ابوالقاسم فردوسی

نوشته‌ها

پشت پرده باستان گرایی

اشاره:

یکی از مقولات در حال شکل گیری و گسترش در سطح جامعه که نقد و بررسی آن نیز نیازمند ظرافت تحلیل می باشد، گسترش فعالیت تبلیغاتی ایرانی گری و ترویج ایران باستان با رویکرد تبلیغ زرتشت در سطح جامعه به ویژه در قشر جوان کشور است. البته نباید دچار اشتباه شد که نویسندگان در این نوشتار علاقه و گرایشی به تاریخ کهن و اصیل ملی خود ندارند؛ بلکه موضوع در حال نقد، فراتر از یک علاقه مندی ملی بوده، بلکه صحبت از فتنه ای پیچیده و خاموش با ظاهر ملی گرایی که صدای تحرکات مسموم آن برای سال های آتی پیش بینی می گردد.

 موضوعی که با شیوع فرقه های نوظهور انحرافی که با هدف تضعیف و ایجادانحراف در مبانی و ارزش های فرهنگی جامعه اسلامی از سوی صاحبان اتاق فکر و مخازن فکری غربی- صهیونیستی به شدت دنبال می گردد، بسترهای ضد دینی اجرای طرح باستان گرایی و گرایش به زرتشت را بیش از پیش نشان می دهد.

همزمان با تبلیغ مکتب ایرانی از سوی برخی مسئولین و اشاعه باستان گرایی در کشور، برخی جریان های زرتشتی از این فرصت طلایی استفاده نموده و در حرکتی همسو با نظریه پردازان غربی هم اکنون در حمایت کامل جریان های فکری خارج از کشور قرار گرفته و تبلیغات هدفداری در این خصوص آغاز گردیده است. ماجرایی که هم اکنون نقل صحبت گروه های دانشجویی و دانش آموزی، نامگذاری فرزندان ایرانی و مجالس به حساب دگر اندیشان قرار گرفته و ردپای معنی دار آن در فضای سایبر داخلی و خارجی کاملاً مشهود است.

برهمین اساس قبل از اشاره و بررسی موضوع برای رفع هرگونه شبهه و درک علاقه مندی و اعتقاد نویسندگان به فرهنگ و تمدن کهن ایران باستان و ویژگی های تاریخی منحصر به فرد کشور عزیزمان ایران تذکر چند مسئله گفتنی است:

۱- گرایش به فرهنگ وتمدن تاریخی ایران عزیز، یکی از پیش فرض های اساسی نظام اسلامی برای ترویج گفتمان و تمدن عظیم اسلامی در سطح بین الملل می باشد که از طریق آن، تاریخ کهن و قدمت دیرینه تمدن خود را به رخ جهانیان کشانده و رسیدن به افق های تمدن ساز را به نظام بین الملل متذکر گردیم. از این رو شناخت دقیق از ماهیت تاریخ ایران و تمدن و فرهنگ کهن آن ضروریات اجتناب ناپذیری است که می تواند در برابر یاوه گویی های غرب در ساخت و پرداخت فیلم های ضد ایرانی همچون ۳۰۰ و … موثر قرار گیرد. از همین رو می بینید که مقام معظم رهبری نیز در دوران ریاست جمهوری خویش در سخنرانی خود در سازمان ملل، برای تبیین اصالت انقلاب اسلامی، بر این نکته تاکید داشته و در متن سخنرانی خود در صحن سازمان ملل، تاریخ کهن و اصیل ایران را اشاره می فرمایند که: «من از ایران می آیم. من رئیس جمهوری کشوری هستم که در یکی از بلندترین و حساس ترین دوران های تاریخ مهد تمدن و کانون فرهنگ بشریت بوده است و اکنون نیز قلمرو نظامی است که بر همان پیشینه استوار بنا شده است». در واقع این بیانات نشان از عمق اعتقاد مسئولین کشور از جمله مقام معظم رهبری به تاریخ کهن و تمدن و فرهنگ اصیل ایرانی می باشد.

