الگوگيرى، مهم ‏ترين روش در تربيت

بيت الغزل اين نوشتار را با عباراتى از رهبر معظم انقلاب شروع مى نمايم كه در شأن مقام والاى صديقه طاهره و الگوگيرى از ايشان فرمود: «اگر جامعه اسلامى بتواند زنان را با الگوى اسلامى تربيت كند، يعنى الگويى زهرايى، الگويى زينبى، زنان بزرگ، زنان باعظمت، زنانى كه مى توانند دنيايى و تاريخى را تحت تأثير خود قرار دهند، آن وقت زن به مقام شامخ حقيقى خود نائل آمده است. اسلام فاطمه(س)، آن عنصر برجسته و ممتاز ملكوتى را به عنوان نمونه و اسوه زن معرفى مى كند، زندگى ظاهرى او، جهاد او، مبارزه او، دانش او، سخنورى او، فداكارى او، شوهردارى او، مادرى او، همسردارى او، مهاجرت او الگوى زنى كه اسلام مى خواهد بسازد اين چنين است.»(1)

يكى از مهم ترين روش ها در تربيت، روش الگويى است زيرا تأثير شخصيت الگو در شكل گيرى رفتار و منش تربيت شونده به مراتب بيشتر از موارد ديگر است. اسلام نيز به اين روش اهميت زيادى داده است و قرآن كريم بخشى از آيات مبارك خود را به معرفى مردان و زنان موحد و ثابت قدمى اختصاص داده است كه در شرايط گوناگون، صلاحيت و شخصيت خود را بروز داده و حق محورى خويش را به اثبات رسانده اند. از زنان پاكدامن و عفيفى چون مريم(س)، آسيه همسر فرعون (س) و دختران شعيب كه الگوى زنان در شرايط مختلف مى باشند تجليل و ستايش كرده است. فاطمه(س) اسوه زنان مسلمان يكى از عالى ترين الگوهاى قابل پيروى براى انسان ها به ويژه زنان، حضرت صديقه طاهره، فاطمه زهرا(س) است.
درباره زندگانى حضرت زهرا(س) كتاب ها و مقالات بسيارى به رشته تحرير درآمده اما بررسى كاربردى و ارائه الگوهاى رفتارى آن حضرت كمتر مورد توجه قرار گرفته است. كه در اين نوشتار به طور مختصر به برخى از آنها اشاره مى شود.

زمانى كه سخن از الگوى رفتارى زن و فعاليت زنان به ميان مى آيد، برخى از اذهان معطوف به شخصيت هاى بانوان بزرگ اسلام، همچون فاطمه زهرا(س) و زينب كبرا(س) مى گردد و از طريق طرح شخصيت آرمانى اين بزرگواران سعى مى شود سمت و سوى مثبت و مشخصى به حضور مثبت و مؤثر بانوان در جامعه اسلامى داده شود.
در عين تأكيد بر اهميت الگو قرار دادن شخصيت هاى بى بديل، همچون بزرگان يادشده و تأكيد بر جامعيت اين عزيزان و اينكه از طريق طرح حيات فردى و اجتماعى آنان مى توان نسخه هاى روشى حيات بخش براى زن موفق در هر عصر و زمان يافت، بسنده نمودن به چنين امرى با اين سؤال جدى روبه روست كه چگونه مى توان بستر عينى را ايجاد نمود تا جريان عينى جامعه به چنين سمتى حركت كند و آيا مى توان بدون برنامه ريزى و بدون قرار دادن نهاده اى مختلف در جاى خود و بدون تقسيم وظايف و بدون تعريف كاركرد ويژه زنان در جامعه و مسئوليت هاى متنوعى كه متناسب با توانمندى خود مى توانند از عهده آن برآيند،

