باور مهدوى در کلام رضوى

 مژده به ظهور امام مهدى(علیه السلام) از همان سالهاى آغازين ظهور اسلام آغاز شد و پيامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) در هر فرصت و مناسبتى که پيش مي آمد مردم را به ظهور عدالت گستر موعود در آخرالزمان بشارت مي دادند و آنها را از نسل و تبار، تولد وغيبت، ويژگيهاى ظاهرى، نشانه هاى ظهور، شاخصه هاى قيام رهايى بخش و مؤلفه هاى حکومت جهانى آن حضرت آگاه مي ساختند. تا آنجا که امروز ما با صدها روايت که از طريق شيعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجهه ايم.(1)

اين سير پس از رحلت نبى مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) در ميان اهل بيت طاهرين او(علیهم السلام) استمرار يافت و هر يک از ايشان نيز در عصر خود تلاش کردند که باور مهدوى و فرهنگ انتظار را در ميان امت اسلامى زنده و پويا نگهدارند و بدين طريق پيروان خود را در برابر هجوم مصائب، رنجها، دردها و بلاهاى گوناگونى که از سوى حاکمان جور بر آنها روا داشته مي شد، صبر و پايدارى بخشند.

حرکت رو به گسترش معارف مهدوى در زمان امام باقر و امام صادق(علیه السلام) به اوج خود رسيد و آن دو امام بزرگوار ضمن تبيين، تشريح، پالايش و پيرايش آموزه هاى اسلامى در زمينه هاى مختلف اعتقادى، اخلاقى و فقهى و تحکيم پايه هاى ايمانى پيروان خود، تلاش فراوانى براى توسعه و تعميق انديشه مهدوى و فرهنگ انتظار در ميان شيعيان نمودند و با به جا گذاردن صدها روايت در اين زمينه، اين انديشه و فرهنگ را تازگى و طراوت بيشترى بخشيدند.(2)

پس از اين دو امام و پيش از امام حسن عسکري(علیه السلام) امامى که بيش از همه بر مواريث شيعى در زمينه باور مهدوى و فرهنگ انتظار افزود و گنجينه هاى گرانبهايى براى امت اسلام به يادگار گذاشت امام رضا(علیه السلام) است.

براساس پژوهش مؤلف محترم مسند الإمام رضا(علیه السلام)3 و تتبع پژوهشگران ارجمند مجموعه ارزشمند معجم أحاديث الإمام المهدي(علیه السلام)(4) افزون بر 30 روايت از امام رضا(علیه السلام) در زمينه باور مهدوى و فرهنگ انتظار نقل شده که هر يک از آنها ما را با بعدى از ابعاد بيکران شخصيت امام مهدي(علیه السلام) و قيام رهايي بخش و عدالت گستر آن حضرت آگاه مي سازد.

  1. خالى نبودن زمين از حجتهاى الهي

امام رضا(علیه السلام) در مواضع متعددى با تأکيد بر اينکه زمين هيچگاه از حجت الهى و امام به حق خالى نمي ماند به طور غير مستقيم موضوع امامت را تثبيت مي کردند.

از جمله آن حضرت در پاسخ «سليمان الجعفري» يا «سليمان بن جعفر الحميري» که مي پرسد:

تخلو الأرض من حجة اللّه ؟

آيا زمين از حجت خدا خالى مي ماند؟

مي فرمايد:

لوخلت الأرض طرفة عين من حجة لساخت بأهلها.(5)

اگر زمين [به اندازه] يک چشم برهم زدن از حجت خالى بماند، ساکنانش را در خود مي برد.

مضمون اين روايت از سوى تعدادى ديگر از راويان با تغييرات جزيى در عبارت، نقل شده است.(6)

براساس اين روايت تا آستانه قيامت زمين از امامى که حجت خداست خالى نخواهد ماند، هر چند که در مقاطعى از تاريخ اين حجت الهى بنابر ضرورتهايى در غيبت به سر برد.

