آزار جنسی

نوشته‌ها

از کودکی‌ام، بزرگی‌ام را بشناس!

تجربه‌هایی که در کودکی داشته ایم، بر رفتارهای ما در بزرگسالی تاثیر می‌گذارند و ناخواسته و ناخودآگاه، با همسرمان رفتاری مشابه والدین خود داریم. درک این حقیقت، نخستین گام برای بازسازی یک ارتباط مخدوش شده است…

فرزندان ما هم از ما می‌آموزند و رفتارهایمان بر نسل آینده هم تاثیر خواهد گذاشت.

ما در کودکی و نوجوانی از عوامل مختلفی تاثیر می‌گیریم؛ دوستان و همسالان، معلم‌ها، خویشاوندان، فرهنگ اطرافیان و بالاخره از همه مهم تر والدینمان. روانشناسان می‌گویند بخش مهمی از یادگیری ما در ۶ سال اول عمرمان و زمانی که با والدین در خانه تنها هستیم، اتفاق می‌افتد. والدین نه فقط با رفتاری که با کودکشان دارند، بلکه از طریق روابطشان با یکدیگر تاثیر عمیقی بر رفتارهای فرزندشان در آینده می‌گذارند. هر چقدر میزان رضایت والدین از ازدواجشان بیشتر باشد، فرزند آنها نیز به احتمال بیشتری در زندگی زناشویی آینده اش احساس رضایت خواهدکرد. اگر والدین به یکدیگر عشق بورزند و برای هم احترام قائل باشند، فرزند آنها نیز در بزرگسالی چنین رفتاری با همسر خود خواهدداشت.

البته این به آن معنا نیست که همه کودکانی که در خانواده‌های از هم گسیخته و پرآشوب بزرگ شده‌اند، حتما در روابط آینده‌شان شکست خواهندخورد. گاهی فردی غیر از والدین محبت و حمایت مورد نیاز کودک را نثار او و نقش الگوی مثبت را در زندگی او ایفا می‌کند؛ شخصی مثل خاله، عمه، دایی یا معلم. با وجود این همه روان درمانگران بر این باورند که چنین افرادی باید بسیار بیشتر از دیگران برای شناخت مشکل‌های خود و حل کردن ضعف‌های شان در آینده تلاش کنند.

● شکل‌گیری روابط در بزرگسالی

رویدادهایی که در کودکی در خانواده شاهدش بوده‌ایم، از راه‌های متعددی بر روابط ما در بزرگسالی تاثیر می‌گذارند. گاهی کاملا مشخص است که کدام تجربه دوران کودکی فرد باعث بروز رفتاری در بزرگسالی او شده است؛ مثلا کودکی که در سن پایین مورد آزار جنسی قرارمی گیرد، ممکن است در آینده نتواند رفتارهای جنسی سالمی داشته باشد. چنین فردی حتی اگر ازدواج کند، معمولا از برقراری روابط جسمی نزدیک با همسرش واهمه دارد زیرا در ذهن او با این روابط، خطر تداعی می‌شود.

گاهی هم حدس زدن این که کدام تجربه دوران کودکی باعث بروز یک رفتار در بزرگسالی یک فرد شده، دشوار است. مثلا بعضی افراد ناخودآگاه تمایل دارند شخصی شبیه به والدین خودشان برای ازدواج انتخاب کنند تا بتوانند در آینده صفاتی که در پدر یا مادرشان مشاهده نمی‌کردند، در طرف مقابل خود پرورش دهند. این نحوه انتخاب، زمینه را برای شکست ازدواج فراهم می‌کند زیرا تغییر و خلق صفات جدید در افراد، بسیار دشوار است.

یکی از تاثیرات دوران کودکی بر بزرگسالی، تقلید ناخودآگاه از والدین است؛ مثلا دختری که دایم در خانه شاهد مراقبت مادر از پدر خود است، فکر می‌کند «زن باید از مرد مراقبت کند.» و در آینده نیز همین روش را خواهد داشت. او از نیازهای خود و خواسته‌های شخصی اش چشم می‌پوشد تا بتواند «مراقب» خوبی برای شوهرش باشد؛ همان رفتاری که در کودکی از مادرش مشاهده کرده است.

یک سناریوی شایع دیگر این است که کودکانی که والدینشان مدام دعوا می‌کنند، با احساس گناه و تقصیر رشد می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود در آینده و پس از ازدواج، بیش از حد مسوولیت قبول کنند. آنها سعی می‌کنند همه چیز را مرتب و منظم نگه دارند. آنها وقتی همسرشان از دردسر یا مشکلی شکایت دارد، به جای آرامش دادن به او و گوش کردن به حرف‌هایش، سعی می‌کنند مشکل را حل کنند. این رفتار اگرچه با حسن نیت انجام می‌شود، ولی معمولا طرف مقابل را به ستوه می‌آورد چون هر انسانی بیشتر از آن که به حل مشکلش فکر کند، به همدردی و گوش شنوا نیاز دارد.

بعضی آدم‌ها از همان کودکی تصمیم می‌گیرند شبیه والدین خودشان نباشند. آنها عمیقا مایلند مصداق ضرب المثل «آموختن ادب از بی‌ادبان» باشند و رفتار غلط پدر یا مادرشان را تکرار نکنند اما این تصمیم هم در آینده مشکل‌های خاص خودش را دارد.

