اهميت مسجد وارتباط آن با نماز

اميرحسين و كميل فرج نژاد

اي مهربان خداي، گم گشته‌ام تو بودى كردم چو ديده باز، ديدم به آسمان و زمين و به بام و به در، تابنده نور توست، هرجا ظهور توست، ديدم به هيچ نقطه تهى نيست جاى تو، خوش مي‌درخشد از همه سو، جلوه‌هاى تو، اى مبدأ وجود از كثرت ظهور نهان گشتى و نهان شد كه كيست، از هر چه ظاهر است، تويى آشكارتر، نزديك‌تر ز مني، دورنيستى اى نازنين خداي.

اي گمشدگان خسته و سرگشته، اى كسانى كه براى رسيدن به آرامش و سعادت واقعي، هر درى را به صدا درآورديد و در هر راهى گام نهاديد، اينك بياييد با هم به راهى برويم كه آغازش تحرك است و شادى و پايانش پناهى راستين و استوار. ظاهراً موضوعى كه ما بايد دربارة آن بنويسيم و سخن به ميان آوريم از دو بخش تشكيل شده است: الف) اهميت مسجد. ب) ارتباط مسجد با نماز.

من مي‌خواهم اين موضوع را از دو ديدگاه بررسى كنم:

الف)ديدگاه شخصى خودم. ب) ديدگاه قرآن و پيامبراين و امامان و بزرگان دين.

الف) اهميت مسجد و ارتباط آن با نماز از ديدگاه خودم:

ابتدا بايد در اين مورد ييك سرى موضوعات را ذكر كنم و آن اين است كه زمانى اهميت يك موضوع مشخص مي‌شود كه ما بتوانيم موضوع مورد بحث خود را با موضوعات همرديف آن مقايسه كنيم و در پى اين مقايسه خواهيم فهميد كه اهميت كدام موضوع بيشتر است. اما در مورد مسجد مي‌دانيم كه مسجد بر وزن «مَفْعِل» است كه يكى از وزن‌هاى اسم مكان است. پس نتيجه‌ مي‌گيريم كه مسجد يك مكانى است مانند همه مكان‌هاى ديگر مانند: منازل شخصي‌، رستوران، ورزشگاه، كليسا و… و از اين كه مسجد مكان است هيچ فرقى با اماكن ديگر ندارد و همه اماكن از اين نظر با هم مساوي‌اند. پس اهيمت مسجد به بعد مكانى آن بر نمي‌گردد بلكه به بعد معنوى و يا كارهايى كه در آن انجام مي‌گيرد برمي‌گردد و از اين لحاظ با ديگر اماكن فرق مي‌‌كند.

پس مسجد را از لحاظ مكانى با ديگر اماكن بررسى كرديم و فهميديم كه فرقى ندارد پس برترى و اهميتى هم ندارد، البته از اين نظر. پس ما بايد مقايسه خود را از طريقي ديگر كه همان بعد معنوى است بررسى كنيم.

مي‌دانيم كه هدف از آفرينش انسان، رسيدن به كمال است، پس هر چيزى كه انسان را به كمال نزديك كند داراى اهميت مي‌شود و كمال انسان هم جز از راه بندگى و عبادت خدا بدست نمي‌آيد پس هر مكانى كه هدف آن بعد معنوى و رساندن انسان به كمال باشد داراى اهميت است و هيچ مكانى هم به جز مسجد يك چنين ويژگى ندارد، بطور مثال: هدف مكانى به نام رستوران، سير كردن شكم‌هاى گرسنه است كه اين هدف به هيچ وجه انسان را به كمال نزديك نمي‌كند تا داراى اهميت باشد، بلكه هدف آن مادى است و يا مثلاً رفتن مردم به ورزشگاه‌ها هدفى جز ديدن يك بازى نيست كه اين همان هدف مادى است و انسان را به هدف نزديك نمي‌‌كند. ولى هدف انسان‌‌هايى كه به مسجد مي‌روند چيزى غير از اين است و آن رسيدن به هدف معنوى و نزديك شدن به كمال و خواندن نماز و ذكر خداوند است. حال كه به برترى مسجد نسبت به ديگر مكانها آشنا شديم حال بياييم به اهداف ديگر مسجد كه در هيچ جاى ديگرى وجود ندارد و فوايد آنها بحث كنيم تا اهميت مسجد بيشتر روشن شود:

فوايدي كه در اثر آمدن به مسجد براى مردم ايجاد مي‌شود:

الف) فوايد معنوى و مادى و اجتماعى و برترى ويژگي‌هاى مسجد:

1) بي‌هيچ شك اولين هدف اصلى و زيباترين هدف از رفتن به مسجد چيزى نيست جز برپايى نماز جماعت و بقيه اهداف و فوايد مربوط به آن بدنبال همين هدف بوجود آمدند و شكل گرفتند.

2) دعا كردن براى برآورده شدن نياز بندگان: انسان و مؤمن واقعى با اين هدف به مسجد مي‌رود كه بتواند در محيطى قرار بگيرد تا با دورى از مشكلات زندگى خود، به راز و نياز بپردازد و خداى خويش را عبادت كند.

3) شركت در مجالس اهل بيت: حتى اگر انسان و مؤمنى بر اثر مشغله كارى نتواند به مسجد برود ولى ما همه ساله مي‌بينيم كه هر زمان مجلسى مربوط به يكى از امامان باشد تعداد بيشترى از مردم به مسجد مي‌آيند و اين همان عشق به اهل بيت است كه در هيچ جاى جهان به جز در مسجد نمي‌توان آن را يافت. اصلاً در كجاى جهان مكانى وجود دارد كه تعدادى زياد از مردم براى عبادت و راز و نياز و عشق به اهل بيت به آنجا مي‌روند، در هر مكانى كه مردم به آنجا مي‌روند بدنبال رسيدن به هدف مادى در آنجا حضور مي‌يابند ولى كسانى كه در مسجد حضور مي‌آورند به چيز ديگرى مي‌انديشند كه اصلاً قابل مقايسه با ديگر اماكن نيست.

4) از ديگر فوايد معنوى مسجد همان است كه انسان وقتى از مسجد برمي‌گردد و احساس سبكى مي‌كند و روح تلاش و تكاپو در او فعال مي‌شود و روح كسل كنندگى و تنبلى از وى دور شود كه به دنبال آن آثار و فوايد اجتماعى ديگرى را دارد. يعنى انسان با حالت شادابى و با يك طراوت خاصى كارهاى خود را انجام مي‌دهد.

5)دوستي بر پايه اهداف معنوى و نه مادى از ديگر فوايد معنوى رفتن به مسجد است. انسان وقتي در مسجد با كسى پيوند رفاقت مي‌بندد، آن دوستى و رفاقت هيچ گاه از بين نمي‌رود، چون اساس تشكيل آن در جايى بوده كه آن مكان مبناى همه دوستي‌ها و رفاقت‌ها و پيوندهايى است ه از راه قلب به هم گره مي‌خورند.

6) يكى از فوايدهاى بسيار با ارزش به نظر من براى انسان اين است كه انسان در مسجد اين لياقت و شايستگى را پيدا مي‌كند كه صدها درود و سلام بوسيله فرشتگان ملكوتى بر او فرستاده مي‌شود. بدون شك در هيچ جاى جهان، چنين مكانى وجود ندارد كه ملكوتيان بر زمينيان درود بفرستند.

7) مسجد جايى است بهتر بگويم تنها جايى است كه فرشتگان الهى و انسانهاى زمينى با هم و  به دور هم جمع مي‌شوند و نماز مي‌گزارند و در اين مكان مقدس است كه تمام آفريده‌ها و مخلوقات خدا با هم و يكجا خدا را عبادت مي‌كنند.

