آستانه تحمل

نوشته‌ها

عصبانیت و بی‌حوصلگی و آسیب‌های ناشی از آن

نگاهی گذرا به روابط بین فردی در جامعه حاکی از آن است که طیف بزرگی از مردم در سال‌های اخیر به عصبانیت و بی‌حوصلگی دچار شده‌اند و این موضوع در سایه غفلت و کم‌توجهی می‌تواند مولود بسیاری از مشکلات بین فردی و ناسالم شدن مناسبات انسانی و اخلاقی شود.

هر انسانی در مشکلات و ناملایمات زندگی، سطحی از تحمل را دارد و اگر فشارها بیشتر شود، تاب تحمل از وی گرفته شده و ممکن است نتواند تصمیم عاقلانه بر مسائل خود داشته باشد و رفتارهایی از او سر بزند که با هنجارهای اجتماعی همخوان نبوده و باعث رنجش دیگران و انزوای عامل آن شود. شکسته شدن سد آستانه تحمل، دروازه ورود به طیف وسیعی از رفتارهای عجولانه و خارج از منطق است که پیامد‌های جدی نیز همراه دارد و شاید بتوان گفت بسیاری از علل حوادث مختلف رانندگی، نزاع‌های جمعی، درگیری و حتی قتل‌ها به این مهم مربوط می‌شود.
شایان ذکر است امروز پرخاشگری به عنوان بارزترین جلوه و تظاهرات عصبیت و تنزل تحمل، در خانه، محل کار، جامعه، مدرسه و اجتماعات مختلف ملموس است و به ناگاه در روند فعالیت‌های روزمره شاهد برخوردهایی هستیم که بروز آن، جای سئوال دارد و ناشی از افزایش درجه عصبیت جامعه است.
مشاهده صحنه‌های بحث و جدل در محافل عمومی با به کارگیری ادبیات خارج از نزاکت و رفتارهای تهدیدآمیز و پرخاشگر و حتی نزاع و کتک کاری، هر فردی که دارای سلامت روان و مهارت خودکنترلی است را آزرده می‌کند ولی متاسفانه این صحنه‌ها دیده می‌شود.
بسیاری از مسائل و درگیری‌های امروز خانواده‌ها، محیط کار و جامعه که در برخی موارد منجر به حوادث بسیار تلخ و ناگوار می‌شود، ارزش یک مکث یا گفت و گو را هم ندارد اما چون آستانه تحمل مردم پایین است، آن را به یک شر یا حادثه بزرگ تبدیل می‌کنند که پیامد آن هزینه‌های سنگین اجتماعی، اخلاقی و عاطفی است.
اگرچه به صراحت در تحقیقات علمی اشاره نشده، اما بیشتر طلاق‌ها، به دلیل نداشتن مهارت در تحمل مشکلات و جایگزینی رفتارهای غیرمنطقی به جای درک متقابل و تصمیم‌سازی صحیح رخ می‌دهد و وقتی به اصل ماجرا مراجعه شود، بی‌ارزش بودن ریشه این رفتارها خود را می‌نمایاند. رفتارهای پرخاش‌جو و تند تنها منحصر به جامعه بالغ امروز نیست بلکه قشر کودک و نوجوان نیز متاثر از تربیت‌های والدین عصبی و فاقد آرامش درونی، مشاهده فیلم‌های همراه با خشونت و بازی‌هایی که جذابیت خود را از تنش و تضاد عاطفی می‌گیرند، درگیر آستانه تحمل محدود شده‌اند و در صورت غفلت از درمان به موقع این آفت، در آینده با نسلی پرخاشجو مواجه خواهیم بود که به مراتب دامنه چالش‌های عمیق‌تری دارند.
کودکان و نوجوانان با وجود این که هنوز در سختی‌ها، مشکلات، پیچ و خم و فراز و نشیب‌های مختلف زندگی قرار نگرفته‌اند با سطح نازل تحمل، توان برخورد منطقی با کمترین معضل را ندارند و با پرخاشگری حرف خود را به کرسی می‌نشانند و از اطاعت منطقی بزرگترها شانه خالی می‌کنند، بنابراین علاج این مهم از موضوعاتی است که باید در کانون توجه تصمیم‌سازان بهداشت روان و حوزه اجتماعی و فرهنگی جامعه قرار گیرد. به نظر می‌رسد ریشه‌یابی نکردن این مساله و ادامه روند و ورود آنها به زندگی در مراحل بالاتر، آینده درخشانی را نوید نمی‌دهد.
اخلاق‌مداری، از سرمایه‌های مهم و ارزشمند هر جامعه است و دستیابی به شخصیت پایدار نیاز به ممارست و آگاهی به خصوصیات رفتاری و مراقبت‌های خاص دارد که نظام آموزشی و نهادهای تربیتی و فرهنگی باید با جدیت بیشتری این مهم را در دستور کار قرار دهند. به گفته کارشناسان، شالوده شخصیت هر فردی، در سنین کودکی شکل می‌گیرد و حاکمیت آرامش در محیط خانواده و الگوی رفتاری والدین به عنوان نخستین پله جایگاه خاصی را در ساختن این تربیت دارد و یکی از روش‌های موثر در مهار خشم و رهیابی منطقی مشکلات استفاده از ظرفیت گفت و گو است.
این مهم در سال‌های اخیر به دلیل زندگی مدرن، شاغل بودن والدین و ساعت‌های طولانی غیبت در منزل و همچنین ورود شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌هایی همچون تلویزیون کمرنگ شده است و به جای ارتباط چهره به چهره و عمیق اعضای خانواده ارتباط هر شخص با کار، گروه همسال و ابزارهای الکترونیک جایگزین شده است. این ورای ساختارها و الگوهای نادرستی است که از جامعه و حوزه‌های مختلف آن کودک کسب می‌کند و در کوران فقر مهارت در هنگامه‌ای از تردید و بلاتکلیفی می‌افتند و به دلیل نداشتن قدرت تصمیم‌سازی موثر، به رفتارهای غیرمنطقی و پرخاشگرانه متوسل می‌شود.
یکی از عواملی که در بروز خشونت‌های کودکان، نوجوانان و جوانان نقش موثری دارد و خانواده‌ها به راحتی از کنار آن گذر می‌کنند استفاده بیش از حد آنها از بازی‌های رایانه‌ای خشن است.
در گذشته کودکان، نوجوانان و جوانان در سنین خاص به بازی‌های میدانی و سالم می‌پرداختند و در همین حین، مهارت‌های تجربی زیادی را در نه گفتن و تحمل سختی‌ها یاد می‌گرفتند اما امروز بازی‌های رایانه‌ای خشونت و تندی در مقابل دیگران، گذشت نداشتن را به مخاطبان خود که سرمایه‌های بزرگ کشور هستند، نشان می‌دهد.
در این بازی‌ها برای این که مخاطبان به راحتی مسیرهای مختلف را طی کنند و با خشونت‌های مختلف آشنا شوند، تقلب در ادامه بازی را به راحتی در اختیار مصرف کنندگان قرار می‌دهند که این خود نیز عاملی برای دوری از خودباوری است.
نزاع و پرخاشگری به عنوان یکی از مسائل اجتماعی در حوزه کجروی و انحرافات محسوب می‌شود که علاوه بر ایجاد فضای آکنده از خشم و نفرت، امنیت انسان‌ها را نیز از جنبه‌های گوناگون تهدید می‌کند و بر اساس آمار فرمانده انتظامی استان مرکزی نزاع و درگیری‌های فردی و دسته جمعی این استان امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۳ درصد افزایش یافته که به نظر می‌رسد این امر باید مورد آسیب‌شناسی جدی و کنکاش دقیق قرار گیرد.

