پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » تاریخ و سیره » امام عسکری(ع) »

اوضاع سیاسی دوران امام حسن عسکری (علیه السلام)

اشاره:

تاریخ اسلام، بیان گر مظلومیت ها و جورهایی است که جائران بعد از رحلت آخرین سفیر الهی یعنی حضرت محمد مصطفی (صلی‌الله علیه و آله و سلم) بر خاندان پاک او روا داشته و کارنامه های سیاهی را از خود به یادگار نهاده اند. این مظلومیت ها و جورها بعد از رحلت پیامبر اسلام آغاز شده و با مرگ آخرین خلیفه اموی به پایان می رسد. با آمدن عباسیان دوره دیگری از رنج و مشقت اهل بیت شروع می‌شود. در این نوشتار از اوضاع سیاسی دوران امام حسن عسکری(علیه‌السلام) که از سوی عباسیان اعمال می‌گردید سخن گفته شده است.

از آن پس دوره جدید حکومتی با شعار حماسه از خاندان رسول (صلی‌الله علیه و آله و سلم) روی کار می آید که خواهان انتقام خون های به ناحق ریخته خوب ترین بندگان خدا یعنی ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ است. اما آن ها نیز روی تاریخ را سفید کردند، به گونه ای که ملت اسلام آرزوی حکومت امویان را در سر می پروراند.

دوره بنی عباس یا عباسیان به وسیله فردی خونریز و سنگدل به نام ابو العباس عبد الله بن محمد مشهور به سفاح پایه ریزی شد و همه شعارهای شان را زیر پا نهاده و فقط انتظارش را در اذهان باقی گذاردند. آن ها نیز یکی پس از دیگری، ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ را زیر فشار سیاسی و اجتماعی قرار داده و با ا ین کار باعث عقب ماندگی امت اسلام تا به امروز گشتند و از همه مهم تر این که آنان دست خبیث خود را به قتل شش امام معصوم یعنی امام صادق (علیه‌السلام) تا امام حسن عسگری (علیه‌السلام) آلوده ساختند.

امام حسن عسکری (علیه‌السلام) در زمان خلافت سه خلیفه عباسی زندگی و امامت می کرد که اولین خلیفه به نام معتز بالله بود که فرزند متوکل عباسی است که پس از برکناری مستعین در سال ۲۵۲ هـ.ق زمام امور را به دست گرفت.

در آن زمان ترکان تسلط زیادی بر امور کشور داشتند و به جای این که آنان مطیع خلیفه باشند، خلیفه مطیع آنان بود. که به طور خلاصه باید بیان داشت، دوران معتز، دوران درگیری او با ترکان بوده است. ترکان وقتی دیدند که معتز به قتل عام آن ها فکر می کند و در پی کشتن سران آن هاست، تصمیم گرفتند که دسته جمعی به نزد او بروند و او را ملامت کنند و از او پول بگیرند. ولی او از این کار امتناع ورزید، ترکان بر سرش ریختند و در نتیجه او را کشتند. که بعد از او «مهتدی» دومین خلیفه معاصر امام یازدهم (علیه‌السلام) و چهاردهمین خلیفه عباسی بود که بر مسند خلافت تکیه زد.

«مهتدی» از ابتدای خلافتش، عمر بن عبد العزیز، حاکم اموی را الگوی خویش قرار داد، او گاهی می گفت: در میان خلفای اموی حداقل یک فرد پاکدامن وجود داشت، برای ما بسیار شرم آور است که در میان خلفای عباسی کسی شبیه او نباشد.

از این رو، محلی برای دادرسی به شکایت مردم بنا کرد و خود شخصاً به دادخواهی می پرداخت. او امر به معروف و نهی از منکر می کرد و شراب و آوازه خوانی را ممنوع ساخت و هر روز جمعه برای اقامه نماز جمعه به مسجد جامع می رفت. و در دل شب با خدا خلوت می کرد و می گریست.(۱)

چنین کسی با چنین احوالی که ذکر شد، می بایست در رده اولیاء خدا قرار گیرد. اما می بینیم او که این چنین به درگاه باری تعالی اشک و فغان سر می دهد فرزند ارجمند پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) یعنی امام عسگری (علیه‌السلام) را در زندان قرار داده و حتی تصمیم بر قتل آن حضرت گرفته بود. کارهای مهتدی در جلب نظر عام و خاص زمینه توطئه ترکان بر او را فراهم ساخت که منجر به کشته شدنش گردید. در زمان مهتدی، شورش های زیادی به وقوع پیوست که مشهورترین آن، قیام صاحب الزنج می باشد.

