شیعه شناسی » درباره شیعه » پیدایش شیعه »

بررسی علل نفوذ تشیع

محبوبیت علویان در میان مردم یکی از دلایل اصلی نفوذ تشیع در سرزمینهای مختلف است . این مسأله در مورد عراق ، افزون بر آن که ناشی از دوستی اهل بیت (علیهم السلام) بود ، جنبه ی سیاسی نیز داشت . اهالی کوفه ، علویان را با پیشینه ای که از حکومت علی – علیه السلام – داشتند لایق رهبری می دیدند . در مناطق دیگر ، محبوبیت اهل بیت (علیهم السلام) مسبوق به خویشی آنها با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و روایات فضائل بوده است . این امری طبیعی است که مردم ، وقتی پیامبر (صلی الله علیه و اله) را ندیده و می شنیدند که کسی از اهل بیت او به سوی آنها می آید ، نسبت بدو علاقه نشان می دادند . این نکته جالب است که محبوبیت علویان در طول تاریخ اسلام ، حتی ذره ای نیز کاهش نیافته و هر زمان که یک علوی در نقطه ای قیام می کرد ، مردم گرد او اجتماع می کردند. می دانیم که صاحب الزنج برای این که بتواند در زنگیان نفوذ کند ، خود را علوی نامید . ( ۱ ) این احتمال وجود دارد که او به درستی از خاندان علویان بوده است . عبدالله محض می گفت همه مردم علاقه داشتند تا از علویان باشند اما هیچگاه علویان آرزو نکردند که از دیگران باشند .(۲ )
همین امر سبب می شد تا کسانی به دروغ خود را علوی بشناسانند و درست به همین دلیل بود که کسانی از علویان به علم نسب روی آوردند و نسابه شدند تا افرادی که مدعی علوی بودن هستند بتوانند درستی و نادرستی ادعای آنها را تشخیص دهند . حتی می توان گفت که یکی از کارهای نقیبان همین بوده است . در کتابهای نسب مکرر به مواردی برمی خوریم که نسبت علوی بعضی از افراد ، تکذیب شده است . ( ۳ ) به هر روی می توان گفت یکی از دلایل عمده نفوذ تشیع در همه بلاد اسلامی و از جمله ایران ؛ همین محبوبیت علویان است . اشاره کردیم که یکی از دلایل این محبوبیت روایات فضائل بود که از رسول خدا (صلی الله علیه و اله) در مورد اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده است . این روایات که عمدتا در عراق گرد آوری می شد حجم گسترده ای داشت و ضمن دهها کتاب از سوی شیعیان عراقی ، زیدیان و امامیان تدوین می شد .
بخش دیگر آن نیز ، معلول سجایای علمی ، اخلاقی و سیاسی خود آنها بوده است . عشق و علاقه طبیعی مردم به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و اله) را نیز نباید از نظر دور داشت . نکته ی اخیر در تمام قرون عامل نفوذ تشیع در بلاد مختلف بوده و حتی در مناطق سنی نشین که علویان حضور داشته اند ،پس از مرگ و یا شهادت آنها ، بقعه هایی بر مزارشان ساخته شده است . به این ترتیب بذر تشیع و حب اهل بیت – علیه السلام – در این نقاط ، کاشته شده است . اعتنای اهل سنت به مقام علویان نیز کاملا در گذر تاریخ قابل درک است . شریف که لقبی برای علویان بوده عمدتا در قرن چهارم به بعد در تمامی دنیای اسلام مورد استفاده بوده و اهل سنت برای شرفاء احترام فوق العاده ای قائل بودند . (۴)
دانستن علل نفوذ علویان در میان سایر گروههای مذهبی و مردم می تواند در دانستن علل گسترش تشیع به ما کمک کند ، چرا که علویان ، مبلغان حرکت شیعه بوده اند . البته دانسته است که این تشیع ، مراتب مختلف زیدی ، امامی و غیره داشته است . دوستی اهل بیت سنگ بنای تشیع است که خود در تمامی انواع تشیع حضور داشته است . اگر این دوستی در مسیر منطقی خود سیر می کرد تا حد ولایت و اطاعت از اهل بیت پیش می رفت ، اما گاهی به افراط نیز کشیده می شد و به حد اعتقاد غلو آمیز غلاه در مورد ائمه اطهار (علیهم السلام) می رسید .

