پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » فضائل اخلاقی »

اعتراف عالم یهودی به ذکر فضایل حضرت محمد (ص) در تورات.

چکیده:

اکنون سومین سؤال را پاسخ بده، چرا خداى سبحان، این نمازهاى پنجگانه را در میان ساعات شب و روز و در پنج وقت، بر امّت تو، مقرّر فرموده است؟ حضرت فرمود: هرگاه وقت زوال رسد، آفتاب در حلقه [نصف‏النهار] خود در آید، چون در آن داخل شد، آفتاب زوال یابد و همه خلایقِ مادون عرش، پروردگارم را تسبیح گویند و آن، ساعتى است که پروردگارم بر من رحمت فرستد، از این رو خداى متعال نماز آن وقت را بر من و بر امّت من واجب و فرمود: «نماز را از زوال آفتاب، بپاى دار» و آن ساعتى است که در قیامت جهنم را حاضر مى‏کنند، از این رو هیچ مؤمنى در آن لحظه در نماز، به حال سجده یا رکوع یا ایستاده نخواهد بود، مگر آنکه خداى متعال، تن او را بر آتش حرام فرماید.

نمونه های آماده

در این باره از امام حسین (ع) نقل شده است که فرمودند: مردى یهودى خدمت پیامبراکرم (ص) آمد و عرض کرد: اى محمّد! آیا باور دارى که فرستاده خدایى و به تو وحى مى‏شود، همانگونه که به موسى بن عمران وحى مى‏شد؟ حضرت فرمود: آرى، من سرور فرزندان آدمم و فخر نمى‏ورزم، من خاتم پیامبران و امام پارسایان و رسول پروردگار عالمیانم. مرد یهود عرض کرد: اى محمّد! آیا به سوى عرب فرستاده شده ‏اى یا به سوى عجم یا به سوى ما؟ حضرت فرمود: من فرستاده خدا به سوى همه مردمم. یهودی عرض کرد: من، پیرامون ده سخن از شما مى‏پرسم که خداى متعال آنها را در بقعه مبارکه در آن زمان که موسى بن عمران با او مناجات مى‏کرد، به او عطا فرمود و آنها را جز پیامبر مرسل و فرشته مقّرب او نداند. پیامبراکرم (ص) فرمود: هر چه خواهى بپرس.

عرض کرد: اى محمّد! به من خبر ده از آن کلماتى که خداى متعال، آنها را در آن زمان که ابراهیم کعبه را مى‏ساخت، براى او برگزید؟ حضرت فرمود: آرى، آنها «سُبحانَ اللَّهِ وَ الحَمدِللَّهِ وَ لا إلهَ إلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکبَر» است. عرض کرد: اکنون از تفسیر «سُبحانَ اللَّهِ وَ الحَمدِللَّهِ وَ لا إلهَ إلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أکبَر» به من خبر ده. حضرت فرمود: خدا مى‏داند که آدمى زادگان و جنّیان به خدا دروغ گویند و نسبت ناروا دهند،از این رو فرمود: سبحان‏اللَّه، یعنى خدا و آنچه درباره او مى‏پندارند و مى‏گویند، پاک و منزّه است و اینکه فرمود: الحمدللَّه، براى این است که خدا مى‏داند، بندگان او سپاس نعمت بیکران او را ادا نکنند، از این رو او خود را -پیش از آنکه خلایق بستایند- ستود و آن آغاز هر کلام است. اگر آن نباشد او به هیچکس، نعمتى نخواهد داد؛ و لا اله الاّ اللَّه، حاکى از یگانگى خداست، خداى سبحان هیچ عملى را جز با آن نپذیرد و هیچ کس جز با آن، به بهشت نرود و آن است کلمه تقوى. این کلمه، تقوى نامیده شد به سبب آن که در میزان قیامت، سنگین و گرانبها است و اللَّه اکبر کلمه‏اى است که سخنى برتر از آن نیست و محبوبترین سخن نزد خداست، یعنى هیچ چیز بزرگتر از او نیست و چون نزد خدا کرامت دارد، نمازها با آن آغاز مى‏شود و از بزرگترین نامهاى خداوند است.

عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! پاداش گوینده آن چیست؟ فرمود: هرگاه بنده‏اى بگوید: سبحان‏اللَّه، همه آنچه پایین تر از عرش است با او تسبیح مى‏گویند. سپس ده برابر این همه به گوینده، پاداش مى‏دهند و هرگاه بگوید: الحمدللَّه، خداى متعال او را نعمت دنیا انعام فرماید تا او را با نعمت اخروى، ملاقات کند و آن، سخنى است که هرگاه بهشتیان به بهشت در آیند، آن را مى‏گویند و امّا پاداش گوینده لا إلهَ إلَّا اللَّهُ، بهشت است و امّا پاداش گوینده اللَّه اکبر، بالاترین درجات بهشت و برترین منزل آن، نزد خداست.

یهودى عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! از ده سؤال، یکى را پاسخ فرمودى آیا اجازه است دومین سؤال را مطرح کنم؟ فرمود: هر چه خواهى بپرس. پس این را فرمود که در حالى که جبرئیل از جانب راست و میکائیل از جانب چپ او پاسخها را به پیامبر (ص) تلقین مى‏کردند. یهودى پرسید: چرا شما «محمّد و احمد و ابوالقاسم و بشیر و نذیر و داعى» نام گرفته‏اى؟ حضرت فرمود: امّا محمّد، زیرا من در آسمان ستود ه‏ام. امّا احمد، زیرا من در زمین ستوده‏ام. امّا ابوالقاسم، زیرا خداى متعال آتش را میان پیشینیان و پسینیان از کافران و تکذیب کنندگان من، تقسیم کند. امّا داعى، زیرا من آدمیان را به دین پروردگارم، یعنى آیین اسلام فرا مى‏خوانم. امّا نذیر، زیرا هر که را نافرمانیم کند به آتشش بیم دهم و امّا بشیر، زیرا هر که را فرمانم برد به بهشتش مژده دهم.

عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! اکنون سومین سؤال را پاسخ بده، چرا خداى سبحان، این نمازهاى پنجگانه را در میان ساعات شب و روز و در پنج وقت، بر امّت تو، مقرّر فرموده است؟ حضرت فرمود: هرگاه وقت زوال رسد، آفتاب در حلقه [نصف‏النهار] خود در آید، چون در آن داخل شد، آفتاب زوال یابد و همه خلایقِ مادون عرش، پروردگارم را تسبیح گویند و آن، ساعتى است که پروردگارم بر من رحمت فرستد، از این رو خداى متعال نماز آن وقت را بر من و بر امّت من واجب و فرمود: «نماز را از زوال آفتاب، بپاى دار» و آن ساعتى است که در قیامت جهنم را حاضر مى‏کنند، از این رو هیچ مؤمنى در آن لحظه در نماز، به حال سجده یا رکوع یا ایستاده نخواهد بود، مگر آنکه خداى متعال، تن او را بر آتش حرام فرماید. امّا نماز عصر، آن ساعتى است که آدم (ع) از آن درخت نهى شده، خورد و او را از بهشت پایین آورد. پس خداى متعال نسل او را تا روز قیامت به این نماز، فرمان داد. این نماز از محبوب‏ترین نمازها نزد خداى سبحان است، از این رو پروردگارم به من سفارش فرمود تا آن را در میان همه نمازها مراعات کنم. امّا نماز مغرب، آن ساعتى است که خداى سبحان، توبه آدم را پذیرفت. پس میان خوردن از درخت نهى شده و توبه آدم، سیصد سال از روزهاى دنیا فاصله بوده -و یک روز از ایّام آخرت، چون هزار سال دنیا است- پس آدم (ع) سه رکعت نماز گزارد. یک رکعت براى گناه خودش و یک رکعت براى گناه حوّا و یک رکعت براى توبه خود. از این رو خدا توبه او را پذیرفت و برامّت من، این نماز سه رکعتى را واجب فرمود و آن ساعتى است که دعا در آن، مستجاب است و پروردگارم به من وعده داده که سؤال کننده خود را در آن وقت ناامید ننماید. امّا نماز عشا، پس چون قبر را تاریکى ویژه و قیامت را تاریکى ویژه ‏اى است، خداى متعال این نماز را به من و امّتم فرمان داد و هیچ گامى به سوى نماز عشا برداشته نمى‏شود، مگر آنکه خداى سبحان گودالهاى آتش را بر او، حرام فرماید و قبرش را روشن کند و در روز قیامت، نورى که با آن از صراط بگذرد به او بخشد. نماز عشا نمازى است که خداى سبحان آن را براى پیامبران پیش از من برگزید. امّا نماز صبح، از آن روایت که: آفتاب هنگام طلوع از شاخ شیطان سر مى‏زند و خداى سبحان به من فرمان داده است تا پیش از طلوع آفتاب، نماز فجر گزارم و امّتم پیش از آنکه کفّار سجده بر خورشید آرند، براى خداى متعال سجده کنند و شتاب به آن، نزد خدا محبوبتر است و آن نمازى است که فرشتگان شب و فرشتگان روز [هر دو] آن را گواهى مى‏دهند.

