شیعه شناسی » اعتقادات » معاد شناسی »

امکان وجود معاد

اعتقاد به معاد از اصول مشترک تمام ادیان توحیدی است و حتی در ادیان باستان اعتقاد به زندگی پس از مرگ وجود داشته و از آثار و ابزاری که از درون قبرها به دست آمده، این مسئله ثابت شده است.

در قرآن صدها آیه درباره معاد و چگونگی آن نازل شده است. قرآن می فرماید: “و ان الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور؛ قیامت آمدنی است در آن شکی نیست و خداوند کسانی را که در گورها خفته اند برمی انگیزد”.(۱) قرآن اعتقاد یقینی به قیامت را از صفات مؤمنان و پرهیزکاران شمرده و فرموده: “و پرهیزکاران کسانی هستند که به تمام آن چه از طرف باری تعالی بر تو و پیامبران پیش از تو نازل شده است، ایمان آورده و به عالم آخرت یقین دارند”.(۲)

افزون بر خبر دادن قرآن کریم از معاد و روز جزا دلایل دیگری، قطعی بودن معاد را روشن می نمایند، که یکی از آن ها را می آوریم:

خداوند حکیم است و کارهایش هدف دارد و اگر معادی در کار نباشد و زندگی انسان با زندگی در دنیا پایان یابد، با حکمت خداسازگار نیست، زیرا دنیا با محدودیت زمانی و مکانی خود نمی تواند هدف از آفرینش موجودی باشد که بی نهایت خواه و جاودانه طلب است و استعداد زندگی جاوید و عشق به آن دارد.

پس از آن جایی که می دانیم خدا حکیم است، یقین پیدا می کنیم که معاد باید باشد. توضیح این که: بدون شک عالمی که در آن زندگی می کنیم، بسیار عظیم، دقیق و حساب شده است. کره زمین یک واحد از مجموعه منظومه شمسی، و آن نیز یک واحد از مجموعه کهکشان است و هزاران اسرار در جهان وجود دارد که بعضی از آنها کشف و معلوم شده و بسیاری از آنها جزء مجهولات بشر باقی مانده است.

از این میان انسان حداقل کامل ترین موجودی است که می شناسیم، با ساختمان و غیره روح و جسم و ریزه کاری ها و ظرافت ها و عجائبش. حال اگر بنا باشد زندگی این گل سر سبد جهان آفرینش در این خلاصه شود که چند روزی در جهان باشد، مدتی کودک و ناتوان، مدتی پیر و از کار افتاده، زمانی گرفتار طوفان های شدید جوانی، گاه سالم، گاه بیمار، غالباً گرفتار تهیه مایحتاج زندگی که در خور و خواب خلاصه می شود، سپس مردن و فانی شدن، چقدر نا زیبا و دور از حکمت است! خداوند حکیم است، یعنی تمام افعال او طبق حکمت می باشد. آیا حکمت جز این است که تمام کارهای او هدف روشن و حساب شده ای را تعقیب می کند؟ آیا هدف او ممکن است بهره گیری وجود خودش باشد با این که از همه چیز بی نیاز است و صاحب کل کمالات به صورت نامتناهی است؟ اگر نتیجه عاید بندگان می شود، مسلماً زندگی مادی و محدود جهان نمی تواند هدفی برای این آفرینش عظیم باشد، که با یک چشم بر هم زدن فانی می شود. آیا این بدان نمی ماند که صنعت گری یک ماشین بسیار عظیم و دقیق صنعتی را طی سالیان دراز بسازد، اما همین که به کار افتاد، آن را در هم بکوبد و نابود سازد؟! آیا به عقیده شما این کار حکیمانه است آیا شبیه به آن نیست که کودکی را با هزاران دردسر در یک رحم مصنوعی پرورش دهند، و آن گاه که ورزیده و آماده زندگی شد، او را بکشند؟!

به همین جهت مادیین که اعتقاد به خدا و معاد ندارند، زندگی را پوچ و بی هدف می شمرند، و راستی هم زندگی دنیا منهای حیات رستاخیز، پوچ و بی هدف است به همین دلیل هر کس ایمان به خدا و حکمت او دارد، نمی تواند انکار کند که با مرگ انسان حیات او برچیده نمی شود. این عالم حکم رحم مادر را دارد که انسان را به صورت یک جنین در خود پرورش می دهد و آماده تولد ثانوی در جهان دیگر می سازد. مسلماً زندگانی جنینی در رحم هدف نیست، بلکه مقدمه است برای یک زندگی گسترده دیگر.(۳) از همین جا معلوم می گردد که اصولاً انسان برای زندگی ابدی و همیشگی خلق شده است و از همین جا زندگی جاویدان اخروی معنی پیدا می کند.

دلایل بسیاری دیگری از جمله عدالت خداوند اقتضای معاد و رستاخیز را دارد. کسانی که در دنیا پاک و درستکار زندگی کرده اند، اما زندگی شان همراه با سختی ها و مشکلات و تلخی های فراوان بود و از طرف دیگر بدکاران و ستمگران که به عیش و نوش پرداختند و از نعمت های خداوند بهره مند شده اند اما هیچ گاه شاکر نبودند. آیا این دو گروه یکسان اند و با مرگ همه چیز تمام می شود و هیچ حساب و کتابی در کار نخواهد بود؟! پس عدالت خداوند چه می شود؟ راستی اگر معاد نبود، زندگی چقدر زشت و بی معنا و ظالمانه بود؟

پی نوشت ها:

۱ – حج (۲۲) آیه ۷٫

۲ – بقره (۲) آیه ۴٫

۳ – ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج ۵، ص ۲۴۴ – ۲۴۶٫