زهد شیعیان عامل نفوذ تشیع

اشاره کردیم که یکی از علل نفوذ علویان دیانت آنها بود که در قرون اول حتی شیعیان نیز به آن مشهور بودند . علویان و دوستانشان در انجام فرائض دینی ، تقید حساب شده ای داشتند و پای بندی آنها به اسلام در میانشان آشکار بود . مردم ، فرق بین اسلام علویان را با اسلام امویان و عباسیان به خوبی مشاهده می کردند و به راحتی تشخیص می دادند که علویان و شیعیان گرایش دینی بسیار قوی دارند . زمانی که مردم وقتی در جریان شورش آنها بر ضد حکومت گردشان جمع می شدند ، تازه فضائل آنها را درک می کردند . به دنبال آن بود که پیوند سیاسی آنها با علویان به شکل پیوند اعتقادی در می آمد . این در حالی بود که خوارج علی رغم آنچه در مورد تدینشان گفته می شد ، متعادل نبودند و به همین دلیل نمی توانستند از این زاویه نفوذی کسب کنند . برخوردهای تند روانه و وحشیانه آنها ، مردم را به شدت آزار می داد ، به طوری که به عنوان مثال بصری ها کاملا از آنها وحشت داشتند .(۵)در برابر تعادل شیعه و تقوای علمی و عملی آنها ، سبب جذب مردم می شد . در رأس شیعیان ، علویان و در رأس آنها امامان شیعه – علیه السلام – بودند که این ویژگیها را دارا بودند . سفیان ثوری گفت : هل ادرکت خیر الناس الا الشیعه (۶) آیا بهترین مردم را به جز شیعه ، دیده ای؟
مدائن ، یکی از مراکز مهاجرت اعراب بوده و یکی از شهرهای شیعه شناخته می شده است . درباره ی آن گفته شده : اهلها فلاحون ، شیعه امامیه و من عادتهم ان نساءهم لا یخرجون نهارا (۷) اهالی آن منطقه کشاورزند و شیعه امامی اند . از جمله ی عادات آنها این است که زنان آنها در روز از خانه ، خارج نمی شوند . این نشانگر روحیه ی دینی شیعیان آن منطقه بوده است . سیستانی ها نیز که از لعن علی – علیه السلام – بر منابر خود ، جلوگیری کرده اند ، همین خصیصه را داشته اند . (۸) زنان مردم شیعه مذهب دیلم نیز همین گونه رفتار می کرده اند . (۹) چهره های برجسته شیعه در عراق از لحاظ علم و تقوا بسیار فراوان است . یکی از آنها حجر بن عدی بود . درباره ی وی و یارانش که در مقابل معاویه ، مقاومت کرده و در تشیع خود ، استقامت به خرج دادند .
