش و احترام گذاشتن به او فرمود:
«ملعونه ملعونه امراه توذی زوجها و تغمه، و سعیده سعیده امراه تکرم زوجها و لا توذیه و تطیعه فی جمیع احواله؛(۳۶)
از رحمت خدا به دور است زنی که شوهر خود را اذیت کند و ناراحتش نماید؛ و سعادتمند است زنی که شوهر خویش را اکرام و احترام کرده، اذیتش نکند و او را در همه حال اطاعت نماید».

نمودهای احترام متقابل

احترام متقابل میان زن و شوهر به صورت‌های گوناگون در برخوردهای آنها جلوه‌گر می‌شود. در زیر به برخی از این نمودها اشاره می‌کنیم:

الف- رعایت ادب

یکی از نمودهای مهم احترام متقابل، رعایت ادب در برخورد با دیگران است.

از خدا جوییم توفیق ادب     بی‌ادب محروم ماند از لطف رب

این گفته ی مولوی، در واقع کلید رمزی برای تکامل روحی و اخلاقی انسان است. در روایات اسلامی نیز توصیه‌های فراوانی در این زمینه وجود دارد؛ برای نمونه، علی(علیه السلام) می‌فرماید: «حسن الادب خیر موازر و افضل قرین؛(۳۷) ادب نیکو، بهترین کمک کار و برترین همراه است.»
همچنین از آن حضرت روایت شده است: «سبب تزکیه الاخلاق حسن الادب؛(۳۸) وسیله تزکیه و پاکسازی اخلاق، ادب نیکو است».
شیوه ی عملی بزرگان دین نشان می‌دهد که آنها هرگز پا را از حریم ادب فراتر نمی‌گذاشتند؛ از این رو، روابط انسانی باید بر اساس ادب باشد. نقش ادب در روابط میان انسان‌ها همانند نقش محافظ است که بسیاری از آفت‌ها را دفع می‌کند؛ بنابراین، اگر روابط زن و شوهر بر اساس ادب و احترام متقابل باشد، بسیاری از مشکلات پیش نمی‌آید. در عین حال، تجربه نشان می‌دهد که نزدیکی روابط میان بسیاری از زن و شوهرها باعث می‌شود که حریم ادب را زیر پا گذارند و شاید رعایت آن را دور از صمیمیت بدانند؛ حال آن که چنین نیست.

به کارگیری الفاظ نامناسب یا رکیک و رعایت نکردن عفت کلام، از مراتب معنوی انسان می‌کاهد و او را از نظر اخلاقی تنزل می‌دهد؛(۳۹) همچنین صمیمیت و محبت میان زن و شوهر را از بین می‌برد و به روابط آنان ضربه وارد می‌کند. بی‌ادبی درگفتار، باعث بروز اختلاف و دشمنی میان زن و شوهر می‌شود.

ب. سلام کردن

یکی از دستورهای ارزنده ی اسلام، سلام کردن است. افراد هنگامی که به هم می‌رسند، برای اظهار محبت به یکدیگر سلام می‌کنند.
علی(علیه السلام) فرمود: «عود لسائک لین الکلام و بذل السلام یکثر محبوک و یقل مبغضوک؛(۴۰) زبانت را به نرمی کلام و سلام کردن عادت بده تا دوستدارانت زیاد و دشمنانت اندک گردند.»
بدون تردید، سلام کننده به وسیله ی سلام، الفت و دوستی را میان خود و دیگران افزایش می‌دهد و به همین نسبت، زمینه‌های کدورت و دشمنی را برطرف می‌سازد، تجربه نشان داده که در مواردی در پرتو یک سلام گرم و ساده، دشمنی‌های دیرینه از میان برداشته شده است. همچنین معلوم است که هر قدر سلام رساتر و خالصانه‌تر و نیز سرشار از احترام و تکریم باشد، و اثرش در جذب قوی‌تر و در زدودن کدورت‌ها عمیق‌تر خواهد بود.
بدین جهت، در اسلام سفارش شده است که در هنگام ورود به خانه، به افراد آن سلام کنید.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اذا دخل احدکم بیته فلیسلم، فانه ینزله البرکه و تونسه الملائکه؛(۴۱)
هنگام ورود به خانه به اهل آن سلام کنید؛ چرا که این کار، برکت را بر آن خانه نازل می‌کند و ملائکه با آن مأنوس می‌شوند.»
بی‌تردید، تداوم سلام میان زن و شوهر در محیط خانواده و پیشی گرفتن هر یک در سلام کردن بر دیگری، محبت بین آنها را افزایش داده، راه کینه ورزی و قهر را می‌بندد.

