نقد و بررسی ادیان و فرق » فرقه ضاله بهائیت »

برپایی قیامت با ظهور علی محمد باب

اشاره:

بهائیت درباره قیامت عقیده ای را مطرح نموده که اولا با قیامتی که در ادیان ابراهیمی مطرح است هیچ سنخیتی ندارد و ثانیا در این امر گرفتار خرافه و توهم شده و چیزی را به مردم القا می کنند که هیچ واقعیتی ندارد. این فرقه برخلاف ضرورت تریخ و برخلاف مشاهدات جامعه بشری بر این باور است که قیامتی که در دین اسلام به آن وعده داده شده واقع گردیده و  تمام شده است. در این نوشته این عقیده بهائیان مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

 

هر سه دین ابراهیمی (اسلام و یهود و مسیحیت) اعتقاد به قیامت دارند که در قیامت تمام مردگان زنده شده و به جزای اعمال خود می‌رسند.

در دین اسلام قیامت دو اصطلاح دارد یکی قیامت صغری و دیگری قیامت کبری منظور از قیامت صغری همان مرگ است و چون با مرگ به طور مقدماتی به اعمال انسان ها رسیدگی می شود و مؤمنان در بهشت برزخی و فاسقان در جهنم برزخی می مانند تا قیامت کبری فرا برسد و حساب رسی کامل صورت گیرد، مرگ را قیامت صغری نامیده اند. بسیاری از گناهکاران پس از مدتی عذاب در جهنم برزخی نجات پیدا می کنند و در قیامت کبری بخشیده شده و به جهنم ابدی که پس از آن است وارد نمی شوند. [۱]

در قرآن کریم آیات متعددی در باره  قیامت و نعمت و عذاب آن پرداخته است و هیچ ابهام و غباری در فهم و معنای آن وجود ندارداز این‌رو نیازی به تأویل و امثال این امور هم ندارد. به عنوان نمونه آیه «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَیجْمَعَنَّکُمْ إِلى‏ یوْمِ الْقِیامَه لا رَیبَ فیهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدیثاً»[۲]؛ خداوند، معبودى جز او نیست! و به یقین، همه شما را در روز رستاخیز- که شکى در آن نیست- جمع مى‏کند! و کیست که از خداوند، راستگوتر باشد؟ به صراحت می‌فرماید که آدمیان بعد از زندگی در دنیا و پس از مرگ همگی در روز قیامت برای دادرسی و پاداش اعمال آنان جمع می شوند.

در آئین مسیحیت، دربارۀ زندگی آینده انسان، بر اساس سیستمی از ایده‌های انجیلی مختلف استوار شده که با کمی اشکال و پیچیدگی قابل شناخت است. فقرات معینی از انجیل چنین اظهار می‌دارد که انسان لحظه‌ای پس از مرگ یا در خوشی و سعادت جاوید یا در عذاب دایم داخل می‌شود. در حالیکه فقرات دیگری متفقاً و به طور روشن چنین بیان می‌کنند که داوری نهایی تا پایان زندگی دنیا انجام نمی‌گیرد. اختلاف نظر میان این دو فکر با «دکترین بر پاشدن داوری ثانوی» از بین می‌رود. بلافاصله پس از مرگ، هر انسانی مورد داوری جداگانه‌ای، که تعیین کنندۀ سرنوشت وی از نظر سعادت و شقاوت می‌باشد قرار می‌گیرد. شخص محکوم فوراً روانۀ‌ دوزخ می‌شود. در پایان جهان، وقتی که مردگان با بدنهایشان به پا می‌خیزند و به ارواحشان ملحق می‌شوند یک داوری عمومی بر پا خواهد شد. در آنجا عذاب و شکنجۀ محکومان و نعمت و برکت نجات یافتگان افزایش خواهد یافت. ارواح بالاخره در عالم برزخ به رحمت جاوید خواهند رسید.[۳] ملاحظه می شود که در دین مسیحیت هم قیامت بر روز رستاخیز مردگان اطلاق می‌شود.

