فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » مستبصرین(شیعه شدگان) »

برخی از دانشمندان اهل سنت که شیعه شده اند

اشاره:
تعدادى از علما و نخبگان اهل سنت توانستند زنجیرهاى خود را شکسته و از موانع خفقان تـبـلـیـغـاتـى عـبور کنند و خود را به علوم و معارف مذهب تشیع به عنوان مـذهبى با تاریخ ، معارف و فرهنگ خاص خود رسانند وبا مطالعه آن ابرهاى تیره گمراهى از آسمان حقیقت کنار رفته با مشاهده حقانیت تشیع به این مذهب گرویدند و فریاد حق سر داده و خود را پیرو و مبلغ مکتب اهل بیت (علیهم‌السلام) اعلام کنند.
ایـن جـریـان شـامـل هزاران روشنفکر و نویسنده قدیم و معاصرمى شود که مجال ذکر اسامى همه آنها نیست و تنها به چند نمونه از میان آنان اکتفا مى کنیم :

۱.علامه شیخ محمّد مرعی، امین انطاکی

فارغ التحصیل جامع الازهر که در حلب مقام قاضى القضاه را بـه عـهـده داشته است . او داراى موقعیت علمى و اجتماعى بوده ، که خداوند متعال او را به پیروى از مـکـتـب اهـل بیت (علیهم‌السلام) هدایت نمود . او کتابى دارد به نام لماذا اخترت مذهب الشیعه که چاپ و منتشر شده است و همراه با او هزاران نفر از اهالى حلب شیعه شدند. او در عوامل و اسبابی که منجر به تمسک به مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام) شد می گوید:
اولاً: مشاهده کردم که علم به مذهب شیعه مجزی است و ذمه مکلف را به طور قطع بری می کند. بسیاری از علمای اهل سنت ـ از گذشته و حال ـ نیز به صحت آن فتوا داده اند …
ثانیاً: با دلایل قوی، برهان های قطع آور و حجت های واضع ، که مثل خورشید درخشان در وسط روز است، ثابت شد حقانیت مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام) و این که آن مذهب همان مذهبی است که شیعه آن را از اهل بیت (علیهم‌السلام) اخذ کرده و اهل بیت نیز از رسول خدا و او از جبرائیل و او از خداوند جلیل اخذ کرده است …
ثالثاً: وحی در خانه آنان نازل شد و اهل خانه از دیگران بهتر می دانند که در خانه چیست. لذا بر عاقل مدبّر است که دلیل هایی که از اهل بیت (علیهم‌السلام) رسیده رها نکرده، و نظر بیگانگان را دنبال نکنند.
رابعاً: آیات فراوانی در قرآن کریم وارد شده که دعوت به ولایت و مرجعیت دینی آنان نموده است.
خامساً: روایات فراوانی از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده که ما را به تعبد به مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام) دعوت می کند، که بسیاری از آنها را در کتاب الشیعه و حججهم فی التشیع آورده ام.

۲٫ علامه شیخ احمد امین انطاکی

او برادر شیخ محمد امین است که بعد از مطالعه کتاب المراجعات سید شرف الدین عاملی و تدبر و تفکّر در مطالب آن، از مذهب خود عدول کرده، مذهب تشیع را انتخاب نموده است. او نیز در مقدمه کتابش فی طریقی إلی التشیع می گوید: « سبب تشیع من گفتاری است از پیامبر اکرم که تمام مذاهب اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند. پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «مثل اهل بیت من همانند کشتی نوح است، هر کسی بر آن سوار شد نجات یافت هر کسی از آن سرپیچی کرد غرق شد». ملاحظه کردم که اگر از اهل بیت (علیهم‌السلام) پیروی کرده و احکام دینم را از آنان اخذ کنم بدون شک نجات یافته ام. اگر آنان را رها کرده و احکام دین خود را از غیر آنان اخذ نمایم، از گمراهان خواهم بود … ».
و نیز می فرماید: « با تمسک به مذهب جعفری، ضمیر و درونم آرامش یافت. مذهبی که در حقیقت مذهب آل بیت نبوت (علیهم‌السلام) است، که درود و سلام خدا تا روز قیامت بر آنان باد. به عقیده ام از عذاب خداوند متعال با پذیرفتن ولایت آل رسول (علیهم‌السلام) نجات یافته ام ، زیرا نجات جز با ولایت آنان نیست .

