آموزش

نوشته‌ها

آموزش مکارم اخلاقی در خانواده

هیچ جامعه‌ای نمی‌­تواند ادعای سلامت کند چنان­چه از خانواده‌هایی سالم برخوردار نباشد. خانواده، مامن و محل آرامش و مهد احساس امنیت انسان است و تا روزی که هر فرزندی به استقلال برسد و تشکیل خانواده دهد، از پیکره‌ خانواده و مزایای آن بهرمند می‌شود و حتی پس از جدا شدن از خانواده، کانون خانوادگی همچنان باید به ­عنوان پناهگاه و دژ محکمی برای زنان و مردان جوان باقی بماند و در موارد لزوم به آن­ها انرژی معنوی مثبت و سازنده تزریق نماید، یعنی باید کانون خانواده موقعیت ممتاز خود را برای حمایت مادی، معنوی، عاطفی حفظ کند.

خانواده، ماشین تولید کودک، تغذیه و نگهداری از آن نیست. بسیاری از مکارم اخلاقی و آداب و روابط صحیح اجتماعی در کانون خانواده آموزش داده می­‌شود، صرف تربیت با استفاده از الگوهای غربی باعث بروز مشکلات و ناملایماتی در خانواده‌­ها می­‌گردد. باید توجه داشت اغلب روش‌های اخلاقی فوق صرفا در همان فضا و مکان (جامعه غربی) با زیرساخت‌های فرهنگی خاص آن جوامع کاربرد دارد.

پدران و مادران ایرانی باید با شناخت ظرفیت‌های تربیتی موجود در فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی به اِعمال رویکردها و الگوهای تازه و بالنده اقدام کنند تا به پیوندهای استوار خانوادگی دست یابند، که خود منشاء معجزات بسیاری در مسایل انسانی است، مفهوم این است که سُست بودن پیوندهای اخلاقی خانواده، پیکره‌های خانواده را با تخریب و انهدام روبرو می‌سازد.

خانواده به ­ویژه مادران نه تنها همواره باید در تعقیب جریان تربیتی و تزکیه فرزندان باشند بلکه فرزندان منحرف را نیز باید با مراقبت و مواظبت و صبر و شکیبایی اسباب تهذیب و تادیب­شان را فراهم سازند. نظارت و مراقبت والدین و حساسیت داشتن به رفتار و اَعمال و رفت و آمد فرزندان یکی از سازوکارهای پیشگیری موثر می­‌باشد البته افراط و تفریط هر دو مخربند (چه آزادی و بی­ بند و باری و چه سختگیری‌­های بی‌اندازه) حفظ اعتدال در روابط و محدودیت­‌های فرزندان از اعم وظایف پدران و مادران است.

همان­ گونه که فرهنگ‌ها و باورها و سازوکارهای زیربنایی و بالطبع روابط اجتماعی رفت و آمدها و کنش و واکنش‌­های افراد هر جامعه‌ای با دیگری مختلف است، در نتیجه روش‌های تربیتی و پرورشی نیز باید با توجه به نوع فرهنگ اجتماعی آن باشد. الگوبرداری از جوامع دیگر (به ­ویژه غربی) می­‌تواند مخرب و خطرساز باشد. به­ خصوص که امکان دارد در جوانان، پارادوکس اعتقادی ایجاد کند.

اگر به تعریف و تشبیه سمبلیک خانواده به­ عنوان دژی محکم و استوار نگاهی دقیق­‌تر بیاندازیم این مفهوم آشکار می­‌گردد؛ که منظور از دژ جایی است که انسان در آن احساس آرامش و امنیت می­‌کند. در گذشته‌­های دور انسان­‌ها در قلعه‌هایی زندگی می­‌کردند تا از تجاوز اشرار، قبایل بدوی، حیوانات وحشی، بلایای طبیعی، سیل، طوفان و… درامان باشند.

خا‌نواده در حال تغییر از سنتی به مدرن و همچنین از گستردگی به هسته‌ای است. همین­ طور بسیاری از کارکرد‌های خانواده نیز در حال کمرنگ شدن یا از دست رفتن است، از قبیل: کارکردهای اقتصادی، آموزش دینی، فرهنگی، تولیدی، مهارت‌های شغلی و غیره، که اغلب این­‌ها را از دست داده است. مهمترین تغییری که به کانون خانواده آسیب وارد می­‌کند، تغییر در مناسبات و روابط است؛ چه روابط درون خانواده و چه بیرون خانواده از قبیل روابط والدین با هم، رابطه با فرزندان و… و نوع ارتباط خانواده با جامعه.

چنین تغییراتی باید جدی گرفته شود؛ به ­عنوان مثال شیوه‌های همسرگزینی تغییر کرده است؛ در جوامع سنتی، پدر و مادر برای فرزندانشان همسر انتخاب می‌کردند، ولی امروزه حق جوانان در انتخاب همسر، بسیار زیاد شده و دیگران در این میان، چندان نقشی ندارند، یعنی ازدواج به یک امر فردی تبدیل شده است.

