اخلاق خوب

نوشته‌ها

راه های بدست آوردن اخلاق پسندیده

اخلاق نيك كمندي است كه ديگران را در دام محبت اسير مي كند و كيست كه از برخورد شايسته، خوشش نيايد و جذب چنين انساني نشود. از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيدند: حد و مرز اخلاق نيك چيست؟ فرمود: آن است كه اخلاقت را نرم كني، كلامت را پاكيزه سازي و با چهره اي باز و گشاده با برادران ديني ات رو به رو شوي.(1)

اخلاق نيكو و پسنديده در 3 بخش مهم متجلي است. كه عبارتند از: «خوش رويي» و «خوش گويي» و «خوش خويي.»

خوش رويي: در مواجهه دو نفر با يكديگر و پيش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم رو به رو مي شود. مواجهه دو انسان با هم و كيفيت اين رويارويي چهره ها، نقش عمده در نحوه گفتار و رفتار دارد و رمز گشايش قفل دلهاست. برخورد با چهره باز با ديگران، آنان را آماده تر مي سازد تا دل به دوستي با شما بسپارند. خنده رويي و بشاش بودن، ديگران را دل و جرأت مي بخشد تا بي هيچ هراس و نگراني با شما باب آشنايي را باز كنند و سفره دلشان را پيش شما بگشايند. هنرمند كسي است كه بتواند غبار غم را از خاطره ها بزدايد. به قول حافظ شيرازي:

سمن بويان، غبار غم چو بنشينند، بنشانند **** پري رويان قرار از دل چو بستيزند، بستانند

خوش گويي: يكي ديگر از شاخه هاي اخلاق نيك كه رابطه ها را استوارتر و پيوندها را صميمي تر مي سازد، گفتار دلپذير و شادي بخش است. كسي كه گفتار مؤدبانه داشته باشد ديگران نيز با او مؤدبانه سخن خواهند گفت وگرنه… «كلوخ انداز را پاداش سنگ است.»

در كلام مولا علي ـ عليه السلام ـ است كه مي فرمايند: اجملوا في الخطاب تسمعوا جميل الجواب. زيبا خطاب كنيد تا جواب زيبا بشنويد: كيفيت برخورد ما با انسان هاي ديگر همان نتيجه را به ما بر مي گرداند. ادب، ادب مي آورد و توهين و فحش، بدزباني و اهانت طرف مقابل را در پي خواهد داشت.

خوش خويي: از رموز موفقيت حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در دعوت و رسالت خويش، اخلاق نيكو و بر خورد شايسته و جذاب با مردم بود.

اخلاق نيك آن حضرت، امتياز بارز ايشان بود كه با همين اخلاق نيك دلها را جذب مي كرد، دشمنان را دوست مي ساخت، كينه را به مهرباني بدل مي كرد و به همين سبب مدال «انّك لعلي خلق عظيم» را از خداي عظيم دريافت كرد.(2)

رفتار پيامبر ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ با همنشينان چنين بود، دائما خوش رو و خندان و سهل الخلق و ملايم، هرگز خشن، سنگدل، پرخاشگر، بدزبان و عيب جو و مديحه گر نبود. هيچ كس از او مأيوس نمي شد و هر كس به در خانه او مي آمد نوميد باز نمي گشت.(3)

وقتي محبت خود را به ديگران ببخشيد، در حوادث صبور و شكيبا باشيد، خشم خود را فرو خورده، خويشتن داري كنيد، بدي را با خوبي پاسخ دهيد و از خشونت و عصبانيت و بدزباني و تحقير و توهين و تكبر به دور باشيد، داراي اخلاق پسنديده هستيد. در معاشرت مسلمانان با هم، بايد همدلي بيش از وحدت فيزيكي حاكم باشد تا به انس و الفتهاي پايدار و رابطه هاي دروني بينجامد. با سلام و مصافحه و اخلاق نيك و چهره باز و لبخند محبت زا و غم زدا و برخورد نيك اين مهم تأمين مي شود.

ميزان اسلامي بودن اخلاق هر فرد مسلمان را بايد در نحوه معاشرتش با ديگران جستجو كرد. به تعبير امام صادق ـ عليه السلام ـ: «پس از عمل به واجبات الهي، محبوب ترين كارها نزد خداوند آن است كه انسان اخلاقي سازگار با مردم داشته و اهل مدارا باشد».

