آرامش

نوشته‌ها

مدیتیشن چیست؟

مدیتیشن، به معنای متمرکز کردن ذهن است. این تمرکز می‌تواند بر روی یک صدا، عبارت یا دعا، شیء، تصویر، آگاهی از خویشتن، نحوه تنفس، فرائض دینی و… صورت گیرد. هدف از این کار، آگاهی از لحظه حال، رسیدن به آرامش، و کاهش استرس است. مدیتیشن موجب ارتقای شخصیت و رشد روحانی و معنوی می‌شود.

هدف از مدیتیشن

مدیتیشن می‌تواند به آرامش افراد در استرس، به حفظ سلامتی و به بهبودی بیماران کمک کند .کسانی که مدیتیشن را به صورت مرتب انجام می‌دهند، هم کمتر دچار اضطراب و افسردگی می‌شوند و هم شادمانی و رضایت بیشتری از زندگی دارند. مدیتیشن آرامش عمیقی ایجاد می‌کند که در آن احساس توازن و تعادل فکری خواهید کرد. دستاورد این تعادل فکری، افزایش بصیرت، ارتقای افکار، و خونسردی در برخورد با مشکلات است. آرامش و خودشناسی بیشتر و پذیرش بهتر دیگران، روابط اجتماعی را نیز دگرگون می‌کند. مدیتیشن با ایجاد شرایط رهایی از استرس، می‌تواند به کاهش علائم بسیاری از بیماری‌ها کمک کند.

فواید مدیتیشن

١- بر اساس یافته‌های بالینی، مدیتیشن منظم می‌تواند در درمان حمله اضطراب، اختلال اضطرابی فراگیر، زخم‌های گوارشی، التهاب روده بزرگ، پسوریازیس و برخی اختلالات افسردگی مانند دیس تایمی موثر باشد.
٢- مدیتیشن می‌تواند به عنوان مکمل درمان در فشار خون بالا، پیشگیری از سکته قلبی، سخت شدن دیواره عروق، التهاب مفاصل، دردهای عضلانی، سرطان، بی‌خوابی، میگرن و سکته مغزی به کار رود.
٣- مدیتیشن می‌تواند درمان مکملی برای آلرژی‌های خفیف تا متوسط و آسم باشد، چون کاهش استرس در این بیماری‌ها، نقش پیشگیری‌کننده دارد.
۴- مدیتیشن موجب کاهش علائم و بهبود عملکرد در بیماری‌های عصبی مانند پارکینسون، ام اس و صرع می‌شود.

احتیاط‌‌ها در مدیتیشن

مدیتیشن برای بیشتر افراد، بی‌خطر است؛ اما به نظر می‌رسد دوره‌های عزلت‌نشینی طولانی در برخی از انواع مدیتیشن برای افراد مبتلا به اختلالات روانی، اختلال افسردگی اساسی و اختلالات شدید شخصیتی، نامناسب است. برخی تحقیقات بیان می‌کنند که حالت آرامش و خلسه‌مانند مدیتیشن، مشابه هیپنوتیزم است.

نتایج مدیتیشن

مطالعات علمی که از سال۱۹۶۰ تا به حال صورت گرفته‌اند، نشان می‌دهند که مدیتیشن، متابولیسم و سوخت و ساز بدن، سیستم غدد درون‌ریز، سیستم عصبی مرکزی و سیستم اعصاب خودکار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. تعداد تنفس، ضربان قلب و فشار خون کاهش یافته و امواج مغزی آلفا افزایش می‌یابد. این‌ها موجب کاهش اضطراب و درد می‌شوند. نیاز به مصرف مسکن‌ها نیز کم می‌شود.

تاریخچه مدیتیشن

مدیتیشن، سالهای سال است که انجام می‌شود. مذاهب مختلف در سر تا سر جهان، روش‌های متنوعی از تمرینات مدیتیشن را ارائه داده‌اند از جمله مراسم مذهبی مسیحی، تمرینات نشسته بودایی، حرکات چرخشی صوفیان، و….
گذشته از مراسم‌های مذهبی متداول و زمینه‌های فرهنگی، مدیتیشن را می‌توان به صورت فردی برای غلبه بر استرس و درد به کار برد.

انواع مدیتیشن

به طور کلی دو نوع مدیتیشن وجود دارد:

١- مدیتیشن از طریق تمرکز
٢- مدیتیشن از طریق تفکر

در مدیتیشن از طریق تمرکز فرد توجه خود را بر روی تنفس، تصویر واقعی یا خیالی، یک صدا، کلمه یا عبارتی که به آرامی یا با صدای بلند تکرار می‌شود (مانترا)، و یا بر حرکات مشخص مانند حرکات تای چی، یوگا، چی کونگ متمرکز می‌کند. به دنبال تمرکز، نگرانی و اضطراب محو شده احساس آرامش جای آن را می‌گیرد. این آرامش اثرات فیزیولوژیک مفیدی بر بدن دارد.
در مدیتیشن از طریق تفکر، فرد از تمامی توجه خود برای آگاهی استفاده می‌کند. تفکر در حالت آرامش و به منظور شناخت خویشتن صورت می‌گیرد و آگاهی از افکار، احساسات طبیعی، قوه ادراک و احساس به دست می‌آید. از این طریق سکون و آرامش ذهن، تسلط بر خویشتن و خونسردی حاصل می‌شود.
روش‌های مختلف مدیتیشن، آمیزه‌ای از فرهنگ‌ها و مذاهب هستند ولی اساس همه آنها را این دو روش تشکیل می‌دهد. برای مثال می‌توانید از یکی از روش‌های ساده مدیتیشن پنج دقیقه‌ای روزانه نوشته سلن ییگر selen yeager استفاده نمائید.
در این روش ساده، فقط کافیست شما مکانی آرام و بدون مزاحمت پیدا کنید و بنشینید. فراموش نکنید که پشت شما باید مستقیم و بدون خمیدگی(قوز) باشد. دستان خود را به حالتی کاملا آرام و راحت در کنار خود قرار دهید، اجازه دهید تا چشمان شما به طرف پایین نگاه کند. البته از خیره شدن به زمین خودداری نمایید و بسیار آرام و عمیق و منظم نفس بکشید، با تمرکز و احساس سرشار از شکرگزاری از آفریدگار یا قدرت بی‌انتها ادامه دهید. اگر کمی افکار شما شناور است، اشکالی ندارد، اگر احساس سنگینی چشم داشتید، چشمان خود را ببندید، بسیار آرام باشید و این تمرین را هر روز ادامه دهید اگر دو بار در روز این تمرین را انجام دهید و زمان آن را به بیست دقیقه برسانید، بسیار موثرتر خواهد بود. نگران نباشید؛ به راحتی آن را انجام خواهید داد و تاثیر شگفت‌انگیز آن را خواهید دید.

منبع: سایت روانشناسی خانواده

ده قدم ساده برای شروع یک تمرین مدیتیشن(مراقبه)

مدیتیشن به نظر تهدیدآمیز می‌رسد. یک تمرین سخت و دشوار که تنها توسط افراد سخت‌کوش قابل دسترسی است. اما در واقعیت، انجام این گونه تمرینات، بسیار ساده است و به شما کمک می‌کند تمرکز بیشتری بر روی موضوعات خود داشته باشید. مدیتیشن یا مراقبه، برای کاهش استرس نیز بسیار مفید است. در ادامه با ما همراه شوید تا نحوه آغاز کار را مرور کنیم.

ابتدا باید قصد و اراده انجام اینکار را داشته باشید

چه بخواهید از تمرینات مدیتیشن برای رسیدن به آرامش و کاهش استرس استفاده کنید یا توانایی خود را برای تمرکز افزایش دهید و حضور ذهن بیشتری داشته باشید، باید قبل از شروع، اراده و قصد آن را داشته باشید. بدون داشتن اراده، هیچ کاری به درستی پیش نمی‌رود.

تنها بر روی تنفس خود تمرکز کنید

انواع مختلفی از تمرینات مدیتیشن و مراقبه وجود دارد اما برای آغاز، تنها چیزی که شما به آن نیاز دارید این است که چشمان خود را ببندید، در یک موقعیت راحت بنشینید و پشت خود را صاف کنید. بر روی تنفس خود تمرکز کنید. همین مقدار برای شروع کار کافیست. آرام بنشینید و از این سکوت لذت ببرید.

از موارد کوچک شروع کنید

شروع تمرینات مدیتیشن ۲۰ دقیقه‌ای همانند این است که بدون تمرین بخواهید از همان ابتدا به دوی ماراتون روی بیاورید. بنابراین کار خود را با تمرینات سه الی چهار دقیقه‌ای آغاز کنید و ببینید این تمرینات چه تاثیری بر روی شما دارد. به تدریج، مدت زمان تمرینات خود را افزایش دهید.

یک چارچوب زمانی تنظیم کنید

ممکن است مدیتیشن برای شما مناسب باشد و ممکن است در مورد شما کار نکند. سعی کنید حداقل سی روز تمرینات آن را انجام دهید. اگر همه چیز خوب بود، آن را به طور جدی ادامه دهید.

یک برنامه زمانی روزانه داشته باشید

همانند هر عادتی، داشتن یک برنامه منظم روزانه می‌تواند بسیار مفید باشد. شما می‌توانید این تمرینات را بخشی از برنامه صبح خود قرار دهید یا قبل از خواب، آن را انجام دهید.

آیین خود را ایجاد کنید

من خودم دوست دارم قبل از شروع تمرینات مدیتیشن، یک فنجان چای داغ بخورم. شما نیز می‌توانید آیین خود را داشته باشید.

از دوستان خود نیز در این کار استفاده کنید

همانند تمرینات ورزشی، مدیتیشن گروهی نیز تاثیر بسیار خوبی بر روی فرد خواهد داشت. بنابراین این مورد را نیز امتحان کنید.

مدیتیشن را با فضاهای کوچک در طول روز ادغام کنید

اگر در روز، زمان زیادی را داخل مترو سپری می‌کنید، بهتر است این تمرینات را آنجا انجام دهید. اگر روزانه زمان زیادی را پشت میز کار می‌گذرانید، بهتر است یک توقف کوتاه داشته باشید و بر روی تنفس خود تمرکز کنید. اگرچه این تمرینات زیاد رسمی نیست اما می‌تواند تاثیر بسیار خوبی بر روی زندگی روزانه شما داشته باشد.

اگر لازم بود از اپلیکیشن استفاده کنید

اگر به دنبال راهنمایی‌های خوب در مورد تمرینات مدیتیشن هستید، می‌توانید از برنامه‌هایی همچون Headspace استفاده کنید.

از آن لذت ببرید

تنها برای خودتان این تمرینات را انجام دهید. به خودتان سخت نگیرید. از این که زمان کافی برای این کار می‌گذارید از خودتان سپاسگزار باشید. این تمرین نمی‌تواند یک شبه زندگی شما را تغییر دهد اما به مرور، تاثیر بسیار خوبی خواهد داشت.

منبع: سایت روانشناسی خانواده

بهترین راه‌های غلبه بر استرس رانندگی

همه شنیده‌ایم که پیش‌گیری، بهتر از درمان است. در یکی از بررسی‌هایی که بر روی ۱۶۷۲ راننده ی اتوبوس که شغل‌شان را کنار گذاشته‌اند انجام شده است، مشخص شده که ۱۵٫۶ درصد آنها به دلیل استرس کاری در حین رانندگی بوده است. استرس رانندگی، یکی از مرسوم‌ترین اتفاقات زندگی مدرن می‌باشد که باید از آن دوری کنیم چرا که انرژی و روان ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در ادامه به بررسی این پدیده از دید روانشناسی می‌پردازیم.

اگر شما نیز استرس رانندگی دارید، در این جا چندین نکته و تکنیک به شما معرفی می‌کنیم که می‌توانید با کمک آنها استرس را از خود دور کنید:

زمان کافی

ابتدا باید اطمینان حاصل کنید که زمان کافی دارید و اصلا عجله نکنید. همچنین چک کردن ترافیک پیش از حرکت، باعث می‌شود که حتی اگر تاخیری در حرکت داشتید، بتوانید زمان‌تان را مدیریت کنید. هنگامی که شما مبدا را زود‌تر و یا سر وقت ترک کنید، دیگه فشار و استرسی بر روی شما وجود ندارد و عجله نمی‌کنید.

گوشی‌تان را خاموش کنید

بررسی‌ها نشان داده‌اند که تعداد رانندگانی که در حین رانندگی، از گوشی همراه‌شان استفاده می‌کنند، از ۵ الی ۱۰ سال اخیر، از ۱ تا ۱۱ درصد افزایش داشته است. گوشی‌تان را خاموش و یا روی سایلنت بگذارید تا برای تمرکز‌تان، مزاحمتی ایجاد نکند. هنگامی که گوشی‌تان روشن باشد و زنگ بزند، احتمال خواندن پیام و یا پاسخ دادن به تماس در شما افزایش پیدا می‌کند. زیرا هنگامی که تماس دریافت می‌کنید، شما خود را موظف می‌بینید که به آن پاسخ دهید. پاسخ دادن به پیام‌ها یا ایمیل و یا پاسخ دادن به تماس در حین رانندگی، باعث افزایش استرس رانندگی می‌شود.

برای کاهش استرس رانندگی، نباید عجله نکنید

اجازه دهید تا ترافیک کم‌تر شود، بعد حرکت کنید؛ بدین گونه استرس‌تان کاهش پیدا می‌کند. با این عادت، در محل‌هایی که خیابان شلوغ و ترافیک زیاد است، آرامش دارید و استرس‌تان کم‌تر است.

به جاده ی روبرویتان نگاه کنید

یکی از بهترین روش‌ها برای پیش‌بینی واکنش دیگر راننده‌ها، این است که به روبرویتان نگاه کنید. برنامه‌ریزی و پیش‌بینی مسیر نیز می‌تواند امکان برخورد با واکنش دیگر راننده‌ها را به حداقل برساند.

تواضع و ادب، بهترین راه غلبه بر استرس رانندگی است

آیا راننده ی کناری شما اشتباهی کرده است؟ گاهی اوقات کار‌هایی که دیگر افراد در جاده می‌کنند، از روی عمد و غرض نیست. اگر راننده ی دیگری کار خطایی کرد، شما راه را برای او باز کنید. همیشه به یاد داشته باشید که تواضع و ادب، برای شما هزینه‌ای ندارد. در حقیقت حتی زمانی که اشتباه از شما باشد، با رعایت ادب می‌توانید شرایط را مدیریت کنید.

با صدای بلند جلب توجه نکنید

گاهی رانندگانی برای جلب توجه دیگران و برای دیده شدن، از خود صداهای عجیبی در می‌آورند. اگر شخصی در جاده از این روش استفاده کرد- خواه برای جلب توجه و خواه برای نشان دادن خشم خود، شما کار او را این گونه پاسخ ندهید. با راه دادن به او و دادن اجازه ی حرکت، استرس خود را کاهش دهید و احتمال تصادف را نیز به حداقل برسانید.

راه را برای رانندگان خشمگین باز کنید

بهترین راه کاهش استرس رانندگی، این است که سعی کنید فاصله را بین خود و راننده ی دیگری که قانون را رعایت نمی‌کند و یا خشمگین است، حفظ کنید. در مقابل چنین رانندگانی هیچ گاه یک مرتبه چرخش، ترمز و یا با سرعت حرکت نکنید. چنین حرکاتی آن راننده را بیشتر خشمگین کرده و شما نمی‌توانید شرایط را کنترل کنید. اگر راننده‌ای را دیدید که به نظر عصبانی بود، اجازه ی عبور کامل را به او بدهید و فاصله‌تان را با او حفظ کنید.

بهترین راه برای کاهش استرس رانندگی

علاوه بر راه حل‌هایی که در بالا گفتیم، برنامه‌هایی وجود دارند که برای استرس رانندگی مناسب می‌باشند.

زود‌تر حرکت کنید

گفتنش راحت است اما خیلی موثر می‌باشد. زیرا اگر شما از مبدا خود زودتر حرکت کنید، شانس این که زودتر به مقصد برسید، بیشتر است و استرسی نیز نخواهید داشت. اگر همیشه زودتر حرکت کنید، به راحتی می‌توانید جای پارک مناسب برای ماشین‌تان پیدا کنید، به موقع برسید و استرس هم نداشته باشید. پس سعی کنید توصیه‌های ما را مو به مو اجرا کنید؛ صبح زود بیدار شوید، از نزدیک‌ترین و خلوت‌ترین جاده بروید و به موقع به محل کارتان برسید. فقط باید اطمینان حاصل کنید که محل کارتان در آن زمان قفل نباشد.

به موسیقی مناسب گوش دهید

بررسی‌های انجام شده توسط Avis Car Rental نشان می‌دهند که ۵۲ درصد از رانندگان، حداقل ۱ مرتبه در هفته، دچار استرس رانندگی می‌شوند، و ۷ درصد، هر روز این استرس را تجربه می‌کنند. تحقیقی که با کمک و همکاری دکتر Daniel Müllensiefen متخصص روانشناسی موسیقی از دانشگاه لندن انجام شده است، نشان می‌دهد که دو سوم از رانندگانی که هنگام رانندگی به موسیقی گوش می‌دهند، استرس رانندگی‌شان کم‌تر می‌شود.

در ساعات شلوغی خیابان‌ها رانندگی نکنید

همه ی ما می‌دانیم که ساعات شلوغی خیابان‌ها استرس‌آور و خطرناک هستند. در حقیقت، آمار‌هایی که در سال ۲۰۱۱ منتشر شده اند، نشان می‌دهند که رانندگان UK، حدودا ۳۲ ساعت در سال را در ترافیک سپری می‌کنند(لندن، منچستر و لیورپول بدترین مناطق اروپا، از نظر ترافیک هستند).

از آن عجیب‌تر این که ازدحام و ترافیک در لندن در روز‌های جمعه بین ساعات ۴ الی ۵ بعد از ظهر به اوج خود می‌رسد. رانندگی در ساعات اوج ترافیک و ازدحام بسیار خطرناک است. حتی اگر ۳۰ دقیقه هم زودتر از منزل خارج شوید باز هم به ترافیک برخواهید خورد.

اگر شغل‌تان به شما این امکان را می‌دهد، ساعات کاری‌تان را عوض کنید، صبح‌ها زودتر به محل کار بروید و بعد از ظهر نیز زودتر آنجا را ترک کنید. با این کار احساس بهتری خواهید داشت.

مسیر را برنامه‌ریزی کنید

بسیاری از رانندگان، امروزه از سیستم راهنمای ماهواره‌ای ماشین‌شان استفاده می‌کنند و به وسیله ی آن مسیر حرکت به مقصد‌شان را مشخص می‌کنند این کار یک روش عالی برای کاهش استرس رانندگی است. به جای این که از نقشه‌های خیابان استفاده کنید و یا از عابرین پرس و جو کنید، می‌توانید از این سیستم بهرمند شوید. اما باید از محل پارک‌تان نیز اطمینان حاصل کنید. همچنین اگر یک صندوق پست در محل مورد نظر‌تان واقع شده باشد، ممکن است نقشه، مقصد دقیق را به شما نشان ندهد. بنابراین پیش از حرکت، از جای پارک‌تان نیز اطمینان حاصل کنید تا با آرامش بیشتری به مسیر‌تان ادامه دهید.

توقف کنید

معمولا توصیه می‌شود هر دو ساعت یک بار، اندکی توقف کرده و حداقل به مدت ۱۵ دقیقه استراحت کنید تا تمرکزتان را دوباره بدست آورید. اندکی استراحت و خارج شدن از اتومبیل باعث می‌شود ذهن‌تان را از استرس خالی کرده و برای ادامه ی مسیر آماده شوید. اگر ممکن است اندکی قدم بزنید یا چیزی بخورید زیرا گرسنگی بر روی تمرکز انسان اثر می‌گذارد. توقف کردن و استراحت همچنین برای کمر‌تان نیز مفید است؛ زیرا ممکن است به دلیل نشستن طولانی مدت خسته شده باشید.

از بگو مگو و درگیری اجتناب کنید

یک نظر سنجی که در سال ۲۰۱۴ توسط Carwow انجام شده است نشان می‌دهد که حدودا ۸۱ درصد از رانندگان بریتانیایی قربانی خشم جاده‌ای شده اند. از این آمار، ۵۴ درصد داد و فریاد کرده، ۴۲ درصد از ناسزا استفاده کرده و ۴۸ درصد آنها درگیری فیزیکی داشته‌اند. همه ی این‌ها باعث استرس رانندگی می‌شوند. اگر راننده‌ای خود این کار‌ها را انجام ندهد، باعث تحریک دیگر راننده‌ها و ایجاد حوادث رانندگی نخواهد شد. اگر ناخواسته کاری کردید که موجب خشم و تحریک راننده ی دیگری شد، سریعا عذر خواهی کنید و آرامش خود را بدست آورید و به شخصیت آن راننده توجهی نکنید.

نتیجه‌گیری

استرس رانندگی با شناخت علت آن، می‌تواند تسکین داده شود. متاسفانه گاهی اوقات افراد موقعی به آن پی می‌برند که دیگر دیر شده است. گاهی اوقات نیز علت استرس‌تان، خود شما نیستید؛ اگر علت استرس، راننده ی دیگری بود، شما باید راهی پیدا کنید که وضعیت را آرام کنید. زیرا اگر از این استرس جلوگیری نشود، باعث ایجاد مشکلات جدی خواهد شد.

منبع: ویکی روان

نماز آرامش بخش دلهاست.

اشاره:

برجسته ترین اثر نماز، رسیدن به آرامش روحی و روانی است. زیرا نماز موجب زنده شدن یاد خدا در دل هاست. یاد خدا ریشه تمام خوبی ها و زیبایی هاست. یاد خدا گنجینه ای است در دل ها عاشق، که شیرین ترین، میوه آن، آرامش دلهای ناآرام و پرتلاطمی است که در دریای غم و غصه فرو رفته و در پی نجاتند. خداوند مهربان پرده از روی این حقیقت برداشته و با صراحت اعلام می دارد «الا بذکر الله تطمئن القلوب.»۱ آگاه باشید، یاد خدا مایه آرامش دلها است.

نماز باطن و ضمیر ما را آرام می کند و قلب دردناک ما را شفاء می بخشد پس به صراحت می توان گفت: نماز عامل سازنده ای است که مقاومت و ایستادگی آدمی را در فراز و نشیب زندگی حفظ می کند بلکه بالاتر آن را به طور شگفت آوری افزایش می بخشد که نماز گزار در سایه این مقاومت، در مقابل هر خیر و شری و هر مصیبت و بلایی، ایستادگی نموده و تحمل خود را حفظ و به هر بادی نمی لغزد.

انسان در امواج زندگی و در کشاکش رنجها و بلاها، دچار خستگی روحی فراوان می شود و لذا به تکیه گاهی نیازمند است که به آن پناه برده و درون پر اضطراب خود را بدان آرامش بخشد و این تکیه گاه، جز ذکر خدا و نماز که زیباترین نماد ذکر خداست چیز دیگری نمی تواند باشد. نماز باطن و ضمیر ما را آرام می کند و قلب دردناک ما را شفاء می بخشد پس به صراحت می توان گفت: نماز عامل سازنده ای است که مقاومت و ایستادگی آدمی را در فراز و نشیب زندگی حفظ می کند بلکه بالاتر آن را به طور شگفت آوری افزایش می بخشد که نماز گزار در سایه این مقاومت، در مقابل هر خیر و شری و هر مصیبت و بلایی، ایستادگی نموده و تحمل خود را حفظ و به هر بادی نمی لغزد.

نماز خواندن

خداوند بی همتا در این باره می فرماید:

«اِنّ الانسانَ خلق هلوعاً الا المصلین* الذین هم علی صلاتهم دائمون.» ۲

همانا انسان حریص آفریده شده است؛ وقتی شری به او برسد فریاد می کشد و جزع می کند و هرگاه خیر و نعمتی به او برسد، بخل می ورزد، مگر نمازگزاران که آنها افرادی هستند که بر نماز خویش مداومت می کنند.

نماز خواندن موجب افزایش اعتماد به نفس می شود زیرا وقتی آدمی با خدا سخن می گوید، و از او یاری می جوید، خداوند مهربان به دنبال این یاری جویی به انسان مدد می رساند – زیرا خود فرموده (ادعونی استجب لکم)۳ مرا بخوانید تا استجابت کنم برای شما – وقتی مدد الهی به انسان رسید، توان بیشتری در خود احساس می کند و این توان ناشی از توکلّی است که مؤمن در نماز به خدا پیدا کرده است و در حقیقت خود را مانند قطره ای می بیند که با دریا پیوند خورده است.

قطره دریاست اگر با دریاست                                 ورنه او قطره و دریا، دریاست

بنابراین می توان گفت: نماز نقش مددرسانی دارد، آن هم از ناحیه قدرتی بی همتا که عجز و ناتوانی، هرگز در او راه ندارد.

خداوند بی نیاز در کلام نورانی خود، سخن ما را تصدیق نموده و با صراحت اعلام می دارد «واستعینوا بالصبر و الصلاه.» ۴ از صبر و نماز کمک بجویید.

انسان برخوردار از امدادهای الهی، فردی توانا و موفّق و دارای نشاطی مثال زدنی در عرصه زندگی است، که چون کوهی استوار در مقابل طوفان بلا، گرفتاری و مصیبت ایستادگی می کند.

مقربان درگان الهی، که قلب و جان خود را به سرچشمه فیض و رحمت خدا گره زده اند و لیاقت دوستی با خدا را پیدا کرده اند، در فراز و نشیب های زندگی، وقتی دچار غم و اندوهی می شدند، با عشق و علاقه ای بی بدلیل که ناشی از ایمانی قلبی به خداوند بی همتاست، به نماز پناه می بردند.

در روایتی آمده که:

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) هرگاه، غم و غصه ای، به سراغش می آمد، نماز می خواند. (و با نماز، غم و اندوه را، از روح و روان خود می زدایید.)

البته ناگفته نماند، هر نمازی آرامش بخش نیست، نمازی این اثر معجزه آسا را دارد که در آن، دل با زبان همراه گشته و انسان به هنگام نماز، با تمام وجود، خود را در محضر خداوند متعال ببیند و تمام توجه و حواس خود را به سوی آن قدرت بی همتا متمرکز نماید.

نماز خواندن موجب افزایش اعتماد به نفس می شود زیرا وقتی آدمی با خدا سخن می گوید، و از او یاری می جوید، خداوند مهربان به دنبال این یاری جویی به انسان مدد می رساند – زیرا خود فرموده (ادعونی استجب لکم) مرا بخوانید تا استجابت کنم برای شما – وقتی مدد الهی به انسان رسید، توان بیشتری در خود احساس می کند و این توان ناشی از توکلّی است که مؤمن در نماز به خدا پیدا کرده است و در حقیقت خود را مانند قطره ای می بیند که با دریا پیوند خورده است.

پی نوشت:

۱. رعد ، آیه ۲۸.

۲. نساء، آیه ۲۸.

۳. غافر، آیه    ۶۰.

آرامش و محبت در سایه همسرى

«و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّهً و رحمهً إنّ فى ذلک لآیاتٍ لقوم یتفکّرون(سوره روم، آیه ۲۱)؛ و از جمله نشانه ‏هاى (توانایى و یگانگى) او این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید. و همو در میان شما دوستى و مهربانى قرار داد. بی تردید در این (تدبیر حکیمانه) نشانه ‏هایى [روشن] براى مردمى است که می‌‌اندیشند».

پیام ‏ها و درس‌های آیه فوق

۱ـ خداوند متعال با قدرت خویش و در آفرینشى حکیمانه، براى آدمیان همسرانى از جنس خودشان آفرید تا بدان‏ها انس و آرامش بگیرند. اگر همسر آدمى در آفرینش، همسان او نباشد، نمی‌تواند با او انس بگیرد و از معاشرت با وى لذت ببرد و آرامش یابد، پس «مرد و زن» در جنسیت و انسانیت با هم شریک و همسانند.

۲ـ دست حکمت الهى براى انسان همسر آفرید تا مایه آرامش و اطمینان او را فراهم کرده باشد. بر همین اساس و در هماهنگى کامل بین تکوین و تشریع حکیمانه، زناشویى، سنّتى جاودانه به شمار می‌رود که رویگردانى از آن دورى از نبى مکرّم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در پى دارد.

۳ـ آرامشِ حاصل از، در کنار همسر بودن، مطلق و نامحدود و آرامش جسمى، روحى، فردى و اجتماعى است و انسان با همسرگزینى و ازدواج به پیشگیرى یا درمان بسیارى از کاستى‏‌ها و بیمارى‏‌هاى خود می‌‌پردازد.

۴ـ هر یک از زن و مرد به تنهایى ناقص مى ‏باشند و به همین خاطر به دنبال جزء مکمّل خود مى ‏گردند و تا ازدواج نکرده‌اند، یک بى‏‌قرارى و ناآرامى بر آنان حاکم است چون هر ناقصى، مشتاق کمال خویش است و هر نیازمندى، مایل به کسى است که نیاز او را برطرف کند.

۵ـ وقتى تمایل به همسر در وجود انسان‏ها به ودیعت نهاده شد؛ پس عشق‏‌هاى پاک ستودنى است و باید براى تحقق آن کوشید تا انسان با حرکت در مسیر فطرت به کمال برسد.

۶ـ پدیدار شدن عواطف عمیقِ پس از ازدواج و دلدادگى همسران و همزیستى مسالمت‏‌آمیز و حتى عاشقانه آنها از نشانه‌هاى تدبیر حکیمانه خداوند مى ‏باشد.