رعایت وقت نماز از جمله ویژگیهای شیعه بوده است . (۱۰) یک نمونه ی جالب نقلی است که در یافتن مسلم در کوفه توسط دینوری نقل شده است . زمانی که عبیدالله بن زیاد بر آن شد تا مخفیگاه مسلم را پیدا کند به یکی از غلامان خود دستور دارد تا به مسجد رفته ، مسلم را در آن جا بجوید . ابن زیاد به او گفت : ان هؤلاء الشیعه یکثرون الصلاه شیعیان ، نماز زیاد می گزارند . در آنجا هر که را بر این خصوصیت یافتی ، از طریق او به محل مسلم دسترسی پیدا کن . او نیز به مسجد رفته و دید که مسلم بن عوسجه ، بیشتر از همه نماز می گزارد . نزد او رفته و با حیله و نیرنگ به مخفیگاه مسلم پی برد . (۱۱) سلمان فارسی از نخستین چهره های برجسته ی شیعه است . او در تقوا و علم ، زبانزد تمایم اصحاب بود . وی در تقوا به حدی شهره ی آفاق است که صوفیه او را از جمله سر سلسله های خود به حساب می آوردند . ابوذر ، هوادار دیگر تشیع ، در دوری از دنیا و بی علاقگی بدان و تقید در رعایت حقوق مردم ، بسیار معروف بود . درباره ی عمار بن یاسر نیز گفته شده : و قد کان عمار اشد حراس الاسلام مراسا و اکثر هم عنادا فی الحفاظ علی مثله و مبادئه (۱۲) عمار یاسر از سرسخترین پاسداران اسلام بود و بیشترین اهمیت را به نگهبانی و حفظ ارزشهای متعالی و اصول آن می داد . اویس قرنی از زهاد معروف شیعی است . او از شیعیان علی – علیه السلام – بود که در صفین به شهادت رسید . مقام وی در عرفان بسیار بالاست . (۱۳) شیبی در مورد او می نویسد : اویس قرنی شیعه بود . اسفراینی او را یکی از نساک مشهور می داند . (۱۴) در مورد کمیل بن زیاد گفته شده : کان زاهدا شیعیا قدیما .(۱۵) در مورد خباب بن ارت گفته شده : کان خباب بن ارت ناسکا شیعیا من النواحین البکائین . ( ۱۶) درباره ی محمد بن مسلم ، روای شیعی نقل شده : من العباد فی زمانه. (۱۷).
همچنین در مورد سعید بن جبیر گفته شده : کان سعید بن جبیر زاهدا شیعیا . (۱۸) دکتر شیبی پس از آن می افزاید : و هکذا یتضح لنا منشأ التشیع فی الزهد (۱۹) این چنین آشکار می شود که زهد منشأ گرایش به تشیع است .
دکتر وردی می گوید : در سه شهر تشیع نضج گرفت . یکی در کوفه به سبب وجود عمار بن یاسر . دیگری مدائن به سبب حضور سلمان فارسی و سوم جبل عامل به سبب تلاش ابوذر غفاری . ( ۲۰ ) تشیع در کوفه عمدتا به دلیل نفوذ خاص خود امام علی – علیه السلام – بود گرچه وجود چهره های مقدسی چون عمار نیز در این باره مؤثر بود . درباره ی رفتن ابوذر به جبل عامل نیز تردید جدی وجود دارد .
صریح ترین تعبیر در مورد جنبه های اخلاقی برتر شیعیان در دوره ی اول از قول امام باقر – علیه السلام – چنین است : شیعیان و دوستداران ما ، بهترین مردم زمان خویش بودند . اگر پیش نماز مسجدی در میان قومی بود ، اگر مؤذنی در قبیله ای به چشم می خورد ، اگر امانت داری وجود داشت و بالاخره اگر دانشمندی در میان مردم یافت می شد که در مسائل دینی و مصالح اجتماعی مردم به وی مراجعه می کردند ، همه و همه از شیعیان و محبان ما بودند .

