اصول روابط سالم در همسران

 عبدالرسول کريمي

يکي از نکاتي که بايد در زندگي مد نظر قرار گيرد اين است که زن و شوهر اطلاعات دقيقي از وضعيت جسمي و روحي يکديگر داشته تا بتوانند به درک متقابلي از يکديگر برسند. هر چقدر دانش و اطلاعات زوجين گسترش يابد، اين مسأله به راحتي ميسر خواهد شد. لذا بايد خانواده هاي گرامي به اين نکته توجه داشته باشند براي اينکه آرامش بيشتري در محيط خانه مستولي و حاکم باشد: بايد به اين اصول اساسي گردن نهاد تا بتوان به تحکيم نهاد خانواده کمک کرد. روابط سالم و صحيح زوجين زماني ميسر مي شود که زوجين در امر مبادله ي اطلاعات و احساسات، مسايل خاصي را رعايت کنند. در اين بخش، به اين مسايل اشاره مي شود:

1- درک متقابل يکديگر

شک نيست که زن و شوهر از دو خانواده و در دو فرهنگ جداگانه پرورش يافته اند، طرز فکرها، سليقه ها، طرز تلقي ها و برداشت ها متفاوتند و ممکن است درباره ي هر مسأله يي اختلاف نظر وجود داشته باشد. در اختلاف نظرها است که هر يک از زوجين مدعي اتخاذ شيوه يي مي شود و چون با همديگر کنار نمي آيند. مي گويند: «همسرم مرا درک نمي کند» و اين خود موجب پيدايش انفجار در زندگي خانوادگي است، اما گر دو نفر بکوشند که يکديگر را بشناسند و از علايق و انديشه هاي يکديگر آگاهي پيدا کنند، مطمئناً به موفقيت هاي بزرگي دست مي يابند.

در راه درک يکديگر و رسيدن به تفاهم، زوجين بايد به اين اطمينان برسند که محبوب يکديگرند و در بين شان پيوندي حقيقي وجود دارد. اين نکته را نبايد فراموش کنيم که اگر انتظارات افراد از ديگران با مقدورات آنها برابري داشته باشد، درک کردن و تفاهم متجلي مي شود. در چنين موقعي، تلاش، کوشش و اميد حرکت به وجود خواهد آمد. ولي وقتي انتظارات از حدود مقدورات فرد خارج باشد، درک کردن وجود ندارد و در نتيجه، سردي، يأس و سکوت به وجود خواهد آمد و به جاي حرکت بيشتر سکون و رکود جايگزين خواهد شد؛ زيرا وقتي کسي را درک نکرده باشيم، طرف مقابل دچار رنج و ملال شده، از حرکت و پويايي باز خواهد ايستاد.

2- چشم پوشي از خطاها

بيشترين سفارش اسلام در مورد مسايل خانوادگي، در زمينه ي گذشت و اغماض هر يک از زن و شوهر در لغزش ها، کج خلقي ها و اشتباهات يکديگر است؛ زيرا زن وشوهر هر دو انساني هستند که همانند همه ي انسان هاي ديگر، روحيات و طرز تفکرهاي دوگانه دارند. آنها که مدعي اند ما در همه ي موارد يک طرز تفکر داريم و در همه ي مسايل موافق و هماهنگ هستيم، شايد هنوز زمينه و موقعيت براي شان پيش نيامده است که خصلت هاي واقعي همديگر را بشناسند. ضمن آنکه اگر زن و شوهري با روحيه ي مشترک پيدا شوند، باز هم هيچ کدام، از اشتباه، خطا و عصبانيت مصونيت ندارند. از اينجاست که اهميت گذشت و تاثير آن در تداوم روابط سالم آشکار مي شود. وجود عفو و گذشت به يقين کانون خانواده را گرم نگه مي دارد، عشق و محبت را سرزنده مي کند و اختلاف و مشاجرات را به پايان مي برد. عفو و گذشت نشانه ي حسن نيت و خوش بيني به زندگي است. عفو و اغماض بطور قطع، به عواطف دو طرف اثر خوبي مي بخشد و در طرز تفکر و شيوه ي عمل آنها تحول ايجاد خواهد کرد. چه بسيار تيرگي ها که در پرتو اين صفت از ميان برخاسته و جاي خود را به صفا و صميميت داده است. زن و شوهر، هر دو بايد توجه داشته باشند که انسان به اين سادگي و سرعت توان رسيدن به آگاهي و پي بردن به خطاها و اشتباهات خود را ندارد و بايد با شيوه يي بسيار لطيف و با روشي بسيار ملايم و دقيق او را به قله ي آگاهي رسانيد. خداوند در قرآن کريم سفارش مي کند که از خطاي ديگران چشم پوشي کنيد.

