بررسی نقش امامان شیعه در قلمرو عرفان (۲)

عرفان عملی

در عرفان عملی، هدف رسیدن به قرب خداوند است و در آن همواره باید از وضع نامطلوب به سوی وضع مطلوب تر و از وضع ناقص به سوی وضع کامل تر در حرکت بود. به طور دقیق می توان گفت: عرفان عملی، مجموعه برنامه ها و دستورهایی است که سالک عملاً در خود پیاده می کند تا منازل سلوک را یکی پس از دیگری بگذراند. استاد جلال الدین همایی می گوید:

اعمال صوفیه به دو قسمت مهم تقسیم می شود؛ یکی اعمال عبادی یا طریقه ی شریعت مشتمل بر فرائض و سنن معموله و از این جهت بسیاری با متشرعین تفاوت نمایان ندارند و همان فرائض و مندوبات را که سایر مسلمانان معمول دارند، صوفیه نیز می گزارند و فقط در بعض جزئیات میان آنها فرقی دیده می شود، که چندان اساسی نیست. همین فرائض و سنن را غزالی در احیاء العلوم و سهروردی در کتاب عوارف المعارف آورده اند؛ و دیگر اعمال ریاضی یا طریقت که مربوط به انواع ریاضات نفسانی و جسمانی است؛ از قبیل اوراد و اذکار، و خلوت و مراقبه و محاسبه و امثال آنها که در میان عامه ی مسلمین متداول نیست. (۱)

سیر و سلوک عرفانی، طی مراحلی انجام می گیرد که از آنها تعبیر به مقامات می شود. در رساله ی قشیریه آمده است: « و مقام آن بود که بنده به منازلت متحقق گردد بدو، به لونی از طلب و جهد و تکلف و مقام هر کسی جای ایستادن او بود بدان نزدیکی و آنچه به ریاضت بیابد، و شرط آن بود که از این مقام به دیگر نیارد، تا حکم این مقام تمام به جای نیارد». (۲) از مقامات گاهی با تعبیر منازل هم یاد می شود؛ مانند کتاب منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری که در این زمینه مشهور است. ابونصر سراج در کتاب اللمع هفت مقام ذکر کرده که عبارت اند از: « توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا». (۳)

حالاتی را که برای سالک رخ می نماید، « احوال» می گویند؛ در مصباح الهدایه ی عزالدین محمود کاشانی که ترجمه ای از عوارف المعارف ابوحفص سهروردی است، می خوانیم: « مراد از حال، نزدیک صوفیان، واردی است غیبی که از عالم علوی گاه گاه به دل سالک فرود آید و در آمد شد بود، تا آن گاه که او را به کمند جذبه ی الهی، از مقام ادنی به اعلی کشد». در رساله ی قشیریه آمده: « حال نزدیک قوم، معنی ای است که بر دل درآید؛ بی آنکه ایشان را اندر وی اثری باشد و کسبی، و آن از شادی بود یا از اندوهی، یا بسطی یا قبضی یا شوقی یا هیبتی یا جنبشی؛ احوال عطا بود و مقام کسب؛ و احوال از عین جود بود و مقامات از بذل مجهود؛ و صاحب مقام اندر مقام خویش متمکن بود و صاحب حال برتر می شود». (۴)

نقش ائمه علیهم السلام در عرفان عملی کاملاً مشهود است و آنان شاخص ترین مربیان بشر هستند. هرگونه تربیت صحیح و سالم پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، از ناحیه ی آنان بوده است و تربیت معنوی مردم از مهم ترین اهداف به شمار می رفته است. مرحوم سید بن طاووس در این باره می گوید:

و من گواهی می دهم که گوناگونی سرشت بندگان، آنان را از نایب پیامبر در میانشان بی نیاز نمی کند، که او آنها را از خواب بیدار کند و در راه رشد و تعالی راه برد؛ زیرا خدای متعالی می فرماید: إنَّما أنْتَ مُنذِرٌ وَلِکلِّ قَوْمٍ هادٍ؛ « تو انذار دهنده هستی و هر قومی هدایت کننده ای دارد»، و من گواهی می دهم که هدایت کننده اگر معصوم نباشد، که از نظر رفتار و گفتار از خطا ایمن نباشد، این نقض غرض از هدایت خواهد بود و به کمال رحمت و عنایت پروردگار ایراد وارد خواهد کرد که خدای متعالی کسی را که یک غلام دارد، امر کرده که به کارهای غلامش رسیدگی کند، ولی خود، بندگانش را رها کند. (۵)

امامان شیعه علیهم السلام از هر فرصتی برای هدایت و تربیت مردم سود می بردند و سیره ی آنان همواره الگوی مردم بوده است. ما در اینجا به برخی ابعاد آن اشاره می کنیم.