۳٫ دکتر محمد تیجانی سماوی:

او در تونس متولد شد. و بعد از گذر از ایام طفولیت ، به کشورهای غربی مسافرت نمود، تا بتواند از شخصیتهای مختلف علمی بهره مند شود. در مصر، علمای الزهر از او درخواست کردند که در آنجا بماند و طلاب الأزهر را از علم فراوان خود بهره مند سازد، ولی قبول نکرد و در عوض سفری که به عراق داشت، با مباحثات فراوان با علمای شیعه امامیه ، مذهب تشیع را انتخاب نمود و الآن در دنیا از مروجین تشیع شناخته می شود و کتابهایی را نیز در دفاع از این مذهب تألیف نموده است.
او در بخشی از کتابش می گوید:« شیعه ثابت قدم بوده و صبر کرده و به حقّ تمسک کرده است … و من از هر عالمی تقاضا دارم که با علمای شیعه مجالست کرده و با آنان بحث نماید: که به طور قطع از نزد آنان بیرون نمی آید جز آن که به مذهب آنان که همان تشیع است، بصیرت خواهد یافت … آری من جایگزینی برای مذهب سابق خود یافتم و سپاس خداوند را که مرا بر این امر هدایت نمود و اگر هدایت و عنایت او نبود، هرگز بر این امر هدایت نمی یافتم.
ستایش و سپاس خدایی را سزاست که مرا بر فرقه ناجیه راهنمایی کرد؛ فرقه ای که مدتها با زحمت فراوان در پی آن بودم. هیچ شک ندارم هر کس به ولای علی و اهل بیتش تمسک کند به ریسمان محکمی چنگ زده که گسستنی نیست. روایات پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در این مورد بسیار است، روایاتی که مورد اجماع مسلمین است. عقل نیز به تنهایی بهترین راهنما برای طالب حق است … آری، جایگزین را یافتم، و در اعتقاد به امیر المؤمنین و سید الوصیین امام علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ، به رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) اقتدا کردم و نیز در اعتقاد به دو سیّد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از این امّت امام ابو محمّد حسن زکّی و امام ابو عبدالله حسین ، و پاره تن مصطفی خلاصه نبوت، مادر امامان و معدن رسالت و کسی که خداوند عزیز به غضب او غضبناک می شود، بهترین زنان، فاطمه زهراء. به جای امام مالک، با استاد تمام امامان امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ و نه نفر از امام معصوم از ذریه حسین و امامان معصوم را برگزیدم .. ».
او بعد از ذکر حدیث « باب مدینه العلم » می گوید: « چرا در امور دین و دنیای خود از علی ـ علیه السّلام ـ تقلید نمی کنید، اگر معتقدید که او باب مدینه علم پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) است؟ چرا باب علم پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) را عمداً ترک کرده و به تقلید از ابو حنیفه و مالک شافعی و احمد بن حنبل ابن تیمیه پرداخته اید، کسانی که هرگز در علم، عمل، فضل و شرف به او نمی رسند؟
آن گاه خطاب به اهل سنت نموده می گوید:« ای اهل و عشیره من! شما را به بحث و کوشش از حقّ و رها کردن تعصّب دعوت می کنم، ما قربانیان بنی امیه و بنی عباسیم، ما قربانیان تاریخ سیاهیم. قربانی ها ی جمود و تحجر فکری هستیم که گذشتگان برای ما به ارث گذاشته اند.
او کتاب هایی در دفاع از تشیع نوشته که برخی از آنها عبارت از: ثم اهتدیت ، لأکون مع الصادقین ، فاسألوا أهل الذکر ، الشیعه هم أهل السنه ، اتقوا الله و یا قومنا أجیبوا داعی الله ، که زیر چاپ است.

