امام باقر (علیه السلام) و تربیت فرزند

على همت بنارى

تربیت اساسى ترین مساله انسان است که بدون آن به سعادت دنیا وآخرت نایل نمى گردد. معصومین(علیهم السلام) همچنان که در سایرابعاد زندگى، چراغ هدایت پیروان خود بوده اند در زمینه تربیت نیز بهترین و مطمئن ترین الگویند. این مقاله بر آنست تا نکاتى از دفتر زرین دیدگاهها و سیره تربیتى یکى از آن بزرگواران یعنى امام باقر(ع) به پیروان آن حضرت تقدیم نماید.

الف- آداب تربیتى پس از تولد:

از امتیازات تربیت اسلامى این است که در آن علاوه بر زمینه سازى مناسب در قبل از تولد فرزند و بلکه پیش از ازدواج والدین،تربیت از آغازین لحظه تولد به طور عملى شروع مى شود و آداب و سنن ویژه اى نسبت به نوزادان سفارش شده است که در اینجا به برخى ازآنها که در کلمات گوهربار امام باقر(ع) مورد توجه واقع گردیداشاره مى شود.

 ۱٫ گفتن اقامه در گوش و باز کردن کام نوزاد با آب فرات: امام باقر(ع) فرمودند:

«شایسته است کام نوزاد با آب فرات بازگردد و در گوشش اقامه گفته شود.»(۱)

 ۲٫ عقیقه و نامگذارى: آن حضرت فرمودند:

«هرگاه براى شما فرزندى بدنیا آمد در روزهفتم اگر پسر است گوسفند نر و اگر دختر است گوسفند ماده برایش عقیقه کنید و از گوشت آن به قابله بدهید و در روز هفتم او رانامگذارى کنید.(۲) نکته مهم در نامگذارى انتخاب نام نیکو وپرهیز از نامهاى ناخوشایند است. زیرا نام نیکو مایه سرورفرزند و نام ناخوشایند باعث نگرانى و دغدغه خاطر او مى گردد،امام باقر(ع) در سخنان خود برخى از نامهاى نیکو و غیر نیکو رابیان کرده اند. آن حضرت در این زمینه فرمودند:

«اصدق الاسماءما سمى بالعبودیه و افضلها اسماء الانبیاء»(۳)

صادقترین نامها، نامهایى است که بندگى خداوند را تداعى نماید و بهترین آنها نامهاى پیامبران است. و در حدیث دیگرى فرمودند:«مبغوض ترین نامها نزد خداوند نامهاى «حارث، مالک و خالد»است »(۴)

ب- تاثیر شیر مادر در تربیت

 در تربیت فرزندان، والدین نخستین نقش را دارا هستند، این نقش و تاثیر در مقاطع گوناگون سنى یکسان و هم اندازه نمى باشد بلکه در مقاطع و مراحلى از تربیت نقش پدر برجسته تر و در مراحل دیگرى نقش مادر تعیین کننده تر است و در یک دیدگاه کلى مى توان گفت که تا پیش از سن نوجوانى بویژه در دوران جنینى وشیرخوارگى نقش مستقیم مادر در تربیت فرزند بیشتر از پدر خواهدبود و از دوره نوجوانى به بعد بخصوص در مورد پسران نقش پدران مهمتر است، البته این بدان معنا نیست که نقش پدر در دوران کودکى و نقش مادر در دوران نوجوانى و جوانى ناچیز و کم رنگ باشد بلکه مقصود بیان برجستگى نقش و تاثیر بیشتر هر یک در یک مرحله خاص است. بنابر این یکى از مقاطع مهم مقطع شیرخوارگى است که در آن، مادر نقش مستقیم و اساسى را دارد. در این مقطع شیردادن مهمترین عامل ارتباط نوزاد با مادر است، شیر مادر علاوه بر نقش مهمى که در تغذیه و بهداشت جسمانى نوزاد دارد عامل ایجاد و انتقال بعضى ویژگیها به فرزند نیز مى باشد و ما به دونمونه از آنها که در سخنان امام باقر(ع) بیان شده، اشاره مى کنیم:

۱. حماقت و کودنى

امام باقر(ع) فرمود:

«لا تسترضعوا الحمقاءفان اللبن یعدى و ان الغلام ینزع الى اللبن یعنى الى الظئر فى الرعونه و الحمق »

زنان کودن را دایه فرزندانتان قرار ندهید زیرا از طریق شیر حماقت و کودنى به آنها منتقل مى شود.(۵)

۲٫ زیبایى و زشتى

 آن حضرت فرمودند:

«دایه هاى زیبا براى فرزندانتان انتخاب کنید و از دایه هاى زشت رو بپرهیزید زیرا چه بسا شیر انتقال دهنده (زشتى و زیبایى) باشد.»(۶)

نیز در حدیث دیگرى فرمود:

«برشما باد به انتخاب دایه هاى نظیف و زیبا زیرا شیر انتقال دهنده (زیبایى) است.»(۷)

ج- کودک و نیاز به محبت

محبت از ضرورى ترین نیازهاى عاطفى فرزند در دوران کودکى است وبدون توجه به آن کودک به رشد عاطفى مناسب نایل نمى شود، این نیاز، براى کودک به شکلهاى گوناگون قابل پاسخگویى است که مى توان به بوسیدن کودک، در آغوش گرفتن، گفتن جملات زیبا و محبت آمیز،خریدن هدیه و اسباب بازى و… اشاره کرد. امام باقر(ع)در فرصتهاى مناسب از طریق در آغوش گرفتن و بیان جملات محبت آمیز، محبت خود را به کودک خردسالش امام صادق(ع) نشان مى دادند و از این طریق به نیاز عاطفى او پاسخ مى گفتند، محمد بن مسلم از اصحاب بزرگ آن حضرت نقل مى کند که من در خدمت امام باقر(ع)بودم. در این هنگام فرزندخردسالش جعفر(ع) وارد شد و بر سراو ذؤابه(۸) و در دستش عصایى بود که با آن بازى مى کرد. امام باقر(ع) او را به گرمى در آغوش گرفت و به سینه خود فشرد و خطاب به او فرمود:

«پدر و مادرم به فدایت باد (با این چوب) کارلهو انجام مده و بازى مکن، سپس فرمود:

«اى محمد، پس از من او امام توست.از او پیروى کن و از دانش او استفاده نما، به خدا سوگند اوهمان صادقى است که رسول خدا(ع) او را توصیف نمود که شیعیان اودر دنیا و آخرت پیروزند و دشمنانش در زمان هر پیامبرى ملعون هستند. در (این هنگام) جعفر صادق (ع) خندید و صورتش قرمز گردید، آنگاه امام باقر(ع) به من فرمود: از او سؤال کن، من از اوپرسیدم اى پسر رسول خدا، خنده از کدام عضو بدن منشا مى گیرد.جعفر(ع) فرمود:

اى محمد، عقل از قلب، اندوه از کبد و نفس ازریه و خنده از طحال منشا مى گیرد. (وقتى این پاسخ را از اوشنیدم) از جایم برخاستم و او را بوسیدم.»(۹)

د- ستایش از فرزند صالح

ستایش بجا از فرزند و کارهاى نیک او باعث احساس موفقیت و توانایى و نیز موجب انگیزه قوى براى تکرارکارهاى خوب و رشد بیشتر او مى گردد. بخصوص اگر این تمجید به موقع و درحضور کسانى باشد که آگاهى آنها از رفتار شایسته فرزند براى اومهم باشد. على بن حکم به نقل از طاهر یکى از اصحاب امام باقر(ع) نقل مى کند. من در خدمت امام باقر(ع) نشسته بودم که فرزندش جعفر(ع) وارد شد. امام باقر(ع) در باره اش فرمود: «اوبهترین مخلوقات خداوند است »(۱۰) در این حدیث ملاحظه مى شود که امام باقر(ع) در نزد صحابى خود فرزندش را که صلاحیت و شایستگى لازم را داشته به بهترین وجه ممکن ستوده است.

ه- والدین و نصیحت فرزند

نصیحت فرزندان و صحبت کردن با آنها علاوه بر آنکه والدین ازطریق آن مى توانند رهنمودهاى مهم و اساسى را ره توشه زندگى فرزندانشان قرار دهند مى تواند یک نوع زمینه ایجاد ارتباطصمیمى بین والدین و فرزندان را فراهم نماید و از این طریق والدین بخصوص پدر، مى توانند به فرزند نزدیک شوند و در یک فضاى صمیمى و عاطفى، ضمن آگاهى از مشکلات و خواسته هاى فرزندان رهنمودهاى لازم را به آنها ارائه دهند. امام باقر(ع) نیز درفرصتهاى مناسب با فرزندان خود صحبت مى کردند و گاهى به شکل گروهى و عمدتا به شکل فردى به نصحیت آنها مى پرداختند که به نمونه هایى از آنها اشاره مى کنیم:

