احساسی شدن

نوشته‌ها

راهکارهای بعد از شنیدن جواب رد در خواستگاری

ازدواج کردن و خوشبخت شدن، کار ساده‌ای نیست!

وقتی خواستگاری، بی‌سرانجام تمام می‌شود، به خصوص وقتی که روی مثبت بودن جواب، حسابی باز کرده‌اید، احساس بدی به سراغتان می‌آید. حق هم دارید، ترجیح همه آدم‌ها این است که مورد تأیید قرار بگیرند. ولی باور کنید که این، آخر دنیا نیست. شما جوانید و آن قدر از لحاظ روانی توانمندی دارید که بتوانید به سلامت از این موقعیت سخت بیرون بیایید و گامی بلندتر در مسیر خوشبختی خود بردارید.

«بعد از کلی آمدن و رفتن و واسطه بازی، آخرش هم جواب منفی داد. با این که دو هفته از آن روز گذشته ولی هنوز بدجوری حالم گرفته است. گاهی فکرهایی هم به سرم می‌زنه مثل این که یه جوری حالش رو بگیرم، ولی به خودم می‌گم بعدش چی؟ کاش یکی بود که من رو از این حال، خلاص می‌کرد».

ازدواج، درد سر داره!

ازدواج کردن و خوشبخت شدن، کار ساده‌ای نیست. از مرحله اول آن، که خواستگاری است بگیرید تا ازدواج و حفظ زندگی مشترک تا آخر عمر. همین خواستگاری که ساده‌ترین بخش ماجرا است را در نظر بگیرید؛ چقدر رفت و آمد و گفت و شنود دارد، هزینه دارد، به جز این ها، احتمال رد شدن هم که قسمتی همیشگی از ماجرا است. آن قدر باید به جاهای مختلف بروید و آدم‌های مختلف را ببینید، آن قدر باید بگویید و بشنوید و آن قدر باید رد بشوید تا بالأخره برسید به کسی که بهترین گزینه برای شما است. البته بعضی‌ها هم هستند که این فرایند را طی نمی‌کنند و همان اولین جایی که می‌روند، جواب مثبت می‌گیرند اما به هر حال، اکثر جوان‌ها با این مسئله مواجه می‌شوند.
وقتی خواستگاری بی‌سرانجام تمام می‌شود، به خصوص وقتی که روی مثبت بودن جواب حسابی باز کرده‌اید، احساس بدی به سراغتان می‌آید. حق هم دارید، ترجیح همه آدم‌ها این است که مورد تأیید قرار بگیرند. ولی باور کنید که این آخر دنیا نیست. شما جوانید و آن قدر از لحاظ روانی توانمندی دارید که بتوانید به سلامت از این موقعیت سخت بیرون بیایید و گامی بلندتر در مسیر خوشبختی خود بردارید. برای این که به این مقصود برسید، باید اول این را باور کنید که «فقط خودتان می‌توانید به خودتان کمک کنید». پس رویای پیدا شدن دستی شفابخش را کنار بگذارید، دست روی زانویتان بگیرید و با یک «یا علی» از جایتان بلند بشوید.

از حال بد بیرون بیا

اصولاً وقتی آدم حالش بد است، انگار یک جورهایی خودآزارگر هم می‌شود. شما هم که فکر می‌کنید شکستی را متحمل شده‌اید، دلتان می‌خواهد حالا حالاها در این حال بد بمانید. به این امید که چرخ و فلک با دیدن حال شما، دلش بسوزد و گشایشی در کارتان ایجاد کند. اما همان طور که گفتم کلید این گشایش، فقط دست خودتان است، نه دست روزگار و نه هیچ کس دیگر. پس برای این که در این شرایط بتوانید به خودتان کمک کنید کاری بکنید. من چند راهکار زیر را پیشنهاد می‌کنم:

اگر خودتان در وضعیت مناسبی قرار دارید، علت رد شدن خواستگاری‌تان را از طرف سوال کنید:

۱- احساساتتان را احساس کنید. این که شما احساس ناراحتی بکنید، نه تنها چیز بدی نیست بلکه به شما کمک هم می‌کند که سریعتر بتوانید خودتان را از آن موقعیت خارج کنید. پس از احساساتتان فرار نکنید. سعی کنید احساساتتان را بشناسید برای این کار آنها را به اسم برای خودتان مشخص کنید برای مثال «من ناراحتم»، «عصبانی‌ام»، «ناامید شده‌ام» و غیره. سپس آنها را ابراز کنید اگر کسی را سراغ دارید که قابل اعتماد و دلسوز و آگاه باشد، احساساتتان را با او در میان بگذارید و اگر کسی نیست آنها را روی کاغذ بنویسید و چند بار با صدای بلند برای خودتان بخوانید.