۴٫ نویسنده معاصر، صائب عبد الحمید

او شخصی عراقی است که با سفر به ایران و تحقیقات فراوان، با عنایات خداوند مذهب اهل سنت را رها و تشیع را انتخاب نموده است. او در بخشی از کتاب خود می نویسد: « من اعتراف می کنم بر نفس خود که اگر رحمت پروردگار و توفیقات او مرا شامل نمی شد، به طور حتم نفس معاندم مرا به زمین میزد. این امر نزدیک بود و حتی یک بار نیز اتفاق افتاد. ولی خداوند مرا کمک نمود. با اطمینان خاطر به هوش آمدم در حالی که خود را در وسط کشتی نجات می یافتم ، مشغول به آشامیدن آب گوارا شدم و الآن با تو از سایه های بهاری آن گلها سخن می گویم.
بعد از اطلاع دوستانم از این وضع همگی مرا رها نموده به من جفا کردند. یکی از آنان که از همه داناتر بود به من گفت: آیا می دانی که چه کردی؟ گفتم: آری، تمسک کردم به مذهب امام جعفر صادق ، فرزند محمد باقر، فرزند زین العابدین، فرزند سید جوانان بهشت، فرزند سید وصیین و سیده زنان عالمیان و فرزند سید مرسلین. او گفت: چرا این گونه ما را رها کردی، و می دانی که مردم در حقّ ما حرف ها می زنند؟ گفتم: من آن چه رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرموده می گویم. گفت چه می گویی: گفتم: سخن رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) را می گویم که فرمود: من در میان شما چیزهایی قرار می دهم که با تمسک به آنها بعد از من گمراه نمی شوید: کتاب خدا و عترتم ، اهل بیتم» گفتار پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در حق اهل بیتش که فرمود: « اهل بیتم کشتی های نجات اند، که هر کس بر آن ها سوار شود، نجات یابد.» صائب عبد الحمید کتاب هایی را نیز در دفاع از اهل بیت (علیهم‌السلام) و تشیع نوشته که برخی از آنها عبارتند از: منهج فی الانتماء المذهبی و ابن تیمیه، حیاته، عقائده و تاریخ الاسلام الثقافی و السیاسی.

۵٫ استاد عبد المنعم حسن

او نیز از جمله کسانی است که با مطالعات فراوان پی به حقانیت تشیع برده، او مذهب اهل سنت را رها کرده تشیع را انتخاب می کند. او از جمله کسانی است که بدون خوف و ترس از کسی ، به طور علنی اعتراف به تشیع نموده و مردم را نیز در مصر به آن مذهب دعوت می نماید.
در بخشی از کتاب خود الخدعه ، رحلتی من السنه الی الشیعه می نویسد:« در مدتی که سنی بودم، مردم را به عقل گرایی دعوت کرده و شعار عقل را سر دادم، ولی در میان قوم خود جایگاهی نیافتم و از هر طرفی تهمت ها و شایعات علیه خود شنیدم … و من به خوبی می دانستم که کوتاه آمدن از عقل یعنی ذوب شدن در پیشینیان و در نتیجه انسان بدون هیچ شخصیتی خواهد بود که واقع را بر او روشن کند… من هرگز چیزی را بدون تحقیق و دقت نظر نمی گویم… عقل گرایی من عامل اساسی و تمایلم به سوی تشیع و خط اهل بیت (علیهم‌السلام) و اختیار مذهب آنان بود…»

