خانواده شیعی » تربیت فرزند » کودک »

اصول آموزش نماز به کودکان و نوجوانان(۳)

باید کودک را به مظاهر عمل و تکرار در این ظاهر انس دهیم تا باطن او شکل گیرد. تجارب و تعالیم علمى نشان داده اند که حتى عمل ریایى، در صورت تکرار در فردى تثبیت می شود. پس از تثبیت، می توان یک عمل ریایى را به صورت واقعى و بى ریا درآورد؛ به شرط این که نیت عمل را عوض کند.

این روش، به ویژه درباره کودک مؤثر است؛ مثلاً ممکن است کودک یا نوجوانى، از طرف امام جماعت تشویق شود و خاطره‌ى خوشى در ذهنش شکل بگیرد. لذا، وى مدتى به خاطر همین تشویق، به مسجد می رود. پس از مدتى، جاذبه‌هاى معنوى مسجد و حالات نماز گزاران به هنگام نماز، این فرد را مجذوب خود می کند و او را فردى مذهبى بار می آورد.

این گونه، ما کودک را به تکرار ظاهر در عبادت سوق می دهیم، تا زمینه براى انس به عبادت، تثبیت عمل و ایجاد عادت، در او فراهم آید[۱].

پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم) بزرگ مربى مکتب اسلام، در زمینه‌ آموزش نماز و تکرار آن براى نوه‌ى گرامى شان، حضرت امام حسین(علیه السلام) چنین رفتارى داشتند: «روزى حضرت محمد(صلى الله علیه و آله و سلّم) قصد خواندن نماز را داشتند. امام حسین(علیه السلام) در کنار جد بزرگوارشان بودند و قصد همراهى با پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) را داشتند. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) تکبیر گفتند، ولى امام حسین(علیه السلام) نتوانستند آن را تکرار کنند. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) تکبیر دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم را گفتند. بالاخره، در هفتمین بار، تکبیر امام حسین(علیه السلام) صحیح ادا شد و نماز آغاز گردید»[۲]. این شیوه رفتار نبى مکرم اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم)، می تواند الگو و روش خوبى براى والدین و مربیان باشد. آنان باید همانند پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم)، مراحل رشد کودک را در نظر بگیرند و سعى کنند با صبر و حوصله، به نیاز فطرى کودکان پاسخ مناسب بدهند.

هنر بزرگ والدین و مربیان این است که دنیاى کودک را درک نمایند و بدانند که برخى از مسائل که ممکن است براى بزرگسالان خسته کننده باشد، براى کودکان لذت بخش است.

کودک از تکرار مکررات همچون خواندن و ذکر مکرر قصه‌ها و داستان‌ها اصلاً خسته نمی شود. اگر بیان این داستان‌ها با صوت خوش و ریتم و آهنگ مطلوب باشد، کودک کاملاً مجذوب و علاقمند می شود. در این باره، مادران به خوبى می دانند که بعضى قصه‌ها را صدها بار تکرار کرده اند، ولى باز هم کودک به آن علاقه نشان داده است. لذا، توصیه می شود که والدین نماز را با حال مناسب و صوت و آهنگ موزون قرائت کنند تا کودکان، بیشتر به کلام الهى جذب شوند. در این باره، والدین می توانند به قرائت نمازهاى علماى ربانى گوش دهند و آنها را ضبط کنند تا هم خودشان و هم کوکانشان، بهره مند شوند.

۶ـ اصل آسان گیرى در آموزش مسائل دینى

رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلّم) در مناسبت‌هاى مختلف، تأکید کردند: «دین اسلام، آسان است و دیندارى، مشکل نیست. مبادا، افراد نادان، بر خود سخت بگیرند. مبادا متولیان امور دینى، کارى انجام دهند که مردم تصور کنند دیندارى مشکل است و با سخت گیری هاى بیجا، مردم را از دین فرارى دهند»[۳].

«روزى پس از نماز، مردم اطراف پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) را گرفتند و از ایشان مسئله‌اى پرسیدند. چندین بار سؤال کردند: آیا فلان کار اشکال دارد؟ آن حضرت فرمودند: اشکال ندارد. اى مردم! دین خدا، در آسانى است[۴]. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) این سخن را سه بار تکرار کردند.

پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «خداوند، اسلام را تشریع کرد، آن را آسان و گشاده قرار داد و سخت و تنگ نگرفت»[۵].

وقتى رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلّم) افرادى را براى تبلیغ و ارشاد مردم و آشنا کردن آنان با مبانى اسلام اعزام می کردند، یکى از مهمترین رهنمودهایشان این بود: «مژده بدهید، نترسانید، آسان بگیرید و سخت نگیرید»[۶].

در برنامه‌هاى جمعى و عبادات اجتماعى اسلام، روى موضوع خوددارى از تندروى و سخت‌گیرى و خسته نکردن افراد، عنایت خاصى شده است. اولیاى گرامى اسلام، توصیه‌هاى فراوانى کرده‌اند که مبادا از رعایت حال و حفظ نشاط افراد غفلت شود و از عبادات و مراسم اسلامى به جاى جاذبه، علاقه و سازندگى، تنفر، دافعه و فرار اشخاص حاصل آید.

به همین دلیل در احادیث متعددى، توصیه فراوان شده است که نمازهاى جمعه و جماعات، نباید به گونه‌اى باشد که به خاطر طولانى شدن آن ها، حقوق ضعیفان، سالمندان و کودکان از بین برود.

در این باب، از سوى اولیاى عظیم الشأن اسلام، توصیه‌هاى فراوانى رسیده است که براى الگو قرار دادن عمل آن بزرگواران، مواردى را بررسى می کنیم[۷]:

انس بن مالک روایت کرده است: «نماز پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم)، از همه کاملتر و کوتاهتر بود»[۸].

معاذ پسر جبل، در یکى از مساجد مدینه، پیشنماز بود، روزى در نماز جماعت، سوره‌ى بزرگى را خواند. وى نماز را آن قدر طول داد، که مردى(پیرمردی) که در آن نماز جماعت شرکت کرده بود، در اثر خستگى و ناتوانى طاقت نیاورد، و نتوانست نماز خود را به جماعت و همراه معاذ به پایان برساند. از این رو، وى وسط نماز، قصد فرادا نمود و نماز خود را تمام کرد، سوار مرکب شد و به سراغ کار خود رفت. وقتى خبر این گونه نماز جماعت خواندن به اطلاع پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم) رسید، آن حضرت(صلى الله علیه و آله و سلّم) بسیار ناراحت شدند و دستور دادند معاذ را حاضر کنند. آن‌گاه پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) با ناراحتى به او فرمودند: «یا معاذ، ایاک ان تکون قتانا»(اى معاذ! دیگر این طور نباشد که مردم را از نماز جماعت فرارى بدهى، بلکه در نماز جماعت سوره‌هاى کوتاه را بخوان»[۹].

آسان‌گیرى در مسائل دینى کودکان، از اهمیت مضاعف و بسزایى برخوردار است. در دوران خردسالى، در نماز به گونه‌اى عمل کنیم که کودک، احساس جبر و خستگى نداشته باشد. نماز نباید براى او امرى سنگین و کسل کننده شود. به مصلحت او است که نمازها، با ذکرها، رکوع و سجود خسته کننده و طولانى نباشد. حتى سفارش شده است که به خاطر چند کودکى که با شما به نماز ایستاده اند، آن را سریعتر بخوانید، و از برخى کارهاى مستحبى صرف نظر کنید. هوشیار باشید که او کودک است و حال و روحیه‌ى شما را ندارد؛ به ویژه که از بسیارى حالات و رفتار شما، سر در نمی آورد و معناى عبارات شما را نمی فهمند.[۱۰]

میرزاى نورى در مستدرک الوسائل می نویسد:

«امام سجاد(علیه السلام) کودکانى را که نزد او بودند، وا می داشتند که نماز ظهر و عصر، و مغرب و عشا را با هم بخوانند. به آن حضرت اعتراض شد. فرمود:

این عمل براى آنان سبکتر و بهتر است و سبب می شود که به خواندن نماز پیشى بجویند و براى خوابیدن و یا سر گرمى به کار دیگر، نماز را ضایع نسازند. و امام(علیه السلام)، کودکان را به چیز دیگرى غیر از نماز واجب دستورشان نمی دادند و می فرمود: اگر قدرت و طاقت بر خواندن نمازهاى واجب داشتند، آنان را محروم نسازید»[۱۱].