۷ـ بر خلاف تصور عرفى و باور سطحى و ناصحیحى که ازدواج و تشکیل خانواده را بارى بر دوش همسران می‌داند، ازدواج و نیل به مقام «همسرى» از نگاه قرآن کریم در راستاى منافع آنان مى ‏باشد و همسران بار خاطر یکدیگرند نه این که یار شاطر هم باشند.

۸ـ بقاى پیوند میان همسران به یک کشش قلبى و جاذبه روحى نیاز دارد و به همین جهت پروردگار مهربان پس از آن که آن دو در کنار هم به آرامش رسیدند، با دست لطف و عنایت خویش نعمت «مودّت» و «رحمت» را به آنان بخشیده است تا با عشقى صادق و علاقه‏‌اى کامل در کنار هم آرامشى غریزى داشته باشند.

۹ـ مهرورزى دوستانه و بلکه عاشقانه‌‏اى که بین همسران پدید می‌‌آید، نه تنها نشانه قدرت خداوند است، که عنایت و لطفى است که در حق انسان روا داشته است. پس همسر شدن چنان باید انسانى باشد که عنایت الهى، ظرف قابل خود را بیابد و نیز باید براى ماندگارى آن به هوش بود تا از طریق انسانیت فاصله نگیرد.

۱۰ـ دوام گرایش مرد و زن به یکدیگر و آرمیدن در سایه انس هم، به مودت و رحمتى است که خداوند بین‏شان برقرار مى ‏کند و البته این دوستى و مهربانى، غیر از آن گرایش غریزى بین مذکر و مؤنث است که در میان حیوانات هم موجود است ولى در قرآن نشانه آفریدگار حکیم معرفى نگردیده است بلکه این عشق برین، آیه قدرت و یکتایى آفریدگار نامیده شده است.

۱۱ـ آرامش‏ آفرینى ازدواج و نیز پیدایش مودت و رحمت بین آنان براى خردمندان و متفکران از نشانه‏‌هاى ربوبیت و تقدیر خداى حکیم، است.

منبع: مجله پیام زن؛ شماره ۱۴۸؛ محمد کاظم تقوى.

تکنیک‌هایی برای رهایی از استرس در ۱۰ دقیقه!

شهرنشینی مزیت‌های زیادی دارد اما در کنار تمام این مزیت‌ها، آلودگی هوا و ترافیک به همراه فشار ناشی از کار زیاد، باعث شده تا استرس به زندگی روزمره راه پیدا کند…

این روزها همه از فشار استرس ناشی از حجم زیاد کارهای روزانه گِله دارند؛ اما متاسفانه شاهد هستیم که روز به روز، حجم این کارها بیشتر می‌شود و به هیچ وجه نیز نمی‌توان از زیر بار سنگین مسئولیت‌های زندگی شانه خالی کرد تا استرس کمتری ایجاد شود. این امر نتیجه‌ای به غیر از تلنبار شدن استرس ناشی از دغدغه‌های روزمره برای ما ندارد، به همین منظور بر آن شدیم تا مروری بر تکنیک‌هایی داشته باشیم که با به کار گرفتن آنها می‌توان در ده دقیقه و حتی کمتر میزان فشار استرس وارده را کاهش داد. شهر نشینی مزیت‌های زیادی دارد اما در کنار تمام این مزیت‌ها، آلودگی هوا و ترافیک به همراه فشار ناشی از کار زیاد، باعث شده تا استرس به زندگی روزمره راه پیدا کند.

مسافرت یا ماساژ را می‌توان از راه‌های موثر بر طرف نمودن استرس دانست اما فشار کار روزمره اجازه نمی‌دهد که کار و زندگی را رها کرده و وقت و بی‌وقت به مسافرت برویم یا مجبور به پرداخت هزینه‌های گزاف سالن‌های ماساژ باشیم. خوشبختانه تمرین‌هایی وجود دارد که با انجام دادن آنها می‌توان به راحتی از شر استرس‌های وارده خلاص شد و از طرف دیگر هیچ‌ هزینه‌ای نیز لازم نیست صرف آن‌ها کنید. برای به کارگیری این تکنیک‌ها حتی به تجهیزات مختلف نیز نیاز ندارید و کافی است تنها از ریه‌های خود کمک بگیرید.

جالب است بدانید استرس به راحتی می‌تواند منجر به بیماری‌های قلبی و سکته شود، مشکلات گردش خود و اعتیاد نیز از مواردی دیگری است که استرس یکی از بزرگترین دلایل بروز آنهاست.

با توجه به مواردی که ذکر شد پیشنهاد می‌کنیم تا انتهای این متن با ما باشید و روش‌های کاهش استرس را به دقت مطالعه کنید.

۱. تکنیک نفس کشیدن مساوی یا Sama Vritti

در بین ۴ نکته‌ای که در اینجا به آنها خواهیم پرداخت، تکنیک نفس کشیدن مساوی راحت‌ترین شیوه برای کاهش استرس است. زمانی که احساس کردید استرس شدیدی دارید کافی است تا چهار مرتبه پشت سر هم نفس کوتاه و بریده بکشید و سپس به همان صورت از طریق بینی بازدم داشته باشید. این فعالیت به دوام و ثبات نفس کشیدن شما کمک می‌کند. اگر این تکنیک را برای مدتی انجام دهید به راحتی به آن عادت می‌کنید و در مراحل بعدی پیشنهاد می‌شود حتی میزان نفس کشیدن پشت سر هم خود را از ۴ مرتبه به ۶ یا ۸ مرتبه افزایش دهید،‌ توجه داشته باشید که این فرآیند برای کاهش استرس شما است و به هیچ وجه با خود برای نفس کشیدن بیشتر مسابقه نداشته باشید. تکنیک نفس‌کشیدن مساوی به کاهش استرس به خصوص در شرایط قبل از رفتن به رختخواب و زمانی که قصد دارید به ذهن و بدن خود استراحت بدهید کمک بسزایی می‌کند.

۲. تکنیک نفس کشیدن شکمی

برای انجام این تکنیک، یک دست را روی سینه قرار دهید و با دست دیگر ناحیه شکمی را لمس کنید. سپس نفس عمیقی از طریق بینی خود کشیده و همزمان، باز شدنِ ریه‌ها را برای ورود هوا احساس کنید. این تمرین را شش تا ده بار در هر دقیقه به مدت ۱۰ دقیقه انجام دهید. پیشنهاد می‌شود قبل از اینکه به محیط‌های استرس زا نظیر سالن امتحان و ملاقات‌های تجاری وارد می‌شوید از از تنفس شکمی غافل نشوید.

۳. تکنیک نفس کشیدن جمجمه درخشان یا Kapalabhati

برای رهایی از استرس با این تکنیک نفسی طولانی و آهسته بکشید سپس به سرعت سعی کنید از قسمت بالایی شکم بازدم داشته باشید. این شیوه نفس کشیدن را ادامه دهید تا زمانی که احساس کردید با آن مشکلی ندارید، سپس چرخه این تکنیک را بیشتر کنید و سعی داشته باشید ۱۰ بار به این حالت نفس بکشید.

۴. تکنیک نفس کشیدن جایگزین بینی یا Nadi Shodhana

شاید بتوان گفت آخرین تکنیکی که در این بحث به آن می‌پردازیم، موثرترین آنها نیز هست، گفته می‌شود که این تکنیک باعث می‌شود دو قسمت مغز به یکدیگر متصل شده و آرامش و تعادل کاملی را برای شما به ارمغان بیاورد. برای انجام این تکنیک یکی از سوراخ‌های بینی خود را با انگشت بگیرید، سپس از سوراخ دیگر نفس عمیقی بکشید و در بازدم جای انگشت خود را عوض کرده و از سوراخ دیگر بینی که تاکنون بسته بوده بازدم انجام دهید. این فرآیند را تکرار کنید و سعی داشته باشید جای انگشت خود را عوض کنید تا در هر نفس کشیدن سوراخ‌های بینی هرکدام به نوبت دم و بازدم داشته باشند. پیشنهاد می‌کنیم اگر کار دشواری پیش رو دارید و برای انجام دادن آن نیاز به تمرکز زیادی حس می‌کنید حتما این روش نفس کشیدن را انجام دهید.

ذکر این نکته نیز لازم به نظر می‌رسد که در ابتدا ممکن است با این روش احساس راحتی نکنید اما مطمئن باشید نتیجه‌ بسیار مثبتی را تجربه خواهید کرد. ایجاد تعادل میان ذهن و بدن و در نتیجه رها شدن از زیر فشار‌ استرس می‌توان از نتایج این شیوه تفس ذکر کرد. همان‌ گونه که در ابتدا نیز ذکر شد،‌ برای رها شدن از استرس‌های روزمره، به راحتی و در ظرف چند دقیقه با انجام این تکنیک‌ها به آرامش می‌رسید.

ناگفته نماند که استرس، به خودی خود معلول است و علت، همیشه در جای دیگری پنهان شده است، بنابراین از انجام سایر روش‌های مناسب و کم هزینه برای رها شدن از فشار استرس غافل نشوید،‌ برای مثال یوگا راه‌ بسیار مناسبی جهت مقابله با استرس و رسیدن به آرامش است، بودن در کنار خانواده،‌ غذا پختن، رسیدن به گل و گیاه، ‌مطالعه و حتی خرید کردن از مواردی هستند که به کاهش استرس کمک می‌کنند. سعی کنید روش‌های نفس کشیدن را که در بالا ذکر شد در برنامه روزانه خود قرار دهید، این تکنیک‌ها در کنار کمک به کاهش استرس باعث حفظ سلامتی ریه‌ها نیز می‌شوند.

منبع: میگنا

سه ‌پایه سلامت روان

روان‌پزشکان به چه کسی می‌گویند سالم؟

سازمان جهانی بهداشت که هدف خود را، دستیابی به عالی‌ترین سطح ممکن بهداشت برای همه مردم تعیین کرده، در اساسنامه خود در تعریف سلامت می‌گوید: «منظور از سلامت، حالت رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است، نه صرفا فقدان بیماری یا علیلی.» بر اساس این تعریف، فردی دارای سلامت روان است که: «توانمندی‌های خود را بشناسد و توانایی مقابله با استرس‌های روزمره را داشته باشد و به شکل مفید و موثری در جامعه مشارکت و فعالیت داشته باشد.»…
هر چند بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، منظور از سلامت فقط بیمار نبودن نیست اما هیچ راهکاری درباره این که چگونه می‌توان در تمام زمینه‌های جسمانی، روانی و اجتماعی رفاه را به دست آورد، ارائه نشده است. البته پژوهشگران و محققان در هر دو میدان، یعنی بهداشت جسم و بهداشت روان، گام‌های جدی برداشته‌اند. اگر بخواهیم تعریفی سخت‌گیرانه برای روان سالم مطرح کنیم، باید فردی را در نظر بگیریم که از هر نظر هیچ‌ گونه مشکلی نداشته باشد و در شرایطی هم که در معرض استرس‌های گوناگون قرار می‌گیرد حتی به‌طور موقت، دچار مشکل نشود. چنین افرادی علاوه بر این که از کیفیت زندگی خوبی برخوردارند و به خوبی زندگی می‌کنند، باید به سایر افراد در داشتن زندگی خوب کمک ‌کنند در حالی که در جامعه امروزی، کمتر کسی را می‌توان یافت که با این تعریف، روان سالمی داشته باشد. بیشتر افراد در برخورد با مسایل روزمره زندگی، علاوه بر این که مشکلاتی با شدت‌های مختلف را تجربه می‌کنند، دچار استرس‌ نیز می‌شوند. برخی از این مشکلات، زودگذر هستند و برخی نقشی ماندگارتر دارند.

اول، آرامش

بدون تردید آرامش، اولین شرط روان سالم است و در سایه آن می‌توان به شکل متعادلی به سایر امور زندگی و پیشرفت هم رسید. البته منظور از آرامش، آرامش نسبی و نداشتن دغدغه‌های متعدد و گاه فلج‌کننده است. البته در دنیای امروز، هیچ‌کس بدون دغدغه و گرفتاری نیست اما نکته مهم این است که فرد بتواند به درستی شرایط را ارزیابی و برای رفع و کاهش این نگرانی‌ها اقدام کند و در صورتی هم که مشکلات قابل‌ حل نیستند به‌گونه‌ای با آنها کنار بیاید، نه این که گرفتاری‌ها، عملکرد و زندگی او را تحت‌تاثیر قرار بدهند و باعث سلب آرامشش شوند.

دوم، مدیریت هیجان

از دیگر ویژگی‌های مهم سلامت روان، توانایی کنترل و بروز مناسب احساسات و هیجان‌ها است. بروز احساسات باید به‌گونه‌ای باشد که از یک طرف فرد نخواهد احساس‌هایش را سرکوب کند و از طرف دیگر، مهارگسیخته آنها را بروز ندهد. همچنین انتظار می‌رود ذهن سالم بتواند محیط پیرامون خود را به‌ درستی ادراک کند. انسان به کمک حواس پنجگانه، جهان را درک می‌کند، درکی که با واقعیت بیرونی هماهنگ است؛ چیزی نه بیشتر و نه کمتر از آن. ممکن است تعجب کنید و بپرسید مگر ممکن است ادراک‌ها با واقعیت همخوان نباشند؟ بله! در برخی شرایط بیمارگونه، ممکن است فرد درکی درست از عالم خارج نداشته باشد، برای مثال صدایی بشنود یا چیزی ببیند که وجود خارجی ندارد. البته این موضوع، در صورتی غیرطبیعی خواهد بود که این مساله تکرار شود و بیش از یکی، دو بار اتفاق بیفتد.

سوم، شناخت

یکی دیگر از خصوصیات ذهن سالم، شناخت است. منظور از شناخت، مجموعه‌ای از توانایی‌های مغز شامل هوشیاری، توجه و تمرکز، حافظه، زبان و… است که هر فردی با توجه به شرایط خود از آن بهره‌مند است. سالم بودن این توانایی‌ها تامین‌کننده و نشانگر بخشی از سلامت روان ما هستند.
شاید در این نوشته، همه خصوصیات یک روان سالم بیان نشده باشد، اما به بخشی از مهم‌ترین خصوصیات آن اشاره شده است. همه توانایی‌ها و خصوصیات گفته شده خود را به صورت یک نماد بیرونی و عینی بروز می‌دهند که آن «رفتار» است.
بررسی رفتار، عینی‌ترین روشی است که با ارزیابی آن می‌توان درباره سلامت روان افراد اظهارنظر کرد بنابراین داشتن رفتاری متناسب با شرایط پیرامونی، از اصلی‌ترین خصوصیت‌های نشانگر سلامت روانی افراد است.
شاید به همین دلیل است که علوم رفتاری، همواره در کنار روان‌پزشکی و سلامت روان به عنوان علمی ذکر می‌شود که تلاش می‌کند با شناخت بهتر ذهن و مغز به سمت بهبود کیفیت زندگی و ارتقای سلامت حرکت کند.

گردآوری: گروه سلامت و روان شیکوپ

بعد از طلاق با فامیل چگونه روبرو شوم؟!

طلاق یکی از معضلات اجتماعی است که ممکن است زوج‌های بسیاری با آن درگیر شوند و هر کدام از طرفین برای زندگی بعد از طلاق ممکن است مشکلاتی داشته باشند.

بعد از طلاق با فامیل چگونه روبرو شوم؟

یکی از دغدغه‌ها و فشارهای بسیار زیاد بعد از طلاق، نحوه رو به رو شدن با فامیل‌های کنجکاو است که چشم به دهان ما دوخته اند. نگرانی درباره قضاوت‌های عجولانه آن‌ها و ده‌ها دغدغه دیگر، می‌تواند برای هر شخصی چالشی بزرگ باشد؛ محمدرضا نوربخش، کارشناس ارشد مشاوره در ادامه این مطلب نکاتی را در این باره مطرح می‌کند.

بعد از طلاق‌تان اطلاعات اضافی ندهید

یکی از استرس ‌های بزرگ زن و مرد این است که خبر طلاق را چه ‌طور به اطرافیانشان بدهند و معمولا هر کدام، داستانی برای طلاق‌شان می‌‌بافند و بارها آن را برای دیگران تکرار می‌‌کنند. در چنین شرایطی این ایده خوبی است که قبلا تمرین کنید چه چیزی را باید چگونه بگویید. تصمیم بگیرید چه میزان از جزییات برای گفتن به آن‌ها مناسب است. سعی کنید اطلاعات اضافی ندهید. ارائه اطلاعات بیش از حد درباره مشاجرات و یا مثلا خیانت و … ممکن است موجب شود که بعدا آن‌ها شما را سرزنش کنند.

بعد از طلاق‌تان دروغ نگویید و پنهان نکنید

بعضی افراد به خصوص خانم‌ها بعد از طلاق موضوع جدایی ‌شان را از دیگران پنهان می‌‌کنند یا دروغ می‌‌گویند که این اصلا مطلوب نیست؛ البته این نکته را هم در نظر بگیریم که کسانی که در زندگی فرد نقشی ندارند، ضرورتی ندارد درباره‌ طلاق وی چیزی بدانند و آن فرد می‌تواند درباره این موضوع با آن‌ها هیچ صحبتی نکند؛ اما دروغ گفتن یا پنهان کردن این موضوع به هر قیمتی، یک سری آسیب‌ها را در پی دارد.

بعد از طلاق‌تان با آرامش صحبت کنید

هنگامی که می‌خواهید این خبر را به فامیل بگویید، آرام باشید. با یک مقدمه طولانی شروع نکنید. اگر این خبر را بدون مقدمه طولانی بگویید و سپس موقعیت را تا آن جا که ممکن است با ظرافت برای آن‌ها تبیین کنید، مقداری از اضطراب آن‌ها کم خواهد شد. واکنش‌های شدید و هیجانی از طرف شما، وقتی اقوام و فامیل سوال می‌کنند، ممکن است باعث مقابله دوجانبه و قضاوت‌های نا بجا شود.

بعد از طلاق از همسر سابقتان زیاد بدگویی نکنید

شما و همسر سابقتان اوقات خوشی هم داشته اید یا حداقل فامیل و اقوام روابط مثبت شما را قبلا هم دیده اند. شاید برخی از آن‌ها هم احتمالا با همسر سابقتان دوستی داشته‌اند و از او خوششان می‌آمده، با این توصیف گرچه اکنون از دست او عصبانی هستید اما بدگویی زیاد شما از او می‌تواند باعث تعجب و ناراحتی برخی شود و از طرفی هم شما عصبانی شوید که چرا آنان از همسر سابقتان طرفداری می‌کنند. ضمن این که تحقیر و سرزنش شدید یک نفر می‌تواند باعث پیش برداشت‌های نادرست و کناره‌گیری دیگران از شما شود چون نگران برخورد شما با خودشان خواهند بود.

بعد از طلاق‌تان رابطه با فامیل را قطع نکنید

شاید فشار ناشی از توضیح دادن و قضاوت‌های دیگران، شما را به این نتیجه برساند که بهتر است رابطه تان را با فامیل قطع کنید؛ اما این راهکار خوبی نیست، چون اول این که شما نیاز به حمایت اجتماعی دارید، دوم این که همه فامیل قرار نیست با شما بد برخورد کنند، سوم اینکه قطع رابطه با آنان نه تنها فشار را کم نمی‌کند بلکه سوء تفاهم‌ها و کنجکاوی‌ها را بیشتر هم می‌کند، چهارم و از همه مهم تر این که شما نیاز دارید با مسائل بعد از طلاق سازگار شوید و سریعتر به روال عادی زندگی بازگردید؛ بنابراین روابط خود را با فامیل ادامه دهید هر چند می‌توانید روابط تان را با برخی از آن‌ها محدود کنید.

بعد از طلاق‌تان خیلی به قضاوت‌های فامیل اهمیت ندهید

دیگران جای شما نبودند و تجربیات شما را نداشتند و نمی‌توانند مانند شما احساس، فکر و رفتار کنند. آنان براساس شرایط زندگی، سبک و نظر خود، احساس، فکر و رفتار می‌کنند. اگر شما تلاش‌های خود را انجام داده اید، با یک یا چند مشاور قبل از طلاق صحبت کرده اید، تصمیمتان را مرور کرده و در نهایت اقدامات لازم را انجام داده اید، دیگر نیازی نیست به خودتان فشار بیاورید تا همه را راضی کنید و آنان حق را به شما بدهند.

این اتفاق نخواهد افتاد چون دیگران جای شما نیستند و نمی‌توانند باشند؛ البته اگر هم اقدامات لازم و مفیدی برای پیشگیری از طلاق انجام نداده اید و دیگران شما را به این دلیل سرزنش می‌کنند، بدانید احساس گناه و سرزنش بیش از حد، نه تنها نمی‌تواند به شما کمک کند، بلکه آسیب‌زا هم هست.

بعد از طلاق‌تان صبور باشید

اطلاع خبر طلاق با روشی ملایم و آرام به اقوام و افرادی که شما را دوست دارند سبب می‌شود از حمایت و علاقه مثبت آن‌ها برخوردار شوید، نه این که با دیگران برای نزاع و مشاجره با همسر سابقتان متحد شوید. طلاق، یک مرحله گذار است و دیگران نگران شما هستند، بنابراین به خودتان و آن‌ها فرصت بدهید تا این خبر را پردازش کنند و با تغییراتی که ایجاد می‌شود کنار بیایند.

این آسان نیست اما صبر، حمایت و صداقت می‌تواند عبور از این مرحله را برای هر فردی آسانتر کند.

منبع: مجله اینترنتی کمونه

راههاى کنترل خشم و غضب از نگاه امام باقر(ع)

 عبدالکریم پاک نیا

خداوند متعال یکى از مهم ترین ویژگى هاى انسان هاى الهى و پارسا پیشه را کظم غیظ و عفو از مردم مى شمارد و مى فرماید:

«الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین؛ آل عمران.۱۳۴ مومنان در هنگام عصبانیت خشم خود را فرو مى برند و ازخطاى مردم در مى گذرند وخدا نیکوکاران را دوست دارد.» «کظم» در لغت به معنى بستن سر مشکى است که از آب پر شده باشد و به طور کنایه در مورد کسانى که از خشم و غضب پر مى شوند ولى از اعمال آن خوددارى مى نمایند، به کار مى رود.

«غیظ» به معنى شدت غضب وحالت برافروختگى و هیجان فوق العاده روحى است، که بعد از مشاهده ناملایمات به انسان دست مى دهد.

حالت خشم و غضب از خطرناک ترین حالات انسان است و اگر جلوى آن رها شود، در شکل یک نوع جنون و دیوانگى و ازدست دادن هر نوع کنترل اعصاب خودنمایى مى کند و موجب مى شود که بسیارى ازجنایات و تصمیم هاى خطرناک از انسان صادر شود که انسان یک عمر باید کفاره و تاوان آن را بپردازد. ۱

در مقاله اى که از نظر خوانندگان عزیز مى گذرد این آموزه قرآنى با توجه به سخنان امام باقر (ع) مورد بررسى و تحقیق اجمالى قرار مى گیرد.

خشم مثبت و منفى

غضب یکى از غرایز انسانى است و بهره هاى فراوانى براى انسان دارد و در دفاع از هویت و باورها و فرهنگ او نقش مهمى ایفا مى کند.

سه گروه متفاوت

در واقع انسان ها را مى توان در مورد این حالت نفسانی، به سه گروه تقسیم کرد:

دسته اول: انسان هایى که در هنگام غضب افراط مى کنند و از حد و مرز ایمان بیرون مى روند. این گونه اشخاص همواره گرفتار اعمال ناپسند خود هستند و بسا که پشیمانى هم سودى به حالشان نخواهد داشت.

دسته دوم: افرادى هستند که اساساً خشمگین نمى شوند و اصلا قوه غضبیه خود را به کار نمى گیرند و در جاهایى که حتى شرع و عقل هم براى آنان خشم را لازم دانسته است، به هیچ وجه حرکتى ندارند. اینان نه تنها عملى ناپسند انجام مى دهند، بلکه از افراد عصبانى بدترند و افرادى بى غیرت و بى هویت تلقى مى شوند.

دسته سوم: کسانى که براساس کمال وجودى خود هرگاه خشمگین شوند، از مرز اعتدال خارج نمى شوند. اینان با ایمان راسخ و اعتماد به نفسى که دارند، هنگام بروز حالت خشم بر وجودشان تسلط کامل دارند و تمام اعضا و جوارح آنان تحت فرمان عقل و ایمانشان قرار دارد.

خشم مقدس

قرآن کریم هرگز اصل خشم را تخطئه نمى کند و خشم هاى مقدس را مى ستاید.اساساً خشم مقدس یکى از صفات الهى است که نام هاى قهار و جبار حضرتش به آن اشاره دارد. خشمگین شدن اگر متعادل و در راه حق باشد، نه تنها ناپسند نیست، بلکه پسندیده و مورد رضاى حق هم خواهد بود.

در سیره رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به نقل از امیر مومنان (علیه السلام) آمده است که: آن حضرت براى امور دنیا هرگز عصبانى نمى شد؛ اما هرگاه براى حق غضبناک مى شد، احدى را نمى شناخت و خشم پیامبر آرام نمى شد تا اینکه حق را یارى کند. ۲

علامه طباطبایى (ره) در این زمینه مى فرماید:«هرگاه رسول خدا(ص) خشمگین مى شد- که جز براى خدا غضب نمى کرد- چیزى تاب مقاومت در برابر غضب آن حضرت را نداشت.» (۳)

آرى یک انسان کامل فقط در راه حق و به خاطر پایمال شدن حقوق الهى و حقوق مردم خشمگین مى شود و در این مورد هم از مرز ایمان و حدود الهى خارج نمى شود.

خشم پیامبر (ص)

در این خصوص روایتى زیبا از سیره رسول گرامى اسلام (ص) نقل شده است که حمزه بن عبدالمطلب، عموى بزرگوار و برادر رضاعى حضرت رسول بود؛ زیرا حمزه از ثویبه اسلمیه- دایه پیامبر قبل از حلیمه سعدیه شیر خورده بود،حمزه از رسول خدا چهار سال بزرگتر بود.

او در جنگ احد ۶۰ سال داشت که به دست وحشی- غلام جبیر بن مطعم- به شهادت رسید. وحشى به تحریک و تطمیع هند- دختر عتبه بن ربیعه و مادر معاویه بن ابى سفیان- حضرت حمزه سیدالشهداء را مورد حمله غافلگیرانه قرار داد و به شهادت رساند. هند که از آن بزرگوار به شدت ناراحت بود و از حضرت حمزه به علت کشته هاى جنگ بدر کینه شدیدى داشت، بعد از شهادت حمزه اعضاى بدن آن حضرت را مثله کرد و حتى جگرش را بیرون آورده، از عمق کینه آن را در دهانش مکید.

رسول خدا (ص) وقتى به بالین پیکر قطعه قطعه عمویش آمد آن چنان ناراحت و خشمگین شد که سخن از انتقام گفت. در آن هنگام،جبرئیل علیه السلام نازل شد و براى دلدارى پیامبر (ص) این آیه شریفه را نازل کرد:«و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصابرین؛ (نحل.۶۲۱)

هرگاه خواستید کسى را مجازات و عقوبت کنید، تنها به مقدارى که به شما تعدى شده کیفر دهید و اگر صبر کنید، این کار براى صبرکنندگان بهتر است.» پیامبر نیز خشم خود را کنترل کرد و فرمود:

«پس من صبر مى کنم.»(۴)

افراط نکردن در حالات خشم

به طور طبیعى هر انسانى بر اثر عوامل و زمینه هایى که برایش پیش مى آید، گاهى خوشحال و گاهى نیز خشمگین و ناراحت مى شود؛ اما اگر این حالات فطرى با معیار دین و

هدایت قرآن و رهنمودهاى اهل بیت علیهم السلام همراه باشد، هرگز در آن افراط و تفریط دیده نخواهد شد.

قرآن خشم هاى بى مورد را به دوران جاهلیت نسبت داده و سکون و آرامش را در هنگام خشم ویژه رسول خدا(ص) و مؤمنین مى داند و خاطرنشان مى کند که این آرامش هم یک موهبت الهى است؛ همچنان که خشم و تعصبات جاهلى را ره آورد افکار نادرست و عملکرد غلط کافران قلمداد مى کند و مى فرماید:

«به خاطر بیاورید هنگامى را که کافران در دل هاى خود خشم و نخوت جاهلیت داشتند و در مقابل خداوند آرامش و سکینه خود را برفرستاده خویش ومؤمنان نازل فرمود.» (فتح.۶۲)

خداوند در این آیه به ما مى آموزد که فرهنگ جاهلیت «حمیت»، «تعصب»، «غضب» و خشم جاهلى است؛ ولى فرهنگ اسلام «سکینه»، «آرامش» و «تسلط برنفس» مى باشد.

کلام امام باقر(ع) در این زمینه رهنمود شایسته اى براى ماست. آن حضرت در مورد ویژگى شیعیان على فرمود:

«الذین أذا غضبوا لم یظلموا و اذا رضوالم یسرفوا؛(۵)

آنان چنان اند که در هنگام خشم و غضب دست به ستم و گناه و حرکات جاهلانه نمى آلایند و هرگاه راضى و خشنود شدند، افراط و زیاده روى نمى کنند.»