الف) مواعظ و نصایح اخلاقی

یکی از مهم ترین ابزارهای تربیت معنوی و عرفانی، موعظه و نصیحت است و انبیا همواره از این ابزار، برای هدایت مردم و دعوت آنها به پرستش خدای یگانه سود می جستند. قرآن با تعبیر حکمت و موعظه ی حسنه از آن یاد کرده و بسیاری از مواعظ پیامبران را گزارش کرده است. نصیحت های لقمان نیز در قرآن جایگاهی ویژه دارد. مواعظ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در کتاب های حدیثی و تاریخی با تفصیل بیان شده است. بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم امامان معصوم علیهم السلام مؤثرترین موعظه ها و نصیحت ها را داشتند و کتاب های حدیثی و اخلاقی شیعه، مملو از نصایح آنهاست؛ به ویژه اینکه سخنان آنها از فصاحت و استحکام بسیار بالایی برخوردار است. نهج البلاغه علاوه بر جنبه ی حدیثی، ارزش ادبی والایی دارد و هدف سید رضی هم در جمع آوری آن، تألیف یک کتاب ادبی بوده است؛ از این رو در آن سلسله ی سند احادیث را نیاورده است. خطبه های امیرمؤمنان علیه السلام از مهم ترین دست مایه های ادیبانی چون جاحظ بوده است.

ب) وصایای اخلاقی

در منابع حدیثی و اخلاقی مجموعه وصایایی به صورت نامه های مکتوب از امامان علیهم السلام خطاب به فرزندان و یارانشان ثبت شده که حاوی مطالب بلند اخلاقی و عرفانی هستند. یکی از آنها وصیت امیرمؤمنان علیه السلام به امام حسن علیه السلام است. (۶) جملات آغازین این وصیت نامه گویای آن است که حضرت نامه را به دست خود نوشته است. نجاشی هم از طریق اصبغ بن نباته وصیت امیرمؤمنان علیه السلام را به پسرش محمد حنفیه نقل کرده است. (۷)

رساله ی حقوق امام سجاد علیه السلام، نمونه ای از تعالیم اخلاقی و تربیتی ائمه علیهم السلام است. امام سجاد علیه السلام در این رساله وظایف گوناگون انسان را در برابر خداوند، خویشتن و دیگران، بیان کرده است. امام این وظایف را که شمار آنها به پنجاه حق می رسد، ابتدا به نحو اجمال و سپس به صورت تفصیل بیان کرده است. این رساله را مرحوم صدوق در کتاب الخصال، « ابواب الخمسین و ما فوقه» به طور مسند، (۸) و در کتاب من لایحضره الفقیه به نحو مرسل روایت کرده است. (۹) حسن بن علی بن شعبه نیز آن را در کتاب تحف العقول بدون سند، ولی مبسوط تر نقل کرده است؛ تعداد حقوق براساس نقل صدوق ۵۱ حق، و براساس روایت ابن شعبه پنجاه حق است. (۱۰)

شهید ثانی، شیخ زین الدین عاملی، در کتاب کشف الریبه عن احکام الغیبه نامه ای را از امام صادق علیه السلام به والی اهواز، از عبدالله بن سلیمان نوفلی نقل کرده که گفته: نزد امام صادق علیه السلام بودم که فرستاده ی عبدالله نجاشی والی اهواز وارد شد و نامه ی او را آورد که در آن نوشته بود: « آقایم و سرورم، من به ولایت مبتلا شده ام. اگر سرورم صلاح بداند حدودی را برایم ترسیم کند تا برای تقرب به خدا و رسولش از آن کمک بگیرم و در نوشته اش آنچه را که عمل به آن را لازم می داند برای من خلاصه کند…». امام علیه السلام در جواب او نامه ی مفصلی که حاوی مطالب اخلاقی بسیار ارزشمندی بود، نوشت و برای او فرستاد. (۱۱)

در « کتاب العقل و الجهل» کافی وصیت امام کاظم علیه السلام به هشام بن حکم آمده که حاوی مطالب بسیار سودمند اخلاقی و سخنانی بسیار حکیمانه است. این وصیت به احتمال قوی با املای امام و به دست هشام نوشته شده است؛ زیرا در کافی (۱۲) و تحف العقول (۱۳) مطلبی که نشانگر کتابت آن به دست امام باشد، وجود ندارد. اما از خطاب مرتب آن حضرت، با تعبیر یا هشام، می توان دریافت که با املای آن حضرت نگاشته شده است.

علاوه بر اینها کتاب های حدیثی شیعه، پر از مواعظ و نصایح حکیمانه ی امامان علیهم السلام است. از میان آنها کتاب تحف العقول نوشته ی حسن بن علی بن شعبه و کتاب غرر الحکم و درر الکلم آمدی از جایگاه ویژه ای برخوردارند. حرّانی در کتابش مواعظ و نصایح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و یازده امام را آورده و درباره ی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم گفته که اگرچه سخنان امام در میان شیعیان فراوان است، موعظه یا نصیحتی از آن حضرت به دست او نرسیده است. آمدی نیز در کتاب خود، نصایح و مواعظ امیرمؤمنان علیه السلام را جمع کرده است.