مناسبات زن و شوهر هم تغییر کرده است؛ که مهمترین آن، اختلاط نقش زن و مرد است؛ در خانواده‌های سنتی نقش‌ها تفکیک شده‌اند ولی در خانواده مدرن برعکس شده؛ این تغییر به سمت برابری نقش‌ها پیش می‌رود و این در حالی است که افراد در یک خانواده از لحاظ شرایط جسمانی و روحی و جایگاه‌ با هم تمایز دارند و این تفاوت در سبب می‌شود که نقش آن­ها نیز با هم یکی و برابر نباشد.

در خانواده سنتی فرزندان دو ویژگی مهم داشتند: حرف­ شنوی و صالح بودن، اما نظام تربیتی غرب به جای فرزند مطیع، یک فرزند مستقل را پرورش می‌دهد، و جامعه ما هم به این سمت فرزندسالاری گرایش پیدا است. همچنین افزایش تعارض و تقابل بین والدین و فرزندان در جامعه به چشم می‌خورد؛ در روابط خواهر و برادر هم نوعی جدال و رقابت به وجود آمده؛ که در خانواده سنتی چنین روابطی بی معنی بود و ارتباطات بر محور گذشت و محبت قرار داشت.

اغلب خانواده­‌ها، از یک­ طرف هنوز گرفتار بعضی سنت­‌های غلط گذشته مانند بی‌­عدالتی و ظلم به زنان بوده و از سوی دیگر آموز‌ه‌های نادرست مدرن مانند انکار تفاوت‌­های جنسیتی، اختلاط نقش‌­ها، فردگرایی و اصالت لذت­‌های دنیایی و… ثبات و حتی کیان آن­ها را به خطر انداخته و آسیب‌های جدی به ساختار خانواده­‌ ایرانی وارد آورده است.

پدیده­‌ صنعتی شدن از طریق رشد فردگرایی، شهرنشینی، افزایش حقوق زنان، وارد کردن زنان به فعالیت­‌های تولیدی و اجتماعی خارج از خانه، حق طلاق، تقویت استقلال اقتصادی افراد، کاهش بردباری اعضای خانواده نسبت به هم، خشونت خانوادگی، مهاجرت به شهر، کاهش نفوذ مرد در خانواده و عواملی دیگر، بر وضعیت سنتی نهاد خانواده تاثیر گذاشت.

در واقع جامعه­‌ صنعتی ضمن حل بسیاری از تضادهای جوامع ما قبل خود، موجب بروز تنش‌­های جدیدی شد که عملکرد و تاثیر آن­ها در حفظ خانواده، منفی بوده است. در حقیقت از طریق خانواد‌ه‌های جدید، مجموعه‌­ای از ارزش­‌های غربی و بیگانه و ضد ارزش‌های داخلی به عنوان ارزش‌های برتر و معتبر بر جوامع حاکم شد که زمینه را برای از خود بیگانه شدن، بریدن از اجتماع و انهدام فراهم می­‌کند.

اگر خانواده­‌ سنتی ادامه ­دهنده‌ سنت­‌های پیوند دهنده­‌ انسان و اجتماع بود، خانواده‌­های جدید اغلب محل گسستن پیوند انسان با محیط اجتماعی و طبیعی­‌اش می­‌باشد، یعنی اساسی‌­ترین وظیفه­‌ خانواده جدید ایجاد بریدگی و انقطاع فرهنگی شده و نسلی را تحویل جامعه می­‌دهد که غالبا بریده از فرهنگ و ناآگاه از مذهب، آینده‌­ای مبهم دارند.

این امر، درد بی­‌درمانی است که تمام جوامع بشری با آن مواجه یا شدیداً بدان مبتلا هستند و گاه انسان‌هایی تحویل بشر می­‌دهند که در ابتکار عمل و خلاقیت با وجود تحصیلات عالیه با بی­‌سوادها فرقی ندارند، چون فعالیت­شان در چارچوب سلسله روابطی خاص تعریف شده، به آن­ها اجازه عمل در میدانی مبهم و ناشناخته نمی­‌دهد.