آري گفتار و رفتار ما آئينه شخصيت ماست پس بكوشيم هر چه روشن تر و شفاف تر باشد.(4)

براي آراسته شدن به فضايل اخلاقي و داشتن اخلاقي خوب و پسنديده راهكارهاي زير مفيد مي باشند:

  1. اراده: اراده نقش اساسي براي رسيدن به اخلاقي خوب ايفا مي كند، زيرا انسان با اراده واختيار خود است كه مي تواند در جهت سعادت يا شقاوت گام بردارد. او با اراده و شايستگي، آراسته شدن به هر فضيلت اخلاقي را نصيب خود خواهد كرد. عالمان اخلاقي اراده را اولين قدم در سير و سلوك اخلاقي دانسته اند. تا فرد نخواهد و اراده نكند و در اين امر جدي نباشد راه به جايي نخواهد برد.(5)
  2. استمرار: جلب فضايل اخلاقي بايد آنقدر ادامه يابد كه به صورت ملكه در آيد، زيرا تكرار، علم خاصي در انسان به وجود مي آورد كه در صفحه و جان آدمي نقش مي بندد و هم چنين تكرار در ترك رذايل سبب مي شود كه زشتي آن كاملا نمايان شود و تنفر به آن هميشه باقي بماند.(6)
  3. آسيب زدايي: قبل از ورود هر آفت و رذيله اي در فضاي جان آدمي، بايد از آن جلوگيري شود و چنان چه به شكلي وارد فضاي جان شد قبل از آن كه به صورت غدّه سرطاني در آيد، بايد آن را به هر شكلي، ممكن از فضاي جان بيرون كرد تا توان حركت به سمت جلب فضيلت هاي اخلاقي سست و كند نگردد.(7)
  4. راه ديگر براي به دست آوردن اخلاق حسنه اين است كه انسان خود را وادار به انجام كارهائي كند كه ثمره و نتيجه آن اخلاق نيكو است. مثلا متكبر رخت تواضع پوشد و آن قدر اين كار را ادامه دهد تا به صورت خلق و خوي درآيد و خلق اولي خود را از دست بدهد و از انجام اين كارها لذت ببرد.

اين اعمال به مرور زمان رو به ازدياد نهاده تا اينكه در نفس انسان ثابت شوند و اين همان چيزي است كه پيامبران الهي به خاطرش از خدا عمر طولاني مي خواستند.

به عبارت ديگر مي توان گفت: خلق و خوي نيكو در بعضي به صورت طبيعت و سرشت و در بعضي ديگر به صورت قصد و نيت تعبير شده.

راوي مي پرسد كدام يك از اين دو برتر است؟ حضرت مي فرمايد: كسي كه خلق نيكو به صورت طبيعت در او باشد، آفرينشش اين گونه است براي حركت در مسير ديگر يا روشي غير از آن قدرت ندارد ولي كسي كه خلق نيكو به صورت قصد و نيت در او باشد براي انجام عبادت و اطاعت خدا بايد صبر بسيار داشته باشد. بنابراين، اين قسم دوم افضل و برتر است.(8)

فهرست منابع

  1. اقتباس از جواد محدثي، اخلاق معاشرت. ص50، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1380.
  2. همان، ص39، 40، 41، 42. 43، 44، 45، 46، 47، 48.
  3. آيت الله مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج24، ص386.
  4. اقتباس، محدثي، جواد اخلاق معاشرت، ص39 الي 48.
  5. رمضاني، رضا. اخلاق و عرفان، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم. ص32 الي 42.
  6. همان.
  7. همان.
  8. مرحوم شير، سيد عبدالله، اخلاق،ترجمه كتاب اخلاق، ص37.
  9.  منبع : پاسخ 2.

سبک زندگی به رنگ سبز خاتم

آنچه از نظرتان می‌گذرد، مروری است گذرا بر رفتارها و شیوه‌های رفتاری رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که با استناد به برخی آیات، احادیث و نمونه‌های عینی از زندگی آن حضرت مورد بررسی قرار گرفته است.