۱. اسماعیل بن خالد نقل مى کند که از امام باقر(ع) شنیدم که فرمود: پدرم ابو جعفر(ع) ما (فرزندان) را جمع مى نمود و به مامى فرمود: اى فرزندان از تعرض نسبت به حقوق دیگران بپرهیزید،بر مشکلات و سختیها صبر پیشه کنید و اگر خویشان شما را به کارى که ضررش براى شما بیش از نفعش باشد دعوت کردند اجابت نکنید.»(۱۱)

۲. از جمله سفارشهاى آن حضرت به فرزندش امام صادق(ع) این جملات است: «خداوند سه چیز را در سه چیز دیگر پنهان کرده است،رضایش را در اطاعت مخفى کرد پس هیچ طاعتى را کوچک نشمار، شایدکه رضایتش در همان اعت باشد، خشم و غضبش را در معصیت پنهان نمود پس هیچ نوع معصیتى را کوچک نپندار، شاید که غضبش در همان باشد و اولیاء خود را در میان بندگانش پنهان کرد، پس احدى ازبندگان او را حقیر مدان که شاید همان بنده ولى او باشد.»(۱۲)

۳. آن حضرت به فرزندش فرمود:«فرزندم از کسالت و اندوه بپرهیز که این دو کلید هر شرى مى باشند، زیرا اگر سست و تنبل باشى به اداى حق نخواهى پرداخت و اگر محزون و اندوهناک باشى بر حق، صبر پیشه نخواهى کرد.»(۱۳)

۴. سفیان ثورى نقل مى کند که امام صادق(ع) را ملاقات کردم واز او خواستم مرا نصحیت کند… آن حضرت فرمود: اى سفیان! پدرم مرا به سه چیز سفارش و از سه چیز برحذر داشت، از جمله آن سفارشات این بود که فرزندم، هر که با رفیق بد همراه شود سالم نمى ماند و هر که در محلهاى اتهام برود مورد اتهام قرار مى گیردو هر که بر زبان خود کنترل نداشته باشد پشیمان مى شود.»(۱۴)

و- اهمیت آرامش خانواده در تربیت

تردیدى نیست که خانواده نقش اساسى در تربیت فرزند دارد وپرورش صحیح فرزندان بدون توجه جدى والدین به این امر مهم وایجاد فضاى مناسب و آرام براى آن میسر نیست. نا بسامانى خانواده، اختلاف و نزاعهاى والدین، عدم رابطه صمیمى میان اعضاى خانواده بویژه والدین، فقدان امنیت و آرامش لازم در جامعه کوچک خانواده، تربیت صحیح فرزند را به مخاطره مى اندازد.از این رو در مبحث حسن خلق در روایات، بیش از هر مورد دیگرى در باره خوشرفتارى پدر خانواده با اهلش تاکید شده است و این حاکى از آن است که خوشرفتارى در کانون خانواده اهمیت ویژه دارد و آثار مثبت آن فراتر از خوشرفتارى با افراد دیگر است،زیرا در جامعه کوچک خانواده افراد کاملا با هم در ارتباط هستندو بر یکدیگر تاثیر مى گذارند و چتر آثار مثبت خوشرفتارى وپیامدهاى سوء بدرفتارى بر سر همه اعضاى خانواده پهن مى گردد ودر یک کلام خوش رفتارى در کانون خانواده آثار تربیتى فراوان وبدرفتارى پیامدهاى سوء بى شمار به همراه دارد. امام باقر(ع) در زمینه اهمیت خوشرفتارى در کانون خانواده فرموده است:

«… من حسن بره باهله زید فى عمره »(۱۵)

هر کس احساس و ملاطفتش را نسبت به خانواده اش نیکو گرداند عمرش طولانى مى گردد.،

در این حدیث شریف تعبیر لطیف و ظریف «من حسن بره »دلالت بر آن دارد که نه تنها احسان و ملاطفت نسبت به خانواده پسندیده و لازم است بلکه مى بایست براى تاثیر بیشتر، این احسان و ملاطفت به نیکویى و بهترین وجه انجام گیرد. همچنین در حدیث دیگرى آن حضرت، کامل شدن اسلام و ایمان، آمرزش گناهان و رضایت خداوند متعال در روز قیامت را از آثارخوشرفتارى با خانواده برشمرده اند. «اربع من کن فیه کمل اسلامه … و حسن الخلق مع الاهل و الناس »(۱۶)

