خانواده شیعی » تربیت فرزند » کودک »

اصول تربیت کودک در سیره نبوی

واژه تربیت، مصدر باب تفعیل از ماده «ربی یربو» به معنای رشد بوده و در کتب لغت به معنای رشد دادن استعمال شده است؛[۱] و در اصطلاح، فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هر موجود و به ظهور و فعلیت رسانیدن امکانات بالقوه موجود در درون او را تربیت گفته ­اند.[۲]
در منابع اسلامی رهنمودهای گسترده­ای از سوی پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در باب اصول و مبانی تربیت کودکان در ابعاد مختلف جسمانی و روحانی بیان شده ­است. در خصوص مراحل تربیت و ویژگی­ های هر یک، از ازدواج و آداب آن و توصیه­ های دوران بارداری و شیرخوارگی گرفته تا محبت وعدالت ­ورزی نسبت به کودکان و رعایت موازین دیگر پرورشی که هر یک فصلی از تربیت اسلامی را تشکیل می­ دهند، روایات بسیاری از وجود شریف نبی­ اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده­ است. در اینجا برآنیم که به پاره ­ای از این روایات اشاره کرده، سیره آن بزرگوار(صلی الله علیه و آله و سلم) را در این باره برشماریم:

ادوار تربیت کودک از نظر پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

از نظر رسول ­خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دوره تربیت کودک، به دو دوره پیش از تولد و پس از تولد تقسیم می­ شود. دوره پیش از تولد که دربردارنده دوره­ های انتخاب همسر و آداب زناشویی و مراقبت ­های ایام بارداری می­ شود، مقدمه و زمینه ­ساز و اساس تربیت کودک در بعد تولد است از این­ رو، مورد تأکید و توصیه فراوان آن حضرت قرار گرفته، مسلمانان و علی­ الخصوص جوانان به این امر بسیار مورد سفارش قرار گرفته ­اند.[۳]

قبل از تولد

امروزه از لحاظ علمی، نقش پدر و مادر در انتقال صفات ظاهری و باطنی که از آن به عنوان «عامل وراثت» در تربیت کودک نام می ­برند، بر کسی پوشیده نیست. از آنجا که فرزندی که در وجود مادر شکل می ­گیرد، از صفات ظاهری و معنوی پدر و مادرش بهره می ­برد و پدران و به خصوص مادران، اصل و ریشه کودکان به شمار می ­آید. انتخاب همسرانی مناسب و شایسته می ­تواند گامی اساسی در تربیت فرزندانی صالح و سالم در آینده به حساب آید از این ­رو پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ضمن تشویق جوانان به ازدواج، بدانها توصیه می­ کنند که در انتخاب همسر بیشتر دقت کنند تا فرزندانی صالح و شایسته به ثمر برسانند. در حدیثی از رسول­­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمودند: «بنگر که فرزندت را در کدام رحم قرار می ­دهی؛ چرا که [اصل و] ریشه تأثیرگذار است»[۴] و در حدیثی دیگر از ایشان آمده: «برای نطفه­ های خود، بهترین رحم­ ها را برگزینید؛ چرا که زنان فرزندانی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می­ آورند».[۵] ایشان جوانان را از ازدواج در خانواده­ های پست نهی کردند و فرمودند: «ایاک و خضراء الدمن قیل: یا رسول­ الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و ما خضراء­الدمن؟ قال: المرءه الحسناء فی منبت السوء؛ بر حذر باشید از آن گلی که در مزبله روئیده. گفتند: یا رسول­ الله! گلی که در مزبله روییده چه گلی است؟ فرمود: زن با جمال که در خانواده ­ای پست بزرگ شده است».[۶]