  1. نام و نسب امام مهدي(علیه السلام)

با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگيرى از حيرت و سرگردانى شيعه در شناسايى منجى موعود، امام رضا(علیه السلام) در احاديث متعددى، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرينش تا رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) و گاه بدون نقل از ايشان به معرفى سلسله نسب آن امام مي پرداختند.

از جمله در يکى از روايتهايى که امام رضا(علیه السلام) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول گرام اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل مي کنند، چنين آمده است:

أنا سيّد من خلق اللّه ، عزّوجلّ، وأنا خير من جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل و حملة العرش و جميع ملائکة اللّه المقربين و أنبياءاللّه المرسلين، و أنا صاحب الشفاعة والحوض الشريف و أنا و عليّ أبوا هذه الأمّة من عرفنا فقد عرف اللّه عزّوجلّ و من أنکرنا فقد أنکر اللّه ، عزّوجلّ، و من عليّ سبطا أمّتى و سيداشباب أهل الجنّة، الحسن والحسين و من ولد الحسين تسعة أئمّة، طاعتهم طاعتى و معصيتهم معصيتى، تاسعهم قائمهم و مهديّهم.(7)

من سرور آفريده هاى خداى عزّوجلّ هستم؛ من از جبرئيل، ميکائيل، اسرافيل، حاملان عرش، همه فرشتگان مقرب خدا، و پيامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شريف (کوثر )هستم. من و على دو پدر اين امتيم؛ هر کس که ما را شناخت خداى عزّوجلّ را شناخته است و هر که ما را انکار کند، خداى عزّوجلّ را منکر شده است. دو سبط اين امت و دو سيد جوانان اهل بهشت، حسن و حسين، از [ فرزندان ] علي اند و از نسل حسين نه امامند که پيروى از آنان پيروى از من و نافرمانى از آنها نافرمانى از من است. نهمين نفر از اين امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدى آنان است.

آن حضرت در روايت ديگرى مي فرمايد:

الخلف الصالح من ولد أبى محمد الحسن بن على و هو صاحب الزمان و هوالمهدي.(8)

آن جانشين صالح از فرزان ابومحمد حسن بن على است و او صاحب الزمان و مهدى است.

در روايت ديگرى امام رضا(علیه السلام) پس از آنکه «دعبل» در پيشگاه آن حضرت قصيده معروف خود را در وصف اهل بيت مي خواند و در آن از قيام آخرين امام ياد مي کند، مي فرمايد:

يا دعبل الإمام بعدى محمد ابنى و بعد محمد ابنه عليّ و بعد على ابنه الحسن و بعدالحسن ابنه الحجة القائم المنتظر فى غيبته، المطاع فى ظهوره لولم يبق من الدنيا إلاّ يوم واحد لطوّل اللّه عزّوجلّ ذلک اليوم حتّى يخرج فيملاء الأرض عدلاً کما ملئت جورا.(9)

اى دعبل! امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش على و پس از على فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است. همو که در غيبتش انتظار کشيده مي شود و در ظهورش اطاعت مي گردد. اگر از [ عمر [دنيا يک روز بيشتر باقى نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولانى مي کند تا او قيام کند و زمين را از عدل و داد پر کند همچنانکه از جور و ستم پر شده بود.

در اين زمينه احاديث ديگرى نيز از آن حضرت نقل شده که در اين مجال فرصت پرداختن به همه آنها نيست.(10)

  1. صفات و ويژگيهاى امام مهدي(علیه السلام)

امام هشتم شيعيان(علیه السلام) در موارد متعددى به توصيف ويژگيهاى ظاهرى و جسمى امام مهدي(علیه السلام) پرداخته اند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند.