ج) ابعاد عبادی حیات ائمه علیهم السلام

انبیای الهی پیش از آنکه فرستاده ی خدا باشند، بنده ی خدا هستند و یکی از مهم ترین افتخارات انبیا این است که خداوند آنها را عبد خود خوانده است. ائمه ی معصوم علیهم السلام در جایگاه کامل ترین انسان ها بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بندگان واقعی خدا بوده اند و تمام حرکات و سکنات، و نشست و برخاست آنها به خاطر خدا و برای اطاعت و بندگی خدا بوده و به جرئت می توان گفت، در حیات ائمه علیهم السلام چیزی که رنگ غیر خدایی داشته باشد، یافت نمی شود. در این مجال کوتاه تنها می توانیم به بررسی گذرایی درباره ی مهم ترین اعمال عبادی، یعنی نماز و ذکر و دعا، در سیره ی آنان بپردازیم.

نماز

به اذعان عالمان شیعه و سنی، کامل ترین شکل نماز، یعنی حضور قلب و احساس حضور در برابر خداوند، در سیره ی عبادی امامان شیعه علیهم السلام تجلی کرده است. سید بن طاووس از کتاب زهد مولا علی بن ابی طالب علیه السلام از امام صادق علیه السلام نقل می کند: « علی علیه السلام به رکوع می رفت و عرق از بدنش جاری می شد و از بس قیام را طول می داد، عرق زیر پایش را خیس می کرد». (۱۴)

علامه حلی می گوید:

در این مطلب هیچ خلافی نیست که امیرمؤمنان علیه السلام عابدترین مردم است و مردم از او نماز شب، دعاهای مأثور و مناجات ها را در زمان های مخصوص و مکان های مقدس آموختند و در عبادت به جایی رسید که تیر را هنگام نماز از بدنش [ توانستند] دربیاورند؛ زیرا توجهش به کلی از غیر خدا منصرف بود. اما زین العابدین در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند و بعد صحیفه ای را می خواست و در آن می نگریست و می گفت: عبادت من کجا و عبادت علی کجا.

امام کاظم علیه السلام می فرماید: آیه ی تَراهُمْ رُکعاً سُجَّداً یَبْتَغونَ فَضلاً مِنَ اللهِ و رِضواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ أثَرِ السُّجُودِ؛ « آنان را در حال رکوع و سجود می بینی که در پی فضل و رضوان خدا هستند، در سیمایشان اثر سجود است»، درباره ی امیرمؤمنان علیه السلام نازل شده است.

در یکی از روزهای جنگ صفین امیرمؤمنان علیه السلام در میدان مشغول نبرد بود و در این حال [ به آسمان می نگریست] و مراقب خورشید بود. ابن عباس گفت: اکنون وقت نماز نیست و ما مشغول [ جنگ] هستیم. علی علیه السلام فرمود: برای چه چیزی با آنها می جنگیم؟ برای نماز با آنها می جنگیم.

… او بود که توانست خدای متعالی را به حق عبادت کند، آن گاه که فرمود: [ بار خدایا] من تو را به دلیل ترس از آتش عبادت نمی کنم و نه به سبب شوق به بهشت؛ بلکه تو را اهل عبادت دیدم؛ از این رو تو را عبادت می کنم. (۱۵)

علامه حلی در منهاج الکرامه می گوید امیرمؤمنان علیه السلام در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند، (۱۶) و هیچ گاه نماز شب آن حضرت ترک نشد؛ حتی در لیله الهریر (۱۷) ( یکی از شب های جنگ صفین که جنگ از سر شب تا صبح ادامه داشت).

نقل شده که امام سجاد علیه السلام در حال سجده بود که در داخل خانه اش آتش سوزی رخ داد. هرچه به او می گفتند: « یا بن رسول الله؛ آتش»، او سرش را بلند نمی کرد. بعدها در این باره از او پرسیدند. فرمود: آتش دیگر ( یعنی آتش آخرت) آن را از یادم برده بود. (۱۸)

مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که وقتی علی بن الحسین علیه السلام برای نماز برمی خاست، رنگ صورتش دگرگون می شد و هنگامی که به سجده می رفت، سرش را بلند نمی کرد، تا اینکه عرق از او جاری می شد. (۱۹) سید بن طاووس هم گفته: وقتی که امام سجاد علیه السلام شروع به وضوی نماز می کرد، رنگ صورتش زرد می شد و حالت خوف و خشیت از این مقامات بر او ظاهر می شد. (۲۰) همچنین مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام نقل کرده وقتی که علی بن الحسین علیه السلام برای نماز می ایستاد، مانند یک تکه چوب بی حرکت می شد و تنها باد او را حرکت می داد. (۲۱)

مرحوم سید بن طاووس در کتاب فلاح السائل گفته است: « با اسنادم از کتاب اصل ابوایوب، که جامع تمام چیزهایی است که مؤمن برای دینش در شبانه روز نیاز دارد، نقل می کنم که در آن آمده است: امام باقر و امام صادق علیهاالسلام وقتی که برای نماز می ایستادند، رنگشان سرخ و گاهی زرد می شد؛ گویا کسی را که با او نجوا می کنند، می بینند». (۲۲)

