باور مهدوى در کلام رضوى

 مژده به ظهور امام مهدى(علیه السلام) از همان سالهاى آغازین ظهور اسلام آغاز شد و پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) در هر فرصت و مناسبتى که پیش می آمد مردم را به ظهور عدالت گستر موعود در آخرالزمان بشارت می دادند و آنها را از نسل و تبار، تولد وغیبت، ویژگیهاى ظاهرى، نشانه هاى ظهور، شاخصه هاى قیام رهایى بخش و مؤلفه هاى حکومت جهانى آن حضرت آگاه می ساختند. تا آنجا که امروز ما با صدها روایت که از طریق شیعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجهه ایم.(۱)

این سیر پس از رحلت نبى مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) در میان اهل بیت طاهرین او(علیهم السلام) استمرار یافت و هر یک از ایشان نیز در عصر خود تلاش کردند که باور مهدوى و فرهنگ انتظار را در میان امت اسلامى زنده و پویا نگهدارند و بدین طریق پیروان خود را در برابر هجوم مصائب، رنجها، دردها و بلاهاى گوناگونى که از سوى حاکمان جور بر آنها روا داشته می شد، صبر و پایدارى بخشند.

حرکت رو به گسترش معارف مهدوى در زمان امام باقر و امام صادق(علیه السلام) به اوج خود رسید و آن دو امام بزرگوار ضمن تبیین، تشریح، پالایش و پیرایش آموزه هاى اسلامى در زمینه هاى مختلف اعتقادى، اخلاقى و فقهى و تحکیم پایه هاى ایمانى پیروان خود، تلاش فراوانى براى توسعه و تعمیق اندیشه مهدوى و فرهنگ انتظار در میان شیعیان نمودند و با به جا گذاردن صدها روایت در این زمینه، این اندیشه و فرهنگ را تازگى و طراوت بیشترى بخشیدند.(۲)

پس از این دو امام و پیش از امام حسن عسکری(علیه السلام) امامى که بیش از همه بر مواریث شیعى در زمینه باور مهدوى و فرهنگ انتظار افزود و گنجینه هاى گرانبهایى براى امت اسلام به یادگار گذاشت امام رضا(علیه السلام) است.

براساس پژوهش مؤلف محترم مسند الإمام رضا(علیه السلام)۳ و تتبع پژوهشگران ارجمند مجموعه ارزشمند معجم أحادیث الإمام المهدی(علیه السلام)(۴) افزون بر ۳۰ روایت از امام رضا(علیه السلام) در زمینه باور مهدوى و فرهنگ انتظار نقل شده که هر یک از آنها ما را با بعدى از ابعاد بیکران شخصیت امام مهدی(علیه السلام) و قیام رهایی بخش و عدالت گستر آن حضرت آگاه می سازد.

  1. خالى نبودن زمین از حجتهاى الهی

امام رضا(علیه السلام) در مواضع متعددى با تأکید بر اینکه زمین هیچگاه از حجت الهى و امام به حق خالى نمی ماند به طور غیر مستقیم موضوع امامت را تثبیت می کردند.

از جمله آن حضرت در پاسخ «سلیمان الجعفری» یا «سلیمان بن جعفر الحمیری» که می پرسد:

تخلو الأرض من حجه اللّه ؟

آیا زمین از حجت خدا خالى می ماند؟

می فرماید:

لوخلت الأرض طرفه عین من حجه لساخت بأهلها.(۵)

اگر زمین [به اندازه] یک چشم برهم زدن از حجت خالى بماند، ساکنانش را در خود می برد.

مضمون این روایت از سوى تعدادى دیگر از راویان با تغییرات جزیى در عبارت، نقل شده است.(۶)

براساس این روایت تا آستانه قیامت زمین از امامى که حجت خداست خالى نخواهد ماند، هر چند که در مقاطعى از تاریخ این حجت الهى بنابر ضرورتهایى در غیبت به سر برد.