از جمله آن حضرت در پاسخ «ريان بن صلت» که مي پرسد:

أنت صاحب هذا الأمر؟

آيا صاحب اين امر [ حکومت اهل بيت(علیه السلام) [ شماييد؟

مي فرمايد:

أنا صاحب هذا الأمر ولکنّى لست بالذى أملؤها عدلاً کما ملئت جورا، و کيف أکون ذلک على ماترى من ضعف بدنى و إنّ القائم هوالذى إذا خرج کان من سنّ الشيوخ و منظر الشبّان، قويّا فى بدنه حتّى لومدّ يده إلى أعظم شجرة على وجه الأرض لقلعها ولو صاح بين الجبال لتدکدکت صخورها يکون معه عصا موسى و خاتم سليمان عليهماالسلام، ذاک الرابع من ولدى يغيّبه اللّه فى ستره ما شاء، ثم يظهره فيملوء [به] الأرض قسطا و عدلاً. کما ملئت جورا و ظلما.(11)

من صاحب اين امر هستم، اما آنکه زمين را پر از عدل مي کند همچنانکه پر از جور شده بود، من نيستم. و چگونه من با اين ناتوانى جسمى که مي بينى مي توانم او باشم. به درستى که قائم کسى است که به هنگام قيامش در سن پيرمردان و با چهره جوانان ظاهر مي شود. او از چنان قوت بدنى برخوردار است که اگر دستش را به سمت بزرگ ترين درختى که بر روى وجود دارد دراز کند آن را از ريشه برمي کند و اگر در بين کوهها فرياد کشد، صخره ها متلاشى مي شوند. عصاى موسى و خاتم سليمان، که بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمين فرزند من است. خداوند او را تا زمانى که بخواهد در پوشش خود غايب مي سازد، سپس او را آشکار مي سازد تا زمين را به وسيله او از قسط و عدل آکنده سازد آنچنانکه ]پيش از آن ] از جور و ستم پر شده بود.

همچنين آن حضرت در پاسخ «ابى صلت هروي» که مي پرسد:

ما علامات القائم منکم إذا خرج؟

نشانه هاى قائم شما به هنگام ظهور چيست؟

مي فرمايد:

علامته أن يکون شيخ السنّ، شاب المنظر، حتّى أنّ الناظر إليه ليحسبه ابن أربعين سنة أو دونها و إنّ من علاماته أن لايهرم بمرور الأيّام والليالى، حتّى يأيته أجله.(12)

نشانه او اين است که سن پيران و چهره جوانان دارد، تا آنجا که وقتى کسى او را مشاهده مي کند گمان مي برد که چهل سال يا کمتر سن دارد. به درستى که از نشانه هاى او اين است که گذر شب و روز او را پير و سالخورده نمي سازد تا زمانى که اجل او فرا رسد.

آن حضرت در روايت ديگرى به توصيف جمال نورانى امام دوازدهم پرداخته، مي فرمايد:

بأبى و أمّى سميّ جدّى، صلي اللّه عليه و آله، و شبيهى و شبيه موسى بن عمران، عليه السلام، عليه جيوب النور يتوقّد من شعاع ضياء القدس.(13)

پدر و مادرم به فداى او که همنام جدّم، شبيه من و شبيه موسى بن عمران است. بر او نوارهاى نورانى است که از پرتو نور قدس روشنايى مي گيرد.

  1. غيبت و نهان زيستى امام مهدي(علیه السلام)

امام رضا(علیه السلام) نيز چون ديگر اجداد طاهرينش موضوع غيبت آخرين حجت حق را پيش بينى و شيعيان را براى برخورد با اين پديده آماده نموده است. در يکى از رواياتى که «حسن بن على بن فضال» از آن حضرت نقل کرده، در اين زمينه چنين مي خوانيم:

کأنّى بالشيعة عند فقدهم الثالث من ولدى کالنعم يطلبون المرعى فلا يجدونه. قلت له: ولم ذاک يا ابن رسول اللّه ؟ قال: لأنّ إمامهم يغيب عنهم، فقلت: ولم؟ قال: لئلاّ يکون لأحد فى عنقه بيعة إذا قام بالسيف.(14)

گويا شيعيان را مي بينم که به هنگام فقدان سومين فرزند من،(15) مانند گوسفندانى که به دنبال چوپان خود مي گردند سرگردانند و او را نمي يابند. گفتم: چرا اين گونه است، اى پسر رسول خدا؟ فرمود: زيرا امامشان از آنها غايب شده است. پرسيدم: چرا؟ فرمود: براى اينکه به هنگام قيامش با شمشير، بيعت هيچکس بر گردنش نباشد.