یهودى عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! اکنون چهارمین سؤال را پاسخ فرما: چرا خداى متعال فرمان داده تا این چهار عضو -که نظیف‏ترین مواضع بدن آدمى ‏اند- شسته شوند؟ حضرت فرمود: زیرا همین که شیطان به وسوسه برخاست و آدم (ع) را به آن درخت نهى شده، نزدیک کرد و آدم به آن نگریست و طراوت صورتش برفت، پس باز ایستاد و این، اولین گامى بود که به سوى گناه برداشته شد. سپس درخت را گرفت و آن را شکافت و از آن خورد، چون از آن خورد، لباس‏ها از او پریدند و نور از بدنش برفت، اینجا بود که آدم پشیمان شده دست خویش بر سر نهاد و گریست. چون خدا توبه او را پذیرفت، بر او و فرزندان او واجب فرمود که این چهار عضو را بشویند. دستور داد که صورت را بشویند، زیرا آدم به آن درخت نگریست. دستها را تا آرنج بشویند، زیرا دستان خویش به سوى گناه دراز کرد. سر را مسح کنند، زیرا دست خویش هنگام پشیمانى و پیش از پذیرش توبه بر فرق سر نهاد و پاها را مسح کنند، زیرا به سوى گناه رفتند.

یهودی عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! اکنون بگو: پاداش کسى که طبق فرمان شما وضو بسازد چیست؟ فرمود: اولین بار که آب وضو را مس کند، شیطان از او دور شود و هرگاه مضمضه کند، خدا زبان و دلش را با نور حکمت درخشان سازد و هرگاه استنشاق کند، خدا او را از عذابهاى قبر و آزارهاى آتش ایمن دارد، پس چون صورت خود را بشوید، خدا چهره او را -در آن روز که چهره‏ها سیاه شوند- سپید کند و هرگاه دستان خویش را تا آرنج بشوید، خدا طوقهاى آتش را بر او حرام کند و هرگاه سر خود را مسح کند، خدا گناهان او را پاک سازد و هرگاه پاهاى خود را مسح کند، خدا قدمهاى او را -در آن روز که گامها بلغزند- از صراط بگذراند.