منبع: معصومه صفری؛ خبرنگار ایرنا در اراک

چطور اختلافات نامزدی را حل کنیم؟

دوران نامزدی، فقط دوره خوش‌گذرانی و تفریح نیست. بسیاری از اختلاف نظرها و مشکلات عاطفی در این دوره می‌تواند نمایان شود. داشتن مهارت کافی در کنترل اوضاع و بهبود روابط عاطفی، یکی از اساسی‌ترین روش‌هایی است که باید قبل از ازدواج یاد بگیریم.

تعارض‌ها و کشمکش‌ها به طور طبیعی در هر رابطه به وجود می‌آیند اما آنچه دوام رابطه شما را تضمین می‌کند این است که بدانید با چه روشی با آنها رو به رو شوید.

نامزدی با همه شیرینی‌اش، دوران پرتنشی است و اگر شما روش سازنده‌ای برای مقابله با تعارض‌هایتان به کار نبرید، ممکن است به سرعت از یکدیگر فاصله بگیرید و عطای این ازدواج را به لقایش ببخشید.

اگر تعارض حل نشود، به رشد خود ادامه می‌دهد و کم کم رابطه را از هم می‌پاشد. افرادی که با مشکلات و تعارض‌ها، با بی‌مهارتی برخورد می‌کنند و مشکلات را بدتر می‌کنند، معمولا موقعی که در مورد مشکلی صحبت می‌کنند، مدام احساسات منفی را بیان می‌کنند و به جای این که اطلاعات را به صورت کامل بررسی کنند، کاملا انتخابی عمل می‌کنند و از همه بدتر، به جای این که روی مسئله و مشکل پیش آمده تمرکز کنند، روی افراد متمرکز می‌شوند، مدام دنبال مقصر می‌گردند و در نهایت یک نفر می‌شود بازنده و طرف مقابل برنده. همین کار را برای مشکلات و تعارض‌های بعدی تکرار می‌کنند و آرام آرام صمیمیت و عشق را می‌کشند.

اما دسته دوم، افرادی هستند که مهارت حل تعارض را بلدند و می‌دانند در موقع بروز مشکل، چه کاری باید انجام داد. برای مثال آن‌ها بر مسایل حال به جای مسایل گذشته، متمرکز می‌شوند. هم احساسات منفی و هم احساسات مثبت را با یکدیگر در میان می‌گذارند. اطلاعات را به شیوه‌ای عنوان می‌کنند که هر کس مسئولیت خودش را نسبت به مشکل می‌پذرید و در جست و جوی شباهت‌ها هستند. هر دو همسر، برنده‌اند و در نتیجه، صمیمیت زیاد می‌شود و اعتماد در رابطه پرورش پیدا می‌کند.

چگونه می‌توان مهارت حل اختلافات در دوران عقد را آموخت؟

یادگیری این مهارت سخت نیست، فقط چند گام ساده لازم دارد:

گفتگو

بسیاری از مردها بر این باورند که زن‌ها، هیچ‌گاه سراغ اصل مطلب نمی‌روند، بسیاری از زن‌ها هم فکر می‌کنند مردها، هنگام گفت‌وگو، تند و خشن هستند. ما نمی‌خواهیم درستی یا نادرستی این باورها را اثبات کنیم، بلکه قصد داریم کمی از مهارت‌های گفت‌وگو با شما سخن بگوییم؛ مهارتی که به شما کمک می‌کند، بدون جر و بحث و دعوا، دلیل ناراحتی‌تان را بگویید و با انتقال یک پیام کامل، از تکرار موارد مشابه آن جلوگیری کنید.

احساس‌تان را ابراز کنید

این‌ که بتوانید مشکلات را مستقیم و بدون حاشیه بیان کنید، یک بخش گفت‌وگوی کامل است. در مرحله بعدی شما باید احساستان را نیز بگویید؛ احساساتی نظیر من ترسیدم، من نگران شدم، من احساس تنهایی کردم. مثلا اگر همسرتان تولد مادر شما را فراموش کرده است، علاوه بر گفتن این مساله که از او به دلیل این فراموشکاری ناراحت شده‌اید، بیان کنید که شما چه احساسی از این فراموشی داشتید. مثلا بگویید من حس کردم مسائل خانوادگی، برات مهم نیست. وقتی احساستان را برای همسرتان بیان می‌کنید، او متوجه عمق رنجش شما می‌شود.

مراقب کلامتان باشید

در بیشتر مواقع، وقتی می‌خواهیم احساسات و نیازهایمان را بیان کنیم، پیام‌هایمان، دیگری را سرزنش یا تحقیر می‌کنند. این گونه پیام‌ها را «پیام‌های تو …» می‌نامند؛ این دسته پیام‌ها، قضاوت‌ها یا ارزش‌گذاری‌های منفی‌ای هستند که هدفشان شخص دیگر است. در عین حال که در بیشتر مواقع از آنها برای بیان خشم، عصبانیت، ترس یا دلخوری استفاده می‌شود، مشخصاً پیام‌هایی نیستند که حرف دل را برسانند، چون نیازها یا علاقه‌های خود شما را بیان نمی کنند.

