پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » دعاهاو نمازها » دعاها »

اعمال پایانى ماه شعبان

الف) از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که هر کس سه روز از آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به ماه مبارک رمضان متّصل سازد، خداوند متعال ثواب روزه دو ماه متوالى را براى او بنویسد.(۱)

ب) اباصلت هروى مى گوید: جمعه آخر ماه شعبان خدمت امام رضا(علیه السلام) رسیدم. حضرت فرمود: اى اباصلت! اکثر ماه شعبان رفت و امروز جمعه آخر ماه است، پس تقصیرها و کوتاهى هاى گذشته را در بقیّه این ماه جبران کن، و به آنچه براى تو سودمند است روى آور؛ بسیار دعا کن و استغفار نما و قرآن را بسیار تلاوت کن و از گناهان خود توبه نما، تا وقتى که ماه رمضان داخل مى شود، خود را براى خدا خالص ساخته باشى و هر دَیْن و امانتى بر عهده دارى، ادا کن و کینه هر کس که در دل دارى بیرون نما و گناهانى را که انجام مى دادى ترک کن و از خدا بترس و در امور پنهان و آشکار خود بر خدا توکّل نما، که هر کس بر خدا توکّل کند، خداوند امور او را کفایت مى نماید، و در بقیه این ماه این دعا را بسیار بخوان:

اَللّـهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ، فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ.

خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان

امام(علیه السلام) در ادامه فرمود: خداوند به احترام و عظمت ماه مبارک رمضان، بنده هاى بسیارى را در ماه شعبان از آتش جهنّم آزاد مى گرداند.(۲)

ج) دعاى شب آخر ماه شعبان و اوّل ماه رمضان

حارث بن مغیره نضرى از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت در شب آخر ماه شعبان و شب اوّل ماه رمضان این دعا را مى خواند:

اَللّـهُمَّ اِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَکَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ، هُدىً لِلنّاسِ

خدایا این ماه مبارکى که قرآن در آن نازل گشته آن قرآنى که راهنماى مردم گردیده

وَبَیِّنات مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ قَدْ حَضَرَ، فَسَلِّمْنا فیهِ وَسَلِّمْهُ لَنا، وَتَسَلَّمْهُ

و نشانه هاى روشنى از راهبرى و جدا کردن میان حق و باطل است فرا رسیده پس ما را در این ماه سالم بدار

مِنّا فى یُسْر مِنْکَ وَعافِیَه، یا مَنْ اَخَذَ الْقَلیلَ وَشَکَرَ الْکَثیرَ، اِقْبَلْ مِنِّى

و آن را در حال آسانى و تندرستى از ما بگیر اى که بگیرد اندک راو بسیار قدردانى کند، این طاعت

الْیَسیرَ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ لى اِلى کُلِّ خَیْر سَبیلاً، وَمِنْ کُلِّ ما

اندک را از من بپذیر خدایا از تو خواهم که براى من بسوى هر کار خیرى راهى و از هر چه

لا تُحِبُّ مانِعاً، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، یا مَنْ عَفا عَنّى وَعَمّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ

دوست ندارى سر را هم مانعى قرار دهى اى مهربانترین مهربانان اى که گذشتى از من و از آن

السَّیِّئاتِ، یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْنى بِارْتِکابِ الْمَعاصى، عَفْوَکَ عَفْوَکَ عَفْوَکَ

کارهاى زشتى که در پنهانى کردم اى که مرا به سبب دست زدن به گناهان نگیرى گذشت، گذشت، گذشت تو را خواهانم

یاکَریمُ، اِلـهى وَعَظْتَنى فَلَمْ اَتَّعِظْ، وَزَجَرْتَنى عَنْ مَحارِمِکَ فلَمْ اَنْزَجِرْ،

اى بزرگوار خدایا مرا پند دادى ولى من پند نگرفتم و از کارهاى حرام خود بازم داشتى ولى من باز نایستادم

فَما عُذْرى فَاعْفُ عَنّى یا کَریمُ، عَفْوَکَ عَفْوَکَ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الرّاحَهَ

پس چه عذرى به درگاهت دارم اى کریم از من گذشت کن که عفوت و گذشتت را خواهانم خدایا از تو درخواست دارم آسودگى

عِنْدَ الْمَوْتِ، وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ، عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبدِکَ، فَلْیَحْسُنِ

هنگام مرگ و گذشت در وقت حساب را بزرگ است گناه از بنده ات پس باید

التَّجاوُزُ مِنْ عِنْدِکَ، یااَهْلَ التَّقْوى، وَ یا اَهْلَ الْمَغْفِرَهِ، عَفْوَکَ عَفْوَکَ،

گذشت از جانب تو نیز نیکو باشد اى شایسته پرهیزگارى و اى شایسته آمرزش عفوت و گذشتت را خواهانم

اَللّـهُمَّ اِنّى عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ وَ ابْنُ اَمَتِکَ، ضَعیْفٌ فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ،

خدایا من بنده و فرزند بنده و فرزند کنیز توأم ناتوان و نیازمند مهر تو هستم

وَاَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنى و الْبَرَکَهِ عَلَى الْعِبادِ، قاهِرٌ مُقْتَدِرٌ، اَحْصَیْتَ اَعْمالَهُمْ،

و تویى که دارایى و برکت بر بندگانت فرو فرستى و تو چیره و توانایى کارهاى بندگانت را شماره دارى

