اعتياد، علل، پيشگيرى

 ابوالفضل عليدوست ابرقويى

شنيده بودم كه در يكى از ورزش هاى رزمى داراى عنوان و افتخارات است و چند بار در مسابقات استانى و فرا استانى شركت كرده است . وقتى كه در چهار سال پيش براى اولين بار او را ديدم، با همين ذهنيت در چهره اش خيره شدم . در صورتش نشاط و شادابى محسوسى موج میزد و لبخندى مغرورانه لبانش را قلقلك میداد . چهارسال فرصت خوبى بود تا سرنوشت زندگیاش در مسير ديگر طى شود . چندى پيش دوره ى درسش تمام شده و آمده بود، تا براى رفتن به زادگاهش از من خداحافظى كند . در اتاق را باز كرد . با شرمندگى و چهره اى كه پايين را مى پاييد! به صورتش ميخكوب شدم، و از او پهناى صورتش را كبودى ملايمى پوشانده و پاسخ چشمانش را باد ملايم پاييزي به زردى نشانده بود و دريغ از آن قامت رعنا كه نه من، بلكه بسيارى از هم سن و سال هايش را به حسرت و غبطه ميهمانى میكرد . لبخندى ساختگى صورت سعيد را معناى عاريتى داده بود . چند دقيقه كه با او بودم، من نيز خودم را با يك تبسم مصنوعى اداره كردم . ملاقات كوتاه بود . وقتى دستش را به علامت خداحافظى در دستانم فشردم، لرزش خفيف و اجبارى دستانش را حس كردم . سعيد رفت به سوى سرنوشتى مبهم و نا معلوم; و من نيز در اين انديشه كه ديو اعتياد در كمين صدها سعيد نشسته است . سعيد برادر من نبود، اما سرنوشت او میتواند ميان سعيد و برادرم، ميان سعيد و فرزندم مشترك باشد . از اين پس اعتياد است كه سعيد را اداره میكند . سعيد، برگ خزان زده اى است در چنگال اعتياد، تا باد پاييزى او را در كدام باتلاق ناشناخته مدفون سازد .

اگر در گذشته درصدى اندك از افراد جامعه را معتادان تشكيل میدادند، در حال حاضر اين درصد فزونى يافته و دامنه ى آن، قشر جوان جامعه را نيز نشانه گرفته است . تنوع مواد اعتيادآور، سهولت دستيابى به آن ها، گسترش عواملى كه افراد – خصوصا قشر جوان جامعه – را به اعتياد دعوت مي كند، عدم كارآيى و يا كم اثر بودن راه حل هايى كه به عنوان پيشگيرى از اعتياد و يا مبارزه با آن پيموده میشود، و … اعتياد را به عنوان دشمنى خطرناك براى نسل حاضر و آينده نشان مى دهد .

اين زنگ خطر بيش تر صدا میكند، زمانى كه آمارها نشان مي دهند، حدود 600 هزار نفر از دانش آموزان كشور در معرض ابتلا به دخانيات هستند و نزديك به 12 درصد جمعيت 15 تا 69 سال كشور سيگاریاند و 7 درصد از اين تعداد را افراد زير 40 سال تشكيل مى دهند (1) همين تكه از آمار، گوياى گسترش مصرف دخانيات در گروه سنى زير 40 سال است و در حقيقت نشان میدهد كه ظرف دو دهه ى گذشته، چه تعداد از افراد به مصرف دخانيات روى آورده اند; اگر افراد زير 20 سال را گرفتار دخانيات ندانيم .

آمار ديگرى كه رئيس سازمان ملى جوانان ارائه كرده است، نشان مى دهد كه 30% از جمعيت دو ميليون معتاد ايرانى را جوانان تشكيل مي دهند . (1)

زنگ خطر به صدا در آمده است:

سازمان بهداشت جهانى سيگار را قاتل انسان معرفى كرده است . سالانه حدود پنج ميليون نفر بر اثر استعمال دخانيات جان خود را از دست مى دهند . آمار برخى از كشورها نشان میدهد كه چه اندازه دامنه ى استعمال دخانيات گسترش يافته است . مثلا در امريكا حدود 28% از مردم به سيگار معتادند . اين آمار در برزيل رقم 15% و در ژاپن 30% را نشان میدهد .