غذای حلال

رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، لقمه حلال را نیز از عوامل بسیار مهم در شکل­ گیری شخصیت آینده کودک برشمرده ­اند، گرچه رعایت حلال و حرام الهی در تمام ادوار زندگی فرد لازم است، اما توجه به حلال و حرام در قبل و بعد از ایام بارداری، از اهمیت بسیار بیشتری در شکل­ پذیری شخصیت آینده کودکان برخوردار بوده از این­ رو مورد تأکید بیشتری قرار گرفته است. رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می­ فرمودند: «و لا یدخل الجنه من نبت لحمه من السحت النار اولی له؛ داخل بهشت نمی ­شود کسی که گوشت و پوستش، از مال حرام روییده باشد چنین کسی به آتش دوزخ[شقاوت] شایسته­ تر است[تا سعادت]»[۷] و در حدیثی دیگر آمده که ایشان به عبدالله بن مسعود می ­فرمایند: «ای پسر مسعود! حرام مخور، حرام نپوش، از [راه] حرام [زن] مگیر و نافرمانی خدا مکن؛ چرا که خداوند به ابلیس می ­فرماید: با بانگ خویش هر که را می­ توانی از جای برکن[هر چه عِده و عُده داری جمع کن] و با سوارگان و پیادگانت بر آنان[حرام ­خواران] بتاز و در اموال و فرزندان آنان شریک شو و به آنان وعده بده و [البته] شیطان، جز فریب وعده ­شان نمی­ دهد».[۸]

رعایت آداب زناشویی

سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بر نقش رعایت آداب زناشویی به عنوان عوامل مؤثر در سلامت روحی و جسمی کودکان و عاملی در تربیت ­پذیری آنها در آینده اشاره کرده، بر لزوم رعایت آن تأکید می­ ورزیدند. ایشان به نقش حالت ­ها و زمان ­ها در بسته شدن نطفه­ ها اشاره کرده، زوج­ها را به رعایت آن توصیه می فرمودند. منابع روایی معتبر شیعه و سنی روایات بسیاری را در این باب از رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده ­اند.

مراقبت ­های ایام بارداری

دوران حمل، از سرنوشت­ سازترین و حساس­ ترین دوران زندگی کودک است؛ در این دوره شالوده ­ی سعادت و شقاوت شخص، در شکم مادر پی ریخته می شود، چنانچه در حدیثی از رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده که «السعید مَن سعد فی بطن امه و الشقی مَن شقی فی بطن امه؛ فرد خوشبخت، در شکم مادرش خوشبخت شده و بدبخت، در شکم مادرش بدبخت شده است»[۹] از این­ رو والدین به خصوص مادران، به توجه و مراقبت بیشتر در این دوره و دوری از گناهان توصیه شده­ اند.

اهمیت تغذیه در تربیت کودک

با توجه به اهمیت تغذیه در این دوره، حضرت سفارشاتی را به مادران جوان کرده، دادن غذاهایی مثل کندر[۱۰] و به[۱۱] و خرما[۱۲] و… را در شکل­ گیری برخی خلقیات و روحیات و برآمدن برخی صفات شایسته در کودک، مؤثر بیان کردند و به آن توصیه می­ فرمودند.

مراحل تربیت کودک بعد از تولد

در خصوص مراحل تربیت و ویژگی­ های هر یک، روایت متعددی از رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به دست ما رسیده ­است. رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مراحل تربیت کودک را به سه دوره هفت ساله تقسیم کرده فرمودند: «الولد سیّد سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین». هفت سال اول، دوران آقایی کودک است، هفت سال دوم، دوران اطاعت[از مربیان] است و هفت سال سوم، دوران وزارت و همکاری است.[۱۳] از نظر رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هفت سال اول زندگی فرزند، دوران سیادت و سروری کودک است بدین معنا که کودک در هفت سال آغازین زندگی، باید در خانواده، آقایی و فرماندهی کند، از این رو، هر چه می­ خواهد، در صورتی که برای او زیان بار نباشد و در توان پدر و مادر باشد، حتی­ المقدور باید تأمین گردد. این دوره که دوره خودمداری است، دورانی است که کودک باید آزاد باشد و مسئولیتی متوجه او نشود، از این رو در روایات آمده ­است که هفت سال اول، کودک را برای بازی رها سازید.[۱۴] از نظر ایشان(صلی الله علیه و آله و سلم) هفت سال دوم زندگی فرزند، دوره اطاعت و فرمانبرداری است. حالت عبودیت و بندگی کودک نسبت به پدر و مادر نتیجه همان اعتمادی است که در هفت سال آغاز زندگی نسبت به آنها پیدا کرده­است. پیدایش این حالت در کودک، با عنایت به این که این ایام، دوران تعلیم و تربیت اوست، فوق­ العاده برای سازندگی او اهمیت دارد.
پس از سپری شدن هفت سال دوم زندگی کودک، دوران وزارت او در خانواده فرا می­ رسد. این مرحله، مرحله شکوفایی فکری و خود مدیری است که در این مرحله، عواملی چون مشورت و تبادل افکار می­ تواند در رشد عقلی جوان، نقش مؤثری ایفا کند. این دوره ایجاب می­ کند که او همانند وزیر خانواده، مورد مشورت قرار گیرد و کارهایی که از او برمی ­آید، به وی واگذار گردد تا مسئولیت ­پذیر شود و بدین­ سان، مسئولیت خانواده در تعلیم و تربیت کودک به پایان می ­رسد.

اصل تکریم شخصیت کودک

از نظر رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) کودک، چون کودک است، نباید تحقیر شود و احساس بی ­ارزشی و یا کم ­ارزشی کند؛ هر ­چند کودک، بیشتر محتاج محبت است؛ ولی این بدان معنی نیست که شخصیت کودک، نباید محترم شمرده شود. کودکی که با ارزش قلمداد می­ شود و شخصیت او محترم شمرده می ­شود، به احساس «خود ارزشمندی» دست می­ یابد و کسی که برای خود، ارزش قائل باشد، خود را به زشتی ­ها آلوده نمی­ سازد؛ چرا که «من کرمت علیه نفسه لم ­یهنها بالمعصیه؛ کسی که برای خودش، ارزش قائل است، خود را به واسطه گناه خوار نمی ­سازد».[۱۵] کرامت نفس، محور و اساس اخلاق و تربیت اسلامی است و مهم­ترین راه آن، تکریم انسان در دوران کودکی است. یکی از مهم­ترین نکات تربیتی که در تکریم شخصیت کودک باید مورد توجه قرار گیرد، جدی گرفتن احساسات کودک در هفت سال نخست زندگی است.

سیره نبی­ اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در تکریم و محبت به کودکان

محبت، از دیگر اصول تربیت کودک از دیدگاه پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است، در سیره­ ی نبوی(صلی الله علیه و آله و سلم)، محبت، به شدت مورد توجه و تأکید قرار گرفته و از دریغ ورزیدن محبت نسبت به کودکان، به شدت نکوهش شده­ است؛ اما در عین حال، از افراط در محبت نیز نهی شده ­است.
ایشان، مسلمانان را به دوست داشتن و محبت به کودکان تشویق می ­کردند و می فرمودند: «اگر کسی کودک گریانش را خشنود کند تا آرام گیرد، خداوند عزوجل آن قدر از نعمت­ های بهشت به او عطا می ­کند تا خشنود شود».[۱۶] و در حدیثی دیگر فرمودند: «کسی که دختر بچه خود را شادمان کند، مانند کسی است که بنده ­ای از فرزندان اسماعیل ذبیح(علیه السلام) را آزاد کرده باشد و آن کس که پسر بچه خود را مسرور سازد و دیده او را روشن کند، مانند کسی است که چشمش از خوف خداوند، اشک فرو ریزد».[۱۷]
رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، خود نیز پیوسته کودکان را مورد تفقّد و محبت خویش قرار می ­دادند و در این محبت، الگویی شایسته برای دیگر مسلمانان بودند. نقل است که «مردم، کودکان خود را جهت دعا و نام گذاری نزد رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می ­آوردند، گاه پیش می ­آمد که کودکی را نزد پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می­ آوردند، حضرت طفل را می ­گرفت و برای گرامی داشتن خانواده­ اش او را بر دامان خویش می­ نشاند، بسیار اتفاق می ­افتاد که آن طفل بر روی دامان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ادرار می کرد و در این هنگام، صدای فریاد مردم بلند می­ شد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می­ فرمود: «ادرار او را قطع نکنید». پس اجازه می­ داد که ادرار طفل تمام شود، بعد برای او دعا می­ کرد یا آن که نامی برای او برمی­ گزید».[۱۸] می­ فرمود: «اکرموا اولادکم و احسنوا ادبهم یغفرلکم؛ کودکانتان را تکریم کنید و آنان را خوب تربیت کنید تا خدا، شما را ببخشد».[۱۹]
گفته شده «کان رسول ­الله(صلی الله علیه و آله و سلم) من أفکه الناس مع الصبی؛ رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شوخ طبع­ ترین و بذله­ گوترین مردم با کودکان بودند».[۲۰] ایشان هرگاه بر کودکان می­ گذشتند، به آنان سلام می­ کردند[۲۱] و این کار را یکی از پنج عملی عنوان می­ کردند که تا هنگام مرگ، آن را ترک نمی­ کنند تا پس از ایشان، سنت گردد.[۲۲]
رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هرگاه از سفر برمی ­گشت، نخست با کودکان خانواده ­اش دیدار می­ کردند.[۲۳] رفتار خوب و صمیمانه ایشان با کودکان، به قدری کودکان مدینه را مجذوب و شیفته ­شان کرده بود که هنگامی که حضرت از سفری برمی­ گشت، به شدت از سوی کودکان مورد استقبال قرار می­ گرفت.[۲۴] کودکان گرد ایشان را می ­گرفتند، رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر آنان می­ ایستاد و سپس از آنان می­ خواست که بالا بیایند. برخی از آنان از جلو و از پشت ایشان بالا می ­رفتند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از همراهان خود نیز می­ خواستند که کودکان دیگر را حمل کنند؛ چه ­بسا پس از این ماجرا، کودکان افتخار می­ کردند و به هم می­ گفتند، پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مرا در آغوش خود گرفت و تو را بر پشت خود سوار کرد، برخی هم می­ گفتند که رسول ­خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از همراهان خود خواست که تو را به پشت خود سوار کند.[۲۵]
نقل است که روزی پیامبر­خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با یارانش نشسته بودند که حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) در حالی که خردسال بودند، به سوی ایشان رفته و از سر و دوش ایشان بالا می­رفتند، رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گاهی سرشان را برای آنان پایین می­ آورد و گاهی آنان را می­ گرفت و می ­بوسید. در این حال یکی از هم­ نشینان ایشان که با شگفتی به این رفتار نگاه می ­کرد، به رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: «ای پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم)! به یاد ندارم، هیچ گاه فرزندی را گرفته و بوسیده باشم». پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چنان از گفته آن مرد برآشفت که رنگش برگشت، پس به آن مرد فرمود: «اگر خداوند مهربانی را از قلب تو گرفته، من با تو چه کنم؟! کسی که به کودکان ما مهر نورزد و بزرگان ما را گرامی ندارد، از ما نیست».[۲۶] شبیه این ماجرا روایتی است که در آن بیان شده: اقرع بن حابس در محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود که دید حضرت، فرزندش حسین(علیه السلام) را می­ بوسید. عرض کرد: «من ده فرزند دارم و تاکنون حتی یکی از آنان را نبوسیده ­ام!» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «کسی که رحم نکند، مورد رحمت قرار نمی ­گیرد».[۲۷]
از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت شده که فرمود: «مردی خدمت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: هرگز کودکی را نبوسیده ­ام؛ وقتی آن مرد باز گشت، پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این، کسی است که در نظر من از اهل آتش است».[۲۸]

پی‌نوشت‌ها

[۱] – ابن­ منظور؛ لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴،ج۱، ص۴۰۱،
[۲] -محمد حسن رحیمیان و محمد تقی رهبر؛ اخلاق و تربیت اسلامی، تهران، انتشارات سمت، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۵، ص۶،
[۳] – برداشتی از کلیه احادیث درباره تربیت کودک مانند جلد۲۱ وسائل الشیعه و جلد۱۰۱ بحارالانوار و ….
[۴] – المتقی الهندی؛ کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوه السقا، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۹۸۹،ج۱۵، ص۸۵۵ و ابن سلامه؛ مسند شهاب، تحقیق حمدی عبدالحمید السفی، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ دوم،ج۱، ص۳۷۰،
[۵] -ابن ابی جمهور؛ عوالی اللئالی، قم، انتشارات سید الشهداء(علیه السلام)، ۱۴۰۵،ج۱، ص۲۵۹،
[۶] -کلینی؛ اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش،ج۵، ص۳۳۲ و شیخ صدوق؛ من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین،ج۳، ص۳۹۱ و ….
[۷] – ورام بن ابی فراس؛ مجموعه ورام، قم، مکتبه الفقیه،ج۱، ص۶۱ و احمد بن حنبل؛ مسند، بیروت، دار صادر،ج۳، ص۳۹۹،
[۸] – طبرسی، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی، ۱۴۱۲، ص۴۵۳،
[۹] – اصول کافی، پیشین،ج۸، ص۸۱ و من لایحضره الفقیه، پیشین،ج۴، ص۴۰۲ و شیخ صدوق؛ امالی، قم، کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۳ش، ص۴۸۷ و و طبرانی؛ معجم الاوسط، تحقیق قسم التحقیق بدار الحرمین، دارالحرمین للطباعه و النشر، ۱۹۹۵،ج۳، ص۱۰۷،
[۱۰] -اصول­ کافی،پیشین،ج۶،ص۲۳ و شیخ طوسی؛ التهذیب، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش،ج۷، ص۴۴۰،
[۱۱] -راوندی، قطب الدین؛ الدعوات،قم، مدرسه امام مهدی(عج)، ۱۴۰۷، ص۱۵۱ و محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، آل البیت، ۱۴۰۸، ج۱۵، ص۱۳۵،
[۱۲] – اصول کافی، پیشین،ج۶، ص۲۲ و التهذیب، پیشین،ج۷، ص۴۴۰،
۲- عاملی، شیخ­ حر؛ وسائل الشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، دار التراث العربی،ج۲۱، ص۴۷۶ و معجم الاوسط، پیشین،ج۶، ص۱۷۰ و مکارم الاخلاق، پیشین، ص۲۲۲،
[۱۴] -وسائل الشیعه، پیشین، ص۴۷۳-۴۷۵ و مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، ج۱۰۱، ص۹۵،
[۱۵] – مستدرک الوسائل، پیشین،ج۱۱، ص۳۳۹،
[۱۶] – ری­ شهری، محمد؛ حکمت نامه پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۶،ج۷، ص۲۹۷،
[۱۷] – امالی صدوق، پیشین، ص۵۷۷ و مکارم الاخلاق، پیشین، ص۲۲۱،
[۱۸] – مکارم الاخلاق، پیشین، ص۲۵،
[۱۹] – مسند ابن­ ماجه، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، دار الفکر،ج۲، ص۱۲۱۱ و مسند شهاب، پیشین،ج۱،ص۳۷۹،
[۲۰] – بیهقی، ابوبکر؛ دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵،ج۱، ص۳۳۱،
[۲۱] – دلائل النبوه،پیشین، ص۳۳۰ و سیوطی، جلال الدین؛ الجامع الصغیر، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۹۸۱،ج۲،ص۳۹۵،
[۲۲] – شیخ صدوق؛ علل الشرایع، قم، انتشارات مکتبه الداوری،ج۱، ص۱۳۰ و امالی صدوق، پیشین، ص۷۱ و شیخ صدوق؛ الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۳،ص۲۷۱،
[۲۳] -صحیح مسلم، بیروت، دار الفکر، ج۷، ص۱۳۲ و بیهقی؛ السنن الکبری، دار الفکر، ج۵، ص۳۶۰،
[۲۴] – مسند حنبل، پیشین، ج۴، ص۵،
[۲۵] -کاشانی، ملا محسن؛ المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم،ج۳، ص۳۶۷-۳۶۶ و مسند احمد بن حنبل، پیشین،ج۴، ص۵،
[۲۶] – ابن شهرآشوب؛ مناقب، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۹ش،ج۳،ص۳۸۳ و مسند حنبل،پیشین،ج۲، ص۱۸۵،
[۲۷] – مناقب، پیشین،ج۴، ص۲۰ و فتال نیشابوری، محمد بن حسن؛ روضه الواعظین، قم، انتشارات رضی،ج۲، ص۳۶۹،
[۲۸] – اصول کافی، پیشین،ج۶، ص۵۰ و التهذیب، پیشین،ج۸، ص۱۱۳،

منبع: سایت پژوهشکده باقرالعلوم(علیه السلام) نویسنده: سید علی اکبر حسینی