انوار وحى بر لبان كوثر

اشاره:

برای گسترش فرهنگ قرآنی در میان نسل جوان نشان دادن الگو در زمینه بهره برداری از آیات قرآن در لابلای صحبتها و سخنان، بسیار مؤثر و کارگشاست. در این راستا نویسنده مقاله، خطبه حضرت زهرا (علیهاالسلام) را انتخاب کرده اند.

این خطبه در برگیرنده فنون و صنایع گوناگون ادبی و آرایه های لفظی و معنوی است که جا دارد محققین از زوایای مختلف بدین خطبه بنگرند و نکات فراوان آن را استخراج نموده و در معرض مطالعه علاقمندان قرار دهند.

نویسنده، جملات این سخنرانی را به 4 دسته تقسیم می کند: اول: استدلالها به آیات قرآن. دوم: اقتباسها از آیات. سوم: جملات ناظربه آیات. چهارم: کلمات حکیمانه. که به بررسی 3 دسته اول می پردازد:

پیوند قرآن و عترت بر اساس حدیث متواتر ثقلَیْن، پیوندی عمیق و جاودانه است، که صد البته ادراک مقامات بلند غیبی، معنوی و عرفانی آنها اگر ممتنع نباشد برای فهم ما، فوق طاقت و بسیار مشکل می باشد؛[1] در حقیقت، آنان دریای ژرف اند که به عمق ناپیدایشان راهی نیست. در این میان، عصمت کبرا، حضرت زهرا (علیهاالسلام) ویژگیهای بخصوصی دارد:

فضل زهرا را بشر کی می توان احصا کند          قطره را قدرت نباشد وصف از دریا کند

روح متعالی و بلند او که «از ادراک آن حیران شود عقول» جبرئیل (علیه السلام) را تنزل داد و پایین آورد،[2] و در آن ایام سخت و دشوار، جبرئیل (علیه السلام) ، مسائل و حوادث پیشِ رو تا بر پایی قیامت را به اطلاع آن دُردانه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) رساند و امیرمؤمنان (علیه السلام) ، آنها را نگاشت و بدین ترتیب صحیفه فاطمه (علیهاالسلام) شکل گرفت:

جمله اسرارِ «ما اوحی» در اوست       علم کل انبیا پیدا در اوست

که از امامی به امام بعدی سپرده می شد:

وارث آن مصحف عالی مقام    بعد زهرا نیست کس غیر از امام

و اینک نیز در دست مبارک حجت بر حق الهی، آن صدف دریای رحمت رحمانی «علیه السلام و عجل اللّه تعالی فرجه» قرار یافته است. آری، سابقه نداشته است که جبرئیل (علیه السلام) جز با طبقه اول از انبیای عظام (علیهم السلام) این چنین آمد و شدهای مکرر با کسی داشته باشد، و این همان فضیلت بزرگی است که عارف بزرگ قرن ما خمینی کبیر (قدس سره) آن را بالاترین فضیلت برای حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می دانستند.[3]

آن بانوی مقدس و مطهر در زمینه های مختلف، جملات ژرف و زیبایی به کام تشنگان حکمت و حقیقت جاری ساخته اند که محور برخی از سخنان آن وجود نازنین را می توان در این بخشها خلاصه کرد: عرفانی، تربیتی و مسائل خانواده (تلاش و کار در منزل، همراهی با همسر در تحمل مشکلات و سختیهای زندگی، ساده زیستی و پرهیز از تجملات و…)، حقوقی (حق زن، حق همسایه، حق کارگر، حق میهمان و… )، اجتماعی (عفاف و حجاب برای بانوان و… )، اقتصادی، دفاع از ولایت و سیاستهای پدر و شوهر خویش (اعتراض به اقدامات خلیفه اول و دوم، طرح قضیه فدک و اعتراض شدید نسبت به غصب آن از طرف حکومت به عنوان بهانه ای برای ریشه کن کردن انحراف عظیمی که در خلافت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) پیش آمده بود، بیان فضائل و مناقب علیّ مرتضی (علیه السلام) و نکوهش مخالفان وی، نقل احادیثی از پدر که در شأن ولایت شوی وی فرموده بود؛ مانند: حدیث غدیر و منزلت، وصایا و سفارشات در آخرین لحظات عمر خویش مبنی بر دفن شبانه و تحریم شرکت خلفای اول و دوم در مراسم نماز بر وی و دفن ایشان و… )، فقهی (برخی از احکام باب طهارت، حج، ارث، قضاء و… )

