با احترام طلاقت می دهم!

در سیستم سنتی، خانواده ها گسترده بودند و سازش میان زوجین از طریق بزرگان طایفه صورت می گرفت چرا که در گذشته تعلقات خانوادگی محور سازش زوجین بود و اقوام دلسوز یکدیگر به حساب می آمدند و خود زوجین هم افرادی را انتخاب می کردند که هم تقوا داشته باشند و هم دلسوز باشند و این تنها از طریق اعتمادی که خودشان پیدا کرده بودند ایجاد می شد اما روند جامعه صنعتی و دولتی شدن جوامع و در نهایت دیوانسالاری ایجاد شده، مشکلاتی را به بار آورده است که بسیاری از مسائل و از جمله احکام طلاق به کلیشه کشانده شده است .

ما هر چه از سیستم سنتی فاصله می گیریم، مشکلات پیش بینی نشده بیشتر خود را نشان می دهد. واژه “طلاق” از جمله واژه هایی است که گروهی را به شدت به هراس می اندازد و برای گروهی دیگر تنها راه نجات از یک زندگی به حساب می آیند. این معضل (مسئله) در هر جامعه و هر دین و مسلکی با توجه به شرایط و هنجارهای آن به وجود می آید و احکامی برای آن در نظر گرفته می شود. طبق آموزه های اسلامی، طلاق منفورترین حلال نامیده شده چرا که به اعتقاد بسیاری در اسلام آنچه اهمیت دارد تشکیل خانواده است و از این رو برای ثبات و پایداری آن تاکید فراوان شده و در مقابل، طلاق امری مذموم است و برای جلوگیری از آن از هر وسیله ممکن استفاده شده است.

اگرچه طلاق منفورترین حلال ها نامیده شده است؛ اما در جایی که تحمل زندگی مشترک بر طرفین، ناممکن می گردد، با رعایت شرایطی، طلاق امری لازم و ضروری می شود به امید آن که هر یک از طرفین در پیوند بعدی، سعادت خویش را بیابند.

در آیه ۱ سوره طلاق آمده است: تو نمی دانی شاید خداوند بعد از این ماجرا وضع تازه و وسیله اصلاحی فراهم سازد.

احکامی که اسلام در باب طلاق بیان کرده است، بسیار عمیق و عجیب است چرا که در عین حال که طلاق را منفور می شمارد و سعی در ممانعت از شکل گیری اش می شود، اما در مواردی که ضرورت داشته باشد توصیه های جالبی به طرفین می کند به طوری که از آنها می خواهد در حق هم اجحاف نکنند، با خوش رویی و جوان مردی باهم رفتار کنند و با یکدیگر شایسته برخورد کنند. از منظر کارشناسان دینی و حقوقی برای جاری شدن صیغه طلاق، یک سری گزاره های حقوقی و اخلاقی وجود دارد که به عنوان یک مکانیزم دفاعی به حساب می آید که از آن جمله حضور دو شاهد عادل در هنگام جاری شدن صیغه طلاق می باشد و درصورتی که در عدالت آنها شکی باشد، صیغه طلاق باطل است. به اعتقاد کارشناسان، این شرط، به شکل مانعی برای طلاق قرار داده شده است. همچنین فقهای دینی همچون حضرت امام خمینی(ره) قبل از اجرای صیغه طلاق، ارجاع به داوری را لازم می دانستند تا با حضور دو نفر یکی از جانب زن و یک نفر از جانب مرد در صورت امکان داوران با حکمیت و سعی بسیار، اختلاف زن و مرد را از بین ببرند و محبت را به خانواده باز گردانند و سازش صورت بگیرد. از سوی دیگر به اعتقاد کارشناسان و بر اساس احکام اسلامی، علاوه بر موارد بسیار حقوقی در زمینه طلاق، مهم ترین اصل در هنگام جدایی دو طرف، محترم رفتار کردن آنها باهم است و این نکته بارها در آموزه های دینی مورد تاکید قرار گرفته است. همچنین در مباحث اخلاقی طلاق آورده شده است که طرفین باید با رعایت موازین اسلامی از هم دیگر جدا شوند نه با رفتاری انتقام جویانه.