به چنين مهمى نائل آمد؟ به عبارت ديگر، آيا مى توان از همه زنان به طور يكسان انتظار داشت تا خود را به چنان قله هاى رفيعى نزديك نمايند؟ توجه به نكته يادشده، ما را به طرح اين احتمال رهنمون مى سازد كه طرح الگو و شخصيت آرمانى به عنوان الگوى مطلوب زنان، لازم اما ناكافى است. كمال چنين امرى به ترسيم تركيب مطلوب از فعاليت زنان در جامعه حاضر و در هر عصر، متناسب با همان زمان مى باشد كه يك فرد به تنهايى قادر به اجراى همه آنها نيست. به عبارت ديگر، سعى در اين معنا كه مجموعه فعاليت هايى كه عموم زنان در هر عصر به انجام مى رسانند، با الگوى شخصيتى فاطمه زهرا(س) يا حضرت زينب(س) تطبيق داده شود. به عبارت ساده تر، مبتنى بر شخصيت هاى آرمانى، جامعه اى آرمانى تعريف گردد تا با درك صحيح از شرايط زمانه، نيل به چنين مطلوبى فراهم آيد.(2)

البته تذكر اين نكته ضرورى است كه الگويى مى تواند تمام ابعاد لازم، نظير رفتارهاى فردى، روابط خانوادگى و حقوق مدنى، الگوى روابط زن و مرد، الگوى شخصيت اخلاقى، الگوى مشاركت اجتماعى، الگوى مناسبات اقتصادى، الگوى آموزش و تحصيل و … را دارا باشد كه:
اولاً: برخاسته از مجموعه اى از توصيفات عينى و ديدگاه هاى ارزشى و ايدئولوژيك باشد يعنى بر مبانى انسان شناختى و هستى شناختى و معرفت شناختى استوار گردد.
ثانياً: در عين توجه به نقطه مطلوب به گونه اى طرح نشده باشد كه فراسوى آرزوهاى انسانى قرار گيرد بلكه بايد كاركرد مهم آن رساندن وضعيت موجود به نقطه مطلوب باشد، لذا همواره اين الگو بايد متناسب با شرايط و ظرفيت هاى زمانى و مكانى تنظيم گردد. اين معنا بدون آنكه باعث شود شرايط بر الگو تحميل گردند، انعطاف لازم را براى همراهى با تحولات رو به توسعه جامعه انسانى در الگو فراهم م ی آ ورد؛ انعطافى كه مقصد خود را تغيير اوضاع موجود به سمت كمال و ترقى انسانى قرار داده است. ثالثاً: اين الگو به جهت اينكه بايد در تمام ابعاد هماهنگ و منسجم باشد به ناچار بايد از يك نظام فكرى برگرفته شود.(3)

آن چه در اين نوشتار نويسنده درصدد تبيين آن است رفتارهاى شخصيت تاريخى حضرت زهرا(س) مى باشد. به دليل اين كه رفتارهاى حضرت در ابعاد مختلفى قابل تصور است، قبل از تطبيق به مصداق، ضرورى است مراد خود را از نوع عناوين رفتارها مشخص نماييم. رفتارهاى زنان را مى توان در سه مقياس فردى، خانوادگى و اجتماعى مطرح و آنها را در سطوح سياسى، فرهنگى و اقتصادى ملاحظه نمود. بايد توجه كرد كه تنها در اثر اقتباس و اتكاء به يك الگوى تمام عيار با محوريت شخصيت حضرت زهرا(س) است كه زنان جامعه مى توانند مسير و سمت و سوى حركت خويش را دريافته و با اطمينان گام هاى خود را در اين جاده بردارند. بررسى سطوح رفتارها(سياسى – فرهنگى – اقتصادى) پس از ذكر اين مقدمه اينك به تعريف از موضوع رفتارهاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى مى پردازيم.

1- فعاليت هاى سياسى: مربوط به فعاليت هايى است كه به نوعى به افزايش قدرت يا افزايش شدت تحرك يك جامعه، منجر مى گردد. به عبارت ديگر، فعاليت هايى است كه اثر آن ايجاد عزت يا حقارت يك جامعه در قبال ساير جوامع مى باشد. عامل عمده اى كه باعث قدرت و افزايش شدت تأثيرگذارى يك جامعه نسبت به ساير جوامع مى شود، ظرفيت تمايلات و اخلاق و روحياتى است كه در آن جامعه حكم فرماست.
از همين روى، مى توان شدت انگيزش افراد جامعه را عامل اصلى در ايجاد تحرك سياسى آن جامعه قلمداد نمود. براساس تعريف يادشده، آنگاه كه از فعاليت سياسى زنان سخن به ميان مى آيد – يعنى مشاركت آنان در فعاليت هايى كه به افزايش قدرت، ظرفيت و شدت جامعه منجر خواهد گرديد – اين امر ممكن است با مشاركت در مقياس هاى مختلف فعاليت، اعم از فعاليت در خانواده يا جامعه و يا بالاتر از آن، قابل تصوير باشد.

