شیعه شناسی » فروع دین » حج »

اهمیت و جایگاه حج در روایات

چکیده

از آنجایی که کتاب و سنت بعنوان دو ثقل در منابع اسلامی فریقین ذکر شده تا آنجا که هرگز از هم جدا شدنی نیستند (لن یفترقا ابدا) از این رو بر آن شدیم که اهمیت و جایگاه حج از زاویه ثقل دیگر هم مورد بررسی قرار گرفته و بخاطر کثرت روایات و نکات و فوائد مختلف و بهتر مورد استفاده واقع شدن مطلب، ما را بر آن داشت که روایت را در ضمن عناوین زیر مورد بررسی قرار دهیم.

 

 

۱. حج جلوه‌گاه شریعت اسلام

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) … و الخامسه الحج و هی الشریعه[۱]

نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در ضمن بیان علل فرائض الهی، درباره علت وجوب حج فرمود: حج معادل همه شریعت است یک مدل کوچک از اسلام بزرگ است گویا خداوند اراده کرده که اسلام با همه ابعاد در یک عبادت جمع کند تا حاجی یکباره کل اسلام را بطور خلاصه تجربه نماید. از این رو مرحوم صدوق (ره) در خصال در توضیح این روایت فرمود:

و قد جاء فی تعلیل الرسول (صلی الله علیه و آله) للحج ضمن تعلیله لسائر الفرائض بأنه معادل لتمام الشریعه اذ یقول (صلی الله علیه و آله) : «جائنی جبرئیل فقال لی یا احمد الاسلام علی عشره اسهم أوَلُها شهاده ان لا اله الا الله و هی الکلمه (الملّه) و الثانیه الصلاه و هی الطهر (الفریضه) والثالثه الزکاه و هی الفطره (المطهره) و الرابعه الصوم و هی الجنه و الخامسه الحج و هو (هی) الشریعه»[۲]

پس با توجه به این روایت و روایات دیگر استفاده می‌شود که حج آئینه تمام نمای دین و تجلی‌گاه اسلام است که تکرارش در هر سال سبب تضمین اسلام در گذر زمان خواهد شد. شاهد بر این مدعا این است هر چه که از فوائد و آثار برای چهار واجب دیگر در این روایت ذکر شده در حج هم وجود دارد. چونکه در حج هم توحید است هم نماز است هم انفاق مالی و هم آزادی از جهنم و …

۲. حج پرچم اسلام

قال علی (علیه السلام) … و جعله سبحانه و تعالی للاسلام علما[۳]

همانطوری که در مسیر جاده و خیابان برای هدایت و راه‌یابی، نشانه و علامتی نصب می‌کنند تا انسان متحیر و منحرف نگردند خداوند منان هم برای کسانی که بعلل مختلف راه گم کرده‌اند یا در غفلت فرو رفته‌اند یا متحیر و سرگردان هستند کعبه و برنامه حج را علم و نشانه اسلام قرار داد تا با تفکر در کعبه و آیات روشن آن و مناسک حج و برنامه‌های آن، تحولی در آنها بوجود آید و با تمام وجود درک کند که اسلام دین توحید خالص است و از هر گونه شرک بری است دین مساوات است دین وحدت و اتحاد است دین فردی نیست بلکه اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و … است و خلاصه اسلام دین جامع و در متن زندگی مردم و حکومت قرار دارد.

۳. حج از ارکان مهم اسلام

حج یکی از ارکان پنجگانه‌ای است که کاخ رفیع اسلام بر آنها استوار گشته است: «بنی الاسلام علی خمس؛ علی الصلاه و الزکاه و الحج و الصوم و الولایه»[۴]

حج نه تنها یکی از ارکان خمسه اسلام است بلکه در میان این ارکان از همه مهمتر و جامعتر بشمار می‌آید چنانکه مرحوم صاحب جواهر در تعریف و برتری حج از ارکان دیگر فرمود: «و هو من اعظم شعائر الاسلام و افضل ما یتقرب به الانام الی الملک العلام لما فیه من اذلال النفس و اتعاب البدن و هجران الاهل و التغرب عن الوطن و رفض العادات و ترک اللذات و الشهوات و المنافرات و المکروهات و انفاق المال و شد الرحال و تحمل مشاق الحل و الارتحال و مقاساه الاهوال و الابتلاء بمعاشره السفله و الانذال فهو حینئد ریاضه نفسانیه و طاعه مالیه و عباده بدینه قولیه و فعلیه، و جودیه و عدمیه و هذا الجمع من خواص الحج من العبادات التی لیس فیها اجمع من الصلاه و هی لم تجتمع فیها من اجتمع فی الحج من فنون الطاعات … و علی کل حال فللحج اسرار و فوائد لا یمکن احصاؤها»[۵]

سپس مرحوم صاحب جواهر ادامه داد: «و من هنا ورد ان الحج المبرور لا یعدله شیئی» که هیچ چیز برابری با آن نمی‌کند و لذا امام صادق (علیه السلام) در پاسخ سؤال عمر بن یزید است که عرضه داشت ما یعدل الحج شیئ ؟ فرمود: «ما یعد له شیئ و الدرهم فی الحج افضل من الفی الف فیما سواء فی سبیل الله»[۶]

نکته قابل توجه در این روایت این است که یک درهم در راه حج برتر از هزاران خرج‌هائی است که آن خرجها هم در راه خدا مصرف شده باشد یعنی این مقایسه بین مصرفهای فی سبیل الله است نه غیر آن.

سپس صاحب جواهر تمسک به روایات دیگر نمود تا برتر بودن حج از سایر عبادات را اثبات نماید. از جمله روایتی است که امام (علیه السلام) در مورد برتری حج از نماز و روزفرمود: «انه افضل من الصلوه و الصیام و سپس علت این افضل بودن را هم ذکر نمود لان المصلی یشتغل عن اهله ساعه و ان الصائم یشتغل عن اهله بیاض یوم و ان الحاج لیشخص بدنه و یضحی نفسه و ینفق ماله و یطیل الغیبه عن اهله لا فی مال یرجوه و لا فی تجاره»[۷].

چنانکه در روایت دیگر فرمود: «اما انه لیس شیئ افضل من الحج الصلوه سپس ادامه می‌دهد و فی‌الحج هنا صلوه و لیس فی الصلاه تدلکم حج»[۸]

مرحوم صدوق در جمع این روایت و روایت دیگر فرمود: فالحج بهذا الوجه افضل من الصلوه و صلوه فریضه افضل من عشرین حجه مجرده عن الصلاه[۹]

اما از آنجایی که حج متضمن نماز می‌باشد حج برتر از نماز خواهد بود. همچنانکه در روایت دیگری حج برتر از صیام و جهاد مطرح شده است.

