ویژه نامه » نیمه شعبان » مهدویت در اسلام »

اصالت مهدویت در اسلام از دیدگاه اهل تسنن

اشاره:

قال النبیّ صلی اللّه علیه و آله:من انکر خروج المهدی فقد کفر بما انزل علی محمّدپیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله فرمود:کسی که خروج ـ و قیام جهانی ـ مهدی را انکار نماید،پس محققًا بدانچه ـ از طرف خداـ بر محمّد نازل شدهکفر ورزیدهقال رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله:من کذّب بالمهدی فقد کفررسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:کسی که مهدی را دروغ پندارد و تکذیب کند،پس بدون شک گرایش به کفر جسته

مهدی منتظر و نخستین مطرح کننده آن در اسلام

بسمه تعالی با مروری بر مصادر حدیثی، تاریخی، عقیدتی، وتفسیری شیعه وسنی بدین حقیقت پی خواهیم برد که نخستین کسی که موضوع مهدی منتظر و قیام جهانی او را مطرح و ایراد کرد و حتی مشخصات خانوادگی و پدران و اجدادش را آنچنان دقیقا اعلام نمود که زمینه سوء استفاده مهدی های ادعائی و دروغین را از عنوان «مهدی منتظر» خنثی و منتفی نمود، همانا شخص پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله بود.آری حضرتش همانند دیگر شئون سرنوشت ساز اسلامی، بر اساس وحی الهی، مسئله مهدویت را پایه گذاری فرمود و نیز با ایراد یک سلسله علائم و نشانه های ظهور و ویژگیهای محلی و تاریخی قیامش، مسلمانان را هشدار داد که هم به موقع منتظر و آماده ظهور و قیام «حضرت مهدی واقعی» باشند.هم فریب مهدی های دروغین وساختگی شیطان صفت و ریاست طلب رانخورند، وهم به اباطیل و گفته های خلط مبحث کننده گان حقایق دینی با افکار مغرضین و مستشرقین یهودی و مسیحی ترتیب اثر ندهند.براین اساس همانطوریکه اشاره شد با مراجعه به مصادر دست اول روایتی، تفسیری، کلامی و تاریخی هریک از مذاهب سنی و شیعه شکی نخواهد بود که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بعد از طرح و ایراد مسائل خدا شناسی، پیامبر شناسی و اصل مسئله امامت و خلافت بعد از خود، بیش از هر مسئله عقیدتی و عملی و اخلاقی روی موضوع اخرین خلیفه «برحق بعد از خود ویگانه مصلح جهانی» یعنی موضوع مهدی منتظر و دوران ولادت و کودکیش و از آن پس دوران های غیبت صغری، غیبت کبری، ظهور و قیام جهانی و چگونگی حکومتش، تکیه نمود.بطوریکه بخش مهم و غیر قابل انکاری از احادیث و فرموده هایش پیرامون شئون حضرت مهدی موعود منتظر خلاصه شده، و اضافه بر محتوای مصادر فراوان و منابع بیشمار حدیثی و تاریخی و عقیدتی که بخشی از هریک مختص به ذکر احادیث «مهدی منتظر» است،تنها تعدادی بیش از یکصد و پنجاه جلد کتاب و رساله با حجم های مختلف و سبک های گوناگون، هریک بیانگر ده ها و صدها روایت از رسول خدا (ص) در باره شئون حیاتی، خانوادگی، شکل وشمایل، و مقام امامتی «امام مهدی منتظر می باشد، که به قلم علما و دانشمندان روحانی و اساتید دانشگاهی اهل تسنن تنظیم و ارائه شده و بسیاری از آنها هم چاپ و منتشر گردیده و از این پس فهرست اسامی آنها به نظر خواهد رسید، و چه بهتر جهت آگاهی اجمالی به کتابهای زیر مراجعه شود [۱] .براین اساس بطور خلاصه از جمله عقاید حقه اسلامی مورد اتفاق سنی و شیعه، هم عقیده به اصل مهدویت در اسلام است و هم عقیده به امامت و خلافت حضرت مهدی موعود منتظر و قیام جهانی او و برقراری عدل و داد سراسری و امنیت همه جانبه و رفاه همگانی به وسیله او.در این رابطه از نیمه دوم قرن سوم هجری، (۵ سال قبل از ولادت حضرت مهدی حجه بن الحسن) تا هم اکنون که دهه دوم قرن پانزدهم را طی می کنیم بیش از دوهزار جلد کتاب و رساله و مقاله درحد کتاب و رساله به زبان های عربی، فارسی، اردو، ترکی استانبولی، تایلندی، انگلیسی، فرانسوی، روسی و دیگر زبانهای مناطق مسلمان نشین بقلم علما و دانشمندان شیعه و سنی تالیف یا ترجمه شده و به شرح مندرج در کتابنامه های نامبرده حداقل نیمی از آنها حتی بطور مکرر چاپ و منتشر گردیده، وبالاخره نه هیچ گونه جای خالی برای مطرح گردیدن مدعیان دروغین مهدویت و بابیت برجای گذارده، ونه سرنخی برای تشکیک افراد مشکک و شیطان صفت (در اصل مهدویت در اسلام یا در احادیث مورد اتفاق بین شیعه و سنی پیرامون مهدی موعود حجه بن الحسن العسکری ع) و نه زمینه ای برای خلط مبحث (مستشرقین غربی، یا شرقی های غرب زده) مسائل دینی و حقایق اسلامی را با تخیلات و یاوه گوئی.اما متاسفانه می بینیم بعضی افراد نه غربی و مستشرق یهودی یا مسیحی و نه یک مسلمان عادی بی اطلاع از مبادی دینی و نا آشنای با مصادر اصیل اسلامی شیعی و سنی، که یک مسلمان برخوردار از عناوین پرفسوری و استادی از موضع پست ریاست دانشکده الهیات و عقیده شناسی منطقه مسلمان نشین استانبول ــ با اشراف محلی بر هزاران کتاب خطی و چاپی ویژه مسائل عقیدتی و حدیثی وتاریخی شیعه و سنی از طریق کتابخانه های فراوان و پر محتوای ترکیه ــ از روی بی تفاوتی نسبت به حقایق دینی و واقعیات اسلامی و بطور خلاصه (برمبنای رهروی راه مستشرقین یهودی و مسیحی نه تنها بیگانه از اسلام که سرسخت ترین دشمنان اسلام) احادیث پیرامون حضرت مهدی را با انواع ویژه گی اسلامی و برخورداری از عالیترین درجه اعتبار، در درجه هرچه ضعیف ترِ کمّی و کیفی تلقی نموده و از این رهگذر عقیده به موضوع مهدی موعود اسلام را به باد مسخره و انکار گرفته و آن را ناشی از الهام گیری از یهود و نصاری وانمود می کند.یا ناشی از فشارها و محدودیت های سیاسی شیعی در قرون اولیه اسلام از قبیل واقعه کربلا و شهادت امام حسین که آن را ــ یعنی امر مهدی منتظر را ــ در رابطه با آن رخدادها اختراع و مطرح کردند.آری قرنها قبل از به نمایش درآمدن تعدادی از مستشرقین یهودی و مسیحی شیطان صفت امثال:ــ دونالد سن داویت، مؤلف «عقیده الشیعه»،بزبان انگلیسی، (که ترجمه عربی آن هم در مصر و هم در عراق منتشر گردید) و جهت آگاهی بر دروغ بافی های او چه بهتر مراجعه شود به الغدیر علامه امینی ج ۳ ص ۳۲۰ ــ ۳۲۳،ــ ولهوسن، مؤلف «الخوارج و الشیعه»،ــ فان فلوتن، (۱۸۶۶ــ ۱۹۰۳ م) مستشرق هلندی و مؤلف «السیاده العربیه و الشیعه و الاسرائیلیات فی عهد بنی امیه»،ــ گولدزیهر یهودی، (۱۸۵۰ــ۱۹۲۱م) مستشرق فرانسوی مؤلف «العقیده و الشریعه فی الاسلام»،ــ کارل بروکلمان، (۱۸۶۸ــ۱۹۵۶م) مستشرق آلمانی ومؤلف «تاریخ الشعوب الاسلامیه»،ــ لویس ماسینیون، (۱۸۸۳ــ۱۹۶۲م) مستشرق فرانسوی ومؤلف آثاری از قبیل کتب فوق،که با بیگانگی همه جانبه از اسلام هریک موضوع مصلح جهانی اسلام ــ یعنی مهدی منتظر عج و احادیث پیرامون شئون حیاتی و امامتی حضرتش را همانند دیگر حقایق اسلامی) مورد تخطئه و تکذیب و خلط مبحث قرار داده و به باد مسخره گرفتندو نیز قبل از سر از آب درآوردن یک عده مسلمان نمای غرب زده و بی اعتنای به مبانی دینی و سنت پیامبر (ص) و بدور از عالم حدیث شناسیــ امثال:ــ شیخ محمد عبده مصری، (۱۲۶۶ــ۱۳۲۳) مؤلف «شرح نهج البلاغه»!ــ رشید رضا مصری (۱۲۹۵ــ۱۳۵۴) مؤلف «مجله المنار» و «السنه و الشیعه».ــ فرید وجدی مصری، (۱۲۹۲ــ۱۳۷۳) مؤلف «دائره المعارف القرن العشرین».ــ احمد امین مصری، (۱۲۹۵ــ۱۳۷۳) نویسنده المهدی و المهدویه» و «ضحی الاسلام» و «فجر الاسلام».ــ سعد محمد حسن مصری، شاگرد احمد امین، نگارنده «المهدیه فی الاسلام منذ اقدم العصور حتی الیوم».ــ ابوزهره مصری، از زمره علمای جامع ازهر مصر، مؤلف «الامام زید» و «الامام الصادق».ــ دکتر احمد محمد علی، مؤلف «دراسه عن الفرق فی تاریخ المسلمین».ــ علی حسین السائح لیبیائی، مؤلف مقاله تراثنا و موازین النقد» مندرج در مجله کلیه الدعوه الاسلامیه لیبی شماره ۱۰، سنه ۱۹۹۳ صفحه ۱۸۵ و ۲۰۵٫ــ محمد عبدالکریم عنّوم، مؤلف رساله دکترای فلسفه به نام «النظریه السیاسیه المعاصره للشیعه الامامیه الاثنی عشریه».ــ دکتر سلمان بدور، صاحب «مقدمه» بر رساله عنّوم.ــ شیخ عبداللّه بن زید آل محمود، رئیس شئون دینی و محاکم شرعی قطر، مؤلف «لامهدی ینتظر بعد الرسول سید البشر».ــ و شیخ جبهان در «تبدید الظلام» و جز اینها شیخ… و ابو…ابن خلدون مغربی (درگذشته ۸۰۸)، احادیث پیرامون مهدی منتظر را در تاریخش (ص ۵۵۵)، فاقد اعتبار کمی و کیفی وانمود کرد و گفته های بی محتوای او برای اکثر مخالفین غربی و شرقی با امر مهدویت و قیام جهانی مهدی منتظر، سر نخ خلط مبحث و دروغبافی و انکارحقایق اسلامی گردید، در صورتیکه ابن خلدون یک مورخ نا آشنای با عالَم حدیث و حدیث شناسی بوده و هیچ گونه صلاحیت اظهار نظر در این موضوع را نداشته که پیشگوئیهای پیامبر اکرم(ص) را پیرامون مشخصات و ویژه گیهای حضرت مهدی منتظر و قیام جهانی او در ۱۹ روایت وانمود و تخطئه کند.همچنانکه حدود سه قرن و نیم پیش از پیدایش ابن خلدون، ابن حزم اندلسی ظاهری (درگذشته ۴۵۶هـ) به مخالفت و انکار مسئله مهدویت و فاقد اعتبار بودن احادیث آن حضرت برخواست، آن چنانکه عده ای از مخالفین با امر مهدویت و ولادت حضرت مهدی نیز از نوشته های او دم از بیراهه روی و تخطئه موضوع مهدویت زدند.و ابن حزم را کتابی است به نام «الفصل فی الملل و الاهواء و النحل» که بخشی از آن را اختصاص به بحث درباره حضرت مهدی منتظر داده است.جالب توجه اینکه ردنویسان بر این کتاب ها و مقالات و شبهه افکنی ها، وباز کننده گان مشت خیانت مؤلفین آنها نه تنها شیعه بودند که حتی قبل از شیعه علمای سنی هم به انگیزه اثبات مهدی منتظر و اثبات صحت و برخورداری احادیث مربوط بدان حضرت از اعتبار هرچه بیشتر عالم حدیث شناسیــ بیکار ننشستند، بلکه بهترین و محققانه ترین ردّیه ها را بر آنها نوشته و انتشار دادند و از این رهگذر مشت خرابکاری و بیراهه روی مؤلفین نامبرده را باز و بساط دروغبافی و انکار حقایق پیرامون مهدی منتظر عج را برچیدند، که این جانب با کمبود منابع تحقیقی مربوطه و مشاغل وقت گیر تنها به تعدای از آنها برخورد نمودم و لازم دانستم آنها را به شرح زیر به نظر خوانندگان حق جو برسانم و آنهابدین قرار است:

ردیه های علما و دانشمندان سنی بر منکرین مهدی منتظر یا تکذیب کنندگان احادیث پیرامون آن حضرت

۱ـ ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون،ابوالفیض سید احمدبن محمد بن صدیق غماری، شافعی، ازهری، مغربی، (درگذشته۱۳۸۰) چاپ مطبعه ترقی دمشق ۱۳۴۷،۲ـ ابراز الوهم من کلام ابن حزم،احمدبن صدیق غماری مؤلف قبل، چاپ ۱۳۴۷ مطبعه ترقی دمشق،۳ـ الاحتجاج بالاثر علی من انکر المهدی المنتظر،شیخ حمّود بن عبداللّه تویجری، از اساتید دانشگاه اسلامی مدینه، در رد بر شیخ ابن محمود قاضی قطر در دو جلد، چاپ جلد اول ۱۳۹۴ و جلد دوم ۱۳۹۶ در ریاض،۴ـ الی مشیخه الازهر،شیخ عبداللّه سبیتی عراقی در رد بر «المهدویه فی الاسلام» سعد محمد حسن، چ ۱۳۷۵ هـ دارالحدیث بغداد،۵ـ تحدیق النظر فی أخبار الامام المنتظر،شیخ محمد عبدالعزیز بن مانع (۱۳۸۵) پیرامون اثباث احادیث حضرت مهدی، و در ردّ گفته های ابن خلدون،۶ـ الجزم، لفصل ابن حزم،در ردّ ابن حزم است که بخشی از کتاب «الفصل فی الملل و الاهوا و النحل» او در تخطئه و تکذیب احادیث مهدی منتظر میباشد، و شیخ کاظم حلی (متولد حوالی ۱۳۰۰) آن را در دوجلد ضخیم تنظیم و چاپ نمود. [الذریعه ۵/۱۰۴]،۷ـ الرد علی من کذّب بالاحادیث الصحیحه الوارده فی المهدی،عبدالمحسن العباد، استاد دانشگاه اسلامی مدینه و عضو هیئت تدریسی آن، چاپ مجله دانشگاه شماره ۴۵ ص ۲۹۷ ــ ۳۲۸ و شماره ۴۶ ص ۳۶۱ ــ ۳۸۳،این مقاله یا رساله که بیانگر محققانه ترین بحث حدیثی و تاریخی پیرامون مهدویت و قیام مهدی منتظر است در رد بر کتاب «لامهدی ینتظر بعد الرسول» شیخ ابن محمود قطری است و در اصالت مهدویت و قیام مصلح جهانی خلاصه شده، هرچند در امر ولادت حضرت و موضوع حسینی بودن آن بزرگوار مخالف با شیعه و بر خلاف نظر اعترافی بیش از یکصد نفر از علمای سنی می باشد که اعتراف به هر دو موضوع نموده اند، و این جانب را در این زمینه با او خاطره ای است که در کتاب «شناخت امام» آورده ام و در اینجا مجال ذکرش نیست،۸ــ مع الدکتور احمد امین فی حدیث المهدی و المهدویه،محمد امین زین الدین چاپ مطبعه دارالنشر نجف اشرف ۱۳۷۱ هـ ۱۹۵۱م،۹ــ المهدی واحمد امین،محمد علی زهیری نجفی، چاپ اول ۱۳۷۰هـ ۱۹۵۰ م نجف اشرف،این کتاب هم در رد کتاب نامبرده احمد امین مصری است،۱۰ـ نقد الحدیث بین الاجتهاد و التقلیدسید محمد رضا حسینی در رد بر علی حسین سائح لیبی، چاپ دوم قم، ۱۴۱۷هـ،۱۱ـ الوهم المکنون فی الردّ علی ابن خلدون،ابوالعباس بن عبدالمؤمن، مغربی،۱۲ــ هدی الغافلین الی الدین المبین،سید مهدی صالح کشوان قزوینی،این کتاب در پاسخ به شبهات ابن حزم پیرامون مهدویت حضرت مهدی خلاصه شده و بسال ۱۳۳۵ از تالیف آن فراغت جسته،[کتابنامه حضرت مهدی(ع) آقای مهدی پور ۲/۷۷۸]اکنون می گوییم: فرموده های پیامبر اکرم (ص) در رابطه با موضوع نخستین مطرح کننده بودن امر مهدویت در اسلام و عنایت و اهمیتی را که پیرامون مسئله امامت ارائه داد در دو بخش خلاصه می گردد:بخش اول: ایراد حدیث «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» و فرازهای مشابه بود که با مطرح کردن آن مرگ هر مسلمان بدون شناخت «امام زمان» زمانش را تهدید و محکوم به مرگ جاهلی فرمود، و بطور کلی و قاطعانه امر امام شناسی را سرنوشت سازترین مسائل اسلامی اعلام کرد.بخش دوم آن: معرفی امامان بعد از خود بود که از جمله مهدی منتظر محمد بن الحسن العسکری را (با تمام مشخصات نسبی و خانوادگی و شکل و شمایل و دیگر ویژه گی های محلی و تاریخی و رخدادهای مربوطه به دوران امامتش) به عنوان آخرین خلیفه و امام برحق و یگانه مصلح جهانی بودن معرفی و اعلام فرمود.بر این اساس با توجه به مقاله پرفسور… که در انکار احادیث پیرامون مهدی منتظر و سرنخ گرفتن عقیده به او از یهود ونصاری خلاصه شده، فهرستوار می پردازیم به ذکر مسائل مربوط به اصالت اسلامی امر مهدی منتظر از دیدگاه اهل تسنن که پرفسور هم خود سنی و ناگزیر از پذیرفتن مصادر مربوطه و تن دادن به اعترافات کتبی صدهانفر از علمای سنی و اساتید و دانشمندان این فرقه می باشد.