براين اساس، حضور بانوان در انتخابات، پذيرش مسئوليت هاى اجتماعى به صورت مستقيم در مناصب مختلف نظام و ايجاد نهاده اى صنفى مربوط به بانوان يا غير آن، تحريك احساسات عمومى از طريق سخنرانى ها يا درج مقالات و نوشتن كتاب ها، همه و هم به عنوان نمونه هايى از فعاليت ه اى سياسى زنان قلمداد مى گردد.
2- فعاليت هاى فرهنگى: فعاليت هايى است كه به تقويت انديشه، تفكر، باورها و اعتقادات جامعه، بارورتر شدن حجم اطلاعات عمومى مردم و ايجاد تفاهم و وفاق براساس پذيرش امور مشترك مى انجامد.
براين اساس، فعاليت فرهنگى بانوان، مشاركت آنان در عرصه اى است كه به بارورتر شدن انديشه و خرد جمعى و همچنين ايجاد پذيرش عمومى نسبت به امور مختلف منجر شود؛ براى مثال: زمانى كه بانوان مسلمان ايرانى پوشش خاصى (مانند چادر) را به عنوان پوشش برتر برمى گزينند، صحيح است كه گفته شود چنين پوششى به عنوان يك فرهنگ پذيرفته شده در جامعه ما درآمده است. در نقطه مقابل، از عدم لزوم پوشش و حتى ترويج عريانى در جوامع غربى، به عنوان فرهنگى پذيرفته شده در آن جوامع مى توان ياد نمود. براين اساس مشاركت زنان در امر آموزش هاى عمومى و تخصصى، اعم از ياد گرفتن يا ياد دادن اطلاعات عمومى يا تخصصى، فعاليت در امر پژوهش در سطوح مختلف نيازمندى هاى جامعه، حضور در عرصه هنر، كتاب و امثال آن را مى توان به عنوان نمونه هاى بارزى از فعاليت هاى فرهنگى بانوان قلمداد نمود.

3- فعاليت هاى اقتصادى: فعاليت هايى هستند كه به افزايش ثروت فرد و جامعه و ايجاد توان فزايى مادى براى فرد يا جامعه منجر مى گردد. فعاليت هايى كه كارآمدى و تأثير عينى يك جامعه نسبت به ساير جوامع، يا يك فرد نسبت به ساير افراد يا يك قشر نسبت به ساير قشرها را ارتقا مى بخشد. براين اساس، فعاليت اقتصادى زنان به فعاليت هايى اطلاق مى شود كه به صورت مستقيم يا غير مستقيم، به چنين نتيجه اى منجر مى گردد. فعاليت زنان، حتى اگر به داخل خانه هم محدود گردد، مى تواند از همان موضع، با قناعت و صرفه جويى و يا با اسراف و تبذير، مشى خاصى را در فعاليت اقتصادى خود بپيمايد. افزون براين، حضور زنان در كارگاه هاى اقتصادى نيروى كار يا نيروى متخصص، سرمايه گذارى هاى مستقيم يا غير مستقيم برخى بانوان در فعاليت هاى اقتصادى و اين قبيل موارد را مى توان به عنوان فعاليت هاى اقتصادى بانوان قلمداد كرد.