آمارى كه وزارت صنايع اعلام كرده است، گوياى مصرف سالانه 33 تا 34 ميليارد نخ سيگار در كشور ماست و مركز پژوهش هاى مجلس شوراى اسلامى، مصرف سالانه ى سيگار را در كشور، پنجاه ميليارد نخ اعلام كرده است . جالب توجه و يا بهتر بگوييم مسئله ى خطرناك در اين خصوص، آن كه تنها 25% از اين مقدار را شركت دخانيات توليد مى كند و بازار 75% بقيه در دست قاچاقچيان حرفه اى است . (3)

چه عامل يا عواملى در بروز اعتياد موثرند و آن را تشديد و تسهيل مى كنند؟ چگونه میتوان از بروز اين عوامل پيشگيرى كرد؟ اين دو سوال عمده فراروى كسانى است كه در كشورهاى گوناگون در زمينه ى پيشگيرى از اعتياد و مبارزه با آن دست اندر كارند .

در اين شماره و شماره هاى آينده با اختصار در اين زمينه نكاتى تقديم میشود:

كشف هويت

اگر در اولويت بندى عواملى كه فرد را به دامن اعتياد مى كشانند، نظر واحدى نتوان ارائه كرد، به طورى كه بعضى عوامل محيطى را به عوامل فردى و بعضا عوامل خانوادگى را در اين امر اولويت مى دهند، اما به نظر مي رسد، هرگاه آغاز كشش فرد را به اعتياد در نوجوانى و جوانى ببينيم، آن وقت بايستى مهم ترين عامل را اقتضاى اين سن و سال دانست .

به عبارت ديگر:

هرگاه به اين نتيجه برسيم كه نخستين رگه هاى گرايش فرد به اعتياد از سنين نوجوانى و جوانى بوده است، آن گاه بايد مهم ترين عامل كشاندن فرد را به اعتياد، در اين مقطع جست و جو كنيم .

به دنبال كشف هويت و اين كه من كيستم، هدف از آفرينش من چه بوده، چه بايدبكنم و چه مسيرى را طى خواهم كرد; از مهم ترين سوالاتى كه فراروى مقطع نوجوانى و جوانى است . البته مساله ى اثبات شخصيت، نوعى احساس استقلال و حالاتى از اين دست، در مقطع پايين تر از نوجوانى هم بروز مى كند، به طورى كه روان شناسى رشد نشان میدهد، برخى از اين حالت ها در 7 – 8 سالگى جرقه مي زند، اما شروع پايدار اين حالت ها مربوط به دوره ى نوجوانى و جوانى است; مقطعى كه معمولا از 13 سالگى شروع مى شود و تا 21 سالگى ادامه مى يابد .

بر اساس آنچه گفته شد از مسائل عمده اى كه نوجوان با آن رو به رو میشود مساله ى شكل گيرى هويت فردى اوست; و اين بدان معناست كه او بايد به سوال هايى نظير «من كيستم “و” به كجا مى روم » پاسخى بدهد . جست و جوى هويت شخص، متضمن اين است كه شخص تشخيص دهد كه براى او چه چيزهايي مهم و چه كارهايى ارزشمند است و نيز متضمن تنظيم معيارهايى است كه وى بر اساس آن ها بتواند رفتار خود و ديگران را هدايت و ارزيابى كند . علاوه بر اين ها اين جست و جو تكوين احساس خود شكوفايى و شايستگى را نيز در بر مى گيرد …

مرحوم”دكتر سيدمهدي كینيا” دوران بلوغ را برزخ كودكى و جوانى بر میشمارد و در اين خصوص مینويسد: (4)

… نوجوانى از خود پرستى دوران كودكى، به دگر دوستى دوران مردانگى رو مى آورد و در عين حال ممكن است هنوز از نيت خارج نشده باشد، به شدت خود دوستى نشان دهد . دوران بلوغ، دوران عجيب حيات آدمى است . گاه مانند اطفال به جست و خيز و بازى میپردازد و گاهى احساس اتكايى شديد نشان میدهد و زمانى خود را عاقل و فرزانه مي پندارد و احساس ايمنى میكند … قيود و محدوديت هاى مختلف در نظر او زشت و بیمعنا و ظالمانه است . همه ى اين ها را ساختگى ، غير طبيعى، تحميلى، جابرانه و آميخته به ريا میداند . مشكلات گوناگون اجتماعى و موانع مختلف او را نوميد مي سازد . به همين جهت نو بالغ بيش تر به دنياى تخيل و رويا پناه میبرد و در اين دنياى تخيل است كه ماجرا ها میآفريند . در حالى كه كودك در زمان حال زندگى میكند، برنا در دوران خود پديده ى زمان را به سوى گذشته و آينده معطوف مى دارد … . انسان در دوران بلوغ احساس میكند كه هوس هايش زياد، ولى كوشش هاى او نارساست .

