بدعت-سفر-به-سوی-زیارت

بدعت سفر به سوی زیارت

شبهه

وهابی­ها سفر برای زیارت قبور را بدعت دانسته و زیارت قبور را عبادت غیر خدا پنداشته و برای این امر به آیه «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَۀ رَبِّهِ أَحَدا» استدلال کرده اند.[۱]

پاسخ شبهه

سفر برای زیارت قبور از اسمش پیدا است که عبادت نیست بلکه سفر است و این سفر برای مقاصد و اغراض مختلف انجام می‌شود. بنابراین سفر به خودی خود نه عبادت خدا است و نه عبادت غیر خدا. اگر سفر به قصد زیارت قبر رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- و یا سایر قبور انجام شود باز هم این سفر تبدیل به عبادت غیر خدا نمی‌شود. اگر چیزی که سفر برای آن انجام می‌شود، عبادت غیر خدا نباشد معقول نیست که سفر برای آن چیر عبادت خدا گردد. پس اگر خود زیارت، عبادت غیر خدا نیست، سفری که به قصد آن انجام می‌شود با هیچ دلیلی نمی‌تواند عبادت غیر خدا باشد. ولی وهابی­ها سفر برای زیارت قبور را به دلیل اینکه عبادت غیر خدا تحقق پیدا نکند آن را محکوم به بدعت و حرمت کرده اند. در حالی­که ظاهر برخی از سخنان بزرگان وهابیت بر جواز اصل زیارت قبور دلالت دارد. ابن تیمیه می­گوید زیارت قبور با زیارت شرعی برای کسی که با این زیارت به آن نزدیک می­شود مانعی ندارد.[۲] محمد بن عبدالوهاب می‌گوید کسی که به مدینه سفر می‌کند قصد سفر باید برای مسجد النبی باشد و بعد از رسیدن به مسجد، مردان می‌توانند قبر نبی را زیارت کنند اما زنان حق زیارت را ندارند.[۳] آنان می­گویند اصل زیارت بدون خلاف برای مردان جایز است ولی بر طبق روایات برای زنان کراهت دارد.[۴] اما در عین حال به این باور‌اند که  لمس کردن قبر و تمسح به آن و نماز خواندن در کنار آن و نذر برای آن، اینها همگی از دین مسلمین نیست بلکه بدعتی قبیحی است و از اسباب شرک به شمار می­آید.[۵]

ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب همانگونه که بیان شد اصل زیارت را جایز می­دانند. پس اگر عبادت است خود زیارت عبادت است نه سفر برای زیارت. بنابراین اگر خود زیارت عبادت نیست و از نظر ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب هیچ محذور شرعی ندارد و سفری که هیچ شائبۀ عبادت در آن نیست، هیچ دلیلی وجود ندارد که با قصد زیارت، به عبادت غیر خدا تبدیل شود.

دلایل جواز سفر به سوی زیارت قبور

بعد از بطلان دلایل وهابیت بر حرمت سفر برای زیارت، لازم است به دلایلی پرداخته شود که نه تنها جواز سفر به زیارت بلکه استحباب آن را ثابت می کند:

الف) این توقع بجا نیست که باید بر استحباب یا جواز خود سفر حدیثی از پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- صادر شده باشد؛ زیرا سفر پدیده ای است که برای مقاصد مختلف انجام می‌شود و خودش موضوع حکم واقع نمی‌گردد و در مسئله زیارت هم موضوعیتی برای حکم ندارد؛ بلکه حکم را از مقصدی که برای آن انجام می‌شود کسب می‌کند. هنگامی که جواز یا استحباب زیارت قبور ثابت گردد، معقول نیست که سفر برای آن محکوم به حرمت، بدعت یا شرک شود؛ بلکه همان حکمی را خواهد داشت که زیارت دارد. بلی اگر سفر بدون رضایت پدر یا مادر و یا شوهر انجام گیرد هرچند مقصد سفر حرام نباشد، این سفر بنابر فتوای اکثر فقهاء حرام است.

      از این مقدمه این مطلب به دست می‌آید که فتوای وهابی‌ها بر حرمت، بدعت یا شرک بودن سفر برای زیارت، درست در مقابل روایاتی قرار می‌گیرد که از باب مقدمه دلالت برجواز و استحباب سفر به زیارت را دارند. در متون اهل سنت احادیثی از رسول گرامی اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم-  نقل شده است که دلالت بر استحباب زیارت دارند.