پیام هایی مثل: تو اشتباه کردی، تو همه چیز را به هم زدی، تو بودی که … و … می‌توانند به نظر تهاجمی و متهم کننده برسند؛ چون تأثیری که بر جای می‌گذارند، این است که می‌گوید: «تقصیر توست» یا «تو باید سرزنش شوی!» و در آنها خطر زیان رساندن به رابطه یا از میان بردن عزّت نفس دیگری و به وجود آوردن احساس گناه، هست. پیام‌های «تو …» باعث مقاومت و دفاع دیگران می‌شوند و ممکن است باعث شروع بگو و مگوهای فرساینده و فحاشی شوند. در چنین موقعی شخص دیگر، اغلب می‌خواهد جواب شما را بدهد و تلافی کند. آگاهی از این که چه رفتارهایی تعارض‌های بی‌مورد بین شما و نامزدتان را فعال می‌سازد، به شما کمک می‌کند تا بسیاری از برخوردها را از بین ببرید.

پذیرش سهم خود از مشکل

وقتی که هر کدام از شما بخشی از مسئولیت مشکل را می‌پذیرید، اشتیاق برای همکاری ایجاد خواهد شد و بحث با سهولت بیشتری انجام می‌شود، در این مرحله، سعی کنید با احترام با یکدیگر صحبت کنید و مسایل و احساسات خود را به طور صریح بیان کنید، در این مرحله از جملاتی که با «من» شروع می‌شوند، استفاده کنید.

از طرف مقابلتان، بت نسازید

وقتی از طرف مقابل، بت می‌سازیم و او را موجودی بی‌عیب و نقص و مقدس تصور می‌کنیم، خودمان را فراموش می‌کنیم و فکر می‌کنیم در مقابل این انسان برتر، هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما، آدم است؛ با همه خصوصیت‌های خوب و بد یک آدم؛ مثل خود ما. بنابراین طرف مقابل را باید آن طور که هست و با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته این که طرف مقابلمان را بی‌نقص تصور کنیم، می‌تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد و بی‌نقص بودن طرف مقابل، یک‌جورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می‌دهد که من آن قدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی‌نقص، راضی نمی شوم. حواستان به این مکانیسم‌های دفاعی گول‌زننده باشد.

مقایسه نکنید

خیلی از ما عادت کرده‌ایم زندگی و روابط شخصی‌مان را را رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم، یا از طرف مقابل توقع‌های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی‌های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما، منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه‌کردن‌ها مخصوصا در خانم‌ها می‌تواند از همان اول، تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد.
به عنوان مثال کسی که از نامزد شاغلش می‌خواهد که وقت بیشتری برایش بگذارد، به این دلیل که فلان کس وقت بیشتری برای نامزدش می‌گذارد. این مقایسه‌ها معمولا بدون در نظر گرفتن سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، وضعیت تحصیلی و وضعیت فرهنگی طرف مقابل صورت می‌گیرد.
ضمن این که مقایسه‌کردن‌های این شکلی، باعث می‌شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی‌انصافی نامزد کرده است و همین، مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت این که این مقایسه‌ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی، رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها، هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی‌کند.

تبیان

منابع: بیتوته؛ نمناک؛ عصر ایران

خشم و راهکارهاى مقابله با آن

مقدمه

خشم، یک واکنش احساسى ناخواسته، در برخورد با تهدیدى حقیقى یا خیالى است و هر چه تهدید بزرگتر باشد، میزان برانگیختگى بیشتر مى‌شود و در نتیجه انگیزه از میان برداشتن آن افزایش مى‌یابد. خشم و غضب اگر در مقابل یک تهدید واقعى باشد، امرى بسیار مطلوب و ستودنى است؛ چرا که انسان، همواره با بهره‌گیرى از قوه غضبیه خویش، مى‌تواند در مقابله با تهدیدها، مقاومت و ایستادگى نماید؛ ولى اگر به خاطر یک تهدید کوچک، برانگیختگى خیلى شدید صورت گیرد، نمى‌توان آن را عملى منطقى و صحیح خواند؛ بلکه به عنوان یک اختلال از آن یاد مى‌شود؛ بنابراین خشم در سه زمان غیر منطقى و بى‌جا مى‌باشد:

ـ ممکن است بدون دلیلى منطقى، عصبانى شوید.

ـ شدت خشم با حادثه‌اى که اتفاق افتاده، تناسب نداشته باشد.

ـ اقدامى که بعد از خشم صورت مى‌گیرد، متناسب با تهدید نباشد.

البته چنین واکنش‌هایى علل مختلفى دارد که مى‌توان گفت: گاه دلایل ارگانیک، باعث این پدیده مى‌شود؛ مثلا: برداشتن زخم و جراحت، بیمارى، تحت تاثیر دارو بودن و یا مشکلات ژنتیکى که در این صورت سیستم عصبى نمى‌تواند، کارش را به درستى انجام دهد؛ اما غیر از این موارد؛ و هر گاه واکنش احساسى متناسب با حادثه نباشد، ناشى از خطاى اندیشه مى‌باشد و فرضیه‌هاى ناصوابى که ذهن در هنگام بروز حوادث از خود مى‌سازد، سبب ایجاد خشم و عضب خواهد شد.

راه کارهاى مقابله

۱- ایمان به خود و اراده خویش

اولین قدم براى مقابله با خشم و عصبانیت، این است که به قوه اراده و توانایى‌هاى خود ایمان داشته باشید و با اعتماد به نفس تمام به خود بگویید: «من مى‌توانم، چرا که نیروى اراده دارم»، «شکست براى من معنى ندارد».

۲- آستانه تحمل خود را بالا ببرید

بعضى افراد با کوچکترین اشاره‌اى یا با شنیدن کوچکترین حرفى و یا در معرض قرار گرفتن جزیى‌ترین محرکى زود عصبانى مى‌شوند چون آستانه تحمل آنها پایین است و اگر به همین روال پیش بروند این افراد علاوه بر این که خودشان را آزار مى‌دهند براى دیگران هم مشکل‌آفرین هستند در حالى که افرادى که آستانه تحمل خود را بالا برده‌اند در زندگى به راحتى در مقابل ناملایمات و برخوردهاى نادرست دیگران مقاومت مى‌کنند کمتر صدمه مى‌بینند حال سوال اینجاست که چگونه مى‌توان آستانه تحمل خود را بالا ببریم؟

اولین قدم متعهد شدن است؛ یعنى این که با خودمان تعهد کنیم که زود عصبانى نشویم و دومین قدم این است که در برابر عوامل محرک خود را تقویت کنیم تا مانند یک وزنه‌بردارى که از وزنه‌هاى سبک شروع به تمرین مى‌کند براى روزى که در مسابقه بتواند وزنه سنگین و مورد دلخواهش را بلند کند ما هم باید آرام آرام، در برابر محرک‌هاى مختلفى که ما را از کوره به در مى‌کنند مقاومت کنیم تا در آینده بتوانیم در برابر محرک‌هاى قوى‌تر کنترل خود را از دست ندهیم.

