آتش فتنه

نوشته‌ها

انواع «جهاد» در اسلام

اشاره

اگر چه جمعى از محقّقان، جهاد اسلامى را بر دو بخش تقسیم مى کنند: جهاد ابتدایى، و جهاد دفاعى، و براى هر یک از این دو بخش، بخش هاى دیگرى ذکر می کنند، ولى در واقع حتّى جهادابتدایى هم یک نوع جهاد دفاعى است. با این اشاره به آیات قرآن مجید مراجعه می کنیم و انواع جهاد را در قرآن مورد بررسى قرار مى دهیم.

 

 

 انواع جهاد

  1. جهادابتدایى

در آیه۳۹ سوره«حج» که به عقیده بعضى نخستین آیه جهاد است؛ مى خوانیم: «اُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتِلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ اِنَّ اللهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ»؛ (به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل گردیده اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته اند، و خداوند قادر براى یارى آنها است).

سپس به دنبال این آیه در توضیح مطلب مى افزاید: «اَلَّذینَ اُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ اِلَّا اَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ»؛ (همان کسانى که به ناحق از خانه و کاشانه خود بدون هیچ دلیلى اخراج شدند؛ جز اینکه مى گفتند: پروردگارِ ما، الله[و خداوند یکتا] است).

تعبیر آیه که با «اُذِنَ» شروع شده، تناسب زیادى با گفته کسانى دارد که آن را نخستین آیه جهاد مى دانند؛ و نشان مى دهد که قبلا چنین اذنى وجود نداشته، و آغاز تشریع جهاد، (جهاد دفاعى) در برابر دشمن بوده، همان دشمنانى که مسلمانان را مجبور به هجرت و ترک خانه و لانه خود کرده بودند بى آنکه گناهى داشته باشند، آرى اگر گناهى داشتند؛ گناهشان اعتقاد به توحید و یگانگى خدابود.

بعضى دیگر نخستین آیه جهاد را آیه۱۹۰ سوره«بقره» مى دانند، که مى گوید: «وَ قَاتِلُوا فِى سَبِیلِ اللهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ …»؛ (با آنها که به نبرد با شما برخاسته اند در راه خداپیکار کنید…).

اگر این نظر را بپذیریم؛ باز پایه جهاد بر اساس در هم شکستن دشمن گذارده شده، و هر انسان عاقلى مى داند؛ سکوت در برابر تهاجم دشمن خونخوار با هیچ منطقى نمى سازد.

تعبیر به «فى سبیل الله» نشان مى دهد که حتّى دفاع اسلامى نیز براى خدا و بر محور معیارهاى الهى است، نه براى هوی و هوس و جاه طلبى!

این نخستین شکل جهاد در اسلام است؛ امّا نباید از معنى «جهاد دفاعى» این چنین برداشت کرد که حکومت اسلامى باید بنشیند تا دشمن به خانه و کاشانه اش هجوم برد، سپس به دفاع برخیزد، بلکه به عکس هنگامى که احساس کرد دشمن براى پیکار آماده مى شود و قصدش تهاجم بر نیروى اسلام است؛ باید ابتکار عمل را به دست گیرد و قدرت تهاجم دشمن را در هم بشکند.

  1. جهادبراى خاموش کردن آتش فتنه

در آیه۱۹۳ سوره«بقره» مى خوانیم: «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتّى لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَاِنِ انْتَهَوا فَلَا عُدْوَانَ اِلَّا عَلَى الظّالِمِینَ»؛ (با آنها[دشمنان] پیکار کنید تا فتنه[و بت پرستى، و سلب آزادى از مردم] باقى نماند و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر آنها خوددارى کردند و دست از فتنه جویى برداشتند مزاحم آنها نشوید، چرا که تعدّى جز بر ستم کاران روا نیست).

باید دانست در تفسیر«فتنه» در میان دانشمندان گفتگوست؛ ولى فتنه را به هر معنى تفسیر کنیم: خواه به معنى ایجاد فساد، یا شکنجه کردن مومنان، شرک و بت پرستى آمیخته با تحمیل عقیده بر دیگران و خواه به معنى تلاش براى گمراه ساختن و فریب و نیرنگ مومنان، هر چه باشد نوعى تهاجم از سوى دشمن حساب مى شود و بنابراین جهاد در مقابل آن نیز شکل دفاعى به خود مى گیرد.