8) مسجد تنها مكانى است كه در آن بويى از گناه و ناپاكى ديده نمي‌شود و گرنه در همه مكانهاى ديگر گناه اذيت و آزار، ناپاكى و … وجود دارد. پس اين مكان چقدر باارزش است كه حتى اثرى از زشتى در آن وجود ندارد.

9) مسجد تنها مكانى است كه تنها مردمى به آنجا راه پيدا مي‌كنند كه از همه لحاظ پاك باشند. بله، همه مردم در يك چنين مكان مقدسى با وضو كه نشانه طهارت و پاكى است وارد مي‌شوند. پس چقدر اين مسجد، محيط پاكى است.

10) مسجد، تنها مكانى است كه در آن بهترين، بيشترين، پاكترين و كم خرجترين اجتماعات دنيا در آن شكل مي‌گيرد و اين خود رابطه بين نماز جماعت و مسجد را مي‌رساند، يعني ايجاد يك چنين اجتماعاتى كه همان نماز جماعت است در مسجد شكل مي‌گيرد.

11) مسجد، تنها مكانى است كه در آن نشان تقوا و عدالت وجود دارد. ملاك و منظور از عدالت همان انتخاب فردى عاقل و عادل و متقى به عنوان امام جماعت است.

12) مسجد، تنها جايى است كه در آنجا شكوه مسلمانان، تجلى پيدا مي‌كند. اين شكوه همان برپايى نماز جماعت است كه فقط در مسجد ايجاد مي‌شود.

13) مسجد،‌ تنها جايى است كه در آنجا پاداش بسيار و فوائد فراوان فردى و اجتماعى زيادي دارد كه باز مي‌رسيم به ارتباط مسجد با نماز، يعنى اين پاداش و بركات بواسطه برپايى نماز جماعت در مسجد بدست مي‌آيد.

14) مسجد، تنها جايى است كه در آن عبادت توحيدى برپا مي‌شود و آن ذوب شدن فرد و جمع براى برپايى نماز جماعت است.

15) به نظر من يكى از مهمترين فوائد و اهداف رفتن به مسجد برپايى نماز جماعت و پيدا كردن نظم است. بله نظم، تنها جايى كه در آن حتى با وجود ده‌ها هزار نفر عامل نظم همچنان وجود دارد. مسجد است. كه در آن با برپايى نماز جماعت همه يك جا به ركوع مي‌روند، همه يكجا سجده مي‌كنند، همه يكجا سر از سجده بر مي‌آورند، همه يكجا از مهمترين اعمال فارغ مي‌شوند. همه يكجا دست به قنوت مي‌برند و دعا مي‌كنند و همه يكجا بر اهل بيت پيامبر درود مي‌فرستند.

16) اگر نگاهى به تاريخ بيافكنيم، خواهيم ديد كه در طول تاريخ بناهاى مختلف ساخته شده، ويران شده و دوباره ساخته شده است. اما اگر نگاهى دقيق‌تر داشته باشيم، خواهيم ديد كه اكثر مساجدى كه طى قرن‌ها پيش در اماكن مختلف بنا شده‌اند، هنوز هم پابرجا هستند و نه تنها از عظمت و اهميت آن در نزد مردم كم نشده بلكه روز به روز بر شوكت آن افزوده مي‌شود و مردم نياز خود را نسبت به مساجد روز به روز بيشتر مي‌بينند. راستى راز خراب شدن قصرها و كاخ‌ها و خانه‌ها و رستوران‌ها و… و راز برجا ماندن مسجد چيست؟ بايد گفت كه اصولاً هر خواسته‌اى كه از فطرت مردم برخاسته باشد و بر اساس فطرت مردم شكل گرفته باشد، هيچ گاه از بين نمي‌رود، بلكه برعكس به علت فطرى بودن آن روز به روز بر علاقه مردم نسبت به اين اماكن بيشتر مي‌شود. پس راز استوارى مسجد بخاطر اين است كه منشأ پيدايش آن فطرت مردم است.