جوش آوردن، هیچ چیز را درست نمى‌کند. خونسرد باشید:

بد اخلاقى شما باعث مى‌شود همه جا به اسم «عصبى» سرزبان‌ها بیفتد، نه یک آدم درست و حسابى که خطایى از او سرزده باشد. آدم که یک دفعه پیش دیگران از دوره در مى‌رود، همه به او به چشم یک شخص «جوشى» نگاه مى‌کنند.

باید بدانیم که «جوش آوردن» هیچ چیزى را درست نمى‌کند. معمولا «کسى که اول عصبى مى‌شود، بازنده است.»

۳- دفترچه یادداشت

براى مقابله با پدیده خشم، شناسایى موارد آن مى‌باشد؛ بنابراین سعى کنید، همه روزه، مواردى که عصبانى مى‌شوید، ثبت نموده و سپس ده تا پانزده دقیقه از اوقات روزانه را صرف بررسى علل و عوامل عصبانیت‌هاى خویش نمایید؛ البته باید در رابطه با علل آن نیز فکر کنید.

۴- بیرون رفتن از صحنه

براى افرادى که خلق و خوى انفجارى دارند، اولین قدم براى کنترل این حالت، بیرون رفتن از صحنه هنگام خشم و عصبانیت است.

۵- حساسیت زدایی

در ذهن خود، صحنه‌هایى که باعث عصبانیت شما مى‌شود، تصور نمایید و سعى کنید به شکلى خود را کنترل نمایید و با چنین تمرین‌هایى توان مقابله با خشم را بالا ببرید.

۶- کنترل اندیشه

خشم و غضب ارتباط مستقیم با پیش‌داورى‌ها و تفسیر درباره اتفاقات دارد؛ همچنین چگونگى تحلیل و تفسیر اطلاعات، بر حالت خشم و نوع اقدام و عمل، تاثیر فراوانى مى‌گذارد و مى‌توان گفت که رابطه مستقیم با آن دارد.

حادثه تفسیر احساس اقدام

اگر حادثه‌اى اتفاق بیافتد، فرد آگاهانه یا به طور ناخودآگاه، این حادثه را تفسیر مى‌کند و تحت تاثیر این تفسیر، احساسى در او ایجاد شده و به دنبال این احساس، اقدام خواهد نمود؛ بنابراین حتى المقدور باید از سوءظن و پیش‌داوری‌ها پرهیز نمود؛ چنانچه خداوند در قرآن کریم مى‌فرماید:

«یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم»؛

(اى کسانى که ایمان آورده‌اید از بسیارى از گمان‌ها بپرهیزید که پاره‌اى از گمان‌ها گناه است)[۱]

۷- تکنیک‌هاى حرکتى

انجام برخى از تکنیک‌هاى حرکتى براى تخلیه خشم، بسیار موثر است. این حرکت‌ها مى‌تواند در آرامش نیز موثر باشد. در این جا به طور مختصر به تعدادى از این حرکات، اشاره مى‌کنیم.

در حالت ایستاده قرار بگیرید، دندان‌ها را به هم بفشارید و دست‌ها را مشت کنید و بالا برده، در موازات گردن به عقب بکشید. کاملا وضعیت خشم و غضب به خود بگیرید و یک باره با حرکت دادن خود به جلو و تخلیه کامل اکسیژن از راه دهان، خود را به شدت تخلیه نموده و وضعیت آرام را تجربه نمایید؛ سپس چند لحظه آرامش داشته باشید و دوباره تمرین را تکرار کنید.

۸- انتظارات ایده‌آلى نداشته باشید

انتظار از محیط و افرادى که با آنها زندگى مى‌کنید، سبب ایجاد توقع مى‌شود و اگر این انتظار برآورده نشود، احساس خشم، در شما ایجاد مى‌شود؛ بنابراین بسیار مناسب است که سطح انتظارات و توقعات را از دیگران کم نموده و همواره از کسى توقع بى‌مورد نداشته باشید؛ همچنین باید انسان این آمادگى را در خود ایجاد نماید که اگر چنانچه انتظارات به حق او بر آورده نشد؛ هرگز ناراحت و عصبانى نشود.

۹- تغییر وضعیت

اگر در حالت خشم ایستاده هستید، مى‌توانید بنشینید و یا مى‌توانید در حال جلوس مى‌توانید، دراز بکشید و با این کار وضعیت شما، تغییر نموده و در کاهش خشم و عصبانیت موثر مى‌باشد.

۱۰- شبیه‌سازى

انسان‌ها مى‌توانند با اتخاذ صفات خوب دیگران، رفتار پسندیده آنها را در خود شبیه‌سازى نمایند و چنانچه در حدیث مولى امیرالمومنین(علیه السلام‌) آمده است:

«اگر بردبار نیستى خود را به بردبارى وادار، چه کم است، کسى که خود را همانند مردمى کند و از جمله آنان نشود»[۲] با گزینش خوبى‌هاى دیگران، آن عمل را در خود احیا نموده و جایگزین خشم و غضب خود نماید.

۱۱- مطالعه زندگى ائمه(علیهم السلام) و علماء

مطالعه در سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) و علماء اسلام و توجه به نوع برخورد این بزرگواران با افراد تندخو، الگوى بسیار خوبى جهت کسب آرامش در مواقع خشم و عصبانیت مى‌باشد؛ همچنین مطالعه آیات و روایات مربوط به فواید کظم غیض مى‌تواند در تقویت آرامش و خویشتن دارى انسان، بسیار موثر باشد.

۱۲- محبت

باید در مواقع خشم به جاى اقدام تند بر علیه دیگران، سعى کنید، نکات خوب و مثبت این افراد، مورد توجه شما قرار گیرد و محبت را جایگزین اقدام خشونت آمیز نمایید.

