براى فرزندان خود چه نامى بگذاريم؟

قالَ رَسول الله (صلی الله علیه و آله) :

اِنَّ اَوَّلَ ما يَنحَلُ اَحَدُکَم ولَدهُ الاسِمُ الحَسَن .

پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند :

اولين بخشش و عنايت شما به فرزندانتان، انتخاب نام نيکو مى باشد.

( کافى ، ج ۶ . وسائل ج۱۵ ، ص ۱۱۵ )

نامگذارى پديده ها و موجودات در عالم آفرينش ، از همان نخستين رابطه هاى انسان با جهان آغاز شده است. احتمالاً اين نامگذاريها ابتدا مبتنى بر اصوات و آواهاى طبيعى بوده است؛ مانند :

شُرشُر (صداى آب) ، قورباغه (که هجاى اول صداى حيوان است) ، جيرجيرک و غيره.

در ميان اقوام و ملل گوناگون در طول تاريخ ، نامها و عنوانها بر گرفته از نام پديده ها ، اسطوره ها و الهه ها و سپس چهره ها و شخصيت هاى برجسته ى قبيله و ملت بوده است. در ايران باستان نام ستارگان ، ناهيد يا آناهيتا (زهره) ، ماه ، خورشيد ، فصول و ماههاى سال مانند :

بهار ، مهر ، آذر ، و گلها و درختها مانند : سوسن ، سرو و گاه به صورت ترکيبى : مهرنوش ، مهرداد و گلناز و … براى تسميه به کار مى رفت.

در فرهنگ برخى جامعه ها ، نامها براساس ويژگى موجودات و گاه متفاوت با جامعه هاى ديگر بوده است ؛ به همين دليل در يک فرهنگ ، داراى بار مثبت و در فرهنگ ديگر ، داراى بار منفى بوده است. احمد بن هيثم از حضرت امام رضا (ع) سئوال کرد که چرا اعراب فرزندان خود را کلب (سگ) ،فَهد (يوز) و نَمر (پلنگ) و مانند آن نامگذارى مى کردند؟ حضرت در پاسخ فرمود : عربها مردان رزم  و نبرد بودند و اين نامها را بر فرزندان خويش مى نهادند تا در صحنه ى جنگ با صدا زدن آنها ، دل دشمن را از هراس و ترس لبريز کنند.

نامها در تکوين شخصيت انسان تأثيرى شگرف و انکار ناپذير دارند. نام نيکو مى تواند انگيزه ى نيکوکارى و گرايش به سمت الگوهاى مطلوب را در فرد ايجاد کند و نام گذارى هاى تحقير آميز و نکوهيده ممکن است منجر به گرايشهاى منفى ، انزوا ، انتقام و پرخاشگرى شود.

اسلام و نامگذارى

قال على (ع) :

وَ حَقُّ الوَلِدِ اَن يُحسِنَ اِسمِهُ و يُحسِنَ اَدَبَهُ و يُعَلِّمَهُ القُرانَ

امام على (ع) فرمود :

و حق فرزند بر پدر اين است که نام نيکو براى او برگزيند و ادبش را نيکو سازد و قرآن به او بياموزد.

اسلام به عنوان هاى پسنديده و نامهاى خجسته و مناسب در نامگذارى ها توصيه فرموده است. پروردگار متعال در سوره حجرات از به کارگيرى القاب ناپسند نهى فرموده و نام و عنوان ناپسند دادن را نتيجه سقوط اخلاقى و تباهى درونى دانسته است.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در برخورد با افراد ، نام ها و کنيه هاى جاهليت را تغيير مى دادند. عمر دخترى داشت که ” عاصيه ” (يعنى گناهکار) صدايش مى زدند. پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) او را جميله (زيبا) نامگذارى فرمودند. امام صادق (ع) مى فرمايد :

رسول خدا نام ناشايسته ى مردان و شهرها را تغيير مى دادند.

در سيره و رفتار پيشوايان نيز همواره به کاربرد نام و کنيه ى مناسب سفارش شده است . چه بسا پدران و مادرانى که هنگام اظهار محبت به فرزندانشان نامهايى نامناسب و زشت به آنها مى دادند، ائمه بزرگوار آنها را از اين کار باز مى داشتند و سفارش به نام نيکو نهادن مى کردند. در مجمع البحرين از معصوم (ع) نقل شده است که فرمودند :

“ حَقُّ المؤمِن عَلى اَخيهِ اَن يُسميه بِاَحَبَّ اَسمائه “ يعنى حق مؤمن بر برادرش اين است که او را به بهترين نام ها و زيباترين کنيه ها نامگذارى کند.” به همين دليل رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود :

“ کسى که چهار فرزند بياورد و هيچ کدام را به اسم من نامگذارى نکند، به من جفا کرده است. “

پس نام ، بر اثر تکرار و القا در شکل گيرى شخصيت و رفتار انسان تأثير شگرفى دارد و چه بسا نام و عنوان بر يک شخص ، شهر ، ملت ، کوچه و خيابان به نوعى همسان سازى منجر شود.