  1. نام و نسب امام مهدی(علیه السلام)

با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگیرى از حیرت و سرگردانى شیعه در شناسایى منجى موعود، امام رضا(علیه السلام) در احادیث متعددى، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرینش تا رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) و گاه بدون نقل از ایشان به معرفى سلسله نسب آن امام می پرداختند.

از جمله در یکى از روایتهایى که امام رضا(علیه السلام) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول گرام اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل می کنند، چنین آمده است:

أنا سیّد من خلق اللّه ، عزّوجلّ، وأنا خیر من جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حمله العرش و جمیع ملائکه اللّه المقربین و أنبیاءاللّه المرسلین، و أنا صاحب الشفاعه والحوض الشریف و أنا و علیّ أبوا هذه الأمّه من عرفنا فقد عرف اللّه عزّوجلّ و من أنکرنا فقد أنکر اللّه ، عزّوجلّ، و من علیّ سبطا أمّتى و سیداشباب أهل الجنّه، الحسن والحسین و من ولد الحسین تسعه أئمّه، طاعتهم طاعتى و معصیتهم معصیتى، تاسعهم قائمهم و مهدیّهم.(۷)

من سرور آفریده هاى خداى عزّوجلّ هستم؛ من از جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، حاملان عرش، همه فرشتگان مقرب خدا، و پیامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شریف (کوثر )هستم. من و على دو پدر این امتیم؛ هر کس که ما را شناخت خداى عزّوجلّ را شناخته است و هر که ما را انکار کند، خداى عزّوجلّ را منکر شده است. دو سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت، حسن و حسین، از [ فرزندان ] علی اند و از نسل حسین نه امامند که پیروى از آنان پیروى از من و نافرمانى از آنها نافرمانى از من است. نهمین نفر از این امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدى آنان است.

آن حضرت در روایت دیگرى می فرماید:

الخلف الصالح من ولد أبى محمد الحسن بن على و هو صاحب الزمان و هوالمهدی.(۸)

آن جانشین صالح از فرزان ابومحمد حسن بن على است و او صاحب الزمان و مهدى است.

در روایت دیگرى امام رضا(علیه السلام) پس از آنکه «دعبل» در پیشگاه آن حضرت قصیده معروف خود را در وصف اهل بیت می خواند و در آن از قیام آخرین امام یاد می کند، می فرماید:

یا دعبل الإمام بعدى محمد ابنى و بعد محمد ابنه علیّ و بعد على ابنه الحسن و بعدالحسن ابنه الحجه القائم المنتظر فى غیبته، المطاع فى ظهوره لولم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه عزّوجلّ ذلک الیوم حتّى یخرج فیملاء الأرض عدلاً کما ملئت جورا.(۹)

اى دعبل! امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش على و پس از على فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است. همو که در غیبتش انتظار کشیده می شود و در ظهورش اطاعت می گردد. اگر از [ عمر [دنیا یک روز بیشتر باقى نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولانى می کند تا او قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند همچنانکه از جور و ستم پر شده بود.

در این زمینه احادیث دیگرى نیز از آن حضرت نقل شده که در این مجال فرصت پرداختن به همه آنها نیست.(۱۰)

  1. صفات و ویژگیهاى امام مهدی(علیه السلام)

امام هشتم شیعیان(علیه السلام) در موارد متعددى به توصیف ویژگیهاى ظاهرى و جسمى امام مهدی(علیه السلام) پرداخته اند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند.

از جمله آن حضرت در پاسخ «ریان بن صلت» که می پرسد:

أنت صاحب هذا الأمر؟

آیا صاحب این امر [ حکومت اهل بیت(علیه السلام) [ شمایید؟

می فرماید:

أنا صاحب هذا الأمر ولکنّى لست بالذى أملؤها عدلاً کما ملئت جورا، و کیف أکون ذلک على ماترى من ضعف بدنى و إنّ القائم هوالذى إذا خرج کان من سنّ الشیوخ و منظر الشبّان، قویّا فى بدنه حتّى لومدّ یده إلى أعظم شجره على وجه الأرض لقلعها ولو صاح بین الجبال لتدکدکت صخورها یکون معه عصا موسى و خاتم سلیمان علیهماالسلام، ذاک الرابع من ولدى یغیّبه اللّه فى ستره ما شاء، ثم یظهره فیملوء [به] الأرض قسطا و عدلاً. کما ملئت جورا و ظلما.(۱۱)