17) يكى ديگر از ويژگي‌هاى مسجد كه بر اهميت آن مي‌افزايد اين است كه در مسجد، تمام كسانى كه حضور دارند، همه و همه به يكجا نگاه مي‌كنند، همه بدنبال يك چيز هستندو همه گمشده خود را در يك مكان جستجو مي‌كنند. آيا چنين مكانى با اين چنين ويژگى در جاى ديگر وجود دارد؟

18) بله، مسلمانان عزيز، در مسجد عاملى شكل مي‌گيرد كه همه دشمنان اسلام از شكل‌گيري آن مي‌هراسند، عاملى شكل مي‌گيرد كه بواسطه آن همه مسلمانان را در همه جاى جهان مانند دانه‌هاى تسبيح به هم متصل نگه مي‌دارد. عاملى شكل مي‌گيرد كه تنها به واسطه اين عامل مسلمانان مي‌توانند با ابرقدرتان و دشمنان مسجد و اسلام مقابله كنند و اين عامل چيزى نيست جز وحدت. بله، در مسجد وحدت بين مسلمانان ايجاد مي‌شود كه همان عامل برترى مؤمنين نسبت به كفار است.

19) در كجاى جهان يك انسان پير، هفتاد، هشتاد ساله با يك خردسال پنج، شش ساله همزبان و همصدا مي‌شود. بله فقط در مكان پاك و مقدس مسجد همصدايى بين پير و جوان واقعاً تعجب‌آور و زيباست.

20) مسجد مكانى است كه در آنجا اولاً هيچ صفات زشتى ديده نمي‌شود و ثانياً با بسياري از صفات زشت و نكوهيده مبارزه مي‌شود. در واقع درمان بسيارى از صفات نكوهيده با رفتن به مسجد حل مي‌شود. در مسجد است كه خودخواهى و فردگرايى به جمعى بودن و فروتنى تبديل مي‌شود.

21) قدرت مسلمانان جز با رفتن به مسجد و ايستادن در صفوف جماعت براى خواندن نماز جلوه پيدا نمي‌كند. اصولاً قدرت هر ملتى بستگى به مردم آن ملت دارد و ملتى كه برخاسته از مردم باشد در تمام جنگ‌هاى داخلى و خارجى پيروز است. و اين ملت هم جز با رفتن به مسجد، پيوند بين آن‌ها تقويت نمي‌شود.

22) در مسجد است كه با برپايى نماز جماعت كينه‌ها و كدورت‌ها از بين مي‌رود و روحيه برادر دوستى هويدا مي‌شود.

23) يكى از فوايد رفتن به مسجد اين است كه نماز سر وقت خوانده مي‌شود و رفتن به مسجد هم خود نوعى عامل وقت شناسى است. كه وقت‌شناسى هم يكى از صفات نكوى مؤمنين است.

24) يكى از فوايد مهم و با ارزش مسجد اين است كه مردمى كه در مسجد گرد هم مي‌آيند مي‌توانند مشكلات خود و محل خود را بررسى كنند و به اتفاق هم به حل مشكلات بپردازند.

25) مسجد، محلى است كه انسان مي‌تواند در آن حتى از مسائل روز مملكت و مسائل سياسى آن آگاه شوند. كه اين مطالب اشاره دارد به رفتن به نماز جمعه و برپايى نماز جماعت.

26) مسجد و به پيروى از آن، نماز جماعت كه در آن برگزار مي‌شود خار چشم دشمنان اسلام است.

ب) فوايد فردى رفتن به مسجد:

1) وقتي فردى براى برگزارى نماز جماعت به مسجد مي‌آيد، همين امر يعنى آمدن او به مسجد سبب مي‌شود كه بسيارى از صفاتى كه يك فرد در نتيجه خودبينى دارد تبديل به جمع‌گرايي شود. و پديدار شدن اين صفات نيكو خود عاملى است كه انسان در رحمت خدا را به روي خود باز ببيند و با آمدن به مسجد و برپايى نماز جماعت به تدريج همه صفات او مظهري از زيبايى خدا شوند و ديگر هيچ صفت نكوهيده را در خود نبيند.