برخوردار بودن احادیث پیرامون مهدی منتظر از عالی ترین درجه اصالت اسلامی

با مروری کوتاه بر مندرجات تعدادی از کتب اختصاصی امام مهدی منتظر یا کتبی که بخشی از هر یک از آنها بذکر احادیث آن جناب اختصاص یافته، بدین واقعیت پی میبریم که حداقل حدود شصت نفر از صحابه پیامبر اکرم ص احادیث و روایات مربوط به حضرت مهدی منتظر را بلاواسطه از قول آن بزرگوار نقل و اشاعه داده اند، که ما در این مقاله تنها به ذکر اسامی صحابه مطرح شده در منابع مربوطه اهل تسنن که تعداد آنها متجاوز از چهل نفر است اکتفا نموده، ومی گوییم نقل همین عده از صحابه احادیث «مهدی منتظر» را، محکم ترین دلیل است بر صحت و تواتر و قطعی الصدور بودن آنها از ناحیه رسول خدا(ص)، واینکه مسئله مهدویت در اسلام و موضوع مهدی منتظر از عمیق ترین مایه اصالت و ریشه اسلامی و از عالی ترین درجه اعتبارحدیثی و حدیث شناسی برخوردار بوده، آنچنانکه دیگر زمینه ای برای تشکیک پیرامون اصل مهدویت و انکار مهدی منتظر و تخطئه احادیث مربوطه فراهم نبوده و نخواهد بود.اضافه برین بیش از سی نفر از محدثین و حدیث شناسان درجه بالای سنی اعتراف به تواتر احادیث مهدی منتظر نموده که شرحش بنظر میرسد،همچنانکه حداقل بیست و پنج نفر از علمای حدیث شناس سنی اعتراف به صحت وقابل استناد بودن احادیث مهدی منتظر کرده اند و با روی سخن به علما و دانشمندان سنی می گوئیم: اگر این همه کتاب و مصادر و منابع حدیثی، تفسیری، تاریخی، و کلامی که بیانگر حقایق مربوطه است صحیح و برخوردار از اعتبار اسلامی است که دیگر جای شبهه ای باقی نمی ماند و زمینه ای برای ایراد اباطیل مطرح شده وسیله پرفسور… نیست و اگر فاقد اعتبار است و مندرجات آنها دروغ و ساختگی میباشد پس باید با خط سرخ کشیدن روی این کتابها، آنها را از صحنه آثار اسلامی و سنت نبوی خارج و از این پس دیگر مطرح و مورد استناد واقع نشود.اکنون نخست می پردازیم بذکر فهرست اسامی صحابه ناقل احادیث مهدی موعود منتظر و از آن پس به فهرست اسامی معترفین به تواتر آن احادیث و صحت و قابل استناد بودن آنها:تذکر:نظر به اینکه از قرار اطلاع آقای پرفسور روحی قیفلانی نویسنده کتاب «مذاهب اعتقادی اسلامی در عصر ما» ــ که متضمن مقاله موضوع بحث تحت عنوان «مهدی!» است [۲] ــ سنی حنفی می باشد و معمولا با شیعه غیر مربوط بلکه طبعا ازتشیع دور و از پیروی امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) رویگردان و آن راباطل می داند ما هم در نگارش و تنظیم این مقاله کاری به کار شیعه و استفاده از منابع مربوط به آن نداشته،بلکه سراسر مقاله و صد در صد نقلیات حدیثی و تاریخی و اعترافی آن مبنی بر استفاده از منابع مربوطه و معتبر اهل تسنن است، با ارائه آدرس دقیق، تا اگر جناب پرفسور روحی واقعا یک مسلمان سنی است ناگزیر در حداقل هم که باشد به مندرجات مسلم و بدور از دروغ و دروغبافی منابع اهل تسنن و نیز به احادیث متواتر و قطعی الصدور نبوی و مطرح شده در آن کتابها تن در دهد و سر تسلیم فرود آورد و از نوشته های خود (مبنی بر سرنخ گرفتن عقیده به مهدی منتظر در اسلام از عقاید یهود و نصاری و نیز انکار احادیث مربوط به مهدی منتظر عج) که غربال شده اباطیل مستشرقین یهودی و مسیحی است عذرخواهی کند، ودر راستای مذهب شناسی آن هم در غالب کتاب کلاسیک دانشگاهی آبروی خود را حفظ و آسیب وارده بر آن را ترمیم نماید،و یا جرأت بخرج دهد و صاف و صریح بگوید: هرچند من مسلمان سنی هستم ولی مصادر و منابع مربوط بدانها را قبول ندارم و باید آنها را در زباله دان تاریخ ریخت تا دیگر مسلمانان تکلیف خود را بهتر بدانند.وگرنه ما با مسلمان نه سنی نه شیعه بلکه بلندگوی مستشرقین و اشاعه دهنده مزخرفات آنها و جیره خوار بیگانگانِ دشمن اسلام کاری نداشته و نداریم،اما خواه و ناخواه برای آگاهی خوانندگان کتابهای چنین افرادی و پی بردن به غرض ورزی و خیانت های دینی یا اشتباه کاری های این گونه نویسندگان، این مقاله را تنظیم و به خوانندگان حقیقت جو تقدیم، تا سیه روی شود هر که درو غش باشد، وما هم حداقل دین شرعی و انسانی خود را ادا نموده باشیم.آقای پرفسور روحی نویسنده مقاله «مهدی» اولین سرنخی که ارائه داده و خواسته است بر اساس آن و با درجا زدن عقیده به مهدی منتظر را باطل وبی اساس وانمود کند، معتقد بودن یهود و نصاری و دیگر فرق غیر اسلامی باشد به مصلح جهانی و انتقام کشنده از ستمگران و خلاصه هر دسته از فرق غیر اسلامی درحال انتظار آمدن او و قیام جهانی اش بسر می برند و بر این اساس وانمود می کند که عقیده به مهدی منتظر و انتظار ظهورش فاقد اصالت اسلامی می باشد و سرنخ گرفته از عقاید یهود و نصاری و بودائی ها و هندی ها است.در حالیکه بابررسی کوتاهی پیرامون مایه های عقیدتی عموم ادیان و فرق غیر اسلامی از دیدگاه قران و دیگر منابع اسلامی و غیر اسلامی بدین نتیجه می رسیم که مشترکات عقیدتی مسلمانان با دیگر فرق دینی و مذهبی جهان فراوان و در حدّ غیر قابل انکار است، ولی بهیچ عنوانی اشتراک عقیدتی دلیل بر بطلان عقاید اسلامی و بیراهه روی مسلمانان نخواهد بود.از باب مثال مسلمانان در اصل عقیده به خدا و وجود آفریدگار جهان با یهود و نصاری و حتی با بت پرستان مشترکند، اما در چگونگی و کمّ و کیف صفات سلبیّه و ایجابیّه الهی با هم اختلاف دارند.یهود ونصاری برای خدا قائل به فرزندند، ولی مسلمانان به چنین چیزی معتقد نبوده و نیستند.قران مجید درباره یهود ونصاری فرماید:(قالت الیهود عزیر ابن اللّه و قالت النصاری المسیح ابن اللّه) (توبه، آیه ۳۰)یهود گویند عزیر پسر خداست ونصاری گویند مسیح پسر خداست.نیز قران فرماید:(قالت الیهود و النصاری نحن ابناء اللّه و…) (مائده، آیه ۱۸)یهود و نصاری گفته اند ما پسران خداوند هستیم…نیز قران مجید فرماید:(و قالت الیهود یداللّه مغلوله غلّت ایدیهم ولعنوا بما قالوا) (مائده، آیه ۶۴)یهود گویند: دست خدا مغلول و به زنجیر بسته است. دستهایشان بسته باد و بخاطر این سخن ملعون و از رحمت الهی دور باشند.و این در حالی است که مسلمانان عقیده به چنین چیزی ـ که نشانگر ضعف خدا و محدویت قدرت و اخیتار اوست ـ ندارند.پس بطور خلاصه اگر اشتراک مسلمانان ــ مخصوصا شیعه ــ با یهود ونصاری در عقیده به مصلح جهانی به نام مهدی منتظر یا دیگر عناوین دلیل بی اصالت اسلامی بودنِ عقیده به مهدویت است، نیز اشتراک مسلمانان با یهود و نصاری در عقیده به خدا و مبدء آفرینش مستلزم بطلان خدا پرستی و عدم اصالت و ریشه داری عقاید توحیدی است، نستعیذ باللّه.آری اگر اشتراک در بعضی عقائد حقّه دینی بافرقه های باطل و بیراهه رو موجب بطلان و بهانه تخطئه از آن عقاید حقه باشد، پس در صورتیکه افرادی شیاد، فریبکار و ریاست طلب از عنوان نبوت و شئون پیغمبری سوء استفاده نموده و دعوای نبوت کردند و حتی هزاران نفر مردم فریب خور را فریب داده و بیراهه بردند، باید منکر مقام نبوت و موضوع فرستاده خدا شد و تمام دلائل عقلی و نقلی مقام نبوت و معجزات او را به باد مسخره و انکار گرفت.به دلیل آنکه موضوع نبوت در بین پیروان پیامبران دروغین مطرح است و برخوردار از اصالت نیست، وبه قول شاعر این رشته سر دراز دارد که باید با این طرح هرگونه سوء استفاده خائنانه یا جاهلانه ــ ازعناوین و شئون دینی و مقام نبوت، خلافت، امامت، آیات قرانی، احادیث نبوی و احکام مسلمه اسلام ــ تلقی به دلیل شود بر بطلان اصل نبوت و خلافت و امامت و بر بطلان اصل آیات و احادیث و احکام مورد سوء استفاده های مختلف و باز نستعیذ باللّه.در پایان شیخ محمد خضر حسین این مطلب را بدین گونه مطرح و پاسخ گفته: که اگر مردم از فهم حدیث نبوی سوء استفاده کردند یا نتوانستند آنطوریکه باید وشاید حدیث را منطبق با هدف اصلی از ایراد آن نمایند، و در نتیجه مفاسدی را به بار آورد، شایسته و سزاوار نیست که این سوء استفاده یا ناتوانی بر انطباق با هدف، داعی به شک در صحت حدیث شود و بهانه برای انکار و تکذیب آن [۳] .نیز ناصرالدین آلبانی همین موضوع را با دیگر عبارت ردّو ایراد نموده که بخاطر اختصار نیازی به ذکر متن آن نباشد [۴] .در پایان این مقال می گوییم: وااسفا به حال یک مسلمان استادِ متخصص «تاریخ مذاهب اسلامی» که با عقائد اسلامی این چنین برخورد عامیانه یا مغرضانه و جسورانه نماید و دین و قلم خود را به باد مسخره گیرد و دست کم تعدادی از شاگردان خود را گمراه نماید که باید در روز حساب پاسخگوی آن باشد.