۶٫ استاد معتصم سید احمد سودانی

او با مطالعات فراوان در تاریخ و حدیث، به حقانتی مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام) پی برده و با رها کردن مذهب خود، تشیع را انتخاب می کند. او در توصیف و وجه نام گذاری کتابش، بنور فاطمه اهتدیت می گوید:« هر انسانی در اندرون خود نوری را احساس می کند که راهنمای به حق است، ولی هواهای نفسانی و پیروی از گمان بر آن نور پرده می اندازد، لذا انسان نیازمند تذکر و بیداری است و فاطمه ـ علیها السّلام ـ اصل آن نور است. من آن نور را دائماً در وجود خود احساس می کنم…»
او نیز درباره نظریه عدالت صحابه می گوید: « عدالت صحابه نظریه ای است که اهل سنت در مقابل عصمت اهل بیت (علیهم‌السلام) جعل نمودند ، و چقدر بین این دو فرق است. عصمت اهل بیت (علیهم‌السلام) حقیقتی است قرآنی و پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نیز بر آن تأکید دارد و در واقع نیز تحقق پیدا کرده است. اما نظریه عدالت صحابه، مخالف قرآن کریم است. همان گونه که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نیز تصریح به خلاف آن نموده است، بلکه خود صحابه به بدعت هایی که در زمان پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نیز تصریح بر خلاف آن نموده است، بلکه خود صحابه به بدعت هایی که در زمان پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و نیز بعد از آن ایجاد کردند، اقرار نمودند.»
و نیز می فرماید: « من در وجود خود چیزی می یابم و احساس می کنم، که نمی توانم توصیفش کنم. ولی نهایت تعبیری که می توانم از آن داشته باشم این که: هر روز احساس می کنم که به جهت تمسک به ولای اهل بیت (علیهم‌السلام) در خود قرب بیشتری به خداوند متعال پیدا کرده ام، و هر چه در کلمات آنان بیشتر تدبر می کنم معرفت و یقینم به دین بیشتر می شود. معتقدم اگر تشیع نبود، از اسلام خبری نبود. و هر گاه در صدد تطبیق و پیاده کردن تعلیمات اهل بیت (علیهم‌السلام) در خود بر می آیم، لذت ایمان و لطافت یقین را در خود احساس می کنم. و هنگامی که دعاهای مبارکی را که از طریق اهل بیت (علیهم‌السلام) رسیده و در هیچ مذهبی یافت نمی شود، قرائت می کنم، شیرینی مناجات پروردگار را می چشم…»

۷٫ وکیل مشهور مصری، دمرداش عقالی

او از شخصیت های مشهور و بارز مصری است که در شغل وکالت مدت هاست فعالیت می کند. هنگام تحقیق در یک مسئله فقهی و مقایسه آرا در آن مسئله ، فقه و استنباط های شیعه امامیه را از دیگر مذاهب فقهی قوی تر می یابد و همین مسئله فاصله دارد تشیع را در دلش روشن می گرداند، تا این که حادثه ای عجیب سر نوشت او را به کلی عوض کرده و او را مفتخر به ورود در مذهب تشیع می نماید و آن ، این بود که: وقتی گروهی از حجّاج ایرانی همراه با حدود بیش از بیست کارتن کتاب اعتقادی وارد عربستان می شوند. تمام کتاب ها از طرف حکومت مصادره می شود. سفیر ایران در زمان شاه، موضوع را با ملک فیصل در میان می گذارد . او نیز به وزارت کشور عربستان می نویسد تا به موضع رسیدگی کنند. وزیر کشور دستور می دهد که تمام کتا بها را بررسی کرده، اگر مشکلی ندارد آن را به صاحبش برگردانند. در آن زمان « دمرداش عقالی » در حجاز به سر می برد، از او خواستند که این کتاب ها را بررسی کند و در نهایت رأی و نظر قانونی خود را بدهد. او با مطالعه این کتاب ها به حقانیّت تشیع پی می برد و از همان موقع قدم در راه اهل بیت (علیهم‌السلام) می گذارد…»

۸٫ علامه دکتر محمد حسن شحّاته

او نیز که استاد سابق دانشگاه ازهر است پس از مطالعات فراوان در رابطه با شیعه امامیه پی به حقانیت این فرقه برده و در سفری که به ایران داشت در سخنرانی خود برای مردم اهواز می گوید:
« عشق به امام حسین ـ علیه السّلام ـ سبب شد که از تمامی موقعیت هایی که داشتم دست بردارم.» و در قسمتی دیگر ازسخنانش می گوید: « اگر از من سؤال کنند: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را در شرق یا غرب می توان یافت؟ من جواب می دهم که امام را می توان در درون قلب من دید و خداوند توفیق تشرف به ساحت امام حسین ـ علیه السّلام ـ را به من داده است.»
وی در ادامه می گوید: « ۵۰ سال است که شیفته امام علی ـ علیه السّلام ـ شده ام و سالهاست که هاله ای از طواف پیرامون ولایت امام علی ـ علیه السّلام ـ در خود می بینم.»