انه افضل من الصیام و الجهاد و الریاط.[۱۰]

و بالاخره امام صادق (علیه السلام) با تصریح تمام و با تعبیر کان در مورد برتری حج از نماز و روزه فرمود: «کان ابی یقول الحج افضل من الصلوه و الصیام..»[۱۱]که از تعبیر کان ابی یقول استمرار این کلام استظهار می‌شود.

پس از مجموعه مطالب گذشته چنین بدست می‌آید که حج از اعظم شعائر اسلام و از مهمترین ارکان دین و از همه عبادت برتر و جامعتر می‌باشد و شاید بخاطر همین جهات بود که حج در بعض روایت در ردیف قرآن سامت و قرآن ناطق قرار داده شد.

ان لله عزوجل حرمات ثلاث لیس مثلهن شیئی کتاب الله و هو نور و حکمه، و بیته الذی جعله للناس قیاما و قبله و أنسا و لایقبل الله من احد یوجهها الی غیره، و عتره نبیکم.[۱۲]

۴. حج عامل تقویت دین

قال علی(علیه السلام): «فرض الله.. و الحج تقویه للدین»[۱۳]

هر نهاد و انقلاب و .. به مرور زمان بر اثر عواملی رو به ضعف می‌گذارد یا متزلزل می‌گردد که احتیاج به عامل تقویت کننده یا پشتوانه‌ای دارد تا ضعف و تزلزل آن جبران گردد. از آنجائی که نهاد مقدس دین هم از این اصل مستثنی نیست و بر اثر تبلیغات سوء دشمنان و قلم بدستان مزدور از یک سو، و طغیان هوسها و شهوات از سوی دیگر، دین و اعتقادات مردم به مرور زمان کم رنگ می گردد و مردم در خواب غفلت قرار خواهند گرفت که ناگاه نسیم لطف الهی می‌وزد و ندای «لله علی الناس حج البیت» پرده غفلت را کنار زده و دلها را تکان داده و کاروانهای حج از کنار و گوشه جهان و با جنب و جوش چشمگیر براه افتاده و اجتماع باشکوهی از مسلمین تشکیل می‌گردد و روح تازه‌ای به اصل دیدن دمیده و باعث تقویت ایمان می‌گردد و در همان لحظه اول با کندن زر و زیور و پوشیدن جامعه سفید، انسان را به یاد مرگ و قیامت می‌اندازد انسانی که غرقی در زرق و برق دنیا بود و خیال می‌کرد همیشه می‌خواهد در این دینا بماند اما در همان گام اول حج، زنگ بیدار باش به صدا در می‌آید و چنان تکانی به انسان می‌دهد که ای انسان کجا می‌روی (این تذهبون).

همه اعمال حج تاثیر بسزائی در تقویت ایمان و در نتیجه دین خواهد داشت از این رو امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود حج باعث تقویت دین می‌شود و بخاطر همین تقویت، واجب و لازم شمرده شده است بطوری که اگر حج تشریع نمی‌شد اصل دین رو بسردی می‌گرائید چنانکه امام صادق (علیه السلام) هم فرمود: «لا یزال الدین قائماً ماقامت الکعبه»[۱۴]

و نه تنها بقاء دین در گرو حج و کعبه است بلکه بقاء مسلمین هم در گرو حج است همچنانکه امیر بیان (علیه السلام) در این باره فرمود: «لا تترکوا حج بیت ربکم فتهلکوا»[۱۵]

این مضامین در جوامع روائی عامه هم نقل شده است چنانکهه جابربن عبدالله از رسول خدا نقل می‌کند که «هذا البیت دعامه الاسلام»[۱۶] و یا از حسن نقل کرده‌اند که گفته «لا یزال الناس علی دین ما حجوا البیت و استقبلوا القبله»[۱۷]

ظاهرا این روایات در راستای همان آیه مبارکه سوره مائده است که فرمود «جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاما للناس»[۱۸] چه قوام دینی و چه دنیوی چنانکه امام صادق (علیه السلام) در تفسیر «قیاماً للناس فرمود جعلها لدینهم و معایشهم»[۱۹].

بررسی تاریخ هم نشان می‌دهد ایام حج فرصتی بسیار مناسب و بی‌نظیر برای تبلیغ و نشر فرهنگ غنی اسلام در میان قشر وسیع مسلمان که بر اثر تبلیغات سوء، ایمان آنها کم رنگ گردیده، می‌باشد بعلاوه این تبلیغ و نشر فرهنگ اسلامی منجر به زائرین و حجاج نمی‌شود بلکه هر کدام در بازگشت به شهر و آبادی خود فرهنگی را که با خود آورده نشر می‌دهد و تکرار این عمل در هر سال عامل بسیار قوی  در بقاء و تقویت دین و ضامنی برای جاودانگی اسلام محسوب می‌شود چنانکه فاطمه زهرا (س) درباره حج فرموده : «… الحج تشییدا للدین» [۲۰]. همچنانکه امام سجاد(علیه السلام)حج راسبب اصلاح ایمان دانسته است «حجوا واعتمروا…یصلح ایمانکم»[۲۱]

چه اینکه حج یک دوره عملی آموزش دین است تا هر کس آنرا حداقل یکبار در تمام عمر بجا نیاورد به حقیقت ایمان نمی‌رسد برای اینکه در گذرگاه های حج، ایمان و اعتقاد از ناخالصی‌ها جدا و اصلاح می‌گردد. و اگر این مرکز بزرگ مسلمین تحت نفوذ استکبار و حامیان آن باشد اسلام ناب محمدی پشتوانه مهمی را از دست خواهد داد و بر اثر تبلیغات و اکاذیب، قدرت معنوی آن کم‌کم سست و در نتیجه اعتقاد و ایمان مردم کم رنگ می‌گردد.

از این رو یکی از رؤسای ممالک مسیحی در جلسه‌ای گفت: نفوذ در مسلمانان تا وقتی که سه چیز در آنها پا بر جا باشد و نسبت به آن ایمان داشته باشند امکان ندارد یا مشکل است که

یکی از آنها را حج ذکر کرد[۲۲]و در همین راستا کلارستون یکی از سران انگلیس، دنیا را برای گرفتن حج از دست مسلمانان فراخواند[۲۳].