به راستی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در تربیت و ساختن انسان‌های بزرگ از چه شیوه‌هایی استفاده کرده است؟ برای پاسخگویی به این سۆال، بخشی از شیوه‌های تربیتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را مورد بررسی قرار می‌دهیم. البته این شیوه‌ها اصول ثابتی هستند که در هر دوره و زمانی می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند و ما اگر امروز هم از شیوه‌های پیامبر مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در تربیت انسان‌ها بهره بگیریم می‌توانیم بهترین انسان‌ها را بسازیم.

معرفی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در قرآن کریم به عنوان اسوه و الگوی نیکو(اسوه حسنه) نیز به همین معناست که ما امروزه سیره آن مرد الهی و رهبر موفق تاریخ را سرلوحه کار خود بویژه در موضوع تربیت قرار دهیم.

اخلاق عظیم

پیامبران آمده‌اند تا در مسیر تعالی و تکامل زندگی مادی و معنوی بشر، اخلاق و فضائل اخلاقی را نهادینه کنند تا انسان در چهارچوب فضائل و محاسن اخلاقی قله‌های سعادت و پیروزی را فتح کند و در فضای معطر محاسن و مصفای اخلاق در جامعه، به کمال مطلوب رسد. پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز اساس بعثت خویش را تکمیل والائی‌های اخلاق معرفی می‌کند و می‌فرماید: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛(۱) همانا من برای تکمیل والائی‌های اخلاق برانگیخته شدم.»

همچنین بنا بر اصلی اخلاقی و روان‌شناختی که مربی باید عامل به آنچه خود می‌گوید باشد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نه تنها متخلق به اخلاق حسنه بود بلکه به فرموده قرآن دارای خلق عظیم بود. قرآن کریم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را به داشتن چنین خلق و خویی می‌ستاید و می‌فرماید: «انک لعلی خلق عظیم؛(قلم/۴) تو‌ ای پیامبر! سجایای اخلاقی عظیمی داری.»

نرمخویی و خوش رفتاری با دیگران

لازمه رهبری جامعه اسلامی، اجرای احکام و قوانین با صلابت و قاطعیت است به خصوص در مواردی که خشونت و تصمیم قاطع در قطع ریشه‌های فساد سازنده است. این صفت از صفات بارز رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) بود اما نه در همه جا و در برابر هر کس. او «اشداء علی الکفار رحماء بینهم»(فتح/۹) بود با دشمنان سرسخت و با مسلمانان و مۆمنان مهربان و خوش‌رفتار بود. آن حضرت با ملایمت و حسن خلق، مردم را با دین اسلام آشنا می‌کرد به طوری که مسلمانان شیفته نرمخویی، ملایمت و خوش‌رفتاری او بودند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در پرتو رحمت الهی، با مۆمنان و مسلمانان با ملایمت و نرمی رفتار می‌نمود. خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر می‌فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک؛(آل عمران/ ۱۵۹) حسن اخلاق و مهربانی تو با مردم، رحمتی از جانب خداوند است، و اگر تندخو و سخت دل بودی، مردم از اطراف تو پراکنده می‌شدند.»

مشورت با دیگران

یکی دیگر از ویژگی‌های پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که نشان از زیبایی سلوک حضرتش دارد، مشورت با دیگران است. آن حضرت، علاوه بر توجه به پرورش شخصیت افراد طبقات مختلف جامعه، با در نظر گرفتن افکار و اندیشه‌های موافق و مخالف، از توانایی‌های روحی و فکری آن‌ها بهره‌مند می‌شد. مورخین و مفسرین اسلامی یکی از صفات پیامبر را در مسند مدیریت، کثرت مشاوره دانسته‌اند و گفته‌اند: «کان رسول الله کثیرالمشاوره لاصحابه؛(۲) سیره پیامبر چنین بود که با اصحاب خود، زیاد مشورت می‌کرد.»
رفتار متواضعانه رسول خدا به گونه‌ای بود که چون وارد مجلسی می‌شد، در نزدیک‌ترین جای محل ورود خود می‌نشست.(۳) رسول خدا کراهت داشت کسی برای وی به پا خیزد و مردم نیز از این جهت جلو پای آن حضرت بلند نمی‌شدند، ولی هنگام رفتن، آنان با حضرتش برمی‌خاستند و همراهش تا در منزل می‌آمدند.(۴)

تواضع و فروتنی

تواضع و فروتنی، از جمله صفات بزرگ و انسانی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و بی‌شک یکی از عوامل تأثیرگذار در تقویت محبوبیت حضرتش در میان مردم بود. چون مظهر کمالات است و دارای خلق عظیم و تمام ارزش‌های انسانی در او تبلور یافته است. او با وجود این که برترین است نه تنها خود را فوق دیگران نمی‌بیند بلکه با الهام از این رهنمود وحی؛ «و اخفض جناحک لمن اتبعک من المۆمنین»(شعراء/۱۵) بال‌های تواضع و فروتنی خویش را بر مۆمنین و پیروان خود می‌گستراند.