آری، غرایز انسانى همانند موتور محرک است که انسان را گاهى همانند طوفان و تندباد چنان به حرکت درمى آورد که اگر مراقبتى صورت نگیرد، خسارت هاى جبران ناپذیرى در پى خواهد داشت؛ اما همین محرک ها اگر به وسیله ایمان و باورهاى قلبى و ارتباط با انسان هاى کامل تعدیل و کنترل شود، از عواقب ناشایست به دور خواهند ماند.

شیوه هاى کنترل خشم

براى فرونشاندن خشم و غضب راهکارهاى مختلفى وجود دارد که با انجام آن مى توان از ضررهاى بعدى عصبانیت جلوگیرى کرد.

وقتى که در حضور امام باقر(ع) سخن از غضب به میان آمد، حضرت فرمود؛ «همانا که مرد خشمگین مى شود و تا خود را داخل آتش نکند و به گناهى دست نیالاید آرامش نمى یابد و خشمش فرو ننشیند. پس براى اینکه در هنگام خشم به کارهاى ناشایست اقدام نکنید هرگاه شخصى خشمگین شد اگر ایستاده است فورا بنشیند تا پلیدى و وسوسه شیطان از او دور شود و هرگاه به خویشاوندش غضب کند، به نزد او برود و بدنش را مس کند؛ چرا که خویشاوند اگر مس شود، آرامش یابد.»(۶)

در توضیح این حدیث، ما براى کنترل خشم و عصبانیت راهکارهاى دیگرى که دانشمندان اخلاق و روان مطرح کرده اند نیز پیشنهاد مى کنیم:

۱- در آن حالت شخص به سیره انبیاء، اولیاء و صلحاء- که خود را پیرو آنان مى داند- توجه کند و در مورد آیات و احادیثى که غضب بى جا را مذمت کرده اند، فکر کرده و از عواقبش برحذر باشد.

۲- در هنگام خشم استعاذه نماید و با گفتن جمله «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» به خداوند عالم پناه ببرد.

۳- با آب سرد وضو بگیرد و یا غسل نماید.

۴- زمینه ها و بسترهاى دیگر خشم را خود یا دیگران از میان بردارند مانند گرسنگی، تشنگی، خستگی، بى خوابى و…

۵- فوائد شیرین و لذت بخش کظم غیظ را- که بارها تجربه کرده- در نظر آورد.

۶- از افراد بدخلق و عصبانى فاصله بگیرد و رفاقت نکند.

۷- اعتقاد به قضا و قدر خداوندى را در وجودش تقویت کند و بداند که گاهى پدید آمدن برخى حوادث ناگوار که با میل باطنى او ناسازگار است، در اثر تقدیر الهى است.

امام باقر(ع) در این زمینه فرمود:

در میان خلق خدا سزاوارترین کس به تسلیم در برابر قضاى خدا کسى است که خداى عزوجل را بشناسد و هر که به قضا راضى باشد، قضا بر او وارد شود و خدا اجر او را بزرگ فرماید و هر که قضا را ناخوش دارد، قضا بر او وارد شود و خدا اجرش را تباه سازد.»(۷)

۸- انسان وقتى که بر فردى ضعیف تر از خودش خشم مى گیرد، فراموش نکند که قدرت خداوند خیلى بالاتر از قدرت اوست و ممکن است مورد قهر و غضب و انتقام خداوند قرار گیرد. قرآن مى فرماید:

«آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمى دارید خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.» (نور.۲۲)

۹- سفارش به اطرافیان در مورد یادآورى عواقب شوم عصبانیت و تذکر نکات مؤثر.

نوشته اند که در میان پادشاهان بنى اسرائیل عادتى مرسوم بود که آنان را در حکومت کنترل مى کرد؛ به این صورت که در نزد هر یک از آنان حکیمى دانا بود و صحیفه اى به همراه داشت که هرگاه پادشاه عصبانى مى شد، آن حکیم، صحیفه را در مقابل او گرفته، به دستش مى داد. در آن صحیفه نوشته بود: «بر زیردستان رحم کن! از مرگ بترس! روز جزا را فراموش نکن!» وقتى شاه آن را مى دید، غضبش ساکن مى شد.

چه زیباست افرادى که قادر به کنترل خشم خود نیستند و همیشه بعد از عصبانیت پشیمان مى شوند، چنین صحیفه اى تهیه کنند و به اطرافیان بسپارند که در هنگام غضب آنان، علاوه بر ارائه آن صحیفه، آثار خوش خلقى و عاقب شوم بدخلقى و عصبانیت را به وى یادآور شوند تا در خانواده یا در اجتماع و یا در مراکز مهم به این وسیله خشم خود را کنترل نمایند. حتى یک حدیث، یک نکته و یا عبارتى در موضوع کظم غیظ با خط درشت، در محل زندگى نصب کنند که دیگران او را به آن توجه دهند.

۱۰-آخرین نکته اینکه بدانند انسان هاى عصبانى در میان مردم و عقلاى عالم منفورند و بردباران عزیز و محترم.

آثار و فواید کنترل عصبانیت

وقت خشم و وقت شهوت مرد کو؟

طالب مردى چنینم کو به کو!

کو در این دو حال مردى در جهان

تا فداى او کنم امروز جان
(۸)

اگر انسان بتواند در حالات خشم و غضب، مالک نفس خویش باشد، او را مى توان از افراد نیرومند و توانا برشمرد؛ چرا که کنترل نفس سرکش در آن حالت، ایمان و اراده اى والا و قوى لازم دارد که خیلى از انسان ها نمى توانند از عهده اش برآیند. اگر مرورى به صفحات حوادث در رسانه ها داشته باشیم اکثر حوادث ناگوار ریشه در عدم توانایى مجرمین در کنترل خشم و غضب خود دارد.

به این جهت کنترل غضب امرى مهم به شمار مى آید و هر کس در آن موفق شود، افزون بر بهره هاى فراون دنیوی، داراى مقامى بلند از نظر معنوى خواهد بود. اینک به برخى از آثار و فواید کنترل خشم توجه مى کنیم:

الف. نجات از آتش دوزخ

امام باقر(ع) یکى از مهم ترین برکات خویشتن دارى در حالت خشم را نجات از آتش دوزخ بیان مى کند و مى فرماید: «من ملک نفسه اذا… غضب حرم الله جسده على النار؛(۹) هر کس در هنگام خشم و غضب مالک نفس خویش باشد، خداوند متعال بدن او را بر آتش جهنم حرام خواهد کرد.»

ب. آرامش روز قیامت

آن حضرت پاداش شیرین کظم غیظ را در ضمن تفسیر آیه «و اذا ما غضبوا هم یغفرون» (شوری.۷۳) این گونه بیان مى کند:

من کظم غیظا و هو یقدر على امضائه حشى الله قلبه امنا و ایمانا یوم القیامه (۱۰) هر کس خشم خود را فرو برد، در حالى که مى توانست از طرف مقابل انتقام بگیرد خداوند متعال در روز قیامت قلبش را از ایمان و امنیت و سلامتى پرخواهد کرد.»

ج. روشنى چشم اهل بیت(ع)

فرو بردن خشم و بردبارى در مقابل عصبانیت از لذت بخش ترین لحظاتى است که امامان معصوم(ع) از آن به عنوان روشنى چشم نام مى برند. آن گرامیان این خصلت والاى انسانى را همواره دوست داشتند و شیرینى آن را هرگز فراموش نمى کردند.

حضرت باقر(ع) مى فرماید: «پدرم امام صادق(ع) مى فرمود: پسرم! هیچ چیز مانند عصبانیتى که با صبر پایان مى پذیرد چشم پدرت را روشن نمى کند.» (۱۱)

آرى اگر انسان بتواند در آن لحظه خطرناک و حساس، صبر و بردبارى پیشه کند، لذت و شیرینى آن تا آخر عمر در کامش خواهد ماند و او را مسرور خواهد نمود. در مقابل اگر خود را کنترل نکند تا آخر زندگى در آتش حسرت و ندامت خواهد سوخت.

د. امنیت از خشم خدا

امام باقر(ع) در این مورد فرمود:

«یا موسى امسک غضبک عمن ملکتک علیه: اکف عنک غضبی؛(۱۲)

در کتاب تورات در ضمن مناجات خداى عزوجل با موسی(ع) آمده است: اى موسى خشم خود را از کسى که تو را بر او مسلط ساخته ام، بازگیر تا خشم خود را از تو بازگیرم.»

هـ . داخل شدن در ردیف اهل ایمان

قرآن کریم مومنان را در آیات متعدد به خاطر کنترل خشمشان مى ستاید. در سوره شورى در مورد یکى از ویژگى هاى بارز مومنین مى فرماید: «و اذا غضبوا هم یغفرون؛ (شوری.۷۳) مومنین زمانى که خشمگین مى شوند (با فرو خوردن خشم خود) عفو مى کنند.»

هر انسانى طبیعتا در مقابل پیشامدهاى ناگوار و ناهنجارى ها ناراحت و عصبانى مى شود و آیه فوق مى گوید که اهل ایمان در چنین مواقعى نه تنها خود را به گناه آلوده نمى کنند، بلکه با کنترل خشم خود از صفت عفو و بخشش بهره مى گیرند.

سیره امام باقر(ع)

در سیره اخلاقى امام باقر(ع) آمده است:

روزى یک نفر مسیحى به آن حضرت جسارت کرد و گفت : «انتَ بقر؛ تو گاو هستی.»

امام بدون اینکه خشمگین شود، فرمود: «لا انا باقر؛ نه من باقرم.» مسیحى گفت: تو پسر آن زن آشپز هستی؟ امام فرمود: آرى مادرم یک بانوى آشپز بود. آن مرد براى اینکه امام را عصبانى کند، دوباره گفت: تو پسر زن سیاه چرده، زنگى و دشنام گو هستی. امام پاسخ داد. اگر تو راست مى گویی، خدا مادرم را بیامرزد و اگر دروغ مى گویی، خداوند تو را ببخشد. وقتى آن مرد مسیحى بردبارى و حلم بى پایان امام را مشاهده کرد که با این اهانت ها هرگز خشمگین نشد و کاملا بر نفس خود مسلط بود، زبان بر شهادتین جارى کرد و مسلمان شد.(۱۳)

این رفتار حضرت باقر(ع) دقیقا در تفسیر این آیه شریفه است که مى فرماید:

«هرگز نیکى و بدى یکسان نیست؛ بدى را با نیکى دفع کن! ناگاه  خواهى دید همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى مى شود و این  خصلت را جزکسانى که شکیبا بوده اند، نمى یابند و آن را جز صاحب بهره اى بزرگ، نخواهند یافت.» (فصلت .۴۳)

دستاوردهاى این حرکت پسندیده از نظر روحى و روانى و معنوی، خیلى بهتر و بیشتر از آن است که انسان خشم و غضب خود را با هیجانات عصبى و رفتارهاى زشت و کینه توزانه فرو نشاند.

دراین باره اشاره به سخن مولوى در مورد علی(ع) خالى از لطف نیست. او بعداز آنکه مولاى متقیان را اسوه بردباران معرفى مى کند و با ستایش از آن حضرت مى گوید که امام(ع) در هنگام خشم و غضب کاملا برخود مسلط بود و هرگز اراده و تدبیر خود را در اختیار احساسات زودگذر قرار نمى داد و تمام اعضا و جوارحش تحت عقل و وحى بود، به نقل داستانى دراین زمینه مى پردازد و در ستایش حلم آن گرامى به زبان حال امام مى گوید.

باد خشم و باد شهوت باد آز

برد او را که نبود اهل نماز

 خشم بر شاهان، شه و ما را غلام

خشم را هم بسته ام زیر لگام

تیغ حلمم گردن خشم زده است

خشم حق، بر من چو رحمت آمده است

 که نیم، کوهم ز صبر و حلم و داد

کوه را کى در رباید تند باد

مضرات غضب

الف- زمینه براى تسط شیطان

ضررهاى فراوانى بر غضب مى توان بر شمرد که مهمترین آن تسلط شیطان بر انسان است. اساساً فرد خشمگینى که قادر به کنترل خشم خود نیست و نمى تواند تصمیمات مثبت بگیرد و وجودش را آتش کینه و انتقام پر کرده است، در آن لحظه وجودش بسترى مناسب براى بهره بردارى شیطان است و شیطان مى تواند به راحتى او را گمراه کند و از همین راه به اهداف شوم خود دست یابد.

امام باقر(ع) دراین زمینه مى فرماید:

«غضب، آتش پاره اى است از شیطان که در باطن فرزند آدم است و چون کسى از شما عصبانى شد، چشم هاى او سرخ مى شود و باد به رگ هاى او مى افتد و شیطان در وجودش داخل مى شود.» (۱۵)

البته اگر انسان تحت تأثیر شیطان قرار گیرد، ممکن است هرگونه گناه و کار ناشایستى مرتکب شود.

ب: دورى از فضائل اخلاقى

انسان درحال عصبانیت از ادب و حیا و عفت فاصله مى گیرد. احترام بزرگان و اطرافیان را نمى تواند نگهدارد. پرده حیا و عفت را مى درد و در نتیجه سخنانى بر زبانش جارى مى شود که در حالت عادى از گفتن وحتى شنیدن آن خجالت مى کشد. دست به کارهایى مى زند که هرگز با اخلاق و انسانیت هم خوانى ندارد.

ج- خوارى و رسوایى

از دیگر مفاسد خشم هاى بى جا، خوارى و ذلت و رسوایى فرد عصبانى است. او معمولا وقتى که حالت خشم برایش عارض مى شود، درمیان جمع، فردى غیرعادی، ناتوان و سبک قلمداد مى شود که قادر به کنترل وجودش نیست و نمى تواند امور زندگى اش را مدیریت کند و تمام کسانى که او را در آن حال مى بینند، به دیده حقارت و یا ترحم به او مى نگرند.

د- سلب اعتماد دیگران

افراد جامعه به ویژه عقلاى قوم و نخبگان، به افراد عصبانى کمتر اعتماد مى کنند؛ چرا که احساس مى کنند او به اندک بهانه اى خشمگین مى شود و تصمیماتى مى گیرد که مبناى عقلانى و منطقى ندارد؛ گرچه بعدا اظهار ندامت کرده ، عذرخواهى هم مى کند.

پى نوشتها:

۱- تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج ۳، ص: .۹۷

۲- معراج السعاده ، ملا احمد نراقی، ص .۲۲۶

۳- سنن النبی، علامه محمد حسین طباطبایی، ص ۶۷٫

۴- تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۸۵۴

۵- تحف العقول، ابن شعبه حرانى ، ص .۵۳۴

۶- الکافی، کلینى باب الغضب، ح ۲، ج .۲ ص .۳۰۲

۷- الکافی، ج ۲، ص ۳۶٫

۸- مثنوى مولوی، دفتر اول.

۹- تفسیر البرهان .ج .۴ ص ۸۲۸٫ سیدهاشم بحرانى

۱۰- بحارالانوار، مجلسی، ج: ۶۸ ص .۴۱۱

۱۱- الکافی، باب کظم الغیظ، ح ۱٫

۱۲-همان باب الغضب، ح ۷٫

۱۳- المناقب، محمدبن شهر آشوب ج ۴، ص.۲۰۷

۱۴- مثنوی، دفتر اول.

۱۵- معراج السعاده، ص ۶۲

کانون گرم خانواده

اشاره
اینک دختر و پسر عزیز جوان ما خوب می‌دانند که هدف اصلی در «ازدواج» و نتیجه‌ی عالی این پیوند مقدّس، «تشکیل خانواده» است.
در روزگار ما همه از خانواده می گویند و دغدغه‌ی خانواده را دارند. جامعه شناسان اولین حلقه‌ی شکل‌گیری بنیان جامعه را خانواده می‌دانند. روانشناسان ریشه‌ی حالات روانی انسان‌ها را در خانواده جستجو می‌کنند. دانشمندان تربیت، نقطه‌ی عزیمت تربیت را خانواده می‌دانند و مصلحان اجتماعی هر نوع تحول صلاح گرایانه را منوط به خانواده می‌دانند و…
به راستی خانواده چقدر اهمیت دارد؟ نظر اسلام در این باره چیست؟ چگونه می‌توان شالوده‌ی خانواده را محکم کرد؟ و…
شنیدن سخنان رهبر عزیز به عنوان یک دانشمند برجسته‌ی اسلامی و متفکر زمان‌شناس، در ترسیم جایگاه خانواده و نقش‌های گوناگون آن برای جوانانی که در آغاز تشکیل این نهاد پُر ارج هستند، راه گشاست:

 کلمه‌ی طیبه یا نهاد پاک

خانواده، کلمه‌ای طیبه[۱]است. کلمه‌ی طیبه هم خاصیتش این است که وقتی یک جایی به وجود آمد، مرتب از خود برکت و نیکی می‌تراود و به پیرامون خودش نفوذ می‌دهد. کلمه‌ی طیبه همان چیزهایی است که خدای متعال آن را با همان اساس صحیح به بشر اهدا کرده. این‌ها همه کلمه‌ی طیبه است؛ چه معنویات و چه مادیات.۲۷

 سلول اصلی پیکره‌ی اجتماع

هم چنان که بدن انسان از سلول‌ها تشکیل شده که نابودی و فساد و بیماری سلولها بطور قهری و طبیعی، معنایش بیماری بدن است و اگر توسعه پیدا کند به جاهای خطرناکی برای کل بدن انسان منتهی می‌شود، همین طور جامعه هم از سلول‌هایی تشکیل شده، که این سلول‌ها خانواده‌اند. هر خانواده‌ای یکی از سلول‌های پیکره‌ی اجتماع و بدنه‌ی اجتماع است. وقتی اینها سالم بودند، وقتی اینها رفتار درست داشتند، بدنه‌ی جامعه، یعنی آن پیکره‌ی جامعه سالم خواهد بود.۲۸

خانواده‌ی سالم، جامعه‌ی سالم

اگر در جامعه‌ای، خانواده مستحکم شد و زن و شوهر حقوق یکدیگر را رعایت کردند و با هم اخلاق خوش داشته و سازگاری نمودند و با همکاری هم مشکلات را بر طرف نموده و فرزندان را تربیت کردند، جامعه‌ای که این طور خانواده‌ها را داشته باشد، به صلاح خواهد رسید و نجات پیدا خواهد کرد و اگر مصلحی در جامعه باشد می‌تواند این طور جوامع را اصلاح نماید. اگر خانواده‌ای نبود، بزرگترین مصلحین هم بیایند نمی‌توانند جامعه را اصلاح کنند.۲۹
هر کشوری که در آن بنیان خانواده مستحکم باشد، بسیاری از مشکلات آن کشور، به خصوص مشکلات اخلاقی و معنوی آن به برکت خانواده‌ی سالم و مستحکم برطرف می‌شود یا اصلاً بوجود نمی‌آید.۳۰
این پیوند ازدواج و زناشویی، یکی از نعمات بزرگ الهی و یکی از اسرار آفرینش است و یکی از موجبات بقا و ماندگاری و صحت و صلاح جوامع است.۳۱
تشکیل خانواده اگر به شکل سالمی صورت بگیرد و اخلاق حاکم بر زوجین، صحیح و منطقی و منطبق با اصول شرع، با آنچه که خداوند معین فرموده باشد، این پایه‌ی اصلاح جامعه است و پایه‌ی سعادت همه افراد جامعه است.۳۲
تشکیل بنای خانواده، یک نیاز اجتماعی است، اگر چنانچه در یک جامعه‌ای، خانواده‌ها درست بودند، سالم بودند، استحکام داشتند، تزلزل نداشتند، حدود و ثغور خانواده محفوظ بود، این جامعه می‌تواند به خوبی اصلاح بشود.افرادش می‌توانند رشد فکری پیدا کنند و از لحاظ روحی کاملاً سالم باشند، می‌توانند انسانهایی بدون عقده باشند.۳۳

جامعه‌ی بی‌خانواده، خاستگاه مشکلات روانی

جامعه‌ی بی‌خانواده جامعه‌ی آشفته‌ای است، جامعه‌ی نامطمئنی است.. جامعه‌ای است که در آن مواریث فرهنگی و فکری و عقاید نسلها به یکدیگر آسان منتقل نمی شود. جامعه‌ای که در آن تربیت انسان به راحتی و روانی صورت نمی‌گیرد. اگر جامعه‌ای خانواده نداشته باشد یا خانواده در آن متزلزل باشد. انسان در بهترین پرورشگاه‌های خود پرورش پیدا نخواهد کرد.۳۴
خانواده که نبود، نوجوان نیست، کودک نیست، انسان نیت، مرد و زن صالح نیست، اخلاق نیست، انتقال تجربیات مثبت و خوب و با ارزش نسل گذشته به نسل بعد نیست.۳۵
خانواده که نبود، مرکز تولید ایمان و دین باوری دیگر نیست.۳۶
جوامعی که در آن، خانواده سست و بی بنیاد است یا خانواده اصلاً تشکیل نمی‌شود یا کم تشکیل می‌شود، یا اگر تشکیل شد متزلزل است و در معرض نابودی و فناست. در این جوامع مشکلات روانی و عصبی بسیار بیشتر از آن جوامعی است که در آنها خانواده‌هایی مستقر هستند و زن و مرد به یک نقطه و کانونی متصلند.۳۷

 نسل‌های بی‌حفاظ

خانواده بنیاد بسیار مهم و حایز اهمیتی است. فایده‌ی خانواده در تربیت نسل بشر و ایجاد انسانهای سالم از لحاظ معنوی و فکری و روانی یک فایده‌ی منحصر به فردی است. هیچ چیز جای خانواده را نمی گیرد…وقتی نظام خانواده وجود داشته باشد، این میلیاردها انسان، هر کدامشان دو مکمل و دو پرستار را نمی گیرد.۳۸
خانواده یک محیط امنی است که در آن چه فرزندان و چه خود پدر و مادر می توا نند روح و فکر و ذهن خود را در این محیط امن و قابل اعتماد، سالم نگهدارند و رشد بدهند. وقتی خانواده سست شد، نسل‌هایی که همین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طور پشت سر هم می آیند، بی حفاظ اند.۳۹
انسان برای تربیت است؛ انسان برای هدایت و تعالی و کمال است. این نمی شود مگر در یک محیط امن؛ محیطی که در آن عقیده به وجود نیاید، انسان اشباع بشود، درآن تعلیمات هر نسلی به نسل بعد منعکس بشود و از کودکی یک انسان تحت تعلیم صحیح، روان، طبیعی و فطریِ دو معلم که نسبت به او از همه‌ی انسانهای عالم مهربان‌ترند یعنی پدر و مادر قرار بگیرد.۴۰
اگر خانواده‌‌‌‌‌‌ای در جامعه نباشد، همه تربیت‌های بشری و همه نیازهای روحی انسانها ناکام خواهد ماند زیرا طبیعت و ساخت بشری این گونه است که جز در آغوش خانواده و در محیط خانواده و در آغوش پدر و مادر آن تربیت سالم و کامل و بی‌عیب و بی‌عقده و آن بالندگیِ لازم روحی پیدا نخواهد شد. انسان زمانی از لحاظ روحی و عاطفی، صحیح و سالم و کامل بار خواهد آمد که در خانواده بار بیاید و در خانواده تربیت شود. اکر محیط زندگی آرام و مناسبی در خانواده حکم‌فرما باشد، می‌توان خاطر جمع شد که فرزندان از لحاظ ساختار عاطفی و روانی سالم هستند.۴۱
در خانواده، سه دسته انسان اصلاح می شوند، یکی مرد‌ها که پدران این خانواده هستند، یکی زنها که مادران این خانواده‌‌اند و دیگر کودکان که نسل بعدی این جامعه هستند.۴۲

  مختصّات خانواده‌ی خوب

خانواده‌ی خوب یعنی، زن و شوهری که با هم مهربان باشند، با وفا و صمیمی باشند و به یکدیگر محبت و عشق بورزند، رعایت همدیگر را بکنند، مصالح همدیگر را گرامی و مهم بدارند، این در درجه اول.
بعد، اولادی که در آن خانواده به وجود می‌آید، نسبت به او احساس مسئولیت کنند، بخواهند او را از لحاظ مادی و معنوی سالم بزرگ کنند. بخواهند از لحاظ مادی و معنوی او را به سلامت برسانند، چیزهایی به او یاد بدهند؛ به چیزهایی او را وادار کنند، از چیزهایی او را بازدارند و صفات خوبی را در او تزریق کنند. یک چنین خانواده‌ای اساس همه اصلاحات واقعی در یک کشور است. چون انسانها در چنین خانواده‌ای خوب تربیت می‌شوند، با صفات خوب بزرگ می‌شوند. با شجاعت، با استقلال عقل، با فکر، با احساس مسئولیت، با احساس محبت، با جرئت، جرئت تصمیم گیری، با خیرخواهی – نه بدخواهی – با نجابت، خب وقتی مردم جامعه‌ای این خصوصیات را داشته باشد، این جامعه دیگر روی بدبختی را نخواهد دید.۴۳

خانواده‌ی سالم، انتقال فرهنگ

انتقال فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و حفظ اصول و عناصر اصلی یک تمدن و یک فرهنگ در یک جامعه و انتقالش به نسل‌های پی‌درپی، ‌به برکت خانواده انجام می‌گیرد.۴۴
اساس ازدواج و مهمترین مصلحت ازدواج، عبارتست از تشکیل خانواده. علت هم این است که اگر خانواده سالمی در یک جامعه‌ای وجود داشته باشد، آن جامعه سالم خواهد شد و مواریث فرهنگی خودش را به صورت صحیح منتقل خواهد کرد. در آن جامعه تربیت کودکان به بهترین وجه صورت می‌پذیرد. لذاست که در آن کشورها و جوامعی که خانواده دچار اختلال می‌شود معمولاً اختلالات فرهنگی – اخلاقی به وجود می‌آید.۴۵
اگر نسلها بخواهند فرآورده‌های ذهنی و فکری خود را به نسل‌های بعدی منتقل کنند و جامعه از گذشته خودش بخواهد سود ببرد، این فقط با خانواده ممکن است. در محیط خانواده است که اول بار همه‌ی هویت و شخصیت یک انسان بر اساس فرهنگ آن جامعه شکل می‌گیرد و این پدر و مادرند که به طور غیر‌مستقیم و بدون اینکه خود آنهاتصنعی به کار ببرند، به طور طبیعی محتوای ذهن و فکر و عمل و معلومات و اعتقادات و مقدسات و اینها را به نسل بعدی منتقل می‌کنند.۴۶

خانواده‌ی سالم، آرامش افراد

نگرش اسلام به خانواده، نگرشی درست، نگرشی اصیل و یک نگاه همراه با اهتمام است که خانواده اصل قرار داده شده و به هم زدن بنیان خانواده یا آشفته نمودن آن جزء بدترین کارهاست.۴۷
خانواده در اسلام یعنی محل سکونت دو انسان، محل آرامش روانی دو انسان، محل انس دو انسان با یکدیگر، محل تکامل یک نفر به وسیله‌ی یک نفر دیگر، آن جایی که انسان در آن صفا میابد، راحتی روانی میابد، این محیط خانواده است. کانون خانواده در اسلام این قدر اهمیت دارد.۴۸
اسلام در بیان قرآن، در چند جا، این آفرینش زن و مرد و هم زیستی اینها و در نهایت زوجیّت آنها را برای آرامش و سکن برای زن و مرد شناخته است.۴۹
در قرآن ، آیه «و جعل منها زوجها لیسکن الیها»[۲] آمده است. دو جا در قرآن، تعبیر سکن- تا آن جایی که من یادم هست- وجود دارد.[۳] خدای متعال، زوج آدمی را از جنس او قرار داد، زوج زن را، زوج مرد را از جنس خود او قرار داده، «لیسکن الیها» تا این که آدمی بتواند – چه مرد و چه زن – در کنار شوهر یا همسر، احساس آرامش کند.۵۰
این آرامش، سکونت و نجات از تلاطم‌های روحی و اضطرابهای زندگی است. میدان زندگی، میدان مبارزه است و انسان در او دائماً در معرض نوعی اضطراب است، این بسیار چیز مهمی است. اگر این آرامش و سکونت به نحو صحیحی تحقق پیدا کند، زندگی سعادتمندانه می‌شود، زن خوشبخت می‌شود، بچه‌هایی که در این خانه متولد می‌شوند و پرورش می‌یابند، بدون عقده رشد خواهند یافت و خوشبخت خواهند شد. یعنی از این جهت، زمینه برای خوشبختی همه اینها فراهم است.۵۱

انسان که ماشین نیست!