وَقَسَمْتَ اَرْزاقَهُمْ، وَ جَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَهً اَلْسِنَتُهُمْ وَ اَلْوانُهُمْ، خَلْقاً مِنْ

و روزیشان را قسمت کرده و زبانها و رنگهاشان را متفاوت کردى آفرینشى پس از

بَعْدِ خَلْق، وَ لا یَعْلَمُ الْعِبادُ عِلْمَکَ، وَلا یَقْدِرُ الْعِبادُ قَدْرَکَ، وَ کُلُّنا فَقیرٌ

آفرینش دیگر و بندگانت دانش تو را ندارند و قدر تو را ندانند و همه ما نیازمند

اِلى رَحْمَتِکَ، فَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَکَ، وَاجْعَلْنى مِنْ صالِحى خَلْقِکَ

رحمتت هستیم پس اى خدا رو از من مگردان و مرا

فِى الْعَمَلِ وَالاَْمَلِ، وَالْقَضآءِ وَالْقَدَرِ، اَللّهُمَّ اَبْقِنى خَیْرَ الْبَقآءِ، وَاَفْنِنى خَیْرَ

در کردار و آرزو و امور مربوط به قضا و قدر از شایستگان خلق خویش قرارم ده خدایا زنده ام بدار به بهترین وضع زندگى و بمیرانم به بهترین

الْفَنآءِ عَلى مُوالاهِ اَوْلِیآئِکَ، وَ مُعاداهِ اَعْدآئِکَ، وَ الرَّغْبَهِ اِلَیْکَ، وَ الرَّهْبَهِ

مردن (یعنى) با دوستى دوستانت و دشمنى با دشمنانت و رغبت به درگاهت و ترس

مِنْکَ، وَالْخُشُوعِ وَ الْوَفاءِ وَ التَّسْلیمِ لَکَ، وَ التَّصْدیقِ بِکِتابِکَ، وَ اتِّباعِ

و خشوع از تو و وفادارى و تسلیم بودن در برابرت و تصدیق کردن کتاب تو (قرآن) و پیروى از

سُنَّهِ رَسُولِکَ، اَللّـهُمَّ ما کانَ فى قَلْبى مِنْ شَکٍّ اَوْ رَیْبَه، اَوْ جُحُود اَوْ

روش پیغمبرت خدایا آنچه در دل دارم از شک و تردید یا انکار یا

قُنُوط، اَوْ فَرَح اَوْ بَذَخ اَوْ بَطَر، اَوْ خُیَلاءَ اَوْ رِیآء اَوْ سُمْعَه، اَوْ شِقاق اَوْ

ناامیدى یا خوشى یا گردن فرازى یا اسراف در خوشگذرانى یاخودبینى یا خودنمایى یا شهرت جویى یا ایجاد دو دستگى یا

نِفاق، اَوْ کُفْر اَوْ فُسُوق، اَوْ عِصْیان اَوْ عَظَمَه، اَوْ شَىْء لا تُحِبُّ، فَاَسْئَلُکَ

دورویى یا کفر یا فسق یا گناه یا بزرگ طلبى یا چیزهاى دیگرى که تو دوست ندارى پس اى پروردگارا از تو خواهم

یا رَبِّ اَنْ تُبَدِّلَنى مَکانَهُ اِیماناً بِوَعْدِکَ، وَ وَفآءً بِعَهْدِکَ، وَ رِضاً بِقَضآئِکَ،

که آن را تبدیل کنى به ایمان به وعده ات و وفادارى به پیمانت و خشنودى به قضا و قَدرت

وَ زُهْداً فِى الدُّنْیا، وَ رَغْبَهً فیـما عِنْدَکَ، وَ اَثَرَهً وَ طُمَاْنینَهً وَ تَوْبَهً

و پارسایى در دنیا و اشتیاق بدانچه نزد توست و فضیلتى و آرامشى و توبه

نَصُوحاً، اَسْئَلُکَ ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ، اِلهى اَنْتَ مِنْ حِلْمِکَ تُعْصى،

خالص، این را از تو خواهم اى پروردگار جهانیان خدایا تو را بخاطر بردباریت نافرمانى کنند

وَمِنْ کَرَمِکَ وَجُودِکَ تُطاعُ،فَکَأنَّکَ لَمْ تُعْصَ، وَ اَ نَا وَمَنْ لَمْ یَعْصِکَ سُکّانُ

وبه طمع جود و کرمت اطاعت کنند پس گویا نافرمانیت نکرده اند و من با کسانى که نافرمانیت نکردند همه ساکنان

اَرْضِکَ، فَکُنْ عَلَیْنا بِالْفَضْلِ جَواداً، وَبِالْخَیْرِ عَوّاداً، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ،

زمین توییم تو بر ما به فضل خویش بخشنده باش و به نیکویى بازگردنده اى مهربانترین مهربانان

وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ صَلاهً دآئِمَهً لا تُحْصى وَلا تُعَدُّ، وَلا یَقْدِرُ

و درود خدا بر محمّد و آل او درودى همیشگى که به شماره و عدد درنیاید و

قَدْرَها غَیْرُکَ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.(۳)

اندازه اش نتواند جز تو اى مهربانترین مهربانان.

  1. اقبال، صفحه ۷۲۳ (این روایت در زادالمعاد، صفحه ۸۱، از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است).
    ۲٫
    زاد المعاد، صفحه ۸۱ و ۸۲.
    ۳٫
    مصباح المتهجّد، صفحه ۸۵۰.