مظلومیت علویان و شیعیان عامل گسترش تشیع

از دیگر دلایل نفوذ علویان در میان مردم ، مظلومیت آنها در برابر ظلم حاکمان اموی و عباسی بود . علویان ، افزون بر آن که اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و اله) بوده و همه ی مسلمانان به آنها عشق می ورزیدند و خواستار دیدن آنها بودند ، در پی فشارها و ظلم هایی که در حق آنها اعمال گردید ، مظهر مظلومیت شدند . مردم که این ظلم ها را می دیدند ، نسبت به آنها متمایل می شدند ، به خصوص که مقاومت آنها را در برابر حکومت شاهد بودند . قیامها علویان که بعد از زید بن علی ، به طور عمده جنبه شیعه ی زیدی داشت ، در قرون اولیه به طور مستمر رواج یافت . در سرزمین های اسلامی از جمله حجاز و عراق و ایران – به استثنای شام – نمونه ی این قیامهای فراوان است . یعقوبی با اشاره به حرکت زید به علی که سبب ایجاد مظلومیتی دیگر بعد از عاشورا برای علویان شد می گوید : پس از آن در خراسان ، تشیع شایع گردید و تبلیغات ضد اموی رواج یافت . ( ۲۱ ) این مسأله در میان خود اهل بیت نیز سابقه داشت . علی بن الحسین – علیه السلام – سالها در عزای پدرش و دیگر افراد اهل بیت که در کربلا به شهادت رسیدند ، اشک ریخت . این مظلومیت در جریان سرنگونی امویان ،پشتوانه ی مهم روحی جامعه اسلامی بود که عباسیان از آن بهره بردند و حکومت خود را بر پایه اشکی که بر شهادت مظلومانه امام حسین – علیه السلام – زید و یحیی بن زید ریخته شد ، برپا کردند .
این مظلومیت به بهترین شکل در اشعاری که شعرای شیعه سروده اند ، جلوه گر شده و ادبیات شیعه را به سمت خون و گریه کشانده است . این اشعار به گونه ای است که هر مسلمانی بلکه هر انسانی را تحت تأثیر قرار داده و به گریه وا می دارد . جالب است که خود علویان به ویژه امامان شیعه – علیه السلام – در رواج این اشعار می کوشیدند . کوفه به عنوان محفل کوچکی برای شیعه که شاهد خونین ترین کشتارهای زیاد ، ابن زیاد و حجاج از شیعیان بود ، توجه همه را به خود جلب کرده بود . شیعیان یک رابطه ی عاطفی قوی با آن داشتند . این سخن امام علی – علیه السلام – که فرموده بود : لیأتین علی الکوفه زمان ما من مؤمن و لا مؤمنه الا بها او قلبه یحن الیها ( ۲۲) روزگاری خواهد آمد که هر مؤمن و مؤمنه ای در کوفه بسر برد یا این که دلش ، متمایل به آن شهر باشد .
امویان نه تنها نسبت به علویان ، بلکه نسبت به تمامی شیعیان که نقطه ی ثقل آنها در کوفه و اصولا عراق بود ، فشارهای سختی اعمال کردند . به گفته ی ابن ابی الحدید : پس از جریان صلح در سال ۴۱ ه : احدی از مؤمنان نبود مگر آنکه بر خون خود وحشت داشت و یا آواره در روی زمین به دنبال محل امنی می گشت و نمی یافت .
معاویه دستور داده بود تا شهادت دادن ( گواهی دادن ) هیچ یک از اصحاب علی – علیه السلام – پذیرفته نشود . ( ۲۳ ) امام حسین – علیه السلام – به او نوشتند : تو زیاد را بر عراق حاکم کردی در حالی که دست و پای مسلمین را قطع کرده ، چشم مردمان را کور می کرد و آنها را بر شاخه های نخل ، بدار می آویخت. تو به او نوشتی : هر کس بر دین علی است او را بکش ! او نیز آنها را کشته و به امر تو مثله کرد . ( ۲۴ ) به نقل مورخان معاویه : دستور داده بود تا نسبت به محبین علی – علیه السلام – در مورد عطاء ها سخت گیری کرده ، اسامی آنها را از دیوان بیت المال ، حذف نموده و با ایجاد فشار بر آنها ، خانه هایشان را نیز ویران کنند . سختگیری آنها در مورد اهل بیت (علیهم السلام) به اندازه ای بود که برای تشدید دشمنی با آنها ، صریحا اعلام می کردند که : لا صلاه الا بلعن ابی تراب (۲۵ ) نماز ، بدون لعن علی ، نماز نیست ! دکتر شیبی درباره ی مظلومیت شیعه در طول تاریخ می نویسد : تاریخ شیعه پس از حادثه کربلا ، یک سلسله عذابها و فشارهاست که به صورت دائمی بر آنها تحمیل می شود .

