,

بررسى ديدگاه خاورشناسان درباره ابن عباس

دانشمندان شيعه و سنى، براى ابن‌عباس در علوم مختلف اسلامى، به ويژه حديث، جايگاه ممتازى قائل هستند. با اين همه صحت هم? روايات منتسب به او به دليل وجود تناقض در آنها، محل ترديد است.

از شافعى گزارش شده است که مى‌نويسد: «لم يثبت عن ابن عباس فى التفسير إلّا شبيه بمائة حديث»؛ از ابن‌عباس در تفسير جز نزديک به صد حديث، تأييد نشده است.

اين سخن شافعى را که خاورشناسان، هم آن را براى تأييد ترديد گسترد? خود به روايات او گزارش کرده‌اند، مبالغه‌‌آميز مى‌نمايد.

انديشمندان اهل سنت، در بررسى سندى روايات او، برخى طرق روايت او را صحيح و برخى را ضعيف دانسته‌اند و بدين‌سان به گزينش ميان آنها پرداخته‌اند.

پاره‌اى از دانشمندان شيعه نيز در بررسى روايات او، از نظر فراوانى و تناقض، در صحت هم? آن ترديد کرده‌ اند.

محمدتقى حکيم بر اين باور است که نمى‌توان صدور بيشتر اين روايات را از ابن‌عباس تأييد کرد؛ چه اينکه عمر يک نفر‌، هر اندازه هم که طولانى باشد، نمى‌تواند کفاف اين همه روايت را بدهد؛ همچنان‌که تناقض و اضطراب محتواى اين روايات آن‌ چنان گسترده است که حتى يک موضوع و واقعه را نمى‌توان يافت که از او در مورد آن بيش از يک قول نقل نشده باشد که برخى از اين سخنان با توجه به نوع موضوعات، قطعاً به دوره‌هاى بعدى مربوط است.

از ديدگاه اين انديشمندان نقاد، زمينه‌هاى اين جعل درازدامن، امورى گوناگون متعدد بوده است که جايگاه علمى و برجست? ابن‌عباس، که ضامنى براى پذيرش سخن منتسب به او بوده است، و نيز پيوند نهاد قدرت، يعنى عباسيان، با او، از جمل? اين عوامل تلقى مى‌شود.

البته از ديدگاه انديشمندان شيعه، بررسى سندى روايات او براى تشخيص روايات صحيح از ضعيف کافى نيست و در پاره‌اى از موارد، در نظر گرفتن شخصيت علمى، اجتماعى و سياسى او مى‌تواند، به رد يا پذيرش برخى از روايات او کمک کند.

با در نظر گرفتن ديدگاه مسلمانان، مى‌توان ديدگاه خاورشناسان را دربار? ابن‌عباس، به گونه‌اى جزئى پذيرفت؛ چنان‌که پاره‌اى از نکاتى هم که آنها در نقد و تحليل روايات او در نظر گرفته‌اند، در آراى مسلمانان نيز او مورد توجه قرار گرفته است.

روى هم‌ رفته نکات زير دربار? ديدگاه خاورشناسان درخور تأمل است: الف) از آنجا که خاورشناسان شکاک، گزارشهاى تاريخى مسلمانان را شايست? اعتماد نمى‌دانند و آنها را فاقد ارزش تاريخى قلمداد مى‌‌کنند، رسيدن به تصويرى روشن از شخصيت علمى، سياسى و اجتماعى ابن‌عباس که بتواند، دست‌کم در برخى موارد، مبناى ارزش‌گذارى روايات او‌ قرار گيرد، در مباحث ايشان امکان‌پذير نيست و خاورشناسان، اين رويکرد را به دليل اختلاف مبنا نمى‌پذيرند.

ب) خاورشناسان، بر خردسالى ابن‌عباس به هنگام وفات پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) بسيار تأکيد کرده‌اند و آن را دليلى روشن بر نادرستى روايات منتسب به او دانسته‌اند.

اما اين تحليل از روايات او، دست‌کم در بخشى از آن، در صورتى پذيرفتنى است که ما بر اين باور باشيم که ابن‌عباس تمام اين روايات را به طور مستقيم از پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) شنيده است، اين در حالي‌که ارسال روايات، يعنى نياوردن واسطه تا پيامبر (صلى الله عليه و آله)، در دور? او امرى شايع بوده و بسيارى از بزرگان تابعان نيز به داشتن مرسلات مشهورند و اين پديده، به تدريج با پخته‌تر شدن شيو? سنددهى، از بين رفته است.