رفتار متواضعانه رسول خدا به گونه‌ای بود که چون وارد مجلسی می‌شد در نزدیک‌ترین جای محل ورود خود می‌نشست.(۳) رسول خدا کراهت داشت کسی برای وی به پا خیزد و مردم نیز از این جهت جلو پای آن حضرت بلند نمی‌شدند، ولی هنگام رفتن، آنان با حضرتش برمی‌خاستند و همراهش تا در منزل می‌آمدند.(۴)

ابوذر غفاری(رحمه الله) می‌گوید: رسول خدا در میان اصحابش می‌نشست، اگر ناشناسی می‌آمد نمی‌دانست پیامبر کدام است تا آن که می‌پرسید. از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درخواست کردیم تا جایگاهی اختیار کند که اگر ناشناسی وارد شد حضرت را بشناسد. آن گاه سکویی از گل بنا کردیم حضرت بر آن می‌نشست و ما نیز گرد او می‌نشستیم.(۵)

همچنین با بردگان بر روی زمین غذا خوردن، سوار شدن بر چهارپا که تنها پلاسی بر پشت آن قرار داشت، دوشیدن گوسفندان با دست، پوشیدن لباس پشمی خشن و سلام کردن بر کودکان سنت و روش او بود.»(۶)

رأفت و رحمت

یکی دیگر از ویژگی‌هایی که در سیره نبوی به عنوان اخلاق فردی آن حضرت مورد توجه می‌باشد، دوستی و مهربان بودن ایشان با مردم است. پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) بدون هیچ چشم‌داشت مادی چنان مردم را از دل و جان دوست می‌داشت و به آنان مهربانی می‌نمود که وقتی درد و رنجی بر آنان وارد می‌شد آن را بر روح و جان خویش احساس می‌کرد. خداوند در بیان این صفت پیامبر می‌فرماید: «رسولی از خود شما به سویتان آمده که رنج‌های شما بر او سخت و بر هدایت شما اصرار دارد و با مۆمنان رئوف و مهربان است.»(توبه/ ۱۲۸)

نکته زیبایی که در این آیه مشاهده می‌شود این است که خداوند دو صفت خویش یعنی «رئوف و رحیم» بودن را برای پیامبر خاتم آورده است.

احترام به کودکان

امروزه در علوم تربیتی مباحثی مبسوط درباره شخصیت دادن به کودک مطرح می‌گردد. توجه به این امر که سبب رشد و شکوفایی استعدادهای کودک و بالا بردن کرامت و بارور شدن گوهر انسانی او می‌شود عاملی جهت ساختن انسان‌هایی فرزانه می‌شود.

رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز با لحاظ کردن این مهم می‌فرمایند: «اکرموا اولادکم؛ به کودکان خود احترام بگذارید.» حضرتش با وجود عظمت و شخصیتی که داشت در سلام کردن به کودکان پیشی می‌گرفت و با آنان مهربانی می‌نمود و معتقد بود که هر کس با کودک سر و کار دارد باید کودکانه رفتار کند.(۷) چنان که حسنین(علیهماالسلام) را بر دوش خود سوار می‌کرد و می‌فرمود: «خوب مرکبی دارید و شما سوارکاران خوبی هستید.»(۸)

عدالت در تربیت

از دیگر شیوه‌های تربیت پیامبر، رفتار عادلانه بود. مثلا پدری که دو کودک را همراه خود نزد پیامبر آورده بود و یکی را می‌بوسید و به دیگری بی‌اعتنایی می‌کرد آن حضرت برآشفت و فرمود: «فهلا ساویت بینهما؛(۹) چرا در ابراز محبت نسبت به فرزندانت به طور یکسان رفتار نکردی؟!»