جمله «فَاِنِ انْتَهَوا فَلَا عُدوَانَ اِلَّا عَلَى الظّالِمِینَ» نیز به خوبى نشان مى دهد که هدف، در هم کوبیدن ظلم ظالمان و ستمگران است.

قابل توجّه اینکه در آیه۱۹۱ سوره«بقره» مى خوانیم: «و اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ اَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیثُ اَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَهُ اَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ»؛ (آنها را هر جا بیابید به قتل برسانید؛ و آنها را بیرون کنید از آنجا که شما را بیرون ساختند و فتنه از جنگ و کشتار هم بدتر است).

این آیه با توجّه به آیه قبل از آن که سخن از مشرکان مهاجم مى گوید به روشنى دعوت به پیکار و کشتار کسانى مى کند، که بر مسلمانان تاخته بودند و آنها را از خانه و لانه خود بیرون کرده و از هیچ جنایتى ابا نداشتند، مخصوصاً مسلمانان را براى تغییر دینشان پیوسته در فشار مى گذاشتند و حتّى شکنجه مى دادند، قرآننه تنها پیکار با این گونه افراد را مجاز؛ بلکه واجبمى داند.

اگر چه در بعضى از احادیث و کلمات جمعى از مفسّران، «فتنه» به معنى شرک و بت پرستى تفسیرشده است؛ ولى قرائن موجود در آیه و آیات قبل و بعد از آن به خوبى نشان مى دهد، که هر شرک و بت پرستى منظور نیست؛ بلکه منظور اعمالى همچون اعمال مشرکان مکّه است که پیوسته مسلمانان را براى تغییر آیین شان در فشار مى گذاشتند.

در تفسیر«المنار» مى خوانیم که: در معنى آیه چنین مى گوید: «حَتّى لَا تَکُونَ لَهُمْ قُوَّهٌ یَفْتِنُونَکُمْ بِها وَ یُوذُونَکُمْ لِاَجْلِ الدِّینِ وَ یَمْنَعُونَکُمْ مِنْ اِظْهَارِهِ اَوِ الدَّعْوَهِ اِلَیْهِ»(۱)؛ (پیکار با آنها را ادامه دهید تا قدرت بر شکنجه کردن و آزار دادن شما براى تغییر دین و جلوگیرى از اظهار اسلام و دعوت به سوى آن نداشته باشند).

به یقین یک چنین فتنه و سلب آزادى و شکنجه و فشار براى تغییر عقیده و آیین خدا از کشتار هم بدتر است، بنابراین جمله «وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهِ» اشاره به این خواهد بود که رفع فتنه در این است که هر کس آزادانه بتواند خدا را پرستش کند و از هیچ چیز و هیچ کس نترسد، نه اینکه مشرکانِ بت پرست آزاد باشند؛ تا خانه کعبه را تبدیل به بتکده کنند، و مسلمانان پاکدل، توان گفتن «الله اکبر» و «لا اله الا الله» را به طور آشکار نداشته باشند.

به هر حال آیات ۱۹۰ و ۱۹۱ و ۱۹۳ این سوره(سوره بقره) که همه با هم مرتبط است؛ به خوبى نشان مى دهد که خاموش کردن آتش فتنه به عنوان یک هدف براى جهاد اسلامى در واقع جنبه دفاعى دارد و مومنان را در مقابل تهاجم فرهنگى و اجتماعى و نظامى دشمنان اسلام حفظ مى کند.

  1. جهادبراى حمایت از مظلومان

آیه ۷۵ سوره«نساء»، مسلمانان را دعوت به جهادبراى حمایت از مظلومان و مبارزه با ظالمان مى کند، و مى گوید: «وَ مَا لَکُمْ لَا تُقاتِلُونَ فِى سَبِیلِ اللهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا اَخْرِجْنا مِنْ هِذِه الْقَرْیَهِ الظّالِمِ اَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً»؛ (چرا در راه خداو براى رهایى مردان و زنان و کودکانى که [به دست ستمگران] تضعیف شده اند پیکار نمى کنید؟ همان مظلومانى که مى گویند: خدایا! ما را از این شهر[مکّه] که اهلش ستمگرند بیرون ببر[و رهایى ببخش]؛ و از سوى خود، براى ما سرپرستى قرار ده، و از جانب خود، براى ما یار و یاورى مقرر فرما!).