من صاحب این امر هستم، اما آنکه زمین را پر از عدل می کند همچنانکه پر از جور شده بود، من نیستم. و چگونه من با این ناتوانى جسمى که می بینى می توانم او باشم. به درستى که قائم کسى است که به هنگام قیامش در سن پیرمردان و با چهره جوانان ظاهر می شود. او از چنان قوت بدنى برخوردار است که اگر دستش را به سمت بزرگ ترین درختى که بر روى وجود دارد دراز کند آن را از ریشه برمی کند و اگر در بین کوهها فریاد کشد، صخره ها متلاشى می شوند. عصاى موسى و خاتم سلیمان، که بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمین فرزند من است. خداوند او را تا زمانى که بخواهد در پوشش خود غایب می سازد، سپس او را آشکار می سازد تا زمین را به وسیله او از قسط و عدل آکنده سازد آنچنانکه ]پیش از آن ] از جور و ستم پر شده بود.

همچنین آن حضرت در پاسخ «ابى صلت هروی» که می پرسد:

ما علامات القائم منکم إذا خرج؟

نشانه هاى قائم شما به هنگام ظهور چیست؟

می فرماید:

علامته أن یکون شیخ السنّ، شاب المنظر، حتّى أنّ الناظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنه أو دونها و إنّ من علاماته أن لایهرم بمرور الأیّام واللیالى، حتّى یأیته أجله.(۱۲)

نشانه او این است که سن پیران و چهره جوانان دارد، تا آنجا که وقتى کسى او را مشاهده می کند گمان می برد که چهل سال یا کمتر سن دارد. به درستى که از نشانه هاى او این است که گذر شب و روز او را پیر و سالخورده نمی سازد تا زمانى که اجل او فرا رسد.

آن حضرت در روایت دیگرى به توصیف جمال نورانى امام دوازدهم پرداخته، می فرماید:

بأبى و أمّى سمیّ جدّى، صلی اللّه علیه و آله، و شبیهى و شبیه موسى بن عمران، علیه السلام، علیه جیوب النور یتوقّد من شعاع ضیاء القدس.(۱۳)

پدر و مادرم به فداى او که همنام جدّم، شبیه من و شبیه موسى بن عمران است. بر او نوارهاى نورانى است که از پرتو نور قدس روشنایى می گیرد.

  1. غیبت و نهان زیستى امام مهدی(علیه السلام)

امام رضا(علیه السلام) نیز چون دیگر اجداد طاهرینش موضوع غیبت آخرین حجت حق را پیش بینى و شیعیان را براى برخورد با این پدیده آماده نموده است. در یکى از روایاتى که «حسن بن على بن فضال» از آن حضرت نقل کرده، در این زمینه چنین می خوانیم:

کأنّى بالشیعه عند فقدهم الثالث من ولدى کالنعم یطلبون المرعى فلا یجدونه. قلت له: ولم ذاک یا ابن رسول اللّه ؟ قال: لأنّ إمامهم یغیب عنهم، فقلت: ولم؟ قال: لئلاّ یکون لأحد فى عنقه بیعه إذا قام بالسیف.(۱۴)

گویا شیعیان را می بینم که به هنگام فقدان سومین فرزند من،(۱۵) مانند گوسفندانى که به دنبال چوپان خود می گردند سرگردانند و او را نمی یابند. گفتم: چرا این گونه است، اى پسر رسول خدا؟ فرمود: زیرا امامشان از آنها غایب شده است. پرسیدم: چرا؟ فرمود: براى اینکه به هنگام قیامش با شمشیر، بیعت هیچکس بر گردنش نباشد.