در اصل حادثه کربلا ، ریشه ی این مظلومیت بود . حضور اهل بیت از کوچک و بزرگ در آن حادثه و آنچه پس از آن بر آنها گذشت این مظلومیت را به اوج رساند . کشته شدن حجر بن عدی ، عمرو بن الحمق خزاعی و نیز میثم تمار و دیگران به دست زیاد ، مظلومیت شیعه را به صورت یک سنت در عراق در آورده بود . امام باقر – علیه السلام – درباره ی مظلومیت اهل بیت (علیهم السلام) می فرمود: همیشه ما تحقیر می شدیم و مورد ظلم و ستم قرار می گرفتیم . ما را دور می کنند ، حقیر می سازند ، محروم می نمایند و می کشند . ما همیشه در معرض خوف و ترس بوده و بر خون خود و دوستانمان امنیت نداشتیم . ( در زمان معاویه ) شیعیان ما را در شهرها کشتند، دستها و پاهایشان را تنها به ظن و گمان قطع کردند ، نام هر کس در زمره ی محبین یا اصحاب ما برده می شد ، زندانی می شد . مالش را غارت می کردند و یا خانه اش را ویران می ساختند . این بلا ، همچنان در تزاید و شدت بود ، تا زمان عبیدالله بن زیاد ، پس از آن حجاج آمد . شیعیان بسیاری را کشت و ایشان را به ظن و گمان بازداشت نمود . کار شیعیان در آن جامعه بلازده به جایی رسیده بود که اگر مردی را رزندیق و یا کافرمعرفی می کردند ، نزد حجاج محبوبتر از آن بود که او را شیعه ی علی – علیه السلام – معرفی کنند . (۲۶ )
خوارزمی در نامه ای که به شیعیان نیشابور نوشته به بهترین شکل ، این مظلومیت را ترسیم کرده است . او می نویسد : در هیچ شهری از شهرهای کشور اسلامی نیست مگر آن که شیعی مظلومی به شهادت رسیده و اموی و عباسی در قتل او شریک اند و عدنانی و قحطانی بر آن متفق ! معاویه ، حجر بن عدی کندی و عمرو بن حمق خزاعی را بعد از آن که قسمهای مؤکد و عهدهای شدیدی کرده بود ( تا آنها را نکشد ) به شهادت رساند . زیاد بن سمیه هزاران نفر از شیعیان بصره را اعدام کرده و بیشترین اسیر و زندانی را از آنان داشت . او پس از آن ، اشاره به حرکت حجاج می کند و می نویسد : او بنی هاشم را به بازی گرفته ، بنی فاطمه را تهدید می کرد و شیعیان علی – علیه السلام – را می کشت و آثار اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه و اله) را محو نمود .

در ادامه از جنایات منصور عباسی به میان می آید که : … هنگامی که منصور مرد ، زندانهای او مملو از خاندان رسالت و معدن پاکی و طهارت بود . او در پی غائبین آنها می گشت . و حاضرین را به زندان می افکند . این ها در کنار کارهای هارون و موسی ، نسبت به آل ابی طالب ، اندک بود … تا آن که هارون مرد ، در حالی که درخت نبوت را درو کرده و نهال امامت را ریشه کن ساخته بود. آنها هر کس را که به عنوان شیعه می شناختند ، می کشتند و هر کس که اسم فرزندش را علی می گذاشت ، خونش را بر زمین می ریختند . هیچ گونه مال و منالی نمی دادند ، مگر به کسانی که آل ابی طالب را دشنام و مذهب نواصب را یاری می کند . اینها ، نمونه ای از جنایات امویان درباره ی اهل بیت و شیعیان آنها است که مظلومیتی بزرگ برای آنان فراهم می کرد و اندیشه های شیعی را همراه خود به درون جامعه می برد . به دلیل وجود همین محبوبیت همراه با مظلومیت بود که مأمون کوشید تا با استفاده از علی بن موسی الرضا – علیه السلام – حرکتهای مزبور را تضعیف کرده جبران مظلومیت آنها را بکند و ننگ عباسیان را از این ناحیه کم کند .