۹٫ عالم فلسطینی شیخ محمد عبد العال

او کسی است که بعد از مدت ها تحقیق در مذهب تشیع، پی به حقانیّت آن برده، و به اهل بیت (علیهم‌السلام) اقتدا نموده است. در مصاحبه ای می گوید: « … از مهم ترین کتاب هایی که قرائت کردم کتاب المراجعات بود، که چیزی بر ایمان من نیفزود و تنها بر معلوماتم اضافه شد. تنها حادثه ای که مطلب را نهایی کرده و مرا راه ولایت اهل بیت (علیهم‌السلام) رهنمود ساخت . این بود که: روزی در پیاده رو، رو به روی مغازه یکی از اقوامم نشسته بودم، مغازه ای کوچک بود. شنیدیم که آن شخص به یک نفر از نوه های خود امر می کند که به جای او در مغازه بنشیند، تا نماز عصر را به جای آورد. من به فکر فرو رفتم، که چگونه یک نفر مغازه خود را رها نمی کند تا به نماز بایستد، مگر آن کسی را به جای خود قرار دهد که بتواند حافظ اموالش باشد، حال چگونه ممکن است که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) یک امتی را بدون امام و جانشین رها کند!! به خدا سوگند که هرگز چنین نخواهد بود…
هنگامی که از او سؤال شد که آیا الآن که در شهر غربت لبنان به سر می بری احساس وحشت و تنهایی نمی کنی؟ او در جواب می گوید: « به رغم این که عوارض و لوازم تنهایی زیاد و شکننده است، ولی در من هیچ اثری نگذاشته و هرگز آنها را احساس نمی کنم؛ زیرا در قلبم کلام امیر المؤمنین را حفظ کرده ام که فرمود: « ای مردم هیچ گاه از راه حق به جهت کمی اهلش وحشت نکنید.»
او نیز می گوید:«مردم به خودی خود به دین اهل بیت (علیهم‌السلام) روی خواهند آورد، زیرا دین فطرت است، ولی چه کنیم که این دین در زیر چکمه های حکومت ها قرار گرفته است.»
و نیز در پاسخ این سؤال که آیا ولایت احتیاج به بیّنه و دلیل دارد می گوید:« ما معتقدیم که هر چیزی احتیاج به دلیل دارد مگر ولایت اهل بیت (علیهم‌السلام) ، که دلیل محتاج به آن است…»
و نیز می گوید: « هر کسی که دور کعبه طواف می کند ـ دانسته یا ندانسته، جبری باشد یا اختیاری یا امر بین الامری ـ در حقیقت به دور ولایت طواف می کند، زیرا کعبه مظهر است و مولود آن ، جوهر، و هر کسی که برگرد مظهر طواف می کند در حقیقت به دور جوهر طواف می کند. »