توضیح اینکه در این احادیث رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم-  برای عبرت گرفتن و یاد مرگ و امثال این امور به زیارت قبور امر و سفارش فرموده‌اند. وقتی که خود زیارت مستحب باشد، مقدمه‌ای که زیارت بدون آن امکان پذیر نیست به لزوم عقلی نه تنها نمی‌تواند حرام باشد، بلکه باید مانند خود زیارت مستحب و مندوب باشد؛ زیرا در اصول فقه این مطلب ثابت شده که همان طوری که وجوب چیزی، موجب وجوب مقدمه آن می‌شود که این چیز بدون آن مقدمه قابل تحقق نیست،[۶] در مستحبات نیز این قاعده جاری است؛ بنابراین امری که برای ندب و استحباب باشد، مقدمۀ آن نیز مندوب و مستحب خواهد بود.[۷] پس به علت مستحب و مندوب بودن خود زیارت، سفری که از مقدمات لازم آن به شمار می‌آید نه تنها جایز بوده، بلکه مستحب و مندوب است. در اینجا به احادیثی اشاره می شود که دلالت بر مندوب بودن زیارت دلالت دارند:

  1. از پیامبر اسلام- صلی الله علیه و اله و سلم- نقل شده که فرمود:«نهیتکم عن زیاره القبور فزوروها فإن فیها عبره»؛ من شما را از زیارت قبور منع کرده بودم پس قبرها را زیارت کنید زیرا این کار عبرت برای شما است.[۸] همچنان نقل شده که پیامبر فرمود: «ألا فزوروا القبور فإنها تزهد فی الدنیا وتذکر الآخره» یعنی آگاه باشید قبرها را زیارت کنید زیرا قبرها موجب زهد در دنیا و یاد آخرت می­شود. و باز نقل شده است: «نهیتکم عن زیاره القبور فزوروها فإنها تذکرکم الموت»؛ یعنی شما را از زیارت قبرها نهی کرده بودم پس آنها را زیارت کنید زیرا قبرها مرگ را به یاد شما می آورد.[۹]
  2. در صحیح مسلم نیز آمده است که سفارش پیامبر این است که به زیارت اهل قبور بروید که این عمل مایۀ یاد آوری سرای دیگر است.[۱۰]
  3. نووی می­گوید در حدیثی که پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- در زیارت قبرستان بقیع فرموده است که گفته شود «…السلام علیکم دار قوم مؤمنین و انا ان شاء الله بکم لاحقون» دلیل بر استحباب زیارت قبور است و سلام دادن به اهل قبور و دعاء برای آنان و ترحم بر آنان مستحب است. و از «یخرج من آخر اللیل إلى البقیع» که د ر این حدیث آمده است، به دست می‌آید که زیارت در آخر شب فضیلت دارد.[۱۱]
  4. در کتاب بحر رائق که کتاب فقهی اهل سنت است، فتوا داده شده که زیارت قبور مانعی ندارد به دلیل اینکه پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود«إنِّی کُنْت نَهَیْتُکُمْ عن زِیَارَه الْقُبُورِ أَلَا فَزُورُوهَا» و به دلیل اینکه امت اسلامی از زمان رسول خدا تا امروز این کار را انجام می دهد.[۱۲]
  5. رفتن پیامبر خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- به قبرستان و گفتن « السَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ وَإِنَّا إن شَاءَ الله بِکُمْ لَاحِقُونَ»[۱۳] دلیل بسیار روشن بر جواز رفتن به مقبره و زیارت آنها می‌باشد. و در صحیح مسلم بابی تحت عنوان «بَاب ما یُقَالُ عِنْدَ دُخُولِ الْقُبُورِ وَالدُّعَاءِ لِأَهْلِهَا» برای آداب زیارت قبور اختصاص داده شده و احادیثی از رسول گرامی اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- در ذیل آن بیان گردیده که آن حضرت مدام در اواخر شب از خانه بیرون می‌شدند و به قبرستان بقیع می‌رفتند و مردگان را چنین خطاب می فرمود: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ وَأَتَاکُمْ ما تُوعَدُونَ غَدًا مُؤَجَّلُونَ وَإِنَّا إن شَاءَ الله بِکُمْ لَاحِقُونَ اللهم اغْفِرْ لِأَهْلِ بَقِیعِ الْغَرْقَدِ»[۱۴] این حدیث در اکثر متون حدیثی اهل سنت نقل شده است.