2) تجربه نشان داده كه اكثر كسانى كه در زندگى اجتماعى خود موفق هستند، اهل مسجد و نماز جماعت‌اند. چون وقتى كه يك فردى اهل مسجد باشد، هيچ گاه از نارسايي‌هاى مادي مأيوس نمي‌شود و دست خدا را لابه‌لاى همه امور مي‌بيند. پس با بينش و ديد گسترده‌تري در جامعه و كارهاى اجتماعى خود حاضر مي‌شود و روح كسالت از وى گرفته مي‌شود. در نتيجه فرد در زندگى اجتماعى خود موفق‌تر مي‌شود.

3) وقتى انسان به مسجد مي‌رود و نماز جماعت مي‌گذارد، همين نماز جماعت منشأ بسيارى از بركات و پاداش براى او مي‌شود. كه در زير به تعدادى از فوايد نماز جماعت كه در مسجد برگزار مي‌شود اشاره مي‌شود:

فوايد نماز جماعت كه در اثر رفتن به مسجد حاصل مي‌آيد: (رابطه نماز با مسجد)

1) نماز به جماعت از نماز اول وقت هم با فضيلت‌تر است و پاداش نماز جماعت هر چند مختصر و كوتاه برگزار شود، از نماز فرادا كه طولانى بخوانند بيشتر است. در حديث است: هرگاه عدد نمازگزاران در جماعت، از ده نفر بيشتر باشد، پاداشى نصيب نمازگزاران مي‌شود كه قابل بيان و شماره نيست.

2) نماز جماعت مظهر عظمت اسلام است.

3) نماز جماعت مبارزه با فردگرايى است.

4) نماز جماعت عامل نظم است.

5) نماز جماعت كم خرج‌ترين اجتماعات دنياست و…

تا به حال با اين همه توصيفاتى كه از اين مكان مقدس و فوايد فردى و اجتماعى و مادى و معنوى آن شد بايد اهميت و برترى اين خانة مسلمين بر همگان روشن شده باشد.

اما در اين قسمت اهميت مسجد را از نظر قرآن و پيامبران و امامان بررسى مي‌كنيم. اما قبل از آن پيام امام كبير، امام خمينى را كه خطاب به تمام مردم ايران است را از نظر مي‌گذرانيم.

پيام امام خمينى

«آقايان هم بايد تبليغ كنند كه اين مجالس بهتر بشود و مجالس جماعت است كه مردم در هر روز مجتمع بشوند در مساجد بگذارند اين پيرمردها و از كار افتاده‌ها بروند. نه، مساجد بايد مجتمع بشود از جوان‌ها، اگر ما بفهميم كه اين اجتماعات چه فوايدى دارد و اگر بفهميم اجتماعاتى كه اسلام براى ما دستور داده و فراهم كرده است، چه مسائل سياسي را حل مي‌كند، چه گرفتاري‌ها را حل مي‌كند، اين طور بي‌حال نبوديم كه مساجدمان مركز بشوند براى چند نفر پيرمرد و پيرزن».

اهميت مسجد از نظر اسلام:

اگر بخواهيم «جايگاه و موقعيت و اهميت مسجد در اسلام» را بيابيم، بايستى به صدر اسلام برگشته و جايگاه مسجد در ميان مسلمانان عصر پيامبر (ص) را مورد بررسى قرار دهيم. چرا كه تاريخ مسجد با تاريخ اسلام گره خورده و اين نهاد مقدس پس از بعثت پيامبر (ص) عهده‌دار نقش‌هاى مهم و گوناگونى در نهضت و انقلاب آن حضرت بوده است.

با بررسى و كاوش در منابع معتبر اسلامى روشن مي‌شود كه «مسجد» به عنوان چهار كانون و پايگاه مهم در ميان مسلمانان صدر اسلام مطرح بوده و يك «مسجد» اسلامى اين چهار نقش را همزمان ايفا مي‌نموده است:

1) مسجد بعنوان پايگاه عبادت و ياد خداوند متعال.

