امامت ؛ شاه راه هدايت

امامت و امام شناسى

أَنْتُمْ (السَّبِيلُ الاَْعْظَمُ وَ)1 الصِّرَاطُ الاَْقْوَمُ، وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ، وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ، وَ الرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ، وَ الاْيَةُ الْمَخْزُونَةُ، وَ الاَْمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ، وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ.مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَكَ.
شما بزرگ راه و راه راست استواريد، گواهان سراى گذراى دنيا، شفيعان سراى جاويد آخرت، رحمت پيوسته و متّصل، آيت گنجينه، امانت حفظ شده و دروازه آزمايش مردم هستيد. كسى كه به سوى شما آمد، نجات يافت و آن كه نيامد نابود شد.

1 . عبارت داخل پرانتز در بعضى از نسخه هاى زيارت جامعه كبيره آمده است.

شاه راه هدايت

أَنْتُمْ السَّبِيلُ الاَْعْظَمُ وَ الصِّرَاطُ الاَْقْوَمُ؛ شما بزرگ راه و راه راست استواريد. كلمه «سبيل» با كلمه «صراط» تفاوت دارد، گرچه گاهى اين دو واژه به جاى هم ديگر به كار مى روند، ولى كلمه «صراط» از «سبيل» اخصّ است. راغب اصفهانى مى گويد: السبيل: الطريق الّذي فيه سهولة؛1 سبيل راه صاف پهنى است كه مردم به آسانى رفت و آمد مى كنند.
از اين رو به نظر مى رسد كه كلمه «سبيل» با كلمه «طريق» مترادف است، گرچه شايد تفاوتى ذكر شده باشد.2 قرآن كريم مى فرمايد: (وَجَعَلَ لَكُمْ فيها سُبُلاً)؛3 و براى شما در آن، راه هايى قرار داده تا هدايت شويد (و به مقصد برسيد).

راغب اصفهانى در معناى اين واژه مى گويد: ويستعمل السبيل لكلّ ما يتوصل به إلى شيء خيراً كان أو شرّاً… (وَلِتَسْتَبينَ سَبيلُ الْمُجْرِمينَ)4.5 بنابراين، راهى كه به خدا مى رسد و راهى كه به شيطان مى رساند هر دو سبيل است و لذا قرآن كريم مى فرمايد:(وَإِنْ يَرَوْا سَبيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً)؛6 اگر راه منحرف و نادرست را بيابند آن را بر خود، راه انتخاب مى كنند. در اين آيه منظور از «سبيل غى»، راه گمراهى است.
بنابر آن چه بيان شد، ائمه عليهم السلام وصف شده اند به بزرگ راه كه راه عمومى است و مردم به طور عادى از آن رفت و آمد مى كنند، هر چند ممكن است در كنار اين راه عمومى، راه هاى فرعى نيز وجود داشته باشد؛ كنايه از اين كه ائمه عليهم السلام براى هدايت عموم بشريت و رساندن همه انسان ها به خدا نصب شده اند و در عين حال فقط همين راه است كه به خدا مى رساند. زيرا صراط، همان راه منحصرى است كه فقط راه خداوند است. راغب اصفهانى مى گويد: الصراط: الطريق المستقيم؛7 صراط: همان راه مستقيم است.
واژه «صراط» براى تأكيد به طريق مستقيم و استقامت موصوف شده است. قرآن كريم مى فرمايد: (وَأَنَّ هذا صِراطي مُسْتَقيمًا فَاتَّبِعُوهُ)؛8 همانا اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد. يعنى همين راه را برويد كه راه من اين است، اگر مى خواهيد به من برسيد در اين راه حركت كنيد. در آيه ديگرى مى فرمايد:(وَاللهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراط مُسْتَقيم)؛9
خداوند هر كه را بخواهد و شايسته ببيند به راه مستقيم هدايت مى كند.
پس خدا راهنما و هدايت گر به صراط مستقيم است.
در آيه ديگرى هم واژه «صراط» به كار رفته و هم واژه «سبيل». آن جا كه مى فرمايد: (وَأَنَّ هذا صِراطي مُسْتَقيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ)؛10 همانا اين راه مستقيم من است، از آن پيروى كنيد و هرگز از راه هاى پراكنده پيروى نكنيد كه شما را از راه خدا (كه همان راه حقّ است) پراكنده و دور مى نمايد. يعنى در صراط مستقيم حركت كنيد و ملازم آن باشيد. در اين آيه، واژه «سبيل» به صيغه جمع آمده، معلوم مى شود كه در مقابل راه خدا كه راه منحصر به فردى است، راه هاى ديگرى نيز وجود دارد كه عموم مردم از راه هاى ديگر هم مى روند.
از طرفى، معلوم مى شود كه به سوى خداوند متعال يك راه بيشتر نيست، گرچه «سبيل الله» هم گفته شود، لكن منظور در اين تعبير، نيّت است كه براى مثال گفته مى شود: اين مال را «فى سبيل الله» خرج كردم. و منظور از «صراط» همان راه انحصارى است كه هدايتش با خداوند متعال است كه رفتن در صراط مستقيم نيز شروطى دارد كه بيان خواهد شد. بنابراين، «سبيل» متعدّد است، اما «صراط» يك راه بيش نيست؛ راهى كه به خدا مى رساند، فقط و فقط همان راه مستقيم است كه هيچ گونه اعوجاج و انحرافى ندارد.

بی نوشت:
1. مفردات غريب القرآن: 223.
2 . ر.ك: الفروق اللغوية: 313.
3 . سوره زخرف (43): آيه 10.
4 . سوره انعام (6): آيه 55.
5 . مفردات غريب القرآن: 223.
6 . سوره اعراف (7): آيه 146.
7 . مفردات غريب القرآن: 280.
8 . سوره انعام (6): آيه 153.
9 . سوره بقره (2): آيه 213; سوره نور (24): آيه 46.
10 . سوره انعام (6): آيه 153