۲- شواهد تاریخی نیز از اقدامات عدالت خواهانه و یکتاپرستی کوروش بر اساس تعالیم الهی حکایت دارد و این مسئله نیز علاوه بر تایید تمدن کهن ایران اصالت آن را تاکید می نماید که در دورانی که دیگر کشورهای کنونی در گیتی حضور نداشته اند ایران و مردم ایران با فرهنگ و تمدن عدالت محور و یکتاپرست حضور داشته و این اصالت ایرانی را بر دیگر ملل نشان میدهد.

با توجه به موارد اشاره شده این چنین می توان عنوان نمود که هر فرد مسلمان ایران به گذشته تاریخی ایران افتخار می نماید و به برخی از چهره های تاریخی ایران باستان نیز علاقه مند می باشد؛ لیکن موضوعی که در این نوشتار نقد شده و هم اکنون در سطح جامعه با انحراف و گرایشی کاملاً مسموم و زاویه دار در حال پردازش و ترویج می باشد حاکی از دین ستیزی عواملی پنهان بوده که در هر برهه از زمان با چهره ای متفاوت اهداف اسلام ستیزانه خود را دنبال می نمایند و هم اکنون نیز با شعار باستانی گرایی و گرایش به زرتشت به پایه های تعالیم اسلامی و اخلاقی در جامعه یورش برده اند. ازا ین رو در بررسی ابعاد این توطئه پیچیده به موارد زیر اشاره می گردد:

۱- شواهد و اطلاعات مستند و موجود در سامانه های امنیتی و اطلاعاتی کشور، حاکی از این می باشد که گروه هایی زیز زمینی با اهدافی کاملاً دیکته شده از سوی اتاق های فکر غربی در حال ترویج و تبلیغ جریان باستان گرایی منحرف و مسموم بر علیه اهداف عالیه اسلام و تقابل با ارزشهای اسلامی بوده که آثار فعالیت این گروه های زیز زمینی هم اکنون در متن پیامک های تهیه شده، ایمیل های ارسالی، بروشور های تبلیغاتی به وضوح ملموس می باشد. این تبلیغات به قدری گسترده می باشد که نه تنها زاویه دار بودن فعالیت این جریان را بر ملا می سازد بلکه قدری تامل عامی بودن این جریان را بیش از پیش نشان می دهد. به عنوان مثال در یکی از پیامک های تبلیغاتی که در سطح جامعه نیز منتشر گردیده است؛ یکی از ضرب المثل های قدیمی و مرسوم در کشور را با نسبت دادن به کوروش کبیر مطرح در حالی که تاریخ نقل قول و سر زبان آمدن این ضرب المثل به چند صده پیش باز می گردد و این خودتوهین به شعور ملی و اسطوره های ملی همچون کوروش می باشد.

۲- نکته جالب و قابل تامل در همه تبلیغات جریان مسموم باستان گرایی این است که هدف این تبلیغات گسترده اشاره به گذشته و افتخارات کهن ایران باستان نیست؛ بلکه در سناریویی کاملاً روانی ، اندیشه تقابل با اسلام و ارزشهای اسلامی و گرایش به زرتشت و بی دینی در جامعه در آن دنبال می گردد. موضوعاتی بسیار گسترده و زاویه دار که گویی تنها تبلیغ از ایران و افتخارات ایرانی در ان لحاظ نگردیده؛ بلکه تبلیغ ضد اسلامی در آن گنجانده شده است. این یعنی به رویارویی کشاندن ارزشهای اسلامی و داشته های ملی که از سوی این جریان دنبال می گردد. موضوعی که قیاس آن از یک جنس متفاوت بوده و با صراحت تمام می توان اشاره نمود که طرح این مطالب ماهیتی کاملاً مسموم و انحرافی دارد و ادعاها در حالی است که داستان پهلوانان کشور نیز برآمده از نبوغ و دانش عالمانی دینی همچون حکیم ابوالقاسم فردوسی و نظامی و دیگر شاخص های ادبی و اسلامی کشور بوده که همه این افتخارات در دوران بعد از ورود اسلام به ایران شکل گرفته است و این افراد نیز با همه تعلقات ملی خود افرادی کاملاً معتقد و مسلمان بوده اند به گونه ای که حکیم فردوسی به علت شیعه بودن خود سالها در رنج و محنت بوده است.