۱۰٫ مجاهد و رهبر فلسطینی محمد شحّاده

او کسی است که هنگام گذراندن محکومیّت خود در زندان های اسرائیل با بحث های فراوانی که با شیعیان لبنانی در بند زندان های اسرائیل داشت پی به حقانیت شیعه برد و با انتخاب تشیع و مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام) از دعوت کنندگان صریح و علنی مردم فلسطین به اهل بیت (علیهم‌السلام) است. اینک قسمت هایی از مصاحبه ای را که با او انجام گرفته نقل می نماییم:« بازگشت فلسطین به محمد و علی است.» « من آزاد مردان عالم را به اقتدا و پیروی از امام و پیشوای آزاد مردان حسین ـ علیه السّلام ـ دعوت می کنم.»
و نیز می فرماید:« من هم دردی فراوانی با مظلومیت اهل بیت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) دارم و احساسم این است که علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ حقاً مظلوم بود و این احساس به مظلومیت آن حضرت ـ علیه السّلام ـ در من عمیق تر و ریشه دار تر شده ، هر گاه که ظلم اشغالگری در فلسطین بیشتر شود.
جهل من به تشیع عامل این بود که در گذشته در تسنّن باقی بمانم. و امیدوارم که من آخرین کسی نباشم که می گویم: « ثم اهتدیت»؛ آنگاه هدایت شدم. « رجوع من به تشیع هیچ ربطی به مسئله سیاسی ندارد که ما را احاطه کرده است. من همانند بقیه مسلمانان افتخار ها و پیروزی هایی را که مقاومت در جنوب لبنان پدید آورد در خود احساس می کنم، که در درجه اول آن را « حزب الله» پدید آورد. ولی این بدان معنا نیست که عامل اساسی در ورود من در تشیع مسائل سیاسی بوده است، بلکه در برگرفتن عقیده اهل بیت (علیهم‌السلام) از حانب من، در نتیجه پذیرش باطنی من بوده و تحت تأثیر هیچ چیز دیگری نبوده است. راه اهل بیت (علیهم‌السلام) راه حق است که من به آن تمسک کرده ام». « تشیع من عقیدتی است نه سیاسی». « زود است که در نشر مذهب امامی در فلسطین بکوشم و از خداوند می خواهم که مرا در این امر کمک نماید».
« امام قائم آل بیت نبوت ـ علیه السّلام ـ برای ما برکت ها و فیض های دارد که موجب تحرک مردم فلسطین است. و در ما جنب و جوشی دائمی ایجاد کرده، که نصرت و پیروزی را در مقابل خود مشاهده می کنیم و فرج او را نزدیک می بینیم ان شاء الله و من با او از راه باطن ارتباط دارم و با او نجوا می کنم و از او می خواهم که ما را در این موقعیت حساس مورد توجه خود قرار دهد».
« آزاد مردان عالم خصوصاً مسلمانان با اختلاف مذاهب را نصیحت می کنم که قیام حسین ـ علیه السّلام ـ و نهضت او بر ضد ظلم را سرمشق خود قرار داده و هرگز سکوت بر ظلمی را که آمریکا، شیطان بزرگ و اسرائیل آن غده سرطانی که در کشورهای اسلامی رشد کرده، رو اندازد».
من در کنفرانس ها و جلساتی که در فلسطین تشکیل می شود و مرا برای سخنرانی دعوت می کنند، در حضور هزاران نفر، تمام کلمات و سخنان خود را بر محور مواقف و سیره اهل بیت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) قرار می دهم که این سخنان سهم به سزایی در تغییر وضع موجود در جامعه فلسطین رابطه با اهل بیت (علیهم‌السلام) داشته، و این روش را ادامه می دهم تا این که مردم قدر آنان را بدانند و با اقتدا به آنان به اذن مشیت خداوند به پیروزی برسند…».
زود است که با مشیّت خداوند با گروهی از برادران مؤمنم مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام) را در فلسطین منتشر خواهیم کرد تا این که زمینه ساز ظهور مهدی آل محمد عجل الله تعالی و فرجه الشریف گردد.»
هنگامی که رئیس علمای ازهر مصر به طور صریح به جهت نشر تشیع و دفاع از آن، او را مورد هجوم قرار داد، در جواب فرمود:« من تنها ( این را ) می گویم: بار خدایا قوم مرا هدایت کن، که آنان نمی دانند … » سپس می گوید: « من مردود کلامی را که به زبان جاری کرد: که جهل و نادانی من نسبت به مذهب شیعه باعث شد که وارد تشیع شوم و تنها بر این نکته تأکید می کنم که در حقیقت این جهل به تشیع بود که مرا در مذهب تسنّن تا به حال باقی گذارد، تا الآن که به حقانیّت آن اعتراف می کنم.»

۱۱٫ طبیب فلسطینی اسعد وحید قاسم

او نیز بعد از مطالعات بسیار در رابطه با شیعه، تشیع را انتخاب نمود و از راه های مختلف در صدد اثبات حقانیت و نشر تشیع بر آمد و در این راه سعی و کوشش فراوان نمود. در مصاحبه ای که با او انجام گرفته می گوید:« به عقیده من تشیع همان اسلام است و اسلام نیز همان تشیع.»او نیز تألیفاتی در دفاع از مذهب تشیع دارد که از آن جمله می توان به ازمه الخلافه و الامامه و آثارها المعاصره اشاره کرد.