عرض کرد: اکنون – اى محمّد! – پرسش پنجم را پاسخ فرما: آن هشت فرمان که در تورات آمده و خداى متعال به بنى اسرائیل، دستور داده تا در آنها -پس از موسى- از وى پیروى کنند، کدامند؟ پیامبر فرمود: تو را به خدا سوگند اگر پاسخ گویم، آیا به آن اقرار مى‏کنى؟ عرض کرد: آرى اى محمّد! حضرت فرمود: نخستین نوشته تورات، «محمّد رسول‏اللَّه» است و محمّد به زبان عبرانى «طاب» است. امّا دومین و سومین و چهارمین و پنجمین نوشته تورات، علىّ بن ابى طالب و فاطمه و دو فرزند آنان حسن و حسین‏ است. در تورات نام آنان به زبان عبرى ایلیا، و شبر و شبیر و هلیون است. یهودی عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! اکنون از برترى خود بر پیامبران و فضیلت دودمان خود بر مردم به عنوان ششمین نوشته سخن بگو. فرمود: امّا فضیلت من بر پیامبران دیگر هیچ پیامبرى نیست مگر آنکه قوم خود را نفرین کرده است و من، خواسته خود را شفاعت امّت خود در قیامت گزیده‏ام، امّا فضیلت کسان و اهل بیت و نسل من، همانند فضیلت آب بر چیزهاى دیگر است. هر چیزى با آب پایدار و زنده است، چنانکه پروردگار متعال فرمود: «و هر موجود زنده‏اى را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمى‏آورند» و محبّت اهل بیت و کسان و ذریه من، دین را کامل کند.

عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! اکنون سؤال ششم را پاسخ فرما: چرا خداى متعال بر امّت تو، [تنها] سى روز روزه، واجب فرمود و بر امّت‏هاى دیگر بیش از آن؟ حضرتفرمود: آدم (ع) چون از آن درخت نهى شده خورد، آثار آن تا سى روز در بدن او ماند. از این رو خداى متعال براى نسل او، سى روز گرسنگى و تشنگى را مقرر فرمود -و آنچه که در شب مى‏خورند، تفضّلى است از خدا بر بندگان خود- و این چنین براى آدم سى روز روزه واجب بود، چنانکه بر امّت من نیز. عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! پاداش کسى که آن را روزه بدارد چیست؟ فرمود: هیچ مؤمنى یک روز از ماه رمضان را با توجه و مراقبت روزه نمى‏گیرد، مگر آنکه خداى متعال هفت نیکى، برایش مقرر دارد: اوّل آنکه حرام را از بدنش ذوب کند و ببرد. دوم آنکه به رحمت خدا نزدیک شود. سوم آنکه گناهانش را بپوشاند. آیا نمى‏دانى که کفارات روزه، گناهان را مى‏پوشاند. چهارم آنکه سکرات مرگ را بر او آسان سازد. پنجم آنکه از گرسنگى و تشنگى روز قیامت امانش بخشد. ششم آنکه برائت از آتش عطایش کند. هفتم آنکه از غذاهاى گواراى بهشتى اطعامش فرماید.

عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! حال از سؤال هفتم پاسخ فرما: چرا خداى متعال فرمان داده تا بعد از عصر در عرفات وقوف کنند؟ حضرت فرمود: زیرا پس از عصر، ساعتى است که در آن آدم (ع) پروردگارش را نافرمانى کرد. از این رو خداى متعال به امّت من در این ساعت و در محبوب‏ترین مکانها نزد خود -که عرفات است- وقوف و تضرّع و نیایش را واجب و اجابت دعاها را تکفل فرمود. ساعتى که مردم از عرفات بر مى‏گردند، همان ساعتى است که آدم از پروردگار خود، کلماتى را دریافت و توبه کرد که خدا توبه پذیر و مهربان است. عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! اکنون بیان فرما: ثواب کسى که در عرفات وقوف کند و نیایش و تضرّع و زارى به درگاه خدا داشته باشد چیست؟ پیامبراکرم (ص) فرمود: سوگند به خدایى که مرا بحق، بشیر و نذیر بنى آدم مبعوث فرمود! همانا خدا را در آسمان هفت در است: در توبه، در رحمت، در تفضّل، در احسان، در جود، در کرم و در عفو. کسى در عرفات گرد نیاید، مگر آنکه شایستگى ورود از این درها را پیدا کند و از خداى متعال این ویژگیها را دریافت نماید، زیرا خداى سبحان را صد هزار فرشته است که با هر یک، صد و بیست هزار فرشته باشد و براى خدا، صد رحمت است که آن را در این وقت بر اهل عرفات فرو فرستد، چون از عرفات بازگردند، خداى متعال آن فرشتگان را گواه گیرد که اهل عرفات را از دوزخ آزاد فرماید. آرى، چون بازگردند، خداى متعال آن فرشتگان را گواه گیرد که بهشت را بر آنان، واجب فرمود و ندا کننده‏اى ندا دهد: اى اهل عرفات! آمرزیده برگردید که مرا خشنود کردید و من از شما راضى‏ام.