با وجود آن که بیشتر تاثیرپذیری دوران کودکی و انعکاس آنها رفتارهای بزرگسالی‌مان، ناخواسته و ناخودآگاه است اما می‌توانیم با روش‌های مختلف آنها را اصلاح کنیم و یکی از این روش‌ها مشاوره است.

● به فرزندان و نوه‌هایتان کمک کنید

تولستوی می‌گوید: «همه خانواده‌های خوشبخت به هم شبیه هستند ولی هر خانواده بدبخت، بدبختی خاص خودش را دارد.» خانواده‌های مشکل دار، ممکن است از راه‌های بیشماری به آینده فرزندانشان آسیب بزنند. از آنجا که فرزندان هم به نوبه خود رفتارها را به فرزندان خودشان انتقال می‌دهند، اصلاح رفتار شما با همسرتان می‌تواند نه تنها آینده فرزندان، بلکه حتی آینده نوه‌هایتان را هم بهتر کند. برای رسیدن به این هدف، این نکته‌ها را همیشه به یاد داشته باشید:

▪ رابطه‌تان را اصلاح کنید: تحقیقات بسیاری نشان می‌دهند مهمترین عامل اثرگذار بر قضاوت کودکان درباره ازدواج و سلامت جنسی در آینده، رابطه والدین با یکدیگر است. هر چه تنش و دعوا میان پدر و مادر کمتر باشد، سلامت روانی آینده کودکان بیشتر تضمین خواهدشد. گاهی والدینی که مشکل‌های زیادی با یکدیگر دارند، «فقط به خاطر بچه ها» به زندگی با هم ادامه می‌دهند. با وجود آنکه طلاق، از نظر روانی آسیب بزرگی به کودکان می‌زند، اما بسیاری از روان شناسان بر این باورند که ادامه زندگی در شرایط پر از تنش و اضطراب دایمی ممکن است آسیب جدی‌تری برای کودکان به دنبال داشته باشد.

▪ با هم حرف بزنید: صحبت در مورد مسایل و تلاش برای حل مشکل‌ها با گفت وگو، یکی از مهمترین مهارت‌هایی است که هر زوجی باید بیاموزند. به جای دعوا کردن با یکدیگر و نیش و کنایه زدن، بهترین راه این است که با همسرتان صحبت کنید. با این کار بچه‌ها یاد می‌گیرند ابراز مخالفت و نارضایتی تا زمانی که شکل آزاردهنده به خود نگیرد، ایرادی ندارد و برعکس به حل مشکل‌ها در ازدواج کمک می‌کند.

▪ احساساتتان را صادقانه بیان کنید: همانقدر که بیان احساسات مثبت اهمیت دارد، ابراز ناامیدی و ضعف‌های فردی نیز مهم است. وقتی کودکی می‌بیند که والدینش به مشکل‌ها اعتراف می‌کنند، راحت تر می‌تواند احساسات خودش را بیان کند و از مشکل هایش حرف بزند. اگر والدینی که برای حل مشکلشان نزد مشاور می‌روند، این موضوع را به بچه‌ها بگویند، آنها باور می‌کنند که «مشکل داشتن» فاجعه نیست و می‌فهمند که گاهی انسان نمی‌تواند به تنهایی از پس مشکل‌ها بر بیاید و باید از کسی کمک بخواهد. بچه‌ها یاد می‌گیرند که اعتراف به ضعف و درخواست کمک چیز عجیب و غریبی نیست و کسی که کمک می‌خواهد، نباید احساس شرم کند.

▪ محبتتان را نشان دهید: کودکان برای احساس آرامش و امنیت فقط نیازمند محبت شما به خودشان نیستند، آنها نیاز دارند ببینند والدینشان هم به هم محبت می‌کنند. اگر محبتتان را به همسرتان به صورت آشکار ابراز کنید، فرزندانتان هم یاد می‌گیرند در آینده با همسرشان با محبت رفتارکنند. از اینکه در حضور کودکان دست همسرتان را بگیرید، نوازشش کنید یا با او شوخی کنید و بخندید، خجالت نکشید. از همسرتان تعریف و او را تحسین کنید. دیدن این روابط مثبت به فرزندتان کمک می‌کند در آینده آسانتر بتواند همین روابط را با همسرش داشته باشد. اگر شما هم به کمک نیاز دارید، هرگز برای درخواست آن دیر نیست!

منبع: سلامت

به فرزندتان فحش ندهید!

ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌چرخد. مربی مهد کودکی به زور به کودک غذا می‌دهد، موهایش را می‌کشد و او را هل می‌دهد؛ فردای آن روز پای تک‌تک خانواده‌ها به مهد فرزندشان در گوشه و کنار کشور باز می‌شود. عده‌ای تصمیم می‌گیرند مسئولیت نگهداری از کودک‌شان را در خانه برعهده بگیرند و عده‌ای به فکر ثبت نام فرزندشان در مهدکودک دیگر می‌افتند.