کلام آخر

بی‌شک پرداختن به زیبایی‌های روش‌های تربیتی پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این مجال محدود، گنجاندن دریا در کوزه‌ای است. ولی امید است همین اندک، ذائقه جویندگان حقیقت را شیرین نماید و تشنه کامان حقیقت با تأسی به سیره، سلوک و رفتارهای تربیتی پیامبر عظیم‌الشأن اسلام این الگو و اسوه بی‌نظیر تاریخ بشریت در عصر کسادی بازار ایمان، جان‌ها و فطرت‌های زلال خویش را از شراب طهورش سرمست کنند.

پی‌نوشت‌ها

۱- نور الثقلین، ج ۵، ص ۹۲

۲- تفسیر جلالین، ص ۹۴

۳- مکارم الاخلاق، ج ۱، ص۲۵

۴- مستدرک الوسائل، ج ۲، ص۱۱۲

۵- مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۱۵

۶- محجه البیضا، ج ۱۶، ص۹۸

۷- وسائل، ج ۵، ص ۱۲۱

۸- بحارالانوار، ج ۴۳، ص۲۸۶

۹- مکارم الاخلاق، ص۱۱۳

فرآوری: نوریه نوچمنی

منبع: تبیان

نگاه نهج ‏البلاغه به نوجوانان

اشاره

دوره نوجوانى، حساس‌ترین و با اهمیت‌ترین دوران زندگی انسان است که معمولاً بین سنین ۱۲ الى ۱۸ سالگى می ‏باشد. در این دوره، فرد، نه کودک و نه هنوز به درستى بالغ شده است و دوره بحرانى زندگى خود را می‏ گذراند که گاهى رفتار و اعمال کودکانه او، موجب آزار بزرگترها و گاهى رفتار عاقلانه او، باعث تحسین و تعجّب آنها می‏ شود.

نوجوان در سنینى قرار دارد که به درستى نمی ‏داند چه باید بکند؟ کدام شیوه را در زندگى خود برگزیند؟ برخى بزرگترها به او می ‏گویند: تو هنوز بچّه ای! گاهى دیگران به او می ‏گویند: تو دیگر بزرگ شده ‏اى چرا کار بچّه‏‌گانه از تو سر می‏ زند؟ او خود را در این امر و نهی، سرزنش و عتاب، حیران می‌بیند.

نهج ‏البلاغه، یکى از برترین کتابى است که به اخ ‏القرآن(برادر قرآن) شهرت یافته است. این کتاب «آن چنان بزرگ و با عظمت است که دست عقول بشر به این آسانى به آن نمی‏ رسد. دلیل آن همین است که این کتاب، تراوش روح با عظمت کسى است که مظهر اسم اعظم خداوند است، معلّم جبراییل، قرآن ناطق و بزرگ‏ترینِ مفسّران و تربیت شده پیامبر عظیم ‏الشّأن است.»۱

سخنان حضرت على(علیه‏ السلام) که نهج‏ البلاغه بخشى از آن می‏ باشد، از نظر قواعد ادبى و لفظى و اخلاقى، در حدّ معجزه است و تا کنون هیچ کلام بشرى به پاى آن نرسیده و با آن برابرى ننموده است. ابن ابی‏ الحدید معتزلى ـ شارح بزرگ نهج ‏البلاغه ـ در مقدّمه کتاب خود می‏ نویسد: «به حق، سخن على(علیه‏ السلام) فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق می ‏باشد.»

نهج البلاغه، مشحون از مواعظ و حکم آموزنده درباره موضوعات مختلف از جمله «نوجوانان» است که به کارگیرى آن، مهم‏ترین راه ‏حل جهت تربیت و سعادت می‏ باشد.

در بحث «نگاه نهج ‏البلاغه به نوجوانان» به محوره‌اى زیر اشاره خواهد شد:

الف: نوجوان و تربیت.

ب: نوجوان و عبادت.

ج: نوجوان و الگوپذیری.

د: نوجوان و دوست‏یابی.

ه: نوجوان و سیاست.

و: نوجوان و گناه.

الف) نوجوان و تربیت

در تربیت نوجوانان، باید به چند اصل تربیتى توجّه نمود؛ از جمله: شناخت مسائل این نسل، توجّه به پایه‏ هاى خُلقى این نسل، توجّه به اصل محبت و انس و دوستى با نوجوانان و پرهیز از اعمال قدرت و اجبار.