ج. استقبال یا بدرقه ی همسر

استقبال از همسر، به هنگام ورود به خانه یا بدرقه ی او به هنگام بیرون رفتن، نشانه صفا و صمیمیت میان آن دو و نیز افزایش دهنده ی مهر و محبت بین آن‌ها است. افزون بر آن، این کار حاکی از احترام زن و شوهر به یکدیگر است.
از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) حدیثی در این باره می‌آوریم: «حق الرجل علی المراه اناره السراج و اصلاح الطعام و ان تستقبله عند باب بیتها فترحب…؛(۴۲) حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند، غذا را آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوی در، به استقبال او برود و به او خوش آمد بگوید.»
در حدیث می‌خوانیم:
مردی به حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و عرض کرد: همسری دارم که هنگام ورود من به خانه به استقبالم می‌آید و موقع خارج شدن از خانه بدرقه‌ام می‌کند؛ زمانی که مرا اندوهگین ببیند می‌گوید: چرا غمگینی؟ اگر غصه ی روزی را می‌خوری، بدان که دیگری(خدا) آن را به عهده گرفته و اگر غصه ی آخرت را می‌خوری، خدا اندوهت را زیادتر کند(بیش‌تر به فکر آخرت باش). پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«ان الله عمالاً و هذه من عماله، لها نصف اجر الشهید؛ خداوند در روز زمین کارگزارانی دارد و این زن از کارگزاران خدا است؛ او نصف اجر شهید را دارد.»(۴۳)
ممکن است در نظر برخی، انجام این گونه امور، بسیار ساده و پیش پا افتاده قلمداد گردد، ولی باید توجه داشت که انسان‌ها موجودات پیچیده‌ای هستند؛ به طوری که یک خنده و تبسم در روح و روان آنها اثر مثبت می‌گذارد؛ همان گونه که یک بی‌توجهی و کم اعتنایی موجب رنجش خاطر آن‌ها می‌شود.

د. سپاسگزاری و قدردانی

سپاسگزاری بازتاب عاطفی محبت و خوش‌اخلاقی در روان آدمی است هر انسانی به طور طبیعی دوست دارد از نیکی و محبت دیگران قدردانی کند؛ این امر یکی از صفات بسیار پسندیده و از بزرگترین رموز جلب دوستی و احسان دیگران است.
اهمیت سپاسگزاری چنان مورد توجه شارع مقدس است که کوتاهی در اجرای آن همانند سستی در شکرگزاری به ساحت اقدس الاهی به شمار آمده است.
امام رضا(علیه السلام) می‌فرماید:
«من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الله عز وجل؛(۴۴) هر کس از بنده‌ای که به او خوبی کرده تشکر نکند، شکر خدای عزوجل را به جای نیاورده است».
بدیهی است وقتی از عملکرد فردی تشکر می‌کنیم، در حقیقت او را به نوعی تأیید کرده ایم؛ بنابراین سپاسگزاری زن و شوهر از یکدیگر، صمیمیت میان آن دو را استوار می‌گرداند.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «خیر نسائکم التی ان اعطیت شکرت و ان منعت رضیت؛(۴۵) بهترین زنان شما، آن بانویی است که اگر به او چیزی دهند( و یا خدمتی کنند)، سپاسگزاری کند، و چنانچه از او بازگیرند راضی و خشنود باشد.»
اما متأسفانه در برخی از خانواده‌ها میان زن و شوهر، به جای تشکر و قدردانی، خرده گیری و انتقادهای تحقیر کننده است. در این گونه خانواده ها، اگر صفا و صمیمیتی هم میان زن و مرد وجود داشته باشد، به مرور زمان به کینه توزی و دشمنی می‌انجامد. نادیده گرفتن احسان و نیکی دیگران، انسان را از خیر خواهی آنان محروم می‌کند و باعث زوال نعمت و نیز نابودی کارهای نیک خود آدمی می‌شود.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «ایما امراه قالت لزوجها ما رایت من وجهک خیراً فقد حبط عملها؛(۴۶)
هر زنی که به شوهر خود بگوید: من از زندگی با تو خیری ندیدم، همه ی اعمال نیک او نابود می‌شود.»
زنان و شوهران باید توجه داشته باشند که کوچک‌ترین کلمه ی تشکر و قدردانی که بر زبان آنان جاری می‌شود، بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین آثار روانی را در طرف مقابل از خود به جا می‌گذارد. اما امروزه بدبختانه منطق غلط و نازیبایی میان مردم رواج یافته که هر کس باید وظیفه ی خود را انجام دهد و نیازی به تشکر نیست. در این باره باید بگوییم که هر کس باید وظیفه خود را انجام دهد و نیازی به تشکر نداشته باشد، ولی وظیفه ی دیگران این است که در برابر عملکرد افراد، از آنان قدردانی کنند.(۴۷)