آن پرورده صبر و رضا با بیانات فصیح و بلیغ نسیمی جان فزا در پیکر فسردگان راه، وزان کرده است و گاه نیز برای بیان افکار بلند خویش از شعر استفاده نموده اند. اشعاری که به ایشان منسوب است به بیش از 70 بیت می رسد که عمدتا در موضوعاتی نظیر: فضائل علی بن ابی طالب (علیهماالسلام) و اطاعت از وی، غم جانکاه و جگرسوز شهادت پدر (صلی الله علیه و آله وسلم) ، خبر از شهادت و آرزوی مرگ، تنهایی امیرالمؤمنین (علیه السلام) می باشند.[4]

مادر این مقاله در پی آنیم تا با نیم نگاهی به یکی از خطبه های آن جگرگوشه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) میزان استفاده وی از آیات قرآن را نظاره کنیم، تا سرمشقی برای دلدادگان آن بانوی دو سرا باشد که در گفتار و کردار خویش هر چه بیشتر با قرآن عزیز اُنس گیرند، و شاهد انوار وحی از لبان کوثر باشند.

خطبه مورد نظر در این مقال همان خطبه فدکیه است که آن جوهر صدق و صفا در میان جمعی از زنان بنی هاشم در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) از پشت پرده در حضور مردم ایراد کرد. این سخنرانی شیوا و خطبه غرّا، در کتب معتبر ثبت گشته است.[5] و شیعیان مخلص از دیرباز آن خطبه با ارزش را نسل اندر نسل حفظ و به فرزندان خویش تعلیم می دادند، امید آنکه مسؤولین برنامه ریزی در امور فرهنگیِ ما نیز با تدوین برنامه های اصولی و حساب شده در مقاطع مختلف تحصیلی و علمی به این امر مهم عنایت بیشتری مبذول دارند.

به هر ترتیب ما کلام کوثر در این سخنرانی پرشور را به 4 دسته تقسیم کرده ایم:

دسته اوّل: استدلالها به آیات قرآن.

دسته دوّم: اقتباسها از آیات.[6]

دسته سوّم: جملات ناظر به آیات.

دسته چهارم: کلمات حکیمانه.

توضیح آنکه: در دسته اول آیاتی که حضرت (علیهاالسلام) برای اثبات ارث بردن خویش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) بدانها تمسک و استدلال نموده است را آورده ایم و در دسته دوم جملاتی که اقتباس از آیه های قرآن می باشد، آورده شده که خود به دو گروه تقسیم شده اند:

الف – اقتباسهای بدون تغییر.

ب – اقتباسهای همراه با تغییر.

و اما در دسته سوم نیز به جملاتی از خطبه نظر داریم که ناظر به آیات قرآن می باشند. به دیگر عبارت آنکه: مفاد این دسته از جملات با توجه به قرائنی مانند: همسانی فعل یا یکی از متعلقاتش و یا… با همتای خود در آیات، نظر به آیات مزبور دارد. و بالاخره در دسته چهارم نیز جملات حکیمانه آن آفتاب چرخ عصمت (علیهاالسلام) جای دارد که پرداختن به آنها خارج از محور بحث ما در این مقاله است.

در این خطبه جذّاب بسیاری از فنون مختلف و صنایع گوناگون ادبی و آرایه های لفظی و معنوی استفاده شده است. و البته برای آنان که حتی مقدار اندکی معرفت نسبت به خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) داشته باشند جای هیچگونه تعجبی نخواهد بود، چرا که آن خاندان همگی اهل حکمت و فصاحت بوده اند و اینها همه نمی است از یم بیکران آن انوار تابناک الهی. همان اشباح نوری که قرنها پیش از خلقت دنیا در جوار عرش رحمان عزّوجلّ به تسبیح، تحمید، تقدیس و تمجید الهی مشغول بودند[7] و سجده بر آدم «علی نبیّنا و آله و علیه السلام» نیز به خاطر وجود این انوار پاک در صُلب وی بوده است.

اینک نوبت پرداختن به اصل بحث است که چنانکه گذشت، ما جملات کریمانه این خطبه با عظمت را به چند دسته تقسیم کرده ایم که تفصیل آن چنین است:

دسته اول: استدلالها به آیات قرآن

در پی اثبات و احقاق حق خویش مبنی بر ارث بردن از پدر خویش (به دیگر سخن اینکه: اصولاً فرزندان انبیاء نیز از پدران خویش ارث می برند.) به آیات ذیل استدلال کرده اند:

1 – صدر آیه 16 سوره نمل: «وَ وَرِثَ سُلَیمانُ داوُدَ..» [= (حضرت) سلیمان از (پدر خویش، حضرت) داود ارث برد.]

2 – ذیل آیه 5 و صدر آیه 6 سوره مریم: «فَهَبْ لی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّا یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ..» [(حضرت زکریا به خدواند سبحان عرضه داشت:)

بارالها از جانب خود فرزندی به من عطا کن تا از من و از آل یعقوب ارث ببرد..]