در این آیه، نخست دعوت به جهاد در راه خداشده، و بلافاصله سخن از مستضعفان و مظلومانى به میان آمده که دشمن سنگدل آنها را آن چنان تحت فشار قرار داده که راضى به ترک خانه و کاشانه خود شده اند، و به نظر مى رسد که این دو در واقع به یک معنا باز مى گردد، چرا که یارى این گونه مظلومان مصداق روشن «جهاد فى سبیل الله» است.

فراموش نکنیم که «مستضعف» با «ضعیف» فرق واضحى دارد: ضعیف به شخص ناتوان گفته مى شود؛ ولى مستضعف کسى است که بر اثر ظلم ستمگران تضعیف شده است. خواه تضعیف فکرى و فرهنگى باشد، یا تضعیف اجتماعى و اقتصادى و سیاسى.(دقّت کنید)

روشن است که این نوع جهاد نیز جهاد دفاعى است. (دفاع از این مظلومان در برابر ظالمان). اهداف سه گانه فوق عمده ترین اهداف جهاد اسلامى هستند، اگر چه مى توان آنها را به دو بخش(جهاد ابتدایى و جهاددفاعى) تقسیم کرد؛ ولى روح همه آنها دفاعى است؛ به همین دلیل در تاریخ اسلام موردى را نمى یابیم که کافران آمادگى زندگى مسالمت آمیز با مسلمین داشته باشند و اسلام دست رد به سینه آنها زده باشد.

امروز نیز حکومت اسلامى سر جنگ با کسى ندارد و تا جنگ بر او تحمیل نشود با کسى پیکار نمى کند، ولى دفاع از مظلومان را جزء وظایف اصلى خویش مى شمرد، و فتنه گرى و ایجاد رعب و وحشت و تضییق و فشار و سلب آزادى از سوى دشمن را نوعى اعلام جنگ مى داند و خود را موظّف به دفاع مى شمرد.(۲)

پی نوشت

(۱). تفسیر القرآن الحکیم (تفسیر المنار)، رشید بن علی رضا، محمد، الهیئه المصریه العامه للکتاب، ۱۹۹۰ میلادی، ج ۲، ص ۱۷۰.

(۲). گردآوری از: پیام قرآن‏، مکارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ‏۱۳۸۶ شمسی‏، چاپ: نهم، ج ۱۰، ص ۳۱۷.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی.

جهاد در قرآن

اشاره

بررسی آیات قرآن و روایات اسلامی در مورد آداب جنگ این حقیقت را به وضوح ثابت می‌کند که اسلام مسائل اخلاقی و انسانی را حتی در خشونت بارترین صحنه‌های زندگی یعنی میدان جنگ نادیده نگرفته و همه جا قهر را با لطف و خشونت را با رحمت، عجین ساخته و به یقین حکومت اسلامی باید این آداب را که اثر عمیقی در طرز قضاوت بیگانگان از اسلام دارد و می‌تواند وسیله‌ای برای جلب توجه آنان و بازنگری درباره ی اسلام شود به کار بندد.

 

آداب جنگ و جهاد

برای شناخت اصالت مکتب‌ها یکی از بهترین راه‌ها آن است که چگونگی رفتار آنها را با دشمن مخصوصا در میدان جنگ و پس از آن در برابر اسیران جنگی، و پیامدهای جنگ مورد بررسی قرار داد.

بررسی آیات قرآن و روایات اسلامی در مورد آداب جنگ این حقیقت را به وضوح ثابت می‌کند که اسلام مسائل اخلاقی و انسانی را حتی در خشونت بارترین صحنه‌های زندگی یعنی میدان جنگ نادیده نگرفته و همه جا قهر را با لطف و خشونت را با رحمت، عجین ساخته و به یقین حکومت اسلامی باید این آداب را که اثر عمیقی در طرز قضاوت بیگانگان از اسلام دارد و می‌تواند وسیله‌ای برای جلب توجه آنان و بازنگری درباره ی اسلام شود به کار بندد.

عدم تجاوز از حدود معقول

در آیات قرآن بارها به رعایت عدالت و عدم تجاوز از حدود معقول و انسانی در مقابل دشمنان تاکید شده است.