منبع: سایت دکتر افشین طباطبایی

تأثیر آموزش مدیریت استرس بر شدت افسردگی در مبتلایان به دیابت نوع ۲

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

تأثیر آموزش اصلاح سبک زندگی در کنترل اضطراب، استرس و افسردگی

تأثیر آموزش اصلاح سبک زندگی در کنترل اضطراب، استرس و افسردگی مبتلایان به پرفشاری خون

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

اثربخشی آموزش سبک زندگی اسلامی بر میزان سلامت روانی جوانان

اثربخشی آموزش سبک زندگی اسلامی بر میزان سلامت روانی جوانان

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

تحلیلی بر بازنمایی ایدئولوژی و سبک زندگی در کتاب های آموزش زبان اینترچنج

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

آموزش محرم و نامحرم به کودکان و نوجوانان

شناخت صحیح احکام الهى به عنوان یک عنصر مهم، در تربیت دینى فرزندانمان محسوب مى شود. اگر بخواهیم فرزندان خود را طورى تربیت کنیم که احکام الهى رعایت نمایند، باید از همان زمان کودکى، بر طبق دستورات دینى عمل نماییم. براى این که دختران و پسران، هنگام بلوغ با مشکلى روبه رو نشوند و به تدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر و یا پسر آشنایى یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود. این مسأله در مورد دختران اهمیت بیشترى دارد؛ زیرا آنها، زودتر از پسران به بلوغ مى رسند. در تعالیم اسلامى به این نکته توجه کامل و توصیه شده است که از حدود ۶ سالگى با دختر و پسر به روشى جداگانه رفتار شود. در روایات اسلامى توصیه شده است که دختر بچه شش ساله را، پسر بچه یا مرد نامحرم نبوسد و در بغل نگیرد. هم چنین زن هاى نامحرم، از بوسیدن پسر بچه اى که سنش از هفت سال گذشته است، خودارى کنند.

همین طور توصیه کرده اند که بستر کودکان، در شش سالگى از هم جدا شود. رعایت این اصول، سبب مى شود که دختران و پسران از همان آغاز، به تدریج نقش مردانه و زنانه مناسب را پیدا کنند و براى بلوغ، آمادگى کافى داشته باشند. به هر حال باید از دوران کودکى، زمینه براى رشد ویژگی هاى فطرى دختر و پسر در خانواده فراهم آید و هر یک از این دو، در مسیرى که آفرینش با تدبیرى حکیمانه پیش پاى آنها نهاده است، سوق داده شوند.(۱) در ارتباط با آموزش کودکان باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که آیا ما هستیم که او را متدین و مومن مى سازیم و یا خود اوست که مى باید ایمان بیاورد و متدین شود؟ پاسخ دقیق مى تواند روشنگر شیوه برخورد ما با فرزندان در تمامى زمینه ها از جمله برخورد با جنس مخالف باشد.

کودک، موقعى فعل تربیتى را درونى مى کند که خود، به طور فعال در آن نقش داشته باشد. اگر خواهان آن هستیم که کودکان مقررات، ارزش ها، خصایل و فضایل اخلاقى را درونى کنند یعنى در سازمان ذهنى و عاطفى آنها ریشه بدواند و در عمق وجودشان جایگزین شود، باید لوازم و شرایط تربیت را به گونه اى فراهم کنیم که کودک خود راغب و مایل به آن شود. مهمترین اصل در تربیت خود انگیخته، مسأله رغبت ها و علایق کودک است. پیام تربیتى، باید با کانون رغبت متربى همسو گردد.(۲)

نوجوانان و جوانان باید خود را چنان با ارزش و با عزم و اراده تصور کنند که خویشتن را از درون کنترل کنند. آنان چنین انتظارى را در خود پرورانند که حتما مى باید دیگران آنها را کنترل کنند. آنان باید به گونه اى رشد یابند که حتى در شرایطى کاملا دور از چشم افراد که امکان بهره ورى نیز براى آنان فراهم باشد، به لحاظ تقوایى، خود را نگه دارند و دست از پا خطا نکنند. نوجوانان را باید به گونه اى تربیت کرد که خود کنترل(۳) بار آیند و نیاز کمترى به انضباط و کنترل بیرونى داشته باشند و به نحوى آنان را آماده و پرهیزگار نماییم که اگر به درون دریاى گناه و لغزش هم وارد شدند، همانند مرغابى، آب بر اندامش ننشیند و خشک بیرون آید و در واقع، عالم را محضر خدا بدانند و در همه جا از درون او را پیام آورى باشد.

در این باره از حضرت امام خمینى(ره) نقل شده است:

«از مسایلى که امام بیشتر به آنها توجه داشتند، محدود بودن ارتباط بین زن و مرد بود. یادم است که ده سال بیشتر نداشتم و با برادرهایم و پسرخاله ام قایم موشک بازى مى کردم، حجاب هم داشتم. اما امام یک روز مرا صدا کردند و گفتند: شما هیچ تفاوتى با خواهرتان ندارید، مگر او با پسرها بازى مى کند که شما با پسرها بازى مى کنید. از آن روز به بعد، با پسرها بازى نکردم».(۴)

شرع مقدس اسلام در رعایت رفتار و پوشش فرد مسلمان، حدودى را تعیین کرده است، پوشیده بودن بدن زن و مجاز بودن براى عدم پوشش کفین و وجه و نیز مجاز نبودن مرد و زن در سخن گفتن با یکدیگر به گونه اى که گناه درآن وجود داشته باشد، به عنوان حداقل حدودى است که مى باید رعایت شود.