بررسى رفتارهاى زنان در مقياس فردى – خانوادگى – اجتماعى در گام بعد به بررسى مقياس فعاليت زنان در سه سطح فردى، خانوادگى و اجتماعى می پردازيم.
الف – مقياس فردى مراد از مقياس فردى به مجموعه رفتارهايى در محدوده حالات روحى، ذهنى و عملى فرد اطلاق مى شود كه فارغ از هر گونه ارتباط و تعامل با ديگران است.
ب – مقياس خانوادگى براى عموم بانوان محترم امرى آشنا و به شكلى مورد ابتلاست؛ به دليل اينكه هر يك از بانوان به طور طبيعى عضو خانواده اى محسوب مى شوند. فعاليت هاى خانوادگى اعم است از وظيفه اى كه زن در قبال همسر يا در قبال فرزندان برعهده مى گيرد و يا امور مشترك مربوط به خانواده كه به نوعى به تربيت و اخلاق و رفتار افراد خانواده يا اقتصاد خانواده مربوط مى شود.
ج – مقياس اجتماعى فعاليت هايى است كه زن، فراتر از محدوده تعريف شده خانواده، به مسئوليت پذيرى مى پردازد. اصولاً فعاليت هاى اجتماعى به فعاليت هايى اطلاق مى شود كه به صورت فردى قابل تحقق نيست و با مشاركت جمعى عده اى از افراد، اعم از مرد يا زن، قابل تحقق است؛ براى مثال: ساخت و راه اندازى يك اتومبيل به نحوى كه يك فرد بخواهد از ابتدا تا انتها، تمامى مراحل طراحى و توليد و مونتاژ را انجام دهد، تقريباً محال جلوه مى كند و چه بسا يك فرد در ساختن بخشى از اتومبيل موفق نباشد. بنابراين، حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى به معناى مشاركت در چنين فرايندهايى است.(4) براين اساس در اين قسمت از نوشتار به بررسى سيره عملى حضرت زهرا(س) در سه مقياس فردى، خانوادگى و اجتماعى پرداخته مى شود.

فعاليت فرهنگى بانوان، مشاركت آنان در عرصه اى است كه به بارورتر شدن انديشه و خرد جمعى و همچنين ايجاد پذيرش عمومى نسبت به امور مختلف منجر شود؛ براى مثال: زمانى كه بانوان مسلمان ايرانى پوشش خاصى (مانند چادر) را به عنوان پوشش برتر برمى گزينند، صحيح است كه گفته شود چنين پوششى به عنوان يك فرهنگ پذيرفته شده در جامعه ما درآمده است.
رفتارهاى فردى حضرت زهرا(س)
1- صبر و حوصله فاطمه(س) در ياد دادن مسائل دين به ديگران از حوصله و پشتكار فراوانى برخوردار بود. روزى زنى نزد او آمد و گفت: مادرى پير دارم كه در مورد نماز خود اشتباهى كرده و مرا فرستاده تا از شما مسئله اى را بپرسم. حضرت زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود: زن براى بار دوم و سوم مسئله اى پرسيد و پاسخ شنيد اين كار تا ده بار تكرار شد و هر بار آن بانوى بزرگوار، سؤال وى را پاسخ فرمود.

زن از رفت وآمدهاى پى در پى شرمگين شد گفت: ديگر شما را به زحمت نمى اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بيا و سؤال هايت را بپرس، تو هر قدر سؤال كنى من ناراحت نمى شوم. زيرا از پدرم رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: «روز قيامت علماى پيرو ما محشور مى شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت هاى گرانبها عطا مى گردد و اندازه پاداش آنها به نسبت ميزان تلاشى است كه براى ارشاد و هدايت بندگان خدا نموده اند.»(5)
2- عدم توجه به زينت هاى دنيوى امام سجاد(ع) فرمودند: «اسماء بنت عميس» برايم نقل كرد كه من نزد (جده تو) فاطمه(س) بودم هنگامى كه رسول خدا(ص) بر او وارد شد و او گردنبندى از طلا به گردن داشت كه اميرمؤمنان على(ع) از سهم خود از غنائم براى او خريده بود، پيامبر فرمود: «اى فاطمه! (شايسته است كه از اين زينت حلال پرهيز نمايى تا) مردم نگويند فاطمه (س) دختر محمد لباس جباران را بر تن مى كند.» حضرت فاطمه(س) گردنبند را فروخت و با آن بنده اى را خريدارى و آزاد ساخت، و رسول خدا(ص) از اين كار شادمان شد.(6)