آن حضرت در روايت ديگرى به نقل از رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) مي فرمايند:

بأبى ابن خيرة الإماء ابن النوبيّة الطيّبة الفم، المنتجبة الرحم… و هوالطريد الشريد الموتور بأبيه و جدّه، صاحب الغيبة يقال مات أوهلک، أيّ واد سلک؟(16)

پدرم به فداى فرزند بهترين کنيزان، فرزند آن ]کنيز [ اهل نوبه(17) که دهانى خوشبو و رحمى نيک نژاد دارد. او رانده شده (دور افتاده)، بي خانمان و کسى است که انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غيبت است. گفته مي شود: او مرده يا هلاک شده است، در چه سرزمينى سير مي کند؟

همچنين امام هشتم شيعيان(علیه السلام) در زمينه غيبت آخرين امام، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) چنين روايت مي کند:

والذى بعثنى بالحقّ بشيرا ليغيبنّ القائم من ولدى بعهد معهود إليه منّى حتّى يقول أکثر الناس: ما للّه فى آل محمد حاجة، و يشکّ آخرون فى ولادته. فمن أدرک زمانه فليتمسّک بدينه ولا يجعل للشيطان إليه سبيلاً بشکّه فيزيله عن ملّتى و يخرجه عن دينى، فقد أخرج أبويکم من الجنّة من قبل، و إنّ اللّه عزّوجلّ جعل الشياطين أولياء الذين لايؤمنون.(18)

سوگند به آنکه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزيد، [ امام ] قائم از فرزندان من، براساس پيمانى که ازجانب من برعهده اوست، از ديده ها پنهان مي شود تا آنجا که بيش تر مردم مي گويند: خدا نيازى به خاندان محمد ندارد. و گروهى ديگر در ولادت او شک مي کنند. پس هر کس زمان او را دريابد بايستى به دين او درآويزد و به واسطه شک خود براى شيطان راهى به سوى خود باز نسازد، تا شيطان او را از آئين من زائل و از دين من بيرون نکند. همچنانکه پيش از اين پدر و مادر شما را از بهشت بيرون کرد. به درستى که خداوند عزّوجلّ شيطان را سرپرست (وليّ) کسانى که ايمان ندارند، قرار داده است.

  1. فضيلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدي(علیه السلام)

موضوع ديگرى که در زمينه باور مهدوى در کلام امام رضا(علیه السلام) يافت مي شود، موضوع «انتظار فرج» يا چشم به راه گشايش بودن است. آن حضرت در روايات متعددى به موضوع فضيلت انتظار فرج اشاره کرده اند. از جمله در روايتى خطاب به «حسن بن جهم» که از ايشان در مورد «فرج» مي پرسد، مي فرمايد:

أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدرى إلاّ أن تعلّمني. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج.(19)

آيا مي دانى که انتظار فرج [ جزيى ] از فرج است؟ گفتم: نمي دانم مگر اينکه شما به من بياموزيد. فرمود: آرى انتظار فرج، جزيى از فرج است.

در روايت ديگرى نيز مي فرمايد:

ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: «و ارتقبوا إنّى معکم رقيب»20 «وانتظروا إنّى معکم من المنتظرين»(21) فعليکم بالصبر إنّما يجي ء الفرج على اليأس و قدکان الذين من قبلکم أصبر منکم...(22).

چه نيکوست صبر و انتظار فرج، آيا سخن بنده صالح خدا [ شعيب ] را نشنيدى که فرمود: «و انتظار بريد که من [ هم ] با شما منتظرم» و «پس منتظر باشيد که من [هم] با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباري؛ چرا گشايش بعد از نااميدى فرا مي رسد و به تحقيق کسانى که پيش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.