وقتی که زن و شوهر در پایان کار روزانه یا در وسط روز بهم می‌رسند، و همدیگر را می‌بینند، هر دو از هم توقع دارند که توانسته باشند محیط را شاد، سرزنده، قابل زیست و رفع کننده‌ی خستگی ساخته باشند. این توقع بجایی است. اگر چنانچه بتوانید این کار را بکنید، زندگی شیرین می‌شود.۵۲
انسان در تلاطم‌های زندگی که ناشی از برخوردهای ناگزیر است، به دنبال یک فرصت می‌گردد تا به آن پناه برد. اگر یک زوج باشند، در این تلاطم‌ها به یکدیگر پناه می‌برند، زن به شوهرش پناه می‌برد و شوهر هم به زنش پناه می‌برد. مرد در کشاکش زندگی مردانه خود، احتیاج به یک لحظه‌ی آرامشی دارد تا بتواند راه را ادامه بدهد. آن لحظه‌ی آرامش کِی است؟ همان وقتی است که او در محیط سرشار از محبت و عطوفت خانوادگی خودش قرار می‌گیرد. با همسر خودش که به او عشق می‌ورزد، با اوست، در کنار اوست و با او احساس یگانگی می‌کند. وقتی با همسر خود مواجه می‌شود، این همان لحظه آسایش و آرامش است.۵۳
زن هم در کشاکش زندگی زنانه خود، با بحران‌ها و با تلاطم‌هایی مواجه می‌شود. چه در محیط بیرون از خانه مشغول تلاش و فعالیت و کارهای گوناگون سیاسی، اجتماعی و… باشد یا در داخل خانه مشغول باشد که زحمت و اهمیتش کمتر از کار بیرون نیست. حالا زن در این کشاکش به تلاطم‌هایی برخورد می‌کند و چون روح او ظریفتر است، بیستر به آرامش، به آسایش، به تکیه کردن به یک شخص مطمئن احتیاج دارد. او کیست؟ او شوهر است.۵۴
انسان که ماشین نیست، انسان روح است، انسان معنویت است، انسان عواطف و احساسات است. حالا می‌خواهد آرامش پیدا کند. این آرامش کجاست؟ محیط خانواده است.۵۵
محیط خانواده، محیط آرامش است باید محیط آرامش باشد. این عاطفه ‌ای که در زن و مرد نسبت به هم وجود دارد، به این آرامش درونی کمک می‌کند. این سکونت، این آرامش، به معنای آرامش در مقابل حرکت نیست، حرکت خوب است؛ این به معنای آرامش در مقابل تلاطم است. انسان گاهی در زندگی‌اش دچار تلاطم می‌شود. همسر، یک آرامشی به انسان می‌دهد که متلاطم نباشد. این در صورتی است که فضای خانه، فضای متلاطمی نباشد.۵۶

خانواده‌ی آرام تر با بهره‌وری بیشتر

هر انسانی – هم زن و هم مرد – در طول زندگی، در شبانه روز مشکلاتی دارد و با پیش‌آمدها و حوادثی مواجه است. این حوادث اعصاب را می‌کوبد و خسته می‌کند. انسانها را دچار ناآرامی و سراسیمگی می‌کند. وقتی وارد محیط خانواده شد، این محیط امن و امان به او تجدید قوا می‌بخشد. او را آماده‌ی یک روز دیگر و یک شبانه روز دیگر می‌کند. خانواده برای تنظیم زندگی انسان خیلی مهم است. البته خانواده باید خوب اداره بشود، باید سالم اداره بشود.۵۷
این بهره‌ای که مرد و زن از این خانواده‌ی آرام می‌برند، بهره‌ی کاری آنها را در بیرون خانواده بالا می‌برد، به آن اهمیت و ارزش می‌دهد، آن را باارزش و با کیفیت می‌کند.۵۸
فرصت ازدواج و آرام گرفتن در یک مجموعه‌ی خانواده،‌یکی از فرصت‌های مهم زندگی برای مرد و زن است. این یک وسیله‌ی آسایش، آرامش روحی، وسیله‌ی دلگرم شدن به تداوم فعالیت زندگی است، وسیله‌ی تسلی، وسیله‌ی پیدا کردن یک غم خوار نزدیک است، که برای انسان در طول زندگی بسیار لازم است.۵۹

فرصتی برای تجدید قوا

در داخل خانواده است که مرد و زن – که زوجین هستند – می‌توانند تجدید قوا کنند، می‌توانند همت خودشان را برای ادامه راه آماده کنند. می‌دانید که زندگی یک مبارزه است، کل زندگی عبارتست از یک مبارزه‌ی بلند مدت،مبارزه با عوامل طبیعی، مبارزه با موانع اجتماعی، مبارزه با درون خود انسان که مبارزه‌ی با نفس است. دائم انسان در حال مبارزه است. بدن انسان هم در حال مبارزه است. جسم انسان هم دائم دارد با عوامل مضر مبارزه می‌کند، قدرت این مبارزه وقتی در جسم باشد، جسم سالم است. در انسان، این مبارزه باید صحیح، منطقی، در جهت درست، با رفتارهای صحیح و با ابزارهای درست باشد.
این مبارزه گاهی یک استراحت و یک باراندازی لازم دارد. این یک سفر و یک حرکت است. این نقطه‌ی استراحت، داخل خانواده است.۶۰

احترام به قرارداد زناشویی

خانواده، یک قرارداد است، یک امر طبیعی نیست که دو چیز را به هم وصل کرده باشند. نه! یک قرارداد است. یک امر اعتباری است. ماندن او بسته به این است که طرفین قضیه و جامعه و قانون آن را محترم بشمارند. اگر به آن بی‌اعتنایی کردند، باقی نمی‌ماند.۶۱

 غریزه‌ی جنسی، نیاز متقابل

اسلام همین غریزه‌ی جنسی را پشتوانه‌ی بنای خانواده قرار داده است، یعنی، وسیله‌ی استحکام خانواده قرار داده است. یعنی چه؟ یعنی وقتی زن و مرد عفیف‌اند و متدین و خداترس‌اند و طبق دستور اسلام از گناه در باب غریزه‌ی جنسی اجتناب می‌کنند، طبعاً نیاز زن و مرد به یکدیگر در این مورد بیشتر خواهد شد. وقتی به هم زیادتر احتیاج داشتند، این بنای خانواده که پایه اصلی‌اش زن و مرد است، مستحکم‌تر خواهد شد.۶۲
اسلام می‌خواهد این پشتوانه را از خانواده نگیرد. اسلام می‌خواهد این انسانها بیرون از محیط خانواده این غریزه را اشباع نکنند، تا نسبت به خانواده بی‌قید و بی‌اعتنا و لاابالی بشوند، لذاست که جلوی راه را سد می‌کند.۶۳

تدیّن؛ رمز مانایی خانواده

در بنا و تشکیل خانواده و در حفظ خانواده، باید این احکام اسلامی را رعایت کرد تا خانواده باقی بماند. لذا شما در خانواده‌های متدین که زن و شوهر به این حدود اهمیت می‌دهند می‌بینید که سال‌های متمادی با هم زندگی می‌کنند. محبّت زن و شوهر به یکدیگر باقی می‌ماند و جداییشان از هم سخت است و دل در گرو محبت یکدیگر دارند. این حسن و این محبتهاست که بنای خانواده را ماندگار می‌کند و لذا اسلام به این چیزها اهمیت داده است.۶۴
اگر روش‌های اسلامی رواج پیدا کند، خانواده‌ها مستحکم خواهد شد. هم چنانکه در گذشته‌های ما – نه در دوران منحوس پهلوی – آن وقتهایی که هنوز ایمان مردم سالمتر و کاملتر و دست نخورده‌تر بود، در زمان قدیم. خانواده مستحکم تر بود.زن و شوهر به هم علاقه‌مندتر بودند، فرزندان در محیط‌های امن و امان بیشتری پرورش پیدا می‌کردند. حالا هم راه همین است. آن خانوادهای که جهات اسلامی را رعایت می‌کنند، اینها غالباً خانواده‌هایی محکم‌تر، بهتر، قوی‌تر و محیط امن تری برای فرزندان و کودکان خواهند بود.۶۵

نقش زن و شوهر

دختر و پسر باید سعی کنند این پیوند را پاسداری کنند. وظیفه‌ی ی آنها هم نیست که بگوییم هر کاری یکی کرد دیگری تحمل کند.نه، باید هر دو به هم کمک کنند تا این کار صورت گیرد.۶۶
نمی‌شود بگوییم شوهر سهم بیشتری دارد یا زن سهم بیشتری دارد، نه، هر دو در حفظ این بنیان و در حفظ این اجتماع دو نفره، که بعدها به تدریج زیاد می‌شود، نقش دارند.۷۶
از هر چیزی که محیط خانواده را متشنج و دچار افسردگی و هیجان‌های بی‌مورد نماید، اجتناب کنید. هم زن و هم مرد بنا را بر سازش و همزیستی و همراهی بگذراند. آنچه در خانواده خیرات وجود دارد، مال زن و شوهر است و در نهایت مال فرزندان است، مال یک طرف نیست. اگر خدای ناکرده در محیط خانواده بی‌محبّتی و عدم اطمینان و صمیمیت باشد، رنجش مال هر دو طرف است.۶۸
در استحکام بنیان خانواده، خود زن و شوهر بیشترین نقش را دارند. با گذشت خودشان، با همکاری خود، با مهربانی و محبّت و اخلاق خوب خودشان – که از همه مهمتر هم محبّت است – می‌توانند این برا ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.

خانواده در جوامع اسلامی

در محیط اسلامی، زن و شوهر با هم‌اند، در مقابل هم مسئول‌اند، در مقابل فرزندان مسئول‌اند در مقابل محیط خانواده مسئول‌اند. ببینید از نظر اسلام خانواده این قدر مهم است.۷۰
در محیط‌های اسلامی، خانواده آن چنان مستحکم است که گاهی دو نسل هم می‌گذرد و می‌بینید پدربزرگ و پدر و نوه در یک خانه دارند با هم زندگی می‌کنند. این چقدر ارزش دارد؟ نه اینها از آنها سیر می‌شوند، نه آنها با اینها بد می‌شوند. همه به کمک هم می‌آیند.۷۱
در جوامع اسلامی، یعنی جوامع متدین و مذهبی، مشاهده می‌کنیم که دو نفر آدم مدت طولانی با هم زندگی می‌کنند و اصلاً از هم سیر نمی‌شوند، بلکه دل بستگی شان به هم بیشتر می‌شود، انس و محبت و وفایشان به همدیگر بیشتر می‌شود، این همان خاصیت تدین و دینداری و مذهبی بودن و جهات خدایی را رعایت کردن است.۷۲
در اسلام و در فرهنگ اسلامی، خانواده با دوام است. توی خانواده پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و پدر و مادر هستند، نوه‌ها و نتیجه هایشان را می‌بینند… سنتها را به هم منتقل می‌کنند. نسل گذشته مواریث خودش را به نسل بعد تحویل می‌دهد. بریده و بی‌ریشه و تنها و بی‌عاطفه بار نمی‌آیند.۷۳

خانواده‌ی ایرانی، الگوی جهانی

بحمدالله،‌در کشور ما و در بسیاری از جوامع شرقی، به خصوص جوامع اسلامی، هنوز کمربند خانواده محفوظ است. آن پیوند خانوادگی، بحمدالله هست. آن صمیمیت و صفا و محبت هست. زن دلش برای مرد خود می‌طپد،‌یکدیگر را از اعماق دل دوست دارند و زندگی صمیمی دارند. در جاهای دیگر این چیزها خیلی کم است. در کشورهای ما به خصوص در ایران، این زیاد است. این را تأمین کنید.۷۴

منابع

۲۷٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۵/۱۲/۱۳۷۹
۲۸٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۸/۳/۱۳۸۱
۲۹٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۴/۶/۱۳۷۲
۳۰٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲/۹/۱۳۷۶
۳۱٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۳/۱۲/۱۳۷۹
۳۲٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۸/۳/۱۳۸۱
۳۳٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۱/۵/۱۳۷۴
۳۴٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۹/۱۰/۱۳۷۷
۳۵٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۳۰/۳/۱۳۷۹
۳۶٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۲/۱۱/۱۳۷۲
۳۷٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۱/۱۲/۱۳۷۹
۳۸٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۴/۱۰/۱۳۸۱
۳۹٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۸/۱۲/۱۳۷۶
۴۰٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۰/۵/۱۳۷۶
۴۱٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۱/۵/۱۳۷۴
۴۲٫ خطبه عقد مورخه‌ی ۱۹/۲/۱۳۷۴
۴۳٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۲/۹/۱۳۷۷
۴۴٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۶/۱/۱۳۷۷
۴۵٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۶/۱/۱۳۷۸
۴۶٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۵/۱۰/۱۳۷۹
۴۷٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۵/۱۰/۱۳۷۹
۴۸٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۴/۱۰/۱۳۷۴
۴۹٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۶/۹/۱۳۷۶
۵۰٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۵/۱۰/۱۳۷۵
۵۱٫ خطبه‌ی عقد مورخه ۳۱/۴/۱۳۷۶
۵۲٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۴/۱/۱۳۷۸
۵۳٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۶/۶/۱۳۸۱
۵۴٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۶/۶/۱۳۸۱
۵۵٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۶/۱۱/۱۳۷۹
۵۶٫ خطبه عقد مورخه‌ی ۸/۳/۱۳۸۱
۵۷٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۹/۱۰/۱۳۷۷
۵۸٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۵/۱۲/۱۳۷۹
۵۹٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۹/۱۲/۱۳۸۰
۶۰٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۸/۳/۱۳۸۱
۶۱٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۹/۱/۱۳۷۷
۶۲٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۹/۱۲/۱۳۸۰
۶۳٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۸/۱۲/۱۳۷۶
۶۴٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۳/۱۲/۱۳۷۹
۶۵٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۵/۱/۱۳۷۸
۶۶٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۳۰/۷/۱۳۷۶
۶۷٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۶/۵/۱۳۷۹
۶۸٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۶/۹/۱۳۷۶
۶۹٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۷/۱۱/۱۳۷۹
۷۰٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۱۸/۶/۱۳۷۶
۷۱٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۰/۱۰/۱۳۷۲
۷۲٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲/۱/۱۳۸۰
۷۳٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۲۴/۵/۱۳۷۴
۷۴٫ خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۳۱/۴/۱۳۷۶

پی‌نوشت‌ها

[۱] اشاره به آیه‌ی کریمه‌ی: ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَهً طَیِبَهً کَشَجَرَ‌هٍ طَیِبَهٍ… سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی۲۴٫
[۲] سوره‌ی اعراف، آیه‌ی ۱۸۹٫
[۳] و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها… سوره‌ی روم، آیه‌ی ۲۱٫

منبع: دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه‌ای(مد ظله العالی)

شیوه‌های رسیدن به آرامش

انسان، هر روز در پى تجربه‌اى است که اگر چه آن را تازه مى‌پندارد اما ریشه در عمق وجودى دارد که او را به چنین سرعتى به سمت حقیقت هستى مى‌کشاند. از ازل، آدمى به دنبال کشف راه‌کارهاى مناسب براى درک ماهیت خود بوده است. چرایى بشر و دشوارى انسان بودن، سؤال اساسى تجربه‌هاى عارفانه، کیمیاگرانه بوده. تمام این راه‌ها به یک راه نهایى و یک هدف عمده ختم مى‌شوند اما در عمر کوتاه بشر و در رسیدن و زمان رسیدن، هزاران اما و اگر براى طى طریق نهفته است که سبب شده انسان در عصر نوین با استفاده از تمامى تجربیات اعصار گذشته با نگاهى نو وارد عرصه تفکر شود. در دنیاى پراضطراب امروز آرامش و راحتى خیال، نعمتى است که بسیارى آرزوى آن را دارند اما براى رسیدن به آن، تنها آرزو کافى نیست بلکه باید قدم پیش نهاد و کارى کرد. آنچه در پى مى‌آید، برخى تکنیک‌هاى روانى شناختى است که ضمن کمک به رفع تشویش و نگرانى آرامش و نشاط و شادى را در زندگى ما رونق مى‌بخشد. هر چیزى را که وارد زندگیمان مى‌کنیم، خودمان جذب کرده‌ایم. تمام چیزهایى را که در ذهنمان مى‌گذرد را خودمان جذب می‌کنیم. حتى وقتى به چیزى فکر می‌کنید یا نگاه می‌کنید که آن را نمی‌خواهید و با آن مخالفت می‌کنید آن را به طرف خودتان جذب می‌کنید. مراقبت از افکار، کار سختى به نظر می‌رسد اما احساساتمان به ما کمک می‌کند بفهمیم که به چه فکر می‌کنیم. هر چه موقع فکر کردن، احساس بهترى داشته باشید، این احساس خوب، باعث می‌شود که جهت‌گیرى شما در زندگى بهتر باشد و در زندگى روزمره، افکارى را پدید مى‌آورید که زندگى بهترى را در آینده برایتان رقم می‌زند. هر چه احساس بهترى داشته باشید، چیزهاى خوب را بیشتر جذب می‌کنید که باعث می‌شود بالاتر و بالاتر بروید.

راز اول: با خدا ارتباط برقرار کنید.

حداقل نیاز انسان به روح خدایى، مانند احتیاج نوزاد به مادر است به همان میزان که جسم براى ادامه حیات به هوا و غذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهى و روح ربانى محتاج است. آرامش جان، زمینى حاصلخیز است که دانه های”خواست و نیاز″در آن به خوبى مى‌روید. نیازهاى به حق را در یاد خداوند که آرامش جان و قلب است بکارید تا به خوبى تحقق یابند. خداوند همراه کسى است که او همراه خداوند باشد با توجه به خداوند و خواندن نام‌هاى او همراهى و پشتبانى خدا را به سوى خود جلب کنید پس به خداوند توجه کنید تا الهى شوید! به خدا توکل کنید. هر چه ارتباط شما با خدا این نیروى عظیم و خرد لایتناهى بیشتر و بیشتر شود، آرامش و نشاط بیشترى را در خود تجربه مى‌کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود، ترس و اضطراب بیشترى بر شما چیره مى‌شود. خداوند فرموده است: ”اگر مرا یارى کنید شما را یارى مى‌کنم و قدم‌هایتان را استوار می‌گردانم”یار خدا بودن یعنى بر اساس قوانین الهى رفتار کردن، گناه نکردن، کمک به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و در واقع یار خدا بودن همان یارى کردن به خود است.

رازدوم: از آنچه هستید راضى باشید.

بدن، وسیله زندگى است نه جوهر آن. آن قدر که ما انسان‌ها با ظاهر جسمى خود مشخص مى‌شویم، یک درخت با تنه اش مشخص نمى‌شود. تجربیات ما باید مثل درخت به ما شکل بدهد ولى این کار را نمى‌کند. فقط جوهره وجودمان است که با شرایط محیط از بین نمى‌رود، شکسته نمى‌شود و یا در معرض دید و بررسى دیگران قرار نمى‌گیرد. وجود داشتن، پر معنا و پر مفهوم است. من وجود دارم، من هستم، من این جا هستم، من در حال شدن هست، تنها من هستم که زندگى را مى‌سازم و… هر کدام از ما انسانها در این دنیا، مأموریتى خاص داریم. با کمک به دیگران و مهرورزى به آنان، باعث تکامل روحمان مى‌شویم. رسالت اصلى ما در این دنیا، بیدار شدن و بیدار کردن است و زندگى ما، به منزله یک سفر است و هدف نیست. منظور از بیدارى، فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایاى زندگى است مانند بیدارى جسمى، فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و… خلاصه در یک کلام”بیدارى الهی”.

راز سوم: مثبت فکر کنید.

یاد بگیرید که احساس‌هایتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید. به دقت افکارتان را زیر نظر بگیرید و هنگامى که یک فکر منفى هجوم مى‌آورد، خودتان را وارسى و به جاى آن، یک فکر مثبت جایگزین کنید. ذهن مثبت، اوضاع مثبت را به خود جلب مى‌کند. به خاطر داشته باشید که عالم به نیات ما پاسخ مى‌دهد.

افکار و عقاید ما به صورت انرژى از وجودمان ساطع می‌شود و به جهان بیرون راه مى‌یابد و محیط سعى مى‌کند آنچه را مى‌خواهیم به ما هدیه کند. راز توفیق آن است که میزان انرژى خود را در جهت مثبت و صعودى افزایش دهیم و براى خود و دیگران همیشه بهترین‌ها را بخواهیم؛ چرا که حتى اگر در مورد دیگران نیت بد و منفى داشته باشیم، آثار مخرب آن گریبان‌گیر خودمان مى‌شود. چه زیباست که بهترین نیات و آرزوها و افکار را براى خود و دیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش و شادى برسیم.

راز چهارم: بر آرامش درونى تمرکز کنید.

در دل توفان هم، آرامش نهفته است. مهم نیست که در هر زمانى از روز، چه اتفاقى بیفتد. هر چه مسایل به نظر مشکل و پر دردسر بیایند و هر چقدر که بخواهیم کارهاى زیادى را در آن واحد انجام دهیم، باید فقط به خلوتگاه درون خویش برگردیم و آرامش درونى پیدا کنیم. براى دسترسى به خلوتگاه درونى، چشمهایتان را ببندید و روشنایى آرام و ملایمى را درون خود تصور کنید. این فضا جایى است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام مى‌تپد. هر قدر مى‌توانید خوبى کنید؛ در هر چه مى‌توانید، به هر شکل که مى‌توانید، هر وقت که مى‌توانید، به همه اشخاصى که مى‌توانید و تا زمانى که می‌توانید”نور سفیدى فضاى دلتان را آرام مى‌کند. سپس بر این آرامش حاصل شده تمرکز کنید.

راز پنجم: قضاوت خود را به تاخیر بیندازید.

در این جهان، هیچ حادثه‌اى بر حسب تصادف نیست و در همه وقایعى که روى می‌دهند لطف و رحمت الهى نهفته است. تمام حوادث براى ما پیام‌هایى دارند که سبب تکامل روحمان می‌شوند؛ مثلاً شما مى‌توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زمانى بفهمید و یا حتى ممکن است تا زمانى که زنده هستید، متوجه نشوید زیرا بسیارى از این وقایع، فراسوى درک ما و جزء اسرار الهى هستند و تلاش براى فهم حکمت خداوند با هوش محدودمان، مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است. همچنین در ذهن الهى، از دست دادنى‌اى وجود ندارد و اگر شما به ظاهر، چیزى را از دست می‌دهید معادل آن شیء و یا حتى بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام این اشیاء وسیله‌اى براى تکامل و زیبایى شما هستند. بیایید کاملاً بپذیریم که در هر موقعیت نامطلوب، نیکى پنهانى براى همه وجود دارد.”ساقى هر چه ریزد، لطف اوست”

راز ششم: صفت‌هاى مثبت خود را افزایش دهید.

از غیبت، تهمت و صفت‌هاى نسنجیده درباره افراد یا حوادث، حسادت، کینه، دروغ، جر و بحث کردن با دیگران و خلاصه رنجاندن دیگران به شدت پرهیز کنید؛ زیرا کسى که با انجام دادن این گونه اعمال تراکمى از نیروهاى منفى عذاب مى‌کشد، خودتان هستید. زمانى که به دیگران خوبى و کمک مى‌کنید، تجمعى از نیروهاى مثبت به دور خودتان فراهم مى‌آورید و این نیروهاى مثبت، باعث آرامش و شادى شما مى‌شوند. هنگامى که وضو مى‌گیرید، الکتریسیته‌هاى ساکن را به سطح بدن خود مى‌آورید. آب نیز زسانا است و شما امواج الفا (امواج آرامش‌بخش) تولید مى‌کنید. با کشیدن مسح سر، این امواج را به کورتکس مغز انتقال مى‌دهید و باعث مى‌شوید که ناحیه شلوغ ذهن آرام گیرد. با مسح پا، انتقال امواج آلفا را در اندام‌هاى پایینى سرعت مى‌بخشید. بیشترین منطقه‌اى که در کره زمین امواج آلفا دارد، کعبه است. زمانى که شما نماز مى‌خوانید و جهت خانه خدا قرار مى‌گیرید و هفت قسمت بدن شما با زمین تماس پیدا مى‌کند، امواجى را دریافت مى‌کنید که باعث آرامش شما مى‌شوند. براى افزایش نیروهاى مثبت خود، مى‌توانید در یک وان حمام پر از آب و نمک، به مدت بیست دقیقه قرار بگیرید. در بطرى‌هاى رنگى، آب خوراکى بریزید و به مدت دو ساعت در معرض نور شدید آفتاب قرار دهید سپس آنها را در یخچال بگذارید و در موقع لزوم بنوشید. بدون کفش و جوراب، روى چمن راه بروید زیرا طبیعت، منبع انرژى نیروهاى مثبت است.

راز هفتم: به دستورات اخلاقى احترام بگذارید.

از کنجکاوى کردن در زندگى دیگران دورى کنید. از خواندن نامه‌هاى شخصى و دفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مکالمات خصوصى آنها اجتناب کنید. بدون در زدن و اجازه گرفتن، وارد هر مکانى نشوید. سعى در اثبات درستى نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید. تلاش نکنید که به زور افکار و عقاید، دیگران را تغییر دهید، زیرا در صورت رعایت نکردن این دستورات، آرامش خود را بر هم مى‌زنید. به پدر و مادر خود نیکى کنید. با آنان با صداى بلند صحبت نکنید. ”بتى.جى ایدی” مى‌گوید: ”از زمانى که شما به درگاه خداوند دعا مى‌کنید، این دعاها به صورت شعاع‌هاى نورانى به طرف آسمان بالا مى‌روند و فرشته‌ها براى اجابت به زمین مى‌آیند ولى در میان این شعاع‌هاى نورانى، یکى از همه فوق‌العاده قطورتر و نورانى‌تر است و فرشتگان به محض مشاهده آن، سریع به آن رسیدگى مى‌کنند. این پرتو قدرتمند و خیره‌کننده، مربوط به دعاى پدر و مادر در حق شماست. دعاى مادر، خالصانه‌ترین دعاهاست. چه زیباست به والدین خود، از صمیم قلب احترام بگذارید و نیازهاى آنان را تامین کنید؛ زیرا که مهر و نیکى به آنان سبب آرامش و نشاط در شما مى‌شود.

راز هشتم: حس‌ها را از یکدیگر جدا کنید.

اغلب ما به این مسئله توجه چندانى نداشته‌ایم که حواس پنجگانه خود را از یکدیگر تفکیک و آنها را به صورت مجزا از یکدیگر حس کنیم. ذهنتان را براى بالا بردن آگاهى حسى، پرورش دهید. امروز بر بینایى تمرکز کنید، فردا بر مزه، روز بعد بر بویایى و… مثلاً زمانى که در حال دوش گرفتن در حمام هستید، قطرات آب را روى بدن خود احساس کنید و از این که باعث تمیزى و آرامش شما مى‌شود، لذت ببرید. موقعى که در حال غذا خوردن هستید، فقط به طمع و مزه غذا تمرکز کنید. وقتى در حال ریختن چاى در استکان هستید، به صداى ریزش آن گوش دهید. به این ترتیب، شروع به جدا کردن تجربیات حسى تان از یکدیگر کنید و از هر کدام لذت ببرید.

راز نهم: دید جدیدى پیدا کنید.

پرهاى دم طاووس، رنگارنگ هستند و هنگامى که از زاویه‌اى خاص به آنها نگاه مى‌کنید، درخشش و زیبایى بى‌نظیرى دارند. خیلى از مسائل در زندگى هنگامى ارزش خود را نشان مى‌دهند که از زاویه درست دیده شوند. ولى نگرش‌هاى متشابه و کلیشه‌اى، دیدن این زیبایى‌ها را مشکل مى‌سازد. اگر به هر مسئله‌اى از زاویه‌اى درست نگاه کنید در آن چیزهاى با شکوه و زیبایى خواهید دید. سعى کنید همه چیز و همه کس را با چشم‌هاى تازه‌اى ببینید که از طریق عادت تیره و تار نشده‌اند. با این روش شما مى‌توانید ثروت‌هاى نامحدودى را کشف کنید. به خاطر داشته باشید که اگر از زاویه‌اى درست به تمام چیزها و اشخاص نگاه کنید، هر شخص یا هر شىء از طرف خالقتان براى شما ارمغان و پیام زیبایى به همراه خواهد داشت.

راز دهم: وسایل اضافى را از محیط زندگیتان خارج کنید.

اشیاء درون خانه‌تان را لمس کنید و از خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟ کتاب‌ها را از درون قفسه بیرون بیاورید و ببینید آیا دوباره قصد خواندن این کتاب‌ها را دارید. هرشیء یادگارى را بررسى کنید و از خودتان بپرسید:

”آیا هنوز لحظه‌اى را که این شیء به یادم مى‌آورد، برایم مهم و با ارزش هستند؟

”لباس‌هایتان را باز کنید و توجه کنید که آیا به تمام این لباس‌ها احتیاج دارید و از آخرین بارى که آنها را پوشیده‌اید چقدر زمان مى‌گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟ بعد از این بررسى کاملى که به عمل مى‌آورید، تمام وسایل و لباس‌هاى اضافى‌تان را به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید. زیرا که هر شیء، انرژى خودش را دارد و اگر به کار نرود در خانه به آب راکد تبدیل مى‌شود. همچنین جاى مناسبى براى جوندگان و پشه‌ها مى‌گردند. پس مراقب باشید و بگذارید انرژى آزادانه جریان یابد و آب جارى گردد. اگر کهنه‌اى را نگه دارید تازه‌ها جایى براى تجلى خویش نمى‌یابند. پس براى چرخش انرژى و پیشرفت درزندگى تان، وسایلى را که احتیاج ندارید از محیط خارج سازید.

منبع: خانواده مطهر؛ محسن بهشتى پور

آرامش و زیبایى‌هاى زندگى

یکى از مهارت‌هاى مهم انسان، «مهارت درک زیبایى‌هاى زندگى» است. با داشتن چنین مهارتى، زندگى با تمام ابعاد آن زیبا و لحظه لحظه زیستن در آن لذتبخش مى‌شود. افرادى که از درک زیبایى‌هاى زندگى بى‌بهره‌اند، زندگى در نظرشان تیره و تار و پوچ مى‌نماید و نه تنها از لحظات زندگى خود لذتى نمى‌برند، بلکه زیستن در این دنیا را غیر قابل تحمل فرض مى‌کنند. مهم درک صحیح از زندگى و رویداد‌هاى آن است؛ پس بیایید این مهارت با ارزش را با تمرین کردن راه‌کار‌هاى زیر در خود شکوفا سازیم:

۱٫ زندگى زیباتر از آن است که مى‌بینیید، مهم چگونگى نگرش و زاویه دید شما به زندگى است. عینک سبز زندگى را به چشمانتان بزنید و آن را آنگونه که هست بنگرید؛ با واقع‌نگرى ریشه خیلى از به ظاهر بدى‌ها و مشکلات به راحتى خشکیده مى‌شود.