۳- فروش گسترده اقلام باستان گرایی به صورت عمومی و یا مخفیانه در سطح کشور از دیگر فعالیت فرقه نوظهور مذکور می باشد. این اقلام شامل کتب، نقاشی های روی بوم، کارت پستال، گردنبند و اخیرا نیز DVD هایی بوده است که در آنها نشانها و علائم مقدس زرتشتیان و یا نمادهای باستانی آتشکده های زرتشت عرضه می شود. برخی از این اقلام نیز بصورت رایگان در برخی مناطق کشور توزیع می شود به طوری که برای ترویج آئین آتش پرستی و بازگشت به باستان گرایی به بهانه تاریخ و تمدن باشکوه ایران هزینه بسیاری صورت گرفته است و اخیرا نیز تمبر نماد زرتشتیان با قیمت بسیار بالا وارد کشور شده و در بازار بورس تمبر به بهانه تاریخ باستان گرایی با قیمت های گزاف فروخته می شود.

۴- در همه تبلیغات این جریان، این نتیجه گیری در آن نهفته است که ما باید به جریان اصیل ایرانی خود بازگشته تا بتوانیم به تمدن گذشته خود بازگردیم و این با کنار گذاشتن اسلام از فرهنگ ایرانی و گرایش به زرتشت می باشد. کاری که لژهای فراماسونری از اوایل دوران مشروطیت در ایران آغاز کرند و هم اکنون با اوج گیری فعالیت جریان های فراماسونری در جهان، هم اکنون در ایران اسلامی نیز دنبال می گردد. به عنوان مثال در برخی شهرهای کشور فروش نمادهای اهورامزدا در قالب آرم فلزی افزایش یافته و برخی اندک از دختران و پسران جوان با پوشش های نامناسب و زننده از این علائم و گاهی نیز علامت صلیب استفاده می کنند و در توجیه کار خود می گویند ما زرتشتی هستیم. این اقدامات که زنگ خطری جدی را بویژه برای علما، حوزه های علمیه و صاحبان رسانه به صدا در می آورد، از سوی کارشناسان نوعی جنگ نرم در چارچوب تهاجم فرهنگی دشمن به شمار می آید.

۵- نامگذاری نوزادان تازه متولد شده زوج های جوان مسلمان ایرانی، از دیگر اقدامات برای اشاعه اسامی ایرانی عهد باستان است که با زیرکی خاصی از سوی این جرین در حال تبلیغ و انجام است. چرا که این اقدام از سوی برخی از هموطنان مسلمان عزیز بدون هیچ توجه و التفاط از این جریان هدفمند مسموم صورت می گیرد. اگر چه نامگذاری به اسامی ایرانی اقدامی منفی نمی باشد؛ بلکه در شرایط تبلیغات گسترده این جریان، به تاثیر گذاری و تاثیر پذیری برخی از افراد جامعه از این جریان مسموم می بایست هشدار و توصیه انسانی و اخلاقی نمود.