و بالاخره در روايت بسيار زيبايى فضيلت انتظار را اين گونه بيان مي کنند:

… أما يرضى أحدکم أن يکون فى بيته ينفق على عياله ينتظر أمرنا فإن أدرکه کان کمن شهد مع رسول اللّه ، صلي اللّه عليه و آله، بدرا، و إن لم يدرکه کان کمن کان مع قائمنا فى فسطاطه...(23).

… آيا هيچيک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند، نفقه خانواده اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنين حالى از دنيا برود مانند کسى است که به همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در [نبرد] بدر به شهادت رسيده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نيايد مانند کسى است که به همراه قائم ما و در خيمه او باشد.

  1. ظهور امام مهدي(علیه السلام)

موضوع ديگرى که در روايات رضوى به آن پرداخته شده، موضوع ظهور امام مهدى و آثار و پيامدهاى آن است. از جمله در روايتى که «حسين بن خالد» آن را نقل مي کند آن حضرت در پاسخ اين پرسش که:

يا ابن رسول اللّه و من القائم منکم أهل البيت؟

اى فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بيت کيست؟

مي فرمايد:

قال الرابع من ولدى ابن سيّدة الإماء، يطهّر اللّه به الأرض من کلّ جور و يقدّسها من کلّ ظلم، [و هو] الذى يشکّ الناس فى ولادته و هو صاحب الغيبة قبل خروجه. فإذا خرج أشرقت الأرض بنوره [بنور ربّها] و وضع ميزان العدل بين الناس فلايظلم أحد أحدا، و هوالذى تطوى له الأرض ولايکون له ظلّ و هوالذى ينادى مناد من السماء يسمعه جميع أهل الأرض بالدّعاء إليه يقول: ألا إنّ حجة اللّه قد ظهر عند بيت اللّه فاتّبعوا فإنّ الحقّ معه و فيه و هو قول اللّه عزّوجلّ: «إن نشأ ننزّل عليهم من السماء آية فظلّت أعناقهم لها خاضعين»(24)(25)

چهارمين از فرزندان من، فرزند سرور کنيزان، کسى است که خداوند به واسطه وى زمين را از هر ستمى پاک و از هر ظلمى پيراسته مي سازد و او کسى است که مردم در ولادتش شک مي کنند و او کسى است که پيش از خروجش غيبت مي کند و آنگاه که خروج کند زمين به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در ميان مردم ميزان عدالت را برقرار کند و هيچکس به ديگرى ستم نکند واو کسى است که زمين براى او درهم پيچيده مي شود و سايه اى براى او نباشد و او کسى است که از آسمان ندا کننده اى او را به نام ندا کند و به وى دعوت نمايد به گونه اى که همه اهل زمين آن ندا را بشنوند، مي گويد: «آگاه باشيد که حجت خدا در کنار خانه خدا ظهور کرده است پس او را پيروى کنيد که حق با او و در اوست» و اين همان سخن خداى تعالى است که فرمود: «اگر بخواهيم از آسمان برايشان آيتى نازل مي کنيم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند».

  1. دعا به امام مهدي(علیه السلام)

ميان امام رضا(علیه السلام) و امام مهدي(علیه السلام) آنچنان پيوند قلبى وجود داشته که آن حضرت از سالها پيش از تولد نسل چهارم خود با بيانهاى متعدد و متفاوت او را دعا کرده و نصرت و ياريش را از خداوند طلب کرده است. در يکى از اين دعاها چنين مي خوانيم:

أللّهمّ أصلح عبدک و خليفتک بما أصلحت به أنبيائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أيّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بين يديه و من خلفه رصدا يحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمنا يعبدک لايشرک بک شيئا ولاتجعل لأحد من خلقک على وليّک سلطانا وائذن له فى جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنى من أنصاره إنّک على کلّ شي ء قدير.(26)

خداوندا! [امور] بنده و جانشين ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پيامبران و رسولات را اصلاح کردي؛ او را با فرشتگانت دربر گير و با روح القدس از جانب خودت يارى کن؛ در پشت سر و پيش روى نگهبانانى قرار ده که او را از بدى درامان دارند؛ بيم و نگرانى او را تبديل به امنيت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسى را براى تو شريک نگيرد؛ هيچيک از آفريدگانت را بر وليّ ات مسلط مساز؛ اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از ياران او قرار ده؛ چرا که تو بر همه چيز توانايى.