اگر شما هم در گروه والدینی هستید که به‌خاطر ترس از آزار دیدن فرزندتان به پاک کردن صورت‌مسئله و دور کردنش از اجتماع فکر می‌کنید، این پرونده را بخوانید. حتی شمایی که عاشقانه فرزندتان را دوست دارید، گاهی ناخواسته به یک کودک‌آزار تبدیل می‌شوید و حتی شمایی که برای رشد فرزندتان به آب و آتش می‌زنید، گاهی با بی‌خبری دست او را در دست یک کودک‌آزار می‌گذارید.

شاید شما هم مقصر باشید!

گاهی کودک توسط نزدیک‌ترین کسانش مورد آزار قرار می‌گیرد؛ حتی توسط مادر. چنین مادرانی نمی‌دانند که رفتارشان با کودک، چه لطمه بزرگی به وی می‌زند و او را دچار چه مشکلاتی می‌کند.

رفتارهایی از این دست، بسیار شایع و به عبارتی اپیدمی هستند، به همین سبب قبح‌شان را از دست می‌دهند. مادری که عصبانی می‌شود و بچه را در خیابان به شدت تکان می‌دهد یا سیلی می‌زند، بی‌آن که به عواقب کارش فکر کند، به یک کودک‌آزار تبدیل می‌شود.

تنبیه‌ها و فشارهای روانی و جسمی در خانواده‌هایی که می‌خواهند به هر قیمتی فرزندان منضبطی بار بیاورند، نمونه دیگری از رفتارهایی است که به اسم تربیت با کودک و نوجوان اعمال می‌شود اما در واقع کودک‌آزاری به‌شمار می‌آید. اولین گام برای اصلاح رفتارهای غلط در زمینه کودک‌آزاری، آشنایی با انواع کودک‌آزاری و مصادیق آن است. پس در ادامه مطلب با رفتارهایی که در همه جای جهان کودک‌آزاری به‌شمار می‌آید، آشنا شوید.

به کودک‌تان بی‌توجهید؟

بی‌توجهی شاید شایع‌ترین نوع کودک‌آزاری باشد. والدینی که کودک‌شان را نادیده می‌گیرند، از متهمان اصلی آزار کودکان هستند. آزاری که اغلب دیده نمی‌شود و کسی به‌خاطرش مجازات نمی‌شود. به موارد زیر توجه کنید:

– مادری که به‌خاطر به هم خوردن تناسب اندامش، به نوزاد شیر نمی‌دهد و به او شیر خشک می‌خوراند، او را در معرض ابتلا به بیماری‌های جسمی و روحی قرار می‌دهد.

– پدر و مادری که برای بچه‌شان به اندازه کافی وقت نمی‌گذارند یا فرزندشان به جای غذای خانگی و سالم، دائم فست‌فود می‌خورد و در نتیجه دچار چاقی و انواع بیماری‌هایی می‌شود که ناشی از چاقی هستند.

– پدر و مادری که در کوچه و خیابان برای شوخی یا تنبیه، خود را از دید کودک خارج می‌کنند تا خیال کند گم شده و به این وسیله تنبیه شود یا خودشان تفریح کنند!

– پدر و مادری که به نظافت و بهداشت کودک بی‌توجه هستند. بچه لباس کثیف می‌پوشد و دیر به‌ دیر حمام می‌کند. زیر ناخن‌های بلندش همیشه کثیف است و تذکری بابت شست‌وشو نمی‌گیرد.

– پدر و مادری که نسبت به آموزش و تربیت بچه، بی‌تفاوت هستند و در نتیجه انسان بی‌اطلاع و بی‌تربیتی را به دست جامعه و طبیعت می‌سپارند.

– پدر و مادری که به هر دلیلی به بچه محبت نمی‌کنند. برایش وقت نمی‌گذارند. با او حرف نمی‌زنند. وقتی بچه حرف می‌زند، گوش نمی‌کنند و با شخص دیگری صحبت می‌کنند.

-موارد بی‌شماری در این باره وجود دارد و این مثال‌ها تنها مشتی از خروار هستند.

روانش خط‌خطی شده؟

آزار روانی را آزار خاموش می‌نامند. مصادیق آزار روانی از نظر شیوع و عادی شمرده شدن شباهت فراوانی به بی‌توجهی دارد. اما خلاف روشن بودن و عادی بودن، این رفتارهای غلط صدمات روانی جبران‌ناپذیری به کودک وارد می‌کنند و حتی در آزار روانی، اثرات سوء بدرفتاری با کودک بیشتر و مخرب‌تر است. می‌توانید در ادامه با نمونه‌هایی از آزار روانی آشنا شوید:

– تحقیر کردن، فحش دادن، مقایسه کردن و کسی را به رخ کشیدن، تمسخر، مقابل دیگران از بدی‌های کودک حرف زدن و … همگی حس حقارت را به کودک القا می‌کنند.

– حبس کردن کودک در اتاق برای تنبیه و در را به رویش قفل کردن.

– محدود کردن بیش از حد کودک یا نوجوان؛ بعضی والدین حتی تا سنین نوجوانی کودک را از حقوق طبیعی‌اش محروم می‌کنند. مثلا به او اجازه نمی‌دهند با هم سالانش بازی کند. نمی‌گذارند با هم‌کلاسی‌هایش رفت‌وآمد داشته باشد یا صحبت کند.