یعقوبی در شرح چگونگی قیامهای طالبیان در این عهد ، اشاره به سختگیریهای هادی عباسی کرده و این که او طالبی ها را به بدترین شکل ترسانده و اصرار دریافتن آنها داشت . او ارزاق و عطایای آنها را قطع کرد و به همه جا برای یافتن آنها ، نامه نوشت . یعقوبی ادامه می دهد که همین شیعیان را مصمم کرد تا اطراف حسین بن علی ( شهید فخ ) گرد آمدند . ( ۲۷ ) ابن اسفندیار درباره ی متوکل می نویسد: همچنان که کسی را به هوس شکار و سایر ملاهی میل باشد، او را میل بدان بود که سادات آل رسول را هلاک کند (۲۸) بیشترین دشمنی ها با علویان از ناحیه ی متوکل عباسی بود . زمانی که متوکل شنید ابومحمد عبدالله بن عمار برقی اشعاری در مذمت خلفای نخستین سروده ، دستور داد تا زبان وی را بریدند و دیوان اشعارش را پاره کردند . وی پس از چند روز درگذشت . ( ۲۹ ) در مورد دیگری ، محدثی با نام ابو عمرو نصر بن علی جهضمی ، روایتی در فضائل اهل بیت روایت کرده بود . زمانی که متوکل خبر آن را شنید دستور داد تا وی را هزار ضربه تازیانه بزنند تنها با وساطت جمعی از علمای سنی از تنبیه وی درگذشتند . (۳۰ ) در مورد مشابه دیگر ، به دستور متوکل و با حکم قاضی وی ، عیسی بن جعفر بن عاصم هزار ضربه شلاق را خورد آنگاه در آفتاب رها شد تا بمرد . سپس جنازه اش را در دجله انداختند . ( ۳۱ ) تأثیر این مظلومیتها در مؤمنان جامعه گسترده بود . سفیان الثوری به عیسی فرزند زید بن علی می گفت : هر کس کمترین ایمانی داشته باشد ، به خاطر فشارها و کشتارها و تهدیدهایی که در مورد بنی فاطمه می شود ، گریه خواهد کرد .

نگرش ضد ستم عامل نفوذ تشیع

جهت گیری مثبت و اسلامی نهضت های شیعه و نیز وجود جنبه های اعتدالی در آن ، برخلاف حرکت خوارج ، توانست عاملی برای جذب توده های مردم باشد . نخستین نکته ی برجسته ی در دیدگاه شیعیان این بود که شیعه هم در فقه و هم درعمل ، موضع ضد ظلم و خلفای ظالم داشت . این موضعی بود که با شدت و ضعف در تمامی مدت حکومت امویان و عباسیان ادامه داشت و همیشه فضای مبارزه را بر ضد ستم مشروعیت می بخشید . از آنجا که پشتوانه فکری شیعه ، مبارزات علی – علیه السلام – بر ضد طغیان و شورش های داخلی بود ، شیعه نیز در مبارزات خود ، جنگ با قاسطین را در شکل های مختلف آن مورد توجه داشت.
در کتب رجالی اهل سنت ، اعتقاد به جنگ با فرد حاکم ولو این که حاکم فاسدی باشد ، یکی از علائم شیعه بودن افراد تلقی می شد .(۳۲ ) همین اهل قم بودند که والیان خلفا را به داخل شهر ، راه نمی دادند . آنها نیز اجبارا قصری در بیرون شهر ساخته و از آنجا حکمرانی می کردند ! از بعضی از آنان نقل شده که : ما مدت چندین سال ، هم والی و هم عامل بودیم. اما هیچ زنی از زنان عرب را ندیدیم و نظر ما بر هیچ زنی نیامد . (۳۳ ) برای این که به داخل شهر ، راه نیافته بودند .