اربلی نقل کرده، که یکی از پسران امام سجاد علیه السلام در چاه [ خانه] افتاد و مردم مدینه جمع شدند تا توانستند بچه را از چاه دربیاورند. در تمام آن مدت، امام به نماز ایستاده بود و از محراب خود هیچ حرکتی نکرد. بعد که در این باره از ایشان پرسیدند، فرمود: من چیزی نفهمیدم؛ زیرا در حال مناجات با پروردگار بزرگ بودم. (۲۳)

علاوه بر منش عملی، در سخنان امامان علیهم السلام نیز سفارش های مؤکدی درباره ی نماز می بینیم. از نظر آن بزرگواران، نماز برای اسلام، همچون عمود خیمه است. اگر عمود استوار باشد، میخ ها و طناب ها نیز استوار خواهند بود، و اگر عمود خم شود و بشکند، میخ و طنابی استوار نخواهد ماند. (۲۴) معاویه بن وهب می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: برترین چیزی که بندگان می توانند با آن به خداوند تقرب جویند چیست؟ آن حضرت فرمود: من پس از معرفت خداوند چیزی نمی شناسم که برتر و بالاتر از نماز باشد. در ذیل همین روایت آمده که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره ی برترین اعمال پرسیدند و آن حضرت پاسخ داد: « نماز اول وقت». (۲۵)

در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام آمده که آن حضرت می فرماید: « اولین چیزی که ( در روز قیامت) بنده را برای آن محاسبه می کنند، نماز است؛ پس اگر قبول شود، بقیه ی اعمالش نیز پذیرفته می شود و اگر مردود شود، سایر اعمالش نیز مردود خواهند شد». (۲۶)

ذکر

یکی دیگر از ابعاد عرفانی امامان شیعه علیهم السلام، اذکار و اوراد آنهاست که سرمایه ای غنی و بسیار عظیم به دست می دهد. دستورهای آن بزرگواران برای جویندگان راه معرفت و سالکان طریق حقیقت، بسیار سودمند است و آنان ذاکرترین افراد امت بودند. مرحوم کلینی در کتاب « دعای» کافی گوشه هایی از سیره ی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ائمه علیهم السلام را در زمینه ی اذکار و اوراد بیان کرده است. در اینجا به شماری از آنها اشاره می کنیم.

امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هر روز هفتاد مرتبه « استغفرالله» و هفتاد مرتبه « اتوب الی الله» می گفت (۲۷) و ۳۶۰ مرتبه، به عدد بندهای بدن، خدا را حمد می گفت. (۲۸)

امام صادق علیه السلام در حدیث دیگری فرموده است: وقتی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می خواست بخوابد، آیه الکرسی می خواند و می فرمود: بسم الله امنت بالله و کفرت بالطاغوت، اللهم احفظنی فی منامی و یقظتی. (۲۹)

مرحوم کلینی در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است:

هر چیزی حدی دارد؛ ولی ذکر خدا، حد و اندازه ندارد. واجباتی که خدای متعالی واجب کرده، هر کسی آنها را انجام می دهد و این حد آن است. ماه رمضان را هر کس روزه بگیرد، حدش همان است و هرکس حج را انجام دهد، حدش همان است؛ مگر ذکر، که خدای عزوجل به کم آن راضی نمی شود و برای آن حدی قرار نداده است. آن گاه این دو آیه را تلاوت فرمود: یا أیُّها الَّذینَ آمَنُوا اذْکروا اللهَ ذِکراً کثیراً و سبِّحُوهُ بُکرَهً وَ أَصیلاً؛ « ای کسانی که ایمان آورده اید،‌ خدا را بسیار یاد کنید و او را صبحگاهان و شامگاهان تسبیح گویید». پس خدای متعالی برای ذکر حدی قرار نداده که به آن منتهی شود.

پدرم کثیرالذکر بود؛ با او راه می رفتم، ذکر خدا می گفت. با او غذا می خوردم، ذکر خدا می گفت. با مردم سخن می گفت و این او را از ذکر خدا بازنمی داشت، و من دیدم که زبانش به سقف دهانش چسبیده و لااله الا الله می گوید. ما را گرد می آورد و دستور می داد که ذکر بگوییم تا اینکه خورشید طلوع می کرد، و دستور می داد که هرکس می تواند قرآن بخواند و هرکس نمی توانست، دستور می داد ذکر بگوید. (۳۰)

درباره ی اذکار و اوراد دستورهایی از امامان شیعه علیهم السلام، رسیده که می توان آنها را در کتاب های حدیثی و دعا ملاحظه کرد. کتاب « دعا» ی کافی و کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مرحوم صدوق، هم اکنون از قدیمی ترین و مطمئن ترین منابع درباره ی اذکار و اوراد مأثور از ائمه علیهم السلام هستند.