– مادری که به دلیل اختلاف با شوهرش، کودک را به حال خود می‌گذارد و خانه را به حالت قهر ترک می‌کند. حس ناامنی کودک حتی در بزرگسالی هم او را رها نخواهد کرد و این آسیب کمی نیست.

بدنش کبود شده؟

تقریبا می‌شود گفت همه جای دنیا افراد بالغی که کودکان و نوجوانان را کتک می‌زنند، پیدا می‌شوند، اما این امر بیشتر در جوامع سنتی رواج دارد. مضاف بر این که برخی کتک زدن را نوعی روش تربیتی و ابزاری برای بزرگ کردن صحیح بچه می‌پندارند. مصادیق آزار جسمانی کودک به‌ خاطر آسیبی که به جسم وارد می‌شود، کاملا آشکار است چون اغلب با کبودی نواحی مختلف بدن، شکستگی استخوان‌ها، خراش‌ها و زخم‌های مختلف همراه است. حتی تکان دادن بچه و هر رفتار خشونت‌آمیز دیگری هم می‌تواند آزار جسمی کودک به حساب بیاید.

این آسیب، جبران‌ناپذیر است

هر چند انواع دیگر کودک‌آزاری در جوامع سنتی مورد توجه و پیگیری قرار نمی‌گیرد و سهل انگاشته می‌شود، ولی آزار جنسی حتی در این جوامع هم بسیار حساسیت‌برانگیز است. کودک به طور کاملا طبیعی در سنین کودکی ممکن است نسبت به اعضای بدن کودک دیگری کنجکاوی داشته باشد و این کنجکاوی را با سؤال کردن، نگاه کردن و دست زدن به او نشان دهد.

در این صورت هرگز آزار جنسی صورت نگرفته است. آزار جنسی زمانی اتفاق می‌افتد که یک فرد بالغ با کودک رفتارهای جنسی انجام می‌دهد. بوسیدن، لمس کردن و انجام عمل جنسی با کودک به طور قطع و یقین کودک‌آزاری است. کودک به اقتضای سنش، درکی از عمل جنسی ندارد و به همین دلیل اساسا نمی‌تواند گرایشی به رابطه جنسی داشته باشد. یک فرد بالغ نسبت به آنچه انجام می‌دهد آگاه است ولی کودکی که مورد آزار جنسی قرار می‌گیرد هیچ درکی از کاری که با او می‌کنند ندارد بنابراین تنها مقصر کودک‌آزاری، فرد بالغ است و بس.

فاجعه از کجا می‌آید؟

نمی‌توانید فرزندتان را در خانه حبس کرده و با این راه امنیتش را تضمین کنید. کودک شما در همین دنیایی زندگی می‌کند که هزاران نفر از همسالانش قربانی کودک‌آزاری می‌شوند و پیش از امتحان کردن هر راهی برای پیشگیری باید بدانید در چه دنیایی زندگی می‌کنید.

چرا کودک‌آزاری اتفاق می‌افتد؟

هر نوع سوء‌رفتاری که موجب لطمه دیدن تن و روح کودک شود، کودک‌آزاری به‌شمار می‌آید و متاسفانه در همه جای دنیا این پدیده به شکل اپیدمی وجود دارد.

نتیجه مطالعاتی که در کشورهای پیشرفته صورت گرفته نشان می‌دهد اغلب مجرمان جنسی، خودشان قربانی کودک‌آزاری بوده‌اند و در کودکی مورد آزار جسمی و جنسی قرار گرفته‌اند. آنها با مشکلات متعدد هیجانی، رفتاری و ارتباطی دست به گریبان هستند و هیچ یک از مشکلات‌شان حل نشده است. فقر الزاما عامل کودک‌آزاری نیست. با این وجود، درصد بالایی از کودک‌آزارها به خانواده‌های بسیار فقیری تعلق داشته‌اند. بیکاری هم از دیگر عوامل بروز کودک‌آزاری شناسایی شده است. مخصوصا اگر فقر و بیکاری توام شوند، زمینه را بیش از پیش برای کودک‌آزاری فراهم می‌کنند.

در دنیا چه می‌گذرد؟

در کشورهایی که آمار دقیقی از آزار کودکان ارائه می‌شود، متوجه شده‌اند میزان کلی این آزارها کاهش پیدا کرده اما میزان مرگ‌و‌‌میر کودکان در اثر کودک‌آزاری بالا رفته است.

امروزه در بعضی کشورهای اروپایی و آمریکایی مثل آلمان، سوئد، اسپانیا، فرانسه و ایالا‌ت‌متحده مجازات بسیار سختی در انتظار کودک‌آزار است. به‌عنوان مثال در آلمان و سوئد اگر سن کودک‌آزار بالای ۲۵ سال باشد، طبق قانون و با تایید کمیسیون پزشکی فرد مجرم به وسیله دارو عقیم می‌شود.

