آرزوهای دراز

نوشته‌ها

ورزش‌هاى فکرى

فکر و اندیشه

یکى از ابزار موفقیت انسان، تفکر و اندیشه سالم است. اگر انسان بخواهد رشد فکرى پیدا کند، باید فکر خود را در مسیر بالندگى و رشد، حرکت دهد، کسانى که انگیزه فرهنگى و علمى والائى دارند، باید با ورزش‌هاى مخصوصى، قدرت تفکر خود را بالا ببرند.

على(علیه السلام) مى‌فرماید: همانا فکر تو، وسعت همه کارها را ندارد پس آن را براى کارهاى مهم، آزاد بگذار.[۱]

و در روایت دیگر فرمودند: وقتى فکرت را بر تمام کارهایت مقدم بدارى، آینده‌ات نیکو خواهد شد.[۲]

فکر و اندیشه، نیاز به مراقبت دارد و انسان باید سعى کند افکار خود را از آلودگی‌هاى فکرى پاک کند و قدرت اندیشه و تفکر را در مسائل زیربنایى به کار گیرد.

براى این کار، تمرین بسیار لازم است تا فکر انسان، از عوامل متفرق به سوى تفکر در مسائل اعتقادى عبادات و مطالعه به کار گرفته شود.

شرایط ورزش روحى، فکرى

ورزش‌هاى روحى و فکرى باید تحت شرایط و برنامه‌هاى صحیح اجراء شوند تا آثار و نتیجه مثبت داشته باشند.

۱- مکان ورزشى خلوت و بى‌سر و صدا باشد.

۲- زمان هر تمرین حداقل ۱۰ تا ۲۰ دقیقه باشد.

۳- زمان تمرین، منظم باشد.

۴- حداقل روزى یکبار تمرین‌ها انجام شود.

۵- تمرکز در تمرین‌ها وجود داشته باشد.

ورزش تمرکز در مطالعه

یکى از مشکلات افراد در مطالعه، عدم تمرکز در مطالعه است. بسیارى از افراد هنگام مطالعه تمرکز ندارند و خیلى زود از آن خسته مى‌شوند. براى آن که در مطالعه تمرکز حاصل شود، باید عوامل تفرقه در مطالعه را جستجو کرده و آنها را از بین برد.

عوامل تفرقه فکر

۱- مشکلات و نارسایی‌ها

مشکلات و نارسایی‌ها مى‌توانند عامل تفرقه فکر باشند و فکر انسان را به خود مشغول دارند. لذا باید مشکلات و نارسایی‌ها را هنگام مطالعه فراموش نماییم.

على(علیه السلام) مى‌فرماید: کسى که بسیارى از امور را پشت سر نیندازد، خوشى زندگیش مختل مى‌شود.[۳]

یکى از برخوردهاى منطقى با مشکلات، فراموش کردن آنهاست.

۲- کسالت و تنبلى

یکى از عوامل تفرقه در مطالعه، کسالت وتنبلى است، هر کسى داراى این صفت باشد، نه تنها در مطالعه موفق نمى‌شود بلکه در سایر کارهاى خود نیز موفقیتى نخواهد داشت. در روایت مى‌خوانیم:

بر تو باد پرهیز از سستى و بى‌حوصلگى. زیرا این دو، مانع بهره‌بردارى و سود تو از دنیا و آخرت خواهد شد.[۴]

کسالت و تنبلى را باید با عزم و اراده از بین برد. على(علیه السلام) مى‌فرماید: با اراده محکم، به جنگ سستى‌ها بروید.[۵]

۳- آمال و آرزوهاى معقول و غیر معقول

آمال و ‌آرزوها چه معقول باشند یا غیرمعقول تلقى گردند، باعث تفرقه حواس انسان مى‌شوند. از نظر شرع مقدس اسلام نیز آرزوها باید کوتاه و محدود و قابل دسترسى باشد و گرنه آفت دین و دنیا به شمار مى‌رود.

امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند: دنیا مانند آب دریاست، تشنه هر چه بیشتر از آن بنوشد، عطش او زیادتر مى‌شود تا او را به هلاکت برساند.[۶]

۴- سروصداهاى ناهنجار

یکى از عوامل تفرق حواس، سر و صداست. مشکل آلودگى صوتى، یکى از مشکلات فراگیر جامعه است. فردى که مى‌خواهد مطالعه کند، باید مکانى را براى مطالعه در نظر بگیرد که خالى از سروصدا باشد.

۵- اشتغالات فکرى

یکى از عوامل تفرقه حواس، اشتغالات فکرى بیش از حد مى‌باشد. وقتى فکر انسان متفرق و مشغول باشد، نمى‌تواند در مطالعه تمرکز پیدا کند. لذا على(علیه السلام) مى‌فرماید:

همانا فکر تو وسعت همه کارها را ندارند، پس آن را براى کارهاى مهم آزاد بگذار.[۷]

۶- خستگى

یکى از موانع مطالعه و تمرکز، خستگى است. کسى که مى‌خواهد کارهاى فکرى انجام دهد، باید خود را بیش از اندازه خسته نکند. کارهاى بدنى، فعالیت‌هاى ورزشى سنگین که همراه با خستگى باشد با کارهایى فکرى در تضاد مى‌باشد.