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها
۱- قلم(۶۸)، ۴
۲- کافی، ج ۲، ص ۹۹
۳- همان، ص ۱۰۰
۴- علی(علیه السلام) بحسن الخلق یطیب العیش؛ شرح غرر الحکم، ج ۳، ص ۲۱۸، ح ۴۲۶۳
۵- پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) حسن الخلق یثبت الموده، بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۱۵۰
۶- امام صادق(علیه السلام) حسن الخلق یزید فی الرزق، بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۹۶
۷- امام صادق(علیه السلام) ان البر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار؛ بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۷۵
۸- امام باقر(علیه السلام) اکمل المومنین ایمانا احسنهم خلقا؛ کافی، ج ۳، ص ۹۹
۹- پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اقربکم منی غدا احسنکم اخلاقا و اقربکم من الناس؛ بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۹۵
۱۰- علی(علیه السلام) حسن خلقک یخفف الله عذابک؛ بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۸۳
۱۱- علی(علیه السلام) سوء الخلق نکد العیش و عذاب النفس؛ شرح غرر الحکم، ج ۴، ص ۲۵۰، ح ۵۶۳۹
۱۲- علی(علیه السلام) من ساء خلقه ضاق رزقه؛ همان، ج ۵، ص ۲۱۱، ح ۸۰۲۲
۱۳- علی(علیه السلام) سوء الخلق یوحش القریب و ینفرالبعید؛ همان، ج ۴، ص ۱۳۶، ح ۵۵۹۳
۱۴- سئل عن علی(علیه السلام) من ادوم الناس غما؟ قال : اسووهم خلقاً جامع الاخبار، ص ۱۰۷، قم، انتشارات رضی، ۱۳۶۳
۱۵- امام صادق(علیه السلام) ان سوء الخلق لیفسد العمل کما یفسد الخل العسل؛ میزان الحکمه، ج۳، ص ۱۵۲
۱۶- ر. ک : بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۲۹۸
۱۷- نساء(۴)، ۱۹
۱۸- من لایحضر الفقیه، ج ۳، ص ۵۵۵
۱۹- همان، ص ۴۴۳
۲۰- بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷
۲۱- کافی، ج ۵، ص ۳۲۵
۲۲- همان، ص ۳۲۶
۲۳- بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۵۳
۲۴- بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۲۹۸
۲۵- همان، ج ۱۰۰، ص ۲۴۶
۲۶- شرح غرر الحکم، ج ۲، ص ۵۴۰، ح ۳۵۳۴
۲۷- کافی، ج ۵، ص ۸۸
۲۸- همان، ج ۲، ص ۱۰۳
۲۹- بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۵۴
۳۰- بقره(۲)، ۸۳
۳۱- بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۱۰
۳۲- بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۲۳
۳۳- غزالی احیاء علوم الدین، ج ۲، ربع عادات، ص ۹۰ به بعد.
۳۴- بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۸۷
۳۵- بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۴
۳۶- همان، ج ۱۰۰، ص ۲۵۳
۳۷- شرح غررالحکم، ج ۳، ص ۳۸۴، ح ۴۸۱۵
۳۸- همان، ج ۴، ص ۱۲۱، ح ۵۵۲۰
۳۹- راهنمای همسران جوان، ص ۹۸
۴۰- شرح غررالحکم، ج ۴، ص ۳۲۹، ح ۶۲۳۱
۴۱- بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۷
۴۲- مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۴
۴۳- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۲
۴۴- بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۴۴
۴۵- همان، ج ۱۰۰، ص ۲۳۹
۴۶- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۶۲
۴۷- رشید پور، تحکیم خانواده، ص ۱۰۹ و ۱۱۰
 
منبع: حیدری، مجتبی؛ (۱۳۸۵)، دینداری و رضامندی خانوادگی؛ قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چاپ سوم بهار(۱۳۸۷).