علی(علیه ‏السلام) دوران نوجوانى را از سه جهت بسیار حسّاس بیان می‏ کند:

اوّل این که قلب نوجوان مانند زمین، خالى و مساعد است که هر چه در آن بکاری همان درو می‏ کنی:

«انّما قلب الحدث کالأرض الخالیه مهما اُلقى فیها من کلّ شی‏ء قبلته»۱۹ و دوم این که دوران نوجوانى را زودگذر می‏ داند و گوش زد می‌فرماید سریعاً آن را دریابید: «بادر شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک»۲۰ سوم این که شیطان در این زمان، به نوجوان زیاد روى می ‏آورد و لازم است براى آن، پناهگاه خوبی در نظر گرفت که بهترین پناهگاه، قرآن کریم، ائمه(علیهم‏ السلام) و ادعیه می‏ باشد

علی(علیه‏ السلام) به تربیت نفس توجّه ویژه‏ اى دارد و می‌فرماید: «اى مردم! خودتان عهده‌دار تربیت نفس خویش باشید و آن را از کشیده شدن به طرف هوسها و عادات ناروا باز دارید.»۲ و نیز می‌فرماید: «زنهار! زنهار! در تربیت و سازندگى خویشتن تلاش کن».۳

امام علی(علیه ‏السلام) به پدران نیز توصیه می‏ کند:

«با فرزندان خود دوست شوید؛ زیرا مودّه الآباء قرابه بین الأبناء؛ دوستى میان پدران، سبب خویشاوندى میان فرزندان است».۴ و نیز به علت تأثیر خانوده‌ها بر شخصیت نوجوانان، سفارش می‏ کند:

«روابط خود را با افراد با شخصیت و اصیل و خانواده‏‌هاى صالح و خوش ‏سابقه، برقرار ساز».۵

امام تأثیر محیط و جامعه را در تربیت فرزندان، به ویژه نوجوانان، گوشزد می‏ کند و می‌فرماید:

«و اسکن الأمصار العظام فانّها جِماع المسلمین، و احذر منازل الغفله و الجفاء و قلّه الأعوان على طاعه اللّه؛ در شهرهاى بزرگى که مرکز اجتماع مسلمانان است، مسکن گزین و از محیط و جوامعى که اهل غفلت و ستمکارى در آنجا هستند و یارانِ مطیع خدا کمتر در آن نواحی یافت می‏ شوند، بپرهیز.»۶

ب) نوجوان و عبادت

طرز ارائه مسائل مذهبى به نوجوانان، اهمیت بسیارى دارد. امور مذهبی را به گونه‌اى باید به آنها ارائه داد که آنها احساس کنند در زندگی روزمره، این امور قابل پیاده شدن است. و باید علم و دین را توأمان به نوجوانان آموخت.

«عبادت»، مهم‏ترین بخش اصول اسلام می‏ باشد و در نهج ‏البلاغه، به بندگى خدا و عبادت، توجّه و تأکید بیشتر شده است. عبادت اثرات دنیوی بسیارى دارد که از جمله آن، آرامش روانى و سلامت نفس می‏ باشد.

علی(علیه‏ السلام) می فرماید: «در تمام امور زندگى خود، خداوند را اطاعت کن؛ زیرا اطاعت از خداوند، بر هر کارى مقدّم است. نفس خود را به سوى عبادت بکشان و با آن، مدارا کن.»۷

از مهم‏ترین ارکان عبادت، نماز و روزه و عمل به قرآن می ‏باشد. على(علیه ‏السلام) توجّه به نماز و روزه و خواندن قرآن را گوشزد فرموده، از جمله: «نماز، گناهان انسان را می‏ ریزد»۸، «بهترین وسیله نزدیکى به خداوند، روزه ماه مبارک رمضان است»۹ و «حقّ فرزند بر پدر، این است که نام نیکویی براى او انتخاب کند، اخلاق و ادب به او بیاموزد و قرآن را به او آموزش دهد».۱۰