در روايت ديگرى امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا(ص) چون مى خواست به سفرى برود با هر كس از اقوامش خداحافظى مى كرد و با آخرين فردى كه خداحافظى مى كرد فاطمه(س) بود و شروع سفرش از خانه او بود، و چون باز مى گشت ابتدا نزد فاطمه(س) مى رفت و ديدار اقوام را از او شروع مى فرمود. يكبار پيامبر(ص) به سفر رفت و على(ع) نيز از غنائم جنگى چيزى به دست آورده و به فاطمه داده و رفته بود، و فاطمه(س) با آن، دو النگوى نقره و پرده اى تهيه فرموده و پرده را جلوى در آويخت؛ چون رسول خدا(ص) بازگشت، به مسجد داخل شد و سپس همان طور كه عادتش بود به سوى خانه فاطمه(س) آمد، فاطمه(س) شادمان برخاست، و با شور و شوق به سوى پدرش شتافت؛ اما پيامبر چون النگوى نقره را در دست او و پرده را بر در خانه مشاهده كرد. (پيش نيامد) و در جايى (كنار خانه) نشست كه فاطمه(س) را مى ديد، فاطمه(س) گريست و اندوهگين شد و گفت: «پيش از اين با من اينگونه رفتار نمى فرمود.»
پس دو پسر خود (امام حسن و امام حسين(ع) را فرا خواند و پرده را از درب خانه كند و النگوها را از دست درآورد و النگوها را به يكى و پرده را به ديگرى داده و به آنان فرمود: «نزد پدرم برويد و از من به او سلام برسانيد و بگوييد: ما پس از رفتن شما به سفر غير از تهيه اين ها كار ديگرى نكرده ايم، اينك هر طور كه مايل هستيد آنها را به مصرف برسانيد؛ آن دو از طرف مادر اين سخن را به عرض پيامبر(ص) رساندند، رسول خدا(ص) آن دو را بوسيد و در آغوش كشيد و هر يك را بر يك زانوى خود نشاند آنگاه اهل «صفه» را فرا خواند و آنان گروهى از مهاجرين بودند كه نه خانه اى داشتند و نه مالى – و آن را در ميان آنها تقسيم فرمود و سپس پرده را – كه پارچه اى طولانى ولى كم عرض بود – ميان افرادى از آنان كه برهنه بودند و پوششى نداشتند تقسيم كرد … ». آنگاه رسول خدا(س) فرمود: «خداوند بر فاطمه رحمت آورد، همانا خداى متعال به جهت اين پرده از لباس هاى بهشتى به او خواهد پوشاند و به جهت اين النگوها از زينت هاى بهشتى به او عطا خواهد كرد.»(7)

3- رعايت پوشش و حجاب على(ع) فرمود: نابينايى در خانه حضرت زهرا(س) وارد شد حضرت خود را پشت پرده يا ديوار پوشاند. پيامبر(ص) فرمود چرا با اين كه نابينا تو را نمى بيند از وى حجاب مى گيرى؟ عرض كرد: اگر او مرا نمى بيند، من كه او را مى بينم و او نيز بوى مرا استشمام مى كند. «فقال رسول اللَّه(ص): اشهد انك بضعة منى؛ پيامبر(ص) در تأييد رفتار حضرت زهرا فرمود: گواهى مى دهم كه تو حقا پاره تن من هستى.»(8)
4- راستگوترين بانو «عايشه» گفته است: «هرگز راستگوتر از فاطمه(س) نديدم جز پدرش رسول اكرم(ص)».(9)
5 – زاهد در زندگى از امام صادق(ع) و نيز از «جابر انصارى» نقل شده است كه: «پيامبر(ص) فاطمه را ديد كه لباسى خشن بر تن دارد و به دست خويش (آسياب مى گرداند و ) آرد مى كند، و در همان حال فرزند خود را شير مى دهد، اشك به چشمان پيامبر آمد و فرمود: «دخترم، تلخى دنيا را به عنوان مقدمه شيرينى آخرت تحمل كن.» عرض كرد: «اى رسول خدا! خداوند را بر نعمت هايش ستايشگر و سپاسگزارم.» و خداى متعال اين آيه را نازل فرمود: «و لسوف يعطيك ربك فترضى؛(10)
و به زودى پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد كرد تا راضى و خشنود شوى.»(11)
6- مقام خوف و خشيت از خدا هنگامى كه آيه «و ان جهنم لموعدهم اجمعين لها سبعه ابواب لكل باب منهم جزهُ مقسوم؛ دوزخ ميعادگاه هميشگى ايشان است كه هفت در دارد و براى هر درى سهم معينى از ايشان خواهد بود.» نازل شد، رسول خدا(ص) به صداى بلند گريست، و اصحاب او از گريه آن بزرگوار گريستند اما نمى دانستند جبرئيل چه به او فرود آورده است، و (از هيبت پيامبر) هيچ يك توان آنكه با او سخن بگويند نداشتند، و پيامبر(ص) چنان بود كه چون فاطمه(س) را مى ديد شادمان مى شد، به همين جهت سلمان به خانه فاطمه(س) رفت تا او را از قضيه آگاه سازد، و آن گرامى را ديد كه مقدارى جو را آسياب می كند و مى گويد: «و ما عنداللَّه خير و ابقى؛ آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است.»(12)