۲٫ سعى کنید فلسفه درست آفرینش و هدف صحیح از زندگى را بیاموزید. اهداف کوتاه‌مدت و درازمدت خود را مشخص کنید و طبق آن، گام‌هاى استوار بردارید.

۳٫ با درونگرى افکار خود را مورد بررسى قرار دهید و عینک بدبینى را از چشمانتان بیرون بیاورید. بدانید که ریشه درک نادرست از زیبایى‌هاى زندگى خیالبافى‌ها، سوء ظن‌ها و افکار منفى و نادرست مى‌باشد؛ پس سعى کنید خود را از شر این گونه افکار و تخیلات رهایى بخشید.

۴٫ با خود قرار بگذارید تا همیشه فکر و احساس مثبت داشته باشید. با تمرین و تلقین به نفس بر روى احساسات و افکار مثبت تمرکز داشته باشید. هرگاه تفکر منفى یا احساس غلط سراغتان آمد، سریع فضا را عوض کرده و زیبایى‌هاى زندگى و موفقیت‌ها و نقاط روشن زندگى خود یا دیگران را یادآورى کنید.

۵٫ یک قدم جلوتر از زندگى باشید. نگذارید رویداد‌ها و اتفاقات زندگى براى شما تصمیم بگیرد و مسیر زندگى شما را تعیین کند؛ بلکه خود براى خودتان تصمیم بگیرید و مسیر زندگیتان را با توجه به توانمندى‌ها و انگیزه‌ها به دلخواه مشخص کنید.

۶٫ از زندگى همیشه انتظار خوشى و راحتى نداشته باشید، دنیا مملو از شیرینى‌ها و تلخى‌هاست، روزى به نفع تو و روزى علیه توست.[۱] بدانید که اگر قدرت دید وسیع و واقع‌نگر داشته باشید، این سختى‌ها و مشکلات را هم زیبا مى‌بینید؛ چرا که سربلندى از این آزمایشات باعث رشد و تکامل شما مى‌شود که دستیابى به سعادت و کمال از بهترین زیبایى‌هاست.

۷٫ صبور و بردبار باشید. بدانید که پایان هر سختى، گشایش و راحتى است «ان مع العسر یسرا»[۲] پس با تلاش و کوشش خود سختى‌ها را پشت سر بگذارید، که این خود خیلى لذتبخش است.

۸٫ هر روز به خود وقتى بدهید، براى خلوت، سکوت و فکر و خود و خداى خود را بیش از پیش بشناسید؛ چرا که با خودشناسى، خداشناسى و جهان‌شناسى است که توانایى درک بهتر زیبایى‌هاى زندگى را پیدا خواهید نمود.

۹٫ استعداد‌ها و توانمندى‌هاى خود را کشف و شکوفا سازید و سعى کنید فرد مفیدى باشید تا احساس رضایت و شادکامى در زندگى داشته باشید.

۱۰٫ زندگى را سخت نگیرید، زندگى راحت‌تر از آن است که شما مى‌اندیشید. در زندگى قانع و میانه‌رو باشید؛ سهل‌گیر باشید، سهل‌گیر باشید و … باز هم سهل‌گیر باشید؛ و یک جرعه در عشق» را به هر چیزى که انجام مى‌دهید بیافزایید.

۱۱٫ اجتماعى باشید، صله رحم کنید و با افراد مثبت‌اندیش و موفق معاشرت کنید. بانى خیر باشید و از دیگران دستگیرى کنید.

۱۲٫ گذشت و فداکارى را سرلوحه زندگیتان قرار دهید. زندگى، پستى و بلندى زیادى دارد، با پیدا شدن کوچکترین مشکلى با همسرتان، زندگى را تمام شده فرض نکنید. خطاهاى همدیگر را ببخشید و با همسرتان زندگى تازه‌اى را تجربه کنید.

۱۳٫ خوش اخلاق باشید و محل زندگى خود را به محل سکونت و آرامش تبدیل کنید و تجربه‌هاى تلخ زندگى روزمره را از یاد ببرید.

۱۴٫ با ایمان و با تقوا باشید، به واجبات الهى عمل و محرمات الهى را ترک کنید و خود را به فضایل اخلاقى بیارایید و با خودسازى از رذایل اخلاقى چون: دروغ، کینه، غیبت، بد زبانى و … دورى کنید.

۱۵٫ نگرش خود را به زندگى دنیوى تغییر دهید؛ بدانید که دنیا، دار قرار نیست، فانى است و منزلگاه اصلى، جهان آخرت است. هر روز با خود نجوا کنید که «ما از خداییم و به طرف خدا خواهیم رفت» و آسایش و آرامش واقعى در آن دنیاست. مثل برخى‌ها نباشید که با کوچکترین مشکلى به زمین و زمان بد و بی‌راه مى‌گویند، بدانید که این عملکرد شما است که ناخوشى‌ها را ایجاد مى‌کند نه زمانه.

۱۶٫ سعى کنید همیشه لبخند بزنید و با روى گشاده با دیگران، به خصوص خانواده خود روبرو شوید.

۱۷٫ همیشه امیدوار باشید و از یأس و ناامیدى دورى کنید که خوره جان‌ها و ریشه بدبختى‌هاست.

۱۸٫ از ذکر و دعا و نیایش براى آرامش و اطمینان قلب و کسب لذت زیبایى‌هاى زندگى بهره بگیرید.

۱۹٫ دست و دلباز باشید و وسیله آسایش و راحتى خانواده را فراهم سازید و از تفریح، ورزشى، مسافرت و سرگرمى‌هاى مفید غفلت نورزید.

۲۰٫ سحرخیز باشید. هر روز که از خواب بیدار مى‌شوید با خود قرار بگذارید که امروزتان مثل دیروزتان نباشد، بلکه یک گام بهتر و برتر از همیشه باشد.

۲۱٫ انعطاف‌پذیر باشید. اگر لازم شد، نقشه‌هاى زندگى‌تان را تغییر دهید اما هدف اصلی‌تان را هرگز فراموش نکنید.

۲۲٫ خوب نگاه کنید و ببینید چه چیزى در دیگران هست که به آن غبطه مى‌خورید؟ معمولاً این، همان چیزى است که واقعاً خواستار آن هستید. باید بدانید نگاه‌هاى عمیق و احساسات سازنده مى‌توانند شما را در رسیدن به تمایلات نهفته‌تان یارى کنند.

۲۳٫ تغییرات مناسبى که محیط کوچک زندگى شما را دلپذیرتر مى‌کنند آسانند: گلدان کوچکى در اتاق خود بگذارید تا هواى پاک را احساس کنید. صداهاى آزاردهنده و اضافى را حتى‌الامکان قطع کنید تا ذهن شما بیاساید. هر وقت توانستید گلى بخرید و گاهى اوقات، شمعى در هنگام غروب آفتاب روشن کنید، سوختن آرام شمع، به شما آرامش مى‌دهد و ….

۲۴٫ بى‌خوابى و بدخوابى، یکى از مشکلات رایج زندگى خوابگاهى است و این چند نکته مى‌تواند شما را کمک کند: هر شب در ساعت معینى به رختخواب بروید. اگر میسر است قبل از خواب دوش بگیرید. چند ساعت قبل از خواب چاى و قهوه ننوشید.

۲۵٫ به خودتان اجازه دهید که شاد باشید! خوشبختى فقط یک احساس درونى است، کافى است آنرا باور کنید! مرتب با خود بگویید: «من لایق خوشبختى‌ام» این را بگویید و شاد باشید. براى چیزهایى که دارید همیشه شکرگزار باشید.

۲۶٫ کارى کنید که دوستتان بدارند: در چشم مخاطب نگاه کنید، ارتباط چشمى از عمیق‌ترین ارتباطات است. در صحبت کردن خودمانى باشید، تکلف بیش از حد، دیگران را فرارى مى‌دهد. با مخاطب خود احساس همدلى کنید و نشان دهید که احساس طرف مقابل را مى‌فهمید.

۲۷٫ بى‌برنامه‌گى عامل هدر رفتن انرژى است.

۲۸٫ به هرکارى و هر پیشنهادى، «بله» نگویید. خوب فکر کنید و از خود بپرسید: آیا واقعاً مى‌خواهم این کار را انجام دهم؟! شما باید «نه» گفتن را تمرین کنید تا به راحتى بتوانید زمام زندگى و عمر خود را به اختیار خود در آورید.

۲۹٫ یک راه براى رهایى از نگرانى‌ها آنست که آن‌ها را بنویسید! نگرانى‌هاى خود را بنویسید و سپس آن‌ها را بخوانید. مى‌بینید که این نگرانى‌ها آنقدرها هم مهم نیستند و خیلى آسانتر از آنچه که فکر مى‌کنید حل مى‌شوند.

۳۰٫ پزشکان اعتقاد دارند که آرامش واقعى از پاها شروع مى‌شود. طبیعى است که اگر پا در کفش راحت باشد مثل این است که کفش نپوشیده ایم. و همین مسئله باعث مى‌شود که شما بهتر فکر کنید، بهتر تصمیم بگیرید، بهتر یاد بگیرید و خلاصه آن که آرامش بیشترى داشته باشید.

منابع کمکى

۱- حسین خنیفر و مژده پورحسینى – مهارت‌هاى زندگى، ص۴۵۳

۲- جمعى از نویسندگان، معناى زندگى، مجله نقد و نظر، سال هشتم، ش ۴ – ۱، ۱۳۸۲٫

۳- اصغر کیهان، راز موفقیت در زندگى (هنر بهتر زیستن)، تهران: نشر مادر، ۱۳۸۴٫

۴- داریوش عرفانى، اخلاق موفقیت در زندگى، قم: نشر خرم، ۱۳۷۸٫

۵- دیل کارنگى، رمز موفقیت، ترجمه محمد جواد پاکدل و مسعود میرزایى، تهران: نشر پارسا، ۱۳۸۱٫

۶- رضا کریمى، راز داشتن زندگى شاداب، قم: نشر نسیم حیات، ۱۳۸۴٫

[۱]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى،قم: مشرقین، ۱۳۷۹، حکمت ۹، ص ۶۲۵؛ ر.ک: همان،نامه ۵۹،ص ۵۹۷٫
[۲]. سوره انشراح، آیه ۶٫
منبع: سایت اندیشه قم

آئین همسرداری در اسلام (۱)

چکیده

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: ازدواج، کامل کنندۀ نیمی از دین شما هست و در اهداف ازدواج، قرآن حکیم، اساسی‌ترین فلسفه تشکیل خانواده را، آرامش و تحکیم پیوند مودت و رحمت معرفی می‌کند. از اصول ثبات خانواده می‌توان به: ۱-انتخاب آگاهانه ۲-انتظارات معقول از ازدواج و… اشاره کرد که رعایت این اصول، تاثیرات فراوانی در برآورده نمودن ثبات فردی و اصلاح نظام اجتماعی خواهد داشت. هر یک از زن و مرد، دارای حقوقی هستند که رعایت هر کدام از این حقوق، برای طرف مقابل لازم و ضروری است و در صورت عدم رعایت آن، بنیان خانواده و روابط ایشان به سستی و فروپاشی می‌انجامد. در این راستا الگو گرفتن از شخصیت‌هایی که در همه زمینه‌ها به خصوص همسرداری موفق عمل کرده‌اند، برای هموار شدن راه، بسیار ضروری است و باید گفت حضرت علی(علیه السلام) و فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)، بهترین الگوی همسرداری عالم هستی هستند که در همه اعصار می‌توانند الگو‌های همسران قرار گیرند. علاوه بر این، توجه به نکاتی که در دین مقدس اسلام برای تحکیم خانواده آمده است مهم خواهد بود که در این پژوهش، به نکات اساسی برای ازدواج موفق جوانان پرداخته شده است؛ امید آن که راه گشای تمام خواهران و برادران گردد.

مقدمه

سپاس و ستایش بیکران، خداوند یگانه رحمان را سزاست که در روی کره‌ای متحرک، کوه و صحرا، جزیره و دریا و جاندار آفرید و انسان را پدید آورد، تا ظلمتکده تیره و تاریک زمین را به نور صفا زینت بخشد و در میان خرابی، آبادی آرد. از میان کره زمین که به صورت جمادی بی‌شعور ساخته شده بود، نبات و حیوان برافراشت و بر تارک سرش، انسانی خردمند گذاشت و او را بر همۀ اقطار جهان فرمانروا ساخت، تا از میان کره‌ای خاکی و تاریک، جنبش و حرکت، سعادت و عزت و عیش و عشرت پدید آورد. نور و صفا، نغمه و نوا، تکامل و تعالی، دستگیری و رحمت و عطوفت، همگی از میان همین کره تیره و ظلمانی برخاست و همگی از برکت عقل و احساس بود که به انسان عنایت فرمود، تا با وی انس و الفت گیرد. میان پسر و دختر بیگانه و نا آشنا، مودت و رحمت مقرر داشت تا یکدیگر را در آغوش گیرند، تولد و تناسل نمایند تشریک مساعی کنند. محیط آبادی را که از پدران و مادران خود به ارث گرفته اند، آبادتر کنند. و درود و رحمت به روان مطهر رسولان مخصوصاً حضرت محمّد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان معصوم آن حضرت (صلوات الله اجمعین من الان الی قیام یوم الدین) که همگان، عمر عزیز خود را در راه رسانیدن انسان به اوج تکامل و سعادت معروف داشتند و در پیمودن این راه از بذل جان شیرین خود دریغ ننموده. و امّا پسر و دختری که با یکدیگر ازدواج می‌کنند، درحقیقت تولد تازه‌ای می‌یابند و دراقیانوس تازه‌ای وارد می‌شوند که باید کارآموزی و تجربه قبلی کسب کرده و یا دارای هوش باشند که بتوانند خود را با جذر و مد دریا هماهنگ نموده و با آن محیط سازگار شوند وگرنه عصری کوتاه و پر مشقت دارند و به زودی در گردابها هلاک می‌شوند.

دین اسلام برای راهنمایی و تامین سعادت بشر نازل گشته و تمام ابعاد وجودی او را در تمام مراحل زندگیش رعایت کرده،و دختر و پسر را که می‌خواهند در آینده پدر و مادر خانواده و رکن اجتماع انسانی باشند، در این وادی خطرناک بدون راهنما رها نکرد این که با کمال و عنایت، دست ایشان را گرفته و قدم به قدم رهبری کرده و آنان را از خطرات طوفانها بر حذر داشته. در این مقاله در حد بسیار کمی برای تأمین این هدف یعنی آداب همسرداری، از چندین کتاب بهره گرفته و به طرح مسائلی که در ابتدای آن به اهمیت و اهداف ازدواج اشاره شد می‌پردازد که از مهمترین بخش‌های آن می‌تواند به:

۱ – حقوق مرد و زن و حقوق زن بر مرد و همچنین حقوق متقابل آنها

۲-الگوی همسرداری نمونه در اسلام

۳-اصول ثبات و استحکام خانواده

۴-نکته‌هایی ناب برای ازدواج موفق همراه با احادیث و آیاتی در این زمینه اشاره کرد.

امید است این قطره کوچک از این دریا در خصوص بهینه سازی، سالم سازی و ارتقا و روابط خانواده گی موثر باشد.

اصول مدیریت خانه و خانواده

از آنجایی که یکی از حساس‌ترین، پیچییده‌ترین و مهم‌ترین نهادهای اجتمایی به ظاهر کوچک، خانه و خانواده است، اداره آن نیاز به مدیریتی با کفایت و عالمانه دارد. چنانکه مدیریت اصولی خانواده سبب شکوفایی غنچه‌های عدالت، امنیت، صداقت، صفا و محبت در گلستان وجود مرد و زن خانه می‌شود. از این رو، آموزش و به کارگیری گام به گام اصول مدیریت علاوه بر آثار فردی، در عرصه حفظ و ارتقاء فرهنگ یک جامعه نیز موثر است که در اینجا به صورت مختصر به موارد آن اشاره خواهد شد:

۱-اصل محبت‌ورزی( گنج زندگی)

امام علی(علیه السلام): (پرسود‌ترین گنج‌ها، بدست آوردن محبت دلهاست)(۱)

از جمله عوامل محبت ساز:

۱-حسن خلق و گشاده‌رویی

۲-احسان و نیکی

۳-تواضع و فروتنی

۴-سخاوت و گشاده‌رویی

۵-رفق و مدارا

۶-هدیه دادن در مناسبتهای مختلف

از جمله عوامل محبت‌سوز:

۱-جدال و گفتگوهای تند و توهین آمیز

۲-بخل

۳-عدم ابراز محبت

۴-حساسیت نابجا

۵-قدر نشناسی

نقش محبت در زندگی خانوادگی

یکی از احتیاجات روانی هر انسان، «محبّت» است. دل انسان، به محبّت زنده است و کانون خانوادگی بیش از هر چیز احتیاج به محبت دارد. این فروغ محبّت است که خانه را روشن می‌کند و هر خانه‌ای که با چراغ محبت روشن نباشد خانه خاموشان است. پروردگار مهربان در قرآن مجید، محبّت و مهربانی زن و شوهر در محیط خانه را یکی از آیات قدرت و حکمت خود معرفی می‌کند و می‌فرماید:

(وَ مِن آیَاتِهِ اَن خَلَقَ لَکم من اَنفُسِکُم اَزوَاجاً لَّتسکُنُوا الَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مودهً و رحمه انَّ ذالک لآیات یتفکرون)

یعنی: «یکی از نشانه‌های قدرت و حکمت خداوند، این است که برای شما از جنس خودتان، همسرانی آفرید تا با او انس بگیرید و میان شما و همسرانتان، دوستی و مهربانی برقرار ساخت و در این موضوع برای اندیشمندان نشانه خداشناسی پدیدار است.»(۲)

باید توجّه داشت که برای این که بنیان زناشویی استوار و محیط خانه به چراغ محبّت همیشه روشن باشد، باید محبّت دو طرفه باشد زیرا دلها به هم راه دارند و محبت می‌آورد و لذا در اسلام همان طور که به زن سفارش شده و تاکید شده که شوهر خود را دوست بدارد، به مرد هم تاکید شده است که همسر خود را دوست بدارد و او را مورد احترام و اِکرام قرار بدهد. پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: بهترین زنان شما، زنهایی هستند که نسبت به شوهرانشان عشق و محبّت داشته‌اند.(۳) حضرت رضا(علیه السلام) فرمودند: زنانی که به شوهران اظهار عشق و محبت می‌کنند، بهترین غنیمت برای آنها می‌باشند.(۴) رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: هر چه ایمان کامل‌تر باشد به همسرش بیشتر اظهار محبت می‌نماید.(۵) و در مورد دیگر می‌فرماید: این سخن مرد که به همسرش بگوید: واقعاً تو را دوست دارم، هرگز از قلب همسر خارج نخواهد شد و از یاد او نخواهد رفت.۹ امام صادق(علیه السلام) فرمودند: زن، از مرد آفریده شده است (از همان گلی که خداوند مرد را آفرید، زن را نیز از آن گل آفرید) و تمام توجّهَش به مرد، معطوف است پس همسرانتان را دوست بدارید. و نیز آن حضرت فرمود: از اخلاق پیغمبران این است که نسبت به همسرانشان، محبّت دارند.(۶) و نیز فرمودند: به کسی که دوستش می‌داری، خبر بده.(۷) و نیز باید توجّه داشت که آثار محبّت میان زن و شوهر، باید در رفتار و گفتار آنها نمایان باشد و حرفها و حرکات آنها نسبت به هم محبّت‌انگیز باشد و سعی کنند که هرگز حرفی و حرکتی که بنیان محبّت را سُست و جلوۀ دوستی را کم رنگ می‌کند از هیچ یک از آنها صادر نشود و اگر احیاناً صادر شد سعی کنند که عذر بخواهند و جبران نماید. تعریف و تمجید از یکدیگر مخصوصاً در حضور بستگان و آشنایان و اهدای هدایا و امثال این موضوع و اظهار محبّت و جلب محبّت بسیار مؤثر است و بالاخره در هر سازمانی که بر اساس محبّت استوار است، هرگز خلل و خرابی راه پیدا نمی‌کند.

خلل پذیر بود هر بنا که می‌بینی

به جز بنای محبّت که خالی از خَلَل است

هر انسانی، به شخصیت خودش علاقه دارد و می‌خواهد که دیگران، به شخصیت او احترام بگذارند و هر کس به او احترام بگذارد، او نیز متقابلا به او احترام خواهد گذ اشت. احترام گذاردن زن به شوهر و به یکدیگر در محیط خانه، رشتۀ محبّتشان را محکم‌تر می‌کند و به پیمان زناشویی دوام بیشتری می‌بخشد و فرزندانی که در چنین محیطی رشد می‌کنند این عادت انسانی را سرمشق زندگی خود قرار می‌دهند. اسلام، رسم احترام‌گذاری زن و شوهر به یکدیگر را به عنوان یک وظیفه اخلاقی مورد تاکید قرار می‌دهد. حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: وظیفۀ زن این است که تا در خانه به پیشواز شوهر برود و به وی خوش آمد بگوید.(۸) امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هر زنی که به شوهرش احترام بگذارد و به او آزار نرساند، خوشبخت و سعادتمند خواهد بود(۹) این نوع دستورات، نمونه‌ای از وظیفه اخلاقی زن نسبت به شوهر است. احترام‌گذاری مرد نسبت به همسرش نیز با این قبیل تعبیرات مورد تاکید قرار گرفته است. حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

(ما أکرَمَ النَّساءَ إلا کَریمٌ وَ ما أهانَهُنِّ إلا لَئیمُ)؛

یعنی: افراد کریم و بزرگوار، زنان خود را مورد احترام قرارمی دهند و افراد پست به زنان اهانت می‌کنند. (۱۰)

و نیز حضرتش فرمود: هر کس به خانواده‌اش توهین کند، خوشی زندگی را نخواهد دید.(۱۱) حضرت صادق(علیه السلام) از پدرش نقل کرده که فرمودند: هر کس زن بگیرد، باید او را گرامی و محترم بشمارد(۱۲) خلاصه این که احترام به شخصیّت افراد مخصوصاً در محیط خانوادگی و احترام به همسر، یکی از نشانه‌های شخصیّت و شرافت اشخاص محسوب می‌شود و موجب افزایش محبّت می‌شود. امیرمومنان(علیه السلام) فرمودند:

(شَرَفُ المَرءِ بِالعِلمِ وَ الاَدَبِ لا بِالاصلِ وَ النَّسَب)؛

یعنی: شرافت انسان، تنها به درجات علم و ادب او بستگی دارد نه به نَسَب و قبیلگی او.

خلاصه این که محبّت در محیط خانوادگی، تلخها را شیرین و سختی‌های زندگی را آسان می‌گرداند.

از محبّت تلخها شیرین شود

از محبّت مس‌ها زرین شود

از محبّت خارها گل می‌شود

از محبّت سرکه‌ها مُل می‌شود

از محبّت نار نوری می‌شود

از محبّت دیو حوری می‌شود

از محبّت سقم صحت می‌شود

از محبّت قهر رحمت می‌شود

از محبّت مرده زنده می‌شود

از محبّت شاه بنده می‌شود

۲-اصل عدالت‌محوری

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: (لحظه‌ای عدالت، برتر از یک سال عبادت است)(۱۳) عدالت یعنی حق‌شناسی و ادای حقوق و حق، به معنای طلبی است که دیگران از ما دارند و لزوماً به معنای پرداخت طلب دیگران است. طلب‌های دینی، مالی، عاطفی، عقلی… در خانواده نیز هر یک از اعضاء خانواده به نوبۀ خود، حقی دارند که محترم شمردن آن، بر دیگران لازم است. ما در فصلی جدا به حقوق مرد بر زن و زن بر مرد پرداخته‌ایم.

۳-اصل لذت‌جویی و تمتّع

رابطه سالم جنسی بین زن و مرد، تبادل خالصانه احساسات و محبتها و ارضاء عواطف و نیازهای عاطفی در خانه و نظام خانواده مورد سفارش اسلام است.

۴-اصل تقسیم کار

از جمله فوائد تقسیم کار:

۱-ایجاد حس مسئولیت بین افراد

۲-افراد خانه، خود را در اداره منزل سهیم می‌دانند.

۳-ضایعات مالی و زمانی کاهش می‌یابد.

۴-محیط خانه با نشاط و شاداب خواهد شد.

۵-عبادت بزرگی است.

۵-اصل عفو و صفح

عفو یعنی بخشیدن خلاف؛ و صفح، مرتبه‌ای بالاتر از عفو و نادیده گرفتن خلاف است. عفو و صفح یعنی رهایی ذهن از رنجش‌ها.

۶-اصل تدبیر و برنامه‌ریزی

امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: تدبیر و برنامه‌ریزی، سبب اصلاح امور زندگی است.(۱۴)

از آثار مهم برنامه ریزی می‌توان به آرامش روانی، سهولت جریان زندگی، رسیدگی به همه کارها، الگو شدن برای دیگران و تقلیل درگیری‌ها اشاره کرد.

۷-اصل سازگاری و انعطاف

امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: (نرمی، کلید کامیابی است)(۱۵) و سازگاری به معنای درک متقابل از یکدیگر و تطبیق دادن خود با شرایط و روحیات طرف مقابل است.

۸-اصل مادرمحوری

۹-اصل قناعت و کنترل تقاضاها

امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: (زیبایی زندگی و رفاه، به قناعت است )(۱۶)

۱۰-اصل توسعه اخلاق

حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: اخلاق نیکو، روزی را زیاد می‌کند و میان دوستان، انس و الفت پدید می‌آورد.)(۱۷)

۱۱-اصل تغافل و نادیده‌انگاری

حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: هر کس بر بسیاری از امور چشم‌پوشی نکند، زندگیش ناگوار شود. (۱۸)

۱۲-اصل هنر استراحت

استراحت، شرطی لازم برای رسیدن به اهداف بزرگ است و پشتوانه موفقیت و افزایش کارایی و کیفیت فعالیت‌ها می‌باشد.

۱۳-اصل میهمان‌پذیری

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: زکات خانه، مهمان است و میهمان، راهنمای بهشت است. (۱۹)

۱۴-اصل سخاوتمندی

امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: مرد را سزاوار است که بر عیالش توسعه بدهد؛ تا آرزوی مرگ او را نکنند.)(۲۰)

۱۵-اصل معنویت گرایی

از سعادتمندی‌های مردان و زنان بزرگ، این است که یک مسکن خاکی را تبدیل به مسجد نورانی برای مناجات و ارتباط با عا لم معنوی کنند.

۱۶-اصل پاکی

۱۷-اصل تشکر و قدردانی

۱۸-اصل شناخت روانشناسی زن و مرد

یکی از محوری‌ترین و بلکه اساسی‌ترین ارکان نظام خانواده، وجود ارتباط سالم فراگیر و پویا بین زن و شوهر است و از یک منظر ارتباطات به دو قسم کلامی و غیرکلامی تقسیم می‌شوند:

الف) ارتباط کلامی مانند :

۱-اصل گفتگو برای تبادل اطلا عات

۲-استفاده از لحن مناسب

۳-جلوگیری از زخم زبان و یا سکوت‌های آزاردهنده

۴-ارتباط کلامی و عاطفی و محبت‌آفرین

ب) ارتباطات غیر کلامی مانند:

۱- نگاه در نگاه

۲- گوش دادن به سخن

۳- نوازش

۴- خنده در چهره طرف مقابل

۵- سر تکان دادن به نشانه تأیید

۶- به استقبال شخص رفتن

حقوق مرد بر زن از نظر اسلام

هر شرکت و سازمانی، نیازمند به مقام مسئول و رئیس است وگرنه خواه ناخواه منجر به هرج مرج شده، زیا‌ن‌های فراوانی به بار می‌آورد و سرانجام به نابودی خواهد گرایید؛ زیرا مدیریت، نقش موثری را ایفا می‌کند و این مدیریت است که باید از نظر فکری و خصوصیات روانی واجد شرایط خاصی باشد تا بتواند از حداقل نیرو، حداکثر استفاده را جلب کند. بنابراین، سازمان و شرکتی که زن و مرد از راه ازدواج و تشکیل خانواده به وجود می‌آورند، ناگزیر باید سرپرست و مقام و مسئولی داشته باشد که بتواند به طرز شایسته‌ای برای تامین نیازمندی‌های آن همت گمارد و خط مشی درستی فرا راه افراد خانواده قرار دهد و اداره عمومی و مسئولیت‌های این کانون مقدس را به عهده بگیرد، و تا خود و افراد خانواده از مزایای آن بهره‌مند شوند، و در کنار یکدیگر، احساس خوشبختی نمایند و فرزندان خود را با روشی صحیح، تربیت کنند و در سعادتمند نمودن آنان، موفق گردند.