۲- احساساتتان را تحلیل کنید. سعی کنید بفهمید چرا چنین احساسی دارید. برای مثال اگر ناامید شده‌اید، از خودتان بپرسید دلیل این که این احساس به سراغتان آمده چیست؟ آیا به خاطر جواب ردی است که گرفته‌اید یا به خاطر احساس طردی است که در شما زنده شده؟

۳- به افکارتان فکر کنید. فکر، مادر احساس است و احساس، مادر رفتار. اگر برای مثال فهمیدید که فکر «من بی‌ارزشم» باعث احساس طرد شدن و سپس احساس نا امیدی در شما شده است، فکرهای سالم تری را جایگزین آن کنید. برای این کار می‌توانید به خودتان حرف‌های مثبت بزنید مثلاً جلوی آینه و چشم در چشم به خودتان بگویید که «من ارزشمندم» و یا «هیچ کس همیشه از جانب همه تأیید نمی‌شود». جواب رد گرفتن را به فاجعه تبدیل نکنید، از تعمیم دادن این اتفاق به کل زندگی‌تان خودداری کنید و با افکار مثبت و سالم، فکرهای سمی را از سرتان بیرون کنید.

۴- دوره‌تان را طی کنید. این حال شما مدتی زمان لازم دارد تا سر جای خودش بیاید. پس به خودتان فرصت بدهید.

۵- تصمیمات لحظه‌ای نگیرید. تا وقتی دوره‌تان تمام نشده اقدامی نکنید. قبل از انجام هر رفتاری در رابطه با این تجربه، از خودتان درباره تأثیر و فایده آن کار سوال کنید. یادتان باشد دل شما برای خنک شدن نیاز به زمان و عقلانیت دارد نه خدای نکرده اقدامات نسنجیده تلافی جویانه.

۶- صحبت کنید. اگر خودتان در وضعیت مناسبی از لحاظ روانی و عاطفی قرار دارید، علت رد شدن خواستگاری‌تان را از طرف سوال کنید. ولی از آنجا که این شیوه خواستگاری‌ها معمولاً متعلق به خانواده‌های سنتی است بهتر است برای این کار از بزرگترها کمک بگیرید. این را هم در نظر داشته باشید که ممکن است طرف مقابل دلایل شخصی برای جواب ردش داشته باشد. اگر این طور شد، به حریم خصوصی او احترام بگذارید و از اصرار و سماجت بی‌مورد دوری کنید.

۷- احساس خودتان را بهتر کنید. وقتی حالتان بد است، دلتان می‌خواهد یک جا بنشینید و فکر و خیال کنید. این سکون و رکود، بیشتر از جواب رد، حالتان را خراب می‌کند. پس به سراغ کارهایی بروید که درست بر عکس این حالت‌ها هستند، مثلاً هر روز ورزش کنید، به کارهای هنری مورد علاقه‌تان بپردازید، یک برنامه سفر برای خودتان ترتیب بدهید و …

۸- شما ارزشمند و توانمندید. ارزش انسانی شما، ربطی به رد یا قبولی در خواستگاری ندارد. ارزش شما به عقلانیت و بزرگی اندیشه‌تان است.

۹- شما تنها نیستید. شما اولین نفری نیستید که در خواستگاری، جواب رد گرفته است، آخرین نفر هم نخواهید بود.

۱۰- به دنبال تازه‌ها باشید. شما آن قدر ارزشمند و توانمندید که می‌توانید با درایت و آرامش، موردهای جدیدی برای خود پیدا کنید و به فرصت‌های تازه دست یابید. پس تمرکزتان را روی آینده روشنی که پیش رویتان قرار دارد معطوف کنید و از در جا زدن در یک موقعیت بپرهیزید.

منبع: تبیان

مواردی که باعث جدایی همسران می‌شود

هر چند طبق آمارهای رسمی، بیشتر طلاق‌ها در ۵ سال ابتدایی زندگی مشترک اتفاق می‌افتد؛ اما در هیچ دوره‌ای نمی‌توان از این آسیب بزرگ در امان بود. همچنین به ندرت پیش می‌آید که ازدواج یک شبه نابود شود و در بیشتر مواقع، این فرآیند به تدریج و در طول زمان اتفاق می‌افتد. رضا آذریان، کارشناس ارشد روان شناسی به چند اشتباه زوجین که ممکن است زمینه ساز طلاق آن‌ها شود، اشاره می‌کند.