2) مسجد بعنوان پايگاه جهاد فكرى و تعليم و تعلم معارف اسلامي.

3) مسجد بعنوان پايگاه تجمع نيروهاى رزمنده و اعزام آنان به جبهه‌هاى جهاد.

4) مسجد بعنوان پايگاه وحدت مسلمين و نمايش روح وحدت و يكپارچگى به دشمنان پيدا و پنهان جامعة اسلامي.

تأكيد اولياى دين بر رفت و آمد به مسجد:

در بررسى كلمات و بيانات قرآن و سنت دربارة «مسجد» نكته مهمى كه توجه انسان را به خود جلب مي‌كند، تأكيد و تشويق فوق‌العادة پيشوايان دين بر رفت و آمد به مساجد و انس گرفتن با خانه خداست. در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند.

مسجد، محل زيارت خداوند متعال يعنى مكانى است كه انسان با انجام عبادت خالصانه خويش در آن، در اوج تقرب به حق تعالى قرار مي‌گيرد و ملكوت اين عبادت و حضور خالصانه در مسجد، به صورت نورى درخشان در تاريكي‌هاى عالم قيامت، براى او جلوه‌گر خواهد شد. مسجد همانند ستاره‌اى درخشان در آسمان است. سكونت در جوار عرش الهى در فرداى قيامت و كسب مغفرت گناهان از خداوند متعال يكى ديگر از فوايد و آثار رفت و آمد به مسجد است. حضرت على (ع) مي‌فرمايد:

«مردي كه طهارت را نيكو به جاى مي‌آورد آنگاه به سوى خانه‌اى از خانه‌هاى خداوند گام بر مي‌دارد تا نماز واجبى را بجاى آورد و در زير سايه عرش الهى است در آن روزى كه هيچ سايه‌اى جز سايه عرش نيست. و با اين كار گناهان او آمرزيده مي‌شود. و همين طور است شخصى كه در دل شب در حالى كه مردم به خواب رفته‌اند طهارت خويش را نيكو به جاى مي‌آورد و به سوى خانه‌اى از خانه‌هاى خداوند حركت مي‌كند».

بله، سكونت در جوار عرش الهى نصيب انسانى مي‌شود كه جان خويش را در مسير رفت و آمد به مسجد از دست بدهد.

ديدار فرشتگان از اهل مسجد:

امام صادق (ع) از پدر بزرگوارشان، رسول خدا نقل مي‌كند:

«كسي كه به قصد شركت در نماز جماعت به سوى مسجد گام برمي‌دارد، خداوند متعال در مقابل هر گامى كه بر مي‌دارد، هفتاد هزار حسنه به او پاداش مي‌دهد و به همين ميزان نيز درجات وى بالا خواهد رفت. و اگر در چنين حالى بميرد خداوند متعال هفتاد هزار فرشته را مأمور مي‌نمايد تا در قبر او به ديدار او رفته، وى را بشارت دهند و در تنهايي قبر انيس او بوده و تا روز قيامت برايش طلب آمرزش كنند».

رفت و آمد به مسجد:

فايده و بهره‌اى كه از رفت و آمد و انس با مسجد نصيب انسان مسلمان مي‌شود، تنها ثواب بردن و در سراى ديگر مشمول لطف الهى واقع شدن نيست. بلكه در همين جهان نيز، فوايد و آثار اخلاقي، تربيتي، علمي، اجتماعى و سياسى فراوانى در سايه رفت و آمد به مسجد براى انسان مؤمن حاصل خواهد شد.

اميرالمؤمنين (ع) درمقام بيان برخى از آثار سازنده رفت و آمد به مسجد مي‌فرمايند:

«انساني كه به مسجد رفت و آمد مي‌كند، دست كم يكى از امور هشت‌گانه زير نصيب او مي‌شود:

1) برادر ايمانى كه در مسير خداوند از او استفاده كند.