۵. حج و مسئولیت حکومت اسلامی

از آنجائیکه حج از اعظم شعائر دین و سبب قوام و استواری اسلام و مسلمین و دارای ابعاد و آثار وسیع فردی، و اجتماعی، مادی و معنوی، فرهنگی و سیاسی است لذا ارتباط تنگاتنگ با حکومت اسلامی دارد بطوری که برگزاری و تشکیل هر ساله حج یکی از وظائف حکومت اسلامی بشمار می‌آید تا آنجا که اگر مردم از رفتن حج تعلل ورزند بر حاکمان اسلامی لازم است این گونه افراد را ملزم به انجام اعمال حج نماید چه آنها تمایل داشته باشند یا نه بطوری که اگر نرفتن حج بخاطر نداشتن هزینه باشد بر حاکمان لازم است هزینه آنها را از بیت‌المال مسلمین تأمین نمایند تا این کنگره جهانی همه ساله با عظمت برگزار گردد و مرحوم صاحب وسائل در کتاب ارزشمند وسائل‌الشیعه در این باره بابی احداث کرده بنام باب وجوب اجبار الوالی الناس علی الحج و زیاره الرسول و الاقامه بالحرمین کفایه و وجوب الانفاق علیهم من بیت‌المال ان لم یکن لهم مال[۲۴] که از این عنوان استظهار می‌شود که مرحوم صاحب وسائل از این روایات، وجوب استفاده نموده است و این روایات نوعاً در جوامع روائی نقل شده است که برخی از آنها بشرح ذیل است:

عن الصادق (علیه السلام): «لو ان الناس ترکوا الحج لکان علی الوالی ان نجبرهم علی ذلک… فان لم یکن لهم ما لا، انفق علیهم من بیت مال المسلمین»[۲۵]

عن عبدالله بن سنان عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال:«لو عطل الناس الحج لوجب علی الامام (کان  ینبغی للامام) ان یجبرهم علی الحج ان شاؤوا و ان ابوا فان هذا البیت انما وضع للحج»[۲۶]

با آنکه نفی اکراه در دین یک امر مسلم است کقوله تعالی لا اکراه فی الدین[۲۷] اما حج از آنجائی که معادل شریعت و علم اسلام و سبب تقویت دین.. می‌باشد از این اصل قرآنی تخصیص خورده بطوری که بعنوان یک واجب الهی بر عهده حاکمان اسلامی نهاده شده است و شاید در همین راستا بوده که مولی علی (علیه السلام) به سفیر خودش در مکه یعنی فثم بن عباس نوشت فاقم للناس الحج و ذکر بایام الله.[۲۸]

۶. حج بیعت با امام

گرچه کعبه، قبله و مطاف مسلمین است گرچه کعبه بهترین نقطه روی زمین است و دارای فضایل و برکات زیادی است اما همه این مزایا و ویژگیها بدون اعتقاد به ولایت و امامت ارزشی نخواهد داشت و حج بدون ولایت حج جاهلی خواهد بود چنانکه امام باقر (علیه السلام) در حالیکه مردم را در حال طواف نگاه می‌کرد فرمود: «… هکذا کانوا یطوفون فی الجاهلیه انما امروا ان یطوفوا بها ثم ینظروا الینا فیعلمونا ولایتهم و مودتهم و یعرضوا علینا نصرتهم ثم قراء هذه الایه فاجعل افئده من الناس تهوس الیهم»[۲۹].

حتی از روایت دیگر استظهار می‌شود که کعبه بدون ولایت سنگی بیش نیست و طواف دور آن مثل طواف دور سنگ است چنانکه امام باقر (علیه السلام) فرمود: «انما امر الناس أن یأتوا هذه الاحجار فیطوفوا بها ثم یأتونا فیخبرونا بولایتهم و یعرضوا علینا نصرهم»[۳۰]

از این دو روایت مطالب زیر استظهار می شود.

. از تعبیر کعبه به سنگ و حجر استفاده می‌شود که کعبه بدون ولایت سنگی بیش نیست

. یکی از اهداف امر به طواف، ملاقات با امام و اظهار ولایت و محبت با امام و عرضه کردن نصرت و یاری بر امام (علیه السلام) است.

. اعمال حج بدون ولایت مثل اعمال حج در زمان جاهلیت است و امام (علیه السلام) در این روایت اشاره به آن حدیث معروف پیامبر اکرم نمود. «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه»

. اگر مرگ آنها جاهلی است زندگی آنها هم جاهلی خواهد بود پس حج آنها هم بدون ولایت حج جاهلی است که هیچ ارزشی نخواهد داشت و هرگز از ضیافت الهی برخوردار نمی باشند و در نتیجه ارزشی برای استقبال و بوسیدن و به زیارت آمدن چنین حاجی نخواهد داشت[۳۱].

به علاوه دسته دیگر از روایات ، حج بدون ولایت را ، حج ناقص و تکمیل آن را با لقاء و زیارت امام معصوم (علیه السلام) دانسته‌اند.

چنانکه از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: «تمام الحج لقاء الامام»[۳۲]«اذا حج احدکم فلیختم بزیارتنا لان ذلک من تمام الحج»[۳۳]

و شاید رمز تولد حضرت علی (علیه السلام) در درون کعبه همین باشد که کعبه با ولایت پیوند عمیق دارد و هر کس با صاحبخانه‌ کاری داشته باشد باید از طریق خانه زاد وارد بشود و در همین راستا پیامبر مکرم اسلام هم در حجه‌الوداع با نزول آیه «بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته»[۳۴] متذکر امر ولایت شد یعنی حج با ولایت و رهبری پیوند عمیقی دارد. که مسئله رهبری باید در موسم حج مطرح شود. و براساس این آیه کریمه اگر رسالت بدون ابلاغ ولایت، هیچ است حج هم بدون اعتقاد به ولایت هیچ و کعبه هم بدون ولایت سنگی بیش نخواهد بود و این همان رمز کلام امام سجاد (علیه السلام) در خطبه معروف شام است که در مقام معرفی خود فرمود:  انا بن مکه و منی و انا بن زمزم و صفا.

همچنانکه امام صادق (علیه السلام) به داوود بن کثیر فرمود: نحن الحج و نحن الشهر الحرام و نحن البلد الحرام و نحن الکعبه…

و ظاهراً آیه «مبارکه لا اقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد»[۳۵] هم در همین راستا باشد که مکه بدون رهبران آسمانی شهر بت‌پرستان و بتخانه می‌گردد[۳۶]

پس اگر کعبه و مکه بدون رهبران الهی بی‌ارزش می شود زائران هم بدون ولایت ارزشی نخواهند داشت و اعمال و مناسک آنها جاهلی می‌گردد از این رو وقتی که ابو حمزه ثمالی از امام چهارم پرسید کدام بقعه افضل است فرمود افضل بقاع میان رکن و مقام است و هرگاه کسی عمر نوح کند و در این مقام روزها روزه و شبها به عبادت مشغول باشد اما بدون ولایت‌ ما خدا را ملاقات کند او را بهره‌ای نخواهد بود[۳۷]البته این نوع روایات در جوامع روائی معتبر ما زیاد نقل شده اما از آنجائی که ما در صدد اثبات چنین مطلبی نیستیم به همین مقدار اکتفی می‌شود.

