امام علی و سقیفه

پرسش دوم

چرا حضرت علی در جلسه سقیفه شرکت نکرد ؟

سوال این است که چرا حضرت در سقیفه شرکت نکرد تا با احتجاج کردن و یاد آوری احادیث پیامبر اکرم در شأن خویش آنها را نسبت به امامت خودش متقاعد کند ؟

پاسخ :

اولا هم چنانکه از تاریخ بر می آید جلسه سقیفه به صورت قاچاقی و مخفیانه و عجولانه انجام شد و بسیاری از صحابه پیامبر و مسلمین از تشکیل این جلسه آگاهی نداشتند و بعد از ختم جلسه و انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه وقتی از مردم به زور می خواستند که با ابوبکر بیعت کنند با شگفتی و ناباوری مردم مواجه می شدند از برخی گزارشات تاریخی بر می آید که هنوز حضرت علی مشغول تجهیز بدن مطهر پیامبر بود که به او اطلاع دادند که کار انتخاب خلیفه به پایان رسید .
ثانیا نفس حضور حضرت در جلسه چه بسا به معنای به رسمیت شناختن آن از جانب حضرت در نگاه مسلمانان دیگر و خصوصا مسلمانان آینده تلقی می شد همان گونه که گفتیم این جلسه غیر قانونی بود و هیچ دلیلی حضرت را الزام نمی کرد که در چنین جلسه ایی شرکت کند خصوصا احتمال زیادی می رفت که توطئه گران با هیچ دلیلی و حجتی در برابر حقیقت متقاعد و متواضع نشوند با وجود این احتمام حضور حضرت در این جمع یک ریسک بزرگ بود زیرا پس از به رسمیت شناختن جلسه با حضور خود اگر او انتخاب نمی شد نمی توانست افکار عمومی را توجیه کند و دیگر نمی توانست مدعی خلافت الهی خویش باشد
ثالثا بر فرض که حضرت در این جلسه شرکت می کرد و انتخاب می شد باز به عنوان خلیفه انتخابی مردم که مشروعیت خود را از راه رأی مردم بدست آورده است معرفی می شد نه خلیفه منصوب از طرف خدا و رسول او که مشروعیت او جنبه آسمانی و الهی دارد و این چیزی نبود که حضرت خود خواهان آن باشد علاوه بر این سنت و سیره را می بایست برای پس از خود به رسمیت بشناسد یعنی که امامان بعدی در صورتی مشروعیت خواهند داشت که به انتخاب مردم رسیده باشند .

رابعا حضرت می دانست که توطئه گران که تمام سخنان پیامبر را در مورد او نادیده گرفتند و حتی واقعه غدیر را که حدود دو ماه قبل اتفاق افتاد بدست فراموشی سپردند آنهایی که با تاکید و اصرار پیامبر باز در جیش اسامه شرکت نکردند و مورد لعنت پیامبر واقع شدند آنهایی که در اواخر عمر پیامبر در برابر تقاضای کاغذ و قلم او را به هذیان گویی ( العیاذ بالله ) متهم کردند و شعار حسبنا کتاب الله سر دادند و … هرگز در برابر احتجاجات او زیر بار حقیقت نمی رفتند .
خامسا حضرت راضی نبود تا موقعی که بدن مقدس پیامبر در میان است دست از تجهیز او بردارد و به دعوای خلافت در سقیفه اقدام نماید این عمل در نگاه حضرت و مسلمین نوعی توهین و هتک حرمت به پیامبر تلقی می شد .
سادسا حضرت می دانست حتی اگر در جلسه شرکت کند و با استدلالهای قاطع نظر جمع را متوجه خود سازد باز در آینده مشکلات زیادی خواد شد و با وجود مشکلات و با وجود برخی از صحابه منافق و قدرت طلب و توطئه گر که حتی در زمان پیامبر دست از توطئه بر نمی داشتند در آینده نخواهد توانست به موفقیت چشمگیری دست پیدا کنند .
شاهد روشن این مدعا این است که بعد از ۲۵ سال برکناری از قدرت و سرخوردگی مردم از خلفاء وقتی با استقبال پرشکوه مردم به صحنه قدرت برگردد و زمام حکومت را بدست گیرد باز با مشکلات جدی و دشمنان فراوان و جنگ های مختلف مواجه می شود که به خاطر شیطنت و توطئه دشمنان و بی وفایی و ناآگاهی دوستان عملا نمی تواند به اهدف مورد نظر خودش دست پیدا کند و آخر الامر به شهادت می رسد

منبع:اسک دین