مدیر مسئول

اکنون باید دید چه کسی بهتر است عهده‌دار سرپرستی و قیمومت تشکیلات خانوادگی باشد. زن یا مرد و یا هر دو، بدون تردید ریاست هر دو برای سر و سامان دادن به امور خانواده صحیح نیست، زیرا در این صورت، هیچکدام از آن دو نفر، آن چنان که شایسته است، احساس مسئولیت نمی‌کنند، بعلاوه هر دو نفری، دو گونه طرز تفکر و دو گونه سلیقه دارند و در مواردی که اختلاف سلیقه دارند، هیچکدام حاضر نیستند تسلیم فکر و نظریه دیگری شود و در نتیجه کار به جنگ و نزاع می‌کشد و قانون مهر و محبت آنان بدل به جهنم سوزانی از اختلاف و کشمکش می‌گردد. خطر بزرگ دیگری که از رهگذر اختلاف زن و شوهر پدید می‌آید، مربوط به سرنوشت فرزندان آنان می‌باشد زیرا در روانشناسی ثابت شده است، «کودکانی که در سایه پدر و مادری تربیت می‌شوند که میان آنان کشمکش و نزاع وجود دارد، دچار اختلال عواطف و عقده‌های روحی و نگرانی‌های فکری می‌گرند». بنابراین گذشته از این که زندگی در کام زن و شوهر تلخ می‌شود، دود این آتش، به چشم کودکان معصومی نیز می‌رود که باید در پناه پدر و مادر، کاخ سعادت و شخصیتشان پی ریزی گردد. پس اختیار سرپرستی و ریاست خانواده را باید به یکی از زن یا مرد واگذار کرد.

استعداد فطری

اکنون باید دید آیا زن برای عهده‌داری ریاست و سرپرستی امور خانه و قبول مسئولیت آن، شایستگی بیشتری دارد یا مرد؟ نخست باید به این واقعیت طبیعی توجه نماییم همان گونه که در اندام زن و مرد، اختلاف‌هایی هست و به هر کدام از آنان، به مناسبت ویژگی‌های جسمی، یک سلسله وظایف طبیعی سپرده شده است، از جهات روانی و خصوصیات اخلاقی نیز تمایز‌هایی بین آن دو وجود دارد. این ویژگی‌های روانی که در علم پسیکولوژی (روانشناسی) ثابت شده است، در تقسیم کارها و وظایف باید مورد نظر قرار گیرد. مهمترین تمایز روانی میان زن و مرد، این است که زنان معمولا دارای احساسات شدید و عواطفی جوشان‌تر هستند. تأثّر و هیجان شدید زن در حالتهای گوناگون، چون هنگام دوستی و دشمنی، ترس، شادی و نگرانی و همچنین توجه فراوان او به زیبایی و ظواهر زندگی، از نشانه‌های این عواطف و احساسات است. و مردان نوعاً از نیروهای عقل و اندیشه بیشتری برخوردارند. جالب توجه این که این ویژگی‌های روانی با خصوصیات جسمی هر کدام از آنان، هماهنگی کامل دارد و نشان‌دهنده این حقیقت است که آفریدگار زن و مرد، هر کدام را برای انجام کاری و عهده‌داری وظیفه‌ای آفرید و ابزار آن را در جسم و روان او به ودیعت سپرده است. وقتی مناسبترین غذای کودک در پستان مادر فراهم می‌گردد، و باید دارای عواطف لطیف و سرشاری باشد که چون فرزند خود را در آغوش گرفت و پستان در دهان او گذاشت، نه تنها احساس خستگی نکند بلکه خود از عشق مقدس مادری سرمست گشته، فرزند را با فشردن در آغوش گرم، از چشمه‌سار محبت سیراب نماید و این نیاز فطری او را نیز اشباع کند.

و نظر به این که مرد از اسکلتی درشت، عضلاتی ستبر و اعصابی قوی و جمجمه ی بزرگ و مغزی سنگین‌تر از جمجمه و مغز زن(وزن متوسط مغز مرد۱۳۶۰و وزن متوسط مغز زن ۱۲۰۰گرم است) برخورداراست، فکری نیرومند‌تر و اندیشه‌ای دوربین‌تر دارد، تا توانسته باشد در برابر مشکلات و سختی‌ها استقامت بیشتری نماید. مرد آن چنان آفریده شده است که تاب و تحمل آفتاب سوزان تابستان و فضای آلوده محیط کارخانه را داشته باشد و گرداندن چرخ‌های عظیم کارخانه و طنین شکنندۀ صدای آنها، او را از پای نیندازد و غریو توپ و سلاح دشمن در میدان نبرد او را نلرزاند. با در نظر گرفتن این مطالب و شناخت این استعدادها، می‌بینیم بهترین راه برای سعادت خانواده و در نتیجه سعادت اجتماع، این است که ریاست و سرپرستی امور کلی خانواده به فکر و نیروی اندیشه و قدرت بازوی مرد سپرده شود و گرداندن چرخ کارهای خانه و تامین نیازهای روحی کودکان، به عواطف سرشار و احساسات لطیف زن واگذاری گردد. به علاوه روانشناسان معتقدند (و خود زنان نیز اعتراف می‌کنند)(۲۱) که وضع روحی زن طوری است که دوست دارد در پناه مردی لایق و نیرومند، زندگی کند و از داشتن چنین شوهری لذت می‌برد. زن هنگامی احساس خوشبختی می‌کند که ببیند شوهرش به صفات مردانگی آراسته است و اگر ببیند مردی زیاد تملق و چاپلوسی می‌کند و بدون قید و شرط از نظریات و افکار و سلیقه زن پیروی می‌نماید یا تحت سرپرستی و کفالت زنی بسر می‌برد، از او متنفر می‌گردد و ارزش و اعتبار چندانی برای وی قائل نخواهد شد. از همه این‌ها گذشته به فرض آن که زنان در ابتدای ازدواج که هنوز بچه‌دار نشده‌اند و خاطرشان از لحاظ تربیت فرزندان آسوده است، مایل به ریاست خانواده باشند، این وضع دوام نخواهد یافت زیرا گرفتاری‌هایی که طبعاً در زندگی بعدی پیش می‌آید، فکر آنها را مشغول خواهد کرد و خیال آنان را از تحمل بار سنگین مسئولیت‌های دیگر منصرف خواهد نمود.

ریاست و مسئولیت مرد

روی همین اصل، اسلام سرپرستی خانواده را به عهده‌دار مرد گذاشته و مرد را عهده‌دار تامین وسایل زندگی زن معرفی نموده است. قرآن مجید می‌فرماید: (الرجال قوامون علی النسا)(۲۲) مردان، سرپرست زنان می‌باشند.

البته باید توجه داشت که از طرفی، هر چند اسلام، ریاست امور کلی خانواده را به مرد سپرده، ولی اداره امور داخلی خانه را به زن واگذاشته است یعنی اگر مرد در اداره امور خانواده، مقام ریاست را دارد، همسرش معاون اوست و در شعاع محدودتری سرپرستی خواهد داشت. پیامبراسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)در ضمن حدیثی می‌فرمایند:

(فالرجل سید اهله والمرأه سیده بنتها) (۲۳)

و از سوی دیگر، هر کسی به اندازه قدرت و شعاع ریاست خود، عهده‌دار در مسئولیت است. باز رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)می فرمایند: (و الرجل راع علی اهل بیته و هو مسئول عنهم و المراه راعیه علی اهل بیت بعلها و ولده و هی مسئوله عنها)(۲۴)

(مرد، نگهبان و مسئول خانواده است و زن نگهبان و مسئول خانه ی شوهر و فرزندان او است.)

بنابراین مرد، هیچگاه حق ندارد از این عنوان سوء استفاده کند، و حقوق افراد خانواده را نادیده گرفته، روش دیکتاتوری و استبداد را در محیط خانه در پیش گیرد، بلکه باید توجه داشته باشد که رهبری صحیح، آن است که توام با محبت و جلب همکاری و همفکری صمیمانه باشد. قرآن مجید به شوهران دستور می‌دهد که گذشته از رعایت حقوق زنان، نسبت به آنان خوشرفتار باشند و با محبت و مهرورزی، کانون خانواده را گرم و با نشاط سازند. آیه شریفه: (و عاشروهن با لمعروف) (۲۵)(با زنان خوشرفتار باشید) فرمانی است که با تناسب عواطف حساس و زودرنج زنان و در نظرگرفتن دیگر خصوصیات آنان و روی هم رفته، مصالح عالی خانواده، صادر شده است.

ادامه دارد…
پی‌نوشت‌ها
۱-غرر الحکم
۲- آیه ۲۱ سوره روم، ۹؛ شافی ج۲ ص۱۳۸
۳- بحار الانوار ج ۳۰ ص۲۳۵
۴- مستدرک الوسائل ج۲ ص۵۳۲
۵-بحار الانوار ج ۱۰۳ ص۲۲۸
۶- بحار الانوار ج۱۰۳ ص۲۲۳ و۲۳۶
۷-بحار الانوار ج۷۴ ص۱۸۱
۸- مستدرک الوسائل ج۲ ص۵۵۱
۹- بحار الانوار ج۱۰۳ ص۲۵۳
۱۰- نهج الفصاحه ص۳۱۸
۱۱- المواعظ العددیه ص۱۵۱
۱۲- بحار الانوار ج۳ ص۲۲۴
۱۳- نهج الفصاحه ح۲۴۲۷
۱۴- غررالحکم
۱۵- میزان الحکمه ح۷۳۶۵
۱۶- غرر الحکم ص۹۰
۱۷- میزان الحکمه ح۵۰۰۲
۱۸- میزان الحکمه ح۱۵۲۲۰
۱۹- بحار الانوار ج۷۲ ص۴۶۰
۲۰- وسائل ج۱۵ ص۲۹۴
۲۱- به کتاب «روح» نوشته یک بانمی آمریکایی مراجعه شود.
۲۲- نساء آیه ۲۴
۲۳- حقوق زن در اسلام و جهان ص۱۳۴
روح الله محمدیان
منبع: سایت راسخون

نقش ایمان و اخلاق در تحکیم بنیاد خانواده

خانواده، یک واحد کوچک اجتماعی است که با پیمان ازدواج زن و مرد آغاز می‌شود و با تولد فرزندان،توسعه و استحکام می‌یابد. جوامع بزرگتر نیز از همین واحدهای کوچک تشکیل می‌شوند. بشر از آغاز، زندگی خانوادگی را به عنوان بهترین نوع زندگی برگزیده و در همه زمان‌ها و مکان‌ها بدان پایبند بوده و هست.

این نوع زندگی، از امتیازات انسان محسوب می‌شود و فوائد گوناگونی دارد، از جمله این که زن و مرد را از پریشانی و بی‌هدفی نجات می‌دهد و به خانواده وابسته و دلگرم می‌سازد وآنها از نعمت انس و مودت بهره‌مند می‌شوند.

وابستگی کودکان، نوجوانان و جوانان نیز به خانواده، فوائد زیادی را در بردارد؛ چرا که از انواع مفاسد اخلاقی، اجتماعی، انحرافات جنسی، ارتکاب جنایت، بزهکاری و اعتیاد، بیشتر مصون می‌مانند.

بنابراین، سلامت و سعادت جامعه، تا حد زیادی، به وضع خانواده‌ها و کیفیت روابط بین زن و شوهر و والدین و فرزندان بستگی دارد. هر چه روابط بهتر و سالم تر، باشد زندگی شیرین‌تر و با صفاتری دارند و ارتباط صمیمانه‌تری با خانواده برقرار می‌کنند و از خطر انحراف مصونیت پیدا می‌کنند.

هدف از ازدواج در اسلام، یعنی ایجاد انس و محبت و صفا در خانواده، خانه‌ای که در آن صفا و محبت نباشد از هم گسیخته است و ویرانه. حتی می‌توان گفت که زندانی بیش نیست.

معیار در انتخاب همسر

اسلام در جهت تحقق اهداف ازدواج و تحکیم بنیاد خانواده، بر دو امر تاکید دارد: یکی ایمان و دیگری اخلاق، و به کسانی که قصد ازدواج دارند توصیه می‌کند که دین و اخلاق همسر خود را منظور بدارند.

مردی به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و در امر ازدواج با او مشورت نمود، آن حضرت فرمود: «با زنان دیندار ازدواج کن تا خیر فراوانی نصیب تو شود». (۱)

علی بن موسی الرضا (علیه السلام) فرمود: «سودی بهتر از زن صالح و شایسته نصیب انسان نمی‌شود، زنی که شوهرش را خشنود می‌سازد و در غیاب او،از خودش و زندگی شوهرش نگهداری می‌کند». (۲)

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر کسی از دختر شما خواستگاری کرد و دین و اخلاقش را پسندید، با او وصلت ایجاد کنید و گرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود می‌آید». (۳)

برای حسن رابطه بین زن و شوهر و بقاء و استحکام بنیاد خانواده، و برای جلوگیری از اختلافات خانوادگی و وقوع طلاق، بهترین وسیله رعایت ارزش‌های اخلاقی است و در این رابطه توصیه‌های فراوانی شده است.

اسلام،ازدواج را پیمانی مقدس می‌داند که بین زن و مرد، به اعتبار این که دو انسان هستند بسته می‌شود و مهمترین هدفش، تامین نیازهای انسانی، آرامش و سکون و انس زن و مرد به یکدیگر است؛ حتی تولید و پرورش فرزندان را نیز، در راه تامین هدف عالی انسانی محسوب می‌دارد.

قرآن کریم در این رابطه می‌گوید: «و از نشانه‌های خداست که برای شما از جنس خودتان همسرانی بیافرید تا با تمایل به سوی آنان آرامش بیابید، و در میان شما محبت و دلسوزی قرار داد. همانا که در این موضوع برای اندیشمندان نشانه‌هایی است»( روم/۲۱)

در آیه مذکور، انس و آرامش خانوادگی به عنوان ثمره ازدواج معرفی شده است. در پیمان مقدس ازدواج، زن و مرد با تمام وجود به سوی یکدیگر جذب و با هم متحد و یک دل می‌شوند و در تمام ابعاد زندگی، در خدمت یکدیگر قرار می‌گیرند. مأنوس، همفکر، هم راز و یک هدف می‌شوند.

در آیه مذکور، زندگی خانوادگی، بر دو پایه نیرومند مودت و رحمت استوار گشته است. یکی از پایه‌های ازدواج، مودت و علاقه زن و شوهر نسبت به یکدیگر است. زن و شوهر، خوبی‌ها و نقاط مثبت یکدیگر را مورد توجه قرار می‌دهند و از صمیم قلب یکدیگر را دوست می‌دارند. هر یک از آنان، دیگری را نعمتی ارزشمند از جانب خدا و وسیله انس و الفت، آرامش و دلگرمی و شریک زندگی می‌شمارد و از این نعمت بزرگ، قدردانی و سپاسگزاری می‌کند.

پایه دیگر ازدواج که در آیه به آن اشارت شده، “رحمت” یعنی مهربانی و دلسوزی است، هر گاه یکی از زوجین به نقصان و ضعف و نیازی در همسرش مواجه شد، همدلانه فکر می‌کند، او فکر کند که همسرش یک انسان است و انسان بی‌نقص نیست. چنان که خود نیز بی‌عیب نمی‌باشد. پس با نرمی و مدارا و از روی مهربانی و دلسوزی، نقص او را در صورت امکان برطرف میسازد و در صورت عدم امکان، او را با همان حال می‌پذیرد. نقصانش را نادیده می‌گیرد و به زندگی ادامه می‌دهد. لازمه رحمت و دلسوزی، این است که چنانچه فرد، خیر و صلاح خود را می‌خواهد، در همه حال خواسته‌ها و تمایلات همسرش را منظور بدارد، هر چه را برای خود می‌خواهد، برای او نیز بخواهد و همواره به فکر تامین سعادت، آسایش و آرامش او نیز باشد.

قرآن مجید در این رابطه، تعبیر بسیار جالبی دارد و زن و شوهر را چنین توصیف می‌کند:

«زنان برای شما لباس هستند و شما نیز برای آنان لباس هستید» ( بقره/۱۸۷)

لباس، مجموع بدن انسان را با همه کمالات، نواقص، خوبی‌ها، بدی‌ها، زیبایی‌ها و زشتی‌ها در بر می‌گیرد و از سرما و گرما و خطر حفظ می‌کند. بر زیبایی‌هایش می‌افزاید و عیوبش را می‌پوشاند. لباس نزدیکترین اشیاء نسبت به انسان است و از جمله نیازهای اولیه به شمار می‌رود. زن و شوهر نیز، نسبت به یکدیگر باید همانند لباس باشند، همدیگر را با همه نواقص و کمالات بپذیرند. حافظ و نگهبان و آرامش بخش یکدیگر باشند. بر زیبایی‌های هم بیفزایند و عیوب هم را بپوشانند و رازدار و محرم اسرار باشند.

اسلام، در مورد روابط بین زن و شوهر و زندگی خانوادگی چنین می‌اندیشد و آن را بر چنین پایه‌هایی استوار ساخته است. تشکیل چنین خانواده‌هایی در خور انسان است و سعادت جسمانی، نفسانی، دنیوی و اخروی او را تامین می‌کند. اگر بنیاد خانواده بر پایه‌های ایمان و محبت استوار گردد، کانون خانواده گرم و با صفا می‌شود و از کشمکش‌ها و اختلافات و طلاق و فروپاشی جلوگیری می‌کند.

پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «کاملترین مردم از جهت ایمان، کسی است که اخلاقش خوب‌تر باشد، و بهترین شما کسانی هستند که نسبت به همسران خود خوش رفتارتر باشند.»(۴) امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «حق همسرت این است که بدانی خدای متعال او را وسیله آرامش و انس تو قرار داده و بدانی که او نعمتی است از جانب خدا برای تو، پس او را گرامی بدار و با وی مدارا کن، گرچه تو نیز بر او حقی بزرگ داری، اما باید نسبت به او دلسوز و مهربان باشی. باید خوراک و پوشاک او را تامین کنی و اشتباهات و لغزش‌هایش را ببخشی» (۷)

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: «جهاد زن در این است که خوب شوهرداری کند». (۸)

اسلام عنایت ویژه‌ای به اخلاق دارد و رعایت ارزش‌های اخلاقی را برای سلامت خانواده و تحکیم بنیان آن ضروری و لازم می‌داند.

به نظر می‌رسد یکی از عوامل مهم تزلزل بنیاد خانواده، بی‌توجهی به مسائل اخلاقی است و برای حل این مشکل بزرگ که خانواده را در معرض تهدید جدی قرار داده، چاره‌ای جز احیای ارزش‌های اخلاقی به ویژه اخلاق خانواده نداریم.

پی‌نوشت‌ها

۱-وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص۵۰٫

۲- همان، ص۳۹٫

۳- همان. ، ص۷۷٫

۴- بحارالانوار، ج ۷۱، ص۳۸۹٫

۵- همان، ج ۷۴، ص ۵٫

منبع: تبیان

شادى

 خانواده و تربیت؛ نکته ها

شادى، احساسى درونى است که بیشتر، از طریق علایم و نشانه‌هاى غیرکلامى، حالت چهره، وضع بدن، حرکات چشم و لب نمایان مى‌شود. مسائل فرهنگى، شیوه ابراز شادى را به افراد القا خواهد کرد. چهره شاد اما سخنان مأیوس‌کننده نشانه تظاهر و عدم صداقت است. سخنان خوشایند کسى که از چهره‌اش شادى مشخص نیست نیز نشانه طعنه و نیشخند است.

شادى ترکیبى از عواطف مثبت از جمله خوشحالى، هیجان و برانگیختگى به همراه پایین بودن عواطف منفى همانند احساس ملال، بى‌علاقگى و افسردگى است.

افراد برونگرا، مردم‌آمیز و جمع‌گرا به دلیل ویژگى‌هاى رفتارى خاص‌شان چون ارتباط با دوستان، مشارکت و تماس‌هاى اجتماعى متعدد، داراى بیشترین عواطف مثبت هستند. عدم تمایل شخصیت‌هاى درونگرا به داشتن تماس اجتماعى، مانع دستیابى به عواطف مثبت شدید است. مهمترین عامل ایجاد عواطف منفى، باورهاى غلط، غیرمنطقى و خودمخرب است. اصلاح افکار غیر منطقى، باعث کاهش یا ضعف عواطف منفى مى‌شود.

نمونه‌هایى از خطاهاى ذهن یا تحریفات شناختى انسان‌ها که باعث ایجاد عواطف منفى مانند افسردگى و اضطراب مى‌شوند عبارتند از: ۱ـ تمرکز بر مشکل یا مشکلات ناراحت‌کننده بدون در دست داشتن شواهد کافى؛ ۲ـ داشتن تفکر همه یا هیچ یا تفکر سیاه و سفید؛ ۳ـ مبالغه کردن در مورد رفتارها و یا تفکرات دیگران.

شناسایى افکار و باورهاى منفى و ارزیابى و مقابله با آنها، عواطف منفى را کاهش مى‌دهد و آرامش روح را به ارمغان مى‌آورد. معمولاً عواطف منفى به ویژه افسردگى، با عدم تحرک همراه است. یکى از مهمترین راههاى شاد زیستن، فعال بودن است. برنامه‌ریزى براى فعالیت‌هاى خوشایند مثل: ورزش، گردش، شرکت در جمع‌هاى خانوادگى و دوستانه و پرداختن به امور اخلاقى و معنوى مى‌تواند بر فعالیت‌هاى خوشایند بیفزاید. فعالیت‌هاى خوشایند از جمله مؤثرترین شیوه‌هاى کاهش عواطف منفى و افزایش شادى است. همچنین اهداف و موفقیت‌ها، میزان شادى را تحت تأثیر قرار مى‌دهند. به عبارت دیگر، حرکت در راستاى اهداف، رضایت افراد را به همراه دارد. البته باید توجه داشت افرادى که هدف‌هاى دشوار را بر مى‌گزینند پس از این که متوجه شوند این اهداف دست‌نایافتنى است دچار افسردگى خواهند شد.

براى برنامه‌ریزى شاد زیستن مى‌توان:

ـ در همه حال به خدا توکل داشته، از او کمک خواسته و با او درددل کنیم.

ـ مهارت‌هاى اجتماعى خود را افزایش دهیم. برخى رفتارهاى مفید عبارتند از: توجه به گفته‌هاى دیگران، ترغیب و تشویق افراد مقابل به ابراز عقاید خود، مکث کردن در پایان صحبت و رعایت بهداشت فردى؛

ـ فعالیت‌هاى روزمره لذتبخش را در برنامه خود بگنجانیم؛

ـ غصه گذشته را خوردن و نگران آینده بودن، مشکلى را حل نمى‌کند؛

ـ نقش بازى کردن و دورى از خویشتنِ خویش، عواطف منفى را زیاد خواهد کرد؛

ـ افکار غیر منطقى و خطاهاى شناختى را شناسایى و به مقابله جدى با آنها برخیزیم؛

ـ توجه خود را روى افکار مثبت و خوش‌بینانه متمرکز کنیم.

در هر حال، چه بهتر که در جلسات و محافل دوستانه، مشکلات و نگرانى‌هاى خود را بزرگ جلوه نداده و آنها را به دیگران منتقل ننماییم و همان طورى که معتقدیم مؤمن گشاده رو است و با لبخند خود، به دیگران آرامش مى‌بخشد، سعى نماییم به موفقیت‌ها و جنبه‌هاى خوشایند زندگى اندیشیده و افسردگى را به خود راه ندهیم.

منبع: پیام زن؛ آبان ۱۳۸۵؛ شماره ۱۷۶

 

آرامش در خانواده از نگاه اسلام

چکیده

خانواده، محل رشد و تعالی افراد یک جامعه است اگر جامعه بسته به افرادش است، افراد نیز وابسته به خانواده خویشند. مکتبی که به خانواده بها می‌دهد، و برای آن، ارزشهای ویژه‌ای قائل است و تمام سعیش آن است که خانواده محل امن و آرامش برای افراد باشد، بدون شک مکتبی است که خانواده در آن جایگاه ممتازی دارد و اسلام، چنین مکتبی است. اسلام که ۱۴۰۰و اندی سال پیش ظهور پیدا نمود، احکام و دستوراتی را برای خانواده پیشنهاد می‌کند که حتی امروز هم قابل اجرا و مفید است. این مقاله از آن جهت که آرامش، اصل بنیان خانواده است، به این موضوع مهم از دیدگاه اسلام پرداخته و در صدد است مشکلات بر هم زدن آرامش خانواده‌ها و حل و رفع آنها را مورد بحث قرار دهد.

کلید واژه‌ها: اسلام، خانواده، فطرت، آرامش؛

مقدمه

چرایی نظر اسلام درباره خانواده

اسلام، مجموعه احکام، اعتقادات و اخلاقیاتی است که از جانب پروردگار عالم به عنوان آخرین و کاملترین ادیان برای بشریت تشریع شده است. اسلام مانند مسیحیت یا ادیان دیگر نیست که تاریخ مصرف آن گذشته باشد و انسانها برای تداوم و ثبات زندگی خود بخواهند به عقل خود رجوع کنند گرچه عقل بشری جایگاه ویژه‌ای در اسلام دارد اما ظرفیت آن محدود می‌باشد احکام و دستورات الهی دو دسته هستند: دسته‌ای که عقل انسانی توان یافتن دلیل و علت آن را ندارد مانند این که نماز صبح دور کعت است و یا مناسک و اعمال حج. و دسته دیگر احکامی که مصلحت آن را عقل درک می‌کند مثلا پرداخت زکات و خمس که مصلحتش به سود جامعه مسلمین می‌باشد. در این راستا اگر کسی آشنا به دین مبین اسلام البته با قرائت تشیع باشد خواهد دید که این دین برای تمام ابعاد زندگی انسان دستورات و احکامی صادر نموده از قبل از تولد یک انسان تا زمان مرگ و حتی پس از آن برای او دستورات وآدابی را معین کرده است. سئوالی که در اینجا ممکن است مطرح شود آن که اسلام دینی است که در حدود ۱۴۰۰ سال پیش در سرزمین حجاز و در قومی مانند قوم عرب که بی‌سواد و بی‌تمدن ظهور نموده و لذا هم به لحاظ زمانی و هم به لحاظ جغرافیایی نمی‌تواند دستوراتش برای ما و زمان ما قابل اجرا باشد، بنابراین بهتر است مانند مسیحیت اسلام را منحصر در مسجد کنیم و خود قوانین و دستورات جدیدی را بر طبق زمان و عقل عرفی خویش صادر نماییم. در نظر اول شاید سئوال‌کننده خود را محق بداند و هر گونه پاسخ به این سئوال را توجیهی بیش نداند اما اگر با تقکر و تدبر بیشتر به سئوال و جواب آن دقت کنیم، سئوال را بی‌پایه و بی‌اساس خواهیم دید زیرا اولا قرآن، کتاب مسلمانها، هیچ گونه تحریفی نشده و این مطلب با دلیل و برهان اثبات شده است ثانیا روایات و احادیث مجعول و غیر مجعول توسط دو علم درایه و رجال مشخص شده و اساتید فن می‌توانند تشخیص دهند چه روایت و حدیثی قابل استناد است و چه حدیثی قابلیت استناد را ندارد.

فطری بودن احکام اسلام

از سوی دیگر، اسلام دینی است بر پایه فطرت بشری همان طور که انسان غرایز و ویژگی‌های مادی دارد مانند گرسنگی، تشنگی و غرایز دیگر و اینها در طول زمان هیچ تغییری نمی‌کنند زیرا انسان هزار سال پیش همان طور گرسنه می‌شد که انسان امروز گرسنه می‌شود و یا غرایز دیگر نیز به همین شکل است. در نهاد و وجود انسان، این اشرف مخلوقات، ویژگی‌های منحصر به فردی قرار داده شده که به آن سرشت طبیعت نوع بشری و یا همان فطرت می‌گوییم، امور فطری اموری هستند که در همه زمانها همه مکانها و در همه انسانها قرار داده شده است به عبارت بهتر، نوع انسان بر اساس این امور خلق شده است. اگرچه گاهی به لحاظ غفلت و یا سرکوبی و سرپوشی بر خواسته‌ها و گرایشهای فطری این امور در وجود بعضی انسانها خاموش می‌شود اما اگر این حجاب برداشته شود فطرت بیدار شده و به جستجوی گرایشهای خود می‌پردازد. تاجایی که امیر المومنین(علیه السلام) فلسفه بعثت انبیاء را بیدار نمودن فطرت بشریت دانسته اند. (خطبه ۱/۳۲) مسئله فطرت، بسیار بحث مهم و مفصلی در اندیشه و تفکر اسلامی دارد که در اینجا مجال بحث آن نیست و همین قدر می‌خواهیم بگوییم که تمام دستورات و احکام اسلامی، بر اساس فطرت بشری است و همان گونه که فطرت قابل تغییر در طول زمان نخواهد بود، احکام اسلامی نیز به همین نحو می‌باشد. البته ناگفته پیداست که مصادیق امور فطری، ممکن است در طول زمان تغییر پیدا کند مثلا یکی از گرایشهای فطری، حقیقت‌جویی است. انسانها در همه زمانها به دنبال حقیقت هستند اما مصادیق آن در هر زمانی تفاوت می‌کند. احکام اسلامی نیز به طور کلی مبتنی بر فطرت است. البته جزییات و فرعیات آن می‌تواند در هر زمانی تغییر کند. لذاست که معصوم(علیه السلام) می‌فرماید: علینا بالاصول و علیکم بالفروع(محمد تقی مدرسی: مولفات: فصل اول) خاصیت فقه شیعی، آن است که در هر زمانی، بر اساس اصول مورد قبول اسلام، احکام نو و جدیدی را صادر کند.