۱۲.نویسنده اهل سوریه سید یاسین معیوف البدرى

که کتابى به نام یا لیت قومى یعلمون (ایکاش قوم من می دانستند) منتشر نموده است .

۱۳.مـحـدث جـلیل القدر ابو النضر محمد بن مسعود بن عیاش

معروف به عیاشى ، او قبل از شیعه شـدن ، از بـزرگـان عـلـمـاى اهـل سـنـت بوده ، واکنون از بزرگان علماى شیعه امامیه است ، او تفسیرى ماثور به نام تفسیر عیاشى دارد.

۱۴. شـیخ سلیم بشرى

که از علماى اهل سنت وجماعت بوده ودوبارریاست جامع شریف الازهر را بـه عـهـده گـرفـتـه اسـت ، میان او و عبدالحسین شرف الدین که از علماى شیعه است مناظراتى مـتـعـدد در گـرفت که در کتابى به نام المراجعات جمع آورى شده و این مناظرات فقهى سبب تشیع شیخ سلیم بشرى گشت .
او در اولین مناظره اعلام کرد که متعصب نبوده و مى گوید: من تنها جوینده یک گمشده و خواهان یک حقیقت مى باشم ، پس اگر حق آشکار شد، مسلما پیروى از حق سزاواتر است ، و اگر نشد من مانند گوینده این بیتم : نحن بما عندنا وانت بما عندک راض والراى مختلف
(هر یک از ما و شما به آنچه دارد راضى است ، هر چند که آراء مختلف باشد).
ایـن مناظرات بیانگر دانش ، بزرگوارى ، اخلاق و حقیقت جویى دو طرف بوده و در پایان مناظرات شیخ سلیم بشرى اعلام مى دارد: پـوشـیـده هـا نـمـایان ، حقیقت از مخفى گاه خود ظاهر و روشنایى صبح براى هر بینائى پدیدار گـشـت ، خدا را شکر مى کنم که ما را به دین خود هدایت و توفیق عمل در راه خود را به ما عنایت نمود و صلوات و سلام خدا بر پیامبر و آل او باد.

۱۵. شیخ محمود ابوریه

دانشمند و نویسنده مصرى ، که داراى کتابها و نوآورى هاى فراوانى است ، از جمله : اضواء على السنه المحمدیه و کتاب ابوهریره شیخ المضیره

۱۶. احمد حسین یعقوب

با خواندن ماجرای کربلا اشک از چشمان احمد حسین جاری شد و انقلابی عاطفی در وی پدید آمد و این آغازی بود برای کنکاش فکری و مطالعات عمیق و دقیق کتاب ها وی منابع گوناگون را یکی پس از دیگری مو شکافانه قرائت، بررسی و تحلیل نمود و پس از طی سیر و سلوک فکری خویش و دریافت حقیقت با خدای خویش پیمان بست که تا آخرین لحظات حیات خود جایگاه اهل بیت علیهم السلام را پاس داشته و دیگران را به حقیقتی که او بدان دست یافته بود رهنمون باشد و به راستی تا پایان بر این پیمان وفادار باقی ماند. اوکتابهاى النظام الـسـیـاسـى فـی الاسـلام ، نـظـریه عداله الصحابه و الخط السیاسیه لتوحید الامه الاسلامیه را به نگارش در آورده است .

۱۷. نویسنده و خبرنگار سید ادریس حسینى

از مغرب عربى ، داراى کتابهاى لقد شیعنى الحسین ، الخلافه المغتصبه وهکذا عرفت الشیعه

۱۸. سـعید ایوب

داراى کتاب عقیده المسیح الدجال ، او در اول کتابش مى گوید: خود را هنگام تحقیق دیدم ، که چگونه سعى مى کنم حقایق را از زیر آوار بیرون آورده ، تا حقیقت در برابر چشم ها وعـقـل ها آشکار گردد .
این آوار توسط اساتید حقپوش ، در طول تاریخ انسانیت بوجود آمده است ! هـنـگـامى که تبر را به دست گرفته تا دریچه هاى گمراهى را از میان بردارم ، وسایل کافى براى انجام این کار در اختیار داشتم
او کتاب معالم الفتن را در دو جلد نوشته است .