3 – صدر آیه 11 سوره نساء: «یُوصیکُمُ اللّه فی اَولادِکُمْ لِلذَّکر مِثْلُ حَظِّ الاُنثَیینِ…» [= خداوند به شما در مورد فرزندانتان چنین سفارش و توصیه می کند که برای پسران دو برابر سهم دختران قائل شوید.]

4 – ذیل آیه 180 سوره بقره:«.. اِنْ تَرَکَ خَیْرا الْوصِیَّةُ لِلْوالِدَیْنِ وَ الاَقْرَبینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقَّا عَلی الْمُتَّقینَ» [= (بر شما واجب گشته، هنگامی که یکی از شما را مرگ در رسد،) اگر چنانچه چیز خوبی (اموال) از خود بجا گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکانش بطور شایسته وصیت کند، این حقی است بر گردنِ پرهیزکاران (که بایستی از عهده اش برآیند.)]

دو مورد اول تصریح داشت که فرزندان انبیا از پدران خویش ارث می برند و دو مورد اخیر نیز بر اساس شمول و عمومیت آنها نسبت به فرزندان انبیاء در اثبات مطلب دلالتی واضح دارند.

دسته دوم: اقتباسها از آیات:

الف گروه اول (اقتباس بدون تغییر آیه):

1 – پس از بیان حکمت برخی از احکام و مسائل دین اسلام در مورد اینکه انسان باید تقوی پیشه کند و حق تقوی را ادا کند و واقعا خداترس گردد و تا دم مرگ و آخرین لحظه عمرش اسلامِ خود را حفظ نماید قسمتی از آیه 101 سوره آل عمران را اقتباس کرده اند:

«(ف)اتَّقُوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ الاّ و أنْتُمْ مُسلِمُونَ

2 – خشیت عبارت است از خوفی که همراه با درک عظمت حق «جلّ و علی» و صفات جلالیه او باشد و این جز با ترک گناه حاصل نخواهد شد، پس گنهکار نمی تواند ادعا کند که از خدا خشیت دارد و فقط آگاهانِ از مقام ربوبی دارای چنین صفتی می باشند (که مصداق کامل آن علی (علیه السلام) می باشد)، «اِنَّما یَخْشَی اللّه َ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ» قسمتی از آیه 28 سوره فاطر می باشد که حضرت آن را اقتباس فرموده اند.

3 – در مورد معرفی خویش می فرماید: من دختر همان پیامبری هستم که از جنس خود شما بود و رنج و گرفتاری شما برایش سخت و نگران کننده بود و بر هدایت نمودن شما اصرار داشت و امیدوار بود و اصولاً نسبت به مؤمنین رأفت داشت و به آنها مهربانی می کرد. که این فرمایش اقتباس است از آیه 128 سوره توبه: لَقَدْ جاءکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزیرٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ».

4 – برای یادآوری وضعیت ناشایست اَعراب قبل از اسلام و اینکه همواره در پی جنگ و خونریزی های بی هدف و ناشی از هواهای نفسانی بودند و در واقع در لبه پرتگاه و سقوط در آتش جهنم بودند قسمتی از آیه 103 سوره آل عمران را اقتباس کرده اند: «.. وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّار…»

5 – در ادامه توصیف مردم و ویژگیهای آنان قبل از اسلام در مورد نداشتن امنیت می فرماید: شما در آن دوران ترس این را داشتید که مبادا شما را بربایند. که این فرمایش اقتباس از قسمتی از آیه 26 سوره انفال می باشد: «تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النّاسُ…»

6 – در بیان نجات مردم بواسطه بعثت وجود نازنین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) قسمتی از آیه 103 سوره آل عمران را اقتباس کرده و می فرمایند: «.. فَاَنْقَذَکُمْ…»

7 – در مورد اینکه پدر بزرگوارشان برای تبلیغ اسلام هر رنجی را بر خود خریدند و همواره با فتنه انگیزی و آتش افروزی مخالفان روبرو می گشتند ولی به مدد غیبی الهی آن فتنه ها سرکوب می شد و حضرت به راه خویش ادامه می دادند، از قسمتی از آیه 64 سوره مائده اقتباس کرده اند: «.. کُلَّما اَوْقَدُوا نارا لِلْحَرْبِ اَطْفَأَهَا اللّه ُ..»