یکی از مسائل مطرح در عرفان عملی، تعداد تکرار اذکار و اوراد است؛ از این رو دستورهایی از ائمه علیهم السلام درباره ی رعایت عدد اذکار وارد شده که باید به همان نحو ادا شود. روایت زیر نشان می دهد که ائمه علیهم السلام چه حساسیتی درباره ی دقت در ادای اوراد و اذکار، همان گونه که وارد شده، داشته اند. عبدالله بن سنان نقل می کند که امام صادق علیه السلام فرمود: « به زودی شبهه هایی به شما روی می آورد؛ در حالی که امام و رهبری که شما را هدایت کند، در میان شما نخواهد بود. تنها کسی از آن شبهه ها نجات می یابد که دعای غریق را بخواند». عرض کردم: « دعای غریق چگونه است»؟ حضرت فرمود: « چنین می گویی: یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک». عبدالله بن سنان می گوید: من پس از حضرت دعا را این گونه خواندم: یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبی علی دینک. حضرت فرمود: خداوند مقلب القلوب و الابصار هست؛ ولی دعا را همان گونه که من گفتم بخوان: یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک. (۳۱)

دعا

یکی از مهم ترین آثار عرفانی ائمه علیهم السلام، دعاهای آن بزرگواران است. دعا جایگاه بلندی در فرهنگ شیعه دارد. برجستگی این بخش از ادب شیعی، برخاسته از گستردگی فرهنگ زهد و عرفان در میان امامان معصوم علیهم السلام و شیعیان خالص آنهاست. اهمیتی که عبادت در فرهنگ شیعی دارد سبب شده که دعا موقعیت ممتازی داشته باشد. علامه حسن زاده ی آملی در رساله ی نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، عبارت های زیبا و شیوایی درباره ی دعا آورده که برگرفته از احادیث ائمه علیهم السلام در باب دعاست و ذکر آنها در اینجا بی مناسبت نیست.

دعا کلید عطا و وسیله ی قرب الی الله تعالی، و مُخ عبادت، و حیات روح، و روح حیات است. دعا کوبه ی باب رحمت رحیمیه، و سبب فتوح برکات شرح صدر، و نور و ضیای سِر است.

دعا موجب رسوخ حب ذکر الهی در دل، و منزه نفس از رین شواغل است.

دعا توشه ی سالکان حرم کبریای لایزال، و شعار عاشقان قبله ی جمال، و دثار عارفان کعبه ی جمال است.

دعا سیر شهودی و کشف وجودی اهل کمال، و تنها رابطه ی انسان با خدای متعال است.

دعا معراج عروج نفس ناطقه به اوج وحدت، و ولوج به ملکوت عزت است.

دعا مِرقات ارتقای انسان به مقام ولایت، و رفرف اعتلای وی به مرتبت خلت است.

دعا واسطه ی اسم اعظم گردیدن انسان، و دست یافتن به کنوز قرآن، و دارا شدن رموز تصرف طبایع اجرام و ارکان است.

دعا کاسر قلب و جابر آن به انا عند المنکسره قلوبهم است. یعنی دل از ذکر و دعا شکسته شود و دل شکسته درست ترین و ارزنده ترین کالای بازار هستی است، که خدا در دل شکسته است.

الهی اگر یک بار دلم را بشکنی، از من چه بشکن بشکنی. دعا یاد دوست در دل راندن، و نام او بر زبان آوردن، و در خلوت با او جشن ساختن، و در وحدت با او نجوا گفتن و شیرین زبانی کردن است.

دل بی دعا بها ندارد، و دل بی بها بهاء ندارد. قُلْ ما یَعْبؤا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤکُمْ؛ بگو اگر دعای شما نباشد پروردگار من شما را چه وزن نهد و به شمار آورد. (۳۲)

مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی درباره ی دعاهای رسیده از معصومان علیهم السلام می گوید:

نیز بجاست که هم به روایاتی که درباره ی دعا آمده است به تأمل بنگریم، و هم به شیوه ی دعا کردن و مناجات نمودن پیشوایان معصوم نیک بیندیشیم، و هم به مضامین بلند و لطیف، و معانی ژرف و ظریفی که در مناجات های آن بزرگواران آمده، ژرف بنگریم تا دریابیم که آنچه آن پاکان معصوم درباره ی خدا و اسما و صفات جلال او در دعاهای خویش آورده اند، فراتر از آن است که فکر و فهم بشر بدان دست یابد؛ تا دریابیم که آن پاکان معصوم چه زیبا ادب بندگی را پاس می داشته اند، و چه زیبنده در خور شکوه و جلال خدا سخن می گفته اند و با چه شیوه ای شایسته از او بخشش و بخشایش می خواسته اند، با چه بهانه هایی او را بر سر مهر و لطف، و فضل و کرم می آورده اند؟ چگونه سر بر آستان بندگی می ساییده اند؟ چگونه دست نیاز برمی آورده اند؟ چگونه زبان عذر و پوزش می گشوده اند؟