در مورد رعایت حدود شرعى در روابط دخترو پسر مى باید اولا ما حدود را به خوبى بشناسیم و از افراط و تفریط بیهوده اجتناب کنیم. ثانیا فرزندان را افرادى بار بیاوریم که با کنترل درونى رشد کنند نه فقط ما با کنترل هاى بیرونى. در اینجاست که معناى کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز مشخص مى شود که رفتار مطلوب زن در رابطه با نامحرم را چنین توصیف مى فرمایند: «زن، نامحرمى را نبیند و نامحرمى او را نبیند». چنین الگویى براى کسى مطرح است که خود از لحاظ رشد انسانى به جایى رسیده باشد که این کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) را خود با تمام وجود حس کند و آن را دستورالعمل زندگى قرار دهد.

آموزش حدود شرعى و مراعات آنها نه تنها نشانه عقب ماندگى و یا محدود سازى فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعى است.

هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد به جزئیات و دقایق زندگى و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعى با دیگران توجه بیشترى مى کند. دخترى که در برخورد با افراد نامحرم، از آن جمله پسرعمو، پسرعمه، پسردایى و امثال آن پوشش خود را مراعات مى کند و حجاب خود را نگاه مى دارد و نیز رفتار متین و دینى در مقابل آنها دارد، با این اعمال، سطح فکر و فرهنگ خود را نشان مى دهد. به این ترتیب خانوادها خود باید برنامه مشخصى در زمینه آموزش حدود رفتارى با افراد محرم و نامحرم، حلال و حرام به فرزندان خود داشته باشند.(۵)

خانم فاطمه طباطبایى در باره نظر امام خمینى(ره) راجع به حجاب دختران چنین نقل مى کند:

امام خمینى(ره) مى فرمودند: تا تکلیف نشده، حجاب لازم نیست، مى تواند هر رنگى که مى خواهد بپوشد. ولى وقتى تکلیف شد، دیگر نگویید عیب ندارد. این را به بچه تلقین کرده اید که راجع به مسایل دینى سخت نباشد، باید به بچه فهماند که بعد از سن تکلیف، پسرعمو و پسرخاله نامحرم هستند و باید حجاب داشته باشد. این عیب ندارد. سلیقه هاى مختلف پدر و مادر مسایل شرع را تغییر مى دهد یا از اصل برمى گرداند و براى بچه کار را مشکل مى کند. نباید مسایل شرع را براى بچه مشکل کرد. اسلام دین راحتى است. دین سختى نیست.(۶)

از نظر قرآن کریم، نه تنها تکلیف، سخت و دشوار نیست، بلکه با عمل به آن و چشیدن لذت عبادت و اوامر خداوند، شیرینى و حلاوت خاصى را نیز انسان احساس مى کند که با هیچ کدام از لذایذ زودگذر دنیوى قابل مقایسه نیست.

خداوند حکیم، بدون در نظر گرفتن نیازها و مصالح انسان، به او تکلیف نمى کند. چیزى بر او حلال یا حرام نمى نماید اگر چیزى را بر او حلال کرد، سود وى را در نظر داشته و اگر چیزى را برایش حرام کرد، مصلحت او را مورد توجه قرار داده است. به طور کلى در اسلام، حکمى بدون حکمت و تکلیفى بدون مصلحت وجود ندارد، مقررات الهى بدون استثنإ بر مبناى نیازهاى واقعى انسان وضع شده و زندگى خوب و توإم با سعادت و عاقبت نیک جز با انجام این مقررات میسر نیست، هر یک از این احکام، پاسخگو به نیازى از نیازهاى انسان است.

پیام ها و نتایج

آشنایى و آموزش تدریجى مسایل دینى به دختران و پسران را از همان دوران کودکى شروع کنیم. قبل از سن تکلیف نباید با تکالیف سخت و طاقت فرسا، احساس تنفر و انزجار در کودک ایجاد نماییم. آموزشهاى دینى و اخلاقى، باید داراى انعطاف و متناسب با توانایى کودکان در سن قبل از تکلیف باشد. مثل پیش مرگان کرد مسلمان، زنان مسلحانه در غیاب همسرشان از خانواده محافظت مى کردند. با چند تن از آنان در بانه صحبت مى کردیم مى گفتند شبها تا صبح نمى خوابیدیم و برخى موارد هم بوده که درگیر شده ایم.

پى‏‌نوشت‌ها

۱ـ راهنماى پدران و مادران، ج ۱، ص ۷۷

۲ـ تربیت طبیعى درمقابل تربیت عاریه اى، ص ۱۸۸ ـ ۱۸۹

۳ ـsehf _ control    .