8 – در پی توبیخ مردم نادان که دنبال هواها و آرزوهای فانی خود رفتند و حق را رها نمودند و مسأله سقیفه و غصب خلافت را پیش آوردند و اینکه در گناه و فتنه واقع گشتند و در واقع هم اکنون جهنم آنها را احاطه کرده و در قیامت هم این احاطه تجلی خواهد یافت و تا ابد در آتش سوزان دوزخ خواهند ماند، قسمتی از آیه 49 سوره توبه را اقتباس کرده اند:

«.. اَلا فِی الفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحیطَةٌ بِالْکافِرینْ»

9 – در ادامه توبیخ ستمکاران که بجای پیروی از احکام قرآن بدنبال هوسهای فانی دنیوی خویش شتافتند و جایگزین بدی به جای تبعیت از احکام قرآن برگزیدند، ذیل آیه 50 سوره کهف را اقتباس کرده اند: «.. بِئْسَ لِلظّالِمینَ بَدَلاً»

10 – در ادامه سرزنش آنان که از دین فاصله گرفتند می فرماید: آن کسی که غیر از اسلام (و تسلیم محض در برابر خداوند) دینی دیگر برای خویش انتخاب کند از او پذیرفته نگردد و در آخرت نیز از زیان کاران خواهد بود، این فرمایش اقتباسی است از آیه 85 سوره آل عمران: «وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الاِسلامِ دینا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرینَ»

11 – پس از ردّ اعتقاد حاکمان غاصب مبنی بر عدم ارث بردن فرزندان انبیاء از پدران خود، می فرماید: آیا (با وجود احکام نورانی اسلام) باز هم سراغ احکام جاهلیت می روید. و اصولاً کدام حکم از حکم خدا برای آنان که اهل یقین می باشند بهتر و نیکوتر است؟ این فرمایش اقتباس است از آیه 50 سوره مائده: «أَفَحُکْمَ الجاهِلیَّةِ یَبْغُونَ وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللّه ِ حُکْما لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ»

12 – در مورد تهدید ظالمین و اینکه برای وعیدهای الهی زمانی مشخص وجود دارد و ستمکاران بالاخره به عذاب دچار خواهند شد، می فرمایند: هر خبر و وعیدی که پیامبران از جانب خدا داده اند وقت معینی دارد. که این فرمایش اقتباس است از صدر آیه 67 سوره انعام:

«لِکُلِّ نَبَأ مُسْتَقَرٌّ..»

13 – در ادامه تهدید به عذابهای الهی می فرمایند: بزودی خواهید دانست که کدام یک از ما یا شما دچار عذاب ذلت بار شده و عذاب همیشگی و جاودان دامنگیرش خواهد گشت. این فرمایش اقتباسی است از آیه 39 سوره هود:

«فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتیهِ عَذابٌ یُخْزیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقیمٌ»[8]

14 – در مورد اینکه مرگ برای پدر گرامیشان همچون انبیای سابق قضای حتمی بوده است می فرماید:

«محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) جز پیامبری (از جانب خدا) نیست که پیش از او نیز پیامبرانی بوده اند (که از این جهان خاکی رخت بربسته اند) اگر او نیز بمیرد یا به شهادت برسد، آیا دوباره به دین و مرام جاهلیت باز خواهید گشت؟ هر کس که عقبگرد کند و مرتد شود به خدا ضرر نرسانده و البته خداوند، آنها را که در دین ثابت قدم ماندند و راه ارتداد را پیش نگرفتند نیز پاداش شکرگزاریشان را خواهد داد.»

این جملات اقتباسی است از آیه 144 سوره آل عمران: «وَ ما مُحَمَّدٌ اِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ اَفَاِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلبْتُمْ عَلی اَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّه َ شَیْئا وَ سَیَجْزی اللّه ُ الشّاکِرینَ

15 – پس از خطاب به مردم و طلب کمک و یاری از آنان برای احقاق حق، آنان را تشویق می کند و می خواهد با برانگیختن غیرت آنها ترس از جوّ حاکم را از وجودشان بشوید لذا از آیه 13 سوره توبه اقتباس کرده و می فرمایند:

«اَلا تُقاتِلُونَ قَوْما نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ وَ هَمَّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ اَوَّل مَرَّة اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّه ُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ» [= آیا با آنان که عهدشکنی کرده و بر اخراج پیامبر (از مکه) اهتمام ورزیدند، پیکار نمی کنید؟ و حال آنکه آنها بودند که نخستین بار (دشمنی و پیکار با شما را) آغاز کردند، آیا از آنان می ترسید؟ با آنکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن می باشید.]

16 – پس از اظهار یأس و ناامیدی از یاری مردم، می فرماید: اگر شما و تمام آنانکه روی زمین زندگی می کنند همگی کافر شوید (به خدا زیان نمی رسانید) که خدا از همگان بی نیاز است و ستوده. این فرمایش اقتباس است از قسمتی از آیه 8 سوره ابراهیم: «.. اِنْ تَکْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الاَرضِ جَمیعا فَاِنَّ اللّه َ لَغَنِیٌّ حَمید»

17 – در توصیف آتش قهر الهی که در انتظار غاصبین خلافت می باشد می فرماید: آتش برافروخته الهی است که (درون انسان را پیش از جسم و ظاهر وی شعله ور می سازد و) از دلها سر می زند. این فرمایش اقتباسی است از آیه 6 و 7 سوره هُمَزه: نارُاللّه ِ الْمُوقَدَة الَّتی تَطَّلِعُ عَلَی الاَفْئِدَة

18 – در ادامه تهدید مجرمان زمان خویش ذیل آیه 227 سوره شعراء را اقتباس کرده اند: «وَسَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ» [= آنان که ظلم و ستم روا داشتند بزودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی (در دوزخ) بازگشت می کنند.]