2) علم و دانشى نو و تازه.

3) فهم و درك آيه‌اى از آيات قرآن.

4) شنيدن سخنى كه او را به هدايت رهنمون باشد.

5) رحمتى كه انتظار آن را از جانب خداوند مي‌كشد.

6) سخنى كه او را از گمراهى و هلاكت باز دارد.

7) ترك گناه به سبب روح فروتنى و خداترسى كه در ساية آمد و شد به مسج به قلب او وارد شده.

8) ترك گناه به واسطة حياء و شرم از برادر ايمانى خود كه در مسجد با آنان آشنا شده است.

بله، اى مؤمنين به خدا، مسجد مكان اجابت دعاها و برطرف شدن خواست‌هاى مادى و معنوى است كه انسان مؤمن در انتظار تحقق آن از جانب خداوند متعال است.

به هر حال حياء و شرم از انسان‌هاى موحد و مؤمن امرى نيكو و پسنديده است و رفت و آمد به مسجد علاوه بر آن كه روح ايمان و توجه به عظمت خداوند را در انسان تقويت مي‌كند، زمينه آشنايى و ارتباط او با افراد مؤمن و صالح نيز فراهم مي‌شود و اين امر خود يكى از عوامل و اسباب دورى از گناه و انحرافات خواهد بود.

پس يكى از مراكز و كانون يافتن دوستان خوب و صالح، مسجد است.

مساجد، بازار آخرت و برترين مكان‌ها در زمين:

همانگونه كه بازار، محل خريد و فروش و مبادله كالاهاى دنيوى است، مسجد نيز محل كسب امور معنوى و اسبابى است كه در سراى آخرت داراى كاربرد و تأثير مي‌باشد.

در حديثى از رسول اكرم (ص) آمده است:

«مساجد، بازارى از بازارهاى آخرت است. از كسانى كه به آن وارد مي‌شوند با معرفت پذيرايى مي‌شود و هديه آنان بهشت است».

پس مؤمنين بايد سعى كنند در هنگام رفتن به مساجد، بر ديگران پيشى بگيرند و به هنگام خروج، ديرتر از همه مسجد را ترك گويند و بالعكس اهل دنيا پيش از همه به بازار و پس از همه خارج شوند.

امام باقر (ع) از رسول اكرم نقل مي‌كند: «رسول اكرم از جبرئيل سؤال كرد، كدام مكان‌ها نزد خداوند محبوب‌تر است؟ جبرئيل عرض كرد: مساجد و دوست داشتني‌ترين اهل مسجد نيز كسى است كه پيش از همه به مسجد داخل و پس از همه از مسجد خارج شود.

رسول خدا (ص) سؤال كرد: كدام مناطق نزد خدوند مبغوض‌ترين است؟ جبرئيل عرض كرد: بازارها و مبغوض‌ترين اهل آن نزد خداوند كسى است كه قبل از همه به بازار رود و پس از همه از آن خارج شود».

پيامبر اكرم (ص) در جاى ديگرى مي‌فرمايند: «اى ابوذر! خوشا به حال پرچم‌داران روز قيامت كه پرچم‌ها را به دوش برگرفته و پيش از ديگران به بهشت وارد مي‌شوند. آنان همان كسانى هستند كه در سحرگاهان و ديگر اوقات در رفتن به مساجد بر ديگران پيشى مي‌گيرند».

عشق ورزيدن مسجد به مؤمنين:

البته در سايه تكامل رابطه انسان موحد با مسجد، اين تنها مؤمن نيست كه به مسجد عشق مي‌ورزد بلكه مسجد و اجزاى آن نيز متقابلاً به مؤمن و نمازگزارى كه با آمد و شد خود موجبات رونق و آبادانى او را فراهم كرده است، عشق مي‌ورزد و در فراق او مانند كسى كه گم‌شده‌اي دارد، محبوب خويش را انتظار مي‌كشد.