۶- حمایت های رسانه ای و مالی خارجی نیز در این خصوص به شدت در حال انجام بوده به گونه ای که در چند سال اخیر علاوه بر حمایت های راهبردی و فکری در کانون های تفکر دنیای غرب از جریان نوظهور انحرافی، برخی جریان های صهیونیستی با چاپ کتاب های دروغین با نام کورش و یا تورات عهد عتیق در مقابل دانشگاه تهران اقدام به فروش و در دیگر مراکز علمی و دانشگاهی کشور توزیع نموده و مشخص است که کتاب ها وارداتی و با صحافی ممتاز که ناشر آنها مشخص نمی باشد صورت گرفته و همه تهاجم فرهنگی این جریان را نشان می دهد. در حقیقت دنیای استکبار با شناسایی مولفه های نرم افزاری نظام اسلامی و توجه به مقولات فرهنگی، با سرمایه گذاری در ترویج تفکرات الحادی و شیوع فرق انحرافی، مبانی اسلامی و اعتقادی نظام را مورد هجمه قرار داده و در راستای بهره برداری سیاسی خود بودجه و تخصیص اعتبارات فراوانی نیز در این زمینه فراهم نموده است. چرا که تلفاتی که غرب در تهدید سخت خود و با تکیه بر توان فیزیکی لشکرکشی، اشغال خاکریز و سرزمین نابودی و کشتن انسان ها و ویران نمودن مراکز اقتصادی با صرف هزینه های سنگین دنبال می نمود هم اکنون با تکیه بر روش های فرهنگی و انحراف در مبانی ارزشی در جامعه و به کارگیری شیوه های غیر خشونت آمیز با تغییر هویت فرهنگی در مسیر براندازی سیاسی انجام می دهد .

برهمین اساس با توجه به ابعاد گستردگی تبلیغات جریان مسموم و انحرافی باستان گرایی، این چنین می توان عنوان نمود که شکل گیری و ترویج گرایش به ایران باستان و زرتشت گرایی با زوایه دید و حرکت جریان کنونی که بسیار هدفدار و همراه با حمایت های خارجی در حال انجام است؛ ماجرایی خویشاند نبوده که انسان برداشت نماید که «چه خوب تاریخ کهن و اصیل ایرانی در حال تبلیغ است». بلکه این جریانی مسموم و انحرافی یکی از انشعابات جنگ نرم قلمداد می گردد. از این رو برای درک ماهیت دروغ پردازی و ضد اسلامی و ایرانی بودن این جریان که هم اکنون با تبلیغ زرتشت گرایی، اسلام گرایی جوانان را هدف قرار داده است به موارد زیر می توان اشاره نمود:

– در شرایط کنونی تفکر باستان گرایی به عنوان ،عامل پیشرفت و رسیدن به تمدن ایران از سوی این جریان مسموم دنبال می گردد لذا تقابل با اسلام و ارزشهای اسلامی در دستور کار این جریان بوده و قشر جوان کشور را هدف قرار داده است و در مقطع فعلی و در دوران تاثیر گذاری نظام اسلامی و شکل گیری بیداری اسلامی در منطقه مطرح گردیده است.اینک سؤال قابل تامل اینجاست که مگر ایران سالها در دست حکومت های پادشاهی و با رویکرد باستان گرایی نبوده است. مگر دوران شاهنشاهی اخیر و قرون گذشته همه با آرمان های ایرانی گرایی در این کشور حاکم نبوده اند، که جز تاراج و غارت اموال ملی در آن چیزی صورت نگرفته است. لذا در تایید این موضوع نیاز نیست به گذشته دوری مراجعه نماییم. سه دهه پیش در سال ۱۳۴۹ و ۱۳۵۰ محمدرضا شاه پهلوی با همه گرایشات باستانی خود و برپایی جشن های ۲۵۰۰ ساله، مگر بحرین که از جزایر ایران در خلیج فارس محسوب می گردید به اشارتی از سوی غرب در مسیر منافع غرب جزیره ایران بحرین را از دست نداد. از این رو هم اکنون آل سعود با کمال وقاحت درصدد تصاحب و تحت تسلط قرار دادن جزیره بحرین میباشد. .و این تنها گوشه ای از تاریخ برجامانده از مدعیان باستان گرایی در ایران است که مستندات آن در اذهان عموم مردم کشور وجود دارد.