19 – در ادامه تهدید داعیان خلافت می فرماید:

«شما منتظر جزای اعمال (پَست) خود باشید ما هم در انتظار نتیجه و پاداش اعمال خود می باشیم.»

این فرمایش اقتباسی است از آیه 122 سوره هود: «وَانْتَظِرُوا انَّا مُنْتَظِرونَ

20 – در مقابل طفره رفتن غاصبان حکومت و عدم پذیرش حق، ذیل آیه 18 سوره یوسف را اقتباس کرده اند: «.. بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ اَنْفُسُکُمْ اَمْرا فَصَبْرٌ جَمیلٌ وَ اللّه ُ المُستَعانُ عَلی ما تَصفُونَ» [= حضرت یعقوب در برابر دروغگویی برادران یوسف که گفتند: «یوسف را گرگ درید و این پیراهن خون آلود اوست» فرمود: بلکه این کار زشت را هوسهای نفسانی شما در نظرتان زیبا جلوه داده و آراسته نموده است. (و البته من در برابر این حادثه) صبری جمیل و زیبا پیشه می سازم (و بردباری همراه با شکر در درگاه الهی از خود نشان خواهم داد) و از خدا (نیز) در مقابل آنچه شما اظهار می دارید، یاری می طلبم.]

21 – در مورد قیامت و رسوایی ستمکاران و اهل باطل که به حق اهل بیت علیهم السلام ظلم و ستم روا داشتند ذیل آیه 78 سوره غافر را اقتباس کرده اند: «.. وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ»

ب گروه دوم (اقتباس همراه با تغییر آیه):

1 – در بیان اهتمام و کوششهای طاقت فرسای پدر عزیزش در راه تبلیغ دین اسلام و انذار مردم از عذاب الهی قسمتی از آیه 94 سوره حجر: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ..» را اقتباس کرده و فرموده اند: «.. صادعا بِالنَّذارَةِ».

2 – در ادامه توصیف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) صدر آیه 125 سوره نحل: «اُدْعُ اِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ الْحَسَنَةِ» را اقتباس کرده و فرموده اند: «.. داعِیا اِلی سَبیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظةِ الْحَسَنَةِ» [=.. مردم را به راه پروردگارش فراخوان بود و روش او در این کار حکمت (و برهان) و موعظه نیکو بود.]

3 – در هم شکسته شدن هیمنه بت پرستان و از هم گسیختگی آنان به دست توانای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) را با استفاده از اقتباس آیه 45 سوره قمر: «سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُرَ» بیان کرده و فرموده اند: « (حَتّی) هَزَمَ (اِنْهَزَمَ) الْجَمْعُ وَ وَلَّوا الدُّبُرَ

4 – در توصیف حالت مردم تن پرور زمان خویش می فرماید: در حالی که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و علی (علیه السلام) در دوران سختی و فشارهای همه جانبه از سوی دشمنان برای پیشبرد اهداف مقدس اسلام از خودگذشتگی می نمودند و آسایش را از خود سلب کرده بودند، شما دنبال رفاه و عیش و نوش خویش بودید و این مطالب را با یک کلمه «فاکِهُونَ» افاده کرده اند که اقتباسی است از آیه 27 سوره دخان: «(وَ نَعْمَةٍ کانوا فیها) فاکِهینَ»

5 – پس از بیان زحمات و رنجهای امیرالمؤمنین (علیه السلام) در راه اسلام و سرزنش مردم منافق صفت بخاطر راحت طلبی و رفاه زدگی آنان به یاد ایشان می آورد که شما در آن دوران سخت و کمرشکن هماره منتظر آن بودید که حوادث دردناکی «مانند شهادت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) » برای ما پیش آید تا شما به اهداف خود برسید، «.. تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ..» این فرمایش اقتباسی است از قسمتی از آیه 98 سوره توبه: «… وَ یَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائرَ…».

6 – پس از توبیخ و سرزنش ابوبکر که مدعی بود: «چون زهرا (علیهاالسلام) فرزند پیامبر است لذا نمی تواند از پدرش ارث ببرد»، می فرماید: آیا در کتاب خدا آمده که تو از پدرت ارث ببری امّا من از پدرم ارث نبرم؟ اگر چنین نسبتی به کتاب خدا بدهی: لَقَدْ جِئْتَ شَیئا فَرِیّا [= کار بسیار زشت و عجیبی مرتکب شده ای]. این فرمایش اقتباسی است از ذیل آیه 27 سوره مریم: «لَقَدْ جِئْتِ شَیْئا فَرِیّا».