پس واقعاً اين مكان مقدس برترين مكان‌هاست، زيرا هيچ مكانى را نمي‌توان يافت كه آن مكان نسبت به كسى كه وارد آن مي‌شود علاقه داشته باشد و به او عشق بورزد.

حضرت على (ع) در اين زمينه مي‌فرمايند: «مسجد خراب از خرابى خود به خداوند متعال شكايت مي‌كند و اگر آباد كنندگان او مدتى غايب شوند و مجدداً باز گردند، آن چنان خوشحال مي‌شود كه يكى از شما گم‌شده‌اى داشته باشد و سپس به او بازگردد».

پس نشانه عشق ورزيدن مسجد اين است كه مسجد مكانى زنده است و روح دارد.

آثار نمازگزاران در مساجد متعدد:

يكي از آثار بجاى آوردن نماز در مساجد متعدد آن است كه اين مكان‌ها در سراى قيامت به نفع نمازگزار شهادت خواهند داد.

امام صادق (ع) در حديثى مي‌فرمايند: «در جاهاى مختلف و متعدد از مساجد نماز بجاى آوريد چون هر گوشه‌اى از زمين در روز قيامت، براى كسى كه بر آن نماز گزارده باشد، شهادت مي‌دهد».

از اين حديث شريف هم مطلوبيت نماز گزاردن در مساجد مختلف استفاده مي‌شود و هم اين كه در مورد مسجد واحد شايسته است انسان در نقاط مختلف آن مسجد نماز و عبادت بجاي آورد.

البته پوشيده نيست اين كه انسان با چنين ديدى در نقاط مختلف خداى را عبادت كند در حقيقت حاكى از روح تضرع الى الله و احساس فقر در درگاه ربوبى است. چرا كه او با اين عمل، عدم اعتماد خود بر اعمال و عباداتش را اظهار مي‌‌نمايد و در حقيقت، موجودات هستي را شاهد بر ايمان و بندگى خويش مي‌گيرد، و وجود چنين حالتى در انسان يكى از كمالات نفسانى براى او به شمار مي‌آيد.

از همين روى ائمه هدى (ع) در اوج ايمان و عبادت به خاطر  همين روحيه خوف و تضرع به درگاه الهى عبادات خويش را در مكان‌هاى مختلف بجاى مي‌آورند.

در حديثى از امام باقر (ع) آمده: «حضرت سجاد مانند اميرالمؤمنين در يك شبانه‌روز هزار ركعت نماز بجاى مي‌آورند. اميرالمؤمنين (ع) پانصد درخت خرما داشت و در زير هر نخلي دو ركعت نماز بجاى مي‌آوردند».

هر چند راز اين عمل به طور قطعى براى ما روشن نيست، ولى به نظر مي‌رسد، علت اين عمل همان نمازگزاردن در مكانهاى مختلف و به شهادت گرفتن زمين و ديگر موجودات عالم هستي همچون نخل بر عبادت و بندگى خويش است.

آثار فرهنگى حضور زنان در مسجد:

با توجه به تأكيد خاصى كه اسلام نسبت به تعليم و تعلم دارد براى تمام آحاد جامعه اسلامي، شايسته است زنان ضمن حضور در مسجد و بهره‌بردارى از فيوضات معنوى اين مكان مقدس در جهت افزايش آگاهى و درك خويش از مسائل دينى تلاش كنند. اين اقدام بي‌شك گامى در راستاى تعالى و رشد فرهنگى جامعه اسلامى خواهد بود.

البته جا دارد تأكيد شود اين حضور تنها در صورتى سازنده و مثمر آثار نيكو خواهد بود كه حضور آنان به هيچ وجه مفسده‌انگيز نباشد و بخاطر اين موضوع فقهاى اسلام در مورد برترى «نماز در خانه» نسبت به «نماز در مسجد» براى زنان دچار ترديد شده‌اند.

منبع :موسسه مسجد