شیعه شناسی » اخلاق و عرفان » فضائل و رذائل »

اقسام تکبر و درجات متکبرین

اشاره:

تَکَبُّر، یا بزرگ‌بینی، از رذایل اخلاقی است که قرآن کریم و روایات آن را از صفات بسیار نکوهیده بشر شمرده‌اند. برای تکبر اقسامی مانند تکبر در برابر خدا، تکبر نسبت به پیامبران و تکبر در برابر دیگر انسان‌ها ذکر کرده‌اند. گردن کشی در برابر خدا را که منشأ آن نادانی و گمراهی است، بد‌ترین نوع تکبر خوانده‌اند. شخص متکبر دیگران را در برابر خود حقیر و خوار می‌شمارد؛ حالتی که در گفتار و رفتار شخص نمود پیدا می‌کند. تدر این نوشته به اقسام تکبر پرداخته شده است.

تکبر به سه قسم است:

اول آنکه: تکبر بر خدا کند، همچنان که نمرود و فرعون کردند. و این بدترین انواع تکبر، بلکه اعظم افراد کفر است. و سبب این، محض جهل و طغیان است. و به این قسم خداى- تعالى- اشاره فرموده که: «إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ»[۱] یعنى: «همانا کسانى که تکبر و گردن کشى از بندگى من مى نمایند زود باشد که داخل جهنم شوند، در حالتى که ذلیل و خوار باشند».

دوم آنکه: بر پیغمبران خدا تکبر کند و خود را از آن بالاتر داند که انقیاد و اطاعت ایشان را کند، مانند: ابو جهل و امثال این ها. و ایشان کسانى بودند که مى گفتند: «أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنا»[۲] یعنى: «آیا این ها را خدا منّت گذارد و پیغمبر کرد در میان ما؟». و مى گفتند: «أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنا»[۳] یعنى: «آیا ما ایمان بیاوریم از براى دو آدمى مانند ما؟».

و مى گفتند: «إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا»[۴] یعنى: «نیستید شما مگر بشرى مانند ما».

و این قسم نیز نزدیک تکبر به خدا است.

سوم آنکه: تکبر بر بندگان خدا نماید، که خود را از ایشان برتر بیند و ایشان را در جنب خود پست و حقیر شمارد. و این قسم اگر چه در شناعت، از قسم اول کمتر باشد، اما این نیز از مهلکات عظیمه است. بلکه بسا باشد که منجر به مخالفت خدا شود، زیرا که صاحب آن، گاه است حق را از کسى مى شنود که خود را از او بالاتر مى داند و به این جهت «استنکاف»[۵] از قبول و پیروى آن مى کند. بلکه چون عظمت و تکبر و برترى و «تجبّر»[۶] مختص ذات پاک خداوند- علىّ اعلى- است پس هر بنده اى که تکبر نماید در صفتى از صفات خدا، با او منازعه نموده است.

همچنان که تکبر بر سه قسم است، همچنین براى آن، سه درجه است:

درجه اول اینکه: این صفت خبیثه در دل آدمى مستقر باشد و خود را بهتر و برتر از دیگران بیند، و آن را در کردار و گفتار خود ظاهر کند. مثل اینکه: در مجالس، بالاتر نشیند. و خود را بر امثال و اقران خود مقدم دارد. و روى خود را از ایشان بگرداند و عبوس کند. و چین بر جبهه افکند. و کسى که کوتاهى در تعظیم او کند بر او انکار نماید و اظهار مفاخرت و مباهات کند. و در صدد غلبه بر ایشان در مسائل علمیه و افعال عملیه باشد.

و این درجه، بدترین درجات است، زیرا که: درخت کبر، در دل صاحبش ریشه دوانیده و شاخ و برگ آن بلند شده و جمیع اعضا و جوارح او را فرو گرفته.

درجه دوم اینکه: در دل او کبر باشد و کردار متکبرین نیز از او صادر گردد و اما به زبان نیاورد. این درجه، یک شاخه کمتر از درجه اول است.

درجه سوم اینکه: در دل، خود را بالاتر داند اما در کردار و گفتار مطلقا اظهار ننماید، و نهایت سعى در تواضع و فروتنى کند. و چنین شخصى شاخ و برگ درخت کبر را قطع کرده است اما ریشه آن در دل او هست. پس اگر به این جهت بر خود غضبناک باشد و در صدد قلع و قمع ریشه آن نیز بوده باشد و سعى کند، او به آسانى بتواند از آن خلاص گردد. و اگر احیانا بى اختیار میل به برترى کند و لیکن در مقام مجاهده بوده باشد گناهى بر او نیست و خدا توفیق نجات به او کرامت مى فرماید.[۷]

پی نوشت:

[۱]. مؤمن،( سوره ۴۰)، آیه ۶۰.

[۲]. انعام،( سوره ۶)، آیه ۵۳.

[۳]. مؤمنون،( سوره ۲۳)، آیه ۴۷.

[۴]. إبراهیم،( سوره ۱۴)، آیه ۱۰.

[۵]. خوددارى.

[۶]. بزرگى ورزیدن.

[۷] . برگرفته از: نراقى، احمد بن محمدمهدى، معراج السعاده، ص۹۱-۹۲، هجرت – ایران – قم، چاپ: ۶، ۱۳۷۸ ه.ش.