۷. حج و شفاعت

یکی از چیزهای دیگری که دلالت بر اهمیت حج دارد این است که حاجی حق شفاعت داشته و شفاعت او مورد پذیرش واقع می‌شود یعنی نه تنها خودش اهل بهشت می‌شود بلکه دیگران را هم می‌تواند با شفاعت وارد بهشت کند و این دسته از روایات در کتب فریقین ذکر شده است که نمونه‌ای از آنها بشرح ذیل است.

قال‌الباقر (علیه السلام): «الحاج و المعتمر و فدالله ان سألوه اعطاهم و ان دعوه اجابهم و ان شفعوا شفعهم»[۳۸]

عن جعفربن  محمد … «فان الحاج لیشفع فی ولده و اهله و جیرانه»[۳۹]

ابی‌ هریره و ابن عباس از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل کردند که آن حضرت فرمود: «... فاغتنموا دعوته اذا قدم قبل ان یصیب الذنوب فان الله لایرد دعائه فانه یشفع فی مأه الف رجل یوم القیمه»[۴۰]

قال(صلی الله علیه و آله): «الحاج و المعتمر و فدالله عزوجل… و ان شفعوا شفعوا»[۴۱].

۸. همواره در اندیشه حج بودن

یکی از چیزهای دیگری که اهمیت فوق‌العاده حج را اثبات می‌کند این است که انسان باید در طول سال در اندیشه حج باشد و در مظان استجابت دعا جهت توفیق آن دعانماید که شاهد گویای آن ادعیه وارده در ماه مبارک رمضان است که ظاهراً در ضمن یازده دعا از دعاهای ماه مبارک توفیق تشرف به حرمین شریفین از خداوند درخواست شده است و در یکی از دعاهای شب قدر عرض می‌کنیم: «اللهم انی اسئلک فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم فی لیله القدر من القضاء الذی لا یرد و لا یبدل ان تکتبنی من حجاج بیتک الحرام»[۴۲]

بلکه در این دعاها به ما آموخته‌اند که فقط حج یک سال خواسته نشود بلکه حج هر سال (فی عامی هذا و فی کل عام) مسئلت گردد علاوه بر این ادعیه، دستورالعمل‌هائی هم جهت توفیق زیارت خانه از ائمه معصومین (علیه السلام) نقل شده است مثل خواندن مدام سوره عم یتساءلون. سوره حج در هر روز سه مرتبه، خواندن مناجات طلب حج. گفتن ذکر ماشاءالله هزار بار و .. که مرحوم صاحب وسائل و مرحوم مجلسی بابی را جهت این اذکار ذکر کرده‌اند[۴۳]

و از سوی دیگر امام صادق (علیه السلام) جهت جمع‌آوری هزینه حج راه حل عملی را پیشنهاد فرموده‌اند چنانکه به اسحاق بن عمار فرمود هر تجارتی را انجام می‌دهی و سودی نصیب تو می‌شود مقداری از آن جهت حج کنار بگذار تا رفتن به حج برایت آسان گردد و اگر بخواهی یکدفعه هزینه حج را متحمل بشوی برایت سنگین خواهد بود[۴۴]و در مورد دیگر به شخص دیگر فرمود: «ان استطعت ان تأکل الخبز و الملح و تحج فی کل سنه فافعل»[۴۵]

چنانکه به عیسی‌بن‌ابی‌یعفور فرمود: «یا عیسی انی احب ان یراک الله فیما بین الحج الی الحج و انت تـتهیأ للحج»[۴۶]. در همین راستا مرحوم صاحب وسائل بابی دارد به نام استحباب التهیه للحج فی کل وقت[۴۷].

دسته دیگر از روایات برای علاج تعلق و وابستگی انسان به مال است که فرموده‌اند: خداوند پولی را که در راه حج خرج می‌شود جبران می‌کند و چندین برابر ثواب می‌دهد چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «درهم فی الحج افضل من الفی الف درهم فی ماسوی ذلک فی سبیل‌الله»[۴۸].

و در روایت دیگر فرمود: «بل خیر من ملأالدنیا ذهبا و فضه ینفقه فی سبیل‌الله عزوجل»[۴۹]

همچنانکه در جای دیگر فرموده‌اند ما یعدله شیئی[۵۰]

و از سوی دیگر به کسانی که حج را بخاطر حاجت دنیا ترک کرده‌اند هشدار داده‌اند که آن حاجت آنها برآورده نمی‌شود چنانکه حضرت علی (علیه السلام) در وصیتش فرمود: «من ترک الحج لحاجه من حوائج الدنیا لم یقض حتی ینظر المحلّقین»[۵۱]

بلکه در مقابل فرموده‌اند حج وسیله سریع اداء دین می‌گردد. شخصی به امام صادق عرض کرد: «انی رجل ذو دین فقال نعم هو اقضی للدین»[۵۲].

بعلاوه دسته دیگری از روایات دلالت دارند که حج سبب توسعه رزق و نفی فقر می‌گردد چنانکه علی (علیه السلام) فرمود «حج البیت و اعتماره فانهما ینفیان الفقر»[۵۳]

و در مورد دیگر از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده «حجوا لن تفتقروا»[۵۴] هرگز محتاج نمی‌شوید:

.. عبدالله بن مسعود قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): «تابعوا بین الحج و العمره فانهما ینفیان الفقر و الذنوب کما ینفی الکیر خبث الحدید و الذهب و الفضه»[۵۵]

جمع‌بندی

از مجموع این روایات استفاده می‌شود که انسان باید در طول سال خصوصاً در مظان استجابت دعا با خواندن ادعیه و اذکار خداوند از توفیق زیارت خانه‌اش را طلب نماید و از سوی دیگر فرموده‌اند با کنار گذاشتن قسمتی از سود و کم کردن نفقه و خوراک در طول سال به فکر حج باشیم و از ناحیه دیگر جهت ایجاد شوق فرموده‌اند هر درهمی که در راه حج خرج شود چندین برابر خیرات دیگر، ثواب دارد و باعث توسعه در رزق و روزی و از بین رفتن فقر و اداء دین می‌گردد.