در نتيجه احساس مبهمى از ناتوانى و اندوه دارد و میبيند بين آرزوهايش و نيروى وصول به آن، فاصله ى بزرگى موجود است … . (5)

بر اساس آنچه كه گفته شد، از مهم ترين، بلكه مهم ترين مشخصه ى دوره ى نوجوانى و جوانى راه بردن به هويت فردى است . همين احساس او را با سوالات گوناگون مواجه مى كند و همين سوالات شاكله و اسكلت هويت او را تشكيل مى دهند . البته بايد دانست كه اين احساس هويت بر اساس همانند سازي هاى دوران كودكى فرد است . به عبارت ديگر اين احساس هويت و پيگيرى آن در نوجوان بر اساس تعاليم و وىژگیهايى است كه از كودكى با آن ها دمخور بوده و طبيعى است كه والدين در اين زمينه داراى مهم ترين نقش اند; و عوامل ديگر نظير رسانه هاى جمعى و گروه هاى هم سن وسال نقش ثانوى را دارند; و هرگاه ميان نقش والدين با عوامل ديگر تعارضى مشاهده شود، نوجوان دچار حالتى میشود كه روان شناسان آن را”سردرگمى نقش” مینامند . اعتقاد به اين يافته هاى مسلم روان شناسى ، بروز نوجوان و جوان نتوانسته است، در برابر آنچه آن را تلاش براى كشف هويت میناميم، موفق گردد; و درحقيقت نتوانسته است پاسخى مناسب برا ى سوالات اين مقطع كه همگى در چارچوب كشف و احساس هويت شكل مى گيرند، پيدا كند، در نتيجه ماييم و دو دسته از نوجوانان و جوانان:

الف: نوجوانان و جوانانى كه توانسته اند در آشفته بازار كشف هويت، خويشتن را با پيدا كردن پاسخ هاى لازم به سوالات خاص اين دوره باز شناسد و اين مقطع را با موفقيت سپرى نمايند . بدون شك والدين، معلمان، رسانه هاى جمعى و توده هاى هم سن وسال و رفيقان و دوستان در اين ميان نقش هدايت گرى عمده اى دارند . تلاش نوجوان و جوان براى دستيابى به سوالات پيش آمده نقش اندكى دارد، زيرا نوجوان و جوان هنوز در رتبه اى نيست كه بتواند مستقلا به سوالات خود پاسخ قانع كننده بدهد .

ب: گروهى ديگر كه نتوانسته اند پاسخى مكفى و قانع كننده براى سوالات مربوط يه هويت خود پيدا كنند و در نتيجه هويتى انحرافى بر میگزينند، هويتى مغاير با ارزش هاى جامعه اى كه در آن زندگى میكنند . (6)

افتادن در دام اعتياد، در مقطع نوجوانى و جوانى، پيوندى حساس و مسلم با سوالات اين دوره و در حقيقت با سوالات مربوط به كشف هويت دارد . هرگاه نوجوان و جوان نتواند خود را در برابر اين سوالات قانع و اجبار كند، ترجيح میدهد، با فراموش كردن قضيه و خود را به فراموشیزدن و در واقع نوعى صورت مساله را پاك كردن ازچنگال اين بحران هويت فرار كند; و كدام راه بيش از پناه بردن به اعتياد در دسترس اوست؟

بنابراين به نظر میرسد از مهم ترين عوامل و شايد عامل اولى در گرايش به اعتياد و افتادن در تاروپود اين بلاى خانمان سوز، نيافتن پاسخ به سوالاتى است كه براى نوجوان و جوان در باره ى كيستى و چيستى خود و در يك اصطلاح «احساس هويت » پيش مى آيد .

پینوشت ها:
1 . روزنامه كيهان، 19/1/82 .
2 . همان، 20/1/82 .
3 . روزنامه جام جم، 11/3/82 .
4 . زمينه ى روانشناسى ريتال اتكينسون و … مترجم دكتر برهانى و … ، ص 174 .
5 . جرم شناسى، ج 1، ص 331 .
6 . زمينه روانشناسى، ج 2، ص 250 .
منبع:مجله ديدار آشنا