ابراهيم شفيعي سروستانى

پى نوشتها:

1 .ر.ک: مؤسسة المعارف الإسلامية، معجم أحاديث الإمام المهدى عليه السلام، ج1 و 2. در اين کتاب 560 حديث که از طريق شيعه و اهل سنت از پيامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل شده جمع آورى شده است که البته اين رقم بدون احتساب احاديث مشابه است.

2 .ر.ک: همان، ج 3و4. مجموعه رواياتى که در اين کتاب از امام باقر و امام صادق(علیه السلام) نقل شده، بدون در نظر گرفتن احاديث مشابه، افزون بر 450 روايت است.

3 .ر.ک: عزيزاللّه العطاردى الخبوشانى، مسند الإمام الرضا(علیه السلام)، ج1، ص228-216.

4 .ر.ک: معجم أحاديث الإمام المهدى، عليه السلام، ج4، ص179-153.

5 .ابو جعفر محمد بن الحسن بن فروّخ الصفّار القمى، بصائر الدرجات، ص489، ح8.

6 .ر.ک: همان، ص 489-488، ح4، 6 و 7؛ محمدبن يعقوب الکلينى، الکافى، ج1، ص179، ح11؛ محمدبن على بن الحسين بن بابويه (شيخ صدوق)، عيون اخبار الرضا، ج1، ص272، ح1.

7 .محمد بن على بن الحسين بن بابويه (شيخ صدوق)، کمال الدين و تمام النعمة، ج1، ص261؛ عزيز اللّه العطاردى، همان، ص221، ح385.

8 .محمدباقر المجلسى، بحارالانوار، ج51 ص43، ح31.

9 .ر.ک: عزيزاللّه العطاردى، همان، ص220، ح384، ص221، ح386.

10.محمد بن على بن الحسين بن بابويه (شيخ صدوق)، همان، ج2، ص372.

11.همان، ص376، ح7.

12.همان، ص652، ح12.

13.همان، ص370.

14.همان، ص480، ح4.

15.ظاهرا در اينجا از سوى راوى يا کسانى که از او نقل کرده اند اشتباهى رخ داده است؛ چرا که امام مهدي(علیه السلام) چهارمين فرزند امام رضا(علیه السلام) محسوب مي شود نه سومين فرزند.

16.محمد بن يعقوب الکلينى، همان، ج1، ص323-322، ح14؛ محمدباقر المجلسى، همان، ج50، 21، ح7.

17.«نوبه» ولايتى از بلاد سودان از اقليم اول، به جنوبى مصر بر کنار رود نيل… هم اکنون نيمى از سرزمين نوبه جزو مملکت مصر و نيم ديگر جزو سودان است (على اکبر دهخدا، لغتنامه، ج14، ص20158-20157). مراد از کنيز اهل نوبه (نوبيّه) مادر امام جواد(علیه السلام) است.

18.محمدبن على بن الحسين (شيخ صدوق)، همان، ج1، ص51.

19.ابو جعفر محمدبن الحسن (شيخ طوسي)، کتاب الغيبة، ص276؛ محمدباقر المجلسى، همان، ج52، ص130، ح29.

20.سوره هود(11)، آيه 93.

21.سوره اعراف(7)، آيه 71.

22.عبداللّه بن جعفر الحميرى، قرب الاسناد، ص224، به نقل از: عزيزاللّه العطاردى، همان، ص217، ح373.

23.محمدبن يعقوب الکلينى، همان، ج4، ص260، ح34.

24.سوره شعرا(26)، آيه 4.

25.محمدبن على بن الحسين (شيخ صدوق)، همان، ج2، ص372، ح5.

26.ابوجعفر محمدبن الحسن (شيخ طوسي)، مصباح المتهجّد، ص326. به نقل از: معجم أحاديث الإمام المهدي(علیه السلام)، ح4، ص171.

منبع :موعود، مهر 1383، شماره 47