۹. آثار و برکات حج

یکی از چیزهائی که بطور واضح دلالت بر اهمیت حج دارد پاداش فراوانی است که در جوامع روائی فریقین برای زائر خانه خدا ذکر شده است که تعدادی از آنها بشرح ذیل است.

محمدبن قیس از امام باقر (علیه السلام) روایت کرد که مردی از انصار خدمت رسول الله رسید تا سؤالی نماید.. پیامبراکرم فرمود همین که بسوی حج راه افتادی و سوار بر راحله شدی و گفتی بسم‌الله و الحمدلله بعد حرکت نمودی بدانکه هر قدمی که بر می‌دارد و به زمین می‌گذارد ده حسنه ثبت و ده گناه محو می‌گردد و همینکه احرام بستی و لبیک گفتی برای هر لبیک ده حسنه ثبت و ده سیئه محو می‌شود، هنگامی که ۷ دور طواف نمودی برای تو نزد خدا پیمانی هست که در روز قیامت حیا می‌کند تو را عذاب کند وقتی که دو رکعت نماز طواف پشت مقام ابراهیم بجا آوردی برای تو دو هزار حج مقبول هست، زمانی که سعی کردی اجر تو مثل کسی است که پیاده از شهر و آبادی خود حج انجام و مثل اجر کسی که ۷۰ بنده را آزاد کرده باشد و همین که در عرفات تا غروب توقف نمودی گناهان تو هر چند به عدد ریگ بیابان و یا عدد ستارگان یا قطره‌های باران باشد خدا همه را می‌آمرزد، هنگامی که به شیطان سنگ زدی برای تو به هر عدد سنگ ریزه ده حسنه در آینده عمرت نوشته می‌شود، ، زمانی که سرت را تراشیدی برای تو به تعداد هر موئی، حسنه‌ای در آینده عمرت می‌نویسند وقتی که گوسفند یا شتر را قربانی نمودی برای تو به اندازه هر قطره خون، حسنه‌ای خواهد بود، هنگامی که از منی برگشتی و خانه خدا را زیارت کردی و دو رکعت نماز طواف بجا آوری فرشته‌ای به پشت تو می‌زند که خداوند آنچه که در گذشته انجام دادی و آنچه که تا ۱۲۰ روز دیگر از تو سر می‌زند بخشید[۵۶].

در روایت دیگر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بعد از اعمال حج هنگامی که با مرد ثروتمندی در کنار کوه ابوقبیس برخورد نمود آن شخص عرض کرد یا رسول الله من تصمیم بر حج داشتم اما مانعی پیش آمد و موفق نشدم اما از آنجائی که اموال فراوانی دارم دستورالعملی به من یاد بده تا با انجام آن ثواب حج را درک کنم:

حضرت فرمود: «لو ان اباقیس لک ذهبه حمراء اَنفقته فی سبیل الله ما بلغت به ما یبلغ الحاج»[۵۷]

اگر به اندازه کوه ابوقبیس در راه خدا انفاق کنی هرگز ثواب حج را درک نخواهی کرد . امام کاظم موسی بن جعفر (علیه السلام) به هنگامی که مردی قصد زیارت خانه خدا را داشت و به خدمت حضرت رسید فرمود آیا می‌دانی برای حاجی چه فضیلتی است عرض کرد خیر، فرمود کسی که حج برود و طواف نماید و دو رکعت نماز طواف بجا آورد برای او هفتاد هزار حسنه ثبت و هفتاد هزار سیئه محو می‌گردد و هفتاد هزار بر درجه او می‌افزایند و شفاعت او را در حق هفتاد هزار خانواده قبول می‌نمایند و هفتاد هزار حاجت او برآورد می‌شود برای او ثواب هفتاد هزار بنده‌ای است که قیمت هر کدام ده هزار درهم باشد[۵۸] و از طریق اهل سنت نیز از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده که «حجه مبروره خیر من الدنیا و ما فیها و حجه مبروره لیس له جزاء الا الجنه»[۵۹]

یکی از پاداشهائی که قطعاً نصیب حاجی می‌شود آمرزش گناهان او می‌باشد بطوری که اگر کسی شک کند که خدا او را نیامرزیده از گناهان بزرگ محسوب می‌گردد. چنانکه امام صادق(علیه السلام) در کنار خانه خدا فرمود: «من یقف بهذین الموقفین (عرفه و مزد لفه) و سعی بین هذین الجبلین ثم طاف بهذا البیت و صلی خلف مقام ثم قال فی نفسه او ظن ان الله لم یغفر له فهو من اعظم الناس و زراً»[۶۰]

چنان که علی(علیه السلام) فرمود: کسی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) عرض کرد: «أی اهل عرفات اعظم جرما، قال الذی ینصرف من عرفات و هو یظن انه لم یغفر له»[۶۱]

یا امام صادق (علیه السلام) در جواب ابن‌حازم (ما یصنع الله بالحاج) قسم یاد فرمود که مورد عفو الهی واقع می‌شود بطوری که چیزی باقی نمی‌ماند مغفور والله لهم لااستثنی فیه[۶۲]

و علی(علیه السلام) فرمود کمترین چیزی که به حاجی می‌دهند این است که گناهان گذشته او را مورد آمرزش قرار می‌دهند[۶۳] از این رو روایت دیگری هم داریم که نه تنها گناهان قبلی آمرزیده می‌گردد بلکه گناهان  آینده هم تا چهار ماه در صورتی که کبیره نباشد مورد عفو قرار می‌گیرد[۶۴]

حتی به احترام حاجی گناهان بستگان او و هر کسی که حاجی برای او استغفار نمود آمرزیده می‌گردد. عن السکونی عن ابی‌عبدالله (علیه السلام): «ان الله عزوجل لیغفر للحاج و لاهل بیت الحاج و لمن یستغفر له الحاج ..»[۶۵]بلکه گناهان مؤمنین اهل آبادی به احترام حاجی آن آبادی بخشیده خواهد شد چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ما من رجل من اهل کوره وقف بعرفه من المؤمنین الا غفر الله لأهل تلک الکوره من المؤمنین»[۶۶]

ابا هریره می‌گوید از پیامبر شنیدم که می‌گفت «من حج لله فلم یرفث و لم یفسق رجع کیوم ولدته امه»[۶۷]

تذکر چند مطلب

۱. قدر متقین از بخشش گناهان حق الله است اما در مورد حق الناس روایات متفاوت است در بعض روایت حق الناس استثناء شده است چنانکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در صحرای عرفات به مردم فرمود فافیضوا مغفور لکم الااهل التبعات[۶۸]

۲. بخشش قطعی گناهان در صورتی است که حاجی با دو شرط (نیت صادقه و نفقه طیبه) آهنگ خانه خدا را بنماید و این دو شرط از روایات مختلف بدست می‌آید چنانکه امام سجاد(علیه السلام) فرمود: «من حج یرید وجه الله و لا یرید به ریاء و لا سمعه غفر الله اله  البته»[۶۹]و امام باقر(علیه السلام) فرمود: «و لا یقبل الله حجا و لا عمره من مال حرام»[۷۰]این روایت ظاهراً مؤید تذکر اول است که قدر متیقن از عفو و بخشش حق‌الله است چه اینکه امام باقر (علیه السلام) فرمود: حج کسانی که از مال حرام (غصبی) باشد قبول نمی‌شود و در نتیجه گناهان آنها هم آمرزیده نمی‌شود.