زندگی چطور می‌گذرد؟

آسیب‌دیدگی در دوران کودکی اگر به‌ موقع بهبود پیدا نکند، در کودکی و بزرگسالی مشکلات بزرگی را به‌وجود خواهد آورد. نیمی از بستری‌های روانپزشکی در کودکی آزار دیده‌اند. افرادی که در دوران نوزادی مراقبت خوبی ازشان به عمل نیامده است، در بزرگسالی دچار ناراحتی‌های بسیار می‌شوند.

نوزادی که آزار دیده، دیرتر زبان باز می‌کند، در بزرگسالی نمی‌تواند ادرار و مدفوعش را کنترل کند، در مدرسه نمی‌تواند با همسالانش ارتباط خوبی برقرار کند، سطح نمرات این کودکان معمولا پایین است،در حوزه‌های رفتاری و اجتماعی مشکل داشته و زندگی اجتماعی نابسامانی دارند. اینها حتی در ازدواج، رفتارهای خشونت‌باری از خود نشان می‌دهند. همچنین ریسک ابتلا به بیماری‌های روانپزشکی مثل افسردگی، اضطراب، اختلالات رفتاری و… تا حد زیادی در قربانیان کودک‌آزاری بالا می‌رود. باتوجه به این آسیب‌ها لزوم درمان آسیب‌دیدگی به‌ موقع در کودکی روشن می‌شود.

چطور درمانش کنیم؟

اگر متوجه شدید کودک مورد آزار قرار گرفته، خودتان دست به کاری نزنید. مشکلات روانی بعد از این اتفاق آن قدر پیچیده است که به تنهایی نمی‌توانید وضعیت را به حال عادی برگردانید. معمولا در چنین مواردی خانواده آنقدر درگیر شکایت از کودک‌آزار و طی مراحل قانونی می‌شود که کودک در این میانه فراموش می‌شود. غفلت در درمان زودهنگام کودک، می‌تواند آینده‌اش را تباه کند؛ چون تاثیرات کودک‌آزاری بسیار مخرب است و اگر درمان نشود،مشکلات بیشتری را به دنبال می‌آورد. ضمن این که شما هر قدر هم دلسوز و مهربان باشید علم پزشک را ندارید و شاید راهکاری که به نظر شما سودمند می‌رسد، از نظر علمی غلط باشد بنابراین درمان را تا زمان بهبود کامل کودک (به تشخیص پزشک) ادامه بدهید.

از کجا بفهمیم آزار دیده است؟

-برای والدینی که به کودک اهمیت می‌دهند، تشخیص ناراحتی کودک کار سختی نیست. کافی است از کنار تغییرات رفتاری به سادگی عبور نکنند.

– کودکی که مهد یا مدرسه می‌رود، ولی یک مرتبه بدون دلیل دیگر نمی‌خواهد به مدرسه برود و مدام بهانه می‌آورد تا در خانه بماند.

– کودکی که از یک فرد خاصی می‌ترسد و با دیدنش پنهان می‌شود یا گریه سر می‌دهد؛ ممکن است این فرد مربی مهد یا معلمش باشد، یا یکی از افراد فامیل.

– کودکی که از کابوس‌های شبانه و مکرر خلاص نمی‌شود.

– کودکی که حالتی شبیه به حالت مسخ به او دست داده است. تمام روز را یک گوشه کز می‌کند و حتی اگر پیشنهادهای جالب به او بدهید، به هیجان نمی‌آید.

– کودکی که نظم خوابش به هم خورده یا ممکن است با هر صدای کوچکی از جا بپرد، بترسد یا گریه کند.

– کودکی که آزار را در بازی‌هایش شرح می‌دهد. اگر در بازی‌های کودک مورد مشکوکی دیدید، آن را صرف بازی یا اشتباه کودک تلقی نکنید.

– کودکی که مورد آزار جنسی قرار گرفته، عروسک‌هایش را لخت می‌کند و به بدن آنها دست می‌زند. در صورت مشاهده هر رفتار این چنینی که در قالب کودکی نمی‌گنجد، مسئله را جدی بگیرید.

– بعضی نشانه‌ها ظاهری هستند و راحت‌تر کشف می‌شوند؛ مثلا درد در ناحیه پشت، کبودی، اثر سوختگی، التهاب پوست، یبوست بدون منشا تغذیه‌ای و بی‌اختیاری ادرار و…

– بچه‌هایی که دچار سوزش، خارش، عفونت و ترشح در ناحیه تناسلی می‌شوند را حتما برای مداوا پیش پزشک ببرید.

از کودک چطور سؤال کنیم؟

اگر نشانه‌ای دیدید، آرامش خود را حفظ کنید. نحوه برخورد شما می‌تواند یک بار برای همیشه او را به سکوت یا اطمینان وادارد. خیلی وقت‌ها کودک از نحوه برخورد والدین آسیب می‌بیند. وقتی مادر آشفته و ناراحت است. کودک با خودش فکر می‌کند که مقصر این ناراحتی‌ها اوست و علاوه بر حس گناه دیگر درباره خودش با مادر حرف نمی‌زند.

– سؤال کنید، ولی لحن‌تان حین سؤال کردن خوب و آرام باشد.

– هیچ‌وقت از بچه‌ها سؤالات مستقیم نکنید. کودک در مواجهه با سؤالات مستقیم و بی‌پرده راه انکار را پیش می‌گیرد. هرچه سن کودک کمتر باشد، باید سؤالات غیرمستقیم‌تر طرح شوند.