در زندگیتان شادی نمی‌بینید

هر زمانی در زندگی مشترک به این نتیجه رسیدید که لحظات شادتان در حال کم شدن است و بیشتر اوقات با هم بودن تان را برای مشاجره و بحث‌های بیهوده صرف می‌کنید، باید بدانید طلاق در نزدیکی شما کمین کرده تا ناگهان غافلگیرتان کند! البته هیچ ازدواجی بدون مشکل نیست و زندگی فراز و نشیب دارد و گاهی پیش می‌آید روزهای بدی را بگذرانید و بین شما و همسرتان اختلاف نظر‌هایی به وجود بیاید اما باید حساب کنید تعداد روزهای شاد زندگی تان چقدر است. اگر به این نتیجه رسیدید که لحظات خوب زندگی شما بر روزهای بد غلبه دارد جای نگرانی نیست اما موضوع زمانی وخیم می‌شود که تمام شادی‌های زندگی مشترک تان در اعماق جنگ و دعواهای روزمره دفن شود و دیگر جایی برای لذت بردن باقی نماند. اینجاست که باید به فکر چاره باشید.

دنبال نمره دادن به یکدیگر نباشید

زن و شوهر موفق، کارهای زندگی مشترک را منصفانه بین خود تقسیم می‌کنند؛ برای مثال شستن ظرف ها، آشپزی، تمیز کردن خانه و … از سوی مردان مخصوصا در جوامع امروز که بعضی زنان هم مانند مردان کار می‌کنند، پسندیده است؛ اما حساب و کتاب کردن ممکن است برای شما ایجاد مشکل کند. این که دائم به این فکر کنید که کدام کارها را شما و کدام‌ را همسرتان انجام داده است، پسندیده نیست. از خودگذشتگی لازمه زندگی مشترک است. حساب و کتاب و نمره دادن باعث می‌شود رابطه شما از روال طبیعی خارج شود و دائم به مشکل بخورید.

حل نشدن مشکلات را شوخی نگیرید

وقتی مشکلی یا بحثی بین شما و همسرتان پیش می‌آید، فرقی نمی‌کند که این مشکل کوچک باشد یا بزرگ، بهتر است هر چه زودتر با واقعیت رو به رو شوید و برای حل مشکل، خوب فکر کنید تا بفهمید چه کاری باید انجام دهید. اگر نسبت به موضوع بی‌تفاوت باشید یا آن را به شوخی بگیرید و به سادگی از آن عبور کنید، این طرز برخورد روش خوبی برای مقابله با مشکل نیست و اوضاع را روز به روز بد و بد تر می‌کند و باعث سوءتفاهم‌های جدید خواهد شد.

نگذارید احساساتتان از کنترل خارج شود

هنگامی که در زندگی مشترک دچار مشکل می‌شوید، شاید جر و بحث‌های کهنه را مدام پیش بکشید، ناراحتی‌های قدیمی را زنده کنید، به شدت اشک بریزید یا عصبانی شوید. این واکنش‌ها خیلی زود ابعاد مشکلات کوچک را بزرگ و بزرگ تر می‌کند و باعث می‌شود همه امیدها و آرزوهای زندگی تان را از دست بدهید. علاوه بر این وقتی احساسات شما از کنترل تان خارج می‌شود، بسیار دشوار است که تمام راه‌های ممکن را به درستی شناسایی و شرایط را به طور منطقی ارزیابی کنید تا بتوانید با مشکل کنار بیایید. به عنوان یک راه حل باید درباره وضعیت موجود قضاوت درستی داشته باشید تا بفهمید اوضاع تا چه حد بد یا قابل کنترل است؛ البته علائمی مانند خیانت، اهانت و تحقیر هم هشدارهایی است که نقطه بحرانی یک رابطه را نشان می‌دهد.

لطفا کمی منصف بمانید

در جر و بحث‌های زن و شوهری، به جای این که سعی کنید برنده بحث‌های خانوادگی باشید، سعی کنید منصف بمانید و به جای پیشبرد هدف خودتان به بهتر کردن رابطه فکر کنید. معمولا ما عادت داریم فقط بدی‌ها را گوشزد کنیم، اما گفتن خوبی‌ها مهمتر است. اگر همسر شما کار خوبی انجام داده از او تقدیر کنید. نشان دهید تلاش‌های او را در زندگی می‌بینید و قدردان آن‌ها هستید. این کار باعث می‌شود همسرتان اعتماد به نفس داشته باشد و علاوه بر این بتواند شما را بهتر بشناسد و بفهمد از چه خوش تان می‌آید و از چه بدتان.