۳. روایات در باب فضیلت و ثواب حج و حاجی خیلی زیاد است در صورت نیاز مراجع به منابع ذیل شود[۷۱].

۱۰. آثار و عواقب ناگوار ترک حج

علاوه بر آیه مبارکه «لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلاو من کفر فان الله غنی عن العالمین»[۷۲]که از ترک  حج تعبیر به کفر نموده و با لحن «فان الله غنی عن العالمین» غضب و خشم خود را از تارکین حج بیان فرمود روایات زیادی از فریقین در مذمت و آثار شومی که بر تارکین ومسوّفین حج مترتب می‌شود نقل شده که می‌توان آنها بصورت ذیل دسته‌بندی نمود.

الف) کفر

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی وصیته: «یا علی کفر بالله العظیم فی هذه الامه عشره. القتال و الساحر و.. و من وجد سعهً فمات و لم یحج»[۷۳]

و در جای دیگری با تمسک به آیه مذکوره فرمود: «یا علی تارک الحج و هو مستطیع کافر قال الله تبارک و تعالی، لله علی الناس حج البیت الایه»[۷۴]

از این رو صاحب وسائل بابی دارد بنام ثبوت الکفر والارتداد بترک الحج و تسویفه استخفافا[۷۵] که روایات متعددی در این باب نقل نموده است.

همچنانکه در کتب تفسیری عامه هم روایاتی به همین مضامین نقل شده که پیامبر خدا فرمود و لو ترکتموها لکفرتم[۷۶]

عن عمر بن الخطاب: قال لقد هممت ان ابعث رجالا الی هذه الامصار فلینظروا کل من کان له جده و لم یحج فیضربوا علیهم الجزیه فما لهم بمسلمین[۷۷]

مراد از کفر چیست

اقوال مختلفی در تفسیر و من کفر فان الله غنی عن العالمین نقل شده است که می‌شود در دو وجه خلاصه نمود.

۱. مراد از کفر، کفر به فروع دین است که برای تاکید و تغلیظ از ترک به کفر تعبیر شده است[۷۸]پس معنی آیه این می‌شود که تارک حج عملاً در صف کفار قرار می‌گیرد نه اینکه واقعاً از کفار محسوب می‌گردد مؤید این وجه روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که فرمود: من کفر یعنی من ترک[۷۹]

۲. از آنجائی که کفر مربوط به اعتقاد می‌شود پس مراد از کفر در آیه این می‌شود که تارک حج اعتقاد به وجوب حج نداشته باشد[۸۰] مؤید این وجه هم روایتی است از امام هفتم (علیه السلام) که فرمود: «ترک حج باعث کفر نمی‌گردد بلکه من قال لیس هکذا فقد کفر»[۸۱] چنانکه از ابن عباس هم نقل شده که: من زعم انه لیس بفرض علیه[۸۲]

این دو وجه به این صورت قابل جمع است که حج از فروع دین است و ترک آن در صورتی که به انکار آن کشیده نشود باعث کفر اعتقادی نمی‌گردد. بلکه عملا در صف کفار قرار می‌گیرد. اما اگر تارک حج به اعتقاد اینکه حج از فروع دین نیست و در شریعت اسلام واجب نشده است از کفار واقعی محسوب خواهد شد.

ب) سبب هلاکت

همچنانکه از آیه «مبارکه جعل الله الکعبه البیت الحرام قیاماً للناس»[۸۳]استظهار می‌شود که کعبه وسیله قوام زندگی مادی و معنوی مردم است مفهومش این است که اگر این خانه رها شود وسیله قوام هم از بین خواهد رفت و باعث هلاکت مردم می‌گردد شاهد این مفهوم روایات زیادی است که در کتب فریقین ذکر شده است که در ذیل به بعضی از آنها اشاره می‌شود.

قال علی (علیه السلام) فی وصیه.. «لا تترکوا حج بیت رتکم فتهلکوا»[۸۴]. قال ایضاَ «لو اجمعو علی ترک الحج لهلکوا همچنانکه امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به هشام بن حکم راجع به علل حج فرمود: .. و لو کان کل قوم انما یتکلون علی بلادهم و ما فیها، لهلکوا»[۸۵]

نه تنها حیات مردم بستگی به حج و کعبه دارد بلکه حیات دین هم به حج و کعبه گره خورده است چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود «لایزال الدین قائما ما قامت الکعبه»[۸۶]

ج) سبب عقوبت دنیوی و اخروی

تعداد روایاتی که در کتب فریقین به این مضمون نقل شده خیلی زیاد است[۸۷]که برخی از آنها بشرح ذیل است. عن ابی‌عبدالله (علیه السلام): «لو ترک الناس الحج لما نو ظروا له العذاب او قال لنزل علیهم العذاب»[۸۸]

عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال کان علی (علیه السلام) یقول: «یا بُنَی انظروا بیت ربکم فلایخلون منکم فلا تناظروا»[۸۹]

بلکه امام صادق (علیه السلام) فرمود:  تعطیل یک سال هم باعث نزول عذاب می‌شود بطوری که مهلت داده نمی‌شود[۹۰] مطلب عجیب‌تر اینکه تاکنون بحث در این بود که تارک حج مورد عذاب واقع می‌شود. اما روایات زیادی نقل شده که این عذاب شامل کسانی که باعث انصراف دیگران از حج بشوند هم می‌شود. حتی روایاتی داریم که در مقام مشورت هم جایز نیست که دیگران را از حج منصرف نمود چنانکه مرحوم صاحب وسائل بابی زده بنام عدم جواز المشوره بترک الحج و التعویق علیه و لو مع ضعف حال‌المستشیر[۹۱]و تعدادی از آن روایات بشرح ذیل است.