– کودکانی که مورد آزار قرار می‌گیرند تهدید می‌شوند که اگر با کسی درباره این موضوع صحبت کنند، بلایی سرشان خواهد آمد. کودک‌آزار برای محکم‌کاری کودک را به مرگ پدر و مادرش تهدید می‌کند. به شکل غیرمستقیم به کودک این اطمینان را بدهید که تحت هر شرایطی از او حمایت می‌کنید.

چطور بچه‌ها را آگاه کنیم؟

آگاهی دادن به کودک هم راهکار پیشگیرانه‌ای است که خانواده‌ها نباید از آن غفلت کنند. بعضی معتقدند اگر با بچه درباره این موضوع صحبت شود، چشم و گوشش باز می‌شود. این افکار غلط را دور بریزید. نادیده انگاشتن کودک‌آزاری راه‌حل مقابله با آن نیست. روش‌هایی هست که والدین هوشیار با استفاده از آنها کنترل امور کودک را- حتی در زمان غیاب‌شان- در دست می‌گیرند.

– در سال‌های اول دبستان می‌توانید با کودک در محیطی دوستانه صحبت کنید. سعی کنید طوری فضاسازی کنید که کودک متوجه نشود با مسئله غیرعادی‌ای مواجه است. حین بازی یا گردش و در موقعیت مناسب با او در مورد اعضای بدن انسان صحبت کنید. هرچه صحبت‌های‌تان شیرین‌تر و جذاب‌تر باشد، تاثیر آموزش شما روی کودک‌تان بیشتر خواهد شد.

– به کودک بگویید یک سری از قسمت‌های بدن هستند که جزء مامان، بابا و دکتر فرد دیگری حق ندارد آنها را ببیند. حتی اگر کسی خواست آن قسمت‌ها را نشانش دهید، این کار را انجام ندهید.

– به کودک بگویید اگر کسی خواست به قسمت‌های خاص بدنش دست بزند، بزرگ‌تر‌ها را با خبر کند.

– مرزهای کودک را نشانش بدهید. به او بگویید چه کسانی تا چه حدی می‌توانند در آغوشش بگیرند، ببوسندش و لمسش کنند.

– در این کار افراط نکنید. کودک اگر متوجه حساسیت بیش از حد شما شود، خودش هم حساس می‌شود و این مسئله برایش خوب نیست.

چطور پیشگیری کنیم؟

– خودتان کودک‌آزار نباشید! هیچ یک از چهار نوع آزار را بر کودک روا ندارید.

– اگر بناست کودک‌تان را به مهد بفرستید، حتما در انتخاب مهدکودک دقت کنید. درباره نوع آموزش، مربیانی که آنجا کار می‌کنند و بهداشت محیط حسابی تحقیق کنید.

– گاهی سر زده و بدون اطلاع قبلی به مدرسه و مهدکودک بروید و ببینید رفتار پرسنل با کودکان چگونه است. به مدارس و مهدکودک‌هایی که به دوربین مداربسته مجهز هستند بیشتر می‌شود اطمینان کرد.

– این حساسیت را در مورد تمام کسانی که قرار است با کودک در ارتباط باشند، داشته باشید، حتی راننده سرویس را از قلم نیندازید. اغلب کودکان توسط کسانی آزار می‌بینند که خانواده به آنها بیشترین اعتماد را دارد.

– از کودک‌تان بخواهید هر روز برای‌تان تعریف کند که چه کارهایی انجام داده است. البته مبالغه نکنید. اما فضای اعتماد را به وجود بیاورید و به کودک‌تان القا کنید که همیشه، بدون قضاوت در موردش، می‌توانید محرم اسرار او باشید.

منبع: مجله سیب سبز

جنسی که آزارت می‌دهد!

راه کاری برای امنیت در محیط کار

امروزه محیط کار، مثل خانه فرد محسوب می‌شود. در واقع فرد روزی ۷ تا ۸ ساعت را در محل کار سپری می‌کند. این محل گاهی آزاردهنده شده و فرد در آن، احساس ناامنی می‌کند و به دلیل آزارهای جنسی بعد از مدت کوتاهی، این روند به سوهان روح تبدیل می‌شود.

وقتی پای آزار جنسی به فضای کار زن باز می‌شود، دو راه بیشتر پیش پای او باقی نمی‌ماند: یا می‌رود و یا می‌ماند. اگر به کار نیاز داشته باشد، یا می‌سوزد و یا می‌سازد. برای پیشگیری از این وضعیت چه می‌توان کرد؟
اگر اهل مطالعه حوادث روزنامه‌ها و فضاهای مجازی باشید، گهگاه به خبرهایی درباره پیامدهای مزاحمت در محیط کار برخورده‌اید. متأسفانه این مزاحمت‌ها اغلب مسکوت می‌مانند و زمانی خبرساز می‌شود که پای رفتارهای مخاطره‌آمیز و جنایت در میان باشد.