اینجاست که می توان عنوان نمود این ادعای باستانی گرایی شعاری پوشالی از سوی جریانی مسموم بوده که پایه های تعالیم اسلامی ملت ایران را هدف قرار داده است. همان غیرت اسلامی که بر اساس تعالیم الهی و قرآنی ضرورت دفاع از آب وخاک کشور را ایجاد نمود و در برابر تجاوز گران به وطن جوانان کشورا را با شعارهای کاملاً اسلامی به میدان دفاع از وطن کشاند و صحنه ملی گرایی اصیل را در هشت سال دفاع مقدس به تصویر کشاند. ماجرایی که در قرن اخیر سابقه نداشته که متجاوزی به ایران حمله نماید و قطعه ای از خاک کشورمان را به تاراج نبرد. لذا می بینید که همین پایه های اسلامی عامل حفظ و مراقبت از خاک وطن و داشته های ملی بوده است؛ چرا که ایران در گذشته نه چندان دور با حکومت های کاملاً باستان گرایانه و ملی گرا، براساس آموزه های ملی و باستانی نه تنها نتوانسته از حقوق ملت خود در عرصه های بین المللی دفاع نماید بلکه مورد تجاوز قرار گرفته که به از دست رفتن آب و خاک این کشور می توان اشاره نمود.

بر همین اساس امروزه قدرت های استکباری با بهره مندی از مولفه های فرهنگی که از مصادیق جنگ نرم به حساب می آید، هویت، مقاومت و پایه های اسلامی ملت ایران هدف قرار داده تا این بنیه های اساسی نظام اسلامی را پیش از هر عملیات نظامی فرو ریخته و یا برای سرعت بخشیدن در اهداف عملیات نظامی، اقتصادی و سیاسی از سلاح تخریب هویت فرهنگی و سلب اراده و انگیزه در نبرد ناهمگون بهره برند و با نفوذ در نخبگان و جوانان یک کشور ذائقه های ملی و اسلامی ایرانی را تغییر داده و عملاً خاکریزهای دفاعی کشور را بدون خونریزی و صرف هزینه تصرف و تصاحب نمایند. چرا که جنگ نرم امروزه موثرترین کارامدترین و کم هزینه ترین و در عین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع تهدید علیه امنیت ملی یک کشور است. چون می تواند با کمترین هزینه با حذف لشکرکشی و از بین بردن مقاومت های فیزیکی به هدف رسیده و با تغییر عواطف و احساسات، فکر و اندیشه و باور و ارزش ها و آرمان های یک ملت و نظام سیاسی دگرگون نماید. از این رو ابعاد این جنگ هویتی و اعتقادی به مراتب گسترده تر و مخرب تر است زیرا فکر و آرمان های یک ملت را « آماج تهاجم» خود قرار می دهد. لذا بیداری و بصیرت زایی منبرداران اجتماعی، سیاسی و اخلاقی کشور تبیین این حرکت خاموش دشمن در این برهه حساس می باشد.

برهمین اساس شکل گیری و شیوع فرقه های نوظهور انحرافی به ویژه باستان گرایی از جمله موضوعاتی است که با هدف تضعیف و ایجاد انحراف در مبانی و ارزش های فرهنگی جامعه اسلامی از سوی صاحبان اتاق فکر و مخازن فکری غربی- صهیونیستی به شدت دنبال شده و در حال اجرا می باشد. از این رو در شرایط کنونی این شیوه و راهبرد موضوعی است که سران غرب بویژه دولت ایالات متحده آمریکا با سرمایه گذاری در اجرایی نمودن اهداف خود از طریق جنگ نرم با هدف گیری دقیق و هدفمند خویش باورهای فرهنگی آحاد جامعه اسلامی را مورد هدف قرار داده و با ایجاد تزلزل در اعتقادات، تشکیک در اصول و آرمان ها و همچنین راه اندازی فرق نوظهور و انحرافی، فرهنگ اسلامی- ایرانی مردم را مورد هجمه قرار می دهند.