قال الصادق (علیه السلام): «ولیحذر احدکم ان یعوّق اخاه عن الحج فتصیبه فتنه فی دنیاه مع ما یدخر له فی الاخره»[۹۲] اسحاق بن عمار به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: «ان رجلا استشارنی فی الحج و کان ضعیف الحال ناشرت علیه ان لایحج فقال ما اخلقک ان تمرض سنه قال فمرضت سنه»[۹۳]

حتی امام صادق(علیه السلام) در روایت دیگر فرمود لیس فی ترک الحج خیره[۹۴] استخاره هم جایز نیست و براساس روایات عامه، عذاب دنیوی تارکین حج پرداخت جزیه و نماز نخواندن بر جنازه آنهاست[۹۵].

د: محشور شدن در صف یهود و نصاری

روایت به این مضمون در کتب فریقین زیاد نقل شده است که به چند نمونه از آنها اشاره می‌شود پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در ضمن وصایائی به علی (علیه السلام) فرمود: «… یا علی من سوف الحج یموت بعثه الله یوم القیمه یهودیا او نصرانیا»[۹۶]

عن ابی‌عبدالله (علیه السلام): «من مات و لم یحج حجه الاسلام ولم یمنعه من ذلک حاجه تحجف به او مرض لایطیق الحج من اجله او سلطان یمنعه فلیمت ان شاء یهودیا او ان شاء نصرانیا»[۹۷]

پی نوشتها

 [۱] . وسائل الشیعه، ج ۱ ص ۲۶

[۲] . خصال صدوق، ج ۲ ص ۴۴۷

[۳] . نهج البلاغه در ضمن خطبه ۱ و وسائل الشیعه، ج۱۱ ص ۱۵

[۴] . وسائل الشیعه، ج ۱ ص ۲۹-۱۳ باب ۱ رجوب العبادات الخنس قابل توجه اینکه. روایات زیادی در این باب نقل شده و ارکان خمسه در این روایات متفاوت ذکر شده است اما در همه این روایات حج بعنوان یکی از ارکان ذکر شده است.

[۵] . جواهر الکلام ،ج ۱۷ ص ۲۱۴ تا ۲۱۸ کتاب الحج

[۶] . جواهر الکلام، ج ۱۷ ص ۲۱۴ تا ۲۱۸ و وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۱۲۰

[۷] . بحار الانوار، ج۹۶ ص ۱۸؛ محجه‌البیضاء ج۲ ص۱۵۰ و جواهر الکلام ج۱۷ و وسائل الشیعه ج۱۱ ص۱۱۲

[۸] . جواهرالکلام، ج۱۷ کتاب کتاب الحج و وسائل الشیعه ج۱۱ ص۱۱۱

[۹] .وسائل الشیعه، ج۱۱ ص۱۱۲

[۱۰] . جواهرالکلام ج۱۷ کتاب الحج و وسائل الشیعه ج۱۱ ص۱۱۲

[۱۱] . جواهرالکلام ج۱۷ کتاب الحج و وسائل ج۱۱ ص ۱۱۲

[۱۲] . بحارالانوار  ج۹۶ ص۶۰

[۱۳] . نهج البلاغه فیض حکمت ۲۴۴

[۱۴] . نهج البلاغه فیض حکمت ۲۴۴

[۱۵] . فروع کافی ج ۴ ص ۲۷۱ . وصائل الشیعه ج۱۱ ص۲۱

[۱۶] . بحارالانوار ج۹۶ ص۱۹

[۱۷] . المنثور ج۲ ص۵۳ و ج۳ ص۲۰۲

[۱۸] . مائده ۹۷

[۱۹] . بحارالانوار  ج۹۶ ص۶۵

[۲۰] . الاحتجاج طبرسی ج۱ ص۹۹ و اعیان الشیعه ج۱ ص۳۱۶

[۲۱] . بحارالانوار ج۹۶ ص۲۵ و وسائل الشیعه ج۱۱ ص۱۵

[۲۲] . گفتار ماه شماره ۱۰ ( به نثل از راهنمای حرمین شریفین و حج برنامه تکامل)

[۲۳] . گفتار ماه شماره ۱۰ ( به نقل از راهنمای حرمین شریفین و حج برنامه تکامل)

[۲۴] . فروغ کافی ج۴ ص ۲۷۲ و وسائل ج ۱۱ ص ۲۴

[۲۵] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص۲۴ و فروع کافی ج۴ ص۲۷۲ بحار الانوار ج۹۶ ص۱۸. من لایحضره الفقیه ج۲ ص۲۵۹

[۲۶] . فروع کافی ج۴ ص ۲۷۲ و وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۲۴

[۲۷] .بقره ۲۵۶

[۲۸] . نهج‌البلاغه نامه ۶۷

[۲۹] .اصول کافی مج۱ ص ۳۹۲. تفسیر صافی ج۳ ص۹۴

[۳۰] . بحار الانوار ج۹۶ ص۳۷۴ وسائل الشیعه ج۱۴ ص۳۲۱. نظیر آن اصول کافی مجلد ۱ ص ۳۹۳ و ۳۹۲

[۳۱] . حضرت آیه.. جوادی آملی هم به این معنا اشاره فرموده‌اند جرعه ای از بیکران زمزم ص ۱۲۶ ببعد و کتاب الحج مجموعه مقالات ص ۶۲ و ۶۳

[۳۲] . بحار الانوار ج۹۶ ص ۳۷۴ وسائل الشیعه ج۱۴ ص۳۲۴

[۳۳] . بحار الانوار ج۹۶ ص۳۷۴ و وسائل الشیعه ج۱۴ ص۳۲۴

[۳۴] . مائده، ۶۷

[۳۵] . بلد، ۱ و ۲

[۳۶] . آیه الله جوادی آملی کتاب حج مجموعه مقالات، ص ۶۱

[۳۷] . بحار الانوار ج۹۶ ص۲۲۹ ؛ من لایحضره الفقیه ج۲ ص ۱۵۸

[۳۸] . جوامع الاحادیث، ج۱۰ ص ۲۵۳ و ۱۶۳

[۳۹] . جوامع الاحادیث، ج۱۰ ص ۲۰۳ و ۱۶۳

[۴۰] . جوامع الاحادیث، ج۱۰ ص ۲۰۲ و ۱۶۳

[۴۱] . احیاء علوم الدین، ج۱ ص ۲۸۷

[۴۲] . از ادعیه ماه مبارک رمضان در مفاتیح الجنان

[۴۳] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص۱۶۱ و بحار الانوار ج ۹۶ ص ۲۷

[۴۴] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۵۰ و ۱۳۵ و ۱۴۳

[۴۵] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۵۰ و ۱۳۵ و ۱۴۳

[۴۶] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص۱۵۰ و ۱۳۵ و ۱۴۳

[۴۷] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۵۰ و ۱۳۵ و ۱۴۳

[۴۸] . نهذیب الاحکام ج۵ ص ۲۲ و وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۱۵

[۴۹] . بحار الانوار ج۹۶ ص۱۴

[۵۰] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۱۱

[۵۱] . محمدی ری شهری. میزان الحکمه ج ۲ ص ۲۷۰

[۵۲] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۴۰. من لایحضر ج۲ ص ۲۶۷

[۵۳] . نهج‌البلاغه فیض خطبه ۱۰۹و بحارالانوار ج۹۶ ص۱۶

[۵۴] .