حدیث من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه

یا مهمترین انگیزه و عامل عقیده به مقام امامتیگانه مصلح جهانی امام مهدی منتظر(علیه السلام)یکی از علل و اسباب توجه و اهتمام مسلمانان به اصل مسئله امام شناسی بطور عموم و به شناخت ائمه بر حق و واجد شرایط همه جانبه ــ علمی و عملی و اخلاق و تقوائی ــ از جمله امام مهدی منتظر، محمد بن الحسن العسکری بخصوص، حدیث شریف:«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» [۵] .و احادیث مشابه و هم مضمون است که بموجب آن سهل انگاری و بی تفاوتی یا سماجت و عصبیّت نسبت بشناخت امام زمان واجد شرایط هر زمانی تهدید به مرگ جاهلی و منتهی شدن به حشر و نشر با بت پرستان و مشرکین خواهد شد.و اکنون می پردازیم به ذکر متن های مختلف این حدیث و از آن پس به ذکر اسناد آن از دیدگاه اهل تسنّن.بخش اول:۱ ـ من لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه.۲ ـ من مات بغیر امام مات میته جاهلیه.۳ ـ من مات لیله ولیس فی عنقه بیعه امام مات میته جاهلیه.۴ ـ من مات ولا امام له مات میته جاهلیه.۵ ـ من مات ولا بیعه علیه مات میته جاهلیه.۶ ـ من مات ولا طاعه علیه مات میته جاهلیه.۷ ـ من مات و لم یعرف امام زمانه فلیمت ان شاء یهودیّاً و ان شاء نصرانیّاً.۸ ـ من مات ولم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه.۹ ـ من مات ولیس علیه امام جامع فقد مات میته جاهلیه.۱۰ ـ من مات ولیس علیه امام، فمیتته میته جاهلیه.۱۱ ـ من مات ولیس علیه امام مات میته جاهلیه.۱۲ ـ من مات و لیس (لیست) علیه طاعه مات میته جاهلیه.۱۳ ـ من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه.۱۴ ـ من مات و لیس لامام جماعه علیه طاعه مات میته جاهلیه.۱۵ ـ من مات ولیس له امام فمیتته میته جاهلیه.بخش دوم:۱ ـ لیس احد یفارق الجماعه شبراً فیموت،الا مات میته جاهلیه.۲ ـ من خالف المسلمین قید شبر ثم مات، مات میته جاهلیه.۳ ـ من خرج عن الطاعه و فارق الجماعه فمات، مات میته جاهلیه.۴ ـ من خرج من الجماعه قید شبر، فقد خلع ربقه الاسلام من رأسه۵ ـ من خرج من السلطان شبرا، مات میته جاهلیه.۶ ـ من خرج من الطاعه او فارق الجماعه فمات، فمیتته جاهلیه.۷ ـ من خرج من الطاعه و فارق الجماعه…فلیس منی ولست منه.۸ ـ من خلعها بعد عهدها، لقی الله ولاحجه له.۹ ـ من خلع یدًا من طاعه، لقی الله یوم القیامه لاحجه له.۱۰ ـ من خلع یدا من طاعه مات میته جاهلیه.۱۱ ـ من فارق الجماعه او خلع یدا من طاعه، مات میته جاهلیه.۱۲ ـ من فارق الجماعه شبرا فمات، فمیتته جاهلیه.۱۳ ـ من قتل تحت رأیه عمیه تدعوا عصبیه او ینصر عصبیه فقتله (قتله) جاهلیه.۱۴ ـ من مات تحت رایه عصبیه، فقتلته قتله جاهلیه.۱۵ ـ من مات علی غیر طاعه مات لا حجه له.۱۶ ـ من مات و هو مفارق للجماعه، مات میته جاهلیه.۱۷ ـ من نزع یداً من طاعه الله و فارق الجماعه ثم مات، مات میته جاهلیه.۱۸ ـ من نزع یداً من طاعه، جاء یوم القیامه لاحجه له.اما متون تفصیلی مقرون به ذکر مصادر نقل و راوی و ناقل هر یک از مجموع احادیث، پس از آنرو که روی سخن ما در بحث و بررسی این حدیث بیشتر و قبل از همه با اهل تسنن است، تنها به ذکر ناقلان از این فرقه و مصادر اختصاصی آنها بسنده میکنیم.در پایان اینمقال کافی است بدانیم تنها علامه مجلسی از بزرگان علماو مراجع حدیثی و حدیث شناسی شیعه، این حدیث را با چهل سند از طرق اختصاصی شیعه آورده است [۶] .واینک میپردازیم به ذکر قسمتی ازاسناد حدیث وراویان وناقلان ازاهل تسنن.۱ ـ «مسند» ابوداود سلیمان بن داود طیالسی در گذشته (۲۰۴) از عبد الله بن عمر بلفظ: «من مات بغیر امام مات میته جاهلیه، و من نزع یداً من طاعه جاء یوم القیامه لاحجه له» نیز رجوع شود به کنزالعمال.۲ ـ «مصنف» یا «جامع کبیر در حدیث» حافظ عبد الرزاق بن همام صغانی یمنی در گذشته (۲۱۱) چاپ مجلس علمی پاکستان، ج ۱۱ ص ۳۳۰ بشماره ۱۹۰۰۵ بلفظ: «من فارق الجماعه شبرافمات مات میته جاهلیه».۳ ـ «سنن» سعید بن منصور خراسانی در گذشته(۲۲۷) از عامربن ربیعه صحابی بلفظ: «من مات و لیست علیه طاعه مات میته جاهلیه» [۷] به نقل کنزالعمال.۴ ـ «مسند» حافظ ابوالحسن علی بن جعد جوهری درگذشته (۲۳۰) ۲/۸۵۰ شماره ۲۳۷۵ چاپ کویت، از عبد الله بن عامر از پدرش عامربن ربیعه، بلفظ: «من مات ولیست علیه طاعه مات میته جاهلیه، و من خلعها بعد عقدها ایاها لقی الله ولا حجه له.».۵ ـ «طبقات الکبری» محمدبن سعد کاتب واقدی درگذشته (۲۳۰) ج ۵ ص ۱۰۷ چاپ لیدن و ص ۱۴۴ چاپ بیروت، ذیل شرح حال عبد الله بن مطیع بلفظ: «من مات و لابیعه علیه مات میته جاهلیه» به روایت از عبد الله بن عمر. نیز مراجعه شود به کنز العمال ۱ / ۱۰۳ شماره ۴۶۳٫۶ ـ «مصنّف» حافظ ابن أبی شیبه، أبوبکر عبد الله بن محمد، درگذشته (۲۳۴) ج ۱۵ ص ۲۴ شماره ۱۹۰۰۵ بلفظ: «من فارق الجماعه شبراً فمات مات میته جاهلیه».وص ۳۸ شماره ۱۹۰۴۷ از عبد الله بن عامر از پدرش بلفظ: «من مات ولا طاعه علیه مات میته جاهلیه، ومن خلعها بعد عقده ایاها فلاحجه له» و نیز بلفظ: «من مات و لیست علیه طاعه، مات میته جاهلیه»وص ۵۲ شماره ۱۹۰۹۰ بلفظ: «من ترک الطاعه و فارق الجماعه فمات، فمیتته جاهلیه، ومن خرج تحت رایه عمیه یغضب لعصبیه او ینصرعصبه او یدعوا الی عصبه، فقتل فقتلته جاهلیه».نیزمراجعه شود به کنز العمال (۶/۶۵ شماره ۱۴۸۶۱).۷ ـ «المعیار والموازنه» علامه متکلم ابوجعفر اسکافی درگذشته (۲۴۰)ص۲۴بلفظ: «من مات ولاامام له مات میته جاهلیه» ازعبدالله بن عامر۸ ـ «نقض العثمانیه» نیز از اسکافی ص ۱۱ ـ ۱۲ وبه نقل ابن ابی الحدید ۱۳ / ۲۴۲ بلفظ فوق.۹ ـ «مسند» احمد بن حنبل درگذشته (۲۴۱) ج ۲ ص ۸۳ و ۱۵۴ بلفظ: «من مات و هو مفارق للجماعه مات میته جاهلیه» و ص ۱۱۱ بلفظ: «من مات و قد نزع یده من بیعه کانت میتته میته ضلال» از ابن عمر، و ص۲۹۶ بلفظ: «من خرج من طاعه و فارق الجماعه مات میته جاهلیه» از ابوهریره.و ج ۳ ص ۴۴۶ بخش مسند عامر بن ربیعه بلفظ: «من مات و لیست علیه طاعه مات میته جاهلیه» به روایت از نامبردهوج ۴ ص ۹۶ بلفظ: «من مات بغیرامام مات میته جاهلیه» ازمعاویه بن ابی سفیان.۱۰ـ «الاموال» حمید بن زنجویه در گذشته (۲۵۱) ج ۱ ص ۸۱ بشماره ۴۰ چاپ ریاض از ابوهریره بلفظ: «من خرج من الطاعه او فارق الجماعه فمات، فمیتته جاهلیه»وص ۸۲ بشماره ۴۲ بلفظ: «من مات ولیست علیه طاعه مات میته جاهلیه، و ان خلعها بعد عقدها فی عنقه لقی الله و لیست له حجه» از عبدالله بن عامر بن ربیعه از پدرش وشماره ۴۳ از ابن عمر (در حالیکه روی سخنش به ابن مطیع ـ والی مدینه از طرف عبد الله بن زبیر بهنگام قتل عام مردم آن بدست بسر بن ارتاط از جانب یزید ـ بود گفت: آمده ام آنچه از رسول خدا شنیده ام به تو خبر دهم که فرمود): «من مات علی غیر طاعه مات لاحجه له ومن مات قد نزع یدا من بیعه کان علی الضلال»وناگفته پیداست که عبد الله بن عمر با انجام این ملاقات میخواست از این حدیث به نفع یزید (که مردم مدینه و از جمله بعضی از صحابه رسول الله (ص) او را از خلافت خلع کرده بودند) سوء استفاده کند، فحشره الله مع یزید بن معاویه و جده و ابیه.۱۱ ـ «سنن» امام عبد الله بن عبد الرحمن تمیمی سمرقندی دارمی در گذشته (۲۵۵) ج ۲ ص ۲۴۱ بلفظ: «لیس من احد یفارق الجماعه شبرا فیموت، الا مات میته جاهلیه» از ابن عباس.۱۲ ـ «صحیح» محمد بن اسماعیل بخاری درگذشته (۲۵۶)ج ۲ ص ۱۳ و درچاپ دیگر مصر ج ۹ ص ۵۹ باب فتن از ابن عباس بلفظ: «من خرج من السلطان شبراً مات میته جاهلیه» و بلفظ: «من فارق الجماعه شبراً فمات (الامات خ) میته جاهلیه».۱۳ ـ نیز «تاریخ الکبری» بخاری ۶ / ۴۴۵ شماره ۲۹۴۳ از عامر بن ربیعه از پدرش بلفظ: «من مات ولیست علیه طاعه مات میته جاهلیه» و در ج ۴ ص ۵۴ شماره ۱۹۳۸ بلفظ: «من فارق الجماعه قید شبر فقد فارق الاسلام».۱۴ ـ «صحیح» مسلم در گذشته (۲۶۱) ج ۶ ص ۲۱ ـ ۲۲ شماره ۱۴۸۹ بلفظ: «من مات ولیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه» از عبد اللّه بن عمر و بلفظ: «من خرج من الطاعه و فارق الجماعه، فمات، مات میته جاهلیه» ونیز «من فارق الجماعه شبرا فمات فمیتته جاهلیه».ودر ج ۸ ص ۱۰۷ بلفظ: «من لم یعرف امام زمانه فمات میته جاهلیه» (ملحقات الاحقاق ۱۳ / ۸۵)۱۵ ـ «العلل الوارده فی الاحادیث» ابوالحسن علی بن عمر بن احمد بن مهدی بغدادی دارقطنی شافعی (۳۰۵ / ۳۰۶) ج ۷ ص ۶۳ بلفظ: «من مات لغیر امام مات میته جاهلیه» به سه سند از معاویه و دو سند از ابوهریره.۱۶ ـ «زوائد» احمد بن عمر بزار در گذشته (۳۲۰) ج ۱ ص ۱۴۴ و ج ۲ ص ۱۴۳ بلفظ: «من مات و لیس علیه امام فمیتته میته جاهلیه، و من مات تحت رایه عصبیه، فقتلته قتله جاهلیه».۱۷ ـ «الکنی والاسماء» حافظ دولابی درگذشته (۳۲۰) ج۲ ص۳ چاپ دائره المعارف حیدرآباد دکن بلفظ: «من مات و لیس علیه امام جامع فقد مات میته جاهلیه، و من خرج من الجماعه فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه» از ابن عمر.۱۸ ـ «عقد الفرید» ابوعمر، احمد بن محمدبن عبدربه اندلسی درگذشته (۳۲۷) ج ۱ ص ۹ سطر۱۲ بلفظ: «من فارق الجماعه او خلع یدامن طاعه، مات میته جاهلیه».۱۹ ـ «صحیح ابن حبان»، ابوحاتم محمد بن حبان تمیمی، بستی شافعی درگذشته (۳۵۴) به شرح «احسان بترتیب صحیح ابن حبان» شماره ۴۴ بلفظ: «من مات ولیس له امام مات میته جاهلیه».