۱۳- آخرت اندیشى و توجه به مرگ

اعتقاد به فناى دنیا و تجسم و تصور مرگ، مى‌تواند تاثیر قابل توجهى در خویشتن دارى و کنترل خشم داشته باشد و آرامش خاصى را بر انسان حاکم نماید.

۱۴- ذکر خداوند و دعا و استعانت از نماز و روزه

دعا و نیایش و ارتباط با خداوند، سبب سعه صدر و بزرگى مى‌شود و همواره انسان‌هایى که مرتبط با خداوند هستند از کرامت خاصى برخوردار بوده و به آسانى تحریک نمى‌شوند؛ چنان که در قرآن کریم آمده است: «الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ همانا با یاد خدا دلها آرام مى‌شود.»[۳]

۱۵- پرهیز از استرس

امور استرس‌زا، شلوغى در کار و فعالیت، فقدان برنامه‌ریزى منطقى و متناسب با توان فرد، سبب عصبانیت و خشم وى مى‌شود؛ بنابراین باید همواره در زندگى، برنامه‌هاى متناسب با توان فرد پى‌ریزى گردد تا استرس و تنیدگى ایجاد نشود.

۱۶- توکل به خداوند

مشکلات و کاستى‌ها مى‌تواند، سبب غضب و خشم شود؛ بنابراین با توکل به خداوند با مشکلات، استوار باشید و سعى کنید که دچار خشم و غضب نشوید و همواره با توکل به ذات الهى، زندگى آرام و سالمى داشته باشید.

۱۷- پرهیز از تفکر همه یا هیچ

تفکر همه یا هیچ، فکرى ناصواب و غیر منطقى است؛ مثلا: فردى ما را عصبانى نموده است و ما به جاى این که تنها به نکته منفى او توجه کنیم، تمام شخصیت او را زیر سوال مى‌بریم و این رفتار و نکته منفى را به تمام شخصیت او تعمیم داده و او را کاملا فردى منفى تلقى مى‌کنیم. از دید افراد داراى این تفکر، اشخاص با داشتن یک صفت منفى کاملا فردى منفى مى‌باشند که البته این تفکر با نگرشى همه جانبه و مثبت نسبت به افراد قابل اصلاح و تغییر است.

۱۸- پرهیز از درشت‌نمایى

انسان باید با یک حادثه کوچک، برخوردى کوچک و عاقلانه داشته باشد و هرگز با به کارگیرى جملاتى همانند چه قدر و حشتناک است، یا «به راستى چقدر بد شد» و یا «از این بدتر نمى‌شد» راه عفو و گذشت را بر خود مسدود نکند.

۱۹- مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه

سعى کنید در آغاز روز و قبل از ورود به فعالیت روزانه، با خود شرط نمایید که عصبانى نشوید و در طول روز نیز مراقب باشید که عصبانى نشوید و چنانچه موردى پیش آمد که عصبانى شدید؛ حتما آن را یادداشت نمایید و نهایتا خود را به خاطر عصبانیت‌هاى بى‌مورد، سرزنش نموده و مورد عتاب قرار دهید.

۲۰- تغافل

یکى دیگر از راه‌هاى مقابله با خشم، تغافل است. در این روش، فرد مى‌تواند با این تصور و ذهنیت که گویا عملى انجام نشده تا او عصبانى شود، اسباب آرامش خود را فراهم سازید.

طبق روایات معصومین(علیهم السلام) تغافل و نادیده‌انگارى خطاهاى اطرافیان و مردم، نیمى از شرط زندگى است.

۲۱- تواضع و فروتنى

ویژگى تواضع و فروتنى و تقویت آن، سبب خودکنترلى مى‌شود و عموما انسان‌هایى که داراى این ویژگى هستند، کمتر عصبى مى‌شوند. باید توجه داشت که تکبر، باعث ایجاد انتظارات بى‌مورد از محیط مى‌شود و به محض بر آورده نشدن این انتظارات، فرد خشمگین و عصبانى مى‌گردد.

۲۲- نشاط و شادابى

مشکلات را خیلى جدى نگیرید و در مواجهه با مسایل سعى کنید، همواره نشاط و لبخند را فراموش نکنید.

۲۳- احترام به نیازها و خواسته‌هاى دیگران

با احترام به خواسته‌هاى دیگران و درک صحیح و واقع‌بینانه از نیاز آنها، مى‌توان بر خشم و عصبانیت خویش تسلط داشت.

همواره سعى کنید، نیازها و خواسته‌هاى دیگران را جدى تلقى نمایید و هرگز نیازهاى دیگران را غیر منطقى نخوانید و پاسخگویى به این نیازها را در حد توان، یک وظیفه شرعى و انسانى بدانید.

۲۴- توجه به نیازهاى طبیعى

به نیازهاى طبیعى، به شکل معمولى و به طور منطقى و در چهار چوب شرع مقدس، پاسخ دهید و با برآورده کردن حوایج طبیعى و فیزیولژیکى از خشم و غضب دیگران جلوگیرى نمایید.

۲۵- شکرگزارى

انسان، همواره باید شکرگزار باشد و هرگز افسوس کاستى‌ها را نخورد؛ زیرا مشغول نمودن فکر خود در رابطه با کمبودهاى زندگى، باعث عصبانیت و خشم مى‌شود؛ بنابراین نسبت به چیزهایى که تاکنون به دست آورده‌اید، شکرگزار باشید که البته این روحیه سپاس و قدردانى، باعث آرامش روح انسان مى‌شود.

۲۶- قائل بودن حق اشتباه، براى دیگران

افراد عصبى نسبت به اشتباه دیگران سرسختى نشان مى‌دهند و هیچ گونه حقى در مورد خطاها و اشتباهات آنها قائل نیستند. این افراد باید متوجه باشند که هر کس ممکن است در مقطعى از زمان، دچار اشتباه شود که باید به این خطاها به چشم اغماض نگاه کرد. هر کسى در زندگى خود اشتباهاتى دارد و اگر ما فقط اشتباهات فرد را ببینیم و جنبه‌هاى منفى او را، زندگى به جهنم تبدیل مى‌شود. پس براى لذت بردن از زندگى باید نکات مثبت افراد را مورد توجه قرار داد.

۲۷- یارى از روانشناس

عصبانیت، یک احساس پیچیده است و به همین علت، ممکن است با کمک گرفتن از یک روانشناس، در مواردى که عصبانیت‌هاى مکرر موجب اذیت و آزار دیگران شود، بسیار موثر و مفید باشد و انسان را سریع‌تر به نتیجه، نزدیک نماید؛ بنابراین جنگ با غول خشم، کار آسانى نیست و نیاز به زمان، انرژى و حتى گاهى صرف هزینه دارد، اما منفعت آن نیز قابل اغماض و چشم پوشى نیست.