۴ـ عاطفه اشراقى، پا به پاى آفتاب، ج۱، ص۲۱۲

۵ـ تحلیلى تربیتى بر روابط دختر و پسر در ایران، ص۷۴

۶ـ پا به پاى آفتاب، ج۱، ص۱۹۱

منبع: محمد رضا مطهرى؛ ماهنامه پیام زن

مهمترین آموزش‌های قبل از مدرسه

در این مطلب چند نمونه از مهمترین اصولی که شما باید به عنوان پدر یا مادر تا پیش از ورود فرزندتان به مدرسه به او بیاموزید ذکر شده است. با آموختن چنین مسائلی به او کمک می کنید هنگام ورود به اجتماع و در ارتباط با دیگران از ارتباطاتش لذت بیشتری ببرد.

بسیاری از والدین گمان می کنند نیازی نیست به کودکان در سنین پیش از دبستان اصول و ارزش های مهم اخلاقی و انسانی آموخته شود چون آنها کم سن و سال هستند و درک این مسائل برایشان دشوار است یا این که آموختن این مسائل را به آموزگاران واگذار می کنند. امروزه بیشتر والدین با فرزندانشان طوری رفتار می کنند که گویی فقط آنها در دنیا اهمیت دارند و بر همه مقدم هستند.

در حالی که این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که والدین در ارتباط با فرزندانشان مرتکب می شوند و در آینده حتی خودشان نیز گرفتار عواقب چنین رفتار نادرستی خواهند شد. فرزندان شما از لحظه تولد از قدرت فهم و درک برخوردارند و از همان لحظه ورود به دنیا باید تربیت شوند.

در این مطلب چند نمونه از مهمترین اصولی که شما باید به عنوان پدر یا مادر تا پیش از ورود فرزندتان به مدرسه به او بیاموزید ذکر شده است. با آموختن چنین مسائلی به فرزندانتان نه تنها او را آزار نمی دهید بلکه به او کمک می کنید هنگام ورود به اجتماع و در ارتباط با دیگران حتی هم سالانش موفق تر شده و از ارتباطاتش لذت بیشتری ببرد.

صداقت

به کودکتان کمک کنید راهی برای بیان واقعیت بیابد: بهترین راه برای اینکه به کودکتان بیاموزید صداقت داشته باشد و هرگز دروغ نگوید این است که خودتان برایش الگوی راستگویی و صداقت باشید. به این داستان توجه کنید: سارا پسری سه ساله به نام آریا دارد و می خواهد کاری کند که آریا برای مدتی از دوستش محمود دور باشد چون به تازگی آریا عصبی شده و مرتب با محمود دعوا می کند، یک روز وقتی مادر محمود به او زنگ زد تا قراری بگذارد که بچه ها با هم بازی کنند سارا در حضور آریا گفت که آریا مریض است و نمی تواند بازی کند.

بعد از آن آریا از مادرش پرسید: مامان من مریضم؟! و سارا با لبخندی او را بوسید و گفت: نه پسرم من همینطوری گفتم. اکنون آریا گیج و سردرگم شده اما در نهایت توانست برای خودش یک نتیجه گیری کند: دروغ گفتن امری عادی است و مردم همه می توانند از این تکنیک استفاده کنند، پس من هم می توانم دروغ بگویم واین اشکالی ندارد.

کودکان پاسخ بسیاری از سوالاتشان را بدون اینکه از شما بپرسند تنها با مشاهده رفتار و گفتار شما دریافت می کنند پس مهم است که شما از هرگونه دروغ و پنهان کاری حتی بی ضررترین آنها در حضور فرزندانتان بپرهیزید. مثلا به فرزندتان هرگز نگویید: به پدرت نگو که امروز شکلات خریدیم.

عذرخواهی کردن و گفتن متاسفم شاید برای بعضی از کودکان دشوار باشد اما کم کم برای همه آنها عادی می شود چون راهی بسیار ساده است تا از عواقب اشتباهی که مرتکب شده اند رها شوند اما اگر کودکتان را وادار کنید که راهی غیر از عذرخواهی برای جبران اشتباهش بیاموزد اهمیت موضوع را بهتر برایش روشن می کنید

در مورد ذکر شده سارا به جای دروغ می توانست به مادر محمود بگوید: به نظرم امروز اگر بچه ها برای بازی نروند بهتر است چون اخیرا با هم خیلی دعوا می کنند و بهتر است مدتی از هم دور باشند.

زمانی که کودکتان دروغ می گوید، واکنش شدید نشان ندهید؛ به جای آن به او بیاموزید راهی بیابد که به بهترین شکل ممکن پاسخی صادقانه بدهد. زمانی که فرزندتان دروغ می گوید، او را تنبیه نکنید و اشتباهش را به رخ او نکشید بلکه در فرصتی مناسب، با او صحبت کرده و بگویید که چقدر راست گفتن، برایتان اهمیت دارد، سپس زمانی که فرزندتان راست گفت، او را تشویق کنید تا عملا درک کند چقدر راستگویی او برای شما ارزشمند و مهم است.