از جمله در آیه ی ۱۹۰ سوره بقره می‌خوانیم «و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین؛ [۱] در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند نبرد کنید و از حد تجاوز ننمایید که خدا تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد.

جنگ برای خدا

در آیه بالا در واقع به سه نکته اشاره شده است، نخست این که جنگ باید برای خدا و در راه خدا باشد نه به خاطر جاه طلبی و انتقام جویی.

جنگ در برابر متجاوز

دیگر اینکه جنگ در برابر متجاوز باشد، یعنی تا جنگ بر شما تحمیل نشود دست به اسلحه نبرید.

جنگ و رعایت اصول اخلاقی

سوم در میدان جنگ از حد تجاوز نکنید و اصول اخلاقی را رعایت کنید بنابراین اگر دشمن اسلحه را بر زمین بگذارد و تسلیم شود نباید به او حمله کرد، و همچنین نسبت به کسانی که قدرت بر جنگ را ندارند مانند پیر مردان، کودکان و زنان نباید مزاحمت شود، نابود کردن باغ‌ها و مزارع و تخریب اماکن قابل استفاده، و توسل به سلاح‌های کشتار جمعی، همه از مصادیق تعدی بر بی گناهان و انتخاب روش‌های غیر انسانی است و از نظر اسلام ممنوع است.

یاری خدا در گرو عدم تعدی

در آیه ی ۱۹۴ همین سوره (چند آیه بعد از آیه ی مورد بحث) باز بر این معنی تاکید کرده، می‌گوید «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم و اتقوا الله و اعلموا ان الله مع المتقین؛ [۲] هر کس به شما تجاوز کند به مانند آن بر او تجاوز کنید و از خدا بپرهیزید (و تعدی و زیاده روی ننمایید) و بدانید خدا با پرهیزکاران است.» اشاره به اینکه اگر یاری خداوند و پیروزی را می‌خواهید باید از تعدی و زیاده روی حتی در میدان جنگ خودداری کنید. همین معنی به شکل دیگری در آیه ی ۲ سوره مائده مورد تاکید قرار گرفته و با صراحت می‌گوید «و لا یجرمنکم شنآن قوم ان صدوکم عن المسجد الحرام ان تعتدوا؛ [۳]

نباید خصومت نسبت به جمعیتی که شما را از آمدن به مسجد الحرام (در جریان حدیبیه) مانع شدند وادار به تعدی و تجاوز کند» (و روح انتقام جویی که از رفتار خشونت بار دشمن در صحنه ی حدیبیه مایه می‌گیرد بر شما غلبه کند.)

سیره حضرت رسول در جنگ

در روایات اسلامی نیز تعبیرات مختلف و دستورات فراوانی در مورد رعایت اصول انسانی در میدان جنگ و پس از پایان آن نسبت به دشمنان وارد شده که عواطف انسانی و روح مسالمت جویی در آن به خوبی متجلی است.

ارباب سیره، در سیرت آن حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نوشته‌اند که هرگاه لشکری را مامور جنگ می‌کرد فرماندهان سپاه را با لشکر طلب می‌فرمود و این گونه موعظه و ارشاد می‌کرد: «بروید به نام خداوند متعال و استعانت بجویید به خداوند و برای او و آیین رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جهاد کنید، ‌ای مردم مکر نکنید و از غنائم جنگی سرقت روا مدارید و اعضای دشمن را بعد از کشته شدن جدا ننمایید، پیران و اطفال و زنان را به قتل نرسانید و عابدان و رهبانان را که در غارها و بیغوله‌ها جای دارند به قتل نرسانید.

درختان را از بیخ نزنید مگر اینکه ناچار باشید، نخل‌ها را نسوزانید و با آب غرق نکنید، درختان میوه را ریشه کن نسازید، زراعت را آتش نزنید که خود بدان محتاج خواهید بود و حیوانات حلال گوشت را نابود نسازید مگر به اندازه‌ای که برای تغذیه لازم دارید. هرگز آب دشمن را با زهر آلوده نسازید و حیله و نیرنگ به کار نبرید…»

خود آن حضرت نیز هرگز با دشمنان غیر از این معامله نکرد، شبیخون بر دشمن نزد و جهاد با نفس را از هر چیزی بالاتر می‌دانست. [۴]

(علامه مجلسی در بحارالانوار شبیه این معنی را در جلد ۹۷، صفحه ی ۲۵ آورده است.)