«و ليعفوا و ليصفحوا الا تحبون ان يغفر الله لکم و الله غفور رحيم.» (نور: 22) بايد عفو کنيد و چشم بپوشيد، آيا دوست نمي داريد خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است.

3- تکريم يکديگر

در زندگي مشترک زوجين، شايد رعايت آداب به صورتي کامل امکان پذير نباشد. ولي وجود احترام متقابل براي آنها اصلي اساسي است. درگيري ها و اختلافات آشکار هنگامي پديد مي آيند که پرده ي حرمت دريده شود و طرفين براي يکديگر ارزش و احترامي قايل نباشند. مهم ترين شيوه براي جلوگيري از بروز درگيري ها بين زن و شوهر تحکيم روابط و تکريم يکديگر است. تکريم کردن زن و شوهر و بر عکس، طرفين را دلباخته و اسير يکديگر مي کند، آن چنان که هرگز از زندگي با همديگر احساس سيري و خستگي نمي کنند و سعي دارند هميشه در کنار يکديگر و دور از همه گونه فريب ها زندگي کنند. حرمت گذاردن به هم يک حسن است و هر زن و مردي بايد در جست و جوي نقاط مثبت در زندگي همسر و تکرم او به خاطر آن نقطه مثبت باشد. بزرگداشت و تکريم شخصيت، نه تنها براي همسران، بلکه براي هر انساني يک نياز طبيعي است. در اثر غريزه ي حب ذات که در طبيعت انسان نهاده شده هر فردي، به ذات خويش علاقه دارد و ميل دارد ديگران نيز شخصيت او را بپذيرند و گرامي بدارند. اگر نياز طبيعي به تکريم شخصيت هر فرد در خانواده تامين شود، احساس آرامش کرده و به نفس خويش اعتماد پيدا مي کند؛ از توانايي هاي خود بهره مي برد و با دلگرمي واميد به موفقيت، براي کسب رضايت ساير اعضاي خانواده در مسير زندگي قدم برمي دارد. به خانواده ي همسر و ديگر مردم خوش بين مي شود، آنان را قدر شناس و قابل اعتماد مي داند و از همکاري با افرادي که قدر او را شناخته و شخصيتش را گرامي مي دارند، هراسي ندارد.

انسان براي حفظ ذات و مقام و موقعيت خود، حاضر مي شود حتي از خواسته هاي دروني خويش چشم پوشي کند. در احاديث معصومان (ع) نيز نسبت به اين امر اشاره شده است. اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد: « هرکه نفس خويش را گرامي بدارد، او را به ذلت معصيت نمي کشاند.» اگر اين نياز طبيعي در چارچوب روابط سالم همسر تامين نشود، همسر مورد تحقير قرار مي گيرد؛ به شخصيتش ضربه وارد مي شود و خود را ضعيف و ناتوان و همسر خود را قدرناشناس به حساب مي آورد. او چون از همسر و خانواده اش احترام نديده است، نسبت به همسر خود بدبين مي شود. در اين زمان است که سوء ظن ها و بدبيني ها سراسر وجود او را مي گيرد و در صدد انتقام جويي برمي آيد. از اين رو، در احاديث معصومان (ع) در مورد کساني که مورد تحقير قرار گرفته اند و عزت نفس آنها مورد خدشه واقع شده، به نکات مهمي اشاره شده است.

4- برخورد منطقي

از ويژگي هاي روابط سالم و سازنده ي همسران اين است که در عين انتقاد و اعتراض هايي که به عملکرد يکديگر دارند، با همسرشان برخوردي انساني و منطقي داشته باشند.

انسان از پيروزي چيزي ياد نمي گيرد ولي از شکست خيلي چيزها فرا مي گيرد.

منبع:مجله 7 روز زندگي ؛شماره 93