ز- نقش تربیتى عمل والدین و مربیان

مربیان موفق در جهاد مقدس تربیت بیش از آن که به گفتار دعوت به نیکى کنند با عمل صالح دعوت کرده اند، پیش از آنکه سخن بگویند عمل نمودند، پیش از آن که به تربیت دیگران اقدام کنندبه اصلاح خویش پرداختند، بنابراین والدین که خود اولین مربیان فرزندان هستند مى بایست با زبان عمل با فرزندانشان سخن بگویند،فرزندان باید در عمل ببینند که والدین به آنچه مى گویند پاى بندهستند و خود عمل مى کنند و گفتارشان با عملشان مطابقت دارد. به نظر مى رسد که اساسى ترین عامل تربیتى معصومان(علیهم السلام) و در واقع مهمترین راز موفقیتشان در تربیت فرزندان همان تربیت با عمل و پاى بندیشان به آنچه مى گفتند بوده است واین شیوه در سیره تربیتى امام باقر(ع) نیز کاملا آشکار است،فرزندان آن حضرت با دیدن اعمال پدر براى انجام اعمال صالح ورفتار درست الگو مى گرفته و به راز بندگى خداوند دست مى یافتند.در ذیل به ذکر دو نمونه از رفتارهاى آن حضرت اکتفا مى کنیم:

۱٫ امام باقر(ع) و صدقه به فقراء:

از فرزند بزرگوار آن حضرت نقل شده است که روزى بر پدرم واردشدم و مشاهده کردم که در آن روز پدرم هشت هزار دینار به تهى دستان مدینه صدقه داده اند و اهل خانه اى را که تعداد آنهابه یازده نفر مى رسید آزاد کرده است »(۱۷)

۲. اسحاق بن عمار از امام صادق(ع) نقل کرده است: من پیوسته رختخواب پدرم را پهن مى کردم و منتظر مى ماندم تا ایشان به رختخواب بروند و بخوابند، سپس برمى خاستم و به رختخواب خودمى رفتم، شبى آن حضرت تاخیر کردند و من در طلب او به مسجدرفتم، در حالى که مردم خواب بودند، او را در حال سجده دیدم وغیر او کسى در مسجد نبود. من صداى او را مى شنیدم که مى گفت:

«سبحانک اللهم انت ربى حقا حقا، سجدت لک یا رب تعبدا و رقا،اللهم ان عملى ضعیف فضاعفه لى، اللهم قنى عذابک یوم تبعث عبادک و تب على انک انت التواب الرحیم.»(۱۸)

ح- تربیت معنوى فرزندان

تربیت ابعاد مختلفى چون جسمانى، عقلانى، عاطفى، اجتماعى واخلاقى دارد. از مهمترین ابعاد تربیت، تربیت معنوى است که به عقیده ما در تربیت اسلامى، پرورش این بعد غایت همه ابعاد دیگراست. این نوع تربیت که شامل پرورش بعد معنوى انسان و فراهم نمودن زمینه ارتباط انسان با خداوند و در نهایت پرورش انسان براى رسیدن به قرب الهى است. بسیار مورد تاکید ائمه(علیهم السلام) بوده است و آن بزرگواران در تمام صحنه هاى زندگى بیشترین اهمیت را به پرورش این بعدفرزندان مى دادند و براى تحقق آن از شیوه هاى خاص بهره مى گرفتندکه به نظر مى رسد از مهمترین شیوه ها، دو شیوه (ذکر و دعا) است و هر چند دعا نیز یک نوع ذکر تلقى مى شود اما از آنجا که درتربیت معنوى عنصرى کلیدى و مهم است از آن بعنوان یک شیوه جداگانه یاد مى کنیم. امام باقر(ع) در سیره تربیتى خود از این دو شیوه به شکل خاصى بهره جستند. ۱ ذکر و یاد خدا:ذکر که عبارت از توجه قلبى انسان نسبت به خداوند است و گاهى در قالب الفاظ مخصوصى بر زبان جارى مى شود. نقش بسیار مهمى درتربیت بعد معنوى انسان دارد. ابن قداح از امام صادق(ع) نقل کرده که «پدرم امام باقر(ع) بسیار یاد خدا مى نمود، همراه او راه مى رفتم او را در حال ذکر مى دیدم با او غذا مى خوردم اورا در حال یاد خداوند مى دیدم، با مردم سخن مى گفت و این کار اورا از یاد خدا غافل نمى کرد. من مشاهده مى کردم که زبان او مدام در حال گفتن ذکر لا اله الا الله بود. پدرم ما را جمع مى نمود وما را به ذکر و یاد خدا امر مى فرمود و این کار تا طلوع خورشیدادامه داشت، هر کدام از ما که قرائت قرآن آموخته بود به خواندن قرآن و هر کدام که قرآن نیاموخته بود به گفتن ذکر امرمى نمودند.»(۱۹)