دقت در دستورات بالا که بسیار حساب شده است به خوبی نشان می‌دهد که اسلام هیچ یک از مسائل اخلاقی مربوط به جنگ را نادیده نگرفته و شخص پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تمام آنها را عملا در مورد دشمنان مراعات می‌نمود، نه همچون کسانی که در گفتار خود از حقوق بشر و رعایت اصول انسانی بسیار دم می‌زنند، ولی در عمل هیچ خبری نیست.

علاوه بر این تاکید بر این نکته که جهاد با نفس برترین جهاد است اشاره به این معنی می‌کند که مسلمانان واقعی کسی است که اصول انسانی را در میدان جنگ رعایت کند.

از آنچه در بالا آمد این نکته نیز به خوبی استفاده می‌شود که اسلام توسل به سلاح شیمیایی و هرگونه سلاح کشتار جمعی را ممنوع می‌شمرد، و حکومت اسلامی باید از این سلاح‌ها به طور کامل پرهیز کند.

سیره حضرت علی در جنگ

در حدیث دیگری از علی (علیه‌السّلام) می‌خوانیم «فاذا کانت الهزیمه باذن الله فلا تقتلوا مدبرا و لا تصیبوا معورا و لا تجهزوا علی جریح و لا تهیجوا النساء باذی و ان شتمن اعراضکم و سببن امراءکم؛ [۵] هنگامی که به اذن خدا آنان را شکست دادید فراریان را نکشید و افراد ناتوان را از پای در نیاورید، مجروحان را به قتل نرسانید و زنان را با اذیت و آزار تحریک نکنید هر چند آنها به شما دشنام دهند و به سران شما بدگویی کنند.»

با توجه به آنچه در حدیث پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که در بالا آمد خواندیم که این توصیه را همیشه قبل از جنگ‌ها به فرماندهان و نفرات لشکر می‌فرمود به خوبی روشن می‌شود که این دستورات جزء برنامه‌های اصلی اسلام در مورد جهاد و جنگ با دشمن است و حکومت اسلامی باید همواره در زنده نگهداشتن آن پافشاری کند.

انواع جهاد

گرچه جمعی از محققان، جهاد اسلامی را بر دو بخش تقسیم می‌کنند: جهاد ابتدایی، و جهاد دفاعی و برای هر یک از این دو بخش بخش‌های دیگری وجود دارد، ولی در واقع حتی جهاد ابتدایی هم یک نوع جهاد دفاعی است که از توضیحات آینده روشن خواهد شد، با این اشاره به آیات قرآن مجید باز می‌گردیم و انواع جهاد را در قرآن مورد بررسی قرار می‌دهیم:

جهاد ابتدایی

در آیه ی۳۹ سوره حج که به عقیده ی بعضی نخستین آیه ی جهاد است می‌خوانیم «اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر؛ [۶] به آنها که مورد تهاجم دشمن و جنگ قرار گرفته‌اند اجازه ی جهاد داده شده است و خداوند قادر بر یاری آنهاست.»

سپس به دنبال این آیه در توضیح مطلب می‌افزاید «الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله؛ [۷] همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه ی خود بدون هیچ دلیلی اخراج شدند جز اینکه می‌گفتند پروردگار ما الله (و خداوند یکتا) است.»

تعبیر آیه که با «اذن» شروع شده تناسب زیادی با گفته ی کسانی دارد که آن را نخستین آیات جهاد می‌دانند و نشان می‌دهد که قبلا چنین اذنی وجود نداشت.

و به هر حال به خوبی نشان می‌دهد که آغاز تشریع جهاد، جهاد دفاعی در برابر دشمن بوده، همان دشمنانی که مسلمانان را مجبور به هجرت و ترک خانه و لانه ی خود کرده بودند بی آنکه گناهی داشته باشند، آری اگر گناهی داشتند گناهشان اعتقاد به توحید و یگانگی خدا بود.

بعضی دیگر نخستین آیه جهاد را آیه ی ۱۹۰ سوره بقره می‌دانند که می‌گوید «و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم… ؛ [۸] با آنها که به نبرد با شما برخاسته‌اند در راه خدا پیکار کنید…» .