روان شناسى و نام

نام ، يکى از نمودارهاى شخصيت و استقلال فرد است. تحقيقات نشان مى دهد که کودکان از حدود دو تا سه سالگى نام خود را تشخيص مى دهند. در اين دوران ، کودک از خود به عنوان يک شخص منفرد و جداگانه سخن مى گويد و در استعمال کلمات “ من ، به من ، مال من “ راه افراط مى پيمايد. نام ، براى به دست آوردن هويت و شخصيت ، نقش تعيين کننده اى را ايفا مى کند . نام ، يک کودک را از کودکان ديگرمتمايز مى سازد و جنس او را نشان مى دهد؛ به همين دليل کودکان چندان ميل ندارند نامى داشته باشند که بين دختر و پسر مشترک است. حدود صد سال پيش آزمايش هوشى توسط بينه سيمون صورت گرفت و در آن به نتيجه رسيد که پاسخ کودک به نام خود ( يعنى اعلام هويت ) از نخستين عکس العملهاى او است.

نام و نقش هاى اجتماعى

در تحليلى که “ اينياس ميرسون “ فيلسوف فرانسوى درباره ى وظيفه اجتماعى نام کرده ،  اهميت آن را در جوامع باستانى نشان داده است. او اين نکته را تذکر مى دهد که در يونان وقتى نام يکى از اجداد کودک به وى داده مى شد، گويى به حيات نياى او نوعى دوام و استمرار بخشيده مى شد و يا اينکه کودک به صورت نياى خودش در مى آمد. در جامعه شرقى به ويژه درکشورهاى عربى ، همواره نام فرزند و پدر با هم ، هويت شخص را تشکيل مى دهد و در جامعه سنتى ايرانى عمدتاً نام اجداد ( به خصوص در ميان سادات ) همواره در حال انتقال به نسل هاى بعدى است. گرچه پس از انقلاب اسلامى گرايش به سمت نامگذاريهاى اصيل با بهره گيرى از الگوهاى اعتقادى گسترش يافت ، اما مع الاسف در نامگذارى هاى اصيل سال هاى اخير دوباره گرايش هاى متأثر از عرب گرايى يا گونه اى “ تجدد گرايى “ متداول شده ونام هاى بى ريشه که گاه پدر و مادر به معناى آن نيز واقف نيستند ، به کار گرفته مى شود که اين خود واپس گرايى هاى ارزش سوز برخى افراد در جامعه ى ماست.

اگر قول “ هانرى والون “ روان شناس مشهور را به درستى در يابيم که مى گويد “ “ کودک به تدريج و خاصه از طريق تمرينات و بازيها موفق به تشخيص شخصيت و هويت خويش مى شود و خود را از آنچه به او تعلق ندارد ، فرق مى گذارد و نام او عمده ترين واژه اى است که گوشش را مى نوازد” ، تأثير نام و انديشيدن کودک به نامش را مى توانيم ، دريابيم. درکلاس و مدرسه وقتى معلم به حضور و غياب مى پردازد ، گاه يک خطاى تلفظى يا نيم لبخندى در بيان نام دانش آموزان ، اسباب تفريح و تفنن و دستاويزى براى بچه هاى کنجکاو و بازيگوش و زمينه ساز انزوا و تحقير يک دانش آموز مى شود. اجتناب معلم و مدير و ساير عناصر مدرسه از به کار بردن  القاب و نامگذارى هاى نابجا ، نکته اى مهم و اساسى در تربيت است و رعايت همين مسئله اساسى توسط والدين و خانواده ها ضرورتى اجتناب ناپذير است . شايد به همين دليل باشد که در ميان روايات اسلامى ، نخستين وظيفه ى پدر و مادر “ نام نيکو بر فرزند نهادن “ معرفى شده است . خوشبختانه غناى فرهنگى اسلام و وجود الگوهاى بزرگ و ارزنده زن و مرد در تاريخ اسلام ، مجال و ميدان فراخى براى انتخاب نام هاى نيکو و زيباست .