همسرتان را بی‌اعتماد نکنید

دروغ می‌تواند به راحتی به هر رابطه‌ای آسیب برساند و خیلی راحت تر از آن که فکرش را بکنید، زندگی مشترکتان را تا آستانه طلاق و متاسفانه تا خود طلاق پیش ببرد. کافی است همسر شما متوجه دروغی که به او گفته‌اید بشود تا برای همیشه اعتماد خود را نسبت به شما از دست بدهد حتی پنهان کردن مسائل هم در برخی موارد باعث از بین رفتن اعتماد می‌شود. اگر همسر شما دوست ندارد با فرد خاصی رابطه داشته باشید، راهش این نیست که پنهان از او این کار را انجام دهید. به جایش با او حرف بزنید و او را متقاعد کنید. حرف‌های او را هم بشنوید، شاید واقعا حق داشته باشد. زندگی مشترکتان را با خیلی موضوعات دیگر که به اعتمادتان آسیب می‌رساند به طلاق منجر نکنید.

منبع: میهن فال

وقتی «دوستت دارم» عادی و بی‌ارزش می‌شود!

هرگز به نظر نمی‌رسد که خبرهای بدی در رابطه‌های تازه وجود داشته باشد. زوجین در مورد هر چیزی با یکدیگر موافقند؛ از نوع غذایی که در رستوران سفارش می‌دهند تا مقدار سسی که روی غذای خود می‌ریزند. اما متاسفانه در نهایت، لبخندهای ساده حاکی از رضایت و موافقت و نیز ابراز علاقه‌های پرشور و نشان پایان می‌یابند.

زمانی فرا می‌رسد که جمله دو کلمه‌ای معروف گفته شده و احساسات سرد و بی‌روح موجود در آن آشکار می‌گردد، هر چند گفتن «دوستت دارم» لزوماً جهتی صحیح برای حرکت کردن نیست. این عبارت کوچک باید برای زمان مناسبش، کنار گذاشته شده و نباید همانند نقل و نبات در عروسی، مرتب بالا انداخته شود.

گفتن این که صادقانه به شریک زندگی خود علاقمندید، ارزشش بسیار والاتر از ادعای دروغین دوست داشتن او می‌باشد. دروغگویی همچنین ممکن است یک رابطه خوب بالقوه را به خطر بیندازد. این قانون در مورد زن و مرد، هر دو صادق است، از آنجایی که زوجین گاهی اوقات تمایل دارند احساسات خود را از طریق نشان دادن علایق خود به دیگری، بزرگ جلوه دهند. این به آن معنا نیست که برخی از زوج‌ها هرگز همدیگر را دوست نخواهند داشت، بلکه منظور این است که نباید گرفتار لحظات لذت‌بخش کاذب و زودگذر شد و آنچه واقعیت درونی نیست را بروز داد.

واقعیات را به او نشان دهید

از قدیم گفته اند: «دو صد گفته چو نیم کردار نیست». این جمله در مورد روابط خانوادگی نیز صادق است. ما عادت می‌کنیم جمله‌ای قدیمی و تکراری را بارها و بارها بشنویم، اما برای این که آن کلمات موثر واقع شوند، باید عمل خود را نیز به آنها اضافه کنیم. پس دفعه بعدی که به همسرتان می‌گویید برای شما ارزشمند است، فراموش نکنید که چگونگی احساس خود را در عمل به او نشان دهید.

برای این کار لازم نیست برایش گوشواره الماس بخرید. چرا او را به جایی که همیشه دوست داشته برود، نبرید؟ گفتن به یک زن که او دنیای شماست، خیلی آسان است، اما آیا ثابت نمودنش هم به این آسانی است؟ چه تعدادی از شما در این لحظه از رابطه‌تان به همسر خود می‌گویید که برای او هر کاری انجام می‌دهید و در فرصت بعدی خلاف جهت حرکت کرده و جمعه شب به جای این که وقت خود را با همسرتان سپری کنید، با دوستان خود به گردش و تفریح می‌روید؟

نامزد شما این حقیقت را که شما از یک شب تفریحی به یاد ماندنی با دوستان‌تان صرف نظر نموده و ترجیح می‌دهید وقتی او نیاز به شما دارد، وقت خود را با وی بگذرانید، بسیار تحسین می‌کند. یک رابطه مانند شرکت‌های تجاری است؛ نیاز به زمان، تلاش و از خود گذشتگی بسیار دارد. زوجین می‌آیند و می‌روند، اما رابطه‌های حقیقی آنهایی هستند که علیرغم مشکلات زندگی تداوم یافته و زن و مرد بیش از پیش به هم نزدیک می‌گردند.

یک راه دیگر برای فهمیدن این که همسر شما آیا واقعاً همان کسی است که می‌خواهید باقی عمر خود را با او سپری کنید، این است که مطمئن شوید دارای دیدگاهی یکسان درباره ی آینده می‌باشید. آیا هر دوی شما، خودتان را چندین سال دورتر در حال مشارکت برای به دست آوردن خانه‌ای برای زندگی و ارتقای خانواده‌ای صمیمی تصور می‌کنید؟

اگر به همگی سوالات فوق به یک نحو پاسخ می‌دهید، به رابطه خود امیدوار باشید.