اصول اساسى در تربيت دينى

 رحيمه مس سازى

اساسا” تربيت و آموزش فرزندان تا شش سالگى به عهده والدين است و از آن پس اطفال مراحل تربيت مدرسه اى را طى مى کنند و مربيان و آموزگاران و دبيران آشنا ميشوند و محيط رسمى مدرسه کنار محيط غيررسمى و عاطفى خانه قرار ميگيرد . با توجه به اينکه محصلان ابتدايى تا پيش دانشگاهى کشور ما تقربيا” يک چهارم جمعيت کشور ماراتشکيل ميدهند و نيز با پذيرش اين اصل که کيفيت و مطلوبيت برنامه تعليم و تربيت هر کشور،رمز و توسعه و پيشرفت آن کشور ميباشد ،و تربيت دينى يکى از اصول عمده تربيت در آموزشگاهها به شمار ميآيد لذا ابعاد و حساسيت موضوع بيشتر احساس ميشود . اهميت و توجه وعنايت به تربيت دينى و مذهبى دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلى بر هيچ کس پوشيده نيست ،بويژه در مقطع ابتدايى و راهنمايى آن هم قبل از هر چيز بدان سبب است که دانش آموزان هنوز در نهادهاى بزرگتر اجتماعى وارد نشده اند و بيشترين تاثيرات خود را از دو نهاد خانه و مدرسه ميگيرند . لذا دو نهاد عمده تربيت فرزندان يعنى خانه و مدرسه بايد با يکديگر ارتباط تنگا تنگ داشته تا تربيت دينى نوجوانان و جوانان را برعهده گيرند .  نبايد فراموش کنيم که اصل وراثت و اصل اکتساب نيز هر دو در خانه و مدرسه ريشه دارند امروزه از نظر تحقيقات روان شناسى به نظر ميرسد که ،طرز بيان و سخنورى ،حضور ذهن و سرعت انتقال ، علايق و انگيزه ،استعدادهاى هنرى و حتى خوش خطى ، جنبه ارثى و ژنيتيکى داشته باشد . اما ازطريق مدرسه چيزى به دانش آموزان به ارث نميرسد .تمام آموزشهاى مدرسه اکتسابى است .  از طرف ديگر دانش آموزان فقط 9 ماه از سال را در مدرسه به سر ميبرند و در اين مدت نيز حدودا”6. روز از سال را تعطيلى دارند .  حال اينکه خانواده در موقعيت هاى مختلف و متنوع امکان نفوذ و تاثير گذارى به زواياى روحى ، باور داشتها ، اعتقادات ، تربيت دينى و معنوى فرزند خود را دارد و ميتواند در شکل گيرى شخصيت او موثر باشد .مسلما” مدرسه به تنهايى نمى تواند نظارت کاملى برزندگى آموزشى و تربيت دينى دانش آموز اعمال کند . ولى با هماهنگى و همدلى اولياء ميتوان برخى نيازها ،نقايص معنوى ، لغزشهاى احتمالى و گرايشات او را در مدرسه کشف کرد و با همکارى خانواده اش در رفع آنها کوشش نمود .  لذا اصول هشت گانه عمده پيشنهادى که در تربيت دينى نوجوانان و جوانان موثر بوده و مورد توجه مربيان و اولياء و … قرار گيرد .

اصل اول : ترغيب و تشويق مقدم بر ترس و منع

اساسا” انسانها ترغيب و تشويق وزيبايى اعمال را بهتراستقبال ميکنند تا عواقب احتمالى وايجاد رعب و ترسها درخصوص لغزشها و کوتاهى را ، بطور مثال در بيان زيبايى و عظمت نيايش و نماز به جاى تذکر خشن و ديد منفى به تخطى ها و غذابها که هم بجا و به حق است از شيوه ترغيب استفاده نماييم وياد آورشويم که اولين چيزى که پس ازتوحيدو يکتا پرستى برپيامبر اسلام و پيروان اوواجب شد ، نماز بود و ازاينجا عظمت نماز که اساس ارتباط انسان با خداوند و قدردانى نعمت هاى بى پايان اوست روشن ميشود.   همچنين در اصل ترغيب از لذت نيايش و وصل به معبود و نورانيت روح و پذيرش دعاها و خواسته ها با پروردگار عالم راز و نياز کنيم .

اصل دوم :استفاده ازروشهاى غيرمستقيم به جاى روشهاى آمرانه و دستورى

ايجاد ارتباط به شيوه غيرمستقيم و مشوقانه و دادن فرصت انتخاب و قضاوت و داورى و دادن ميدان سئوال و چون وچرا کردن به نوجوان و جوان در خصوص مسايل دينى ، بذر رغبت و علاقه و کنجکاوى را در دل او به رشد ميرساند ، زيرا بسيار تجربه شده است که روشهاى دستورى و آمرانه و غير تلطيف شده باعث دلزدگى و نفرت و دين گريزى ميشود .

اصل سوم : در تربيت دينى چگونه گفتن مقدم بر چه گفتن است

از موارد بسيار مهم و قابل تامل در تربيت معنايى و تربيت  دينى چگونه گفتن است زيرا نوجوانان و جوانان که  شخصيت اجتماعى آنان در حال شکل گيرى است ، احتياج فراوانى به همکارى و همدلى و لطافت کلامى و بيان مهرآميزدارند و تجارب کافى در تحولات زندگى ندارند و انتظار دارند که با احترام از جانب افراد بزرگتر و مربيان و بالاخص مشاوران دينى و مسايل مذهبى و مربيان پرورشى و گفتن بايد هماره سعى کنيم بذر اميد را در دل آنها بکاريم تا علايق شان رشد کند

اصل چهارم : در تربيت دينى پيامها ، تحميل کردنى نيست بلکه پذيرفتنى است

نسل جديد بايد در عين حفظ تربيت دينى با چشمان باز مسايل جديد را بنگرد تا در معرض تحميل قرار نگيرد بنابر اين دين امر لطيفى است و تربيت دينى کارى است بس ظريف . مربيان تربيت دينى در ارائه پيامهاي  دينى و تربيتى نقش موثرى را دارند

اصل پنجم : تکيه بر زيبايهاى دينى در تربيت دينى

اگردردوران جوانى و نوجوانى مباحث توحيد و اثبات وجود خدا با استدلال و زيبايهاى خاص که در آنها موج مى زند مطرح ميگردد حقايق روشن وحدانيت را با زيبايى يک روح پرستنده ميپذيرد .لذا بايد درهاى زيبايى و لطايف تربيت دينى را بر روح و روان مخاطبين بگشاييم .

اصل ششم : ارتباط عاطفى مقدم بر ارتباط دستورى خشک

روانشناسان معتقدند که نخستين امرى که بر اثر پيوند هاى ارتباطى و معنوى يا معنايى و دوستى مى شکفد محبت است و محبت در ابتدا امرى مستقل و فراگير است همانگونه که قرآن کريم نيز انسانها را به نيکيها و انجام اعمال نيک  ترغيب فرموده و از کارهاى زشت برحذر ميدارد. لذا مربى مسايل دينى نيز بايد انسانها را و مخاطبان پاک و صالح خود را بشارت پاداش دهد و سپس انسانهاى بدکردار را ازعذاب الهى بترساند.

اصل هفتم:

اصل عينيت بخشى وارائه بينش ورساگويى مقدم برکلى گويى ومبهم گويى

رسول گرامى اسلام (ص) که الگوى مربيان دينى است در فصاحت و بلاغت و بيان روان ساده وعينى گويى چنان بود که مردم مى گفتند : اى رسول خدا ! ما کسى را فصيحتر از تو نيافتيم و حضرت در پاسخ مى فرمودند : چه چيزى مراازاينگونه گفتن باز دارد در حالى که قرآن که فصيح ترين کلام است بر زبان من جارى شده است .

اصل هشتم : اصل انگيزش و اميد به جاى منفى نگرى و انتقاد شديد

امام على (ع) در خصوص تربيت نوجوان مى فرمايد : بايد شتاب کرد و نبايد نوجوان را به حال خود گذاشت .حتى امام على (ع) در خصوص نوع بيان که مبادا وجهه منفى انگارانه داشته باشد تاکيد مى فرمايند :

” ولا تقل ما راى يحب آن يقال لک “

به مردم سخنانى نگو که دوست ندارى همان را به تو بگويند.

نتيجه گيرى :

در قرآن کريم ودر تربيت انسانها اميد وارى را از جانب خدا و ياءس و ناميدى را از شيطان ميداند و ميفرمايد : از رحمت و اميد به خدا نا اميد نشويد که تنها قوم کافران از رحمت خدا نا اميد ميشوند . بنا براين در تربيت دينى موءثر و واقعى ، محور اصلى خداست و در هر کارى تو فيقات او قرين رحمت است . لذا سخن وبحث  همواره با نام اوست که او همه نعمت و رحمت و مثبت و خير است. در نتيجه قرآن نيز انسانها را به انجام اعمال پسنديده ترغيب ميکند و از ارتکاب اعمال نکوهيده به شدت برحذر مى کند لذا سخنان مربى دينى بايد اينگونه باشد . او بايد دل پاک نوجوان و جوان که بى آلايش را بشارت داده و با کلام مثبت به معرفى الگوها بپردازد

منابع :

1-قرآن کريم

2-مجله تربيت ماهنامه پرورشى وزارت آموزش وپرورش آبان ماه 1379