عبايى پشمين بر تن داشت كه دوازده جاى آن با ليف خرما وصله شده بود. سلمان وضع پيامبر (ص) را و اينكه جبرئيل به او چيزى فرود آورده است به فاطمه(س) خبر داد و آن گرامى برخاست و همان عباى وصله دار را بر خود پيچيد (و حركت كرد)، سلمان (از مشاهده آن بسيار متأثر و اندوهگين شد) و گفت: «دريغا، دختران كسرى و قيصر، ابريشم و حرير مى پوشند و دختر محمد(ص) عبايى پشمين بر تن دارد كه دوازده جاى آن با ليف خرما وصله شده است!» حضرت فاطمه(س) بر رسول خدا(ص) وارد شد و سلام كرد و عرض كرد:
«پدرجان! سلمان از لباس من تعجب كرده است، در حالى كه سوگند به خدايى كه تو را به حق مبعوث فرمود، پنج سال است كه من و على(ع) از اثاث زندگى چيزى نداريم جز پوست گوسفندى كه روزها روى آن به شترمان علوفه مى دهيم و شب ها بستر ما است، و بالش ما از پوستى است كه درون آن از ليف خرما پر شده است!» پيامبر(ص) فرمود: «اى سلمان! دختر من از گروه پيشگامان و سبقت گرفتگان (به سوى خدا) است.» حضرت فاطمه(س) عرض كرد: «اى پدر فداى تو بشوم چه چيزى موجب گريستن شما شد.» پيامبر(ص) از آيه اى كه جبرئيل فرود آورده بود به او خبر داد، فاطمه(س) چون آيه را شنيد چنان گريست كه بر زمين افتاد، و پياپى مى گفت: «واى، واى بر كسى كه در آتش دوزخ افتد …»(13) البته مى توان به مصاديق و نمونه هاى بى شمارى در زندگى حضرت زهرا(س) اشاره نمود ولى به همين مقدار بسنده مى گردد.

نویسنده:محمد مهدى بهداروند

پى نوشتها: –

1) ر.ك: سخنرانى مقام معظم رهبرى حضرت آيت اللَّه خامنه اى در ورزشگاه آزادى، مورخ 30 7/76.

2) ر. ك: بررسى تحليلى الگوى فعاليت زنان در جهان معاصر، استاد عليرضا پيروزمند.

3) ر. ك: ضرورت نگاه نظامند به الگوى شخصيت زن مسلمان، چالش ها و بايسته ها، فريبا علاسوند.

4) ر. ك، بررسى تحليلى الگوى فعاليت زنان در جهان معاصر، استاد عليرضا پيروزمند.

5) كفاش، حميدرضا، 75 درس زندگى از سيره عملى حضرت فاطمه زهرا(س)، ص 29.

6) بحار، ج 43، ص 81، عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 45، و نيز خلاصه اى از اين روايت با اندك تفاوت در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 121.

7) همان، ص 83 – 84، مكارم اخلاق، چاپ بيروت، ص 95 – 94.

8) بحار، ج 43، ص 119.

9) همان، ص 53، كشف الغمه، ج 2، ص 30، مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 119.

10) والضحى، آيه 5.

11) بحارالانوار، ج 43، ص 85 و 86، مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 120، منتهى الامال، ص 161، بيت الاحزان، ص 24با حذف قسمت آخر روايت.

12) قصص، آيه 60، و شورى، آيه 36.

13) رياحين الشريعه، ج 1، ص 148، بيت الاحزان، ص 28 و 29.

منبع:پیام زن ؛شماره 210