7 – برای تهدید غاصبان خلافت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ذیل آیه 27 سوره جاثیه: «.. یَوْمَ تَقُومُ الساعةُ یَوْمَئِذٍ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ» را اقتباس کرده و فرموده اند: (وَعِنْدَ السّاعةِ یَخْسَرُ الْمُبْطِلونَ» [= هنگام قیامت اهل باطل به خسران و زیان خویش واقف می شوند.].

8 – انذار پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) نسبت به عذابهای الهی را یکی از اوصاف پدر خویش برشمرده و از ذیل آیه 46 سوره سَبَأ: (اِنْ هُوَ اِلاّ نَذیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدیدٍ» اقتباس کرده و فرموده اند: «اَنَا ابْنَةُ نَذیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذاب شَدیدٍ» [= من دختر همان بیم دهنده شما در برابر عذاب شدید الهی هستم (آن چنان عذابی که گویی پیش روی شماست، چرا که قیامت نزدیک است)].

9 – در مورد عدم عمل به قرآن و پشت سرانداختن احکام آن توسط حکومت زمان خویش می فرماید: «وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُمْ» که اقتباسی است از قسمتی از آیه 187 سوره آل عمران: «… فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ..».

10 – پس از سرزنش مردم به جهت عدم همراهی آنان در راه احقاق حق اهل بیت (علیهم السلام) که سبب آن عدم درک حقیقت قرآن و آن نیز معلول تیرگی قلب و دل آنان بواسطه جهل و نفاق بود می فرمایند: «اَفَلا تَتَدَبَّرُون الْقُرآنَ اَمْ عَلی قُلُوبٍ اَقْفالُها؟». که اقتباسی است از آیه 24 سوره محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) : «اَفَلا یَتَدبَّرونَ القرآنَ اَم عَلی قُلُوب اَقفالها؟».

11 – در ادامه سرزنش مردمان تیره دل از آیه 14 سوره مُطفّفین: «کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانوا یَکسبُون» اقتباس کرده و فرموده اند: «کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِکُمْ ما اَسَأْتُمْ مِنْ اَعْمالِکُمْ» [=.. چنین نیست، بلکه ظلمت ظلم و تیرگی اعمال ناشایست شما موجب زنگار قلبهایتان گشته (و از این روی است که قرآن را نمی فهمید تا بدان عمل کنید)].

12 – در پی توبیخ و بیان علت ارتکاب اَعمال مجرمینِ وقت از قسمتی از آیه 46 سوره انعام: «قُلْ أرَاَیْتُمْ اِنْ اَخَذَ اللّه ُ سَمْعَکُمْ وَ اَبْصارَکُمْ..» اقتباس نموده و فرموده اند: .. فَأَخَذَ بِسَمْعِکُمْ وَ اَبْصارِکُمْ» [= آن زنگار قلب شما باعث شده تا گوش و چشم های شما کر و کور گردد (و از درک حقیقت باز مانید)].

13 – به دنبال توبیخ و سرزنش مردم دل مرده و غفلت زده از قسمتی از آیه 22 سوره ق: «… فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ.. » اقتباس کرده و فرموده اند: «.. اِذا کُشِفَ لَکُمُ الْغِطاءُ» [= هنگامی که بمیرید و پرده غفلت از جلوی چشمانتان کنار زده شود خواهید دانست که چه عذابهای دردناکی در انتظار بوده است.]

14 – در توصیف عذاب شدید الهی در قیامت ذیل آیه 47 سوره زمر: «.. وَبَدا لَهُمْ مِنَ اللّه ِ ما لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ» را اقتباس کرده و فرموده اند: «وَ بَدا لَکمْ مِنْ رَبِّکُمْ مالَمْ تَکُونُوا تَحْتَسِبُونَ.» [= در قیامت از جانب خدا برای شما عذابهایی رو می شود که هرگز به ذهن و فکرتان هم خطور نکرده بود.]