رفتارهایی به نام آزار جنسی

آزار جنسی لزوماً به معنای تعرض جنسی فیزیکی نیست، بلکه به هر نوع رفتاری از جانب مرد که بار جنسی داشته باشد و زن راضی به دریافت آن نباشد، گفته می‌شود. برای مثال نگاه‌های چشم‌چرانانه، به کار بردن کلماتی که به شریک جنسی گفته می‌شوند، تمایل برای دوست شدن و تقاضای صریح رابطه جنسی از نمونه‌های شایع این مسئله است. لازم است، فضای کاری که انتخاب می‌کنید، زنان و مردان حضور داشته باشند، مردانه نباشد و در یک فضای عمومی و پر رفت و آمد فعالیت کنید.

نتایج آزار جنسی زنان

زنانی که با این مسئله مواجه می‌شوند، به مشکلاتی مانند بدبینی، اضطراب، افسردگی، خشم، احساس بی‌ارزشی، کاهش اعتماد به نفس، ترس از ورود به عرصه‌های جدید، مشکلات خواب و بیماری‌های جسمانی دچار می‌شوند. علاوه بر این‌ها بازده کار کاهش می‌یابد. چه بسا بعد از مدتی، بیکار شدن به دلیل این مسئله، مشکلات زندگی بیشتر می‌شود.

چگونه می‌توان از وقوع آزار جنسی خود در محیط کار پیشگیری کرد؟

بدون تحقیق وارد کاری نشوید

امروزه کار پیدا کردن قصه طول و درازی دارد، به همین خاطر وقتی به فرصت شغلی بر می‌خوریم، فقط به یک چیز فکر می‌کنید: به دست آوردن شغل. همین موضوع باعث می‌شود بدون پرس و جوی کافی درباره فضای کار، همکاران و … وارد آن شوید. در این میان فقط خدا کند که از هول حلیم به دیگ نیفتاده باشید. اگر این طور باشد، عواقب آن مدت‌ها آزارتان می‌دهد. یکی از مواردی که در تحقیقات خیلی به دردتان می‌خورد، آگاهی پیدا کردن از وجود یا عدم وجود بخش‌های نظارتی بر محل است. شاید محیط‌هایی که به این بخش‌ها مجهز نیست، پتانسیل بیشتری برای آزار دیدن زنان شاغل دارند.

وقتی برای رفتار و گفتار خود در محل کارتان قوانینی را تعیین می‌کنید و به آنها پای‌بند می‌مانید، به زبان بی‌زبانی به اطرافیان می‌گویید که اجازه هر رفتاری را به آنها نمی‌دهید.

چه فضای کاری انتخاب کنیم؟

در اینجا باز هم مسئله انتخاب مطرح است. در محیط‌های کاری که کاملاً مردانه است، احتمال آزار دیدن زنان به خصوص زنان جوان بیشتر است. لازم است، فضای کاری که انتخاب می‌کنید، زنان و مردان حضور داشته باشند، مردانه نباشد و در یک فضای عمومی و پر رفت و آمد فعالیت کنید.

دیوار محافظ

اگر از آن دسته از زنانی باشید که چاره‌ای به جز کار کردن در محیط‌های خلوت آن هم برای ساعات طولانی را ندارند، می‌توانید با تعیین حریم خصوصی تا حد زیادی جلوی احتمال آزار جنسی خود را بگیرید. وقتی برای رفتار و گفتار خود در محل کارتان قوانینی را تعیین می‌کنید و به آنها پای‌بند می‌مانید، به زبان بی‌زبانی به اطرافیان می‌گویید که اجازه هر رفتاری را به آنها نمی‌دهید. هر قدر این دیوار مستحکمتر باشد، مزاحمان بیشتری قید عبور از آن را خواهند زد و در نتیجه امنیت و آرامش بیشتر خواهد شد.
مطلب دیگر، رعایت این مهم به خصوص در ارتباط با مردانی است که رئیس ما هستند و یا به نوعی رتبه شغلی‌شان از ما بالاتر است. رعایت سلسله مراتب به جای خود، اما این که اگر اجازه هر رفتار، گفتار و یا نگاهی را به این افراد بدهید، زمینه‌ای برای از بین بردن آرامش خواهد بود. چه بسا که این مسئله خود عرصه‌ای برای اعمال فشار در جهت پذیرش خواسته‌ها است.

آسیب‌پذیر نباشید

مهارت‌های شغلی‌تان را افزایش دهید. تحقیقات نشان می‌دهد، زنانی که در رتبه‌های پایین‌تر شغلی کار می‌کنند، بیش از زنانی که مشاغل بالاتری دارند، مورد آزار روسا و همکاران قرار می‌گیرند. به بیان دیگر، افزایش مهارت‌های روانی، ارتباطی و اجتماعی به کاهش احتمال آزار کمک می‌کند. وقتی یاد می‌گیرید منفعل نباشید، خوب و موثر رفتار کنید و درست ارتباط برقرار کنید، می‌توانیم با آرامش بیشتر و به مدت طولانی‌تر در کارتان باقی بمانید.