عدالت

حتما به کودکتان بیاموزید اشتباهاتش را جبران کند: در یک مهمانی خانوادگی، امین و کوشا که هر دو چهار سال دارند در حال بازی برج‌سازی بودند که ناگهان امین، برج کوشا را خراب کرد. کوشا شروع به گریه کرد. پدر امین فورا در صحنه حاضر شد و پسرش را سرزنش کرد و سپس او را وادار کرد که از کوشا عذرخواهی کند. امین با بی میلی گفت: معذرت می خوام! سپس پدر امین او را به گوشه‌ای برد و گفت: برایم توضیح بده چرا برج کوشا را خراب کردی. امین هم به پدرش گفت: چون برج کوشا از برج من بلندتر بود. پدرامین به او گفت: این اصلا دلیل موجهی برای این کار نیست اما من خوب می‌توانم احساسات تو را درک کنم. تا این قسمت، رفتار پدر امین رفتاری است که روانشناسان در چنین شرایطی به والدین توصیه می کنند اما بعد از آن، پدر امین به او گفت تا به بازیش ادامه دهد.

روانشناسان می گویند کودکان باید بفهمند که شما می توانید آنها را به خوبی درک کنید و از احساسات آنها مطلع هستید و می دانید چرا او نتوانسته در چنین شرایطی رفتار درستی داشته باشد اما این، کافی نیست چون اگر به این حد اکتفا کنید، کودک گمان می کند حق داشته و اگر چه شما او را بازخواست و سرزنش کرده اید اما در موارد بعدی نیز واکنش مشابهی خواهد داشت چون شما فقط به او گفته‌اید که درکش می کنید اما چیزی در مورد رفتار صحیح به او نگفته‌اید. همچنین به او یاد ندادید که چگونه باید اشتباهش را جبران کند. پدر امین باید به او می گفت: حالا برو به کوشا کمک کن تا دوباره برجش را بسازد.

در چنین مواقعی، به کودکتان بیاموزید راهی برای جبران اشتباهش بیابد مثلا برای عذرخواهی به کسی که او را رنجانده، شکلات بدهد. عذرخواهی کردن و گفتن متاسفم، شاید برای بعضی از کودکان دشوار باشد اما کم کم برای همه آنها عادی می شود چون راهی بسیار ساده است تا از عواقب اشتباهی که مرتکب شده‌اند، رها شوند اما اگر کودکتان را وادار کنید که راهی غیر از عذرخواهی برای جبران اشتباهش بیاموزد، اهمیت موضوع را بهتر برایش روشن می کنید. شاید زمانی که از فرزندتان خواستید راهی برای جبران اشتباهش بیابد، او به این نتیجه برسد که یکی از اسباب‌بازی‌هایش را به کسی که او را آزرده بدهد یا برای او یک نقاشی بکشد. با این کار، به کودکتان می‌آموزید که درست رفتار کردن با دیگران، مهم است؛ درست به همان اندازه‌ای که خودش دوست دارد دیگران، رفتار خوبی با او داشته باشند. کودکی که به موقع این موضوع را بیاموزد، در آینده می‌تواند ارتباطات بهتری با دیگران برقرار کند و کمتر در ارتباط‌هایش آسیب ببیند.

رسانه ها و اخلاق

رسانه ها و اخلاق
سمانه خالدی

در جهان حاضر ، وسائل ارتباط جمعی و رسانه های گروهی با انتقال اطلاعات و معلومات جدید و تأثیر بر افکار و عقاید عمومی ، نقش بسیار مهمی بر عهده دارند. سیر تحول سریع ، در عصر اطلاعات و لزوم مبادله هر چه بیشتر بین نظام های سنّتی و مدرن ، رسانه های گروهی را اهمیتی خاص بخشیده است ، تا جایی که بعضی از اندیشمندان معتقدند توسعه نظام های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و پیشرفت رسانه ها و تکنولوژی های ارتباطی ، لازم و ملزوم یکدیگرند.

روابط دو سویه رسانه و اخلاق

رسانه های گروهی تنها به ما اطلاعات لازم برای زندگی در جامعه متجدّد را نمی دهند ، بلکه تعیین می کنند که جوامح چه آگاهی هایی را لازم است داشته باشند و چه چیزهایی ارزش است. بنا بر این ، در راستای رسالت آگاهی رسانی رسانه ها ، وظیفه آموزش دهی نیز از اهداف اصلی آنان است. در چارچوب این نقش ، رسانه ممکن است خود را هادی و مبشّر جامعه به امور اخلاقی بداند.