دسته سوم: جملات ناظر به آیات:

1 – در مورد حکمت تشریع و وجوب زکات می فرماید: «.. وَالزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِی الرِّزقِ» [= و (خداوند) زکات را بدان جهت واجب ساخت تا موجب تزکیه نفس (و پاکی روح از گناهان) گردد و علاوه بر آن باعث زیاد شدن رزق و روزی شود]. قسمت اول این فرمایش ناظر است به صدر آیه 103 سوره توبه: «خُذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکّیهِمْ بِها..» و قسمت دوم آن فرمایش ناظر است به ذیل آیه 39 سوره روم: «.. وَما آتَیْتُمْ مِنْ زَکوةٍ تُریدُونَ وَجْهَ اللّه ِ فَاُولئِکَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ

2 – درباره حکمت وجوب اطاعت از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و در باب امامتشان می فرماید: .. وَ طاعَتَنا نِظاما للملّة و اِمامَتَنا أمانا لِلْفرْ قَةِ. [=.. و (خداوند) وجوب اطاعت ما خاندان را وسیله ای جهت سامان دادن به ملت و امامت ما را مانع تفرقه و پراکندگی امت قرار داد. [این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 103 سوره آل عمران: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه ِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّه ِ عَلَیْکُمْ اِذْ کُنْتُمْ اَعْداءً فَاَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَاَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اِخْوانا..»[9]

3 – پیرامون حکمت وفای به نذر می فرماید: «.. وَ الوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضا لِلْمَغْفِرَةِ» [= وفای به نذر موجب آن می شود که انسان در معرض مغفرت و آمرزش الهی قرار گیرد (و به پاداشهای بزرگ نائل آید.)] این جمله ناظر است به آیاتی که در باب وفای به نذر در قرآن بدانها اشاره شده، از جمله آیه 7 به بعد از سوره «هل اَتی» که در شأن خودِ حضرت زهرا (علیهاالسلام) و شوهر و فرزندان عزیزشان (امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) ) نازل شده است: «یُوفُون بِالنَّذْرِ.. فَوَقاهُمُ اللّه ُ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقّاهُمْ نَضْرةً وَ سُرُورا» [= آنها به نذر خود وفا کردند.. بدین جهت است که خدا نیز آنان را (مورد لطف و عنایت خاص خویش قرار داده) و از شر (و سختی) آن روز (قیامت) محفوظ می دارد و آنها را در حالی که غرق شادی و سرورند پذیرا می گردد.]

4 – در مورد فلسفه و حکمت نهی از کم فروشی می فرماید: «.. وَتَوْفیَةَ الْمکائیلِ وَ الْمَوازینَ تَغْییرا لِلْبَخْسِ» [= فروشنده و مشتری هنگام معامله خود نباید در جنس و بهای آن کم گذارند (که این ظلم است) بلکه بایستی تماما به بکدیگر تحویل دهند که در غیر این صورت مبتلا به نقص خواهند گشت (یا در اموال خود در همین دنیا دچار کمبود می گردند یا در فردای قیامت نامه اعمال خود را در حالی که کمبود خیرات دارد مشاهده می کنند و یا هر دو که هم در دنیا و هم در آخرت با کمبود مواجه می شوند.)] این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 85 سوره اعراف: «.. فَاَوْفُوا الْکَیْلَ و الْمیزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النّاسَ اَشْیاءَهُمْ.. »

5 – در بیان حکمت نهی از شرابخواری می فرماید: .. وَ النَّهْیَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ [= شرابخواری بدان جهت تحریم گشته که موجب تنزیه و پاکسازی روح از پلیدی ها و گناهان است[. این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 90 سوره مائده: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اِنَّمَا الْخَمْرُ.. رِجْسٌ.. فَاجْتَنِبُوهُ..».

6 – حکمت نهی از تهمت به زنان پارسا را مبتلا نشدن به لعنت دانسته و می فرماید: «.. وَ قَذْفَ الْمُحْصَناتِ اجْتِنابا لِلَّعْنَةِ.» این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 23 سوره نور: «إنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ.. لُعِنُوا..»

7 – در ضمن شمارش اوصاف و ویژگیهای پدر بزرگوارشان می فرماید: یَجُذُّ الاَصْنامَ» [=.. بتها (این معبودهای چندین هزار ساله جاهلان) را در هم شکست.] این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 57 و 58 سوره انبیاء که درباره بت شکنی حضرت ابراهیم «علی نبینا و آله و علیه السلام» می باشد: «وَ تَاللّه ِ لاَکیدَنَّ اَصْنامَکُمْ.. فَجَعَلَهُمْ جُذاذا..»

8 – پیرامون گمراه شدن مردم و تبعیت آنها از شیطان می فرماید: «.. فَاَلْفاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ» [= (شیطان) شما را در حالی یافت که لبیک گوی ندایش بودید] این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 22 سوره ابراهیم: «وَ قالَ الشَیْطانُ.. وَ ما کان لی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ.. إلاّ أَنْ دَعَوتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی..»

9 – در توصیف و بیان شدت حادثه غمبار و جانسوز ارتحال پدر خویش می فرماید: «.. وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ» [= و کوهها هم خاشع گشتند.] این فرمایش ناظر است به قسمتی از آیه 21 سوره حشر که در مورد عظمت قرآن است: «لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَاَیْتَهُ خاشِعا..»