حالا این سخن علی محمد باب را به چه معیار و قالبی باید مورد توجه قرار داد جز اینکه سخنی است که برای توجیه اباحی گری خود آن را به زبان آورده است. این علی محمد باب و بعد از او حسینعلی نوری است که باید بگویند این آموزه را از کجا آورده اند؟

بر فرض اینکه ما بپذیریم ظهور حضرت مهدی(عج) قیامت است هنوز که حضرت مهدی(عج) ظهور نکرده است و حتی علائم قطعی ظهور آن حضرت که در متون اسلامی بیان شده محقق نگشته است و  به فرض اگر علی محمد باب به مهدی و ظهور آن حضرت اعتقاد داشته باید مبتنی بر همین متون دین اسلام باشد و بدون استناد به آموزه های اسلامی هیچ اظهار نظری در حقیقت مهدی و ظهور آن حضرت قابل پذیرش نیست.

اما رهبران و مبلغان بهائی از لابلای ده ها آیه و صدها نشانه ظهور مذکور در روایات، و روایاتی دیگر که در کتب روائی درباره مهدی موعود شیعه رسیده، با تحریف الفاظ و مضامین برخی آیات و روایات که شباهتی جزئی به مقصود آنها داشته و با حذف مطالبی که ضدّ مقصود آنان بوده است خصوصاً کتاب های «ایقان»[۴] و «فرائد»[۵]، گاه سید علی محمد باب و گاهی میرزا حسین علی نوری را مصداق مهدی موعود قرار داده اند.

بررسی نکاتی از همین متن ارائه شده به عنوان مدعای بهائیان کافی است تا روشن شود، آنچه بهائیان در توضیح احادیث قائمیت مهدی موعود(عج) آورده اند تنها تلاشی برای اثبات مدعای دروغین آنان است.

بهائیت مدعی است که طبق وعده‌های قرآن و احادیث قائم موعود حضرت باب در شب پنجم جمادی الاولی سال ۱۲۶۰ق قیام و دعوت خود را  که آن را قیام قیامت می داند آغاز نمودند. اما ادعای باب به هیچ وجه با وعده های قرآن و احادیث قائم موعود مطابقت ندارد زیرا در احادیث به مشخصات موعود منتظر مسلمین کاملاً تصریح شده است که در ذیل به نمونه هائی از آنها اشاره می شود: «در کتاب کفایۀ الأثر آمده است که ابوالمفضل الشیبانِی با اسنادش از ابن عباس نقل می کند: یک یهودی که به او نعثل می گفتند نزد رسول الله(ص) آمد و سؤالاتی کرد تا با بررسی پاسخ، به دیانت اسلام مشرف شود او ضمن سؤالات از تعداد و نام اوصیاء ایشان پرسید که پیامبر به او چنین پاسخ داد: به درستی که وصی و خلیفه بعد از من علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) است و بعد از او فرزندانش حسن و حسین که در پی آن دو، نه فرزند از نسل حسین امامان نیکان خواهند بود گفت : ای محمد(ص) نامشان را برای من ببر گفت: بله هنگامی که (دوره) حسین گذشت پس پسر او علی و پس از (دوره) او پسرش محمد پس از (دوره) او پسرش جعفر و پس از (دوره) او پسرش موسی و پس از (دوره) او پسرش علی و پس از دوره او پسرش محمد و پس از (دوره) او پسرش علی و پس از (دوره) او پسرش حسن و پس از (دوره) او پسرش الحجه بن الحسن بن علی پس این دوازده تن امام هستند به عدد نقباء بنی اسرائیل».[۶]