اگر این نظر را بپذیریم باز پایه ی جهاد بر اساس در هم شکستن تهاجم دشمن گذارده شده است، و هر انسان عاقلی می‌داند سکوت در برابر تهاجم دشمن خونخوار با هیچ منطقی نمی‌سازد.

تعبیر به «فی سبیل الله» نشان می‌دهد که حتی دفاع اسلامی نیز برای خدا و بر محور معیارهای الهی است نه برای هوا و هوس و جاه طلبی!

این نخستین شکل جهاد در اسلام است اما نباید از معنی «جهاد دفاعی» این چنین برداشت کرد که حکومت اسلامی باید بنشیند تا دشمن به خانه و کاشانه اش هجوم برد سپس به دفاع برخیزد، بلکه به عکس هنگامی که احساس کرد دشمن برای پیکار آماده می‌شود و قصدش تهاجم بر نیروی اسلام است باید ابتکار عمل را به دست گیرد و قدرت تهاجم دشمن را درهم بشکند.

جهاد برای خاموش کردن آتش فتنه

در آیه ی ۱۹۳ سوره ی بقره می‌خوانیم «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین لله فان انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین؛ [۹] با آنها (دشمنان) پیکار کنید تا آتش فتنه خاموش شود، و اگر آنها خودداری کردند و دست از فتنه جویی برداشتند مزاحم آنها نشوید، چرا که تعدی جز بر ستمکاران روا نیست».

همان گونه که قبلا اشاره کردیم در تفسیر «فتنه» در میان دانشمندان گفتگوست، ولی فتنه را به هر معنی تفسیر کنیم خواه به معنی ایجاد فساد، یا شکنجه کردن مؤمنان، یا شرک و بت پرستی آمیخته با تحمیل عقیده بر دیگران و خواه به معنی تلاش برای گمراه ساختن و فریب و نیرنگ با مؤمنان، هر چه باشد نوعی تهاجم از سوی دشمن حساب می‌شود و بنابراین جهاد در مقابل آن نیز شکل دفاعی به خود می‌گیرد.

جمله  فان انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین نیز به خوبی نشان می‌دهد که هدف درهم کوبیدن ظلم و ظالمان و ستمگران است.

قابل توجه اینکه در آیه ی ۱۹۱ همین سوره (بقره) می‌خوانیم «و اقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم و الفتنه اشد من القتل؛ [۱۰] آنها را هر جا بیابید به قتل برسانید و آنها را بیرون سازید از آنجا که شما را بیرون ساختند و فتنه از جنگ و کشتار هم بدتر است.»

این آیه با توجه به آیه ی قبل از آن که سخن از مشرکان مهاجم می‌گوید به روشنی دعوت به پیکار و کشتار کسانی می‌کند که بر مسملانان تاخته بودند و آنها را از خانه و لانه ی خود بیرون کرده بودند و از هیچ جنایتی ابا نداشتند، مخصوصا مسلمانان را برای تغییر دین شان پیوسته در فشار می‌گذاشتند و حتی شکنجه می‌دادند، قرآن نه تنها پیکار با این گونه افراد را مجاز می‌شمرد بلکه واجب می‌داند.

گرچه در بعضی از احادیث و کلمات جمعی از مفسران «فتنه» به معنی شرک و بت پرستی تفسیر شده است، ولی قرائن موجود در آیه و آیات قبل و بعد از آن به خوبی نشان می‌دهد که هر گونه شرک و بت پرستی منظور نیست، بلکه منظور اعمالی همچون اعمال مشرکان مکه است که پیوسته مسلمانان را برای تغییر آیین شان در فشار می‌گذاشتند.

در تفسیر المنار می‌خوانیم که در معنی آیه چنین می‌گوید: حتی لا تکون لهم قوه یفتنونکم بها و یؤذونکم لاجل الدین و یمنعونکم من اظهاره او الدعوه الیه؛ پیکار با آنها را ادامه دهید تا قدرت بر شکنجه کردن و آزار دادن شما برای تغییر دین و جلوگیری از اظهار اسلام و دعوت به سوی آن نداشته باشند.» [۱۱]

به یقین یک چنین فتنه و سلب آزادی و شکنجه و فشار برای تغییر عقیده و آیین خدا از کشتار هم بدتر است، بنابراین جمله ی ویکون الذین کله لله اشاره به این خواهد بود که رفع فتنه در این است که هر کس آزادانه بتواند خدا را پرستش کند و از هیچ چیز و هیچ کس نترسد، نه اینکه مشرکان بت پرست آزاد باشند تا خانه ی کعبه را تبدیل به بتکده کنند و مسلمانان پاک دل توان گفتن «الله اکبر» و «لا اله الا الله» به طور آشکار نداشته باشند.