اهمیت و جایگاه خانواده در اسلام

اما یکی از مسائلی که اسلام بسیار بر آن اهمیت قرار داده و در قرآن و روایات متعددی به آن پرداخته است، مسئله خانواده می‌باشد. جایگاه خانواده در اسلام، جایگاه متفاوت از نگاه عرفی بشریت و یا مذاهب دیگر است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله و اعز من التزویج(بحارالانوار۱۰۳/۲۲۰) در اسلام، هیچ بنایی ساخته نشد که نزد خداوند محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد. در حدیث دیگر از همان حضرت است که ازدواج، سنت من است و هر کس از سنت من روی گرداند، از امت من نیست.(همان) در روایت دیگر حضرت می‌فرمایند: هرگاه کسی ازدواج کند، نصف دینش را کامل کرده است و برای حفظ نصف دیگر، باید تقوای خدا پیشه کند.(کنزالعمال: ۴۴۴۴۸)

یا در حدیث دیگر است که همسردار خفته نزد خدا، فضیلت دارد بر بی‌همسر روزه گیر شب زنده دار. (بحار۱۰۳/۲۵) امام صادق(علیه السلام) فرمود: دو رکعت نمازی که همسردار می‌خواند برتر از هفتاد رکعتی است که فرد بی‌همسر بخواند(همان) از سوی دیگر، کسی که اهمیت به تشکیل خانواده ندهد، از نگاه اسلام بدترین افراد است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شرارکم عزابکم(کنزالعمال ۴۴۴۴۸)

بنابراین از این روایات و صدها روایت دیگر برمی آید که جایگاه خانواده و تشکیل آن از نظر اسلام، بسیار جایگاه پراهمیت و مهمی است.

در آیه‌ای، قرآن همه مردم را مخاطب قرار داده و دستور داده که کمک کنید تا افرادی که ازدواج نکرده‌اند ازدواج کنند و حتی اگر از فقر هم می‌ترسند خداوند داناست و از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌کند: «و أنکحوا الأیامى منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم إن یکونوا فقراء یغنهم اللّه من فضله و اللّه واسع علیم»(۳۲، سوره نور).

این آیه نشان می‌دهد که حتی اگر مشکلی از جمله فقر و نداری سبب عدم تشکیل خانواده می‌شود، باید همگی کمک کنند تا این مشکل رفع شود و حتی خداوند هم وعده می‌دهد که از فقر نترسید و به واسطه ازدواج رزق و روزی شما را زیاد می‌کنم چرا که در حدیثی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ازدواج کنید زیرا که این کار، روزی شما را بیشتر می‌کند.(بحار۱۰۳/۲۲۱)

هم چنین ازدواج، سبب حفظ تقوى و عفاف و همچنین سبب اجتناب از بسیارى از کبائر مثل زنا، لواط و استمنا مى شود.

یکی از مسائل مهم دیگری که اسلام روی آن به سبب تشکیل خانواده تأکید می‌کند، کسب آرامش است. با ایجاد خانواده زن و مرد احساس آرامش و سکونت می‌کنند. بد نیست بدانیم همه چیز در عالم طبق نقل قرآن کریم به صورت زوج خلق شده است(ذاریات/۴۹) انسان هم از این قاعده مستثنی نیست خداوند در سوره نبا آیه ۸ چنین می‌فرماید: «و خلقناکم ازواجا؛ ما شما را جفت جفت آفریدیم.» تعبیر به جفت یعنی آن که هر یک از جفتها به تنهایی ناقصند و هر وقت در کنار هم قرار گیرند و تشکیل خانواده دهند آنگاه مکمل هم خواهند بود. بنابراین زن و مرد، کامل‌کننده یکدیگرند و با وجود هر یک، دیگری به کمال رسیده و همین که یکدیگر را از نظر روانی- جسمی و بقیه ابعاد کامل می‌کنند مایه آرامش هم خواهند بود لذاست که در آیه دیگر می‌فرماید: هو الّذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها».(۲) یا در سوره روم آیه ۲۱ می‌فرماید: و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم موده و رحمه)

یکی از نشانه‌های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان، همسرانی آفرید تا درکنارشان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد.

از مجموع این آیات می‌توان فهمید که فلسفه وجودی تشکیل خانواده رسیدن به آرامش برای زوجین است پس از نگاه اسلام ازدواج بر پایه آرامش و سکونت است. البته این آرامش در همه ابعاد روحی و جسمی و اجتماعی و سایر ابعاد است. زیرا که به طور مطلق فرمود تا در کنار هم به آرامش برسید. بنابراین از نظر اسلام، اصل در زندگی خانوادگی، وجود فضایی آرام و محبت‌آمیز است که زن و شوهر یاید سعی کنند در محیط خانواده میان اعضا آرامش به وجود آید و روز به روز این آرامش و محبت بیشتر شود.

البته مشکلات و عواملی سبب خواهد شد این آرامش به خطر افتد و اگر ادامه پیدا کند ممکن است پایه‌های مهر و محبت همسران را فرو ریزد. لذا لازم است مشکلات و آسیب‌هایی که سبب اخلال در آرامش خانواده می‌شود را از نظر اسلام شناخته و سپس راه حل‌هایی که خود او برای ایجاد دوباره آرامش و برگشت آن به خانواده می‌شود را بشناسیم.

عوامل مخل آرامش در خانواده از نظر اسلام

می‌توان عوامل مخل آرامش خانواده را طبق نگاه اسلام به دو دسته تقسیم نمود:

۱- مشکلاتی که عامل بروز آن قبل از ازدواج است.

۲- مشکلاتی که عامل بروز آن بعد از ازدواج می‌باشد که خود به دو دسته می‌تواند تقسیم شود.

الف-مشکلاتی که سبب وجود آن درون خانواده و اعضای خانواده هستند.

ب-مشکلاتی که سبب وجود آن بیرون از خانواده می‌باشد.

حال به توضیح هر یک از این مشکلات می‌پردازیم:

۱-مشکلاتی که عامل آن قبل از ازدواج است

این نوع از عوامل مخل آرامش عاملی است که پیش از ازدواج زوجین ایجاد می‌شود و در حین زندگی دو طرف چه در دوران عقد و چه در دوران عروسی مشکلاتی را برای هر یک از طرفین ایجاد می‌کند یعنی وقتی ازدواج صورت گرفت مشکلاتی یا در دوران عقد و یا پس از آن به وجود می‌آید که پس از بررسی این نوع مشکلات عامل و سبب آن به قبل از ازدواج بر می‌گردد که می‌توان این عوامل را به موارد زیر تقسیم نمود:

الف ـ عدم انتخاب مناسب

یکی از عوامل ایجاد اختلاف و ناسازگاری، عدم انتخاب مناسب زوجین است اگر این انتخاب شایسته و مناسب نباشد بعدا در زندگی مشترک ایجاد اختلاف نموده آرامش خانواده را به هم خواهد زد. اسلام اهمیت بسیار مهمی برای انتخاب قائل شده است هم این انتخاب برای مرد مهم است و هم برای زن. چه به لحاظ زندگی زناشویی و چه به لحاظ فرزندداری و بچه‌دار شدن این انتخاب مورد توجه قرار گرفته است. به نظر می‌رسد سبب این اهمیت ایجاد سلامت روانی و برقراری آرامش در خانواده می‌باشد. لذا در روایات متعددی می‌بینیم وجود زن صالح و شاسیته و مناسب بهترین سعادت و خوشبختی مرد شمرده شده است. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: زنی که مورد موافقت شوهرش باشد(یعنی هر دو مورد توافق باشند.) یکی از دو راحتی و آسایش است(غرر۱۶۳۳) یا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در احادیث متعدی فرمود: بهترین متاع دنیا زن شایسته است(کنزالعمال ۴۴۴۵۱) از خوشبختی مرد داشتن زن شایسته است(کافی ۵/۳۲۷) از دعاهای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این بود: خدایا به تو پناه می‌برم از زنی که پیش از آن که زمان پیری ام فر رسد مرا پیر کند.(همان)

البته ملاکها و معیارهای مختلفی را اسلام برای هر یک از زوجین شمرده که اگر این ملاکها به نسبت در آنها وجود داشته باشد، ازدواج در این مرحله موجب آرامش شده و این عامل نفی خواهد شد. در اینجا به مهمترین این ملاکها اشاره می‌کنیم: دیندار بودن، دارا بودن صفات اخلاقی وحالات و رفتارهای مناسب، دوشیزه بودن، فرزندآوری، زیبایی‌های ظاهری، کم بودن مهریه از برخی اقوام نبودن مانند کرد. اصیل بودن خانواده.

در اسلام تأکید زیادی بر کفو بودن زن و شوهر شده است و بهتر است زن و مرد در ویژگی‌های مناسب برای ازدواج، مشابه و همتای هم باشند:(الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات نور ۲۶)

ب ـ مهریه سنگین

گرفتن یک مهریه سنگین و بیش از اندازه معقول آن، خود یکی از موجبات بهم زدن آرامش در خانواده هاست آسیب‌های روحی و اجتماعی این مسئله برای خانواده بسیار می‌تواند اثرگذار باشد. فلسفه گذاشتن مهر برای زن طبق نظر قران کریم چیزی جز هدیه و پیشکشی نیست زیرا قرآن می‌فرماید: و اتوا النساء صدقاتهن نحله(نسا/۴) و مهر زنان را به طور کامل بعنوان یک بدهی(عطیه) به آنان بپردازید. در این آیه از مهر به عنوان صدقه(به ضم دال) یاد نموده وبه مهر” صدقه” گفته می‌شود به خاطر این که نشانه راستین بودن علاقه مرد است از سوی دیگر مهر را به خود زنان بدهید و فلسفه مهر را هم پیشکش و هدیه می‌شمارد. (نظام حقوق زن در اسلام: ۲۳۸) حال اگر چنین مهریه‌ای که اصل در ازدواج نیست و فلسفه وجودی آن هم جنبه اقتصادی ندارد از حالت عادی خود خارج شد و به عنوان یک اصل در ازدواج مطرح گشت، خود موجب سلب آرامش و آسایش از خانواده می‌شود. این جمله که معروف است «مهر را کی گرفته و کی داده است» بسیار جمله اشتباهی است البته اگر زن، تمام مهر یا بخشی آن را بخشید، در آن صورت مشکلی نیست اما مهر حقی است که بر گردن مرد می‌باشد و باید هر وقت زن آن را مطالبه نمود، پرداخت نماید. الان درصدی از زندانیان افرادی هستند که به خاطر عدم توان پرداخت مهر، زندانی شده‌اند و این خود، یک معضل اجتماعی شده است. البته وجود مهر، در اسلام واجب است و باید مرد، مهر را پرداخت کند؛ لذا اسلام، اخذ مهر سنگین را نکوهش نموده است.(معانی الاخبار ۱۵۲/۱) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهترین مهریه، سبکترین آن است(بحار۱۰۳/۲۳۷)

ج ـ عدم آشکار سازی ازدواج

یکی از آداب و دستورات و شرایط عقد، آن است که در حضور شاهدان برگزار گردد در این صورت همه می‌دانند که این دو زوج همدیگر هستند و محل اتهام قرار نمی‌گیرند شاید به همبن دلیل بوده است که اسلام مسلمانان را تشویق به آشکارسازی ازدواج نموده است. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: این ازدواج‌ها را آشکارا انجام دهید و آنها را در مساجد برگزار کنید.(کنزالعمال ۴۴۶۱۷)

د ـ سالم بودن روابط زن و شوهر قبل از ازدواج

از عوامل مخل آرامش، می‌توان به روابط قبل از ازدواج زن و شوهر اشاره نمود. زن و شوهری که به لحاظ روابط با دیگران، روابط سالمی نداشته‌اند، در صورت ازدواج ممکن است مشکلاتی را برای یکدیگر فراهم کنند. در صورتی که زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر، یا با افراد غیر هم جنس خود رابطه عاطفی و صمیمی برقرار نموده که به اصطلاح، مرد، دوست دختر داشته باشد و یا زن، دوست پسر داشته باشد، می‌تواند این عاملی باشد که پس از ازدواج، آرامش را از زندگی آنها دور نماید؛ لذا قرآن کریم یکی از شرایط ازدواج را با زنان پاکدامن می‌داند که دوست پنهانی و نامشروع نگرفته باشند. (مائده /۵)

ه ـ کتمان نمودن حقایق

اگر زن یا مردی قبل از ازدواج با حقایقی را از زندگی یکدیگر کتمان نموده باشند مثلا زنی کچل است و خود را پر مو جلوه دهد یا مرد مثلا صرع دارد و آن را به همسرش در هنگام خواستگاری نگوید، پس از ازدواج، آرامش زندگی طرفین را به هم می‌زند. بنابراین اسلام، کتمان نمودن حقایق را در هنگام خواستگاری حرام می‌داند(مکاسب محرمه ۱/۱۶۷) و هر گونه حقیقتی را که لازمه زندگی زناشویی است، باید طرفین قبل ازدواج بازگو نمایند. به همین خاطر است که غیبت با آن عقاب شدیدی که برای آن ذکر شده، در هنگام تحقیق برای ازدواج، نه تنها حرام نیست بلکه لازم شمرده است که اگر در مورد زن یا مردی نکته‌ای لازم است گفته شود و لو آن که غیبت باشد، باید طرفین را از آن مطلع نمود.(مکاسب محرمه ۱/۳۱۹)

۲-الف: مشکلاتی که عامل بروز آن بعد از ازدواج و درون خانواده می‌باشد

دسته دوم از عوامل، عواملی بودند که بعد از ازدواج و درون خانواده ایجاد می‌شدند. منظور آن است که پس ازدواج و تشکیل خانواده، بروز این عوامل سبب می‌گردد آرامش خانواده از بین برود که به تعدادی از این موارد اشاره می‌شود:

۲- الف -۱- عدم رعایت حقوق اعضای خانواده

بدون شک هر یک از اعضای خانواده، حقوقی دارد که دیگران باید این حقوق را رعایت کنند و در صورتی که این حقوق رعایت نشود، اعضا دچار استرس شده و در کل، آرامش خانواده از بین خواهد رفت. ما در اینجا به تک تک حقوق اعضای خانواده از نظر اسلام می‌پردازیم. اعضای خانواده به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: دسته اول زن و شوهر که هر یک جداگانه نسبت به یکدیگر حقوقی دارند و دسته دوم، والدین و فرزندان که دارای حقوق متقابل هستند.

دسته اول: حقوق زن و شوهر

حقوق شوهر

در اسلام، بالاترین و بزرگترین حق را بر زن، شوهر او دارد تا جایی این مسئله اهمیت دارد که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر قرار بود دستور دهم کسی در برابر کسی سجده کند حتما به زن دستور می‌دادم که به شوهرش سجده کند. (کافی/۵/۵۰۸) اگر روایات و آیات در زمینه حقوق شوهر مطالعه شود نتیجه می‌گیریم که اسلام، پیوندی میان رعایت حقوق شوهر و عدم آن با قبولی عبادات یا رد آن و خوشبختی یا شقاوت همسرش قرار داده است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر که شوهرش را بیازارد خداوند نماز آن زن را قبول نکند و کار نیکش را نپذیرد تا زمانی که به شوهرش کمک کند و او را خشنود سازد. یا امام صادق(علیه السلام) فرمود: ملعون است ملعون است آن زنی که شوهر خود را بیازارد و غمگین کند و خوشبخت است آن زنی که شوهر خود را احترام نهد و آزارش ندهد و در همه حال از او فرمان برد.(بحار۱۰۳/۲۵۱)

این از خصوصیات اسلام است که همه شئون و رفتارهای انسان را در پرتو بندگی او نظاره می‌کند مثلا زن و شوهر هنگام انجام دادن وظایف در برابر یکدیگر در حال عبادت هستند. در این زمینه روایات متعددی هست که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر زنی که هفت روز شوهرش را خدمت کند، خداوند هفت در دوزخ را به روی او ببندد و هشت در بهشت را به رویش بگشاید تا از هر در که خواهد، وارد شود. یا فرمود: هیچ زنی نیست که جرعه‌ای آب به شوهرش بنوشاند مگر آن که این عمل او برایش بهتر از یک سال باشد و شبهایش را به عبادت سپری کند.(ارشادالقلوب ۱۷۵) در اینجا به برخی از حقوق شوهر می‌پردازیم که همسرش وظیفه دارد آنها را مراعات کنند.

۱-تأمین نیازهای عاطفی

زن و مرد هر دو به این مقوله نیازمند هستند اما یکی از حقوق شوهر آن است که همسرش نیازهای عاطفی او را تأمین نماید لذا در روایات ما پاداش نیکو شوهرداری نمودن را که به معنای همان تأمین نیازهای عاطفی اوست برابر جهاد کردن در راه خدا دانسته است.(وسایل الشیعه ۱۴/۱۱۵)

۲-متابعت و پیروی از او در امور خانواده

زن وظیفه دارد هنگام خروج از منزل اگر برای عبادت واجبی نباشد و یا در اموری که به نوعی ضرر به شوهرش می‌زند یا شوهرش در آن امور راضی نیست مانند صرف مال شوهر یا روزه گرقتن مستحبی یا نذر نمودن و یا اعمال عبادی مستحب از شوهر خود اجازه گیرد.

حقوق زن

در مقابل، شوهر نیز در برابر همسرش وظایفی دارد که باید آنها را انجام دهد. رعایت حقوق زن نیز بسیار در اسلام مورد سفارش واقع شده است تا جایی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرییل پیوسته مرا درباره زن سفارش می‌کرد تا جایی که گمان بردم طلاق او، جایز نیست مگر در صورت ثابت شدن فحشا(بحار ۱۰۳/۲۵۱). در این که باید حتما زن وظایف خانه را انجام دهد، هیچ وجوبی در اسلام برای زن نیست اما اسلام هم به زن و هم به مرد، سفارش می‌کند که در کارهای خانه، به همدیگر کمک کنند چنان که برای مردی که در خانه به همسرش کمک کند، پاداشها و ثوابهایی قرار داده شده است.

از حقوق زن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-ابراز محبت به همسر و برآورده ساختن نیازهای عاطفی: مرد باید نسبت به همسر همیشه ابراز علاقه و محبت نماید پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این سخن مرد به زن که دوستت دارم، هرگز از دل او بیرون نرود.(کافی ۵/۵۶۹) یا در حدیث دیگری پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نشستن مرد نزد زن و فرزندش، نزد خداوند متعال محبوبتر از اعتکاف در مسجد من است. (تنبیه الخواطر۲/۱۲۲) این نشان‌دهنده اهمیت حفظ صمیمیت و محبت در خانوده است.

۲-دادن نفقه: نفقه یعنی آن که مرد وظیفه دارد مخارج اقتصادی زن را تأمین نماید از لحاظ خوراک، پوشاک و مسکن و بقیه مخارجی که در شأن زن و عرف جامعه است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حق زن به شوهرش، آن است که شکمش را سیر کند و بدنش را بپوشاند.(بحار/۱۰۳/۲۵۳)

۳-احترام و بزرگداشت زن: از دیگر حقوق او احترام و معاشرت نیکوست(و عاشروهن بالمعروف: نسآء۱۹)

۴-مدارا و مسامحه در موارد اختلاف: یکی از حفوق زن آن است که در موارد اختلاف، با او مدارا نمود: (فدارها علی کل حال(همان) هم چنین نسبت به رفتارهای نامناسب او که برخاسته از جهالتش باشد، از او گذشت و او را مورد عفو قرار داد: (و اذا جهلت عفوت عنها) (وسایل الشیعه ۶/۱۳۴)

دسته دوم: حقوق والدین و فرزندان

این دسته نیز متقابلا حقوقی را فرزندان بر عهده والدین و حقوقی را نیز والدین بر فرزندان خود دارند.

حقوق فرزندان

والدین وظیفه پرورش و تربیت کودک را تا زمان ازدواج و استقلال او بر عهده دارند. در سنین نوزادی و کودکی، تغذیه و مراقبت و تربیت متناسب با سن او از وظایف والدین در این سنین است. در دوره میانی، کودک احتیاج به تعلیم و کنترل و راهنمایی دارد و در دوره نوجوانی، فراهم آوردن زمینه استقلال آنان مانند ازدواج، از وظایف والدین است.

در اینجا نیز اسلام ارزش معنوی بسیار زیادی برای فرزند داری و تربیت او قائل شده است به خصوص برای مادر که بیشترین نقش را دارا می‌باشد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتی زن باردار می‌شود ثواب و پاداش او مانند روزه دار برپاکننده نماز و کسی است که با مال و جانش در راه خدا جهاد می‌کند. هنگامی که وضع حمل نمود کسی عظمت مزد و پاداش او را درک نمی‌کند وقتی به نوزادش شیر می‌دهد هرمکیدن بچه ارزش آزادکردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را دارد و هرگاه به طور کامل به فرزندش شیر داد فرشته‌ای به او می‌گوید همه گناهان گذشته ات بخشیده شد دوباره عمل آغاز کن.(وسایل الشیعه ۱۵/۱۷۵)

اسلام درباره تربیت فرزند از قبل از تولد و نقش روحی و جسمی زن و شوهر تأکید می‌کند و حتی ملاکها و خصوصتهایی برای زن و شوهر و حتی خانواده‌های آنها بر می‌شمرد که این ملاکها می‌تواند در ایجاد خصوصیت‌های جسمی و روحی فرزند موثر باشد هم چنین در هنگام انعقاد نطفه و دوران حاملگی به مادر و پدر توصیه‌هایی درباره تأثیر انواع غذاها یا رفتارها و خصوصیت‌های هر یک بر فرزند می‌نماید. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ببینید نطفه خود را در چه محلی قرار می‌دهید زیرا عرق(ژن)، به طور پنهانی عمل می‌کند.(المستطرف ۲/۱۲۸)

امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرمود: اگر در موقع آمیزش و لحظه انعقاد نطفه، دل آرام و گردش خون، طبیعی و بدن، خالی از اضطراب باشد، فرزند علی القاعده به پدر و مادر خود ماننده است. (بحار ۱۴/۳۷۹)

بعد از تولد وظایفی را پدر و مادر در قبال فرزند خود دارا هستند. نام نیکو انتخاب کردن: امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: فرزند خود را به بهترین اسم و کنیه نامگذاری کن.(مستدرک ۲/۶۱۸) عقیقه نمودن، صدقه دادن برای فرزند و سایر آداب دیگر از دستورات اسلام بعد از تولد است. گفتگوی مهربانانه با فرزندان نگاه مهربانانه به آنها دست کشیدن بر سرشان بوسیدن و در آغوش کشیدن فرزند امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: کودکان خود را زیاد ببوسید زیرا بوسیدن شما درجه ای(پاداش) دارد. (وسایل الشیعه ۵/۲۶) بازی با کودکان، احترام به کودک، با نیکو صدازدن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به کودکان خود احترام بگذارید و با آداب و روش پسندیده با آنها رفتار کنید.(بحار ۲۳/۱۱۴)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خدای رحمت کند کسی را که در نیکوکاری و نیکی به فرزندش کمک کند. سئوال شد چگونه فرزند خود را در نیکی کمک کند؟ فرمود: آنچه در توانایی کودک است و برایش میسر است از او بپذیرد و آنچه انجام ندادنش برای کودک دشوار است از او نخواهد و او را به گناه و طغیان و کارهای احمقانه وادار نکند.(کلینی ۶/۵۰)

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: حق کودک تو بر تو، این است که بدانی وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط پیدا می‌کند و باید بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری و مسئول هستی که او را به بهترین وجه تربیت کنی و بر عهده توست که او را به خداوند بزرگ راهنمایی کنی.(مکارم الاخلاق ۲۳۳)

هم چنین اسلام بر رعایت عدالت و مساورات با فرزندان تأکید می‌کند از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت است که حضرت مردى را دید که دو پسر داشت، یکى را بوسید و دیگرى را نبوسید. فرمود: «فَهَلاّ ساوَیْتَ بَیْنَهُما؟» «چرا مساوات را میان آنان رعایت نکردى؟!»

البته سفارش اسلام و تأکید او بر ابراز محبت و عواطف نسبت به دختر بیشتر است چنان که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به بازار وارد شود و برای خانواده خود هدیه‌ای بخرد ثواب کسی را دارد که به نیازمندان هدیه می‌دهد او باید به دختران قبل از پسران هدیه دهد زیرا کسی که دخترش را شاد کند ثواب آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را می‌برد. (وسایل الشیعه ۱۵/۱۰۰)

البته فرزندسالاری در اسلام ممنوع است افراط در ابراز محبت به فرزندان مورد قبول نیست(فرید تنکابنی الحدیث ۱/۳۰۱) هم چنین تنبیه مانند قهر کردن با کودکان که به مدت طولانی نیز نباشد پذیرفته شده است(همان/۲/۳۴۸) اسلام تنبیه بدنی را برای تربیت و به خصوص برای تربیت کودکان روشی حکیمانه نمی‌داند. مردی به حضرت علی(علیه السلام) از رفتار ناپسند فرزند خود شکایت کرد حضرت فرمود: او را نزن بلکه از او قهر کن و قهرت را طول نده. (مجلسی ۲۳/۱۱۴) البته باید کودک را از همان کودکی با سختی‌ها در حد توان خود آشنا نمود تا بتواند در بزرگی در برابر مشکلات صبور باشد. امام کاظم(علیه السلام) می‌فرمایند: خوب است کودک در خردسالی بدهکار شود(با سختی‌ها و مشکلات اجتناب‌ناپذیر زندگی که تاوان زندگی است آشنا شود) تا در بزرگی بردبار و صبور باشد. (حرعاملی/وسایل الشیعه ۱۵ /۱۹۸)

خشونت ورزی نسبت به کودکان و زدن آنها نهی شده است به گونه‌ای که گفته شده خداوند برای چیزی به مانند ظلم در حق کودکان و زنان خشمگین نمی‌شود.(حرعاملی وسائل الشیعه /۱۵/۲۰۲)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «فرزندان خود را به سه خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان و محبت خاندان او و قرائت قرآن». شک نیست که هر سنی، مقتضایی برای خودش دارد و باید طبق آن برنامه‌ریزی کرد.

علی(علیه السلام) فرمود: آداب و رسوم زمان خود را با فشار و زور به فرزندان خویش تحمیل نکنید زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.(شرح ابن الحدید ۲۰/۲۶۷)

حقوق والدین

آن قدر حقوق والدین بر فرزندان در اسلام اهمیت دارد که خدای متعال، احسان و شکر از پدر و مادر را در ردیف شکر و بندگی خود دانسته است(خدا را بپرستید و به او شرک نورزید و به پدر و مادر احسان کنید (نسا/۳۶) یا و ان اشکر لی و لوالدیک(لقمان ۱۴) . بنابراین سفارشهایی زیادی در مورد پدر و مادر و رعایت حقوق آنها در اسلام شده است. البته از میان پدر و مادر، مادر اولویت بیشتری نسبت به پدر دارد انسان را درباره پدر و مادرش توصیه نمودیم(به ویژه که مادرش با ضعف و زحمت طاقت فرسا او را در رحم خود پروراند و در دو سال او را شیر داد که مرا و پدر و مادرتان را شکر و سپاس گزارید.(همان)

مصادیق حقوق والدین

احسان رفتاری و گفتاری

و پروردگار تو فرمان موکد داد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر احسان کنید و چون به پیری رسیدند با ایشان با درشتی و دور از ادب سخن مگوی بلکه سخنان تو با آنها آمیخته با احترام باشد و از روی لطف و رأفت در برابر آن دو تواضع کن و دعاگویشان باشد و بگو پروردگار من والدین مرا مورد لطف خود قرار ده چنان که از کوچکی مرا پرورش دادند(اسراء۲۳و۲۴)

سفارش به پدر و مادر و احسان نمودن به آنها به ویژه در هنگام پیری که دوران افول آنهاست از حقوق والدین بر فرزندانشان است. مسلم است که هنگام پیری اطرافیان نمی‌توانند آنان را تحمل کنند و در بسیاری موارد ممکن است فرزند اوقات تلخی یا کم حوصلگی و اظهار خستگی نماید اما قرآن مجید تأکید می‌کند که در این موقع، فرزند نباید اظهار خستگی نماید و آخ نگوید و طوری نباشد که پدر و مادر پیر او احساس کنند که فرزندشان از خدمت کردن به آنان خسته شده است لذا می‌فرماید: با درشتی با آنان سخن مگوی. (اسرا ء۲۳)؛

احسان مالی

بر شما این وظیفه نوشته شده است که هر یک از شما به هنگامی که مرگش فرا رسید اگر بعد از خود مالی بر جای نهاده چیزی از آن را برای والدین و نزدیکان خود به گونه‌ای خوب وصیت کند. (بقره۱۸۰)

خداوند در این آیه دستور می‌دهد که فرزند هنگام مرگ با وصیت، بخشی از اموال خود را به آنان اختصاص دهد. البته این دستور مستحب است.

یا در آیه دیگر می‌فرماید: از تو می‌پرسند در چه راهی مال خود را صرف کنیم بگو آنچه را صرف می‌کنید در گام اول برای والدین باشد و نزدیکان و خویشان.(همان۲۱۵) لذا اگر پدر و مادر نیازمند باشند لازم است در درجه اول به آنان کمک نمود.

بنابراین طبق نظر اسلام رعایت حقوق پدر و مادر چه در حیاتشان و چه پس از آن از اهمیت فوق العاده‌ای برخورداراست.(حرعاملی ۱۵/۲۱۶)

حقوق فرزندان نسبت به یکدیگر

فرزندان نیز نسبت به هم دارای حقوقی هستند که اسلام از این حق به عنوان یکی از مصادیق صله رحم تعبیر می‌کند که باید با هم رابطه داشته از حال هم با خبر بوده و به یکدیگر کمک کنند در قرآن کریم بارها درباره خویشاوندان سفارش شده است و از قطع رحم اکیدا نهی گردیده و برادر و خواهر بعد از پدر و مادر و فرزند، نزدیک‌ترین خویشاوندان می‌باشند و رابطه اجتماعی در میان آنان طبیعی و از سایر رابطه‌ها استوارتر و ریشه‌دارتر است. وظیفه برادران و خواهران است که اتصال نسبی خود را ترک نکنند و به تعاون پرداخته تا آن جا که ممکن است به هم دیگر یاری دهند و در روز نیازمندی از همدیگر دستگیری کنند، بزرگ تران نسبت به کوچکتران مهربان و دل سوز باشند، کوچکتران نیز نسبت به بزرگان احترام نمایند.

۲- الف -۲- عدم حفظ سلسله مراتب در خانواده

خانواده نیز مانند بقیه سیستم‌ها باید دارای مراتبی باشد ازجمله مدیریت خانواده باید مشخص شود نقش سایر اعضا نسبت به مدیر حفظ گردد و جایگاه و مرتبه هر یک از اعضا مشخص باشد. درتعالیم اسلام مدیریت خانواده به عهده والدین است پیروی و همراهی با والدین لازم است و نافرمانی از آنها فقط در صورت اصرار آنها بر گناه و شرک به خداوند مجاز می‌باشد و البته حتی در این صورت نیز برخورد مناسب و مودبانه با والدین ضروری است(لقمان /۱۵) تا جایی مسئله متابعت و اطاعت از والدین به عنوان مدیر خانواده ضروی است که در برخی روایات اشاره می‌کند به این که رضایت خدا منوط به رضایت والدین و ناخشنودی آنها از فرزند موجب خشم و غضب خداوند می‌گردد. (رضی الرب فی رضی الوالدین و سخط الرب فی سخط الوالدین) (مستدرک الوسائل ۱۵/۱۷۵) لذا اگر مدیریت والدین که نقش محوری خانواد را بر عهده دارند ضعیف گردد خانواده دچار هرج و مرج شده و انسجام لازم خود را از دست خواهد داد. لذاست که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) دعا می‌فرماید که خدایا به تو پناه می‌برم از فرزندی که خدایم باشد. (مجلسی:بحارالانوار: ۸۶/۱۸۶)

اما از میان والدین که مدیریت خانواده را بر عهده دارند، نقش مرد در این مدیریت بیشتر است. اسلام به مرد خانواده به عنوان سرپرست یک خانواده نگاه می‌کند بدلیل آن که وظیفه مرد است که مخارج خانواده را تأمین کند و هم چنین به لحاظ طبیعتش، اقتدار و تسلط بیشتری نسبت به زن در مدیریت دارد بنابراین قرآن می‌فرماید: مردان سرپرست زنان‌اند بدلیل آن که خداوند برخی را نسبت به بعضی دیگر برتری داده است و بدلیل آن که عهده دار تأمین معیشت خانواده هستند. (نساء/۳۴)

لذا حتی زن نیز باید از مرد تبعیت کند چنان که یکی از حقوق مرد آن بود که زنش از او اطاعت کند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حقوق شوهر بر عهده همسر آن است که از او اطاعت کند در مقابلش نافرمانی نکند صدقه‌ای از اموال منزل بدون اجازه او ندهد روزه مستحبی فقط با اجازه او بگیرد از منزل بدون اجازه شوهر خارج نشود. از ایشان سئوال شد چه کسی بزرگترین حق را برعهده زن دارد فرمود: همسرش. (وسایل الشیعه: ۱۴/۱۱۲)

البته طبیعت زن نیز این اقتضا را دارد که بدنبال تکیه گاه می‌گردد و اصولا زن خانواده دوست دارد مردش صاحب قدرت و اقتدار باشد تا بتواند به او تکیه کند طبیعت زن خلاف آن است که تکیه گاه باشد درحدیث است که: زن ریحانه است و قهرمان وسلطه گر نیست. (بحار: ج۱۰۳، ص ۲۵۳) لذا روحیه عاطفی و احساسش به او اجازه نمی‌دهد که قدرت خانواده را بدست بگیرد. به همین خاطر است که حضرت علی(علیه السلام) در یک روایتی فرمود: اگر زن، تو را صاحب اقتدار ببیند، بهتر است از آن که تو را به حال شکستگی و ضعف بنگرد. (وسایل الشیعه: ۱۴/۱۲۰)

از سوی دیگر این ریاست و مدیریت به خاطر ثبات و مصلحت خانواده به مرد داده شده است و امتیاز و حق فردی برای شوهر محسوب نمی‌شود و مرد حق ندارد از این قدرت به نفع منافع شخصی خود و یا بر خلاف مصلحت خانواده به شکل تحکم و اجبار سوء استفاده نماید.

نکته دیگر آن است که اسلام، نگرش مردسالاری یا پدرسالاری را نفی نموده است این طور نیست که ریاست خانواده به عهده مرد باشد و به صورت تحکم و دیکتاتورمآبانه بخواهد خانواده را اداره کند بلکه اصل مشورت در خانواده مورد پذیرش اسلام است قرآن می‌فرماید: (و عاشروهن بالمعروف) با زنانتان نیکو معاشرت کنید.(نساء:۱۹)

بنابراین پدر و مادر هر دو نقش مدیریتی خانواده را بر عهده دارند مادر جایگاه مهر و عاطفه را در خانواده پر می‌کند و پدر مظهر اقتدار خانواده است فرزندان در درجه اول همه باید از پدر و مادر متابعت کنند و در درجه دوم فرزندان و همسر خانواده(در برخی جهات) از پدر و شوهر تبعیت می‌کنند.

۲- الف -۳- عدم رعایت مرزها

مرز در خانواده یعنی آن که هر یک از افراد، یک فاصله روانشناختی با دیگری دارد بین زن و شوهر به عنوان پدر و مادر یک مرزی وجود دارد که هیچ کس حتی فرزندان خانواده حق ورود به این مرز را ندارند. فرزندان خانواده نیز برای خود مرزی دارند که هیچ یک از فرزندان و والدین حق ورود به آن را ندارند هم چنین خود خانواده نیز به عنوان یک سیستم، مرزی دارد که افراد غریبه حق ورود به آن را ندارند.

پس می‌توان گفت دو نوع مرز در خانواده وجود دارد:

الف: مرزهای درون خانواده که دارای دو زیر منظومه والدین و فرزندان است.

ب- مرز خانواده با اجتماع؛

الف: مرزهای درون خانواده

۱-زیر منظومه والدین

این زیر منظومه باید در خانه اتاق یا محلی مخصوص به خود داشته باشد و اعضای دیگر خانواده در ساعات معینی از روز بدون اجازه وارد این حریم نشوند: قرآن خطاب به مومنین می‌فرماید: کودکان شما چه به سن بلوغ رسیده باشند و چه نرسیده باشند سه بار در روز باید از شما کسب اجازه کنند پس از نماز صبح و نیمروز و بعد از نماز عشاء. این سه وقت خصوصی برای شماست در غیر این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست. بر گرد یکدیگر بچرخید و با هم معاشرت کنید. .(نور ۵۸)

این فضای روانی خصوصی زن و شوهر، برای حل مشکلات شخصیشان و حصول حمایت عاطفی آنها از یکدیگر بسیار ضروری است.

۲-زیر منظومه فرزندان

از نظر تعالیم اسلام فرزندان وقتی به حالت ممیزی رسیدند، باید بسترشان از پدر و مادر و هم چنین از یکدیگر جداشود. (وسایل الشیعه: ۱۴/۱۷۱) هم چنین نوع روابط خواهر وبرادر و هم چنین پدر و مادر با هر یک از فرزندان به خصوص در سنین نوجوانی که سن بروز غرایز جنسی است باید مراعات گردد(همان/۱۵۲)

ب-مرز خانواده با اجتماع

در اسلام، خانواده نهادی است مجزا از سایر نهادهای اجتماع که برای خود، احترام و تقدسی دارد که هر یک از اعضای جامعه باید آن را رعایت کنند.

خروج زن از خانه اگر برای عبادت واجبی مثل حج نباشد باید با اجازه شوهرش صورت بگیرد هم چنین پدر تا بلوغ بر فرزندان ولایت دارد و رفت و آمد فرزندان باید تحت کنترل او باشد از سوی دیگر مرد خانواده باید مراقب ورود افرادی باشد که از لحاظ اخلاقی قابل اعتماد نیستند.(نهج البلاغه ۳۹)

هم چنین هر فردی که خواست وارد خانواده شود باید با اجازه و هماهنگی اهل آن خانه باشد. قرآن خطاب به مومنین می‌فرماید: به خانه‌هایی که خانه شما نیست وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید و… و اگر به شما گفته شد بازگردید باز گردید این برای شما پاکیزه‌تر است.(نور۲۷و۲۸) حتی ورود به خانه فرزند و یا پدر و مادر هم طبق توصیه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مناسب است با اجازه باشد. (کافی ۵/۵۲۸)

هم چنین اسلام تعالیمی را به مومنین دستور می‌دهد تا با مراعات آنها حریم خانه و خانواده حفظ گشته و از هر گونه آسیب و خطری محافظت گردد از جمله بحث محرم ونا محرمی را مطرح می‌کند روابط زن و مرد نامحرم باید در چارچوب شرع و با قیود شرعی باشد لذا اسلام مسئله حجاب را وضع می‌کند. حجاب زنان از مسائل مهم در سلامت وکارایی خانواده‌هاست. در آیات قرآن روی این مسئله بسیار تأکید می‌کند.(ای پیامبر! به زنان مومن بگو چشمهای خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند ودامان خویش را حفظ کنند وزینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار نکنند و اطراف روسری‌های خود را برسینه افکنند و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان و محارم دیگر. (نور ۳۱) در آیه دیگر می‌فرماید:

‌ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومن بگو با روسری‌های بلند خود را بپوشانند این بهتر است تا این که شناخته شوند و مورد آزار قرار گیرند.(احزاب ۵۹)

بر اساس تعالیم اسلام بر زنان لازم است همه بدن خود را غیر از صورت و دستها از مچ تا انگشتان بپوشاند. این دستورات همه‌اش به خاطر حفظ سلامت فردی وخانوادگی است. از سوی دیگر اسلام برای نگاهها و شیوه سخن گفتن مرد وزن نامحرم مرزها و حدودی قائل شده است به زنان توصیه می‌کند که با صوت نازک و تحریک‌آمیز سخن نگویند(احزاب ۳۲) و در حد لزوم عرفی با مردان نامحرم سخن بگویند. وسایل الشیعه ۱۴/۱۴۳)

۲- ب: مشکلاتی که سبب وجود آن بیرون از خانواده می‌باشد

یکی از عمده‌ترین مشکلات خانواده‌ها که می‌توان گفت خود هیچ نقشی در بروز آن ندارند، روابط خویشاوندی و فامیلی است گرچه در اسلام این روابط بسیار مورد تأکید و اهمیت است اما رعایت نکردن بعضی از نکات، خود ایجاد آسیب می‌کند که در زیر به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱-دخالتهای بی‌مورد و مضر اطرافیان در زندگی زوجین: گرچه حمایتهای مالی و معنوی اطرافیان مورد قبول و پسندیده است اما این حمایتها نباید خود موجب دخالت در زندگی خانواده‌ها و یا تحمیل نظریات خود به آنها شود. لذا در روایات معصومین(علیهم السلام) است که بالاترین صله رحم، آزار نرساندن به خویشان است.(کافی: ۳/۲۲۲)

۲-چشم و هم چشمی: شاید بتوان گفت درصد بسیاری از اختلافات خانوادگی همین چشم و هم چشمی‌هایی است که اعضای خانواده در امور مادی نسبت به همدیگر دارند. اسلام همگان را به دوری از تجمل گرایی و اسراف دعوت می‌کند(حدید: ۲۰)

۳- بروز گناهان در مجامع خانوادگی: در مجالس خانوادگی که شاید در برخی از آنها گناهانی وجود داشته باشد خود ممکن است خانواده‌ها را درگیر در گناه کند و مشکلاتی را برای آنها فراهم کند و آرامش را از خانواده و اعضای آن سلب نماید. لذا قرآن دستور می‌دهد که باید دوستی خدا و وظایف الهی مقدم بر روابط خانوادگی باشد(توبه: ۲۴)

۴-تمسخر و عیب‌جویی نمودن از یکدیگر: در مجالس خانوادگی ممکن است افراد به غیبت یا عیب‌جویی از یکدیگر بپردازند که این رفتارها خود آرامش را از خانواده‌ها سلب می‌کند. همه این رفتارها در اسلام به شدت مذمت شده و عواقب اخروی و دنیوی در پی دارد.(حجرات: ۱۱)

۵-اتفاقات و حوادثی که برای اطرافیان به وجود می‌آید. ممکن است اتفاقی یا حادثه‌ای برای اطرافیان(پدر مادر خواهر و برادر) هر یک از زوجین به وجود آید که آرامش آنها را از بین ببرد که در این صورت توصیه اسلام به صبر و بردباری و یا تغافل و نادیده‌انگاری است.(نهج البلاغه حکمت:۴۱۴)

عوامل آرامش در خانواده

گرچه رعایت همه عوامل فوق خود می‌تواند بخشی از ایجاد آرامش در خانوده‌ها باشد اما عوامل دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند باعث ایجاد آرامش گردد از جمله این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱-اعتقادات و باورهای اصیل اسلامی

اگر اعضای خانواده به خصوص پدر و مادر که نقش مدیر و رهبر خانواده را بر عهده دارند، چنین اعتقاداتی را داشته باشند، بدون شک آرامش در خانواده‌ها ایجاد شده و از بین نمی‌رود. از جمله مهمترین این اعتقادات، تسلیم و رضا به مقدارت الهی، اعتقاد به رحمت گسترده و رزاق بودن خدا، اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ، اعتقاد به امامت اهل بیت(علیهم السلام) که همراه با توسل و زیارت قبور آنها انسان احساس آرامش می‌کند. آری زن و شوهری که راضی به مقدرات الهی‌اند و با توکل بر خدا امور خود را به او واگذار می‌کنند، چه جای نگرانی و تزلزلی در زندگی خود احساس می‌کنند توکل بر خدا روزنه امیدی در برابر افراد می‌گشاید و گاه مشکلات را از راههایی که افراد گمان نمی‌برند حل می‌کند. البته اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر، می‌توانند یکدیگر را توصیه به توکل نمایند. در روایتی است که شخصی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرضه داشت همسرم مرا دعوت به توکل به خدا می‌کند. پیامبر آن زن را تحسین نموده و فرمودند: ثواب او نصف ثواب شهید است. (حرعاملی ۱۴/۱۷)

۲-رعایت توصیه اخلاقی

اسلام هر یک از زن و شوهر را دعوت به یک مجموعه از توصیه‌های اخلاقی می‌کند که با رعایت آنها زندگی سالم و آرامش بخشی را خواهند داشت. به مواردی از آن اشاره می‌کنیم:

۱-صداقت

مرد و زن باید نسبت به همدیگر صادق باشند و انگیزه و قصدی مغایر با گفتار و رفتارشان نباشد. در صورتی که صداقت در خانواده حاکم نباشد، خانواده دچار آشفتگی شده و فضای خانواده به بی‌اعتمادی و بدبینی کشانده می‌شود. لذا اسلام تأکید بر پرهیز از دروغ نموده تا فضای خانواده فضای آکنده از اعتماد و صداقت باشد.(بحار:۲۵۴)

۲-خوش‌بینی

یکی از مسائلی که اسلام بر روی آن تأکید می‌کند، خوش‌بینی است. خوش‌بینی سه وجه می‌تواند داشته باشد نسبت به خداوند نسبت به وقایع و حوادث زندگی و خوش‌بینی اعضا نسبت به یکدیگر خوشبینی نسبت به خداوند که از آن تعبیر به حسن ظن به خدا می‌شود بر زندگی خانوادگی می‌تواند بسیار موثر باشد. از بزرگترین گناهان که موجب ناامیدی و اضطراب می‌گردد، سوءظن به خداست(متقی هندی ح۵۸۴۹) در روایات است که خداوند نزد گمان بنده مومن خود می‌باشد یعنی اگر کسی به خداوند گمانی نیکو داشت، خداوند نیز مطابق گمان او شرایط را برایش فراهم می‌کند.(کلینی ۲/۷۲)

خوش‌بینی نسبت به وقایع و رویدادهای زندگی می‌تواند افراد را در مقابل مشکلات و سختی‌ها ایمن کند. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تأثیر فال بد به خودت بستگی دارد اگر آن را آسان بگیری آسان می‌شود و اگر سخت بگیری سخت می‌شود و اگر آن را به چیزی نگیری چیزی نخواهد بود. (میزان الحکمه ۳۸۶۸) انسانی که معتقد به قدر الهی است می‌داند اگر امر خیر یا شری برای او پیشامد نمود، به مصلحتش بوده است و نه در شادی و نه در غم به خویشتن تکیه نمی‌کند. پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند هیچ قضای شاد یا غمگینی بر مومن جاری نمی‌سازد مگر آن که خیرش در آن است اگر بلایش دهد کفاره گناهانش باشد و اگر عطا کند و گرامی‌اش دارد به او بخشش کرده است. (تحف العقول:ص ۴۷)

و خوش‌بینی نسبت به اعضای خانواده: هیچ یک از افراد حق ندارند نسبت به هم بدبین باشند البته پدیدآیی این حالت نیازمند مقدماتی است و آن این که هر دو در رابطه با هم صداقت داشته باشند و هم چنین شناخت کافی ولازم را نسبت به هم داشته باشند. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: خوش‌بینی، مایه آسایش دل و سلامت دین است(میزان الحکمه. ۳۹۱۲) یا خوش‌بینی اندوه را می‌کاهد(همان۳۹۱۳) روایات متعددی در این زمینه وجود دارد که به بخشی از آنها اشاره می‌نماییم:

امام علی(علیه السلام) فرمود: شایسته نیست به سخنی که از دهان کسی خارج شد، گمان بد ببری چرا که برای آن، برداشت نیکویی می‌توان داشت. (نهج البلاغه حکمت:۳۶۰)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می‌زند، عذری بجوی و اگر نیافتی، عذری بتراش(میزان الحکمه ۳۹۱۰)

در حدیثی دیگر می‌فرمایند: رفتار برادرت را به بهترین وجه حمل کن تا زمانی که کاری از او سرزند که راه توجیه را برتو ببندد و هیچ گاه به سخنی که از دهان برادرت بیرون آید تا وقتی برای آن محمل خوبی می‌یابی گمان بد مبر(همان ۳۹۱۱)
انسان بدبین زندگی را به کام خویش و حتی اطرافیانش تلخ می‌کند خودش را از نظر و توجه دیگران دور می‌کند میان خود و دیگران دیواری از بی‌اعتمادی و سدی در برابر ارتباط موثر قرار می‌دهد.

۳- قناعت

انسان قانع، همان انسانی است که به آنچه دارد اکتفا می‌کند و از حرص و طمع خودداری می‌نماید البته معنای این حرف نیز آن نیست که انسان در تلاش و کوشش برای توسعه زندگی خویش فرو گذاری نماید که دقیقا خلاف سیره معصومین(علیهم السلام) است آنچه مهم است آنکه در هر زمانی هر چه داریم، به همان فکر کنیم نه به بیشتر از آن. به هر چه داریم، اکتفا کنیم. نه در تخیلات خویش آنچه را داریم بی‌ارزش بشماریم. به عبارت دیگر، به داشته‌های خود توجه کنیم. اگر به داشته‌های خود و به نعمت‌هایی که خداوند به ما عطا فرموده است توجه کنیم، همیشه از داشتن زندگی خویش راضی بوده و خوشحال هستیم. و نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن(فجر/۱۱) هم چنین قناعت، سبب عزت نفس می‌گردد. امام علی(علیه السلام) فرمود: قانع باش تا عزیز گردی.(نامه ۳۰؛ نهج البلاغه)

۴-صبر

صبر نیز یکی از عوامل آرامش خانواده‌ها به شمار می‌رود زیرا چه بسا خانواده‌ای با مشکلی مواجه شده مثلا دچار ناکامی یا مصیبت و یا رفتارهای نامناسب دیگران گشته است که عامل صبر می‌تواند خانوده را به پناهگاه آرامش سوق دهد. لذا در روایات توصیه به صبر شده است: (من صبر خفت محنته: غررالحکم ۵۷۷)

۵- حلم

حلم یعنی انسان با وجود قدرتی که دارد اما بزرگواری می‌کند و طرف مقابل خود را می‌بخشد و از او می‌گذرد(جامع السعادات: فصل حلم). فرق آن با تحمل آن است که در تحمل نمودن -که البته تحمل، منفی و آثار سویی بر روان انسان می‌گذارد- آن است که انسان توانایی برخورد با شخص را ندارد و یا اگر دارد از او نمی‌گذرد و او را تحمل می‌کند اما در حلم همان طور که گفته شد، گویی شخص اصلا رفتار طرف مقابلش را نادیده گرفته است و خود را به ندیدن و غفلت می‌زند و چیزی از رفتار او در دل خویش بر نمی‌گیرد و کاملا از او می‌گذرد. چنین صفتی، بسیار مورد تأکید روایات ماست و نه تنها اثر منفی ندارد بلکه اثرات مثبت برای خود شخص و طرف مقابلش دارد.

روش‌های دارای حلم شدن

۱-تغافل: اگر در مقابل شما کسی عملی را انجام داد و شما را ناراحت نمود رفتار او را نادیده بگیرید گویی اصلا رفتار او را ندیده اید. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: از بهترین رفتارهای شخص بزرگوار، نادیده گرفتن چیزی از خطاهای مردم است که می‌داند.(میزان الحکمه ۴۸۴۵)
امام صادق(علیه السلام) فرمود: درستی وضع زندگی اجتماعی و معاشرت، پیمانه پری است که دو سوم آن توجه و هشیاری است و یک سومش چشم پوشی.(همان۴۸۴۶)
۲-خود را به حلم زدن: انسانی که حلم برای او دشوار است می‌تواند خود را به حلم بزند یعنی تظاهر به حلم داشتن بنماید و این کار رابارها تکرار کند تا عادتش شود که حلیم باشد. امام علی(علیه السلام) فرمود: اگر بردبار نیستی، خویشتن را بردبار جلوه ده زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و سرانجام یکی از آنان نشود.(همان۱۷۴۳)

۶- ارتباط مناسب داشتن با یکدیگر

روابط ما با یکدیگر شامل دو دسته از روابط کلامی و غیر کلامی می‌شود. در روابط کلامی توصیه شده است که یکدیگر را با بهترین نامی که دوست دارید صدا بزنید.(کافی ۲/۶۴۳) ابراز محبت و دوستی نسبت به همسر(وسایل الشیعه ۱۴/۱۰) سپاس‌گزاری اعضای خانواده از یکدیگر(لقمان ۱۴وسایل الشیعه ۱۴/۱۱۵)
در روابط غیر کلامی حسن خلق از مهمترین ویژگی‌های اعضای خانواده به خصوص شوهر است(کافی۲/۱۰۷) نگاه مهربانانه زن و شوهر با یکدیگر موجب نشاط آنان می‌گردد(وسایل الشیعه ۱۴/۳۷) نگاه به والدین از روی لطف عبادت به شمار می‌رود.(همان۱۵/۲۰۵) فروتنی اعضا نسبت به هم به خصوص فرزندان نسبت به والدین و زن نسبت به شوهر خود سفارش شده است. لذا بدترین رفتار زنان، تکبر در برابر شوهر به شمار می‌رود. (وسایل الشیعه ۱۴/۱۴و۱۵) آراستگی ظاهری افراد(به خصوص زن و شوهر) نیز مورد توجه قرار گرفته است(همان) حضور در کنار هم اعضای خانواده نیز باعث گستردگی رحمت و آمرزش خداوند بر اهل آن خانه شده(وسایل الشیعه ۱۶/۴۲۲) و ارزش آن از اعتکاف وعبادت در مسجد مدینه نزد خدا محبوب‌تر دانسته شده است.(آثارالصادقین ۱۵/۲۹۳)

راهکارهای اسلام برای درمان مشکلات خانواده

بدون شک خانواده ممکن است دچار مشکلات و آسیب‌هایی گردد. اسلام چه راهکاری را برای مقابله و حل این مشکلات پیش بینی نموده؟
البته همیشه پیشگیری بهتر از درمان است و اگر تمام نکاتی که گفته شد مراعات گردد، قطعا مشکلی پیش نخواهد آمد و خانواده همیشه در کمال آرامش می‌باشد. در این باره اسلام اصولی را پیشنهاد می‌کند تا خانواده مشکلش حل شده دوباره آرامش به آنها برگردد.
۱-اصل مشاوره: بهترین راه برای حل مشکلات، مشاوره زن و شوهر است لذا همفکری صمیمانه و همدلی داشتن زن و شوهر با یکدیگر می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل نماید مثلا یکی از مسائلی که می‌تواند مورد اختلاف آنها باشد، مسئله شیر دادن فرزند است که قرآن دستور می‌دهد این مسئله را با مشاوره همدیگر حل کنند.(بقره۲۳۳)
۲- اصل حکمیت: اگر اختلاف در خانواده شدت بگیرد و زن و مرد با هم ناسازگار باشند و وضعیت آنها حاد شد قرآن دستور به حکم قرار دادن بین آنها می‌کند تا به واسطه دخالت صحیح دیگران مشکل آنها حل شده و آرامش به خانواده برگردد(نساء/۳۵) قرآن می‌فرماید: اگر قهر و دشمنی میان زوجین پیش آمد، یک نفر از خانواده مرد و یک نفر از خانواده زن را حکم قرار دهید.
۳-جدایی زن و شوهر: آخرین مرحله‌ای که اسلام برای حل مشکل خانواده پیشنهاد می‌کند، مسئله طلاق و جدایی است البته روایات این عمل را بسیار زشت و قبیح شمرده‌اند اما به عنوان آخرین مرحله از احکام الهی شمرده شده است پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرییل پیوسته مرا درباره زن سفارش می‌کرد تا جایی که گمان بردم طلاق او جایز نیست مگر در صورت ثابت شدن فحشا.(بحار ۱۰۳/۲۵۳) اما در شرایطی که ادامه زندگی موجب ضرر است اسلام این حکم را وضع نموده است. (بقره ۲۹۹)

نویسنده: محمد ثناگویی

منابع و مآخذ
۱- قرآن کریم: ترجمه بهاءالدین خرمشاهی،تهران: نشر نیلوفر،۱۳۷۴
۲-نهج البلاغه،ترجمه محمد جعفر امامی ومحمد رضا آشتیانی،قم: مدرسه امیرالمومنین ۱۳۷۵
۳-آمدی،عبدالواحد،غررالحکم و درر الکلم، قم دفتر تبلیغات اسلامی ۱۳۶۶
۴-بارکر،فیلیپ، خانواده درمانی پایه ترجمه محسن دهقانی تهران:نشر رشد ۱۳۷۵ش
۵-الحرالعاملی، ۱۴۰۳ محمد بن حسن، وسایل الشیعه تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت: داراحیاءالتراث العربی ۱۹۹۱م
۶-خداپناهی،محمد کریم، روان شناسی فیزیولوژیک، تهران: سمت، ۱۳۸۶ش
۷-سالاری فر، مرزها در خانواده از دیدگاه اسلام ومکتب ساخت نگر، فصلنامه حوزه ودانشگاه، ۱۳۸۱ش
۸-سالاری فر، خانواده در نگرش اسلام وروان شناسی،تهران: سمت ۱۳۸۴ش
۹-ستیر، ویرجینیا،آدم سازی در روان شناسی خانواده، ترجمه بهروز بیرشک، تهران: انتشارات رشد ۱۳۷۰ ش
۱۰-سیوطی،جلال الدین، الدرامنثور،قم: نشرمکتبه آیه الله المرعشی النجفی،۱۴۰۴ ق
طبرسی، ابونصرحسن بن فضل،مکارم الاخلاق، قم: منشورات الرضی،۱۹۷۲م
۱۱-فرید تنکابنی، مرتضی، الحدیث،تهران:دفتر نشر فرهنگ اسلامی،۱۳۷۴ش
۱۱-کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی ترجمه سید جواد مصطفوی تهران نشر فرهنگ اهل بیت ع کافی
۱۲-متقی هندی،علاءالدین،المرشد الی کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال،بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۹ق
۱۳-مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت: موسسه الوفاء ۱۹۸۳م
۱۴-محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم:دارالحدیث، ۱۳۷۹ش
۱۵-مطهری،مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام وجهان غرب،دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۵۹ش
۱۶-مینوچین، سالوادور،خانواده وخانواده درمانی ترجمه باقر ثنایی تهران: نشر امیر کبیر۱۳۷۵ش
۱۷-نراقی، ملامهدی، جامع السعادات، نجف: مطبعه لنجف الاشرف، ۱۹۶۳م
۱۸-نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوساسل ومستنبط المسائل، بیروت: نشر موسسه آل البیت لاحیاءالتراث، ۱۹۸۸م

منبع: راسخون