آن حضرت در سال ۲۵۵ هجری در شهر سامره متولد شده، پدرش امام حسن عسکری (علیه‌السلام) و مادرش نرجس خاتون است، غیبت طولانی خواهد داشت که مردم بسیاری دچار حیرت و سرگردانی شده و از اعتقاد به او برمی گردند و بقیه بر عقیده خود ثابت مانده، روز و ماه و سال ظهور او را هیچ کس جز خدا نمی داند آنگاه در روزی که تمام کره زمین را ظلم و ستم فرا گرفته، و بشریت دادرسی نداشته باشد که به داد آنها برسد، خداوند متعال او را در شهر مکه آشکار نموده و نخست سیصد و سیزده نفر از اطراف شتافته و در آنجا حضور یافته و صبح آن روز با وی به منظور ریشه کن ساختن اساس ظلم و فساد و اصلاح جهان و تشکیل حکومت واحد جهانی و عدالت اجتماعی بیعت می کنند. سپس جبرئیل با صدائی که تمام اهل عالم هر کس به لغت و زبان خود آن را می شنوند، ظهور او را اعلام نموده، و نام او و پدرش را می برد، آنگاه آن حضرت از مکه حرکت نموده و به کوفه و نجف می آید و در آنجا با لشکری که حدّاقل ده هزار نفر مردان فداکار و با ایمان خواهند بود، قیام می کند، هر جا گردنکشی و رئیس دولتی و قوم ظالم و بیدادگری باشد همه را نابود ساخته و شهرهایی را فتح نموده سپس به نجف برگشته و سلطنت می کند حضرت عیسی روح الله از آسمان فرود آمده، با وی نماز می گزارد، و آن حضرت دجّال و سفیانی را به قتل می رساند دینش همان دین اسلام و احکامش احکام پیغمبر و کتابش قرآن مجید است… در نتیجه قیام وی، همه در صلح و صفا و امن و آرامش با آسایش زندگی می کنند».[۷]

با این اینکه قیامت معنای واضحی دارد علی محمد باب خود را در برابر این آموزه انکار ناپذیر ادیان توحیدی به تمسخر گرفته و مطالبی باطل را که هیچ ریشه‌ای عقلی و نقلی ندارد به خورد پیروانش داده و می‌گوید: مراد از یوم قیامت ظهور شجره حقیقت است و مشاهده نمی شود که احدی از شیعه یوم قیامت را فهمیده باشد بلکه همه موهوماً امری را توهم نموده که عندالله حقیقت ندارد و آنچه عندالله و عند عرف اهل حقیقت مقصود از یوم قیامت است این است که از وقت ظهور شجره حقیقت در هر زمان به هر اسم الی حین غروب آن یوم قیامت است؛ مثلا از یوم بعثت عیسی تا یوم عروج آن قیامت موسی بود… و از حین ظهور شجره بیان الی ما یغرب قیامت رسول الله است که در قرآن خداوند وعده فرموده که اول آن بعد از دو ساعت و یازده دقیقه از شب پنجم جمادی الاول سنه هزار و دویست و شصت که سنه هزار و دویست و هفتاد بعثت می شود اول یوم قیامت قرآن بوده و الی غروب شجره حقیقت قیامت قرآن است… .[۸]

پی نوشت:

[۱] . تفسیر موضوعی، ج ۹، سیرۀ رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قرآن، فصل دوم، اعجاز پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، آیت الله جوادی آملی، چاپ اسراء، چاپ اول، ۱۳۷۶، در حدیثی از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل است که فرمودند: “کسی که می میرد پس به حقیقت قیامت او برپا می شود” بحار الانوار، علامه مجلسی، ج ۵۸، ص ۷.

[۲] . نساء، ۸۷.

[۳] . جهان، مسیحیت، اینار مولند، ص ۱۴۱.

[۴]. اثر میرزا حسین علی بهاءالله.

[۵]. اثر میرزا ابو الفضل گلپایگانی.

[۶]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۸۴.

[۷]. مهدی موعود، ترجمه جلد سیزدهم بحار، مقدمه، ص۱۶۸.

[۸]. بیان فارسی باب اول از واحد الثانی، شیرازی باب علی محمد، نسخه مخطوط انحصاری.