چه نامى را انتخاب کنيم؟

روح کنجکاو انسان سرانجام او را به انديشيدن درباره ى نام و وجه تسميه ى خويش مى کشاند. از پدر و مادر ، معلم و دوستان مى پرسد و يا با جستجو در فرهنگ لغات در پى يافتن مفهوم دقيق نام و عنوان خويش بر مى آيد. شعف و رضايت و احساس غرور و آرامش را در چهره ى آنانى که به معناى نام خويش دست مى يابند و به گستره ى معنايى و ارزش عنوانى خويش پى مى برند، مى توان يافت. در کلاس درس ، وقتى معلم به توضيح نام دانش آموز مى پردازد ، انتظار ، تمرکز و توجه عميق را در نگاه وى مى توان مشاهده کرد.

راستى اگر نام او چنگيز ، تيمور ، اسکندر و … باشد ، پس از شناخت اين چهره ها چه احساسى به او دست مى دهد؟ وقتى دانش آموز در تاريخ با جنايات هولناک و قساوت تيمور و تجاوز گرى و غارت سپاه اسکندر آشنا مى شود ، چه احساسى نسبت به پدر و مادر خواهد داشت ؟

حتماً در کلاس درس ديده ايد، وقتى درباره ى آن شخص تاريخى سخن مى گويند ، نگاه همه ى دانش آموزان به سمت دانش آموزى که داراى نام يا فاميل چنين شخصى است ، بر مى گردد و اگر آن چهره منفور باشد بر روح لطيف کودک در پى آن نگاهها و احياناً تمسخرها ، چه اثرى خواهد گذاشت؟ ناصر خسرو مى گويد :

نامى نکو گزين که بدان چون بخوانمت

در دلت شادى آيد و در جانت خرمى

معمولا ً نام هاى غريب و کم کاربرد بيشتر در معرض پرسش و کنجکاوى ديگران قرار مى گيرد و امروزه متأسفانه برخى از پدران و مادران به جاى انديشيدن به بار ارزشى و تأثير روانى آن در آينده ، به نادر بودن ، تازه بودن و استثنايى بودن آن ! مى انديشند ، گاه ديده مى شود که پدر  و مادر از اينکه در ميان همسالان “ همنام “ فرزندشان نيست با تفاخر و غرور ياد مى کنند، در حالى که ممکن است همين نام ، احياناً در تقليدهاى سطحى انديشانه نيز فراوان و عادى شود. پدر  و مادرها عمدتاً در نامگذارى فرزندان خويش خيلى دير تصميم مى گيرند و اگر قبل از تولد نيز از نامگذارى سخن به ميان آيد ، چندان جدى و قطعى نيست. همين بى برنامگى باعث مى شود که پس از تولد فرزند ، هرکس اعمال سليقه کند و چه بسا ناخواسته نامى نامقبول و تحميلى بر فرزند نهاده شود.

دستورات اسلام براى نامگذارى فرزند

در فرهنگ مقدس اسلام دستور اين است که پيش از تولد فرزند ( دوران تکوين جنين و دميدن روح در کودک ) بهتر است پدر و مادر تصميم بگيرند و براى فرزند ، چه دختر و چه پسر ، نامى تعيين نمايند. امام على (ع) مى فرمايد: “ فرزند خويش را پيش از تولد نامگذارى کنيد. هرگاه نمى دانيد پسر است يا دختر ، آنان را به تناسب مرد و زن بودن ، نامگذارى کنيد چرا که مردم در هنگامه ى قيامت به نام هاى خويش خوانده مى شوند و فرزندى که سقط شده باشد و نامى براى او تعيين نکرده باشند ، در روز قيامت از پدر مؤاخذه خواهد کرد.”

در فقه الرضا توصيه شده است:

“ هرگاه پيش از تولد نامى براى فرزند تعيين نکرده ايد ، حتماً تا روز هفتم نامى مناسب انتخاب کنيد.”