آن حضرت در روایت دیگرى به نقل از رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

بأبى ابن خیره الإماء ابن النوبیّه الطیّبه الفم، المنتجبه الرحم… و هوالطرید الشرید الموتور بأبیه و جدّه، صاحب الغیبه یقال مات أوهلک، أیّ واد سلک؟(۱۶)

پدرم به فداى فرزند بهترین کنیزان، فرزند آن ]کنیز [ اهل نوبه(۱۷) که دهانى خوشبو و رحمى نیک نژاد دارد. او رانده شده (دور افتاده)، بی خانمان و کسى است که انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غیبت است. گفته می شود: او مرده یا هلاک شده است، در چه سرزمینى سیر می کند؟

همچنین امام هشتم شیعیان(علیه السلام) در زمینه غیبت آخرین امام، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) چنین روایت می کند:

والذى بعثنى بالحقّ بشیرا لیغیبنّ القائم من ولدى بعهد معهود إلیه منّى حتّى یقول أکثر الناس: ما للّه فى آل محمد حاجه، و یشکّ آخرون فى ولادته. فمن أدرک زمانه فلیتمسّک بدینه ولا یجعل للشیطان إلیه سبیلاً بشکّه فیزیله عن ملّتى و یخرجه عن دینى، فقد أخرج أبویکم من الجنّه من قبل، و إنّ اللّه عزّوجلّ جعل الشیاطین أولیاء الذین لایؤمنون.(۱۸)

سوگند به آنکه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزید، [ امام ] قائم از فرزندان من، براساس پیمانى که ازجانب من برعهده اوست، از دیده ها پنهان می شود تا آنجا که بیش تر مردم می گویند: خدا نیازى به خاندان محمد ندارد. و گروهى دیگر در ولادت او شک می کنند. پس هر کس زمان او را دریابد بایستى به دین او درآویزد و به واسطه شک خود براى شیطان راهى به سوى خود باز نسازد، تا شیطان او را از آئین من زائل و از دین من بیرون نکند. همچنانکه پیش از این پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد. به درستى که خداوند عزّوجلّ شیطان را سرپرست (ولیّ) کسانى که ایمان ندارند، قرار داده است.

  1. فضیلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدی(علیه السلام)

موضوع دیگرى که در زمینه باور مهدوى در کلام امام رضا(علیه السلام) یافت می شود، موضوع «انتظار فرج» یا چشم به راه گشایش بودن است. آن حضرت در روایات متعددى به موضوع فضیلت انتظار فرج اشاره کرده اند. از جمله در روایتى خطاب به «حسن بن جهم» که از ایشان در مورد «فرج» می پرسد، می فرماید:

أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدرى إلاّ أن تعلّمنی. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج.(۱۹)

آیا می دانى که انتظار فرج [ جزیى ] از فرج است؟ گفتم: نمی دانم مگر اینکه شما به من بیاموزید. فرمود: آرى انتظار فرج، جزیى از فرج است.

در روایت دیگرى نیز می فرماید:

ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: «و ارتقبوا إنّى معکم رقیب»۲۰ «وانتظروا إنّى معکم من المنتظرین»(۲۱) فعلیکم بالصبر إنّما یجی ء الفرج على الیأس و قدکان الذین من قبلکم أصبر منکم...(۲۲).

چه نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا سخن بنده صالح خدا [ شعیب ] را نشنیدى که فرمود: «و انتظار برید که من [ هم ] با شما منتظرم» و «پس منتظر باشید که من [هم] با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباری؛ چرا گشایش بعد از ناامیدى فرا می رسد و به تحقیق کسانى که پیش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.

و بالاخره در روایت بسیار زیبایى فضیلت انتظار را این گونه بیان می کنند:

… أما یرضى أحدکم أن یکون فى بیته ینفق على عیاله ینتظر أمرنا فإن أدرکه کان کمن شهد مع رسول اللّه ، صلی اللّه علیه و آله، بدرا، و إن لم یدرکه کان کمن کان مع قائمنا فى فسطاطه...(۲۳).