با توجه به تمام احکام ریز و درشتی که در اسلام در زمینه شرایط و نحوه ی جدایی زوجین بیان کرده است مشاهدات حاکی از این موضوع است که در اکثر موارد، احکام اسلامی و آن ضروریاتی که برای طلاق بیان شده است، در دادگاه ها اجرا نمی شود و دادگاه های طلاق معمولا مسیری متفاوت از آنچه احکام اسلامی بیان کرده است طی می کنند. بسیاری از زوجینی که برای طلاق مراجعه می کنند به شدت با اطاله دارسی، مشاوره و… مخالف هستند و از روی اجبار این روند را می پذیرند و معتقدند وقتی آنها قرار است از همدیگر جدا شوند چه ضرورتی برای به تعویق افتادن کارها وجود دارد.

در گذشته خود دادگاههای خانواده، مشاوره می دادند که کار درستی نبود و در حال حاضر هم باید قبل از اینکه پرونده به دادگاه برود و روند قضایی پیدا کرده و طرفین رویشان به هم باز شود موضوع وارد کانال مشاوره شود بعد در صورت بی فایده بودن به دادگاه مراجعه کنند. مشاهدات دادگاه های خانواده نشان می دهد که همراه داشتن ۲ شاهد (یکی از احکام حقوقی در طلاق) به نمایشی تبدیل شده است که نه تنها هیچ تلاشی برای ایجاد صلح میان طرفین نمی کنند بلکه در مواردی هم با تایید نبود تفاهم (بدون داشتن شناخت!) شرایط را برای سریع تر جاری شدن صیغه طلاق مهیا می کنند.

در سیستم سنتی، خانواده ها گسترده بودند و سازش میان زوجین از طریق بزرگان طایفه صورت می گرفت چرا که در گذشته تعلقات خانوادگی محور سازش زوجین بود و اقوام، دلسوز یکدیگر به حساب می آمدند و خود زوجین هم افرادی را انتخاب می کردند که هم تقوا داشته باشند و هم دلسوز باشند و این هم تنها از طریق اعتمادی که خودشان پیدا کرده بودند ایجاد می شد. اما روند صنعتی و دولتی شدن جوامع و در نهایت دیوانسالاری ایجاد شده، مشکلاتی را به بار آورده است که بسیاری از مسائل، از جمله احکام طلاق به کلیشه کشانده است. و ما هر چه از سیستم سنتی فاصله می گیریم مشکلات پیش بینی نشده، بیشتر خود را نشان می دهد. مشاهدات حاکی از این موضوع است که علاوه بر احکام حقوقی که جسته و گریخته به آن توجه می شود در بحث اخلاق هم در اکثر موارد طرفین که در بیشتر موارد بسیار جوان هستند حاضر نمی شوند به هیچ عنوان با رفتاری نرم و خوب از هم جدا شوند و به قولی تا لحظه آخر تمام تلاش شان را برای زجر دادن هم می کنند.
دین ما در هر زمینه ای دستورات کاملی دارد و منفور ترین حلال هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر تمام مراحل برگشت به زندگی زناشویی اعم از مشاوره و…طی کردید و در مرحله ی آخر تصمیم به جدایی گرفتید، بهتر است به جهت اصلاح زندگی تان باشد و به دور از خصومت و انتقام جویی مخصوصا اگر فرزندی داشته باشید زیرا در اختلافات زناشویی فرزندان بی آنکه مقصر باشند، بیشترین سختی را متحمل می شوند.

بخش خانواده و زندگی آرزو مند است هیچگاه کار زندگی زناشویی شما به این مراحل نرسد و در سایه ی عمل به دستورات دینی و صبر و تحمل، زندگی سرشار از محبت داشته باشید.

منبع : روزنامه ابتکار – بخش خانواده تبیان

مناسب سازی شده جهت سایت الشیعه