۷- اضطراب و نگرانى

اضطراب و نگرانى، عامل تفرقه حواس و باعث عدم تمرکز در انسان است.[۸]

۸- شرایط نامناسب محیط

یکى از عوامل تفرقه فکر، شرایط بد و نامناسب محیط مطالعه است. سرد بودن زیاد مکان مطالعه، گرم بودن زیاد مکان مطالعه، کم یا زیاد بودن نور و عدم نور کافى، از شرایط نامناسب محیط مطالعه به شمار مى‌رود.

ورزش تمرکز براى خوابیدن

یکى از مشکلات عصر حاضر، بدخوابى و کم‌خوابى است.[۹] بسیارى از افراد، از دیر خوابیدن در هنگام شب، گله دارند و برخى به داروهاى خواب‌آور متوسل مى‌شوند. امّا بیدار خوابى را مى‌توان با به دست آوردن تمرکز در هنگام خواب درمان کرد:

۱- هر شب هنگام خواب، چند دقیقه پیرامون کارهاى روز خود فکر کنید و جهات مثبت و منفى آن را ارزیابى کنید.

۲- عوامل گرایش به کارهاى بد و عوامل گرایش به کارهاى خوب را بررسى کنید. تصمیم بگیرید کارهاى بد را تکرار نکنید و کارهاى خوب را بیشتر انجام دهید.

۳- دعاهاى هنگام خواب را بخوانید.[۱۰]

۴- دو ساعت قبل از خوابیدن، از خوردن غذاها و آشامیدنی‌هاى مقوى پرهیز کنید.

۵- بالش زیر سر را، کوتاه انتخاب نمائید.

۶- از موادى که زائل‌کننده خواب هستند مثل چاى و قهوه استفاده نکنید.

۷- تنفس را از راه بینى انجام دهید.

۸- اگر از خواب بیدار شدید، روى برنامه‌هاى جدید خود فکر کنید، کارهایى را که باید انجام دهید دسته‌بندى کرده و نسبت به زمان و مکان آن برنامه‌ریزى نمائید. این برنامه‌ریزى، بر اساس واقعیات باشد.

۹- پارچه‌اى روى دو چشم قرار دهید تا به تاریکى بیشتر کمک شود.

پى‌نوشت‌ها

[۱] . غرر الحکم، ص ۲۵۲
[۲] . میزان الحکمه، ج ۷، ص ۵۳۹
[۳] . میزان الحکمه، ج ۷، ص ۲۶۸
[۴] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۹۳
[۵] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۹۵
[۶] . اصول کافى، ج ۲، ص ۱۳۶
[۷] . غرر الحکم، ص ۳۵۲
[۸] . توضیح در کتاب اضطراب و نگرانى اثر دیگر مؤلف.
[۹] . توضیح بیشتر را در کتاب تربیت فرزند اثر دیگر مؤلف مطالعه کنید.
[۱۰] . توضیح این را در کتاب اخلاق در زندگى ج ۱، اثر مؤلف مطالعه کنید.
محمد حسین حقجو
منبع: سایت اندیشه قم

مخاطب‌شناسى در گفتگو با جوانان

 مریم احمدى

« با درختى که زند سر به فلک

به زبان مه و ابر

به زبان لجن و سایه و لک

به زبان شب و شک حرف مزن

با درختان برومند جوان

به زبان گل و نور

به زبان سحر و آب روان

به زبان خودشان حرف بزن»

مخاطب‌شناسى در گفتگو با جوان، نکته اى است که نمى توان آنرا نادیده گرفت و متأسفانه بسیارى از مشکلاتى که در نحوه ارتباط گیرى با جوان وجود دارد از آن سرچشمه مى گیرد. بنابراین لازم است براى پرداختن به موضوع مخاطب‌شناسى در ابتدا تعریفى از «ارتباط» و «جوان» داشته باشیم.

در هر «ارتباط» ۴ جزء وجود دارد که عبارتند از: پیام، پیام رسان، پیام گیر و واکنش. به نظر مى رسد در بین این اجزاء، «پیام رسان» از اهمیت ویژه اى برخوردار است و یکى از وظایف و مسؤولیتهاى سنگین آن، شناخت روحیات و ویژگیهاى «پیام گیر» یا «جوان» است.