… آیا هیچیک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند، نفقه خانواده اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنین حالى از دنیا برود مانند کسى است که به همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در [نبرد] بدر به شهادت رسیده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نیاید مانند کسى است که به همراه قائم ما و در خیمه او باشد.

  1. ظهور امام مهدی(علیه السلام)

موضوع دیگرى که در روایات رضوى به آن پرداخته شده، موضوع ظهور امام مهدى و آثار و پیامدهاى آن است. از جمله در روایتى که «حسین بن خالد» آن را نقل می کند آن حضرت در پاسخ این پرسش که:

یا ابن رسول اللّه و من القائم منکم أهل البیت؟

اى فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت کیست؟

می فرماید:

قال الرابع من ولدى ابن سیّده الإماء، یطهّر اللّه به الأرض من کلّ جور و یقدّسها من کلّ ظلم، [و هو] الذى یشکّ الناس فى ولادته و هو صاحب الغیبه قبل خروجه. فإذا خرج أشرقت الأرض بنوره [بنور ربّها] و وضع میزان العدل بین الناس فلایظلم أحد أحدا، و هوالذى تطوى له الأرض ولایکون له ظلّ و هوالذى ینادى مناد من السماء یسمعه جمیع أهل الأرض بالدّعاء إلیه یقول: ألا إنّ حجه اللّه قد ظهر عند بیت اللّه فاتّبعوا فإنّ الحقّ معه و فیه و هو قول اللّه عزّوجلّ: «إن نشأ ننزّل علیهم من السماء آیه فظلّت أعناقهم لها خاضعین»(۲۴)(۲۵)

چهارمین از فرزندان من، فرزند سرور کنیزان، کسى است که خداوند به واسطه وى زمین را از هر ستمى پاک و از هر ظلمى پیراسته می سازد و او کسى است که مردم در ولادتش شک می کنند و او کسى است که پیش از خروجش غیبت می کند و آنگاه که خروج کند زمین به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در میان مردم میزان عدالت را برقرار کند و هیچکس به دیگرى ستم نکند واو کسى است که زمین براى او درهم پیچیده می شود و سایه اى براى او نباشد و او کسى است که از آسمان ندا کننده اى او را به نام ندا کند و به وى دعوت نماید به گونه اى که همه اهل زمین آن ندا را بشنوند، می گوید: «آگاه باشید که حجت خدا در کنار خانه خدا ظهور کرده است پس او را پیروى کنید که حق با او و در اوست» و این همان سخن خداى تعالى است که فرمود: «اگر بخواهیم از آسمان برایشان آیتى نازل می کنیم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند».

  1. دعا به امام مهدی(علیه السلام)

میان امام رضا(علیه السلام) و امام مهدی(علیه السلام) آنچنان پیوند قلبى وجود داشته که آن حضرت از سالها پیش از تولد نسل چهارم خود با بیانهاى متعدد و متفاوت او را دعا کرده و نصرت و یاریش را از خداوند طلب کرده است. در یکى از این دعاها چنین می خوانیم:

أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصدا یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لایشرک بک شیئا ولاتجعل لأحد من خلقک على ولیّک سلطانا وائذن له فى جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنى من أنصاره إنّک على کلّ شی ء قدیر.(۲۶)

خداوندا! [امور] بنده و جانشین ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پیامبران و رسولات را اصلاح کردی؛ او را با فرشتگانت دربر گیر و با روح القدس از جانب خودت یارى کن؛ در پشت سر و پیش روى نگهبانانى قرار ده که او را از بدى درامان دارند؛ بیم و نگرانى او را تبدیل به امنیت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسى را براى تو شریک نگیرد؛ هیچیک از آفریدگانت را بر ولیّ ات مسلط مساز؛ اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از یاران او قرار ده؛ چرا که تو بر همه چیز توانایى.

ابراهیم شفیعی سروستانى

پى نوشتها:

۱ .ر.ک: مؤسسه المعارف الإسلامیه، معجم أحادیث الإمام المهدى علیه السلام، ج۱ و ۲. در این کتاب ۵۶۰ حدیث که از طریق شیعه و اهل سنت از پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل شده جمع آورى شده است که البته این رقم بدون احتساب احادیث مشابه است.