۲۸- ملکه کردن صفت حلم و صبر

بردبارى و صبور بودن در زندگى، وسیله مطمئنى براى کظم غیظ و فرو بردن خشم، و مسلط بودن بر اعصاب خود است.

امیرالمومنین(علیه السلام) به امام حسین( علیه السلام) فرمود: فرزندم! حلم چیست؟

گفت: «فرو بردن خشم و بر خود مسلط بودن.»[۴]

۲۹- انجام تمرینات ریلکسیشن جهت آرامش و تن‌آرامى

با تمرین ریلکسیشن مى‌توان آرامش لازم را به دست آورد و با ایجاد آرامش در روح و تن خویش، خشم و عصبانیت را از خود دور نمود.

گام‌هاى دیگر جهت کنترل خشم و عصبانیت:

۱- با نوشتن شرحى از شرایط خشم در یابید کجا و چرا به شما افکار پرخاش جویانه دست مى‌دهد بدین ترتیب این موقعیت‌ها را شناخته و با بهره‌گیرى از فنونى مانند نفس عمیق، صحبت‌هاى مثبت با خود یا توقف فکر، چرخه خشم‌تان را از کار بیندازید.

۲- مهارت خوب گوش دادن به سخنان دیگران و نحوه ارتباطات صحیح را بیاموزید.

۳- نحوه «اظهار وجود» را بیاموزید، اظهار وجود جانشین سازنده و راه‌گشاى خشونت است. (از مهارت‌هاى زندگى محسوب مى‌شود و روانشناسان آن را آموزش مى‌دهند)

۴- هرگاه شخصى شما را عصبانى کرد، سعى کنید به او توضیح دهید که به چه دلیل و بنا بر کدام رفتارش از او ناراحت و آزرده شده‌اید.

۵- اگر هر روز به گونه‌اى زندگى کنید که گویى آن روز آخرین روز، زندگى است درمى‌یابید که زندگى کوتاه‌تر از آن است که سر هر موضوعى خشمگین شوید.

۶- گام برتر، بخشش کسانى است که شما را خشمگین ساخته‌اند، با زدودن رنجش و دست کشیدن از انتقام و تلافى، مى‌بینید که بار سنگین خشم از روى شانه‌هایتان برداشته مى‌شود.

۷- اگر خیلى عصبانى هستید چیزى نگویید، آرام بگیرید، اگر آرام باشید شما را بیشتر جدى مى‌گیرند.

۸- به هنگام عصبانیت طورى رفتار نکنید که دیگران حربه‌اى علیه شما به دست آورند و به گفته‌هایتان بر چسب غیر منطقى، احساسى یا هیجانى بزنند، این امر موجب مى‌شود که خشم شما بیشتر شود و اوضاع را بهتر نمى‌کند.

۹- با خودتان روراست باشید، آیا واقعا گفته و عمل فردى خاص احساس رنجش را در شما به وجود آورده است یا خشم شما ریشه در جاى دیگر دارد؟ مراقب باشید که خشم خود را اشتباها به فردى دیگر تحمیل نکنید.

۱۰- با فرد مقابل به طور خصوصى صحبت کنید. ممکن است فکر کنید که حمله‌اى شدید در ملاء‌ عام موجب افزایش شرمندگى او خواهد شد اما این کار فقط تصویرى نامطلوب از شما مى‌سازد، این کار باعث مى‌شود که فرد مقابل هم چنان در کار یا گفته خود پافشارى کند و همین امر اوضاع را بدتر مى‌کند.

۱۱- قبل از صحبت خصوصى با طرف مقابلتان که از او دلخور یا عصبانى هستید سعى کنید با فرد دیگرى صحبت کنید و هدف شما را از گفتگو چیست را به او بگویید؟ این کار دو سود دارد اول این که به عنوان سرعت‌گیر در ابراز احساسات مى‌باشد و دوم این که تمرینى براى ابراز احساسات و خواسته‌هاى خود، به طورى که وقتى صحبت خصوصى خود را با طرف مقابلتان شروع کردید مى‌دانید چه مى‌خواهید.

۱۲- سعى کنید در دلخوری‌ها، با طرف مقابل صحبت و مذاکره کنید و به مصالحه و توافق برسید تا از دلخوری‌هاى بعدى جلوگیرى شود و بحث را طورى خاتمه دهید که به توافق متقابل رسیده باشید.

۱۳- به خودتان تلقین کنید که کمتر باید تحت تاثیر مسائل ناراحت‌کننده قرار بگیرید این تلقین در آرامش اعصاب ما موثر است.

۱۴- سعى کنیم به جاى ترور شخصیت دیگران، رفتار خود را زیر سوال ببریم.

۱۵- هنگام عصبانیت درباره خود و رفتار دیگران کلمات نهایى مانند هر، همیشه، هرگز و… به کار نگیرید.

۱۶- به هنگام عصبانیت از خود بپرسید واقعه چه بود؟ من برداشتم چه بود؟ روى کاغذ پاسخ این سوال را بدهید و سوال آخر این که آیا برداشت دیگرى هم مى‌شود از این واقعه داشت؟

۱۷- به هنگام عصبانیت نفس عمیق کشیده و یک لیوان آب سرد بنوشید، با آب سرد وضو بگیرید، ذکر بگویید، قدم بزنید، زیرا قدم زدن به ما کمک مى‌کند که با تغییر نقطه تمرکز نتیجتا خشم یک مقدار فروکش شود.

۱۸- حذف مواد محرک از رژیم غذایى مانند چاى، ادویات، قهوه، شکلات زیاد و جایگزین کردن لبنیات، سبزى جات، دوغ و ماست به آرام شدن کمک مى‌کند.

۱۹- وقتى ما تسخیر هیجان مى‌شویم تصمیمات ما خردمندانه نیست، باید کارى نکینم که نتوانیم جمع و جورش کنیم، باید در فضاى آرامش صحبت کرد.

۲۰- به هنگام عصبانیت به خودتان بگویید «حواست جمع باشد، مواظب باش عصبانى نشوى، الان نزدیک است که عصبانى شوى… عصبانیت فایده‌اى ندارد، آرام باش، تو مى‌توانى موضوع را به طور منطقى حل و فصل کنى، تو مى‌توانى.»