در نحوه و نوع ارتباط با جوان معمولاً دو مشکل عمده وجود دارد: عدم شناخت کافى و لازم از جوان و فاصله گرفتن از او به بهانه تفاوت بسیار زیادى که این نسل با نسل قبلى خود دارد. استاد مطهرى در این زمینه مى گوید: «ما اول باید درد این نسل را بشناسیم. درد عقلى و فکری، دردى که نشانه بیدارى است، یعنى آن چیزى را که احساس مى کند و نسل گذشته احساس نمى کرد…»

جوانى، مرحله اى از عمر است که مرز سنى ۱۸ تا ۲۶ سال را در برمى گیرد. این دوره، از مهمترین و در عین حال پیچیده‌ترین مراحل حیات است. جوانى، دوران تربیت پذیرى است و فرصتى که در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملکات انسانى در جوان تثبیت مى گردد.

در ذیل، به برخى از ویژگی‌هاى این دوران اشاره مى گردد؛

۱- مهمترین تعبیرى که براى این مرحله به کار مى رود، تعبیر «شباب» است. شباب در لغت به معناى برافروختگى و زبانه کشیدن است و همه حالات و رفتار جوانان، حکایت از برافروختگى و هیجان دارد. جسم، روان، عواطف، احساسات و افکار جوان در کمال رشد و برافروختگى است. که البته این ویژگیها در صورت عدم کنترل، مى تواند خطرآفرین باشد.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز در روایتى این دوران را به «سکرالشباب» تعبیر فرموده‌اند. دوران بلندپروازی، امید و آرزوهاى دور و دراز، آرمان‌خواهی، حقیقت جویى و همت‌هاى بلند.

۲- کنجاوى طبیعى در این دوران، به چراجویى مبدل گشته و جوان را به سوى منطقى روشن و استدلالى قانع کننده مى کشاند.

۳- «جوان»، رقیق القلب و فردى پیشتاز است. شور، شوق، عشق و شیدایى او در مرحله اى از توان و رشد است که براى اقدام در دشوارترین امور حاضر به سرمایه‌گذارى است.

۴-جوانى، مرحله‌اى است که فطرت انسان بیدار است و مى تواند بسنجد و راه و رسم انسانیت و اخلاق را در پیش گیرد.

آنچه در بالا بدانها اشاره شد، تنها بخشى از ویژگى‌هاى دوران جوانى است که براى برقرارى یک ارتباط موفق با جوان، باید مد نظر قرار گیرد. حال با توجه به این خصوصیات، نحوه برقرارى یک ارتباط موفق با جوان به چه صورت است؟

به نظر اندیشمندان، بى تفاوتى و سهل‌انگارى والدین، همان قدر آرامش جوان را بر هم مى زند که دخالت‌ها و امر و نهى‌هاى بیش از اندازه و نابجا. اگر کسى بخواهد جوان را از راه تربیت صحیح و آگاهانه به آزادی، تفکر، استقلال رأى و احساس مسؤولیت فردى و اجتماعى هدایت کند، لازم است در نهایت متانت، بدون دخالت مستقیم و احیاناً تحمیل، او را در راه ناهموارى که در پیش رو دارد همراهى کند. کسانى که در ارتباط مستقیم با جوانها هستند باید بدانند که رشد عقلى و روحى انسان خواه سریع، خواه کند ، خواه با کمک بزرگترها و یا بدون دخالت آنها به همان نسبت پیچیده است که حیات در سیر آفرینش و تبدیل یک کرم ابریشم بى دفاع به یک پروانه ى بلند پرواز…

نگرانى از آینده سبب یأس و ناامیدى در جوانان مى شود. و احساس ناامنى اجتماعى و روانى بوجود مى آورد و به این ترتیب ممکن است جوان دچار افسردگى شود. فرد افسرده جامعه پذیر نیست و گرایش به آسیب‌هاى اجتماعى دارد، بنابراین ایجاد شادى معقول و منطقى در این افراد مانع از افسردگى و انواع ناهنجاری‌هاى اجتماعى مى گردد و در نتیجه باعث افزایش کارآیى مى گردد.

بسیارى از جوانها در زندگى خود هدف مشخصى ندارند، باید به آنان کمک شود که هدفهاى خود را انتخاب و براى آن کوشش نمایند و در این راه آموزش مهارت‌هاى زندگى سبب مى شود تا بهتر بتوانند با مشکلات و معضلات زندگى‌هاى عصر ماشینى مقابله کنند. به نظر مى رسد آشنایى جوانها با ارزشها به نحوى که خدا ، رسول خدا و انبیاء و علماى جامعه راه را نشان داده اند به خوبى فکرش را به سوى درست اندیشیدن هدایت خواهد کرد.

در پایان اینکه متأسفانه در اغلب اوقات نه تنها در نحوه ارتباط با جوان بلکه در سایر ارتباطات اجتماعى نیز فراموش مى کنیم که «گوش دادن رمز ارتباط است» و خوب گوش دادن را از یکدیگر دریغ مى کنیم. شاید کلید طلایى موفقیت در ارتباط با جوان این است که بدانیم «تفاوت نسیم و طوفان در نوع برخورد است.»

منبع: تبیان