این حدیث در بر دارنده دو نکته مهم است. نخست آنکه بر مطابقت گفتار با عمل حضرت دلالت دارد و نشان مى دهد که امام ابتدا خودعمل مى نمودند و از ذکر گفتن غافل نمى شدند و بعد فرزندانشان رابه ذکر و یاد خدا امر مى نمودند. نکته دوم آنکه نباید فرزندان را به حال خودشان رها کرد بلکه مى بایست ضمن حفظ آزادى حساب شده و منطقى و توجه به استقلال طلبى و آزادی خواهى آنها درفرصتهاى مناسب با ایجاد انگیزه و شوق بطور عملى آنها را به انجام کار نیک مشغول نمود:

ط- دعا:

دعا و مناجات از مؤثرترین روشها در تربیت بعد معنوى انسان است، از طریق دعا و مناجات انسان با خداوند ارتباط پیدامى کند و در پرتو آن جان خود را از چشمه معرفت و محبت سیراب مى گرداند. امام صادق(ع) فرمود:

«هرگاه مساله اى پدرم رامحزون مى کرد ایشان زنان و فرزندان را جمع مى نمود. آنگاه خوددعا مى کردند و آنها آمین مى گفتند. »(۲۰) همچنین برید بن معاویه عجلى نقل مى کند:

«هرگاه امام باقر(ع) قصد مسافرت داشتند خانواده خود را درمنزلى جمع مى نمودند و این چنین دعا مى کردند:

«اللهم انى استودعک نفسى و اهلى و مالى و ولدى، الشاهد منا و الغائب، اللهم احفظنا و احفظ علینا، اللهم اجعلنا فى جوارک، اللهم لا تسلبنانعمتک و لا تغیر ما بنا من عافیتک و فضلک ».

پرودگارا خود و اهلم ومالم و فرزندانم، حاضر و غایب آنها را به تو سپرده ام،پروردگارا ما را حفظ کن و سلامتى ما را مستدام دار، پروردگاراما را در جوار خودت جاى ده و نعمتت را از ما مگیر و عافیت وفضلت را نسبت به ما تغییر مده »(۲۱) از دو حدیث بیان شده معلوم مى شود که آن حضرت فرزندان خود را از طریق دعا به یادخداوند متوجه مى گردانید و غیر مستقیم به آنها تعلیم مى داد که باید در تنهایى و هنگام مشکلات بر خداوند توکل نمود و تنها ازاو در خواست کمک نمود.

پى نوشتها:

۱- وسایل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۳۸، ح

۲- همان، ص ۱۵۱، ح ۱۱٫

۳- همان، ص ۱۲۴، ح ۱٫

۴- همان، ص ۱۳۰، ح ۲٫

۵- تهذیب الاحکام، ج ۸، ص ۱۱۰، ح ۳۷۵٫

۶- الکافى، ج ۶، ص ۴۴، ح ۱۲٫

۷- التهذیب، ج ۸، ص ۱۱۰; الکافى، ج ۶، ص ۴۴، ح ۱۳٫

۸- الذؤابه، طرف العمامه و السوط، و فى الحدیث، کان ابى یطول دوائب نعلیه اى اطرافها (مجمع البحرین، ج ۲، ص ۵۷) اما درفرهنگ هاى عربى به فارسى آن را به «زلف و گیسو» معناکرده اند. ۹- بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۱۵، ح ۱۲; به نقل از کفایه الاثر، ص ۳۲۱

۱۰- همان، ص ۱۳، به نقل از ارشاد مفید.

۱۱- حلیه الابرار، ج ۲، ص ۱۲۶٫

۱۲- کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۶۰; سیره الائمه الاثنى عشر، ج ۲،

۱۳- همان، ص ۳۴۴٫

۱۴- الخصال، صدوق، ص ۱۶۹٫

۱۵- تحف العقول، ص ۲۱۶; ائمتنا، ج ۱، ص ۳۶۵٫

۱۶- حیاه الامام الباقر(ع)، باقر شریف القرشى، ص ۳۰۰-۲۹۹;(این حدیث با همین مضمون و با کمى تفاوت در الخصال صدوق، ص ۲۲۲ از امام سجاد(ع) نیز نقل شده است.)

۱۷- بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۲۹۰٫

۱۸- حلیه الابرار، ج ۲، ص ۱۱۲٫

۱۹- الکافى، ج ۲، ص ۲۹۹; بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۸-۲۹۷; حلیه الابرار، ج ۲، ص ۱۱۱-۱۱۰٫

۲۰- بحار الانوار، به نقل از الکافى، ج ۲، ص ۴۸۷٫

۲۱- حلیه الابرار، ج ۲، ص ۱۳۴٫