انبیا و کشف حقایق از لوح محفوظ از دیدگاه امام خمینی

امام  خمینی دربارۀ علم انبیا می‌فرماید: «علم انبیا به احکام، از سنخ اجتهاد نیست، تا احیاناً مخالف واقع باشد. تحقیقاً آنان(ع) حقایق را از اطلاع به آنچه در علم حق یا لوح محفوظ است به حسب مراتب شان کشف می‌کنند، و نسخ، از قبیل کشف خطای نبی سابق نیست؛ بلکه نسخ عبارت است از طلب کشف حد حکم سابق نه رفع مطلق آن حکم».[1]

یعنی علم انبیا مثل اجتهاد نیست که خطا بر‌دار و قابل اختلاف باشد و نسخ حکم سابق به معنای کشف و اعلام پایان یافتن زمان اجرای حکم سابق است نه رفع مطلق و اعلام بطلان آن، تاپنداشته شود که علم آنان اختلا فی بوده است.

از همین جهت است که امام خمینی بارها تأکید می‌کند به عدم اختلاف انبیا ولو این‌که همه دریک زمان جمع شوند.[2]

از جمله مسائل مهم، دربارۀ انبیای الهی، عدم اختلاف آنان است. امام، بخوبی به این مسئله پرداخته است. ایشان، سرِّ اختلاف عالمان (الی ماشاءالله) را درعدم تجرد کامل آنان دانسته، وسرِّ عدم اختلاف پیامبران و انبیا را در این می‌داند که آنان، از بند طبیعت رسته و به حق پیوسته ‌اند و مجرد از هر نقصی و کامل هستند لذا هیچگاه دچار اختلاف نگردیده و ابداً مطالب همدیگر را تکذیب نکرده ‌اند و محال است که تکذیب کرده باشند. برای اینکه آنان در درک حقایق با هم هماهنگ بوده‌ اند،  همان‌گونه که در مسئله یک نصف دو است، اختلاف نداریم.[3] امام در فراز از همین بیانش، درک مفهومی را نسبت به علم پیامبر، نفی کرده می‌فرماید: «منظور همین است که با مبادی عالیه، اُنس اتّحادی حاصل شود نه این که فقط انسان، مفهومی را درک کند”[4] که ارتباط وثیق با عالم غیب است و این کار در شأن انبیای الهی است.

 امام، در آغاز کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، به واسطه بودن قرآن و اهلبیت(ع)، بین حق و خلق اشاره نموده و منشأ علم حضرات معصومین(ع) را علم لدنی پیامبر اکرم(ص) معرفی می‌کند و می‌گوید: «…از کلمات حضرات معصومین- علیهم الصّلاه والسلام- که از ارواح متعلقه به عالم قدس و نفوس منقطعه به حضرت انس صدور یافته، به «حبلِ ممدود بین آسمان و زمین» تعبیر مى‏توان [کرد]. چه، که سروران ما- علیهم السلام- آنچه در ارشاد خلق و اصلاح مخلوق بیان مى‏فرمودند، از سرچشمه علم کامل لدُنّى رسول اکرم است که از صراح وحى الهى و علم ربّانى بوده … و همان طور که دربارۀ رسول اکرم [صلى اللّه علیه و آله و سلم‏] وارد است که: «ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحى»[5] در حضرات ائمه هدى جارى و سارى است».[6]

در مجموع، از نگاه امام خمینی، علم غیب برای پیامبران الهی همچون اصل نبوت آن‌ها، از نگاه مراتب، متفاوت است، اصل اینکه پیامبر باید درک عالم وحدت (عالم غیب) را در عین درک کثرت و طبیعت داشته باشد تا به مقام نبوت برسد و شأن پیامبر درک وحدت و کثرت یا کشف حقایق و بسط آن است، اما مراتب درک آن‌ها از وحدت و کثرت بستگی به این دارد که مظهر کدام اسم از اسمای الهی باشد و پیامبر اکرم(ص) که نگین نبوت و مرکز پیامبری است و همۀ نبوت‌ها برگشت به نبوت او می‌نمایند و نبوت او جامع همۀ نبوت‌ها است و شریعت او جامع همۀ شرایع است،  بالاترین مقام کشف و بسط حقایق را داراست و علمش از علم همۀ پیامبران جامع‌تر است.

برگرفته از فصلنامه حضور، بخشی از مقاله حصین صالحی مالستانی، شماره 88، ص 40-70.

[1] . امام خمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص 194 – 195.

[2] . به عنوان نمونه، ر.ک: امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص 179 ؛ همو، جهاد اکبر یا مبارزه بانفس، ص 30.

[3] . تقریرات فلسفه امام خمینی، ج 3، ص 496 – 497.

[4] . همان.

[5] . نجم/ 3- 4.

[6] . امام خمینی،  شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 4- 5.