بردن نام حاجت و دعا در جمع

 

باوجود اینکه خداوند از حاجات بندگانش اطلاع دارد ولی از آدب دعا این است که دعا کننده نام حاجت خور را بر زبان جاری کند. ابو عبد اللّه فرّاء از امام صادق علیه السلام روايت كرده است:«خداوند مى‏داند بنده‏اش هنگامى كه دعا مى‏كند چه مى‏خواهد ليكن دوست دارد كه حوايج به درگاهش شرح داده شود.»[1] از كعب الاحبار نقل شده كه در تورات نوشته شده است: اى موسى! من از آفريدگانم غافل نيستم ليكن دوست دارم آواز دعاى بندگانم را به فرشتگانم بشنوانم و ملائكه نگهبان تقرّب فرزندان آدم را به من ببينند، با در نظر گرفتن اين كه من آنها را در وصول به اين تقرّب توان داده و اسباب آن را برايشان فراهم ساخته ‏ام.[2]

همچنین دعا کننده دعایش را تعميم دهد. ابن قدّاح از ابى عبد اللّه علیه السلام  نقل كرده كه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «هرگاه كسى از شما دعا كند براى عموم دعا كند كه آن دعا به اجابت نزديكتر است.»[3]

اجتماع در دعا نیز از امور پسندیده است، خداوند متعال فرموده است: «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ‏»[4] یعنی با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می خواند.

ابو خالد روايت كرده كه ابو عبد اللّه علیه السلام  فرموده است: هرگاه چهل نفر مرد نزد هم اجتماع كنند و در امرى خداوند را بخوانند حقّ تعالى دعاى آنها را مستجاب مى‏ كند؛ و اگر چهل نفر نبودند و چهار نفر بودند ده بار خدا را بخوانند خداوند دعايشان را اجابت مى‏ كند؛ و چنانچه چهار نفر نباشند و يك نفر باشد چهل بار خدا را بخواند خداوند عزيز جبّار دعايش را مستجاب مى‏كند.»[5] عبد الأعلى از آن حضرت روايت مى‏كند: «هرگاه چهار گروه گرد هم آيند كه براى مطلبى به درگاه خدا دعا كنند جز اين نيست كه با اجابت آن دعا از هم جدا مى‏شوند.»[6] علىّ بن عقبه از مردى از ابى عبد اللّه علیه السلام  روايت كرده كه آن حضرت فرموده است: «هرگاه امرى پدرم را اندوهگين مى ‏ساخت زنان و كودكان را جمع مى‏ كرد، سپس دعا مى‏كرد و آنها آمين مى ‏گفتند.»[7] سكونى از آن حضرت روايت كرده است كه: «دعاكننده و آمين‏گو در ثواب شريكند.»[8]

منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، ج‏2.

[1] . كافى، ج 2، ص 476.

[2] . راه روشن؛ ترجمه المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، ج‏2، ص416.

[3] . کافی ج2، ص 487.

[4] . كهف/ 28.

[5] . كافى، ج 2، ص 487.

[6] . كافى، ج 2، ص 487.

[7] . كافى، ج 2، ص 487.

[8] . كافى، ج 2، ص 487.