[۵۵] . سنن ترمذی ج۳ ص ۱۷۵ و بحارالانوار  ج۹۶ ص۱۳

[۵۶] . تهذیب ج۵ ص ۲۰ و من لایحضره الفقیه ج۲ ص۱۳۱

[۵۷] . محجه البیضاء ج۲، ص ۱۴۷ و بحارالانوار  ج۹۶ ص۲۶

[۵۸] . وافی مرحوم فیض کاشانی

[۵۹] . احیاء علوم الدین ج۱ ص ۲۸۷

[۶۰] . وافی ج ۲کتاب الحج ص ۴۲ (رحلی). من لایحضره الفقیه ج۲ ص ۱۳۷

[۶۱] . وافی ج ۲کتاب الحج ص ۴۲ (رحلی). من لایحضره الفقیه ج۲ ص ۱۳۷

[۶۲] . بحارالانوار ج۹۶ ص ۵۲۴ و ۱۷

[۶۳] . بحارالانوار  ج۹۶ ص ۵۲۴ و ۱۷

[۶۴] . جامع الاحادیث ج۱، ص ۱۶۹

[۶۵] . بحارالانوار  ج ۹۶ ص ۲۱ و وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۰۳

[۶۶] . من لایحضرالفقیه ج۲ ص ۳۶

[۶۷] . صحیح مسلم ج۳ ص ۱۵۷ و ۱۷۶ و فتح الباری ج ۳ ص ۴۴۳. احیاء علوم الدین ج۱ ص ۲۸۶

[۶۸] . فروع کافی ج ۴ ص ۲۵۸ وافی ج ۲ کتاب الحج ص ۴۳

[۶۹] . بحارالانوار  ج۹۶ ص ۲۴ و ۱۲۰

[۷۰] . بحارالانوار  ج۹۶ ص۲۴ و ۱۲۰

[۷۱] . بحارالانوار ج۹۶ ص۲ ببعد و وسائل الشیعه ج۱۱ در ابواب مختلف. تهذیب ج۵ س ۱۹ ببعد. محجه‌البیضاء. ج۲ ص۱۴۶ به بعد. من لایحضره الفقیه ج۲ ص ۱۳۰ به بعد و فروع کافی ج۴ ابواب مختلف و از منابع عامه: احیاء علوم الدین ج۱ وصحیح مسلم ج۱ و صحیح مسلم ج۳ وفتح الباری ج۳ (باب الحج)و…

[۷۲] .آل عمران ۹۷

[۷۳] . وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۳۱ و بحارالانوار ج ۹۶ ص ۷ و تفسیر صافی ج ۱ ص ۳۶۲

[۷۴] . وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۲۹

[۷۵] . وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۳۱

[۷۶] . در المنثور ج۲ ص۲۷۳

[۷۷] . در المنثور ج۲ ص۲۷۵

[۷۸] . تفسیر المیزان ج۳ ص ۳۵۵. روح المعانی ج۴ ص ۱۳ و تفسیر کبیر ج ۸ ص ۱۶۵

[۷۹] . نورالثقلین ج۱ ص ۳۷۳ و صافی ج۱ ص ۳۶۲ و تهذیب ج۵ ص ۱۶ و ۱۸

[۸۰] . تفسیر صافی ج۱ ص۳ و ۲ و المنار ج ۴ ص ۱۱ و تفسیر کبیر ج ۸ ص ۱۶۵

[۸۱] . نور الثقلین ج۱ ص ۳۷۳ و صافی ج۱ ص ۳۶۲ و تهذیب ج۵ ص ۱۶ و ۱۸

[۸۲] .در المنثور ج۲ ص ۲۷۶

[۸۳] . مائده ۹۷

[۸۴] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۴. بحارالانوار ج ۹۶ ص ۱۹ فروع کافی ج ۴ ص ۲۷۱

[۸۵] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۲۱. بحارالانوار ج ۹۶ ص ۱۹ فروع کافی ج ۴ ص ۲۷۱

[۸۶] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۴. جامع الاحادیث ج۱۰ ص ۲۱۹

[۸۷] . فروع کافی ج ۴ ص ۲۷۱ بابی دارد بنام انه لو ترک الناس الحج لجاء هم العذاب

[۸۸] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۲۱

[۸۹] . وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۲۱

[۹۰] . وسائل الشیعه ج۱۱ص ۲۱

[۹۱] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۳۷ و جامعت الاحادیث ج۱۰ ص ۲۱۶

[۹۲] . بحارالانوار ج۹۶ ص۱۵ وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۲۱ و من لایحضره الفقیه ج۲ ص ۱۴۳ و محجه‌البیضاء ج۲ ص ۱۵۱

[۹۳] . وسائل الشیعه ج۱۱ص۱۳۷ و من لایحضره الفقیه ج۲ ص۱۴۳ و فروع کافی ج۴ ص۲۷۱ و محجه الیضاء ج۲ ص۱۵۱

[۹۴] . وسائل الشیعه ج۱۱ ص ۱۳۷ و من لایحضره الفقیه ۲ ص ۱۴۳ و فروع کافی ج۴ ص۲۷۱

[۹۵] . احیاء علوم الدین ج۱ ص ۲۹۲ و در المنثور ج۲ ص ۲۷۵ و ۲۷۷ و تفسیر کبیر ج۸ ص ۱۶۵

[۹۶] . تفسیر صافی ج۱ ص ۳۶۲ و نورالثقلین ج۱ ص ۳۷۴

[۹۷].فروع کافی ج۴ص۲۶۸ووسائل الشیعه ج۱۱ص۳۰وبحارالانوار ج۹۶ص۲۰و۲۴ و تهذیب ج۵ص۱۷ و صافی ج۱ص۳۶۲

منبع: سازمان تبلیغات اسلامی