بنا بر این ، لازمه این که مخاطبان از رسانه های گروهی به عنوان یک منبع آگاهی و آموزشی استفاده کنند ، این است که رسانه بر مجموعه ای از اصول و معیارهای ارزشی جامعه مبتنی باشد. توجّه به مبانی اخلاقی از موضوعاتی است که نه تنها توجّه مخاطب به رسانه را جدیت می بخشد ، بلکه تبعات برنامه هایی که رسانه عرضه می کند را نیز سامان می دهد. به عنوان مثال نوع برنامه هایی که تلویزیون ارائه می دهد و یا قواعد اخلاقی ای که روزنامه نگار برای جامعه مفروض می گیرد (مانند : مردم سالاری ، آزادی و …) و به طور کلی حریم ها و چارچوب های حقوقی ، فرهنگی ، اجتماعی و … همگی مبتنی بر اصول اخلاقی ای هستند که همیشه بتوانند پایدار بمانند یعنی ارزش های ثابت و مورد قبول عموم جامعه.

بعد دومِ بحث رسانه و اخلاق ، این قضیه است که رسانه ، خود برآیندی از نیروها و شرایط اجتماعی است. بنا بر این ، در جامعه ای که اصول ارزشی نادیده گرفته می شود نمی توان از رسانه های گروهی نیز انتظار داشت که خود را ملزم به رعایت این اصول بدانند. در حقیقت رسانه هم می تواند به عنوان معلم اخلاق عمل کند و هدایتگر مردم به سوی ارزش های اخلاقی باشد و هم می توانند اصول اخلاقی عرضی و رایج در جامعه را گرفته و باز تولید کند و تنها هدفش را پسند مخاطب قرار دهد. بنا بر این ، رسانه ، رسالت دوگانه ای را در رابطه با ارزش های اخلاقی عهده دار است.

بنابراین ، اخلاق (به عنوان یک نظام ارزشی) ، در دنیایی که همه چیز رنگ تجارت و عقلانیت ابزاری به خود می گیرد دیگر نمی تواند تنها به عنوان یک نظام نظری (ذهنی) در جامعه عرضه شود. در چنین جهانی افراد ، نیازمند وجوده کاربردی و عملی ارزش های اخلاقی اند تا بتوانند از پس مسئولیت ها و وظایف و حتی ناملایمات دنیای متجّدد برآیند.

اخلاق رسانه ای و دامنه تأثیر آن

بُرد رسانه های گروهی ، بسیار وسیع است. رسانه ها نه تنها بر تک تک مردم تأثیر می گذارند بلکه آموزه ها و طرز عملکرد آنها حتی بر روابط میان افراد جامعه نیز تأثیر می گذارد. بسته به هدفی که رسانه برای خود تعریف می کند با ارزش های اخلاقی ، رابطه پیدا می کند.

در واقع ، رسانه های گروهی آن قدر قدرت دارند که نه تنها برای آگاهی بخشی به افراد به کار می روند بلکه تعیین می کنند که چه چیزی مهم است و چه چیزی بی اهمیت و امر مطلوب و غیر مطلوب کدام است.

رابرت ملک لوهان (واضع نظریه «دهکده جهانی») معتقد است که برای حصول به درک واضح و روشنی از یک فرهنگ ، باید به مطالعه ابزاری پرداخت که در آن فرهنگ ، برای تبادل افکار و مبادله پیام ها به کار گرفته می شود. این امر ، توجه به چگونگی عملکرد رسانه بر تضعیف یا تقویت ارزش های اخلاقی را روشن می سازد.

رسانه های گروهی دارای سه طیف اصلی مخاطب : کودکان ، جوانان و پیران هستید. بنا بر این ، برای این که بتوانند هر سه طیف را راضی نگه دارند ، از بین انبوهی از اطلاعات و داده ها و برنامه ها دست به گزینش می زنند. بدیهی است که این گزینش ، بر پایه هدف اصلی رسانه صورت می گیرد. بالطبع ، رسانه های گروهی ، در یک نظام سرمایه داری و کالامحور ، برنامه هایی را بیشتر عرضه می کنند که سه طیف ذکر شده را به سوی مصرف گرایی هر چه بیشتر و جلوه های ظاهری سوق دهند ، و بالعکس ، رسانه در یک جامعه اسلامی که حق محوری و عدالت محوری از ارزش های متعالی آن است ، با ساز و کارهای لازم ، برنامه هایی را ارائه می دهد که مبتنی بر حفظ گوهر پاک و ذات الهی بشر باشند.

سپس رسانه ها قدرت آن را دارند که جامعه را به دو سوی اخلاق عُرفی (سکولار) و یا اخلاق مبتنی بر شعایر دینی و ارزش های مثبت ، هدایت کنند.