به جان خودم سوگند که مضامین بلند و بالا و شیوه ی شیرین و شیوای این دعاها، آشکارترین معجزه بر رسالت و امامت این پاکان است و آن که در سر فکری و در دل فهمی دارد، اگر در این دعا به تأمل بیندیشد، بی نیاز از هیچ دلیل یا معجزه ی دیگری، رسالت و امامت آنان را خواهد پذیرفت». (۳۳)

به دلیل اهمیت عبادت در میان پیروان اهل بیت علیهم السلام و جایگاه ویژه ی دعا در عبادت های امامان معصوم علیهم السلام، محدثان و عالمان شیعه تلاش بی مانندی را در گردآوری دعاهای معصومان داشتند. ابوالعباس نجاشی گزارشی از محدثان اصحاب و نیز دانشمندانی را که عصرشان به عصر ائمه علیهم السلام نزدیک بوده و کتابی از دعاهای معصومان گرد آورده اند، فراهم کرده که در اینجا بخشی از آن را نقل می کنیم.

کتاب الدعا نوشته ی محمد بن سلیمان بن حسن رازی؛ (۳۴)

کتاب الدعا نوشته ی محمد بن مسعود بن عباس سمرقندی؛ (۳۵)

کتاب الدعا نوشته ی محمد بن حسن بن فروخ صفار؛ (۳۶)

کتاب الدعا نوشته ی محمد بن یعقوب کلینی؛ (۳۷)

کتاب الدعا نوشته ی محمد بن وهبان بن محمد؛ (۳۸)

کتاب الدعا نوشته ی معاویه بن عمار الدهنی؛ (۳۹)

کتاب الدعا ( عن علی) نوشته ی عبدالعزیز بن یحیی جلودی؛ (۴۰)

کتاب فضل الدعا نوشته ی سلیمان بن جعفر بن ابراهیم طالبی جعفری؛ (۴۱)

کتاب ادعیه الائمه نوشته ی عبیدالله بن ابی زید انباری؛ (۴۲)

کتاب الدعا نوشته ی ابراهیم بن سلیمان خزار کوفی؛ (۴۳)

کتاب الدعا نوشته ی اسماعیل بن موسی بن جعفر علیه السلام؛ (۴۴)

کتاب الدعا نوشته ی حسین بن سعید اهوازی؛ (۴۵)

کتاب الدعا نوشته ی احمد بن محمد بن خالد برقی؛ (۴۶)

کتاب الدعا نوشته ی احمد بن محمد بن حسین بن حسن بن دؤل قمی؛ (۴۷)

کتاب الدعا نوشته ی حمید بن زیاد بن حماد دهقانی؛ (۴۸)

کتاب الدعا نوشته ی سعد بن عبدالله بن ابی خلف اشعری قمی؛ (۴۹)

کتاب الدعا نوشته ی علی بن مهزیار اهوازی؛ (۵۰)

کتاب الدعا نوشته ی علی بن حسن بن محمد طاهری؛ (۵۱)

کتاب الدعا نوشته ی علی بن حسن بن علی بن فضال؛ (۵۲)

کتاب الدعا نوشته ی محمد بن ارومه قمی؛ (۵۳)

کتاب الدعا نوشته ی محمد بن عباس بن عیسی. (۵۴)

علاوه بر اینها، اصحاب ائمه علیهم السلام کتاب هایی را هم درباره ی اعمال مستحبی روزانه، مانند نماز، روزه، ذکر، دعا و قرائت قرآن، نگاشته اند. از میان آنها می توان به دو کتاب زیر اشاره کرد:

کتاب یوم و لیله نوشته ی معاویه بن عمار الدهنی؛ (۵۵)

کتاب عمل یوم الجمعه نوشته ی محمد بن علی بن یعقوب. (۵۶)

بعدها عالمانی چون شیخ طوسی، شیخ مفید، سید بن طاووس، کفعمی، شیخ بهایی و شیخ عباس قمی کتاب های دعای موجود را براساس کتاب های گذشتگان گردآوری کردند. علامه حسن زاده ی آملی عبارت جالبی درباره ی کتاب های دعا دارد:

در مکانت و منزلت دعا و مقامات آن، آیات قرآنی را لسان مبین است و روایاتی در اسرار و آداب دعا از پیشوایان دین است، که مشایخ علم را برانگیختند و بر آن داشته اند تا در دعا کتاب ها نوشته اند و صحیفه ها گرد آورده اند و در پیرامون آن با تنویع موضوعات عدیده بحث ها پیش کشیده اند، و درهایی از رحمت به سوی نفوس مستعده گشوده اند و به نام های دل نشین و طرب انگیز و جان افزا از قبیل مفتاح الفلاح، و عده الداعی و فلاح السائل و قوت القلوب و مصباح المتهجد و روضه الاذکار و البلد الامین و منهاج العارفین و منهاج النجاح و نظایر آنها نامیده اند، تا از این اسامی عطرآگین نیز مشام ارواح را معطر سازند و قلوب را به ریاض قدس سوق دهند و نفوس را به مجالس انس کشانند. (۵۷)

کتاب هایی را که عالمان و دانشمندان شیعه درباره ی دعا نگاشته اند، می توان به نحو زیر دسته بندی کرد:

  1. کتاب هایی که درباره ی دعاهای روزهای هفته و ماه و سال نوشته شده اند؛
  2. کتاب های آداب دعا؛
  3. کتاب های طلسمات و تعویذات؛
  4. کتاب استخاره؛
  5. کتاب های صلوات بر پیامبر و اهل بیت علیهم السلام؛
  6. کتاب های زیارت و آداب آن.

د) شهود

در اصطلاح عرفان، شهود عبارت است از: دیدار حق با چشم دل و قلب که پس از گذراندن مقامات و درک کیفیات احوال، رخ می دهد. در حال مشاهده برای سالک حالاتی پیش می آید که از آنها به اشراق، جذبه، بیخودی و فنا تعبیر می کنند. عارف با کسب مقامات و دریافت حالات و تزکیه ی نفس و تصفیه ی باطن، چشمش به نور حق و پرتو انوار حقیقت معنوی و مفی روشن می شود و دلش به آن نور تابناک می گردد. خواجه پارسا می گوید: « شخصی به نام ذعلب یمانی از امیرمؤمنان علیه السلام پرسید: یا علی؛ آیا پروردگارت را دیده ای؟ امام فرمود: من پروردگاری را که نبینم، عبادت نمی کنم. پرسید چگونه او را دیده ای؟ امام فرمود: او را با مشاهده ی چشمان [ سر] نمی توان دید؛ بلکه او را قلب ها با حقایق ایمان مشاده می کنند». (۵۸)

امیرمؤمنان علیه السلام در حدیث مشهوری فرموده است: لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا. درباره ی یقین در کشف المحجوب آمده است:

علم الیقین، علم معاملات دنیاست به احکام و اوامر. عین الیقین علم به حال نزع و وقت بیرون رفتن از دنیاست و حق الیقین علم به کشف رؤیت اندر بهشت. پس علم الیقین درجه ی علماست و عین الیقین مقام عارفان است و حق الیقین فناگاه دوستان است. پس علم الیقین به مجاهدت، و عین الیقین به مؤانست، و حق الیقین به مشاهده شود. یکی عام است و دیگر خاص و سه دیگر خاص الخاص است. (۵۹)

یکی از مقامات شهود، تجلی است؛ یعنی هنگامی که نور خداوند بر عارف نمایان می شود؛ زیرا خداوند نور آسمان ها و زمین است. عارف عاشق در جذبه ی عشق خدا محو می شود و غیر خدا چیز دیگری نمی بیند. بقلی آورده است: « به گفته ی [ امیرمؤمنان] علی علیه السلام ضرغام بیشه ی علم لدنی، ان الله یتجلی لعباده فی القرآن، خداوند در قرآن بر بندگانش جلوه می کند». (۶۰)

روایت شده که مولایمان جعفر بن محمد صادق علیه السلام، هنگامی که در نمازش قرآن تلاوت می فرمود، حالت غش به او عارض شد. وقتی که به هوش آمد پرسیدند: چه چیزی باعث این حال شما شد؟ جوابی فرمود که معنایش این است: همواره آیات قرآن را تکرار می کردم، تا اینکه حالی به من دست داد؛ به طوری که آن را از کسی که آن را نازل کرده، در عالم مکاشفه آشکارا به نحو شفاهی شنیدم و توان بشری ام تاب مکاشفه ی جلال الهی را نیاورد. (۶۱)

نویسنده: غلامحسن محرمی

پی نوشت ها :