اخلاق معاشرت(۷)

مردم‏‌دارى

یکى از ضرورت‌هاى اخلاق مسلمانى و معاشرت مکتبى، «مردم‏‌دارى» است، یعنى با مردم بودن، براى مردم بودن، در خدمت دیگران بودن، شریک درد و رنج و راحت و غم دیگران بودن. همراهى و همدردى و همگامى و همخونى با دیگران و هر نام دیگرى که بتوانى بر آن بگذارى، لیکن واقعیت، همه یکى است، یعنى خود را خدمتگزار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن. این، رمز و راز حیات اجتماعى یک مسلمان است و براى او «پایگاه مردمى» و برخوردارى از رأفت و رحمت و مودّت و حمایت مردم را فراهم مى‏‌آورد.

ماهى به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعى، به حسن سلوک با دیگران. باید دید چه چیزهایى و چگونه رفتارهایى و چه روحیّاتى این زمینه و موقعیت و پایگاه را براى انسان پدید مى‏‌آورد؟ وقتى هدف یک مسلمان، خدمت بیشتر به همنوعان است، باید راه و رسم آن را هم آموخت. مردم‌‏دارى، یکى از این رمزها است.

نمودهاى مردم‌دارى

بدون شناخت نمودها و شاخصه‌اى مردم‏‌دارى و این خصلت نیکو، نمى‏‌توان به رمز آن دست یافت. چه روحیه‏‌ها و خصلت‌هایى سبب جذب دیگران مى‏‌شود؟ جذبى که راهگشاى توفیق بیشتر براى خدمت و همدلى باشد. برخى از این نمودها از این قرار است:

۱ـ خوش‌اخلاقى

«حسن خلق»، کمندى است که دیگران را در دام محبت اسیر مى‏‌کند. کیست که از برخورد شایسته، خوشش نیاید و جذب چنین انسانى نشود؟

از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: حدّ و مرز اخلاق نیک، چیست؟ فرمود: آن است که: اخلاقت را نرم کنى، کلامت را پاکیزه سازى، و با چهره‏‌اى باز و گشاده با برادران دینى‌ات رو به‏ رو شوى.(۱)

گشاده‌رویى، از بارزترین صفات رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بود که سهمى عمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگى آنان به شخص پیامبر اسلام داشت. خداوند در باره این خصلت مردمى رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید: «فَبِما رَحمهٍ مِنَ اللّه‏ِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظّا غَلیظَ القلبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک»(۲)

«به خاطر رحمت الهى بود که براى مردم نرم شدى و اگر تندخو و خشن و سخت‌‏دل بودى، از دور تو پراکنده مى‌شدند.» در ادامه آیه مى‌‏فرماید: پس، از آنان درگذر، برایشان استغفار کن، و در کار، با آنان مشورت نما.

گویا که «عفو»، «استغفار» و «مشورت»، نمونه‏‌هاى دیگرى از حسن خلق و رفتار مردم‏‌دارانه و جاذب است، چرا که نوعى اعتماد به مردم و به حساب آوردن آنان است و چنین برخوردى، عامل جاذبه شخص مى‌گردد.

۲ـ عفو و گذشت

کینه‏‌توزى و لجاجت، ویژه روح‌هاى حقیر و همت‌هاى پایین است. بر عکس، آنان که نظربلند و روح بزرگ دارند، پوزش‌ها را مى‏‌پذیرند، از خطاهاى دیگران چشم مى‏‌پوشند و از حق شخصى خویش در مى‌گذرند. بلندنظرى انسان، عامل محبت دلهاى دیگران است. براى خود انسان نیز نوعى لذّت روحى دارد و گفته‏‌اند: «در عفو، لذّتى است که در انتقام نیست.» عفو و گذشت و چشم‏‌پوشى و نادیده‌گرفتن لغزش‌هاى دیگران، دانه‌هاى جلب محبت است و دیگران را خوشبین، وفادار و با محبت نگاه مى‏‌دارد.