۱۹.نویسنده مصرى صالح الوردانى

داراى کتابهاى : الخدعه رحلتى من السنه الى الشیعه حرکه اهـل الـبـیـت (علیهم‌السلام) الـشیعه فی مصرعقائد السنه وعقائد الشیعه التقارب والتباعد السیف والسیاسه واهل السنه شعب اللّه المختار دفاع عن الرسول

۲۰. شیخ عبداللّه ناصر از کنیا

او شیعه شد پس از آنکه از بزرگان شیوخ وهابیت بود، ایشان چـنـدیـن کـتـاب در ایـن زمینه نوشته است مانند: الشیعه والقرآن ، الشیعه والحدیث ، الشیعه والصحابه ، الشیعه والتقیه والشیعه والامامه .

۲۱. محمد عبدالحفیظ نویسنده مصرى

مولف کتاب لماذا اناجعفرى

۲۲. دانـشمند ، سخنور و مرد بحث و مناظره جناب سید على بدرى

او پس از شیعه شدن ، خدمت بزرگى در نشر مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)نموده است ، او به دور جهان گشته و مناظره هاى متعددى بر پـاکـرده اسـت ، وبـه دنبال آن کتاب بزرگى تحت عنوان احسن المواهب فی حقائق المذاهب را نوشته که بزودى به چاپ مى رسد.

۲۳. دکتر عصام العماد

شیعه شدنش را هدیه‌ی آسمانی برشمرد و گفت: من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصیل بودم و با خود در این اندیشه بودم که پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علی و امام حسین (ع) و دیگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌ای موج می‌زند و کهنه نشده است و از طرف دیگر نقدهای شدید نسبت به امام علی (ع) و امام حسین(ع) را در مجالس علمی عربستان مشاهده می‌کردم و می‌دیدم ظلم‌های یزد و معاویه توجیه می‌شود ولی به راحتی امامان شیعه نقد می‌شوند.

۲۴. عبدالمجید محمد فارغ التحصیل دانشگاه الازهر مصر

او در مورد علت شیعه شدنش می گوید: دلایل متعددى وجود دارد و فردى که به دنبال حقیقت است، باید کتاب‌هاى اصیل تاریخى از قبیل تاریخ طبرى، الکامل ابن اثیر، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید و محمد عبدُه و… را که به وسیله بزرگان اهل تسنن نوشته شده است، مطالعه کند. علاوه بر این یک دلیل بسیار ساده وجود دارد و آن این است که در زبان عربى مى‌گویند: «اهل البیت أدرى بما فى البیت؛ اهل خانه به آن چه در خانه است آگاه‌ترند.» چنان که صاحب خانه بهتر مى‌داند وسایل و ظروف خانه در کجا قرار دارد؛ اهل بیت نبوت«ع» هم به مسائل و احکام دین آگاه‌ترند؛ البته علماى دیگر هم مسائلى را مى‌دانند؛ ولى همانند اهل بیت«ع» آگاهى ندارند. دلایل بسیارى دارد که در این مجال کوتاه نمى‌گنجد.

۲۵. محمد سعید دحدوح

از دانشمندان و امام جمعه و جماعت اهل سنت‌حلب بود و پس از خواندن الغدیر با پدرش محمد بشیر و فرزندانشان و به گفته خودش بزرگان شهرستان حلب علنا شیعه شده و از مروجین مذهب شیعه جعفری شدند.
لازم به ذکر است که حقانیت تشیع باعث گرایش تعداد فراوان از پیروان اهل سنّت و سایر ادیان به این مذهب گردیده و انسانهای پاک نهاد و حقیقت گرا؛ پس از درک حقانیّت شیعه، پیرو این مکتب پویا و مقدس می شوند. و همین عالمان که نام برده شدند با تالیفات خود میلیونها نفر را شیعه کرده اند.
آن چه در این مختصر آورده شد، تنها به عنوان نمونه مطرح گردید.
منبع: پایگاه غدیر خم