۲۰ ـ «کتاب المجروحین» نیز از ابوحاتم ج۱ ص ۲۸۰ بلفظ: «من فارق جماعه المسلمین قید شبر فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه،و من مات و لیس علیه امام فمیتته میته جاهلیه،و من مات تحت رایه عمیه یدعوا الی عصبیه او ینصر فقتله جاهلیه» به روایت ازابن عباس۲۱ ـ «معجم الکبیر» حافظ ابوالقاسم طبرانی درگذشته (۳۶۰) ج ۱۰ ص ۳۵۰ حدیث ۱۰۶۸۷ (شماره مسلسل) بلفظ: «من فارق جماعه المسلمین قید شبر فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه و من مات ولیس علیه امام فمیتته جاهلیه ومن مات تحت رأیه عمیه یدعوا الی عصبیه او ینصر عصبیه فقتله جاهلیه» به روایت از ابن عباس.وج ۱۹ ص ۳۸۸ شماره ۹۱۰ چاپ بغداد بلفظ: «من مات بغیر امام مات میته جاهلیه» به روایت معاویه، و به لفظ «من مات ولیست علیه طاعه مات میته جاهلیه» از عامر بن ربیعه (نیز رجوع شود به کنزالعمال ج۶ ص ۶۵ شماره ۱۴۸۶۱).۲۲ ـ «معجم اوسط» نیزازطبرانی ج ۱ ص ۱۷۵ شماره ۲۲۷ بلفظ: «من مات و لابیعه علیه مات میته جاهلیه» وبادیگرالفاظ مختلف ذیل کتاب «مجمع الزوائد» بیاید.۲۳ ـ «الکامل فی ضعفاء الرجال» ابواحمد عبد الله بن محمد، معروف به ابن عدی جرجانی در گذشته (۳۶۵) ج ۵ ص ۱۸۶۹ بلفظ: «من مات ولیس علیه طاعه، مات میته جاهلیه» به روایت عامربن ربیعه.۲۴ ـ «مستدرک الصحیحین» حاکم نیشابوری در گذشته (۴۰۵) ج ۱ ص ۷۷ و ۱۱۷ ازابن عمر بلفظ: «من مات ولیس علیه امام جماعه فان موتته موته جاهلیه».۲۵ ـ «المغنی» قاضی القضاه معتزلی، عبد الجبار بن احمد همدانی اسدآبادی درگذشته (۴۱۵) جزء متمم عشرین ج ۱ ص ۱۱۶ بلفظ: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه».۲۶ ـ «ندیم الفرید» علامه محقق ابوعلی، احمد بن محمد بن یعقوب مسکویه ـ که اصلش ازری و مقیم ودرگذشته اصفهان بسال (۴۲۱) بوده است بلفظ: «من مات لیله ولیس فی عنقه بیعه امام فقد مات میته جاهلیه». [۸] .۲۷ ـ«حلیه الاولیاء» حافظ ابونعیم اصفهانی درگذشته (۴۳۰) ج ۳ ص ۲۲۴ بلفظ: «من مات بغیر امام فقد مات میته جاهلیه ومن نزع یده من طاعه (یدا من طاعه الله) جاء یوم القیامه لاحجه له» به روایت از طیالسی.واضافه کرده است: این حدیث ثابت و مسلّم بوده، مسلم درحدیث خود آنرا از زید روایت نموده وگفته است: تابعین و اعلام آنرا از زید نقل کرده اند.سپس هشت نفرازتابعین رانام برده که این حدیث راروایت نموده اند.۲۸ ـ «المنتقی فی الاخبار» مکی بن ابیطالب حموش بن محمد بن مختار اندلسی درگذشته (۴۳۷) به شرحی که در «نیل الاوطار فی شرح منتقی الاخبار» تحت شماره ۶۶ بیاید۲۹ ـ «سنن بیهقی» درگذشته (۴۵۸) ج ۸ ص ۱۵۶ ـ ۱۵۷ بلفظ: «من مات ولیس فی عنقه بیعه، مات میته جاهلیه»و بلفظ: «من خرج من الطاعه وفارق الجماعه، فمات میته جاهلیه» و نقل از بخاری ومسلم.۳۰ ـ «شعب الایمان» نیزازبیهقی، به شرح مختصرآن که تحت شماره ۴۵ بیاید.۳۱ ـ «المتفق و المفترق» ابوبکر احمد بن علی خطیب بغدادی درگذشته (۴۶۳) بلفظ: «من نزع یدا من طاعه الله و فارق الجماعه ثم مات، مات میته جاهلیه، ومن خلعها بعد عهدها لقی الله ولا حجه له» از ابن عمر (کنزالعمال ۶/۶۶ شماره ۱۴۸۶۵)۳۲ ـ «جمع بین صحیحین ـ بخاری ومسلم ـ» محمد بن فتوح حمیدی درگذشته (۴۸۸) بلفظ: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه»(به نقل احقاق الحق قاضی نورالله شوشتری در اوائل بحث امامت، نیز آیت الله مرعشی در پاورقی احقاق ج ۲ ص ۳۰۶ بواسطه کنزالعمال (۱/۱۸۶ چاپ حیدر آباد) آنرانقل نموده، اما روایت با کمی اختلاف در عبارت بدون نام حمیدی ذکر شده)۳۳ ـ «شرح المبسوط فی الفقه» شمس الدین سرخسی (درگذشته ۴۹۰).۳۴ ـ «شرح السیر الکبیر شیبانی» نیز از سرخسی ج ۱ ص ۱۱۳ چاپ حیدرآباد ۶ـ ۱۳۳۵٫نیز ج ۱ ص ۱۶۷ چاپ ۱۹۷۱ م قاهره بلفظ: «من اتاه من امیره ما یکرهه فلیصبر، فانّ من خالف المسلمین قید شبر، ثم مات، مات میته جاهلیه»۳۵ ـ «ربیع الابرار» محمود بن عمر زمخشری درگذشته (۵۳۸) ج ۴ ص ۲۲۱ باب الملک و السطان بلفظ: «من مات و لیس فی عنقه لامام المسلمین بیعه فمیتته میته جاهلیه»۳۶ ـ «ملل و نحل» محمد بن عبد الکریم شهرستانی شافعی درگذشته (۵۴۸) ج ۱ چاپ قاهره ص ۱۷۲ ذیل «الاسماعیلیه» بلفظ: «ان من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه» ونیز: «من مات و لم یکن فی عنقه بیعه امام، مات میته جاهلیه»۳۷ ـ «مصباح المضیئ فی خلافه المستضیئ» ابوالفرج، عبد الرحمن بن علی بن محمد الجوزی در گذشته (۵۹۷) ج ۱ ص ۱۴۰ ـ ۱۴۷ چاپ اوقاف عراق بسال ۱۳۹۷ شامل احادیث کلیات خلافت از جمله حدیث: «من فارق الجماعه شبرًا فمات، فمیتته جاهلیه».۳۸ ـ «جامع الاصول» ابن اثیر جزری درگذشته (۶۰۶) ج ۴ ص ۴۵۶ بلفظ: «من خرج من السلطان شبراً مات میته جاهلیه» از ابن عباس از طریق بخاری و مسلموبلفظ: «من خرج من الطاعه و فارق الجماعه فمات، مات میته جاهلیه، و من قتل تحت رایه عمیه یغضب لعصبیه او یدعوا الی عصبیه فقتل، فقتلته جاهلیه» به روایت از ابوهریره، از طریق مسلم ونسائی.۳۹ ـ «مسائل الخمسون» محمد بن فخر رازی در گذشته (۶۰۶) مسئله ۴۷ ص ۳۸۴ چاپ ـ ضمیمه مجموعه رسائل ـ مصر مطبعه علمی کردستان سال ۱۳۲۸ بلفظ: «من مات و لم یعرف امام زمانه فلیمت ان شاء یهودیا و ان شاء نصرانیا» (کتاب «پیرامون معرفت امام» از علامه فقیه صافی گلپایگانی ص ۸)۴۰ ـ «المغنی فی شرح الخرقی» ابن قدامه، عبدالله بن احمد مقدسی جماعیلی دمشقی حنبلی درگذشته (۶۲۰) ج ۱۰ ص ۴۶ چاپ بیروت، تحت عنوان «قتال اهل البغی» به روایت انس وبلفظ: «من خرج من الطاعه و فارق الجماعه فمات، فمیتته جاهلیه»۴۱ ـ «فتح العزیز علی کتاب الوجیز» ابوالقاسم، عبدالکریم بن محمد قزوینی رافعی درگذشته (۶۲۳) به تفصیلی که در تلخیص الحبیر شماره ۵۶ بیاید.۴۲ ـ «شرح نهج البلاغه» ابن ابی الحدید معتزلی درگذشته (۶۵۶) ج ۹ ص ۱۵۵ بلفظ: «من مات بغیر امام مات میته جاهلیه» بااضافه جمله «واصحاب ما همه قائل به صحت ودرستی این قضیه هستند که جز با شناخت امامان کسی به بهشت نخواهد رفت.وج ۱۳ ص ۲۴۲ بلفظ: «من مات و لا امام له مات میته جاهلیه» به نقل عبدالله بن عمر، واضافه میکند: وی شبانه به در خانه حجاج (ابن یوسف ثقفی) رفت تابرخلافت عبدالملک مروان باوی که ازطرف اوحاکم عراق بود، بیعت کند، به این دلیل که پیامبر فرموده: «من مات و لا امام له مات میته جاهلیه» ولی روش تحقیرآمیز و ذلت آور حجاج نسبت به عبدالله بن عمر آنچنان بود که بجای دست پای خود را از رختخواب بسوی او دراز کرد و گفت: (جهت بیعت) دست خود را به پای من متصل کن. واینچنین بجای مراسم بیعت گیری با ابن عمر برخورد مسخره آمیز نمود.۴۳ ـ«شرح صحیح مسلم» حافظ نووی درگذشته (۶۷۶) ج ۱۲ ص ۲۴۰۴۴ ـ «ریاض الصالحین» نیز از نووی ج ۱ ص ۴۳۷ شماره ۶۶۲ و در چاپ دمشق ص ۲۸۴ ـ۲۸۵ شماره ۶۶۳ بلفظ: «من خلع یدًا من طاعه لقی اللّه یوم القیامه ولا حجه له، و من مات و لیس فی عنقه بیعه، مات میته جاهلیه» رواه مسلم.وفی روایه له: «من مات وهومفارق للجماعه فانّه یموت میته جاهلیه»وبه شماره ۶۷۰ بدین عبارت آمده: «من کره من امیره شیئا فلیصبر، فانّه من خرج من السطان شبرا مات میته جاهلیه» متفق علیه.۴۵ ـ «مختصرشعب الایمان ـ بیهقی ـ» از ابوجعفر عمر قزوینی درگذشته (۶۹۹) ص ۱۰۶ چاپ مصر بلفظ: «من خرج من الطاعه و فارق الجماعه ثم مات، مات میته جاهلیه» به روایت از ابوهریره ونقل از مسلم.۴۶ ـ «الاحسان بترتیب صحیح ابن حبان» امیر علاء الدین، علی بن بلبان فارسی حنفی درگذشته (۷۳۹) ج ۷ ص ۴۹ چاپ بیروت، بلفظ: «من مات ولیس له امام مات میته جاهلیه» از طریق ابویعلی به روایت از معاویه.۴۷ ـ «تلخیص المستدرک» حافظ ذهبی درگذشته (۷۴۸) ج ۱ ص ۷۷ و ۱۱۷ نقل واقرار به عین آنچه از مستدرک حاکم گذشت نموده.۴۸ ـ «تفسیر» ابن کثیر دمشقی درگذشته (۷۷۴) ج ۱ ص ۵۱۷ بلفظ: «من مات و لیس فی عنقه بیعه، مات میته جاهلیه».۴۹ ـ نیز «تاریخ ابن کثیر» ج ۷ ص ۲۳۲ بدین شرح که چون مردم ـ بخاطر کشتار عمومی اهل مدینه یزید را از خلافت خلع و ساقط کردند عبد الله بن عمر فرزندان واهلبیت خود را جمع نمود و پس از تشهد گفت: ما به حساب بیعت با خدا و رسولش با این مرد (یزید بن معاویه) بیعت کردیم وشنیدیم رسول خدا میگفت: «من نزع یدًا من طاعه، فانه یأتی یوم القیامه لاحجه له، و من مات مفارق الجماعه فانه یموت موته جاهلیه»پس مبادا کسی از شما یزید را خلع نماید ومبادا در این باره اسراف و تند روی از خود نشان دهد که مایه جدائی بین من و او خواهد شد.۵۰ ـ «شرح المقاصد» سعدالدین تفتازانی (۷۹۲) ج۲ ص۲۷۵ بلفظ: «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» واضافه کرده است این حدیث همانند: (اطیعوا اللّه واطیعوا الرّسول و أولی الأمر منکم)میباشد.۵۱ ـ «شرح ـ عقائد نسفی ـ» نیز از محقق تفتازانی چاپ ۱۳۰۲، لکن چاپ ۱۳۱۳ که هفت صفحه آن بدست خیانتکاران حذف و ساقط گردیده فاقد این حدیث میباشد. (الغدیر ۱۰ / ۳۶۰)۵۲ ـ «مجمع الزوائد» نور الدین هیثمی درگذشته (۸۰۷) ج ۵ ص ۲۱۸ بلفظ: «من مات بغیر امام مات میته جاهلیه» به روایت از معاویه وبلفظ: «من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه»و ص ۲۱۹ بلفظ: «و من خرج من الجماعه قید شبر متعمدا فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه و من مات و لیس لامام جماعه علیه طاعه مات میته جاهلیه» از معاذ بن جبل به روایت طبرانی وبلفظ: «… من أصبح لیس لأمیر جماعه علیه طاعه بعثه اللّه یوم القیامه من میته جاهلیه» از ابودرداء از طریق طبرانی.