ب) احادیث دال بر جواز سفر به زیارت

  1. حاکم نیشابوری می­گوید احادیثی که در نهی زیارت قبور آمده اند منسوخ شده‌اند و ناسخ آن حدیثی است که از پیامبر اسلام نقل شده که فرمود: «قد کنت نهیتکم عن زیاره القبور ألا فزوروها فقد أذن الله تعالى لنبیه- صلی الله علیه و آله و سلم- فی زیاره قبر أمه و هذا الحدیث مخرج فی الکتابین الصحیحین للشیخین رضی الله عنهما»؛[۱۵] یعنی من قبلا از زیارت قبور شما را منع کرده بودم اما آگاه باشید پس قبرها را زیارت کنید به راستی که خداوند متعال به پیامبرش اجازه داد که قبر مادرش را زیارت کند. این حدیث در صحیحین (صحیح بخاری و مسلم) نقل شده است.
  2. زیارت قبور شهدای احد توسط پیامبر گرامی اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم- و شهادت دادن آن حضرت در برابر خداوند در هنگام زیارت با این جمله که «اللهم إن عبدک و نبیک یشهد أن هؤلاء شهداء و أنه من زارهم و سلم علیهم إلى یوم القیامۀ ردوا علیه؛ یعنی خدایا این بنده و نبی تو شهادت می دهد که آنان شهیدان هستند و اگر کسی آنان را زیارت نموده و بر آنان سلام بفرستد تا روز قیامت جواب سلام را به او بر می گردانند»[۱۶] از دلایل بسیار واضح بر استحباب زیارت قبور است و معقول نیست که سفر برای زیارت قبر شهدای احد که سلام آنان بر زیارت کننده تا روز قیامت ادامه دارد، حرام یا بدعت و شرک باشد.
  3. رفتن پیامبر خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- برای زیارت قبر مادر گرامی اش و گریستن آن حضرت و گریاندن همراهانش و دستور دادن آن حضرت به اصحاب که به زیارت قبور برای یاد آوری مرگ بروند[۱۷] لا اقل دلایل روشن بر عدم حرمت و بدعت سفر برای زیارت است.

از آنچه بیان شد هیچ دلیلی بر حرمت، بدعت و شرک سفر به سوی زیارت وجود ندارد و این وهابی ها هستند با نصوص و سنت رسول خدا مخالفت کرده و همه مسلمانان را به علت اعتقاد شان به این سنت مسلم اسلامی تکفیر می کنند.

محقق: حمیدالله رفیعی

[۱] . کتب و رسائل وفتاوى شیخ الإسلام، ج۲۶ص۱۵۱. ابن تیمیه الحرانی، أبو العباس أحمد عبد الحلیم ، کتب ورسائل وفتاوى ابن تیمیه، ج۲۶، ص۱۵۱، مکتبه ابن تیمیه، چ۲. بی‌تا، بی‌جا،تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی.

[۲] . کتب و رسائل وفتاوى شیخ الإسلام، ج۲۶ص۱۵۰

[۳]  .  فعبدالعزیز بن باز، – محمد بن صالح العثیمین،  فتاوی مهمه ص۱۰۴، ، ریاض، دارالعاصمه، اول، ۱۴۱۳ق ، محقق: ابراهیم الفارس.

[۴]  . محمد بن عبدالوهاب، مختصر الانصاف و الشرح الکبیر، ص۲۲۳، ریاض، مطابع الریاض، اول، تحقیق: عبد العزیز بن زید الرومی ، د . محمد بلتاجی ، د . سید حجاب.

[۵] . فتاوی و مسائل محمد بن عبدالوهاب، ص۶۹؛ محمد بن عبدالوهاب، فتاوی و مسائل محمد بن عبدالوهاب، ص۶۹، عربستان، ریاض، جامعه الامام محمد بن سعود، [بی‌تا]، محقق: صالح بن عبدالرحمن.

[۶] .  علی بن عبدالکافی سبکی، علی بن عبدالکافی، الابهاج، ج۱، ص۱۰۳، بیروت، دارالکتب، اول، ۱۴۰۴ق.

[۷] . علاءالدین علی بن سلیمان مرداوی، التحبیر شرح‌التحریر، ج۲، ص۹۳۱، عربستان، مکتبه الرشد، اول، ۱۴۲۰۱ق/۲۰۰۰م. محقق: عبدالرحمن الجبرین و…

[۸] . محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، المستدرک على الصحیحین، ج۱ص۵۳۰، دار الکتب العلمیه ، بیروت ،۱۴۱۱ق – ۱۹۹۰م، اول، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا .

[۹] . المستدرک على الصحیحین، ج۱ص۵۳۱ .

[۱۰]  . مسلم بن الحجاج نیشابوری، صحیح مسلم، ج۳، ص۶۴،  بیروت، دار إحیاء التراث العربی تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی.

[۱۱] . أبو زکریا یحیى بن شرف نووی ، صحیح مسلم بشرح النووی، ج۷ص۴۱، دار إحیاء التراث العربی ، بیروت ، دوم، ۱۳۹۲.

[۱۲] . البحر الرائق شرح کنز الدقائق، ج۲ص۲۱۰ .

[۱۳] . صحیح مسلم، ج۱ص۲۱۸

[۱۴] . صحیح مسلم، ج۲ص۶۶۹.

[۱۵] . صحیح مسلم، ج۲ص۶۷۲.

[۱۶] . المستدرک علی الصحیحین ج۳ص۳۱

[۱۷]. صحیح مسلم ج۲ص۶۷۱؛ و  تاریخ دمشق ج۳۵ص۳۸۵؛ و اضواء البیان ج۳ص۶۸.