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نام هايى زيبا و با مسّمى همچون حسن (ع) و حسين (ع) را انتخاب فرمودند و حتى جنين حضرت زهرا ( س ) را پيش از ولادت “ محسن “ ناميدند. از نظر گاه روانى ، نامگذارى پس از تولد عمدتاً مبتنى بر احساسات ، آن هم احساسى متناسب با نوزادى لطيف و ظريف است و به همين دليل ممکن است نامى خوش آوا ، اما رقيق و کم محتوا و يا بدون انديشه به فرداى کودک و بزرگسالى او انتخاب شود. تکيه بر زيبايى “ لفظ “ به ويژه در سال هاى اخير رايج شده است. در يکى از مدارس در پرسش از سى مادر ، تنها هفت مادر با معنى نام فرزندشان و يا شخصيتى که نامش را بر فرزند خويش نهاده بودند ، آشنايى داشتند. آروين ، آتوسا ، پوپک ، بيوک ، پرمون ، سالومه ، سميرا ، شيده ، مانا ، مونا ، از جمله نامهايى بوده و هستند که پدران و مادران به خوش آهنگى و روانى آنها توجه دارند ، نه معنا و احياناً معادل چهره ى تاريخى آنها.

امام محمد باقر (ع) فرمودند:

“راست ترين نامها نامى است که دلالت بر بندگى خدا کند ؛ مانند عبدالله و بهترين نامها نام پيامبران است.”

حضرت امام خمينى (ره)  نيز در ديدار و ملاقات افرادى که از حضرتش تقاضاى نامگذارى فرزندشان را داشتند ، عبدالله و فاطمه و زهرا و … را پيشنهاد مى کردند . ايشان در رساله عمليه مى فرمايند:

“ فقر و بينوايى داخل خانه اى نمى شود که در آن خانه محمد يا احمد يا على و يا حسين و يا جعفر و طالب و عبدالله و فاطمه باشد.”

نامها اگر برگرفته از چهره هايى باشند که در تاريخ به بزرگ منشى و نيکى از آنان ياد  مى شود، کودک بعدها در انطباق با نام خويش هويتى مطلوب و ارزشمند مى يابد. گاه يک چهره ى مقطعى ، نام يک ستاره ى سينما يا ورزشکار، عنوان و نام فرزندى مى شود که چندى بعد در ذهنها فراموش مى شود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: “ حق فرزند بر پدر اين است که نام او را نيک ، جاى او را نيک و ادب او را نيک کند.”

در دستورات رسول اکرم ( ص ) ، بهترين نام ها، عبدالله و عبدالرحمن است و نام هايى همچون حبيب ، مؤمن ، امين ، جميل ، سعد ، مسعود ، صابر ، صديق ، مهدى ، هادى ، مرتضى ، عيسى ، مجتبى ، صادق ، موسى ، سعيد ، مسلم ، داوود ، طاهره ، طيّب ، صالح ، فضل الله ، جلال ، جمال ، رضا ، راضى ، رضيّ ، تقى ، جواد ، هاشم ، مصطفى و … براى پسران پيشنهاد شده است، و نيز توصيه شده است؛ اسامى دختران را فاطمه ، مريم ، سوسن ، زهره ، زکيه ، زهرا ، عذرا ، ريحانه ، صديقه ، طيّبه ، آمنه ، طاهره ، خديجه ، آسيه ، راضيه ، رضيّه ، مرضيه ، معصومه ، مبارکه ، جمليه ، حليمه ، حميده ، نرجس ، محدثـّه ، ساره ، منصوره ، مليحه ، فريده ، وجيهه، عاتکه ، عاليه ، صفيه ، حورا ، زينب ، عصمت ، عفت ، عزّت ، کبرى ، رحيمه ، ناعمه ، شهربانو ، و کلثوم و … انتخاب کنند.

ائمه (ع) گاه انتخاب نام را نوعى مبارزه و پاسدارى از حريم ارزشها مى دانستند .امام سجاد (ع) در پاسخ يزيد که گفت چرا پدرت همه ى فرزندانش را “ على “ نامگذارى کرده است ؟ فرمود : اگر پدرم هزار فرزند پسر مى داشت همه را “ على “ نام مى نهاد و اين در شرايطى است که نظام اموى در صدد محو نام على (ع) بود.

نکته قابل طرح در اين زمينه ، نحوه ى خطاب و صدازدن نامهاست . گاه براى سهولت در ناميدن و يا از سر تفنّن و تسامح ، نامها را ابتر و ناقص صدا مى زنند.

مثلاً ابراهيم را “ ابى “ و اسماعيل را “ اسى “ و فاطمه را “ فاطى “ خطاب مى کنند که اين شيوه پسنديده و مناسب نيست.

انتخاب نام مناسب براى فرزندان ، شناسنامه فرهنگى – اعتقادى پدر و مادر است. نام نيکوى فرزند گواه سليقه ى سالم خانواده و دور انديشى و سلامت و حسن انتخاب آنان است.

منبع : خانواده مطهر