پی‌نوشت‌ها
[۱] . سوره حجرات، آیه ۱۲
[۲] . کلمات قصار، ۲۰۷
[۳] . سوره الرعد، آیه ۲۸
[۴] . فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه السلام) گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم(علیه السلام)، قم، نشر معروف، ۱۳۸۵، ص۸۴۷، به نقل از مشکاه الانوار، ص۲۱۶
منبع: مرکز مشاوره بلاغ؛ با اضافات از کتاب خشم و راهکارهای مقابله با آن؛ ص ۱ – ۱۱

رفتار شناسی نوجوانان

تفاوت تحمل کردن با پذیرفتن

پدری، از وضع ظاهر پسر نوجوانش انتقاد می‌کند، مادری می‌گوید: «دخترم به اندازه یک ملکه، لباس دارد و بسیار هم زیبا هستند، اما وقتی که آنها را می‌پوشد، تحمل دیدنش را ندارم.» سرکشی نوجوانان انواع و اقسامی دارد. مثلاً وقتی که دختر نوجوانی، به جای پوشیدن یک روپوش مناسب، هوس پوشیدن شلوار وصله‌دار به سرش می‌زند یا وقتی که پسر نوجوانمان به جای پوشیدن کفش راحت، دلش صندل می‌خواهد؛ این به جز سرکشی چه می‌تواند باشد؟

هر پدر و مادر خردمندی، باید بداند که جنگ و جدل با نوجوان، مانند دست و پا زدن در دریای خروشان و طوفانی است. شناگر ماهر در برخورد با امواج متلاطم دریا، به جای تقلای بی‌حاصل، با حفظ آرامش، خود را روی امواج شناور می‌کند و آنقدر پایداری می‌کند، تا به نقطه‌ امنی برسد و به همین شکل، والدین هم باید در زندگی، در کمین جای پای محکم باشند.

چرا عیب‌جویی

بسیاری از پدران و مادران برای سرپوش گذاشتن بر عیوب خویش، به اصطلاح دست پیش می‌گیرند و برای آنکه جای حرفی نماند، از کامل بودن و بی‌عیب و نقص بودن خود دم می‌زنند و به‌طور دائم به مورد و بی‌مورد از رفتار نوجوانشان انتقاد می‌کنند و در مقام راهنمایی و نصیحت او حرف می‌زنند. این دسته از والدین، وظیفه خود می‌دانند که به صلاح فرزند، نقائص او را گوشزد کنند. متأسفانه این کار، هر چند صادقانه هم باشد، باز رابطه میان پدر و مادر و نوجوان را خراب می‌کند. کمتر کسی را پیدا می‌کنید که از ایراد و انتقاد، خوشش بیاید. برخورد نوجوان با حقیقت عریان عیوب شخصی‌اش، مهیب و ترساننده است. توجه بیش از حد، معادل زیر ذره‌بین گذاشتن اوست.

جدل بر سر عیب و ایراد و بر آن نامی گذاشتن بی‌فایده است. نوجوانی که اجباراً به قبول عیب و نقص خویش رضایت می‌‌دهد، علاقه‌‌ای به اصلاح خود پیدا نمی‌کند. وقتی عیب و نقص، ظاهر و مشخص است، وظیفه فوری ما این است که نوجوان را در برخورد با بحران موجود یاری دهیم. آنگاه در بلندمدت به اتکای تجربه و با اخلاق نیک، رفتارش را اصلاح کنیم و شخصیت تازه‌ای را در او به وجود آوریم.

هدف اصلی ما این است که او را در رسیدن به امکانات بالقوه انسانی‌اش کمک کنیم و برای رسیدن به این مقصود، برخورد متین و عاقلانه، بهتر از پرخاش و داد و فریاد، نتیجه می‌دهد.

استقلال بدهید

نوجوان، وابستگی را دوست ندارد. پدر و مادرهایی که وابستگی فرزندان نوجوان خود را می‌خواهند، خواسته و ناخواسته، اسباب رنجش آنها را فراهم می‌کنند. نوجوان استقلال می‌خواهد. هر چه احساس خودکفایی او را بیشتر تقویت کنیم، از مخالفت او با خود می‌کاهیم. پدر و مادر با تدبیر، هر روز که می‌گذرد بیشتر به فرزند نوجوانشان استقلال می‌دهند. با دلسوزی و صمیمیت به تماشای بزرگ شدن فرزند خود می‌نشینند و از دخالت بیش از حد در کارهای او خودداری می‌کنند. پدر و مادر عاقل کسی است که با محبت و احترام به فرزند خود، امکان انتخاب و اعمال سلیقه می‌‌دهد. به زبانی صحبت می‌کند که استقلال فرزندش را تقویت کند: «انتخاب به عهده توست»، «خودت در باره‌اش تصمیم ‌بگیر»، «هر کدام را که تو انتخاب کنی، من قبول دارم».

کلمه «بله»ی پدر و مادر برای کودک، راضی کننده است. اما نوجوان می‌خواهد، در شئونات زندگی و در آنچه بر زندگی‌اش اثر می‌گذارد، حرفی برای گفتن داشته باشد.

ضد و نقیض نگویید

صحبت‌های ضد و نقیض پدر و مادر، نوجوان را گیج می‌کند. مادری به پسر پانزده ساله‌اش می‌گوید: «بله، می‌توانی به میهمانی بروی، حتماً خوش خواهد گذشت. اما مرا می‌شناسی؛ وقتی بیرون هستی خوابم نمی‌برد، تا آمدنت بیدار می‌مانم.»

صحبت مادر، پسرش را در موقعیت غیرممکن قرار می‌‌دهد. به میهمانی برود یا نرود، اگر برود، نگران مادر است و در نتیجه، به او خوش نخواهد گذشت. در اصل گفته دو پهلوی مادر، پسر را گیج می‌کند. مادر می‌تواند با صراحت از به میهمانی رفتن پسرش جلوگیری کند یا اینکه به او اجازه رفتن دهد، یا انتخاب را بر عهده خودش بگذارد.

وقتی «برنادا»ی چهارده ساله برای رفتن به میهمانی اجازه گرفت، مادرش به او گفت: «باید درباره‌اش فکر کنم. فردا صبح جواب قطعی‌ام را به تو می‌دهم. ساعت ۹ از من بپرس.» مادر به درخواست دختر خود فکر کرد. درباره میهمانی مورد اشاره‌اش اطلاعاتی به دست آورد و با اطمینان خاطر اجازه داد که دخترش به میهمانی برود. به او گفت: «ظاهراً که میهمانی خوبی است، اگر بخواهی می‌توانی بروی.» بعد در انتخاب لباس هم به او کمک کرد و سرانجام برنادا، شاد و راضی روانه میهمانی شد.»