ج) نوجوان و الگوپذیرى

«الگوها» در تربیت، تأثیر بسیار زیادى دارد و هر چقدر الگو محبوب‏ تر باشد، تأثیرپذیرى آن نیز بیشتر است. حضرت على(علیه‏ السلام) از یک طرف بهترین الگو براى نوجوان و جوان می ‏باشد، چون امام دوران کودکى و نوجوانى را در کنار پیامبر اکرم(صلی‏ الله ‏علیه و‏ آله و سلم) گذراند و رفتار او را براى خود الگو قرار داده است؛ لذا می‌فرماید:

«پیامبر(صلی‏ الله‏ علیه و‏ آله و سلم) مرا از دوران کودکى تحت تربیت خود گرفتند و هر روز، یک اخلاق نیکو را به من تعلیم و دستور می ‏دادند.»۱۱

قرآن کریم به مسلمانان خطاب می‌‏فرماید: «رسول خدا(صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله و سلم)، یک الگو و سرمشق کامل می‏ باشد.» و حضرت على(علیه‏ السلام) و فرزندانش، بهترین الگو براى نوجوانان و جوانان می‏ باشند. از این رو با تبیین سیره زندگى امام، می‏ توان امام را در تمام مراحل به عنوان الگو انتخاب کرد.

امام تأثیر محیط و جامعه را در تربیت فرزندان، به ویژه نوجوانان، گوشزد می‏ کند و می ‏فرماید: «و اسکن الأمصار العظام فانّها جِماع المسلمین، و احذر منازل الغفله و الجفاء و قلّه الأعوان على طاعه اللّه؛ در شهرهای بزرگى که مرکز اجتماع مسلمانان است، مسکن گزین و از محیط و جوامعى که اهل غفلت و ستمکارى در آنجا هستند و یارانِ مطیع خدا کمتر در آن نواحى یافت می ‏شوند، بپرهیز.

باید توجّه نمود افرادى که در سمت مربّى و معلّم نوجوان می‏ باشند، الگوى مناسب در تربیت‏ اند و نوجوان آداب زندگى را غالباً از اطرافیان ـ به ویژه مربّیان ـ فرا می‏ گیرد. پس لازم است آنها خود را با الگوى برتر تطبیق نمایند و نفس خود را اصلاح سازند، و عملاً به تربیت نسل جدید بپردازند. على(علیه‏ السلام) می‌فرماید: «هر کس که خودش را در منصب رهبرى مردم قرار دهد، لازم است قبل از تعلیم دیگران، نفس خودش را اصلاح کند.»۱۲

د) نوجوان و دوست‏یابى

نوجوان به داشتن «دوست»، احساس نیاز می‏ کند و از این ‏رو باید او را در انتخاب دوست یارى نمود. دوست به حدّى در یک نوجوان تأثیر دارد که او خود را همرنگ دوستش می‏ کند و حتّى از لباس، رفتار و کلام او تقلید می‏ نماید.

داشتن دوست، نوجوان را از تنهایى که ممکن است افسردگى و انزوا را در برداشته باشد، می ‏رهاند. امام على(علیه السلام) در نهج ‏البلاغه به یافتن «دوستان خوب» اشاره می ‏فرماید و تأکید دارد که: دوستان را ابتدا مورد آزمایش و امتحان قرار دهید و وقتى دوستی را خوب یافتید، او را از دست ندهید. امام(علیه‏ السلام) می‌فرماید:

«عاجزترین مردم، کسى است که از به دست آوردن دوست، ناتوان باشد و از او عاجزتر، کسی است که دوستانِ به دست آورده را ترک گوید.»۱۳

نوجوان وقتی دوستى را یافت و یا درصدد یافتن دوستانى می‏ باشد، باید به چند مسأله توجّه نماید:

ابتدا این که به آراء و افکار دیگران احترام بگذارد و خود، فردى فروتن و متواضع باشد. و دیگر این که در دوستی، افراط و تفریط روا ندارد که ثمره آن، پشیمانى و ثمره دوراندیشى و میانه روی، سلامت و رستگاری است.۱۴ و سوم این که راستگو بوده و به عهد خود وفا نماید، چون «هر کس امانت‏دار نباشد ضرر کرده و به مقصد نمی‏ رسد»۱۵ و چهارم این که با دوستانش خوشرو بوده و حُسن خُلق را سرمشق خود قرار دهد. امام على(علیه‏ السلام) می‌فرماید: «اکرم الحسب حُسن الخلق؛ برترین خویشاوندی، خوشرویى و حُسن خلق است.»۱۶

اما به پیروان خود گوشزد می ‏فرماید: «از دوستى با افرادى که ضعیف‏ العقل و بدعمل هستند، بپرهیز؛ زیرا انسان را با دوستش می‏ شناسند.»۱۷

و یا می‌فرماید: «از رفاقت با کسانى که افکار و ظاهر اعمالشان ناپسندیده است، برحذر باش؛ چرا که آدمى به رویه و روش رفیقش خو می‏ گیرد و به افکار و اعمال او معتاد می ‏شود.»

