اعتقاد به معاد، امرى فطرى

 مسأله اينکه آيا اعتقاد به رستاخيز فطرى هست يا فطرى نيست بستگى دارد به اينکه ما اعتقاد به رستاخيز را در چه شکلى طرح کنيم. يک وقت در آن شکل طرح مى کنيم که خود قرآن کريم در اکثر آيات طرح کرده است. معنى و مفهومى که قرآن به رستاخيز مى دهد رجوع و بازگشت به پروردگار است (انا لله و انا اليه راجعون). اگر به اين معنى و مفهوم باشد جواب اين است: بله، اعتقاد به رستاخيز فطرى است.

ولى اغلب، اين امر را به يک صورت ناقص طرح مى کنند که آن معنى و مفهوم واقعى خودش را ندارد. برخى اينطور به نظرشان مى رسد که همان طور که يک صنعتگر، يک چيزى را مى سازد بعد آن را خراب مى کند و بار دوم همان را مى خواهد بسازد خداوند نيز چنين مى کند. کسى هم که (طبق آيه «ويقول الانسان ءاذا مامت لسوف اخرج حيا؛ و انسان مى گويد: آيا وقتى مردم، راستى از گور زنده بيرون آورده خواهم شد؟» مريم/66) چنين حرفى زده تصورش يک چنين چيزى بوده است، نه تصور به شکل واقعى که از معاد بايد داشته باشد؛ شنيده بوده است که مردم در معاد بار ديگر زنده مى شوند و اين زنده شدن را يک نوع بازگشت به دنيا تلقى مى کرده است – که اکثر مردم اينطور تلقى مى کنند – نه بازگشت به خدا.

اگر تصور ما از معاد اين باشد که نوعى بازگشت جديد به همين دنياست قدر مسلم اعتقاد به معاد يک امر فطرى نيست، اما اگر تصورمان از معاد اين باشد که واقعيت و حقيقتش بازگشت به خداست، آن وقت يک امرى مى شود مربوط به رابطه انسان و خدا، که اين، امرى فطرى است.

منبع :استاد شهید مرتضی مطهری،فطرت ص 43-42