امام سجاد(علیه السلام) در دعاى بلند «مکارم الاخلاق»، از خداوند این‏ گونه مى‌طلبد: «خداوندا!… مرا ثابت‌قدم و استوار بدار، تا با ناخالصان و دغل‌ها، خیرخواهانه برخورد کنم، و هر کس از من دورى گزید، من به او نیکى کنم، و به کسى که مرا محروم کرده، بذل و عطا کنم، و با آن که با من قطع رابطه کرده، بپیوندم، و کسى را که غیبت مرا کرده است، به خوبى یاد کنم، توفیقم ده که نیکى را سپاسگزار باشم، و … از بدى، چشم پوشم و درگذرم.»(۳)

اینها گوهرهاى تابناکى در شیوه‏‌هاى معاشرت است. گفتن اینها در زبان، آسان است، اما عمل، بسیار سنگین است و جز از همت‌هاى والا و روحیه‏‌هاى زیبا بر نمى‌آید و باید توفیقش را از خدا طلبید.

۳ـ بخشش و محبت

آدمیزاد، بنده احسان است. به هر کس نیکى کنى، او را رام و مطیع خویش مى‌سازى و به هر کس محبت و لطف کنى، قلعه دلش را فتح کرده‌‏اى.

به قول سعدى:

                بنده حلقه بگوش، ار ننوازى، برود

           لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقه بگوش

این تعلیم حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) است که: «اى مردم! مى‏‌دانم که نمى‌توانید با اموالتان همه مردم را راضى کنید، ولى با چهره باز و گشاده‏‌رویى و خوش‌اخلاقى، مى‌توانید.»(۴)

و سخن مولایمان حضرت امیر(علیه السلام) چنین است: «بالأیثار یُسْتَرَقُّ الأحرارُ»(۵)

«آزادمردان، با ایثار، بنده و غلام مى‏‌شوند.»

البته بنده و غلام خوبی‌ها و کرامت‌هاى اخلاقى. این هم گام دیگرى در جذب دلها و ایجاد الفت‌ها و تحکیم رابطه‏‌هاى عاطفى در جامعه بشرى است.

۴ـ تواضع و خاکسارى

همچنان در پى بیان نمونه‌هایى از روحیه «مردم‏دارى» هستیم. افتادگى و تواضع و فروتنى، یکى دیگر از این ویژگیهاست. چنین کسان مى‏‌توانند مردم را دور شمع وجود خودشان جمع کنند، آن‏ گونه که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و انجام مى‌داد. تکبّر، پشت انسانها را خالى مى‏‌کند و زیر پا را هم! مردم، از پیرامون افراد مغرور و متکبّر و خودخواه، پراکنده مى‏‌شوند. بر عکس آن، تواضع، مردم را به محبت و عنایت و حمایت مى‏‌کشاند.

امام على(علیه السلام) فرموده است: سه چیز موجب محبت دیگران مى‌شود:

«الدّینُ وَ التّواضُعُ وَ السَّخاءُ».(۶)

«دیندارى، فروتنى و بخشندگى.»

مغروران و خودبزرگ‌بینان، هرگز نمى‌توانند با جمعى کار کنند و حمایت آنان را همواره همراه خود داشته باشند. اگر هم چند صباحى مردم در پى آنان باشند، به تدریج رهایشان مى‌کنند. مى‏‌گویى نه؟! به اطراف و دوستانت بنگر، و به آنان که کارى در دستشان است دقت کن؛ ببین متکبّران در میان مردم جا و محبوبیّت دارند، یا متواضعان؟

۵ـ حوصله و تحمل

«سعه‏ صدر»، وسعت‏ نظر و ظرفیّت لازم داشتن، از نمونه‏‌هاى دیگر «مردم‏‌دارى» است. گاهى افراد، بى‌حوصله‏‌اند، از جایى و چیزى ناراحتى دارند، یا ضرر و آسیبى دیده‌اند، یا تحت فشار و گرفتارى‌اند، توقّع‌هایشان بالاست، عصبانى مى‌شوند، حرف تند مى‏‌زنند و … آن که صبور باشد و بردبار، مى‌تواند با مردم کنار آید، آن که تحمّل حرف‌ها، تندی‌ها و بداخلاقی‌ها را در «مکتب صبر»، تمرین و تجربه کرده باشد، مى‌تواند در ارتباط با مردم، به خدمت خویش و حضور کریمانه در کنارشان ادامه دهد. خودِ تحمّل و مقاومت، براى انسان، هوادار درست مى‏‌کند. از کوره در نرفتن، بردبارى نشان دادن، خشمگین نشدن، از آثار این «ظرفیّت» است. کسى که از این ویژگى اخلاقى برخوردار باشد، از یارى و حمایت دیگران هم برخوردار خواهد بود.

