امام سجاد عليه السلام از ديدگاه برخی صحابه

گوشه‌اى از توصيفات اصحاب و بزرگان از حضرت زين العابدين عليه السلام:

جابر بن عبدالله انصارى گفت: در ميان فرزندان انبياء کسى مثل على بن الحسين عليه السلام ديده نشده است، مگر يوسف، پسر يعقوب، و سوگند به خداوند، که نسل على بن الحسين برتر از نسل يوسف است.

زُهرى:

از او پرسيدند:« زاهدترين مردم در دنيا چه کسى است؟ »

گريه کرد و گفت:« على بن الحسين عليه السلام. »

از او پرسيدند:« آيا على بن الحسين عليه السلام را ديده‌ای؟»

گفت:« آرى، او را ملاقات کرده ام و هيچکس را با فضيلت تر از او نديده ام. سوگند به خداوند او نه دوستانى در نهان داشت و نه دشمنانى آشکار. چون من هيچ‌کس را نديدم که به او حسادت ببرد و دوست‌داشتن او را انکار کند، و نيز هر کس که او را دشمن مي‌داشت، به دليل مداراى امام با او، دشمنى خود را آشکار نمي‌کرد.

او بافضيلت ترين و فقيه‌ترين کس در بنى هاشم بود که ما او را درک کرديم.»

سعيد بن مسيب:

به سعيد بن مسيب گفتند:«آيا تو گفته‌اى على بن الحسين « نفس زکيّه » است و نظيرى ندارد؟»

سعيد بن مسيب جواب داد:« بلى، اين چنين است. سوگند به خداوند مانند او ديده نشده است.»

«عتبّي»: على بن الحسين که برترين فرد بنى هاشم بود به فرزندش فرمود:« پسرم بر مشکلات صبر کن، متعرض حقوق مردم نشو و به برادرت در امرى که ضرر آن براى تو بيشتر از منفعت آن براى اوست پاسخ مثبت نده.»

«سفيان بن عينيه»: کسى از بنى هاشم را برتر و فقيه‌تر از زين العابدين نديده‌ام.

ابو حمزه ثمالى: غير از حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام، نشنيده‌ام کسى زاهدتر از حضرت على بن الحسين عليه السلام باشد.

يحيى بن سعيد: على بن الحسين برترين فرد از بنى هاشم است که من در مدينه ديده‌ام .

ابن ابى الحديد: على بن الحسين عليه السلام در عبادت به نهايت رسيده بود.

ابو زهره: على بن حسين از نظر نجابت و علم، پيشواى اهل مدينه بود.

ابن حيان: على بن الحسين با فضيلت ترين بنى هاشم و فقهاى مدينه بود و عابدترين فرد در همه زمان‌ها.

در مجموع، چناچه « جاحظ » گفته است، در شخصيت على بن الحسين، شيعيان، معتزليان، عامه و خاصه همه يکسان مى انديشند و در برترى و تقدم او بر ديگران هيچ ترديدى به خود راه نمي‌دهند.

امام در عصر خود به عناوينى از قبيل «على الخير»، «على الاعزّ»، «على العابد» شهرت پيدا کرده بود.

منابع:
بحارالانوار، ‌ج 46، ص 79 (به نقل از مناقب ) – ص 3،‌ حديث 4 ( به نقل از مناقب )ص 63، حديث 20 و 21 ( به نقل از علل الشرايع ) ص 73،‌ حديث 58 ( به نقل از ارشاد )ص 76، ‌حديث 71 ( به نقل از ارشاد )، ص 73، حديث 60 ( به نقل ارشاد )