ه) نوجوان و سیاست

نوجوان و جوان که پرجمعیت‌ترین بخش هر جامعه ـ به‏ ویژه جهان‏ آسیایی و آفریقایى را تشکیل می‏ دهد، طبعاً باید با «سیاست» آشنا بوده و نقش برجسته‏ اى در امور ادارى ایفا نماید و نظام سیاسى حاکم نیز با حُسن نیت، اعتماد این قشر عظیم را به خود جلب سازد.

آری، لازم است با تشکیل جلسات متعدّد، جوانان و نوجوانان را با مسائل سیاسی آشنا کرده و نقش قدرت‏‌هاى سلطه‌گر را به آنها گوش زد نمود و آنها را آزاده بار آورد. حضرت در این‏ باره می‌فرماید:

«بنده دیگران مباش، خداوند تو را آزاد آفریده است.»۱۸

اما به پیروان خود گوش زد می‌فرماید: «از دوستى با افرادى که ضعیف‏ العقل و بدعمل هستند، بپرهیز؛ زیرا انسان را با دوستش می‏ شناسند.»

و) نوجوان و گناه

علی(علیه ‏السلام) دوران نوجوانى را از سه جهت بسیار حسّاس بیان می ‏کند:
اوّل این که قلب نوجوان مانند زمین، خالى و مساعد است که هر چه در آن بکارى همان درو می‏ کنی: «انّما قلب الحدث کالأرض الخالیه مهما اُلقى فیها من کلّ شی‏ء قبلته»۱۹
و دوم این که دوران نوجوانى را زودگذر می‏ داند و گوشزد می‌فرماید سریعاً آن را دریابید: «بادر شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک»۲۰
سوم این که شیطان در این زمان به نوجوان زیاد روى می ‏آورد و لازم است براى آن پناهگاه خوبى در نظر گرفت که بهترین پناهگاه، قرآن کریم، ائمه(علیهم‏ السلام) و ادعیه می ‏باشد و گرنه، گناه انسان را در دنیا و آخرت رسوا می ‏سازد و برکت را از مال او برمی ‏دارد و ناراحتی‏ هاى روانى را نصیبش می‏ سازد. از نظر على(علیه‏ السلام) هر گناهى در زندگی، آثار سویی دارد، مثلاً: دروغ، ایمان را از انسان دور می‏ کند۲۱؛ فحش و بدزبانی، زهد را دور می ‏سازد و سخن‏ چینی، رابطه دوستى را از بین می‏ برد.۲۲

پی‌نوشت‌ها
۱- وصیت‏نامه سیاسى ـ الهى امام خمینی(ره)
۲- نهج البلاغه، حکمت ۳۵۹
۳- همان، نامه ۳۰
۴- همان، حکمت ۳۰۸
۵- همان، نامه ۵۲ و ۵۳
۶- همان، نامه ۶۹
۷- همان.
۸- همان، خطبه ۱۹۹
۹- همان، خطبه ۱۱۰
۱۰- همان، کلمات قصار، ش ۳۹۹
۱۱- همان، خطبه ۲۳۴
۱۲- همان، کلمات قصار، ش ۷۳
۱۳- همان، حکمت ۱۲
۱۴- همان، حکمت ۱۸۱
۱۵- همان، خطبه ۱۹۹
۱۶- همان، حکمت ۳۸
۱۷- همان، نامه ۶۹
۱۸- همان، نامه ۳۱
۱۹- شرح غررالحکم، ج ۳، ص ۹۰
۲۰- همان، ص ۲۴۹
۲۱- نهج ‏البلاغه، خطبه ۸۶
۲۲- همان، کلمات قصار، ش ۲۳۹
 
نویسنده: حسن قریشى کرین
منبع: ماهنامه کوثر، شماره ۵۹؛ با تلخیص و تصرف