او مدعی بود که او ذریه اهل بیت است. او خود را علی بن محمد بن احمد بن عیسی بن زید بن علی بن حسن بن ابی طالب می دانست اما اعمالش مناقض یک دیگر بودند و کودکان و افراد ناتوان را به قتل می رساند . از امام حسن عسگری (علیه‌السلام) درباره او سؤال کردند، حضرت فرمود:

«صاحب الزنج لیس منا اهل البیت او لیس من اهل البیت.(۲) او از ما نیست بلکه هیچ وقت از ما اهل بیت نبوده است».

بدین سان، امام (علیه‌السلام) با این بیان شیوا، او را رسوا و هم چنین ذهن عوام را از بدبینی و سوء ظن نسبت به اهل بیت ـ علیهم السلام ـ پاک ساخت.

«معتمد» سومین خلیفه عباسی معاصر امام حسن عسگری (علیه‌السلام) می باشد. او چهار سال از دوران امامت امام همام (علیه‌السلام) در مسند خلافت بود. مورخان درباره او نوشته اند: او فردی عیاش و مفسد الرای و اخلاق بود بدیهی است که کسی که مدام در مستی و جام و شراب غوطه ور باشد، دیگر جایی برای رسیدگی به امور دیگر ندارد. معتمد نیز مانند خلفای پیشین، همچنان امام عسگری (علیه‌السلام) را زیر فشار و زندان قرار داد. او دژخیمانی چون یحیی بن قتیبه و علی بن جرین را برای اذیت و آزار امام حسن عسگری (علیه‌السلام) گمارد.(۳) باید گفت که اوضاع سیاسی در زمان امام حسن عسگری (علیه‌السلام) دوران خفقان و فشار و سیاهی بود. بطوری که این فشار و خفقان بر اوج خود در زمان امام عسگری (علیه‌السلام) رسیده بود. و این به خاطر دو علت بود.

۱ـ در زمان امام یازدهم (علیه‌السلام) شیعه به صورت یک قدرت عظیم در عراق در آمده بود و همه می دانستند که این گروه، حکومت هیچ یک از عباسیان را مشروع نمی دانند و هیچ گاه سر تعظیم در برابر آن ها فرود نمی آورند.

۲ـ به دلیل این که امام یازدهم (علیه‌السلام) پدر منجی عالم بشریت است، خاندان عباسی و پیروان آنان از طریق روایات و اخبار متواتر می دانستند که آن کسی که تار و مار کننده حکومت های خود کامه و براندازنده طاغوتیان است، همان مهدی موعود (علیه‌السلام) و از نسل امام عسگری (علیه‌السلام) می باشد، به همین جهت پیوسته مراقب این امام همام بودند، تا بلکه بتوانند فرزندش را نابود کنند.(۴)

در این چنین شرایط بحرانی و جو خفقان حاکم بر جامعه که ارتباط مستقیم با شیعیان امکان پذیر نبود باید چاره ای اندیشید، لذا ائمه اطهار علیهم السلام از زمان امام صادق (علیه‌السلام) راه کاری نو برای ترویج دین مبین و انجام رسالت خویش ابداع کردند و آن استفاده از وکلا و نمایندگان در سایر مناطق بود.

البته عوامل دیگری نیز غیر از جو حاکم بر جامعه در تشکیل و گسترش سازمان وکالت، مؤثر بوده است.

پی نوشت:

  1. مسعودی، مروج الذهب، ج۴، ص۱۱۰.
  2. همان.
  3. طبسی، محمدجواد، حیاه الامام العسکری، ص ۲۰۲.
  4. جباری، محمدرضا، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه(ع)، ص۷۵.

منبع : نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه