شیعه شناسی » فروع دین » حج »

اهمیت و جایگاه حج در قرآن

اشاره

 حج نمونه و مدل کوچکی از اسلام بزرگ است. گویا خداوند متعال اراده نموده که اسلام را در همه ابعادش در یک عبادت جای دهد تا حاجی کل اسلام را یکباره تجربه نماید.از آنجا که قرآن در راس منابع معتبر اسلامی و مورد اتفاق فریقین است لذا روش اصلی و اولیه این نوشتار مراجعه به خود قرآن است که تبیان لکل شیء‌ است سپس از سخنان معصومین که قرآن ناطق و بهترین مفسر قرآنند استفاده شده است.

 

مقدمه

قرآن این معجزه جاودان الهی، چشمه جوشانی است که هرگز خشک نمی گردد. دریای بیکرانی که به عمقش نمی توان رسید[۱]. سفره گسترده ای که هرکس به اندازه ظرفیتش و به میزان تشنگی اش از آن بهره می گیرد[۲].

کتاب عزیزی که در فتنه ها باید به او پناه برد[۳] و در ارزیابی آراء و انظار و تمایلات آنرا باید محور قرار داد. کتاب جاودانی که پا به پای زمان جریان دارد. شگفتی های آن هرگز تمام شدنی نیست و نوآوری های آن تا ابد به کهنگی نمی گراید[۴] و تا روز قیامت کلامی تازه و نزد هر فرد شاداب و زنده خواهد بود و آهنگ نغمه های فرح بخش آن در هر زمان سخن تازه ای دارد و تشنگان را سیراب می نماید[۵]. اما هرگز از آن سیراب نمی گردند[۶]. دارویی که هیچ دردی با او باقی نمی ماند. نوری که هیچ ظلمتی با او جمع نمی شود[۷]. در عظمت قرآن همین بس که کلامی است از خداوند بزرگ و تراوشی است از علم بی انتهای او که هرگز پنجه محدود فکر بشر نمی تواند به همه اسرار و گنجینه های نهفته در آن دست پیدا کند. تو گویی قرآن اقیانوس ژرفی است که هرچه بررسی و تحقیق بیشتر، رموز و اسرار آن متجلی تر می‌گردد. یکی از گنجینه های نهفته در کلام الهی، مراسم باشکوه حج است که هرچه بررسی و تحقیق در اطراف آن بیشتر گردد، معارف و رموز و اسرار آن آشکارتر می گردد.

حضرت امام خمینی (ره) احیاگر حج ابراهیمی در پیامی به حجاج بیت الحرام فرمود: اندیشمندان و غواصان و درد آشنایان امت اسلامی اگر دل به دریای معارف آن بزنند… از صدف این دریا گوهرهای هدایت و رشد و حکمت و آزادگی را بیشتر صید خواهد نمود و از زلال حکمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت[۸].

پیامبر گرامی اسلام در یک بیان نورانی حج را عصاره اسلام و معادل شریعت دانسته است. والخامسه الحج و هی الشریعه[۹].

همچنان که مرحوم شیخ صدوق (ره) در کتاب شریف خصال ضمن اشاره به این روایت فرمود: قد جاء‌ فی تعلیل الرسول للحج ضمن تعلیله لسائر الفرائض بانه معادل لتمام الشریعه[۱۰].

مرحوم صاحب جواهر در دائره المعارف فقهی شیعه، حج را اینگونه تعریف نموده است: هو من اعظم شعائر الاسلام و افضل ما یتقرب به الانام الی الملک العلام… فهو حینئذ ریاضه نفسانیه و طاعه مالیه و عباده بدنیه قولیه و فعلیه و جودیه و عدمیه و هذا الجمع من خواص الحج من العبادات التی لیس فیها اجمع من الصلوه و هی لم تجمع فیها ما اجتمع فی الحج من فنون الطاعات… و علی کل حال فللحج اسرار و فوائد لایمکن احصاؤها. سپس فرمود ومن‌هناو ردان ان الحج المبرور لا یعد له شیء[۱۱]. هیچ چیز با حج برابری نمی‌کند.

سخن گفتن و قلم زدن پیرامون فریضه ای که آیینه تمام نمای اسلام و جلوه گاه شریف است کاری بس دشوار بلکه تمام نشدنی است. همچنان که رییس مذهب شیعه حضرت جعفربن محمد الصادق (علیه السلام) در پاسخ سوال زاره (یابن رسول الله چند سال است از شما درباره حج می پرسم شما پاسخ می فرمایید) فرمود ای زاره خانه ای که دو هزار سال پیش از آدم به سوی آن حج گزارده می شود آیا می شود مسائل آن در عرض چهل سال پایان پذیرد؟ [۱۲]

اما از باب ما لا یدرک کله لا یترک کله نوشته ای که در پیش رو دارید با بضاعت اندک در اهمیت حج تدوین گشته و کوششی است اندک در جهت آشنا نمودن زائران خانه خدا با حج ابراهیمی تا با آگاهی بیشتر در مراسم حج شرکت نمایند و این فرصت استثنایی را با انجام مراسم تشریفاتی و بی روح از دست ندهند.

۱. ویژگیها و تأکیدها در نحوه بیان تشریع حج

و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا و من کفر فان الله غنی عن العالمین[۱۳]

حج یکی از واجبات الهی است که در تمام ایام عمر یکبار با شرائط خاصی واجب می‌شود و این آیه از آیاتی است که دلالت بر وجوب حج دارد اما نحوه بیان وجوب حج در این آیه کریمه بگونه‌ای است که در هیچ یک از واجبات دیگر به چشم نمی‌خورد، بیان وجوب حج در این آیه مانند بیان وجوب نماز و زکات نیست بلکه به منزله میثاق و عهد الهی است که بر گرده همه انسانها گذاشته شده است از این رو تعبیر وجوب حج به سیاق خطاب امری آن گونه که در مورد سایر عبادات بیان شده، نیست بلکه در قالب میثاق و عهد مخصوص الهی با اسم جلاله در حالیکه مقدم بر متعلق خود گردیده بیان شده است که در هیچ یک از عبادات دیگر نمونه ندارد چنانکه امام صادق(علیه السلام) در این زمینه فرمود … اعلم بان الله تعالی لم یفترض الحج و لم یخصه من جمیع الطاعات باضافه الی نفسه بقوله عز و جل و لله علی الناس[۱۴]

پس حج پیمان و عهدی است میان خداوند و بندگان او که بهر طریق شده باید از عهده آن برآیند و به هیچ وجه از انسانهای مستطیع ساقط نمی‌شود و اگر خودش معذور شد باید نائب بگیرد بطوری که این عهد و میثاق با مرگ هم ساقط‌شدنی نیست.

نکته قابل توجه دیگر در این آیه این است که بجای لم یحج یا من ترک الحج از کلمه کفر استفاده شده است و بدین طریق ترک حج مساوی با کفر عملی معرفی شده است و چنین تعبیر در مورد هیچ ترک واجبی در آیات قرآن نمونه ندارد.[۱۵]

بعلاوه ذکر استغناء که دلالت بر نهایت خشم خداوند و خذ لان تارکین حج دارد با ضمیمه اداه تأکید(ان) و اسم ظاهر(الله) بجای ضمیر و تعبیر ان الله غنی عن العالمین بجای ان الله غنی عنهم که نوعی تعمیم را می‌رساند، همه اینها اهمیت و جایگاه ویژه حج را بیشتر مشخص می‌نماید.

چنانکه استفاده از جمله خبری برای تشریع وجوب حج بجای صیغه امری[۱۶] خصوصاً بصورت جمله اسمیه[۱۷] آنهم با تقدم خبری که اسم ذات است در قالب لفلان علی کذا که بقول بعضی از مفسرین از بلیغ‌ترین الفاظ در افاده وجوب است[۱۸] بانضمام اینکه در تشریع حج ابتدا

فرمود علی الناس، سپس آنرا تخصیص به مستطیع زد که نوعی توضیح و تفصیل بعد از ابهام و اجمال آنهم در قالب بدل[۱۹] توجه به همه این نکات شدت اهتمام قرآن نسبت به امر حج را اثبات می‌کند که در هیچ یک از عبادات دیگر سابقه ندارد.[۲۰]

جالب توجه این است که همه این نکات در ضمن یک آیه بکار برده شده است. ضمناً از تقدم خبر (لله) بر مبتداء (حج‌البیت) حصر استفاده می‌شود یعنی فقط برای خدا انجام پذیرد.

۲. جامعیت حج و گستردگی ابعاد آن

از جمله چیزهایی که دلالت بر اهمیت فوق‌العاده و منحصر به فرد حج دارد وجود ابعاد مختلف و منافع وسیع و احیاناً متضاد حج است که این چنین وسعت و گستردگی در هیچ یک از عبادت دیده نمی‌شود و این از مختصات حج است خداوند متعال در خطاب به حضرت ابراهیم(علیه السلام) فرمود: مردم را دعوت به حج نمائید تا منافع خود را درآن بیابید.  اذن فی الناس بالحج … لیشهدوا منافع لهم[۲۱]

عمومیت و گستردگی حج از اطلاق منافع و تکنیر آن که دلالت بر تکثیر منافع یا تنویع منافع دارد استظهار می‌شود که مفسرین با تعبیرات گوناگون به این وسعت اشاره نموده‌اند بعضی‌ها گفته‌اند یک نوع منافع دینی و دنیوی است که در هیچکدام از عبادت دیگر به چشم نمی‌خورد[۲۲] بعضی دیگر نوشته‌اند: حج محل تلاقی تمام دنیا و آخرت مسلمین است[۲۳] و گروه دیگر گفته‌اند در آیه مبارکه، منافعهم و یا المنافع بکار برده نشد تا تصور یکنوع خاص از منافع به ذهن تداعی نکند[۲۴] همچنان که مرحوم صاحب جواهر در این باره فرمود:

و هذا الجمع (الحج ریاضه نفسانیه و طاعه مالیه و عباده بدنیه قولیه و فعلیه وجودیه و عدمیه …) من خواص الحج من العبادات التی لیس فیها اجمع من الصلاه و هی لم تجتمع فیها مـااجتمــع‌فی‌الحـج‌من‌فنــون‌الطاعـات…وعلـی‌کل‌حال فللحج اسرار وفوائد لا یمکن احصاؤها[۲۵]

چنانکه مقام معظم رهبری حضرت آیه … خامنه‌ای در این زمینه فرمود: فریضه حج از  جمله تکالیف نادری است که در آن ابعاد متعدد و متنوع مربوط به زندگی فرد و سلوک جمعی به شکل با شکوه و دارای تأثیر عمیق در تن و جان اندیشه و نیز در منش و روش آدمی گنجانده شده و درست گذاردن آن می‌تواند او را به توفیقات بزرگی در همه عرصه‌های مادی و معنوی نائل سازد.[۲۶]

پس حج در میان عبادات الهی از همه باشکوهتر و گسترده‌تر و دارای ابعاد گوناگون است که در هیچ عبادت دیگر در یک جا جمع نشده است. پس اگر بخواهیم جان و روح ما تصفیه شود، اگر بخواهیم صحنه مرگ و معاد در جان ما ریشه بدواند و فرهنگ غنی اسلام در جوامع مسلمین تقویت یا احیاء شود و هر گونه ریشه فرهنگ استعماری و وابستگی از جوامع مسلمین زدوده گردد و بجای تفرقه و نفاق بذر اتحاد کاشته شود، اگر بخواهیم بنیه اقتصادی کشورهای اسلامی تقویت گردد و استقلال و حاکمیت و حریت و حمیت دینی عینیت یابد، اگر بخواهیم به فریاد مظلومانه پاسخ داده شود و از مشکلات سیاسی و اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی یکدیگر آگاه و در رفع آن تلاش شود و در یک کلمه اگر بخواهیم دین و دنیا ما استوار بماند بهترین موقعیت مناسب، موسم حج است. چنانکه نبی مکرم اسلام فرمود: من اراد الدنیا و الاخره فلیؤم هذا البیت[۲۷]

۳. حج دعوت همگانی – فراخوان عمومی

اذن فی الناس بالحج[۲۸]

همه فرائض و واجبات اسلامی متوجه مؤمنین است چنانکه در مورد روزه فرمود یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام[۲۹]

یا درباره نماز فرمود: یا ایها الذین آمنوا اذ اقمتم الی الصلوه … [۳۰]

اما امتیازات حج این است که متوجه عموم مردم است یعنی حج مثل نماز و روزه و … نیست

که متوجه مومنین فقط باشد بلکه همچون پرستش خدا یک اعلان عمومی است: یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم[۳۱]

چنانکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) بعد از بازسازی کعبه مأمور شد که اعلان عمومی در بین مردم بنماید و اذن فی الناس بالحج[۳۲] همچنانکه وجوب و تشریع حج هم متوجه ناس و مردم است و لله علی الناس حج البیت[۳۳]

تا آنجا که بعضی از مفسرین در توضیح این آیه گفته‌اند بجای لله علیه حج البیت لله علی الناس حج البیت بکار برده شده[۳۴] تا اشعار به علیت وجوب حج داشته باشد که هو کونهم ناسا[۳۵] چنانکه قبل از این جمله هم فرمود و هدی للعالمین. و ظاهراً بخاطر همین عمومیت بوده که وقتی این آیه مبارکه نازل شد پیامبر مکرم اسلام سران کسانی که معتقد به مبدأ بودند (یهود – نصاری. مجوس – صائبی – مشرکین و مسلمین) را جمع نمود و این آیه را بر آنها تلاوت کرد و فرمود خداوند حج را بر شما واجب نموده است. شاهد دیگر بر عمومیت حج، این است که خداوند متعال اصل بناء کعبه را برای مردم قرار داده است.

ان اول بیت وضع للناس[۳۶]

و برای تأکید بیشتر فرمود: جعلناه، للناس سواء العاکف فیه و …[۳۷]

از سوی دیگر در بیان فوائد و آثار حج باز تکیه بر ناس شده است: جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاما للناس[۳۸] اذن فی الناس بالحج … لیشهدوا منافع لهم[۳۹] و اذ جعلنا البیت مثابه للناس[۴۰]

بلکه امام رضا(علیه السلام) در این زمینه فرمود: و ما فی ذلک لجمیع الخلق من المنافع … و منفعه من فی المشرق و المغرب و من فی البحر و البر ممن یحج و من لم یحج[۴۱]

یعنی خیرکات و برکات حج نه تنها شامل زائران بلکه شامل همه مردم چه آنها که در مراسم حج شرکت کرده و چه ننموده‌اند می‌شود. پس حج یک امر عمومی است و منافع و آثار و فوائد آن اختصاص به گروه خاصی ندارد و همه مردم نسبت به آن یکسانند. جعلناه للناس سواء العاکف فیه و الباد[۴۲]

همچنانکه کعبه ملک هیچ کسی نیست بلکه خانه آزاد خداست و همه مردم در آنجا یکسانند گویا منزل خود آنهاست از این رو می‌توانند نماز را در آنجا تمام بخوانند و هیچ کس هم حق جلوگیری از ورود کسی را ندارد و من یرد فیه بالحاد نذقه من عذاب الیم.[۴۳]

پس از آیه الذی جعلناه للناس سواء العاکف فیه و من یرد فیه بالحاد نذقه من عذاب الیم لااقل دو نتیجه گرفته می‌شود.

۱. حرم متعلق به همه است مختص گروه و مذهب خاصی نیست.

۲. تقدم عاکف[۴۴] بر بادی[۴۵] توجیهی ندارد پس کسی حق ندارد عبادت مسلمین را در چهارچوب یک مذهب منحصر نماید و عقائد دیگر مذاهب مسلمین را محدود و آزادی عمل در عبادت را از آنها سلب کند چنانکه حضرت امام خمینی(ره) در این زمینه فرمود: هیچ شخصی و رژیمی و طائفه‌ای حق تقدم در آنرا ندارد اهل بادیه و صحرانشینان و خانه بدوشان با عاکفان کعبه و شهرنشینان و دولتمردان در آن یکسانند این بیت معظم برای ناس بنا شده است.[۴۶]

۴. اهمیت حج از جهت مکان

حج علاوه بر مطالب گذشته، از جهت مکان برگزاری هم دارای ویژگیهای خاصی است که در هیچ یک از عبادات دیگر وجود ندارد و آن ویژگیها عبارتند از:

الف) نخستین معبد و با ارزشترین مکان در روی کره زمین

ب) خانه خدا

ج) کانون توحید

د) تجلی‌گاه نشانه‌های روشن الهی

هـ) منطقه امن بین المللی

د) پناهگاه عمومی

الف) نخستین معبد و با ارزشترین مکان در روی زمین

ان اول بین وضع للناس للذی ببکه مبارکا و هدی للعالمین[۴۷]

قرآن کریم کعبه را بعنوان نخستین خانه توحید و با سابقه‌ترین معبد عمومی در روی کره زمین معرفی نمود که هیچ معبدی پیش از آن مرکز عبادت خدا نبوده است و کعبه با این سابقه مقدس، بر بیت المقدس ترجیح یافت و قبله جهانیان گردید و خداوند این سابقه را بعنوان مزیتی در پاسخ ایراد و طعن یهود در تغییر قبله ذکر می‌نماید چونکه بر اساس شأن نزولی که درکتب تفسیری فریقین در ذیل آیه مبارکه نقل شده، یهودی ها در برابر تغییر قبله، عکس العمل نشان دادند و گفتند: ان بیت المقدس افضل من الکعبه و احق بالاستقبال و ذلک لانه وضع قبل الکعبه و هو ارض المحشر و قبله جمله الانبیاء[۴۸]

در پاسخ به این ایراد، آیه مذکور نازل شد که کعبه بخاطر سابقه‌اش تقدم بر بیت‌المقدس دارد و قبل از کعبه هیچ معبدی در روی زمین وجود نداشت و الا اولیت این آیه باطل خواهد شد و به تعبیر حضرت آیه الله جوادی آملی ظاهر اطلاق آیه این است که کعبه اولین مسجد جهانی است که هیچ پیامبری غیر از کعبه قبله نداشته است، از آنجائی که طبق آیات ۳۱ و ۵۸ و ۵۹ مریم همه انبیاء سجده می‌نمودند و نماز داشتند ناچار به ستمی بوده اگر بگوئیم قبلهغیر از کعبه بوده با اطلاق آیه سازگاری ندارد.[۴۹]

 مراد از اولیت

اقوال و توجیهات مختلقی نقل شده است. فی کونه مبارکا و هدی للعالمین. اول بیت وضع للعباده. اول بیت ظهر علی وجه الماء عند خلق السماء و الارض. اول بیت بناه آدم فی الارض و اولیت در فضل و شرف[۵۰] قدر متقین از اولیت با عنایت به سیاق آیه و اطلاق آن و بعض روایات، اولیت در معبد عمومی و فضل و شرف خواهد بود چونکه:

اولاً: این آیه همچنانکه اشاره شد در پاسخ به اعتراض یهود در مورد تغییر قبله، نازل شد از آنجائی که در اعتراض آنها هم سبقت زمانی و هم فضل و شرف برای بیت المقدس ذکر شده بود این آیه هم که در پاسخ آنهاست لااقل هر دو را در بر خواهد داشت.

ثانیاً: با عنایت به اینکه سیاق در بیان مزایای بیت الله است پس مقصود اصلی از ذکر اولیت بیان فضیلت است و از آنجایی که صرف قدمت تاریخی دلیل بر فضیلت چیزی نمی‌شود و نفاست و قداست به ارمغان نمی‌آورد پس یک چیز دیگر هم باید در کنار این قدمت تاریخی باشد تا باعث ارزش شود و آن در اینجا معبد بودن است چنانکه غالب مفسرین اعم از خاصه و عامه در تفسیر وضع للناس گفته‌اند مراد وضع بیت برای عبادت مردم است[۵۱] چونکه وضع للناس در مورد کعبه معانی غیر از این نخواهد داشت مؤید آن، روایتی است که از علی (علیه السلام) نقل شده که آن حضرت فرمود:

… و لکنه کان اول بیت وضع لعباده الله [۵۲]

شاهد دیگر اطلاق کلمه عتیق بر بیت الله[۵۳] است چونکه عتیق در لغت به چیزی گویند که هم قدمت تاریخی دارد و هم از قداست برخوردار باشد.[۵۴] از این رو به چیزی که یکی از این دو را نداشته باشد عتیق اطلاق نمی‌گردد.

پس کعبه با سابقه‌ترین معبد و با ارزش‌ترین مکان در روی زمین است جائی که از سالیان بسیار دور انبیاء و اولیاء و بندگان خدا در آنجا به عبادت خدا مشغول بوده‌اند و آن فضا را با عبادت خود معطر و منور و قداست بخشیدند، مکان مقدسی که واضع آن خداوند متعال است چونکه در جمله وضع للناس نائب فاعل مردم قرار داده شده است پس واضع غیر مردم خواهد بود.

ب) خانه خدا

در بحث قبل اثبات شد که کعبه اولین معبد عمومی در روی زمین و با ارزش‌ترین مکان است اما مشخص نگردید که این خانه متعلق به کیست. در این بخش با استناد به آیات الهی استنباط خواهد شد که کعبه خانه خداست. و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتی …[۵۵] و اذ بوانا لابراهیم مکان البیت ان لا تشرک بی شیئا و طهر بیتی … [۵۶]

در عظمت این خانه همین بس که خود خداوند متعال در این دو آیه مبارکه، این خانه را به خودش نسبت داد و این تنها خانه‌ای است که به خداوند استناد شده است و در مورد دیگری حضرت ابراهیم(علیه السلام) این خانه را به خداوند منان نسبت داد: ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم[۵۷]

از آنجایی یکه عظمت و عزت خداوند قابل تصور نیست خانه‌ای را که خود خدا به خودش نسبت داد هم قابل تصور نخواهد بود از این رو دو تا از بهترین بندگان خود یعنی ابراهیم و اسماعیل را مأمور تطهیر آن کرد چونکه این خانه متعلق به اوست هر کسی نمی‌تواند آن را تطهیرکند، چنانکه مشرکین به احترام این خانه حق ورود در آن، بلکه نزدیک شدن آنرا ندارند: انما المشرکین نجس فلا تقربوا المسجد الحرام[۵۸]

بلکه مسلمین و مؤمنین هم بدون جواز عبور و لباس احرام و رمز مخصوص حق ورود ندارند و اگر اشتباهاً عبور کردند باید برگردند اگر به موسی خطاب شد: فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی[۵۹]. ای موسی این سرزمین مقدس طوی است کفشهایت را دربیاور.

اما زائر خانه خدا هنوز به وادی مقدس کعبه نرسیده بلکه فرسنگ‌ها مانده باید کفش و کلاه و… را در آورد چونکه خانه، خانه خداست و بخاطر همین خانه است که منطقه‌ای حرم امن الهی و مقدس و محترم شمرده شده که شامل شهر مکه و بخشی از اطراف آن می‌گردد و دارای احکام و خصائص ویژه‌ای گشته است.

پس کعبه خانه[۶۰] خداست و سفر حج بسوی بیت الله است پس هر کس در روی کره زمین بخواهد به زیارت خانه خدا برود باید آهنگ حج کند و از آنجائی که سفر حج الی الله است پس هر کس بخواهد صاحبخانه را با چشم دل ببیند باید از نزدیک مهمان او شود مگر می‌شود کسی به مهمانی برود آن هم مهمانی چند روزه و بر سر سفر اکرام او بنشیند اما وجود میزبان را احساس نکند و با چشم دل نبیند همچنانکه حسین بن علی(علیه السلام) در دعای عرفه فرمود: عمیت عین لا تری

ج) کانون توحید

و اذ بوّانا لابراهیم مکان البیت ان لا تشرک بی شیئاً و طهر بیتی للطائفین و القائمین والرکع السجود[۶۱]

با عنایت به وقوع نکره در سیاق نهی که مفید عموم است استظهار می‌شود که جایگاه کعبه بر توحید صرف بنا شده است که هیچ نوع شرکی اعم از شرک جلی و خفی در آن مکان نباید راه داده شود. و از سوی دیگر با توجه به اینکه کلمه آن در ان لا تشرک بی، أن مفسره است یعنی این جمله، تفسیر تبوئه می‌باشد، فهمیده می‌شود که هدف از جای دادن ابراهیم در این مکان برای این بود که تنها خدا پرستیده شود و هیچ چیزی شریک او قرار داده نشود پس هدف از تبوئه (جای دادن ابراهیم) این نبود که این مکان محل سکنی او قرار گیرد. در دنباله این آیه به هدف دیگری برای تبوئه ابراهیم(علیه السلام) اشاره می‌کند و می‌فرماید: و طهر بیتی لطائفین … یعنی نه تنها ابراهیم هیچ چیز را در این مکان نباید شریک او قرار دهد بلکه باید برای زائران و طواف کنندگان کانون توحید احداث نماید و از هر گونه مظاهر شرک و کفر و هر چه شائبه غیر می‌رود پاکسازی نماید تا بندگان او در کنار خانه‌اش فقط به او بیندیشند و او را عبادت کنند و درس توحید بیاموزند.

پس در این آیه کریمه دو چیز هدف تبوئه ابراهیم (علیه السلام) در کنار خانه خدا قرار داده شد یکی نفی و دیگری اثبات، اولی مربوط به شخص ابراهیم (علیه السلام) است که هدف از اسکان او این است که هرگز به او شرک نورزد و اساس خانه را بر توحید استوار کند و بعد از اینکه خودش موحد شد باید این خانه را طوری پایه‌گذاری کند که خالی از هر گونه شائبه شرک و کفر باشد تا دیگران هم فقط او را عبادت کنند. شاهد دیگر بر اینکه این مکان کانون توحید است استعمال ضمیرمتکلم وحده (بی و بیتی) در دو جای این آیه است یعنی خداوند با ضمیر متکلم وحده به خودش‌نسبت داد یعنی‌خانه خداست پس فقط باید خدا پرستیده شود و به تعبیر مرحوم علامه طباطبائی بیت را به خود نسبت داد تا بفهماند که این خانه مخصوص عبادت من است لاغیر[۶۲] وبـه‌تعـبیربعـضی مفسـرین دیگـر، اضـافه البـیت الـی نفـسه یعـنی لا یلیـق ان یعبد فیه غیره.[۶۳]

و احتمالاً نامگذاری کعبه به بیت عتیق[۶۴] اشاره به همین مطلب فوق باشد این خانه آزاد است و کسانی صلاحیت طواف و عبادت به گرد بیت عتیق را دارند که از بند عبودیت غیرخدا آزاد شده باشند و یا لااقل با طواف دور این کانون توحید از هر نوع رقیت و بندگی غیرخدا آزاد شود و فقط سر به آستان خدا فرود آورد.[۶۵]

مؤید دیگر تکرار لاشریک لک لبیک در تلبیه می‌باشد یعنی از آنجائی که حاجی قصد ورود به سرزمین توحید و تجلی‌گاه توحید دارد از اول باید اساس خود را بر توحید و نفی غیر، بنا کند همچنانکه شاید وجه استحباب ورود به مسجد الحرام از باب بنی شبیه (محل دفن بت هبل در فتح مکه) برای این جهت باشد که این خانه از آنجائی که کانون توحید است ابتدا باید غیر خدا لگدمال، سپس وارد شد.

د) تجلی‌گاه نشانه‌های الهی

فیه آیات بینات مقام ابراهیم و من دخله کان آمنا و لله علی الناس حج البیت … [۶۶]

در این خانه نشانه‌های روشن الهی از توحید و معنویت و نبوت و امامت و ایثارگری‌ها و زندگی سراسر مبارزه حضرت ابراهیم (علیه السلام) … به چشم می‌خورد که قدم به قدم آن یادآور آیات و نشانه‌های فراوان الهی است که هر کس بخواهد این آیات را ببیند باید آهنگ این خانه کند و از طرف دیگر باید سعی و تلاش نماید تا این آیات را در جان خود مشاهده نماید و همچون‌ هاجر بعد از سعی و تلاش، به چشمه‌ای دست یابد.

مراد از آیات بینات[۶۷] چیست؟

مفسرین در تفسیر آیات بینات دو گونه اختلاف نموده‌اند یکی در تعیین مصادیق آیات بینات کـه این اختـلاف مهم نیست چونکـه از قبیل بیـان مصادیق است و هر مفسری بعض مصادیق آنرا ذکر کرده و ادعای انحصار آنرا هم ندارد.

اختلاف دیگر این است در این آیه کریمه چند تا از آیات بینات ذکر شده است. سه قول وجود دارد:

۱. بعضی از مفسرین گفته‌اند: در این آیه فقط یکی از آیات بینات که مقام ابراهیم(علیه السلام) باشد ذکر شده است اما از آنجایی که آیات جمع و مقام ابراهیم مفرد آورده شد چند توجیه نموده‌اند یکی اینکه مقام ابراهیم بمنزله آیات بینات است مثل خود ابراهیم که بمنزله یک امت مطرح شده است ان ابراهیم کان امه قانتا لله … [۶۸]

از این رو آلوسی در توضیح آن گفت: صح بیان الجمع بالمفرد بناءاً علی اشتمال المقام علی آیات متعدده بعد گفته: اگر چه مقام در ظاهر یک آیه است اما چند آیه را در خود جمع کرده است از جمله اثر قدمیه فی الصخره – عوصهما فیها الی الکعبین – ابقاءه علی ممر الزمان … حفظه علی الاعداء دون سائر آیات الانبیاء[۶۹]

و یا گفته‌اند تعداد آیاتی که در مقام ابراهیم وجود دارد این است که مقام هم دلالت بر قدرت خداوند دارد هم نبوت حضرت ابراهیم[۷۰] و هم می‌رساند که دین پیامبر اسلام بر دین ابراهیم استوار است.

توجیه دیگر اینکه مقام مصدر است از این رو جمع بسته نمی‌شود پس مقامات ابراهیم (علیه السلام) مراد است.[۷۱]

۲. قول دیگر این است که در این آیه مبارکه دو تا از آیات (مقام ابراهیم (علیه السلام) – و من دخله کان امنا) ذکر شده است یعنی نعمت امنیت هم بعنوان یکی دیگر از آیات بینات ذکر شده، همچنانکه خداوند متعال در موارد دیگر امنیت را بعنوان یکی از نعمتهایش به رخ مشرکین کشیده است: اولک یروا اناجعلنا حرما امنا ویتخطف الناس من حولهم افبا لباطل یؤمنون وبنعمه الله یکفرون[۷۲]

وجود نعمت امنیت در سرزمینی که مردم آن ربوده می‌شدند دلالت بر قدرت خداوند دارد پس چرا به باطل ایمان می‌آورند و شکر نعمت را بجا نمی‌آورند و به خداوند ایمان نمی‌آورند این قـائل در توجیه جمع بودن آیـات گفته است اگـر چـه مقام و امنیت تثنیه است و آیات جمع اما لفظ الجمع قد یستعمل فی الاثنین[۷۳]

۳. قول سوم که از همه معقول‌تر و احتیاج به توجیه‌های مذکور در قول اول و دوم ندارد این است که بگوئیم سیاق آیات در مقام بیان مزایای بیت الله است همچنانکه در آیه قبل در مقابل اعتراض یهود به برتری بیت المقدس بر کعبه سه مزایا برای کعبه را ذکر فرمود (اول بیت وضع للناس … مبارکا – هدی للناس) در دنباله آن هم یکی دیگر از مزایای کعبه را ذکر می‌کند (فیه آیات بینات) که خانه خدا را بعنوان تجلی‌گاه آیات روشنش معرفی کرده است و سپس سه تا از مهمترین آیات را ذکر نموده است.[۷۴] الف: مقام ابراهیم ب: تقریر الامن فیه . من دخله کان آمنا (توضیح این دو مطلب در ضمن اقوال قبلی بیان شد). ج: ایجاب حجه علی الناس المستطعین (و لله علی الناس حج البیت)

تذکر چند نکته

الف) ذکر این سه نشانه و علامت در آیه مورد بحث به معنی انحصار آیات بینات در این سه نیست بلکه از باب ذکر مهمترین آنهاست چنانکه مفسرین آیات دیگری هم ذکر نموده‌اند مانند زمزم. صفا و مروه – حجر اسماعیل – حجرالاسود. دوام و بقاء خانه خدا در طول تاریخ در برابر دشمنان سرسخت و …

همچنان که امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیات سؤال شد فرمود: مقام ابراهیم حیث قام علی الحجر فاترت فیه قد ماه و الحجر الاسود و منزل اسماعیل[۷۵]

مرحوم علامه طباطبائی هم در ذیل این روایت گفت: فی هذا المعنی روایات اخر ولعل ذکر هذه الامور من باب العدو ان لم تشتمل علی بعضها الایه[۷۶]

ب) بنابر قول‌سوم باید برای دوجمله آخری کلمه أن در تقدیر گرفت تا بدل یا عطف بیان برای آیات بینات واقع شود یعنی مقام ابراهیم و ان من دخله کان آمنا و ان الله علی الناس حج البیت. سپس بعنوان اختصار ان حذف شد پس معنی آیه این می‌شود مقام ابراهیم و امن من دخله و حج البیت من استطاع الیه سبیلا[۷۷]

اما مرحوم علامه طباطبائی فرمودند این تقدیر بنابر قول سوم لازم نیست.

پس کعبه تجلی‌گاه آیات روشن الهی و یادآور مبارزات و بندگی قهرمان توحید و تسلیم و رضای محض اسماعیل و ایثار و فداکاری هاجر و صبر و بردباری وضف ناشدنی رسول الله(ص) و مبارزات و حماسه‌های بی‌نظیر پرچم‌دار عدل و توحید امیرالمومنین(علیه السلام) و یادآور شکنجه شدن اصحاب رسول الله(ص) وبالاخره مکانی که سیزده روزاقامت درآن،سیزده سال خاطرات زمان رسول الله(صلی الله علیه و آله) را بهمراه دارد. از اینرو حضرت امام رضوان الله علیه فرمود: جای جای این سرزمین محل نزول و اجلال انبیاء بزرگ و جبرئیل امین و یادآور رنج‌ها و مصیبت‌های چند ساله‌ای است که پیامبر اکرم (ص) در راه اسلام و بشریت متحمل شده‌اند …[۷۸]

بناء کعبه یادآور ایثار و هجرت ابراهیم …[۷۹] اخلاص پدر و پسر[۸۰] و کوه صفا و مروه یادآور تلاش و سعی هاجر و یادآور دعوت عمومی پیامبر اکرم بر فراز این کوه . جبل النور یادآور نزول قرآن و جبرئیل امین .  مولد علی یادآور یکی از معجزات الهی، وخلاصه قدم به قدم آن یادآور آیات و نشانه‌های فراوان الهی است.

ﮬ: منطقه امن بین‌المللی

من دخله کان امنا [۸۱] واذ جعلنا البیت مثابه الناس وامنا [۸۲]

بر هیچ فرد عاقلی پوشیده نیست که بزرگترین نعمت برای هرانسان وجوامع انسانی وجود یک محیط امن و مطمئن است که افراد آن جامعه باکمال صفا و صمیمت به دور از هر نوع نفرت و تمایزات و تجاوزات در کنار هم بسر برند که تحقق چنین جامعه‌ و مرکزی از آرزوهای دیرینه بعضی از دانشمندان از زمان افلاطون تا عصر تمدن بوده و هست و سازمانها و جوامع بین‌المللی باتمام وسعت و خرج سنگین درصدد تحقق چنین آرمانی هستند اما تاکنون راه به جایی نبرده‌اند واز سوی دیگر ضرورت چنین منطقه و مکانی با توجه به دنیای پر آشوب و هیجان که شعله جنگ و نزاع و تفرقه سراسر عالم را فرا گرفته بر هیچ شخصی پوشیده نیست اما خداوند متعال طبق حکمت متعالیه‌اش قرنها قبل، منطقه‌ای را در یک نقطه زمین برای چنین اهداف مقدسی تأسیس وتامین نموده است که در هیچ جای دنیا چنین امنیتی وجود نداشته وندارد به حدی که حتی شکار حیوانات بلکه نشان دادن آن با گوشه چشم ممنوع می‌باشد آن هم درمنطقه‌ای که یتخطف الناس من حولهم، امنیتی که باعث سکون قلب و آرامش خاطر گردد[۸۳].  خصوصاً با عنایت به آیه دوم که جهت مبالغه از مصدر استفاده شده[۸۴] ووصف برای بیت قرار داده شد تادلالت بر امنیت خالص وواقعی بکند. چونکه ءامناً با أمناً باهم فرق دارند.

بعلاوه توجه به اطلاق ءامناً و أمناً در هر دو آیه ما را به مطلب دیگری رهنمون می‌کند که مراد، امن از دنیا و آخرت است چنانکه امام صادق (علیه السلام) در توضیح امنیت بیت‌الله فرمود: من أمَّ هذا البیت وهو یعلم انه البیت الذی امره الله عزوجل به و عرفنا اهل البیت حق معرفتنا کان ءامنا فی الدنیا والاخره[۸۵]

مؤید این روایت دودسته دیگر از روایات است که دسته‌ای بر امن دنیوی دسته دیگر بر امن اخروی دلالت دارند[۸۶].

این تامین الهی در حقیقت پاسخ به دعاهای مکرر حضرت ابراهیم در مورد امنیت آن منطقه است که بنو به خود حکایت از اهمیت این نعمت می‌کند خصوصاً با توجه به دعاهای هفتگانه ابراهیم[۸۷] که اولین درخواست خود راهمین نعمت قرار داده[۸۸] تا آنجا که این دعای امنیت را مقدم بر توحید ودوری از بت‌پرستی[۸۹] نمود همچنانکه خداوند در بیان عظمت این نعمت فرمود: اولم نمکن لهم حرمنا امنا[۹۰]. و در جای دیگر فرمود: اولم یرو انا جعلنا حرمنا امنا ویتخطف الناس من حولهم افبالباطل یومنون و بنعمه الله یکفرون [۹۱]

خداوند منان در یک سرزمین بحرانی که در همه جا کشتار و غارت بود یک منطقه‌ای را در امنیت قرار داد در حالیکه دربیرون این منطقه، انسانها ربوده می‌شدند وازآنجائیکه این نعمت بزرگ احتیاج به شکرگزاری عملی و اعتقادی داشت فرمود آیا بجای شکر و ایمان آوردن به خدا، سراغ باطل می‌روید و به نعمت خدا کفران می‌ورزید آنهم در خانه خدا در کانون توحید بسراغ بت و صنم می‌روید: بدلو نعمت الله کفراً …. و جعلو لله اندادا [۹۲].

همچنان که در این عصر هی خیلی از افراد بجای شکر این نعمت به دنبال بتهای شرق و غرب به راه افتادند و جعلو لله انداداً. سپس در دنباله آیه چنین نتیجه می‌گیرد: و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا او کذب بالحق لما جائه …[۹۳]

آیا ظلم و ستم از این برتر تصور می‌شود که انسان بجای شکر از نعمت و ایمان آوردن به خداوند،در بیت الله و کانون توحید به سراغ غیر الله برود که این بدترین نوع کفران نعمت است.

پس کعبه یک مرکز امن بین‌المللی است و بعنوان یکی از نعمت‌های بزرگ الهی در قرآن بشمار رفته است، نعمتی که شرط اساسی و عامل اولیه برای شکل‌گیری و قوام هر جامعه است و از سوی دیگر مظلومان تاریخ از سراسر عالم می‌توانند در این نقطه جمع بشوند و بدور از هر گونه وحشت فریاد خود را به گوش جهانیان برسانند تا چاره‌اندیشی شود ووجود چنین امانخانه‌ای تاثیر زیادی در جلوگیری از ظلم و تجاوز دارد که جهان بداندیک چنین جائی وجود دارد که به داد مظلوم و بی‌پناه رسیدگی خواهد کرد و از سوی دیگر چنین مرکزی فتح باب مذاکرات و رفع مخاصمات بین دول و ملل اسلامی خواهد شد و از ناحیه دیگر تکرار و تشکیل این کنگره در هر سال یکنوع آموزش تعلیم عملی امنیت به مسلمین عالم است تا نمونه‌هائی برای همه ایام سال و ایام عمردر طول زندگی باشد.

جمع‌بندی

۱. از آنجائی که خداوند متعال کعبه را امانخانه عمومی قرار داد پس هیچ فردی و گروهی حق نا امن کردی این مکان مقدس را ندارد.

۲. مراد از امنیت، امنیت تکوینی و تشریعی ودنیوی واخروی است واحتمالاً تکوینی قبل از اسلام هم وجود داشت(امنهم من خوف)اما تشریعی بعدازاسلام اضافه شد(من دخله کان امنا)

۳. بر همـه مسلمـین فرض و لازم اسـت که از فـرصت منـاسب و بی‌نظیر برای رفع تفرقه و مخاصمات به احسن وجه استفاده نمایند.

و: مرجع و پناهگاه عمومی

و اذ جعلنا البیت مثابه للناس وامنا [۹۴]

از آنجائیکه آیه در مقام یادآوری یکی از نعمتها به پیامبر اسلام یا مردم می‌باشد[۹۵] و با ضمیر متکلم مع‌الغیر آنرا به خودش نسبت داد و از سوی دیگر لفظ مثابه هم مطلق و هم با تاء مبالغه[۹۶] ذکر شده و از ناحیه دیگر مثابه یک لفظی است که معنای وسیعی بهمراه دارد بطوری که بعضی از مفسرین تا دوازده معنی برای آن ذکر کرده‌اند[۹۷] که توجه به همه اینها ولفظ الناس سبب توجه بیشتر به مثابه بودن خانه خدا خواهد شد خانه‌ای که ملجا ومرجع و پناهگاه همه مردم قرار داده شد، مکان مقدسی که نفع و ثواب مادی و معنوی بهمراه دارد خانه‌ای که محل بازگشت  وتوبه از گناهان فردی و اجتماعی وباعث تنبه وبیداری از هرگونه غفلت ولغزش و سبب سیراب از آب حیات زندگی خواهد شد.

تردیدی نیست که جامعه بشری بهنگام بروز اختلافات و تعدیات احتیاج به یک چنین ملجاء و مرجع بین‌المللی دارد که از یک سو متعلق به گروه و طائفه ودولت خاصی نباشد واز سوی دیگر مورد احترام همگانی باشد وچنین پناهگاهی در هیچ نقطه جهان برای هیچ ملتی و قبیله‌ای با چنین اوصاف وجود ندارد.

و از آنجائیکه کعبه پناهگاه همه مردم است (للناس) پس این مکان مقدس نباید برای عده‌ای خاص پناهگاه گردد اما برای عده دیگر شکنجه‌گاه و برای دسته دیگر قتلگاه گردد.

۵. اهمیت حج از جهت زمان

الحج اشهر معلومات[۹۸]

حج از جمله اعمالی است که باید در ماههای معینی انجام پذیرد و بطوری که در این آیه، حج خود این ماههای معین مطرح شده است مثل اینکه حج همین ماهها معین است وماههای معین همان حج است. پس هرعملی که در قبل یا بعد از این ماهها انجام گیرد از اعمال حج محسوب نخواهد شد و این ماههای معین بر اساس روایات معتبر ماههای شوال وذیقعده و چند روز از ذیحجه است که این سه ماه از ماههای حرام هستند که در اسلام محترم ودارای احکام ویژه‌ای است.

ان عده الشهور عند الله اثنا عشر شهراً فی کتاب الله یوم خلق السموات و الارض منها اربعه حُرم ذلک الدین القیم فلا تظلموا فیهن انفسکم [۹۹]

حج علاوه بر اینکه مثل صوم درماه معینی انجام می‌گیرد امافرقی که با مانند صوم دارد این است که ماههای حج از ماههای حرام است که پیش خداوند محترم است بعلاوه اگر قضا روزه ماه مبارک رمضان در ماههای دیگر سال قابل جبران است اما در حج چنین چیزی امکان ندارد باید در همان وقت مشخص انجام پذیرد از این رو در آیه، فوق. اشهر معلومات حمل بر الحج شد با آنکه حج خود اشهر معلومات نیست بلکه اعمال حج در ماههای معینی انجام می‌پذیرد.

بعلاوه از ظاهر آیه دیگر استفاده می‌شود که یکی از حکمتهای وجود ماه با آن همه اهمیتی که دارد بیان اوقات زمان حج ذکر شده است: یسئلونک عن الاهله قل هی مواقیت للناس والحج[۱۰۰].

روشن است که سوال از حقیقت قمر نیست بلکه سوال از هلال ماه است که حکمت و فایده ان چیست چنانکه از جواب این مطلب به خوبی فهمیده می‌شود چونکه جمله قل هی مواقیت للناس و الحج جواب از حقیقت ماه نیست بلکه اشاره به حکمت وآثار هلال ماه دارد. که این مضمون در آیات دیگر هم تکرار شده است.[۱۰۱]

مؤید دیگر شأن نزولی است که از معاذ بن جبل نقل شده که خدمت پیامبر عرض کرد مکرر از ما سؤال می‌شود که این هلال ماه چیست که تدریجاً بصورت بدر کامل در می‌آید و باز به حالت اول بر می‌گردد و مثل شمس یک حالت ندارد.[۱۰۲]

 پس از این آیه مبارکه و نظایر آن استظهار می‌شود که ماه یک تقویم طبیعی برای تمام افراد بشر اعم از باسواد و بی‌سواد است که می‌توانند از این تقویم استفاده نموده و بر اساس آن نظام زندگی را استوار کنند اما نکته قابل توجه در این آیه مبارکه این است که جمله هی مواقیت للناس شامل همه وظائف دینی و غیردینی می‌شود اما برای نشان دادن اهمیت حج مجدداً آنرا به تنهائی ذکر نمود تا ارتباط تنگاتنگ حج با دگرگونی ماه را برساند و ماههای حج از راه هلال قمر بدست آید چونکه حج را به هیچ وجه نمی‌شود در ماههای دیگر انجام داد. از این رو در دنباله آیه مبارکه، انجام دادن اعمال حج در غیر موسمش را تشبیه کرده به انسانی که بخواهد از نقبی که پشت خانه‌اش زده وارد منزلش بشود و از راه معمولی وارد نشود چنانکه فرمود: و لیس البربان تأتوا البیوت من ظهورها و لکی البر من اتقی و اتوا البیوت من ابوابها[۱۰۳]. چنانکه بعضی مفسرین در تفسیر این آیه گفته‌اند که آیه مبارکه اشاره به یکی از اعمال جاهلیت بنام نسییء دارد که حج را به خاطر منابع شخصی در غیر ایامش انجام می‌دادند.[۱۰۴]

پی نوشتها

۱ . قال علی (علیه السلام) انزل علیه الکتاب نورا لا تطفأ مصابیحه و سراجا لا یخبر توقده و بحرا لا یدرک قمره… و بحر لا نمزفه المتنزفون و عیون لا ینزفه الماتحون و مناهل لا یغیضها الواردون. شرح نهج البلاغه عبده ج۲

۲ . ان هذا القرآن مادبه الله فتعلمو مادبه ما استعطم. میزان الحکمه ج۸ ص۷۴

۳ . اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن

۴ . ظاهره انیق و باطنه عمیق… لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه – چنانکه از امام رضا (علیه السلام) سؤال شد ما بال القرآن لا یزدادعندالنشر و الدرس الا غضاضه فقال (علیه السلام) ان الله تبارک و تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فی کازمان جدید و عند کل قوم غص الی یوم القیامه… تفسیر برهان ج۱ ص۲۸

۵ . علی(علیه السلام) در وصف قرآن فرمود… جعله الله ربا لعطش العلماء… داوء لیس بعده داء ونورا لیس معه ظلمه.

میزان الحکمه ج۸ ص۶۶

۶ . قال رسول الله (ص): و لا یشبع منه علماؤه – میزان الحکمه ج۸ ص۶۵

۷ . علی(علیه السلام) در وصف قرآن فرمود… جعله الله ربا لعطش العلماء… داوء لیس بعده داء ونورا لیس معه ظلمه.

میزان الحکمه ج۸ ص۶۶

۸ . حج در کلام و پیام امام خمینی ص۷۱

۹ . وسائل الشیعه ج۱ ص۲۶

۱۰ . خصال ج۲ ص۴۴۷

۱۱ . جواهر الکلام ج۱۷ ص۲۱۸.۲۱۴

۱۲ . وسائل الشیعه ج۱۱ ص۱۲

۱۳ . آل عمران ۹۷

۱۴ . بحار الانوار ج ۹۶ ص ۱۲۵

۱۵. در فرهنگ قران تنها به منکر خدا و اصول دین کافر اطلاق نشده است بلکه در سه مورد دیگر هم کفر اطلاق شده است تارک حج، رباخواران، ساحران. بقره ۱۰۲ و ۲۷۵

۱۶ . مشهور اصولیین معتقدند که جمله خبری در دلالت بر وجوب آکد از صیغه امر است

۱۷ . جمله اسمیه از نظر علماء معانی و بیان دلالت بر دوام و ثبات دارد

[۱۸] . ابن عربی، احکام القرآن ج ۱ ص ۳۷۴

[۱۹] . بدل در حکم تکرار مبدل شده است و این نوعی تأکید را می‌رساند

[۲۰] . اکثر این نکات از کتب تفسیری صافی ج ۱ ص ۳۶۲ و ۳۶۳ و روح المعانی ج ۴ ص ۱۳ و ۱۴ و تفسیر کبیر ۸ ص ۱۶۵ و ۱۶۶ و تفسیر فرقان ج ۴ ص ۲۷۳

[۲۱] . حج ۲۸

[۲۲] . تفسیر کبیر ج ۲۳ ص ۲۷ و کشاف ج ۳ ص ۱۵۲

[۲۳] . سید قطب فی ظلال ج ۴ ص ۲۴۱۸

[۲۴] . الفرقان ج ۱۷ ص ۶۵

[۲۵] . جواهر الکلام ج ۱۷ ص ۲۱۴ و ۲۱۸

[۲۶] . گزیده‌ای از پیام مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه‌ای به نماینده‌اش جناب آقای محمدی ری شهری

[۲۷] . وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۵۸

[۲۸] . حج ۲۷

[۲۹] . بقره ۱۸۳

[۳۰] . مائده ۶

[۳۱] . بقره ۲۱

[۳۲] . حج ۲۷

[۳۳] . آل عمران ۹۷

[۳۴] . در اصطلاح وضع الظاهر موضع المضمر گفته می‌شود که فوائدی در کتب معانی بیان برای آن ذکر شده است

[۳۵] . روح المعانی ج ۴ ص ۱۳

[۳۶] . آل عمران ۹۶

[۳۷] . حج ۲۵

[۳۸] . مائده ۱۷

[۳۹] . حج ۲۸

[۴۰] . بقره ۱۲۵

[۴۱] . بحارالانوار ج ۹۶ ص ۳۲

[۴۲] . حج ۲۵

[۴۳] . حج ۲۵

[۴۴] . عاکف کسی است که در مکه اقامت گزیده است

[۴۵] . بادی کسی است که برای بجا آوردن حج به مکه آمده است و از اهالی مکه محسوب نمی‌شود چنانکه علی(علیه السلام) در این زمینه فرمود: فالعاکف، المقیم به و البادی الذی یحج الیه من غیر اهله (نهج البلاغه نامه ۶۷)

[۴۶] . حج در کلام و پیام امام خمینی(ره) ص ۱۴

[۴۷] . آل عمران ۹۶

[۴۸] . تفسیر کبیر ج ۷ ص ۱۵۱ و مجمع البیان ذیل آیه با مختصر تفاوتی

[۴۹] . میقات حج شماره ۴

۵۰ . کشاف ج۱ ص۳۸۶ و تفسیر کبیر ج۸ ص۱۵۳و۱۵۴

[۵۱] . المیزان و روح المعانی. کشاف. صافی . تفسیر کبیر ذیل آیه

[۵۲] . درالمنثور ج ۲ ص ۲۶۵

[۵۳] . و لیطوفوا با لبیت العتیق حج ۲۹

[۵۴] . مقاییس اللغه

[۵۵] . بقره ۱۲۵

[۵۶] . حج ۲۶

[۵۷] . ابراهیم ۳۷

[۵۸] . توبه ۲۸

[۵۹] . طه ۱۳

[۶۰] . این اضافه اضافه تشریفیه است یعنی برای بیان شرافت وفضیلت کعبه بخدا نسبت داده شده است مثل شهرالله وکتاب الله و الا خداوند منزه ازصفات اجسام است وازطرف دیگراین نهایت لطف خداوندبه بندگانش هست که نقطه‌ای رامعین کندوبه خودش نسبت دادوبندگان خودرادعوت کندتاازنزدیک مهمان او شوندوآنهارامورد اکرام قراردهد چنانکه مولی علی(علیه السلام) فرمود: الحاج و المعتمر و فدالله و حق علی الله ان یکرم و فده و یحبوه بالمغفره. بحارالانوار  ج۹۶ ص۸

[۶۱] . حج ۲۶

[۶۲] . المیزان ج ۱۴ ص ۳۶۸

[۶۳] . المنار  ج۱ ص ۴۶۶

[۶۴] . و لیطوفوا بالبیت العتیق – ثم محلها الی البیت العتیق حج ۲۹ و ۳۳

[۶۵] . جرعه‌ای از بیکران زمزم ص ۵۸

[۶۶] . آل عمران ۹۷

[۶۷] . تذکر دو مطلب خالی از فایده نمی‌باشند: الف) مراد از آیه امر خارق‌العاده نیست چونکه معنای آیه نه در لغت و نه در استعمال قرآن منحصر در این معنی نمی‌باشد بلکه مراد علامت و نشانه‌ای است که دلالت بر خداوند و صفات او داشته باشد. ب) در مقام ابراهیم (علیه السلام) از جهت ادبی چهار احتمال داده شده است. خبر برای مبتدا محذوف (احدها مقام ابراهیم (علیه السلام)). مبتدا برای خبر محذوف (منها مقام ابراهیم (علیه السلام)). بدل بعض از کل یا عطف بیان روح المعانی ج ۴ ص ۵

[۶۸] . نحل ۱۲۰

[۶۹] . روح المعانی ج ۴ ص ۵.۶

[۷۰] . روح المعانی ج ۴ ص ۵.۶

[۷۱] . تفسیر کبیر ج ۸ ص ۱۶۰

[۷۲] . عنکبوت ۶۷

[۷۳] . تفسیر کبیر ج ۸ ص ۱۶۰

[۷۴] . مختار المیزان ج ۳ ص ۳۵۲ و مختار رشید رضا درالمنارج ۷ ص ۸ و در روح المعانی ج ۴ ص ۶ و تفسیر کبیر ج ۸ ص۱۶۰ بعنوان قولی ذکر شده است

[۷۵] . فیض کاشانی – صافی ج ۱ ص ۳۵۸.  نور الثقلین ج ۱ ص ۳۶۷

[۷۶] . المیزان ج ۳ ص ۳۵۶

[۷۷] . تفسیر کبیر ج ۸ ص ۱۶۰

[۷۸] . حج در کلام و پیام امام خمینی ص ۱۳

[۷۹] . ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم

[۸۰] . ربنا تقبل منا … بقره ۱۲۷

[۸۱] . آل عمران ۹۷

[۸۲] . بقره ۱۲۵

[۸۳] . الامن، طمأنیه النفس وزوال الخوف. مفردات راغب

[۸۴] . وصف به للمبالغه: روح المعانی ۱ ص ۳۷۸

[۸۵] . صافی ج ۱ ص ۳۶۰ و نورالثقلین ج ۱ ص ۳۶۹

[۸۶] . صافی ج ۱ ص ۳۶۰ و نور الثقلین ج ۱ ص ۳۶۹

[۸۷] . سوره ابراهیم آیات ۳۵ تا ۴۱

[۸۸] . و اذ قال رب اجعل هذا البلد امنا

[۸۹] . و اجتبنی و بنی ان نعبد الاصنام

[۹۰] . قصص ۵۷

[۹۱] . عنکبوت ۶۷

[۹۲] . ابراهیم ۳۸.۳۰

[۹۳] . عنکبوت ۶۸

[۹۴] . بقره ۱۲۵

[۹۵] . اذکر یا ایها الرسول او اذکر یا ایها الناس

[۹۶] . روج المعانی ج ۱ ص ۱۷۸

۹۷ . تفسیر فرقان ج۲.۱ ص۱۳۷

۹۸. بقره ۱۹۷

[۹۹] . توبه ۳۶

۱۰۰. بقره ۱۸۹

[۱۰۱] . کقوله تعالی: و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب یونس: ۵ و کقوله نمحونا آیه اللیل و جعلنا آیه النهار مبصره لتبتغوا فضلا من ربکم و لتعلموا عدد السنین و الحساب اسراء ۱۲

[۱۰۲] . مجمع البیان و تفسیر کبیر دیل آیه۲ . بقره ۱۸۹

[۱۰۴] . تفسیر کبیر ج۵ ص ۱۳۹

منبع: سازمان تبلیغات اسلامی.