    حسین بابایی و علی قاسمی

منبع: آفتاب آنلاین

ابوالقاسم فردوسی

اشاره:

ابوالقاسم حسن منصور معروف به ابوالقاسم فردوسی، شاعر و حماسه سرای ایرانی در قرن چهارم در یکی از روستا های خراسان به نام باژ در سال ۳۲۹ق به دنیا آمد و در سال ۴۱۱ق در هشتاد سالگی از دنیا رفت. درباره مذهب فردوسی، سخنان مختلفی بیان شده است. عبدالجلیل قزوینی اولین کسی است که در کتاب النقض، فردوسی را شیعه دوازده امامی معرفی می کند. یکی از آثار معروف او شاهنامه است که در آن، تاریخ زندگی شاهان ایران به شعر آمده است.

 

زندگینامه

ابوالقاسم حسن منصور ملقب به فردوسی، شاعر و حماسه سرای ایرانی است. او در قرن چهارم می زیسته است. تاریخ تولدش را حدود ۳۲۹ق و ۳۳۰ق دانسته اند.[۱]

فردوسی حاصل ازدواج دوم ابو منصور شرف شاه بوده است. تاریخ نقل می کند که روزی شرف شاه خواب می بیند، پسری از خانه او به سمت آسمان رفت. در تعبیر این خواب به او می گویند، صاحب پسری خواهد شد، که در تاریخ ماندگار می شود.[۲]

تصویر سنگ قبر فردوسی

فردوسی، دهقان زاده ای بود که در روستای باژ از روستاهای طوس به دنیا آمد. او سفرهایی به بغداد و مازندران نیز داشته است.[۳] به نقل نظامی عروضی،  فردوسی زندگی مرفهی داشته، ولی به مرور زمان و صرف سرمایه خویش در راه نظم شاهنامه، اواخر عمر را با تنگدستی به سر برد.[۴] و سرانجام در هشتاد سالگی در سال ۴۱۱ق در محل تولدش درگذشت.[۵]

مذهب فردوسی

سید حسن امین معتقد است که در عصر فردوسی، تشیع در بخش هایی از خراسان به ویژه طوس، بیهق، باژ و طابران رواج داشته و با وجود این زمینه ها، تعلق فردوسی به جامعۀ شیعه آن روز را بعید ندانسته  و حتی نویسنده، به نسبت هایی مانند رافضی به فردوسی اشاره کرده است.[۶] امین، برای شیعه بودن فردوسی به شواهدی مانند منطقه و فضای شیعی محل زندگی او، استقبال مردم آن منطقه از قیام های شیعی و مسائلی از این قبیل اشاره کرده است.[۷]

بنابر نقل منابع تاریخی، دفن فردوسی در قبرستان مسلمانان، با ممانعت شخصی به نام ابوالقاسم گرگانی روبرو شد که معتقد بوده فردوسی در شعرهایش کفار و زرتشتیان را ستایش کرده است.[۸]

عبدالجلیل قزوینی اولین کسی بود که به شیعه دوازده امامی بودن فردوسی در کتاب النقض اشاره کرده است. بعدها قاضی نورالله شوشتری نیز او را شیعه معرفی کرده است.[۹] اما برخی مانند ابراهیم پورداود و شاگردش محمد معین، او را زرتشتی می دانستند و ملک الشعرای بهار نیز او را احیاگر زرتشت دانسته است.[۱۰]

مهدوی دامغانی معتقد است، از تعداد شعرهای یک شاعر نمی توان به مذهب او رسید، مگر اینکه تصریحی در اشعار آن شاعر وجود داشته باشد.[۱۱] نویسنده در ادامه به شیعی بودن فردوسی اشاره می کند و می گوید در مذهب او شکی نیست. [۱۲]

شاهنامه

یکی از آثار مورد توجه فردوسی، شاهنامه است. امین ادعا می کند، اسلوب و روش به شعر در آوردن شاهنامه از قرآن گرفته شده است هر چند که بلاغت قرآن بالاتر از آن است.[۱۳] فردوسی در شاهنامه بارها سخن از فرهنگ آورده و به دنبال پیوند فرهنگ ایران پیش و پس از اسلام با یکدیگر بوده است.[۱۴]

برخی سرودن داستان های حماسه ملی ایران را ابتکار فردوسی ندانسته اند و کسانی همچون مسعودی مروزی و دقیقی طوسی را قبل از او دانسته اند.[۱۵] تاریخ می گوید، وقتی فردوسی چهل ساله بود، دقیقی، شاعر ایرانی،  سال ها قبلش به شعر در آوردن تاریخ ملی ایران را شروع کرده بود و پیش از اتمام این کار، به دست غلامش کشته می شود.[۱۶]

فردوسی تصمیم به تکمیل کار او می گیرد و تاریخی که به دست ابومنصور، حاکم طوس فراهم و شامل تاریخ شاهان قدیم ایران و سرگذشت قوم ایرانی بود را به شعر در می آورد. بنابراین، تاریخ ابومنصور معروف به شاهنامه منصوری، عمده ترین منبع سرودن شاهنامه فردوسی شد. او در سال ۳۷۰ این کار را شروع و در سال ۴۰۰ به پایان رساند.[۱۷]

فردوسی در شاهنامه اشعاری را درباره اهل بیت خصوصا علی(علیه‌السلام) آورده است، از جمله:

که من شهر علمم، علیم در است                         درست این سخن قول پیغمبر است[۱۸]

سر انجمن بد ز یاران علی                              که خواندش پیمبر علی ولی[۱۹]سلطان

از جمله شاعران پارسی گوی که از سخنان امام علی(علیه‌السلام) الهام گرفته  اند، به فردوسی اشاره شده است.[۲۰] پس از فردوسی از جمله کسانی که تحت تاثیر فردوسی قرار گرفتند ابن حسامِ خوسْفی صاحب خاوران نامه بوده، او مثنوی خاوران نامه را تحت تاثیر شاهنامه سروده است.[۲۱]

رویکرد سلطان محمود به شاهنامه

فردوسی در اواخر عمر وقتی مشوقانش را برای ادامه شاهنامه از دست داد، به گزارش تاریخ، برای حفظ شاهنامه تصمیم می گیرد آن را به نام شاه محمود غزنوی کند.[۲۲] اما گفته شده به دلایلی مختلفی شاهنامه مورد قبول محمود قرار نگرفت از جمله:

    اختلاف مذهبی میان فردوسی که شیعه بود و اشعاری درباره اهل بیت(علیهم‌السلام) سروده با محمود که سنی مذهب بوده است.[۲۳]

    اختلاف عقیده محمود و فردوسی بر سر مسائل نژادی، اخلاقی و ملی. فردوسی در شاهنامه از تازیان و ترکان که از اجداد محمود بودند بد گفته است.[۲۴]

برخی بر این عقیده اند، شاهنامه مشتمل بر ۶۰ هزار بیت است که در زمان سلطان محمود غزنوی سروده و به او تقدیم شده است.[۲۵] و محمود را مشوق او برای سرودن شاهنامه دانسته اند.[۲۶] در حالی که دیگرانی، خصوصیات نژادی، و گزارش تاریخ از سلطان محمود را مغایر با این رویکرد می دانند.[۲۷]

هزاره فردوسی

برخی محققان، تولد فردوسی را در سال ۳۱۳ش دانسته و کنگره ای با عنوان هزاره فردوسی را در سال ۱۳۱۳ش برگزار کردند. در این کنگره که در دارالفنون تهران برگزار شد، گروهی از ایران شناسان و محققان کشور های مختلف حضور یافتند. آرامگاه بازسازی شده فردوسی، پس از برگزاری این کنگره، با حضور رضاشاه و شرکت کنندگان در آن، در خراسان افتتاح شد.[۲۸]

طراحی و بازسازی جدید آرامگاه فردوسی در توس، توسط حسین لر زاده طراحی شده و اشعار مقبره با خطاطی عماد الکتاب انجام شده است.

آثار هنری

آثار هنری مختلفی در حوزه نقاشی، مینیاتور و آثار دیگری از جمله فیلم سینمایی فردوسی که در سال ۱۳۱۳ به تهیه کنندگی عبدالحسین سپنتا،[۲۹] نمایش نامه ای به نام دیباچۀ نوین شاهنامه، نوشته بهرام بیضایی از سروده های فردوسی ریشه گرفته اند.[۳۰]

پی نوشت:

  1. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۱.
  2. بهار، تاریخ سیستان، ۱۳۶۶ش، ص۲۷؛ مستوفی، تاریخ گزیده، نشر امیرکبیر، ص۶۶۱.
  3. فاضلی، قادر، عرفان سیاسی یا سیاست عرفانی، ص۱۳۰
  4. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۱.
  5. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۳.
  6. امین، «مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه»، ص۱۲.
  7. امین، «مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه»، ص۱۴.
  8. مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۶۳۰.
  9. امین، «مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه»، ص۱۴.
  10. امین، «مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه»، ص۱۶.
  11. مهدوی دامغانی، «مذهب فردوسی»، ص۲۱.
  12. مهدوی دامغانی، «مذهب فردوسی»، ص۲۳.
  13. امین، «مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه»، ص۱۴.
  14. فرهنگ در آیینه زبان و ادبیات فارسی، ۱۳۹۳ش، ص۳۶.
  15. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۲.
  16. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۲.
  17. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۲؛ بهار، تاریخ سیستان، ۱۳۶۶ش، ص۲۷.
  18. فردوسی، شاهنامه، باب هفتم
  19. فردوسی، شاهنامه، پادشاهی اردشیر بخش چهاردهم
  20. شهیدی، بهره ادبیات از سخنان علی علیه السلام، ۱۳۸۰ش، ص۳۰.
  21. ابن حسام، خاوران نامه، ۱۳۸۱ش، ص۱۹۹-۲۰۰.
  22. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۲.
  23. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۳.
  24. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۳.
  25. فاضلی، عرفان سیاسی یا سیاست عرفانی، ۱۳۸۷ش، ص۱۳۰.
  26. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۲.
  27. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۲.
  28. آقابابایی، «فردوسی»، ج۱۲، ص۲۶۴.
  29. سایت چلچراغ
  30. بیضایی، دیباچه نوین شاهنامه، ۱۳۸۰ش، مقدمه کتاب.

منابع

  1. ابن حسام، خاوران نامه، نگاره ها و تذهیب ها فرهاد نقاش، تهران، بی نا، ۱۳۸۱ش.
  2. امین، سید حسن، «مذهب فردوسی و ادیان در شاهنامه»، در مجله حافظ، شماره ۲۷، فروردین ۱۳۸۵ش.
  3. بهار، محمد تقی، تاریخ سیستان، تهران، نشر کلاله خاور، ۱۳۶۶ش.
  4. بیضایی، بهرام، دیباچه نوین شاهنامه، تهران ، نشر روشنگران  و مطالعات  زنان ، ۱۳۸۰ش.
  5. شهیدی، سیدجعفر، «بهره ادبیات از سخنان علی علیه السلام»، در پژوهشهای نهج البلاغه، بنیاد نهج البلاغه، شماره ۱، پاییز ۱۳۸۰ش.
  6. جمعی از نویسندگان، فرهنگ در آیینه زبان و ادبیات فارسی، تهران، نشر مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، ۱۳۹۳ش.
  7. فاضلی، قادر، عرفان سیاسی یا سیاست عرفانی، تهران، نشر فضیلت علم، ۱۳۸۷ش.
  8. مستوفی قزوینی، حمد الله بن ابی بکر بن احمد، تاریخ گزیده، تحقیق عبد الحسین نوایی، تهران، امیر کبیر، چاپ سوم، ۱۳۶۴ش.
  9. معتضد، خسرو، زندگی سخن سرای طوس حکیم ابوالقاسم فردوسی، تهران، نشر شرکت توسعه ای کتابخانه های ایران، چاپ نهم، ۱۳۸۵ش.
  10. مهدوی دامغانی، احمد، «مذهب فردوسی»، در مجله ایران شناسی، نشر بنیاد مطالعات ایران، شماره ۱۷، بهار ۱۳۷۲ش.

منبع: ویکی شیعه