در پایان، بار دیگر تذکر این نکته بایسته است که موارد ذکر شده در قالب دسته بندی های فوق، تنها مربوط به یک سخنرانی حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می باشد وگرنه با توجه به مقدمه این مقاله، انوار وحی از زلال زندگی کوثر قابل تفکیک نمی باشد و به دیگر عبارت قرآن با زهرا (علیهاالسلام) عجین گشته است.

نویسنده: سید علیرضا جعفری

پی نوشتها:

[1] . برگرفته از بیانات حضرت امام خمینی قدس سره ، صحیفه نور ج 19: ص 278، انتشارات سازمان مدارک.

[2] . برگرفته از بیانات حضرت امام خمینی قدس سره ، صحیفه نور ج 19: ص 278، انتشارات سازمان مدارک.

[3] . صحیفه نور ج 19: ص 279.

[4] . برای نمونه ر.ک. مناقب ابن شهر آشوب 1: 242، انتشارات علامه قم؛ احقاق الحق (که از کتب اهل سنت نقل کرده است) 10:433 و 19:159، انتشارات کتابخانه آیة اللّه مرعشی قم؛ بحارالانوار 43: 176، المکتبة الاسلامیة تهران.

[5] . از جمله: بلاغات النساء، تألیف احمدبن ابی طاهر (از علمای اهل سنت در قرن سوم) ص 23؛ علل الشرائع (به 3 سند) تألیف شیخ صدوق، متوفی: 381، ص 248، انتشارات داوری قم؛ الشافی تألیف سید مرتضی، متوفی: 436، ج 4: ص 68، مؤسسة الامام الصادق (علیه السلام) طهران؛ الاحتجاج تألیف طبرسی، متوفی: 548، ص61، مطبعه مرتضویه نجف؛ شرح ابن ابی الحدید (از علمای اهل سنت در قرن هفتم): ج16 ص211، منشورات مکتبة آیة اللّه المرعشی؛ کشف الغمة اربلی، متوفی 693 (به نقل از کتاب «السقیفة» تألیف ابی بکر احمدبن عبدالعزیز الجوهری)، ج2 ص106، مکتبة بنی هاشمی تبریز؛ بحارالانوار تألیف علامه مجلسی، متوفی 1111، ج29 ص215، دارالرضا (علیه السلام) بیروت.

[6] . طبق نقل اهل لغت، علمای علم بدیع اقتباس را آن می دانند که اندکی از قرآن یا حدیث رادر عبارت خود (چه به صورت نظم و شعر باشد و چه به صورت نثر) بیاوریم و اشاره نکنیم که از قرآن یا حدیث می باشد و هم ایشان تصریح کرده اند که تغییر در آن مقدار از قرآن یا حدیث که در عبارت خود آورده ایم اگر چنانچه تغییر مختصری باشد، اشکال ندارد و جائز می باشد. و این بیت از خاقانی را مثال زده اند:

نقد عمر زاهدان در توبه از مِی شد تلف             قُلْ لَهُمْ اِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفْ

که شاعر در این مصراع اخیر «قُلْ للذین کفروا» را به« قُلْ لَهُم» تغییر داده است (آیه 38 سوره انفال)، مطالب گفته شده در ادبیات فارسی و عربی یکسان است. [… أمَا الاقتباس فهو أن یضمَن الکلام نظما کان أو نثرا شیئا من القرآن أو الحدیث لا علی أنّه منه… و لابأس بتغییر یسیر فی اللفظ المقتبس…(مختصر المعانی، تألیف سعدالدین تفتازانی، متوفی: 791، ص221، انتشارات مصطفوی)] البته در مورد اینکه فرق بین اقتباس و تضمین چه می باشد، مشهور بدیعیّین معتقدند که اقتباس اختصاص به نظم و نثر ندارد ولی تضمین فقط در شعر واقع می شود، امّا مخفی نماند که نظریه برخی دیگر از دانشمندان بدیع آن است که صنعت تضمین نیز اختصاص به شعر ندارد، به تحریر التحبیر تألیف ابن ابی الاصبح متوفی 654ه ص140، چاپ مجلس اعلای مصر و همچنین به الفوائد المشوّق إلی علوم القرآن و علم البیان تألیف ابن جوزی متوفی 751 ه ص195 مراجعه شود.

[7] . اشاره به روایتی در «علل الشرائع: 208، انتشارات داوری – قم».

[8] . این آیه در دو جا عینا آمده است: 1 39/ هود 2 39 و 40/ زمر.

[9] . براساس احادیث و روایات، مقصود از حبل اللّه ، خاندان پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام می باشد (به تفسیر مجمع البیان و تفسیر عیاشی، ذیل آیه مذکور مراجعه شود) البته در برخی دیگر از روایات و احادیث نیز، مراد از حبل اللّه را «قرآن» دانسته که بعید نیست منظور هر دوی آنها باشد.