ایوب بن متوکل می گوید : پادشاهی عبور می کرد . مردمی که در میان آنها ابان بن تغلب شیعی بود ؛ همه به پا خاستند جز ابان ! وقتی دلیل از او خواستند گفت : کراهت داشتم که قرآن را خوار کنم . البته در این موضع امامیان متعادلتر از زیدیان بود ، گرچه در مخالفت و عدم مشروعیت حکومت اموی و عباسی مشترک بودند .
این ستیزه جوئی با ظلم و جور ، برای موالی ایران نیز که خود ، تحت فشار بودند و به خصوص از جنبه نژادی ، ظلم مضاعف را تحمل می کردند ، بسیار جالب بود . زید بن علی در علت اقدام خود می گفت : « ای مردم ! ما شما را به کتاب خدا و سنت رسولش ، دعوت می کنیم . همچنین شما را به جهاد با ظالمین ، حمایت از مستضعفین ، کمک به محرومین ، تقسیم موجودی بیت المال میان کسانی که سزاوار آن هستند و نیز کمک به اهل بیت (علیهم السلام) علیه کسانی که ناصبی بوده و نسبت به حقوق آنها جاهل هستند . فرا می خوانیم ». (۳۴) همین جهت گیری بر ضد ظلم ، موجب شد که نه تنها شیعه ، بلکه تمامی مردم با عقائد گوناگون در آن شرکت کردند .
در این حرکتهای شیعی نه تنها جنبه ی ضد ظلم قوی بود ، بلکه تکیه بر سنت پیامبر (صلی الله علیه و اله) و احیاء قرآن از نکات بارزی به شمار می رفت که در این قبیل جنبشها وجود داشت . این مطلب در حرکت کربلا و نیز زید بن علی و سایر حرکتها، توانست چهره ی این قیامها را در مقابل خلفا – که عملشان محو کتاب خدا و سنت رسول او بود – مثبت جلوه داده ، افراد مؤمن را جذب کند . کما این که دیدیم سفیان ثوری ، خیار الناس را همان شیعیان می دانست . در کنار تمامی عواملی که برای گسترش تشیع مطرح کردیم ، باید به ادبیات قوی شیعه در نشر تشیع به طور جداگانه می پرداختیم . اشعار بلند کمیت بن زید اسدی و سید حمیری و بسیاری از ادبای برجسته ی شیعه ، به نوبه ی خود سهمی عظیم در نشر تشیع داشته است . این اشعار که به طور عمده به بیان فضائل اهل بیت و مصائب آنها اختصاص یافته ، عمیقا در روحیه ی مردم تأثیر داشته است . در ادبیات فارسی نیز این بخش قابل توجه بوده که در جای دیگری به آن اشاره کرده ایم . تنها اشاره به این سخن سید حمیری کافی است که پس از آن که همه ی فضائل امیر المؤمنین – علیه السلام – را به شعر در آورده بود می گفت : اگر کسی یک فضیلت از امام علی – علیه السلام – نقل کند که من شعری در آن بار نگفته باشم هزار دینار به او می دهم .

پی نوشت :

۱- ابن خلدون می نویسید : « رأی صاحب الزنج کثره خروج الزیدیه مع الفاطمیین ، فانتحل هذا النسب »، ج ۴ ، ص ۱۸٫
۲- عمده الطالب فی انساب آل ابی اطالب ، ص ۱۰۱ .
۳- برای نمونه نک : غایه الاختصار فی البیوتات العلویه ، ص ۲۶ – ۴۶ ؛ عمده الطالب صص ۱۰۶-۱۰۷٫
۴- نور الابصار ، صص ۱۱۷-۱۱۸٫
۵- اخبار الطوال ، ص ۲۷۰٫
۶- مقاتل الطالبیین ، ص ۱۹۵٫
۷- آثار البلاد و اخبار العباد ، ص ۴۵۳٫
۸- همان ، ص ۲۰۲ .
۹- احسن التقاسیم ، ج ۲ ، ص ۵۴۷ ( ترجمه ی فارسی )
۱۰- زبیر بکار ، الموفقیات ، ص ۱۳۴ . آثار الجاحظ ، ص ۲۰۵ .