عفاف و حجاب

کار کردن در بیرون از خانه، آداب خاص خود را دارد. پوشیدن لباس‌های مناسب، خودداری از آرایش‌های غلیظ و رفتارهای عشوه‌گرانه در محل کار، نقش مهمی در پیشگیری از مورد آزار واقع شدن دارد.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ راحله فلاح

چرا والدین فرزندانشان را تنبیه مى کنند

 على رغم آموزه‌های دینى ما و با وجود آموزش‌هایى که در جامعه داده مى شود، هنوز هم کم نیستند پدر و مادرهایى که تنبیه را به زعم خود بهترین راه آدم کردن فرزندانشان مى دانند و آموزش درس زندگى به کودکان خود را از طریق کتک زدن یا توهین کردن جایز مى دانند.

شاید تصور کنید در حال حاضر گرایش والدین به تنبیه بدنى، کمتر باشد اما واقعیت این است که فرهنگ نادرست تنبیه، به دلیل عدم شناخت از راه‌های تربیتى معقول، هنوز هم یک راه کار مهم براى والدین محسوب مى شود.

فضاى خشونت‌آمیز در خانواده، انتظارهاى غیر واقعى و نابجا از کودکان بدون توجه به توانایى‌های آنها، برآورده نشدن آرزوهاى دوران کودکى والدین و انتظار تجلى آنها در فرزندان، به سرپرستى و طلاق، ازدواج‌های مجدد، بیکارى، فقر معیشتى و کیفیت نامطلوب زندگى، بیمارى‌های روانى و عدم تعادل شخصیتى، بروز رفتارهاى شدید عصبى نظیر جنون آنى در والدین و تجربه مورد آزار قرار گرفتن خود والدین در دوران کودکى، از دلایل عمده آزار کودکان از سوى والدین است.

به گفته کارشناسان، در کشور ما بیش از ۸۰ درصد کودک‌آزارى ها در درون خانواده بر روى کودکان ۴ تا ۱۴ سال اتفاق مى افتد که این آزارها به صورت جسمى، جنسى و روانى از سوى ناپدرى، نامادرى و بعضاً به وسیله پدر و مادر واقعى، بر روى کودک اعمال مى شود.

بر طبق آمار، ۶۶ درصد کودک‌آزارى‌های در کشور ما از سوى مردان اعمال مى شود که در این زمینه، دختران بیش از پسران، در معرض این آزارها قرار دارند و همچنین خانواده‌های طلاق، ۲۵ درصد کودک‌آزارى ها را به خود اختصاص مى دهند.

کودک‌آزارى جسمى و بدنى، اولین و شایع‌ترین کودک‌آزارى است که بیشتر در خانواده‌های نیازمند و در معرض از هم پاشیدگى اتفاق مى افتد. کودک‌آزارى عاطفى، نوع دوم کودک‌آزارى است که شامل، تحقیر، سرزنش و خدشه‌دار کردن شخصیت کودک است که علاوه بر خانواده‌های فقیر، در خانواده‌های نسبتاً مرفه جامعه نیز دیده مى شود و تقریباً شایع‌ترین شکل کودک‌آزارى است.

همچنین در این میان، کار پیش از موعد کودکان در مزرعه، کارگاه‌های زیرزمینى و خیابان ها پیش از ۱۵سالگى و نیز کودک‌ربایى به منظور انتقام گرفتن از والدین یا باج‌خواهى مالى، از مصادیق دیگر کودک‌آزارى در تمام کشورهاى جهان است. «على رغم تأکید فراوان دین مبین اسلام نسبت به تکریم کودک و محبت به او، به دلیل فقر فرهنگى و غفلت برخى خانواده ها نسبت به اخلاق دینى و آموزه‌های تربیتى و اسلامى، کودک‌آزارى در جامعه، روز به روز روند افزایش به خود مى گیرد.»

فضاى خشونت‌آمیز در خانواده، انتظارهاى غیر واقعى و نابجا از کودکان بدون توجه به توانایى‌های آنها، برآورده نشدن آرزوهاى دوران کودکى والدین و انتظار تجلى آنها در فرزندان، بی‌سرپرستى و طلاق، ازدواج‌های مجدد، بیکارى، فقر معیشتى و کیفیت نامطلوب زندگى، بیمارى‌های روانى و عدم تعادل شخصیتى، بروز رفتارهاى شدید عصبى نظیر جنون آنى در والدین و تجربه مورد آزار قرار گرفتن خود والدین در دوران کودکى، از دلایل عمده آزار کودکان از سوى والدین است.

البته خلاء قانونى در رابطه با حقوق کودک نیز مضاف بر علت است که حدود تنبیه را براى خانواده‌ها مشخص نمى کند و عملاً تنبیه شدید کودکان توسط پدر و مادرها، به دلیل فقدان قانون در این مورد است. اما تعداد زیاد فرزندان و پر جمیعتى خانواده، فقدان آموزش مهارت‌های زندگى مخصوصاً در رابطه با زوج‌های جوان به دلیل عدم تجربه لازم در برخورد با کودکان، غفلت از مسایل تربیتى و پژوهشى در مدارس و معلولیت‌ها، از دلایل دیگر بروز کودک‌آزارى در میان خانواده‌هاست و کمتر کسى را مى توان یافت که در کودکى، قربانى یکى از این موارد نبوده باشد.

منبع: همشهرى

با اندکی تصرف و تغییر