پیش‌بینی نکنید

بسیاری از والدین، از آن می‌ترسند که فرزند نوجوانشان، بالغ و عاقل نشود و دانسته و ندانسته بر سر هر بهانه، موضوع را با او در میان می‌گذارند: «تا صبح سروقت از خواب بیدار نشوی، شغلی پیدا نمی‌کنی.» «اگر کلمات را درست ننویسی، کسی استخدامت نمی‌کند، عملاً نشان می‌دهی که بی‌سواد هستی.»

اما با کمال تأسف، پدر و مادر با این پیش‌بینی‌ها به جایی نمی‌رسند. با این سیاست نمی‌توانیم نوجوان‌هایمان را برای آینده آماده کنیم. به جای پیش‌بینی‌های حساب نشده، چه بهتر که آنها را برای برخورد با مشکلات موجود، مسلح کنیم. نظر به اینکه نوجوان ما در سال‌های آینده با انواع و اقسام مشکلات روبرو می‌شود، بسیج او برای مقابله با مشکلاتی از قبیل بی‌مهری همسر، بی‌معرفتی دوست، خیانت، بدرفتاری معلم، مرگ اقوام یا دوستان و غیره کار دشواری است.

هشدار

برنامه‌ریزی برای برخورد با این قبیل مشکلات، کار بی‌مفهومی است. از صحبت‌هایی مثل: «ببین پسرم، مواظب باش، گاهی اوقات ممکن است در عشق شکست بخوری. بهتر است از همین حالا خودت را آماده‌ کنی.» و یا «تنها به یک دوست اکتفا کردن کار درستی نیست. ممکن است تنهایت بگذارد و دوست دیگری انتخاب کند. باید دوستان متعددی داشته باشی تا هرگز تنها نمانی» باید پرهیز کرد.

هر نوجوان باید در برخورد با بحران‌های زندگی، راهی از آن خود بیابد. سکوت محبت‌آمیز ما بهترین حمایتی است که از او می‌کنیم. از پند و اندرز در اینجا کاری ساخته نیست. منطق و استدلال هم خریداری ندارد. گاه گوشزدهای ملایم را به حساب توهین شخصی می‌گذارند. قاعده‌ای است که هر نوجوان در سایه محبت و احترام والدین راهش را به تنهایی پیدا می‌کند. بالغ‌های با تدبیر مطمئن و خاطرجمع، شکیبایی بیشتری می‌کنند. به توصیف یک دختر ۱۷ ساله از این نوع رفتار پدر و مادر توجه کنید:

«وقتی به گذشته فکر می‌کنم، می‌بینم با آنکه حضور داشتید، کار به خصوصی نمی‌کردید. مثل لنگرگاه که ساکت و خاموش در جایش ثابت ایستاده و آغوش همیشه بازش، انتظار مسافرین را می‌کشد.»

منبع: همشهری

مشاجره را طولانی نکنید

 تحقیقات نشان می‌دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می‌بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می‌کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد، صمیمت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می‌کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می‌شود. در زیر، به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می‌کنیم که هر دعوا و مرافعه‌ای را بدتر می‌کند:

۱ ـ اجتناب از دعوا به طور کل

به جای صحبت کردن در مورد مشکلات، در یک جو آرام و توام با احترام، برخی افراد سعی می‌کنند هیچ چیز در مورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می‌دهند. این به نظر راهی کم استرس‌تر می‌آید ـ که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید ـ اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می‌کند چون با انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر در مورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

۲ ـ حالت دفاعی گرفتن

بعضی‌ها به جای این که گله و شکایت‌های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می‌کنند هر گونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی‌ورند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت، استرس را در کوتاه زمان، کمتر می‌کند اما در طولانی مدت، موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

۳ ـ تعمیم افراطی

بعضی‌ها وقتی اتفاقی می‌افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می‌دهند. هیچوقت جملات خود را با ” تو همیشه… ” یا ” تو هیچوقت… ” مثل ” تو همیشه دیر میای خونه ” یا ” تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی ” شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله‌ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

۴ ـ حق داشتن

اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش ” درست ” و روش ” غلط ” وجود دارد، و روش شما همیشه ” درست ” است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش ” درست ” یا ” غلط ” محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

۵ ـ روانکاوی

بعضی‌ها به جای این که در مورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می‌کنند که می‌دانند که طرفشان به چه چیز فکر می‌کند یا در مورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می‌آیند، پیش خودشان فکر می‌کنند که برای او اهمیت ندارند، این کار دشمنی و سوء تفاهم بین دو طرف ایجاد می‌کند.

۶ ـ گوش ندادن

بعضی افراد، به جای این که خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می‌کنند، چشمانشان را این طرف و آن طرف می‌گردانند یا به آنچه خودشان می‌خواهند در جواب بگویند فکر می‌کنند. این کار باعث می‌شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرف‌های همدیگر را دست کم نگیرید.

۷ ـ تقصیر را گردن دیگری انداختن

بعضی افراد، با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او، برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می‌کنند. هیچوقت ضعف‌های خود را قبول نمی‌کنند و به هر قیمتی که شده در برابر آن ایستادگی می‌کنند چون فکر می‌کنند باقبول ضعف‌هایشان از اعتبارشان کم می‌شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

۸ ـ سعی در برنده شدن در دعوا

هدف از بحث بین دو نفر، باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده‌اید.

۹ ـ حمله‌های شخصیتی

گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی از طرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد می‌کنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را این طرف و آن طرف خانه می‌اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و بر چسب تنبل بودن و بی‌ملاحظه بودن را به او می‌چسباند. این روش در هر دو طرف، درک و احساس نادرست ایجاد می‌کند. یادتان باشد که در هر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

۱۰ ـ توپ را به زمین مقابل شوت کردن

وقتی یک طرف می‌خواهد در مورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می‌گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می‌رود. این نوعی بی‌احترامی به فرد مقابل است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می‌شود. این کار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه موجب جریحه‌دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می‌شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرف‌های طرف مقابل خود گوش کنید.

منبع: مجله خانواده شاد؛ شماره ۳۹