و ص ۲۲۳ بلفظ: «من مات و لیس علیه طاعه مات میته جاهلیه» به نقل از عامربن ربیعه وطریق احمد بن حنبل، ابویعلی، بزار و طبرانیو ص ۲۲۴ بلفظ: «من مات و لیس علیه امام، فمیتته جاهلیه» به روایت از ابن عباس و طریق بزار و طبرانی در معجم اوسط.و ص ۲۲۵ بلفظ: «من مات و لیس علیه امام، مات میته جاهلیه» به روایت از معاویه بن ابی سفیان از طریق طبرانی در معجم اوسط.۵۳ ـ «کشف الاستار عن زوائد البزار علی الکتب السته» نیز از هیثمی ج ۲ ص ۲۵۲ حدیث ۱۶۳۵ چاپ مؤسسه رسالت، بلفظ: «من فارق الجماعه قیاس (او قید) شبر فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه، و من مات و لیس علیه امام فمیتته میته جاهلیه، و من مات تحت رأیه عصبیه او ینصر عصبیه فقتلته قتله جاهلیه».۵۴ ـ «فتح الباری شرح صحیح بخاری» احمد بن محمد بن حجر عسقلانی درگذشته (۸۵۲) ج ۱۶ ص ۱۱۲ بلفظ: «من مات ولیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه» به روایت از ابن عمر.۵۵ ـ «مطالب العالیه» نیز از ابن حجر عسقلانی ج۲ص ۲۲۸ تحت شماره ۲۰۸۸ بلفظ: «من مات ولا طاعه علیه مات میته جاهلیه»۵۶ ـ «تلخیص الحبیر فی تخریج احادیث الرافعی الکبیر» نیز از ابن حجر عسقلانی ج ۴ ص ۴۱ بلفظ: «من خرج عن الجماعه قید شبر فقد خلع ربقه الاسلام…» به روایت از ابن عمر.وص ۴۲ بلفظ: «من خرج من الطاعه و فارق الجماعه، فمیتته جاهلیه» به روایت ازابوهریره (فهارس کتاب فوق ص ۲۸۹، چ دارالمعرفه بیروت)۵۷ ـ «جمع الجوامع» یا «جامع الاحادیث» عبدالرحمن سیوطی درگذشته (۹۱۱) بشرح مندرج در کنز العمال.۵۸ ـ «تیسیر الاصول» ابن دبیع شیبانی درگذشته (۹۴۴) ج۳ ص ۳۹ به روایت از ابوهریره بلفظ: «من خرج من الطاعه و فارق الجماعه، فمات میته جاهلیه» از طریق دو صحیح بخاری ومسلم.۵۹ ـ «کنزالعمال» حسام الدین متقی هندی درگذشته (۹۷۵) ج۱ ص ۱۰۳ شماره ۴۶۳ چاپ حلب بلفظ: «من مات و لا بیعه علیه مات میته جاهلیه» به روایت از ابن عمر به نقل از مسند احمد وابن سعد.وشماره ۴۶۴ بلفظ: «من مات بغیر امام مات میته جاهلیه» به روایت معاویه واز طریق احمد حنبل وطبرانی.وص ۲۰۷ شماره ۱۰۳۵ بلفظ: «من خرج من الجماعه قید شبر فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه حتی یراجعه، و من مات و لیس علیه امام جماعه فان موتته موته جاهلیه» از ابن عمر واز طریق مستدرک حاکم.وشماره ۱۰۳۷ بلفظ: «من فارق المسلمین قید شبر فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه، و من مات لیس علیه امام فمیتته میته جاهلیه، ومن مات تحت رایه عُمَیه یدعوا الی عصبیه او ینصر عصبیه فقتله جاهلیه» از طریق طبرانی (در معجم کبیر) به روایت ابن عباسوص ۲۰۸ شماره ۱۰۳۸ بلفظ: «من فارق جماعه المسلمین شبرا، أخرج من عنقه ربقه الاسلام… و من مات من غیر امام جماعه مات میته جاهلیه» به روایت ابن عمر از طریق حاکم در مستدرک.وص ۳۷۹ شماره ۱۶۴۹ بلفظ: «من فارق الجماعه شبرا فقد نزع ربقه الاسلام من عنقه» از علی به روایت از بیهقیوج ۶ ص ۵۲ شماره ۱۴۸۰۹ بلفظ: «من خرج من الطاعه و فارق الجماعه، فمات، مات میته جاهلیه…» به روایت از ابوهریره از طریق احمد، نسائی ومسلم.وشماره ۱۴۸۱۰ بلفظ: «من مات و لیس فی عنقه بیعه، مات میته جاهلیه» به روایت از ابن عمر از طریق مسلم.وص ۶۵ شماره ۱۴۸۶۱ بلفظ: «و من مات و لیست علیه طاعه،مات میته جاهلیه» به روایت از عامربن ربیعه از طریق ابن ابی شیبه (در مصنف) و احمد حنبل (در مسند) و طبرانی (در معجم کبیر) وسعید بن منصور (درسنن) وشماره ۱۴۸۶۳ بلفظ: «من مات بغیر امام مات میته جاهلیه، و من نزع یدا من طاعه جاء یوم القیامه لاحجه له». به روایت از عبدالله بن عمر و نقل از «معجم کبیر» طبرانی و«حلیه الاولیاء» ابونعیم.وص ۶۶ شماره ۱۴۸۶۵ بلفظ: «من نزع یدا من طاعه اللّه و فارق الجماعه ثم مات، مات میته جاهلیه، و من خلعها بعد عهدها لقی الله و لا حجه له» به روایت ابن عمر از طریق خطیب بغدادی در «المتفق والمفترق».۶۰ ـ «جواهرالمضیئه» ملاعلی قاری حنفی درگذشته (۱۰۱۴) درخاتمه کتاب ج ۲ ص ۵۰۹ بلفظ: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» و در ص ۴۵۷ گوید: وفرموده او (پیامبر) ص در صحیح مسلم «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» معنایش این است که: هر کس نشناسد آن کس را(که اقتدا به او و رهنمون شدن بدو ـ در زمانی که دست اندر کار امامت و رهبری است ـ واجب باشد) مرگش مرگ جاهلی خواهد بود.۶۱ ـ «مجمع الفوائد» محمد بن سلیمان مغربی درگذشته (۱۰۹۴ درشام) ج ۲ ص ۲۵۹ چاپ بیروت شماره ۶۰۴۸، بلفظ: «من مات بغیر امام، مات میته جاهلیه» ودر روایت دیگر تحت شماره ۶۰۴۹ بلفظ: «من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه» از معاویه بن ابی سفیان.۶۲ ـ «بریقه المحمودیه» شیخ ابوسعید خادمی حنفی درگذشته (۱۱۶۸) ج ۱ ص ۱۱۶ چاپ مصطفی حلبی قاهره، بلفظ: «من مات ولم یعرف امام زمانه فقد مات میته جاهلیه» (ملحقات احقاق الحق ج ۱۹ پاورقی ص ۶۵۱)۶۳ ـ «ازاله الخفاء فی مناقب الخلفاء» شاه ولی الله دهلوی درگذشته (۱۱۷۶) ج ۱ ص ۳ بلفظ: «من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه» آنرا ذکر نموده و برای اثبات وجوب کفائی نصب خلیفه بر مسلمین تا روز قیامت، بدان استدلال کرده است.۶۴ ـ «ازاله الغین» علامه فقیه مولی حیدر علی بن محمد فیض آبادی هندی درگذشته (۱۲۰۵) دربحث از بی اعتباری بعضی از احادیث بخاری،چاپ دهلی ۱۲۹۵ بلفظ: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» (المدخل حدیث غدیر از عبقات ص۶۱)۶۵ ـ «فواتح الرحموت» ـ شرح «مسلم الثبوت» شیخ محب الله بهاری هندی حنفی درگذشته (۱۱۱۹) ـ از عبد العلی محمد بن نظام الدین محمد انصاری هندی درگذشته (۱۲۲۵) ج ۲ ص ۲۲۳ ـ ۲۲۴ چاپ لکهنو ۱۸۷۸م بلفظ: «لم یفارق الجماعه احد و مات الا مات میته جاهلیه» به روایت از بخاری و نیز در چاپ بولاق در حاشیه مستصفی غزالی ج ۲ ص ۲۲۴٫۶۶ ـ «نیل الاوطارـ بشرح «المنتقی فی الاخبار» ـ» قاضی محمدبن علی شو کانی یمنی درگذشته (۱۲۵۵) ج ۷ ص ۳۵۶ چاپ بیروت ۱۹۷۳ بلفظ: «من رای من أمیره شیئا یکرهه فلیصبر، فانه من فارق الجماعه شبرا فمات، فمیتته جاهلیه» از ابن عباس.و بلفظ: «من کره من أمیره شیئا فلیصبر علیه، فانه لیس احد من الناس خرج من السلطان شبرا فمات علیه الا مات میته جاهلیه» از ابن عباس.و بلفظ: «و من خلع یدا من طاعه لقی الله ولا حجه له، ومن مات ولیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه» از ابن عمر به نقل از مسلم.وص ۳۵۷ بلفظ: «من فارق الجماعه شبرا فکانما خلع ربقه الاسلام من عنقه» به روایت از حرث بن حرث اشعری و نقل از ترمذی و ابن خزیمه و ابن حبان و روایت از ابن عباس به نقل از بزار و طبرانی در اوسط.۶۷ ـ «ینابیع الموده» علامه شیخ سلیمان بلخی قندوزی درگذشته (۱۲۹۴) باب ۳۹ ص ۱۳۷ چاپ حیدریه نجف و ص ۱۱۷ چاپ اسلامبول بلفظ: «و فی المناقب بالسند عن عیسی بن السری قال: قلت لجعفربن محمد الصادق (ع) حدثنی عما ثبت علیه دعائم الاسلام، اذا أخذتُ بها زکّا عملی و لم یضرنی جهل ما جهلت.قال: شهاده أن لا اله الاّ اللّه وأن َ محمدا رسول اللّه، والاقرار بما جاء به من عند اللّه، وحق فی الأموال من الزکاه والاقرار بالولایه التی أمراللّه بها ولایه آل محمد(ص)، قال رسول اللّه (ص): «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه. قال اللّه عزوجل: أطیعوا اللّه وأطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم.فکان علیّ صلوات اللّه علیه ثم صار من بعده حسن ثم حسین ثم من بعده علی بن الحسین ثم من بعده محمد بن علی و هکذا یکون الأمر، ان الأرض لاتصلح الا بالامام، ومن مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه».۶۸ـ «صیانه الانسان عن وسوسه الشیخ دحلان» در دفاع از عقائد وهابی حجاز، تألیف محمد بن بشیر سهسوانی هندی وهابی درگذشته (۱۳۲۶) چاپ مصر ص ۱۴۹ بلفظ: «لیس أحد یفارق الجماعه شبرا فیموت الامات میته جاهلیه» از ابن عباسو بلفظ: «من خرج من الطاعه و فارق الجماعه فمات، مات میته جاهلیه» از ابوهریره به نقل از مسلم.وص ۳۰۷ تا ۳۱۵ با الفاظ مختلف واسناد متعدد و ذکر مصادر، حدیث موضوع بحث را نقل وبدان استدلال کرده استودرپایان باب مکمل مئه (صدم) ص ۶۲۵ به نقل از شیخ بهاء الدین عاملی در «اربعین» بعنوان حدیث متّفق علیه بین عامه وخاصه، وبلفظ: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» ونیز به نقل از ملل ونحل شهرستانی.۶۹ ـ «تاریخ آل محمد» علامه قاضی بهلول بهجت افندی، از اهالی قفقاز (آذربایجان شوروی) وساکن زنگنه زور ترکیه درگذشته (۱۳۵۰) که از زبان ترکی به فارسی ترجمه شده ودر آخر آن بلفظ: «من مات و لم یعرف امام زمانه فقد مات میته جاهلیه» و بعنوان متفق علیه علمای خاصه وعامه این حدیث راذکرکرده است.۷۰ ـ «الامام جعفر الصادق» علامه محقق مستشار عبد الحلیم جندی مصری معاصر، چاپ مجلس اعلی شئون اسلامی جمهوری مصر قاهره ۱۳۹۷ در پاورقی ص ۱۷۴ بلفظ: «من مات ولیس له امام، فمیتته جاهلیه» بطور ارسال مسلم