باز بشنویم از کلام امیرالمؤمنین(علیه السلام) که فرمود:

«بِالْحِلْمِ تَکْثُرُ الأنْصارُ»(۷)

و نیز این کلام نورانى آن حضرت: «بِالأحتِمالِ وَ الْحِلْمِ یَکُونُ لَکَ النّاسُ اَنصارا وَ اَعْوانا»(۸)

که هر دو سخن، معناى مشابه دارد، یعنى: در سایه حلم و بردبارى و تحمّل است که یاوران زیاد مى‏‌شوند و مردم، پشتیبان و حامى تو مى‏‌گردند. این خصلت، به ویژه براى کسانى که با مردم در تماس و ارتباط بیشترى‌اند و در معرض مراجعات، طرح سؤال‌ها، نیازها، توّقعات و مشکلاتند، ضرورى‏‌تر و از مهمترین صفات شایسته براى مسئولان است.

۶ـ تفقّد و رسیدگى

مردم، به ویژه گرفتاران و دردمندان، نیازمند احوالپرسى، رسیدگى، سرکشى و در یک کلمه «تفقّد»ند. گاهى یک احوالپرسى و سلام، شادابى روح و نشاط زندگى فراوانى(براى هر دو طرف) پدید مى‏‌آورد. گاهى نوشتن یک نامه یا تلفن کردن به یک آشنا و فامیل، محبت‌ها و صفاهاى بسیارى ایجاد مى‌کند. گاهى سر زدن به همسایه و عیادت یک بیمار و شرکت در یک مجلس ختم یا عروسى، مبدأ بسیارى از دوستی‌هاى ماندگار مى‏‌شود.

دید و بازدیدهاى خانوادگى، دلها و زندگی‌ها را به هم مربوط مى‌کند. پرسیدن از گرفتاری‌ها و مشکلات دیگران و تلاش در حلّ و رفع آنها، درِ دلها را به روى انسان مى‏‌گشاید. پس چه باید کرد؟ روشن است: با مردم زیستن، با همسایه‏‌ها و همشهری‌ها و همکاران و معاشران و همنوعان، جوش خوردن، انس گرفتن، در رنج و راحت دیگران شریک شدن، فاصله‏‌ها را با دیگران کوتاه کردن، قطع رابطه‏‌ها را به «آشتى» بدل کردن، اختلاف‌ها و کدورت‌ها را زدودن و … اینها همه «عمل صالح» است و خداوند چنین نیکوکاران را دوست مى‌دارد.

       تا توانى به جهان خدمت محتاجان کن

 به دمى یا دِرمى یا قلمى یا قدمى

«مردم‏‌دارى»، اخلاق زیبنده مسلمانى است که مى‌خواهد از الگوهاى دینى و ارزشهاى مکتبى الهام بگیرد و «زندگى اسلامى» داشته باشد. باید با «عمل»، دیگران را جذب کرد، نه با «حرف»! «گفتار بى‌عمل، چکِ بى‌محل است». و مردم‏‌دارى، اخلاق انبیاء و اولیاست…

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها
 
۱ـ معانى‏ الأخبار، صدوق، ص ۲۵۳٫
۲ـ آل عمران، آیه ۱۵۹٫
۳ـ صحیفه سجّادیه، دعاى ۲۰(دعاى مکارم الاخلاق).
۴ـ مستدرک وسائل‏ الشیعه، ج ۲، ص ۸۳٫
۵ـ غررالحکم. آمدى، ج ۱، ص ۳۲۹٫
۶ـ همان، ص ۳۶۰٫
۷ و ۸ـ همان، ص ۳۲۹ و ۳۳۵٫

نویسنده: جواد محدثى

منبع: پیام زن؛ شماره ۶۷