ابن قداح روایت کرده است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

«ما به فرزندان خود دستور می دهیم مادامى که در حال وضو هستند و مشغول کار دیگرى نشده اند، نماز ظهر را با نماز عصر، و نماز مغرب را با نماز عشا بخوانند»[۱۲].

بعضى والدین و مربیان که اصرار دارند از روى جبر و اکراه و بدون توجه به حال و روحیه‌ى کودک او را نماز خوان بار آورند، آنان ناخودآگاه لامذهب‌هاى آینده و افرادى عقده‌اى می پرورانند. چنین افرادى، در نخستین فرصتى که به قدرت و استقلالى دست یابند، دین و عبادت را ترک خواهند کرد. طبیعى است، مسئولیت چنین وضعى، بر عهده‌ى کسانى است، که چنین زمینه‌اى را فراهم کرده‌اند[۱۳].

دکتر احمدى در این باره نقل می ‌کند: «شخصى را می شناسم که پزشک متخصص تغذیه است. او فردى است که عِرق ملى خوبى هم دارد و در آلمان زندگى می کند. وى می گفت: پدر من از متدینین سر شناس یکى از شهرهاست، و همه چیز او سر جاى خودش است؛ نماز خواندنش، اعمال عبادى اش و… با وجود آن که در شهر سرد سیرى بودیم، صبح‌ها ما را از خواب بیدار می کرد تا نماز بخوانیم. بعد، خودش در اتاق دیگرى مشغول نماز خواندن می شد. ما تدبیرى اندیشیدیم تا از وضو گرفتن در آن هواى سرد خلاص شویم. بنابراین، بدون آن که وضو بگیریم، در اتاقمان با صداى بلند در حالى که خوابیده بودیم نماز می خواندیم.

بعد از چند بار، پدرمان فهمید و با کتک ما را وادار کرد که وضو بگیریم و نماز بخوانیم. بعد از مدتى، ما یاد گرفتیم که این کار را بکنیم: براى وضو گرفتن می رفتیم، ولى وضو نمی گرفتیم. سپس، ما می ایستادیم و بلند بلند نماز می خواندیم تا نشان بدهیم که داریم نماز می خوانیم. بدین گونه، پدرم من، خواهران و برادرانم را وادار به نماز خواندن می کرد. و الان، هیچ یک از ما نماز نمی خوانیم[۱۴].

 

پى‌نوشت‌ها

[۱] . قائمى، اقامه‌ى نماز در دوران کودکى، ۳۶ ـ ۳۷٫

[۲] . مجلسى، بحار الانوار، ج ۴۳، ۳۰۷٫

[۳] . محمدى رى شهرى، جشن تکلیف، ۸۶٫

[۴] . ابن حنبل، مسند، ج ۵، ۶۹٫

[۵] . ابویعلى، مسند، ج ۳، ۵۰، حدیث ۲۴۵۲٫

[۶] . ابن هشام، السیره النبویه، ج ۴، ۲۳۷٫

[۷] . صادقى اردستانى، پیوند، ۵۷ ـ ۵۸٫

[۸] . ابن حنبل، مسند، ج ۳، ۱۰۰٫

[۹] . حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۵، ۴۷٫

[۱۰] . قائمى، اقامه نماز در دوران کودکى و نوجوانى، ۳۵

[۱۱] . نورى، مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ۱۶۰، و ج ۳، ۱۹؛ کلینى، کافى، ج ۲، ۴۰۹؛ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۳، ۱۴ و ۱۶٫

[۱۲] . حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ۱۸۳٫

[۱۳] . قائمى، اقامه نماز در دوران کودکى، ۳۶٫

[۱۴] . احمدى، مجموعه مقالات دومین کنگره سراسرى انجمن‌هاى اولیا و مربیان کشور، ۱۹۴٫

منبع: مجله مسجد؛ ش۵۰؛ ص۲۱  به قلم  محمد رضا مطهرى