۲ .ر.ک: همان، ج ۳و۴. مجموعه روایاتى که در این کتاب از امام باقر و امام صادق(علیه السلام) نقل شده، بدون در نظر گرفتن احادیث مشابه، افزون بر ۴۵۰ روایت است.

۳ .ر.ک: عزیزاللّه العطاردى الخبوشانى، مسند الإمام الرضا(علیه السلام)، ج۱، ص۲۲۸-۲۱۶.

۴ .ر.ک: معجم أحادیث الإمام المهدى، علیه السلام، ج۴، ص۱۷۹-۱۵۳.

۵ .ابو جعفر محمد بن الحسن بن فروّخ الصفّار القمى، بصائر الدرجات، ص۴۸۹، ح۸.

۶ .ر.ک: همان، ص ۴۸۹-۴۸۸، ح۴، ۶ و ۷؛ محمدبن یعقوب الکلینى، الکافى، ج۱، ص۱۷۹، ح۱۱؛ محمدبن على بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۷۲، ح۱.

۷ .محمد بن على بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۶۱؛ عزیز اللّه العطاردى، همان، ص۲۲۱، ح۳۸۵.

۸ .محمدباقر المجلسى، بحارالانوار، ج۵۱ ص۴۳، ح۳۱.

۹ .ر.ک: عزیزاللّه العطاردى، همان، ص۲۲۰، ح۳۸۴، ص۲۲۱، ح۳۸۶.

۱۰.محمد بن على بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، همان، ج۲، ص۳۷۲.

۱۱.همان، ص۳۷۶، ح۷.

۱۲.همان، ص۶۵۲، ح۱۲.

۱۳.همان، ص۳۷۰.

۱۴.همان، ص۴۸۰، ح۴.

۱۵.ظاهرا در اینجا از سوى راوى یا کسانى که از او نقل کرده اند اشتباهى رخ داده است؛ چرا که امام مهدی(علیه السلام) چهارمین فرزند امام رضا(علیه السلام) محسوب می شود نه سومین فرزند.

۱۶.محمد بن یعقوب الکلینى، همان، ج۱، ص۳۲۳-۳۲۲، ح۱۴؛ محمدباقر المجلسى، همان، ج۵۰، ۲۱، ح۷.

۱۷.«نوبه» ولایتى از بلاد سودان از اقلیم اول، به جنوبى مصر بر کنار رود نیل… هم اکنون نیمى از سرزمین نوبه جزو مملکت مصر و نیم دیگر جزو سودان است (على اکبر دهخدا، لغتنامه، ج۱۴، ص۲۰۱۵۸-۲۰۱۵۷). مراد از کنیز اهل نوبه (نوبیّه) مادر امام جواد(علیه السلام) است.

۱۸.محمدبن على بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج۱، ص۵۱.

۱۹.ابو جعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، کتاب الغیبه، ص۲۷۶؛ محمدباقر المجلسى، همان، ج۵۲، ص۱۳۰، ح۲۹.

۲۰.سوره هود(۱۱)، آیه ۹۳.

۲۱.سوره اعراف(۷)، آیه ۷۱.

۲۲.عبداللّه بن جعفر الحمیرى، قرب الاسناد، ص۲۲۴، به نقل از: عزیزاللّه العطاردى، همان، ص۲۱۷، ح۳۷۳.

۲۳.محمدبن یعقوب الکلینى، همان، ج۴، ص۲۶۰، ح۳۴.

۲۴.سوره شعرا(۲۶)، آیه ۴.

۲۵.محمدبن على بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج۲، ص۳۷۲، ح۵.

۲۶.ابوجعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، مصباح المتهجّد، ص۳۲۶. به نقل از: معجم أحادیث الإمام المهدی(علیه السلام)، ح۴، ص۱۷۱.

منبع :موعود، مهر ۱۳۸۳، شماره ۴۷