۱۱- اخبار الطوال ، ص۲۳۵٫
۱۲- الصله بین التشیع و التصوف ، ص ۴۳٫
۱۳- مختصر البلدان ،ص ۱۷۱٫
۱۴- الصله ، ص ۲۴۵ ؛ التبصیر فی الدین ، ص ۲۲٫
۱۵- الصله بین التشیع و التصوف ، ص ۲۲۵٫
۱۶- حیله الاولیاء ، ج ۱ ، ص ۱۴۳٫
۱۷- رجال کشی ، ص ۱۶۵٫
۱۸- الصله بین التشیع و التصوف ، ص ۲۵۵٫
۱۹- همان مدرک ، ص ۲۲۵ .
۲۰- وعاظ السلاطین ، ص ۲۹۷ .
۲۱- « لما قتل زید بن علی و کان من امره ماکان ، تحرکت الشیعه بخراسان و ظهر امرهم و کثر من یأتیهم و یمیل معهم و جعلوا یذکرون للناس افعال بنی امیه و مانالوا من آل رسول الله حتی لم یبق بلد الافشا فیه هذا الخبر » یعقوبی ، ج ۲ ، ص ۳۲۶ . زمانی که زید بن علی کشته شد و آن اتفاقات افتاد ، شیعیان خراسان به حرکت در آمده ، و تلاشهاشان را آشکار کردند و تعداد زیادی نزد آنها رفت و آمد نموده و متمایل به آنها شدند . آنها کارهای بنی امیه را برای دیگران یادآوری کرده و آزارهایی را که از ناحیه آنها در حق آل رسول ( ص ) صورت گرفته بود ، برای آنها بازگو می کردند مدتی نگذشت که در تمام بلاد این اخبار انتشار یافت .
۲۲- مختصر البلدان ، ص ۱۶۳ .
۲۳- « الا یجیزوا الأحد من شیعه علی و اهل بیت (علیهم السلام) شهاده ) تاریخ الطبری ، ج ۶ ص ۱۴۶ .
۲۴- انساب الاشراف ، ج ۲ ( از بخش طالبیان ) ، ص ۱۵۴ ؛ و نک : اخبار الطوال ، ص ۲۲۴ ؛ الامامه و السیاسه ، ج ۱ ، ص ۱۸۱-۱۸۰٫
۲۵- همان مدرک، ج ۲ ، ص ۲۰۲ .
۲۶- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، ج ۱۱ ، ص ۴۴ ؛ الامام الصادق – علیه السلام – ابوزهره ، صص ۱۱۱ -۱۱۲٫
۲۷- تاریخ الیعقوبی ، ج ۲ ، ص ۴۰۴ .
۲۸- تاریخ طبرستان ، ج ۱ ، ص ۲۲۴٫
۲۹- الغدیر ، ج ۴ ، ص ۱۴۰٫
۳۰- تاریخ بغداد ، ج ۱۳ ، صص ۲۸۷-۲۸۸٫
۳۱- تاریخ بغداد ، ج ۷ ص ۳۵۷ ؛ نشوار المحاضره ، ج ۶ ، ص ۶۴ . سه مورد اخیر به تفصیل در تکمله ی « مکتب در فرایند تکامل » ، صص ۲-۵ آمده است .
۳۲- به عنوان نمونه : میزان الاعتدال ، ج ۱ ، ص ۴۹۷ .
۳۳- تاریخ قم ، ص ۲۸۵ .
۳۴- تاریخ طبری ، ج ۸ ، ص ۲۶۷ ( ط لیدن ) الکامل ، ج ۴ ، ص ۲۴۲ . انساب الاشراف ، ج ۲ ، ص ۲۳۷ . مقدسی می نویسد : « بایع مع زید بن علی جهاد الظالمین و الدفع عن المستضعفین » با زید بن علی ، به جهاد با ظالمین و دفاع از مستضعفین بیعت صورت گرفت . مقدسی ، البدء و التاریخ ، ج ۶ ، ص ۵۰.