  1. جلال الدین همایی، تصوف در اسلام، چ ۳، مؤسسه ی نشر هما، قم، ۱۳۷۴ ه‍.ش، ص ۹۴.
  2. ابوالقاسم قشیری، الرساله القشیریه، ط ۱، انتشارات بیدار، قم، ۱۳۷۴ ه‍.ش، ص ۱۲۳.
  3. عزالدین محمود کاشانی، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، چ ۳، مؤسسه ی نشر هما، تهران، ۱۳۶۷ ه‍.ش، ص ۱۲۵.
  4. ابوالقاسم قشیری، الرساله القشیریه، ط ۱، ص ۱۲۴.
  5. سید بن طاووس، جمال الاسبوع، ط ۱، مؤسسه الآفاق، ۱۳۷۱ ه‍.ش، ص ۲۳.
  6. حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، ط ۷، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۲۵ ه‍.ق، ص ۶۸.
  7. احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۰۷ ه‍.ق، ص ۸.
  8. محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی ( صدوق)، الخصال، انتشارات جامعه ی مدرسین، قم، ۱۴۰۳ ه‍.ق ص ۵۶۴.
  9. همو، من لایحضره الفقیه، ج ۲، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۳ ه‍، ص ۶۸۱.
  10. حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۲۵۵-۲۷۲.
  11. زین الدین بن علی ( شهید ثانی)، کشف الریبه ( همراه محاسبه النفس سید بن طاووس و محاسبه النفس ابراهیم بن علی عاملی)، چ ۴، انتشارات مرتضوی،‌ تهران، ۱۳۷۶ ه‍. ش، ص ۸۶.
  12. محمد بن یعقوب کلینی،‌ اصول کافی، ج ۱، چ ۵، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۳ ه‍.ش، ص ۱۳.
  13. حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۳۸۳.
  14. سید بن طاووس، فلاح السائل و نجاح المسائل، ط ۱، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۴۱۹ ه‍.ق، ص ۲۱۲.
  15. حسن بن یوسف حلی، کشف الحق و نهج الصدق، منشورات دارالجهره، قم، ۱۴۲۱ ه‍.ق، ص ۲۴۷.
  16. همو، منهاج الکرامه، ط ۱، کتابخانه ی تخصصی امیرالمؤمنین علیه السلام، عروج اندیشه، مشهد، ۱۴۲۵ ه‍.ق، ص ۱۹۷.
  17. همان.
  18. همان، ص ۵۵۷.
  19. سید بن طاووس، فلاح السائل و نجاح المسائل، ص ۲۱۲.
  20. همان، ص ۱۲۴.
  21. همان، ص ۲۹۰.
  22. همان.
  23. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج ۲، مکتبه بنی هاشم، تبریز، ۱۳۸۱ ه‍.ق، ص ۳۱۹.
  24. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۲، چ ۲، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ه‍.ق، باب ۱، روایت ۳۶، ص ۲۱۸.
  25. همان، ج ۲، باب ۱، روایت ۵۰، ص ۲۲۵.
  26. همان، روایت ۶۴، ص ۲۳۶.
  27. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج ۲، چ ۴، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ه‍.ش، ص ۵۰۵.
  28. همان، ص ۵۰۳.
  29. همان، ص ۵۳۶.
  30. همان، ص ۴۹۹.
  31. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲، چ ۲، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ه‍.ق، باب ۲۲، روایت ۷۳، ص ۱۴۸.
  32. حسن حسن زاده آملی، نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، چ ۳، انتشارات تشیع، قم، ۱۳۷۴ ه‍.ش، ص ۹-۱۰.
  33. جواد بن شفیع ملکی تبریزی، المراقبات فی اعمال السنه، ترجمه ی سید محمد راستگو، چ ۴، نشر سایه، ۱۳۷۸ ه‍.ش، ص ۱۷۱.
  34. احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۰۷ ه‍.ق، ش ۹۳۷، ص ۳۴۷.
  35. همان، ش ۹۴۴، ص ۳۵۰.
  36. همان، ش ۹۴۸، ص ۳۵۴.
  37. همان، ش ۱۰۲۶، ص ۳۷۷.
  38. همان، ش ۱۰۵۹، ص ۳۹۶.
  39. همان، ش ۱۰۹۶، ص ۴۱۱.
  40. همان، ش ۶۴۰، ص ۲۴۱.
  41. همان، ش ۴۸۳، ص ۱۸۲.
  42. همان، ش ۶۱۷، ص ۲۳۳.
  43. همان، ش ۲۰، ص ۱۸.
  44. همان، ش ۴۸، ص ۲۶.
  45. همان، ش ۱۳۶، ص ۵۸.
  46. همان، ش ۱۸۲، ص ۷۶.
  47. همان، ش ۲۲۳، ص ۸۹.
  48. همان، ش ۳۳۹، ص ۱۳۲.
  49. همان، ش ۴۶۷، ص ۱۷۷.
  50. همان، ش ۶۶۴، ص ۲۵۳.
  51. همان، ش ۶۶۷، ص ۲۵۴.
  52. همان، ش ۶۷۶، ص ۲۵۸.
  53. همان، ش ۸۹۱، ص ۳۳۰.
  54. همان، ش ۹۱۶، ص ۳۴۱.
  55. همان، ش ۱۰۹۶، ص ۴۱۱.
  56. همان، ش ۱۰۶۶، ص ۳۹۸.
  57. حسن حسن زاده ی آملی، نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، چ ۲، انتشارات تشیع، قم، ۱۳۷۴، ه‍.ش، ص ۱۰.
  58. محمد پارسا، فصل الخطاب، چ ۱، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۱ ه‍.ش، ص ۵۳۷.
  59. علی بن عثمان هجویری، کشف المحجوب، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۳۶، ه‍.ش، ص ۲۹۷-۲۹۸.
  60. آنه ماری شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ترجمه ی عبدالرحیم گواهی، چ ۵، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۷ ه‍.ش، ص ۱۹۴، به نقل از: روزبهان بن ابی نصر روزبهان بقلی، شرح شطحیات، ص ۵۸۴.
  61. سید بن طاووس، فلاح السائل و نجاح المسائل، ط ۱، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۴۱۹ ه‍.ق، ص ۲۱۰.

منبع مقاله :

محرمی، غلامحسن؛ (۱۳۹۰)، نقش امامان شیعه علیهم السلام در شکل گیری و توسعه ی تمدن اسلامی، قم: انتشارات مؤسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ اول