به هر حال آیات ۱۹۰ و ۱۹۱ و ۱۹۳ این سوره [۱۲] که همه با هم مرتبط است به خوبی نشان می‌دهد که خاموش کردن آتش فتنه به عنوان یک هدف برای جهاد اسلامی در واقع جنبه ی دفاعی دارد و مؤمنان را در مقابل تهاجم فرهنگی و اجتماعی و نظامی دشمنان اسلام حفظ می‌کند.

جهاد برای حمایت از مستضعفین

آیه ۷۵ سوره نساء مسلمانان را دعوت به جهاد برای حمایت از مظلومان و مبارزه با ظالمان می‌کند و می‌گوید «و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا؛ [۱۳] چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند پیکار نمی‌کنید؟ همان مظلومانی که می‌گویند خدایا! ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند بیرون ببر و برای ما از سوی خود یار و یاوری قرار ده»!

در این آیه نخست دعوت به جهاد در راه خدا شده و بلافاصله سخن از مستضعفان و مظلومانی به میان آمده که دشمن سنگدل آنها را آنچنان تحت فشار قرار داده که راضی به ترک خانه و کاشانه ی خود شده‌اند، و به نظر می‌رسد که این دو در واقع به یک معنی باز می‌گردد، چرا که یاری این گونه مظلومان مصداق روشن جهاد فی سبیل الله است.

فرق مستضعف با ضعیف

فراموش نکنیم که «مستضعف» با «ضعیف» فرق واضحی دارد، ضعیف به شخص ناتوان گفته می‌شود، ولی مستضعف کسی است که بر اثر ظلم ستمگران تضعیف شده است، خواه تضعیف فکری و فرهنگی باشد یا تضعیف اجتماعی و اقتصادی و سیاسی. (دقت کنید)

روشن است که این نوع جهاد نیز جهاد دفاعی است، دفاع از این مظلومان در برابر ظالمان. اهداف سه گانه فوق عمده‌ترین اهداف جهاد اسلامی هستند، اگر چه می‌توان آنها را به دو بخش (جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی) تقسیم کرد، ولی روح همه ی آنها دفاعی است، به همین دلیل در تاریخ اسلام موردی را نمی‌یابیم که کافران آمادگی زندگی مسالمت آمیز با مسلمین را داشته باشند و اسلام دست رد به سینه ی آنها زده باشد.

امروز نیز حکومت اسلامی سر جنگ با کسی ندارد، و تا جنگ بر او تحمیل نشود با کسی پیکار نمی‌کند، ولی دفاع از مظلومان را جزء وظایف اصلی خویش می‌شمرد، و فتنه گری و ایجاد رعب و وحشت و تضییق و فشار و سلب آزادی از سوی دشمن را نوعی اعلام جنگ می‌داند و خود را موظف به دفاع می‌شمرد.

مجددا تکرار می‌کنیم مفهوم دفاع این نیست که انسان بنشیند تا بر او هجوم برند بلکه باید در مقابل تحرکات دشمن حساسیت به خرج دهد و آمادگی رزمی را به خصوص در شرایط حساس حفظ کند و قبل از غافلگیر شدن ضربه را بر دشمن توطئه گر وارد سازد.

پی نوشتها

۱.بقره، ۱۹۰.   

۲.بقره، ۱۹۴.   

۳.مائده، ۲.   

۴.قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، ج۱، ص۱۶.

۵.امام علی، نهج البلاغه، نامه ی ۱۴.   

۶.حج، ۳۹.   

۷.حج، ۳۹.   

۸.بقره، ۱۹۰.   

۹.بقره،۱۹۳.   

۱۰.بقره، ۱۹۱.   

۱۱.رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج۲، ص۱۷۰.   

۱۲.بقره، ۱۹۰-۱۹۳.   

۱۳.نساء،۷۵.   

منبع: ویکی فقه دانشنامه حوزوی.