اخلاق در رسانه های غربی و شرقی

نیل پُستمن (نظریه پرداز ارتباطات و رسانه ها) ، در تحقیقات خود ، نشان می دهد که ادراک انسان ها ، هم ارزشی و هم گزینشی است؛ یعنی افراد ، پدیده هایی را می توانند ادراک کنند که برایشان برجستگی پیدا کرده باشد و به نوعی در قالب ارزش مطلوب ، ارائه شده باشد و از طرف دیگر ، ادراک ، به نوعی آموختنی نیز هست؛ یعنی افراد ، یاد می گیرند که به گونه خاصی بیندیشند و به تبع آن ، رفتار کنند. کاری که تا کنون رسانه ها در فرهنگ غرب کرده اند ، استفاده از ابزار رسانه در هدایت افکار و آرای عمومی به سمت خواست صاحبان قدرت و اهداف اقتصادی زرسالاران بوده است.

رسانه های گروهی در جامعه اسلامی به دنبال تولید و ارائه برنامه هایی هستند که ارزش های اخلاقی مبتنی بر آموزه های دینی را تقویت کنند ، هر چند که همین رسانه ها در ضمن عملکرد خود دچار خطا هم می شوند که این خطا در جای خود ، ارزش های اخلاقی را تضعیف می کند.

به عنوان مثال اگر برنامه های مختلفی را که در رسانه های همگانی صوتی و تصویری ما پخش یا عرضه می شود در نظر بگیریم به طور طبیعی ، بخشی از این برنامه ها سرگرمی و برنامه های طنز خواهد بود. این برنامه ها که به هدف پر کردن اوقات فراغت و یا خندانیدن مخاطب ارائه می شود ، گاه از حدّ فُکاهه و مطایبه گذشته ، به هجو و هزل می رسد و به یک ضدّ ارزش تبدیل می شوند و یا برنامه های تبلیغاتی که به وفور در رسانه های گروهی عرضه می شوند ، گاه ، کالاهایی را مورد تبلیغ قرار می دهند که با آموزه های دینی و اخلاقی ما ناسازگار است.

مهم ترین قضیه در رسانه ، محتوای برنامه هاست. ارزش های اخلاقی ، جدا از مبانی و آموزه های دینی ما نیستند. به عنوان مثال ، قرآن ، خود ، ارزنده ترین ارزش های اخلاقی را به زیبایی به تصویر کشیده است؛ اما متأسفانه تنها در بخش کمی از برنامه های رسانه های گروهی ما و آن هم در مناسبت های ویژه و به صورت پیام های کاملاً مستقیم (که نوعا کم بازده اند) از آن استفاده می کنند.

ارزش های اخلاقی با دیگر آموزه های دین مبین اسلام ، پیوند تنگاتنگ دارند و این ، طبعا دست اندرکاران را مکلّف می سازد که به برنامه هایی مبتنی بر آموزه های مذهبی بپردازند که در عین حال تعلیم و تربیت دینی ، جاذبه بسیار زیادی برای مخاطبان داشته باشد.

مسلّما رسانه های گروهی در ایران به خودی خود در تضعیف ارزش های اخلاقی ، تعمّدی ندارند؛ اما به نظر می رسد که بعضا بی توجهی و بی دقّتی در ارائه بعضی از برنامه ها ، خود ، این امکان را فراهم می کند. به عنوان نمونه ، فُرم گرایی (سطحی زدگی و ظاهرگرایی) در رسانه ها و غفلت از وجوه کاربردی و انتقال فهم عمیق و پایدار ، سبب شده است که خُدایی که رسانه ها از آن دم می زنند ، بیشتر در اعمال ظاهری حضور پیدا کند تا در عمق جان و باطن آدمیان.

آنچه از طریق رسانه به عنوان ارزش های اخلاقی اشاعه پیدا می کند ، تنها در بُعد فُرم و قالب و نظر است و به وجوه عینی و کاربردی و محتوایی ، کمتر توجه شده است. امید است که رسانه های گروهی ما ، با قدرتی که دارند بتوانند ارزش های اخلاقی را به فرهنگ عمومی و غالب در جامعه تبدیل کنند و با کاربردی کردن آن ، روز به روز آن را تقویت کنند.

منابع:

جامعه شناسی ارتباطات ، باقر ساروخانی ، تهران : اطلاعات ، اوّل، ۱۳۷۸٫

مخاطب شناسی، مک کوایل دنیس ، ترجمه : مهدی منتظر قائم ، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ۱۳۸۲٫

نقش رسانه های تصویری در زوال دوران کودکی ، نیل پستمن ، ترجمه : صادق طباطبایی ، تهران : اطلاعات ، اوّل ، ۱۳۷۸٫

تکنوپولی ، نیل پستمن ، ترجمه : صادق طباطبایی ، تهران : اطلاعات ، اوّل ، ۱۳۷۶٫

منبع :حدیث زندگی ؛ خرداد و تیر ۱۳۸۵، شماره ۲۹