ابن‌عباس هم خود در مواردى به منابع اطلاعاتي‌اش، از جمله امام على (عليه السلام)، اشاره کرده است که اين مطلب، بي‌توجهى او را به نقل واسطه‌هاى خود نمودار مى‌سازد.

اسرائيليات در روايات ابن‌ عباس

پرداختن به منابع اطلاعاتى ابن‌عباس از جمله موضوعاتى بوده است که خاورشناسان، و از جمله گلدتسيهر، بدان توجه کرده‌ اند.

گلدتسيهر در بحث خود دربار? ابن‌عباس، در کتابش مذاهب التفسير الاسلامى، بر استفاد? علمى ابن ‌عباس از عالمان يهوديُ الاصل بسيار تأکيد کرده است.

او، ابن‌عباس را شخصى معرفى مى‌ کند که از مراجعه به اهل علم، در جايى که خود ترديد داشته و آگاهى کافى نداشته، ابايى نداشته است.

او بر اين باور است که در بسيارى از موارد، عالمان يهودي‌اى که اسلام را پذيرفته‌ بودند، مانند کعب الاحبار و عبدالله بن سلام، در شمار منابع برتر ابن‌عباس بوده‌اند.

او ادعا مى‌کند که ابن‌عباس تنها در موضوعات مربوط به بني‌اسرائيل و داستانهاى گذشتگان، به اين افراد مراجعه نمى‌کرده است، بلکه از کعب، حتى در تفسير تعابيرى مانند «أمّ الکتاب» و «مرجان» نيز نظرخواهى کرده است.

گلدتسيهر چنين تحليل مى‌کند که اين عالمان يهوديُ الاصل، از مطالب ديني‌ يادشده در قرآن و سخنان پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) برداشتى دقيق‌تر داشته‌اند و بر همين اساس مدرس? ابن‌عباس نشان و اثرى از يهوديت دارد.

البته گلدتسيهر در اين تلقى خود از ابن‌عباس، بر آراى خاورشناسان پيش از خود، مانند لوت و کايتانى، تکيه کرده است ادعاى گلدتسيهر دربار? مراجع? ابن‌عباس به عالمان يهودى موجب شده است تا پاره‌اى از دانشمندان مسلمان، که پس از او به جريان‌شناسى تفسير پرداخته‌اند، تا حدى همين سخن را تکرار کنند و اسرائيليات يا نقل از اهل کتاب را از ويژگيهاى مکتب تفسيرى ابن‌عباس و مکه بدانند يا اينکه هر چند گلدتسيهر را به طور کامل نپذيرند، اما مراجعه ابن‌عباس را به عالمان يهوديُ الاصل، در مواردى درست قلمداد و آن را توجيه کنند.

در حالي‌که ابن‌عباس خود از سردمداران مبارزه با اسرائيليات‌پراکنان است؛ چنان‌که او در مقابل اظهار نظرهاى کعب الاحبار دربار? قرآن به شدت موضع گرفته و خود، بر خلاف ديدگاه مشهور اهل سنت که نقل قول از يهوديان را در غير مسائل مربوط به دين و احکام جايز مى‌دانند، رواياتى را از پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) گزارش کرده است که ايشان، مسلمانان را از هرگونه مراجعه به اهل کتاب نهى کرده‌اند.

البته گلدتسيهر نيز به اين گزارشهاى ابن‌عباس اشاره کرده، اما با تلقي‌اى که از شخصيت ابن‌عباس برساخته است، به آنها توجهى نکرده است و در واقع آنها را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ چه بسا ـ در شمار مواردى دانسته است که به او منتسب شده است.

گلدتسيهر در بررسى شخصيت ابن‌عباس، با توجه به نمونه‌هاى اندک، به نتيجه‌گيريهايى کلى پرداخته و بدون هيچ دليل روشن و معتبرى، فراوانى راويان اسرائيلى را در ميان مشايخ ابن‌عباس ادعا کرده است؛ همچنان‌که با برخورد گزينشى با اطلاعات تاريخى، آنچه را که با تئورى او سازگار درنمى‌آيد، مانند مقابل? ابن‌عباس با اسرائيليات‌پراکنان، انگاشته است.

بررسى روايات تفسيرى ابن‌عباس و مدرس? مکه نشان مى‌دهد که نمى‌توان وجود اسرائيليات را يکى از ويژگيهاى اين مدرسه دانست و اين ادعاى نااستوار که برخى از مسلمانان نيز آن را تکرار پرداخته‌اند، در سخنان گلدتسيهر، در کتاب مذاهب التفسير الاسلامى، که زودهنگام به عربى ترجمه شده است، ريشه دارد.

منبع:سايت الاهيات شيعه