مرد یهودی عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! از هشتمین سؤال پاسخم فرما: آن نُه خصلتى که خداى متعال در میان همه پیامبران، تنها به تو بخشیده و در میان امّتها، به امّت تو داده است چیست؟ فرمود: فاتحه الکتاب، اذان، اقامه، جماعت در مساجد مسلمانان، روز جمعه، بلند خواندن حمد و سوره در سه نماز مغرب و عشا و صبح، رخصت به امّتم هنگام بیماریها و سفر، نماز بر جنازه‏ها و شفاعت براى اهل کبائر امّتم. عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! ثواب کسى که فاتحه الکتاب بخواند چیست؟ فرمود: هر که آن را بخواند، خداى متعال پاداشى به شماره قرائت همه کتب آسمانى به او عطا کند. امّا اذان، مؤذن امّتم با پیامبران و صدیقان و شهیدان، محشور شود. امّا جماعت، صفوف جماعت امّتم، چون صفوف فرشتگان آسمان چهارم است و یک رکعت در جماعت، برابر بیست و چهار رکعت باشد که هر رکعتى نزد خدا، محبوب‏تر از عبادت چهل سال است. امّا روز جمعه، روزى است که خداى متعال در آن، اولین و آخرین را براى حساب گرد آورد. هیچ مؤمنى با گامهاى خود به نماز جمعه نمى‏رود، مگر آنکه خداى متعال هراسهاى روز قیامتش را بعد از خطبه ‏هاى امام تخفیف مى‏دهد و آن ساعتى است که خداى متعال به همه مردان و زنان با ایمان، رحم فرماید. امّا بلند خواندن آن سه نماز، هر آینه به اندازه‏ اى که صدایش برسد، حرارت آتش از او دور شود و صراط بر او فراخ گردد و نورى به او بخشند تا به بهشت در آید. امّا رخصت به وقت بیمارى و سفر، هر آینه خداى متعال هراسهاى قیامت را بر رخصت داران امتم تخفیف داده، چنانکه در قرآن این رخصت را فرموده است. امّا نماز بر جنازه‏ها، هیچ مؤمنى بر جنازه ‏اى نماز نخواند، مگر آنکه در قیامت شفاعت کننده باشد یا شفاعت شده. امّا شفاعت من، پس درباره مرتکبین گناه کبیره از امّتم باشد، مگر شرک و مظلمه ‏ها و حقوق مردم که شفاعت ندارند.

یهودی عرض کرد: راست فرمودى اى محمّد! اکنون به پیامبرى تو ایمان آورده، گواهى مى‏دهم که هیچ معبود به حقى، جز خداى یگانه بى‏شریک نیست و محمّد، بنده و رسول اوست و تو، خاتم پیامبران و پیشواى پارسایان و فرستاده پروردگار عالمیانى. سپس برگه سفیدى را از آستینش بیرون آورد که همه آنچه را پیامبراکرم صلى الله علیه وآله فرموده بود، به درستى در آن نوشته بود. پس عرض کرد: اى رسول خدا! سوگند به آن خدایى که تو را به راستى به پیامبرى مبعوث کرد! اینها را جز از روى الواحى که خداى متعال، براى موسى بن عمران نوشته، ننگاشته ‏ام و من در تورات، صد هزار آیه را قرائت کردم و هیچ آیه ‏اى را نخواندم، مگر آنکه تو را در آن، نوشته یافتم و در تورات، فضایل تو را تا آنجا خواندم که به تردید و حیرت افتادم.

منابع:

۱. بحرانی، تفسیر البرهان، ج۳: ۵۹٫

۲. شیخ صدوق، امالی: ۱۵۷٫

۳. شیخ صدوق، علل الشرایع: ۳۳۷٫

۴-. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۳: ۸٫

۵. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۹: ۲۹۴٫