اسامی راویان حدیث من مات و لم یعرف… و احادیث مشابه

توضیح این مطلب لازم است که مجموع راویان احادیث بخش اول (یعنی حدیث «من مات ولم یعرف…») عبارت از هفت نفر از صحابه پیامبر اکرم (ص) و راویان مورد قبول اهل تسنن بوده اند که بنوشته ذهبی در «الکاشف» صاحبان صحاح سته همه از یک یک این هفت نفر بطور فراوان نقل روایت کرده اند وعملا صدق گفتار وصحت روایات آنها را تایید واعلام نموده اند واسامی آنها بدین قرار است:۱ ـ زید بن ارقم درگذشته (۶۸) الکاشف ۱ / ۳۳۶ شماره ۱۷۳۸۲ ـ عامربن ربیعه عنزی درگذشته (کمی قبل ازعثمان) الکاشف ۲ / ۵۴ شماره ۲۵۴۹۳ ـ عبد الله بن عباس درگذشته (۶۸) الکاشف ۲ / ۱۰۰ شماره ۲۸۲۹۴ ـ عبدالله بن عمربن خطاب درگذشته (۷۴) الکاشف ۲/۱۱۲ شماره ۲۹۰۱۵ ـ عویمر بن مالک معروف به ابوالدّرداء درگذشته (۳۲) الکاشف ۲/۳۵۸ شماره ۴۳۸۸۶ ـ معاذ بن جبل درگذشته (۱۸) الکاشف ۳ / ۱۵۳ شماره ۵۵۱۱۷ ـ معاویه بن ابی سفیان درگذشته (۶۰) الکاشف ۳ / ۱۵۷ شماره ۵۶۱۷واما راویان احادیث بخش ۲ (که مُصدّر به «من خرج» و «من فارق» و «من خلع» و امثال این کلمات است) عبارتند از نامبردگان فوق به اضافه:۱ ـ ابوهریره دوسی درگذشته (۵۷ / ۵۹)۲ ـ انس بن مالک درگذشته (۹۳) که بنوشته ذهبی در «الکاشف» ـ ۳ / ۳۸۵ تحت شماره ۴۳۳ بخش کنی و ۱ / ۱۴۰ بشماره ۴۸۳ ـ این دو نیز در تمام صحاح سته بطور فراوان از آنهانقل حدیث شده است.اکنون که اجمالی از بحث و بررسی پیرامون حدیث مربوط به امام شناسی همه ائمه بر حق اسلام ــ از جمله امام مهدی موعود ــ بنظر رسید، می پردازیم به بررسی مشخصات و ویژه گی های احادیث مختص به حضرت مهدی و دیگر مطالب و مسائل مربوط به شئون آن حضرت:

بحث و بررسی پیرامون احادیث اختصاصی حضرت مهدی منتظر

اکنون که اجمالی از بحث و بررسی پیرامون حدیث مربوط به امام شناسی همه ائمه بر حق اسلام ــ از جمله امام مهدی موعود ــ بنظر رسید، می پردازیم به بررسی مشخصات و ویژه گی های احادیث مختص به حضرت مهدی و دیگر مطالب و مسائل مربوط به شئون آن حضرت:

صحابه راوی احادیث امام مهدی موعود منتظر در منابع اهل تسنن

۱ ــ امام امیرالمؤمنین علی بن أبی طالبسنن أبی داود ۴/۵۱۲ ــ أبوإمامه باهلی، صعد بن عجلانالبیان گنجی ص۹۵۳ ــ أبوأیوب أنصاریمعجم صغیرطبرانی۱/۱۳۷۴ ــ أبوسعید خدریسنن أبی داود ج ۴ ص ۱۰۷ حدیث شماره ۴۳۸۵۵ ــ أبوسلمی راعی (چوپان شترهای) رسول خدا (ص)مقتل الحسین خوارزمی ص۹۵ و بنقل ینابیع الموده ۳/۱۶۰، فرائد السمطین۲/۳۱۹ حدیث شماره۵۷۱وعموم کتب شامل أحادیث مهدی۶ ــ أبوالطفیل عامر بن واثلهمسند أحمد بن حنبل ۱/۹۹۷ ــ أبولیلیمناقب خوارزمی، فصل پنجم ص ۲۳ـ۲۴۸ ــ أبووائلعقد الدرر جمال الدین یوسف دمشقی ص ۲۳ و ۳۸۹ ــ أبوهریرهصحیح بخاری ۲/۱۷۸ و عموم کتب شامل أحادیث مهدی۱۰ ــ أنس بن مالکسنن إبن ماجه ۲/۵۱۹۱۱ ــ تمیم داریعرائس ثعلبی ص ۱۸۶ و بنقل عقد الدرر ص ۲۱۹۱۲ ــ ثوبان مولی (غلام آزاد شده) رسول اللّه(ص)سنن إبن ماجه ۲/۵۱۹۱۳ ــ جابر بن سمرهالبرهان متّقی هندی، ذیل تنبیهات، تنبیه اوّل۱۴ ــ جابر بن عبداللّه أنصاریمسند أحمد حنبل ۳/۳۸۴۱۵ ــ جابر بن عبداللّه صدفیاستیعاب قرطبی ۲/۱۱۱ چاپ ذیل إصابه إبن حجر و معجم کبیر طبرانی ۲۲/۹۳۷۱۶ ــ امام حسن بن علیینابیع الموده قندوزی ص۵۸۹۱۷ ــ امام حسین بن علیالبرهان متّقی هندی باب دوّم حدیث ۱۷ و ۱۸۱۸ ــ سلمان فارسیمقتل الحسین خوارزمی ۱/۱۴۶۱۹ ــ طلحه بن عبیداللّهالبرهان متّقی هندی و المهدی المنتظر إبن صدیق ص۱۲۲۰ ــ عباس بن عبدالمطلبالمهدی المنتظر إبن صدیق ص۱۲۲۱ ــ عبدالرحمن بن عوفالبیان گنجی شافعی ص۹۶۲۲ ــ عبداللّه بن حرث (حارث) بن جزء زبیدیسنن إبن ماجه ۲/۵۱۹ و در چاپ دیگر ۲/۲۷۰۲۳ ــ عبداللّه بن عباسفصول المهمّه إبن صبّاغ مالکی ص۲۷۸۲۴ ــ عبداللّه بن عمر بن خطابفصول المهمّه ص ۲۷۷ و البرهان باب ۱ حدیث ۲ وباب ۶ حدیث ۶۲۵ ــ عبداللّه بن عمرو بن عاصالبیان گنجی ص۹۲۲۶ ــ عبداللّه بن مسعودفصول المهمه إبن صبّاغ ص۲۷۹۲۷ ــ عثمان بن أبی العاصمسند أحمد حنبل ۴/۲۱۶ــ۲۱۷۲۸ ــ عثمان بن عفّانالمهدی المنتظر صدیق مغربی ص۱۲، و در مقاله فتوائی ــ اداره مجمع فقهی سعودی در مکّه ــ مندرج در آخر البیان گنجی ص۷۷ چاپ بیروت۲۹ ــ علقمه بن عبداللّهسنن إبن ماجه [بنقل المهدی فی السنه شیرازی ص۴۲] و فصول المهمه إبن صبّاغ مالکی۳۰ ــ علیّ الهلالیمجمع الزوائد هیثمی ۹/۱۶۵۳۱ ــ عمار بن یاسرالبرهان باب اول حدیث ۱۰ و باب ۴ فصل ۲ حدیث شماره ۷ و ۲۴۳۲ ــ عمر بن خطابالبرهان باب اول حدیث ۳۸۳۳ ــ عمران بن حصینمسند أحمد بن حنبل ۴/۴۳۷۳۴ ــ عمرو بن عاصالبرهان باب چهارم فصل ۲ حدیث ۲۳۳۵ ــ عمرو بن مره جهنیإبراز الوهم المکنون أبوالفیض غماری و عرف الوردی ص۱۳۹ و ۳۹۰ و المهدی المنتظر إبن صدیق ادریسی ص۱۳۳۶ ــ عوف بن مالکمعجم کبیر طبرانی۳۷ ــ قتاده بن نعمانالبرهان باب اول حدیث ۱۷ و باب ششم حدیث ۱۰ و ۱۱۳۸ ــ قره بن ایاس المزنیینابیع الموده ص ۲۲۰۳۹ ــ کعب الأحبارعقد الدرر جمال الدین دمشقی ص ۱۸۰ و ۲۳۳ــ۲۳۴ بنقل از فتن نعیم بن حماد۴۰ ــ کعب بن علقمهالبرهان باب هفتم حدیث ۸ــ۱۳ــ۲۱۴۱ ــ معاذ بن جبلإبراز الوهم المکنون أحمد بن محمد بن صدیق ص۸۴۲ ــ فاطمه الزهراء بنت رسول اللّه(ص)فرائد السمطین حموینی۴۳ ــ أم المؤمنین أم سلمهسنن أبی داود ۴/۱۵۱۴۴ ــ أم المؤمنین عایشهکتاب الفتن نعیم بن حماد بنقل عقد الدرر ص ۱۶ــ۱۷ و البرهان باب دوم حدیث ۲۱۴۵ ــ أم حبیبهالبرهان باب چهارم فصل ۲ حدیث ۲۰

معترفین به تواتر و قطعی الصدور بودن احادیث مهدی منتظر

۱ ــ أبوالحسن، محمدبن حسین آبری سجستانی (درگذشته ۳۶۳ هـ)از أعلام محدّثین مورد قبول حفاظ حدیث و حدیث شناسان از اهل تسنن، در کتاب «مناقب الشافعی» ــ ذیل نام محمد بن خالد جندی، راوی حدیث جعلی «لا مهدیّ إلاّ عیسی بن مریم» ــ بشرح مندرج در مصادر ذیل [۹] اعتراف به تواتر و قطعی الصدور بودن احادیث مهدی نموده است.۲ ــ حافظ محمد یوسف گنجی شافعی (۶۵۸)در «البیان فی اخبار صاحب الزمان(ع)» آخر باب یازدهم.۳ ــ شمس الدین محمد بن أحمد قرطبی (۶۷۱)در «التذکره فی أحوال الموتی و أمور الآخره» ص۷۰۱٫۴ ــ حافظ جمال الدین مزّی (۷۴۲)در «تهذیب الکمال» ۵/۱۴۶ــ۱۴۹ شماره ۵۱۸۱٫۵ ــ إبن قیم جوزیّه حنبلی (۷۵۱)در «منار المنیف» ص ۱۴۲٫۶ ــ إبن حجر عسقلانی (۸۵۲)در «تهذیب التهذیب» ۹/۱۲۵ ذیل شرح حال محمد بن خالد جندی و احتجاج بکلام ابری در رد جندی، نیز ــ بنقل «ابراز الوهم المکنون» ص۴۲۳ ــ در «فتح الباری (شرح صحیح مسلم)».۷ ــ شمس الدین سخاوی (۹۰۲)در «فتح المغیث» بنقل از آبری [«نظم المتناثر» کتانی ص۲۲۶; «إبراز الوهم المکنون» غماری ص۴۳۶ و مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ص۲۳۲].۸ ــ جلال الدین عبدالرحمن سیوطی (۹۱۱)در «مصباح الزجاجه» [بنقل بلبیسی در «العطر الوردی فی شرح القطر الشهدی» ص۴۵].و در «فوائد المتکاثره فی الأحادیث المتواتره» و مختصر آن «الازهار المتناثره» [بنقل «إبراز الوهم المکنون» ص۴۳۴ و مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۴۳۴; و در «عرف الوردی» مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ج ۱ ذیل ص۳۹۶].۹ ــ إبن حجر هیثمی (۹۷۴)در «صواعق المحرقه» ص۹۹ و در چاپ دیگر ص۱۶۷٫۱۰ ــ شیخ مرعی بن یوسف حنبلی (۱۰۳۳)در «فرائد الفکر فی الامام المهدی المنتظر» [بنقل «لوائح الأنوار البهیه» سفارینی ج ۲ و مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۲۳ و «الإذاعه» محمد صدیق قنوجی ص۱۴۷].۱۱ ــ أبوزید عبدالرحمن بن عبدالقادر فاسی (۱۰۹۲)در «منهج المقاصد ــ شرح «مراصد المعتمد» شیخ محمد عربی فاسی ــ» بنقل از سخاوی [«المهدی المنتظر» عبداللّه بن محمد صدیق حسنی ادریسی ص۱۰].۱۲ ــ محمد بن عبد الرسول بررنجی (۱۱۰۳)در «الإشاعه لأشراط الساعه» ص۸۷٫۱۳ ــ محمد بن عبدالباقی زرقانی مالکی (۱۱۲۲)در «شرح المواهب اللدنیه» [بنقل «إبراز الوهم المکنون» صدیق مغربی ص۴۳۴ و مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ص۲۳۰].۱۴ ــ شیخ محمد بن قاسم بن محمد جسوس مالکی (۱۱۸۲)در شرح کتاب «الرساله» عبداللّه بن عبدالرحمن شیروانی [کتانی در «نظم المتناثر من الحدیث المتواتر» ص۲۲۶ و احتجاج به کلام جسوس; و «المهدی المنتظر» إبن صدیق غماری ص۹].۱۵ ــ أبوالعلاء ادریس بن محمد ادریس حسینی عراقی فاسی (۱۱۸۳)در کتابی که در باره امام المهدی نوشته [بنقل «نظم المتناثر» ص۲۲۶; و «المهدی المنتظر» إبن صدیق غماری ص۸].۱۶ ــ شیخ محمد بن أحمد سفارینی حنبلی (۱۱۸۸)در «لوائح الأنوار البهیه» مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۲۰٫۱۷ ــ شیخ محمد بن علی صبّان (۱۲۰۶)در «اِسعاف الراغبین» ص۱۴۵، ۱۴۷ و ۱۵۲٫۱۸ ــ قاضی محمد بن علی شوکانی (۱۲۵۰)در کتاب «التوضیح فی تواتر ما جاء فی مهدی المنتظر و الدجال و المسیح»[کتانی در «نظم المتناثر» ص۲۲۵ــ۲۲۸; محمد صدیق قنوجی بخاری در «الاذاعه لما کان و ما یکون بین یدی الساعه» ص۱۶۰; شیخ محمد خضر حسین مصری در مقاله «نظره فی أحادیث المهدی» چاپ دمشق و مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۲۱۲; أحمد أمین مصری در «المهدی و المهدویه» ص۱۱۰ چاپ مصر; شیخ عبدالمحسن عباد حجازی در مقاله «عقیده اهل السنّه و الاثر» چاپ مدینه و مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۴۰۳; شیخ تویجری در «الاحتجاج بالاثر علی من أنکر المهدی المنتظر» ص۴۲٫«تحفه الاحوذی» مبارکپوری ص۴۸۴ باب «ما جاء فی المهدی» در شرح حدیث ۲۳۳۱].۱۹ ــ مؤمن بن حسن شبلنجی (۱۲۹۱)در «نور الأبصار» ص۱۸۹٫۲۰ ــ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی (۱۲۹۴)در «ینابیع الموده» باب ۸۵ ص۵۶۳٫۲۱ ــ أحمد بن زینی دحلان مفتی شافعیه (۱۳۰۴)در «فتوحات الاسلامیه» ۲/۲۱۱ بنقل از «اشاعه» برزنجی.۲۲ ــ سید محمد صدیق حسن قنوجی بخاری (۱۳۰۷)در «الاذاعه لما کان و ما یکون بین یدی الساعه» ص۱۱۲٫۲۳ ــ محمد بلبیسی بن محمد بن أحمد حسینی شافعی مصری (۱۳۰۸)در «عطر الوردی فی شرح القطر الشهدی» ص۴۴ بنقل از «شرح ورد السحر» شیخش أبوعبدالسلام شبراوی و ص۴۵ بنقل از «مناقب الشافعی» أبوالحسن آبری درگذشته ۳۶۳ و از «مصباح الزجاجه» سیوطی.۲۴ ــ أبوعبداللّه محمد بن جعفر کتانی مالکی (۱۳۴۵)در «نظم المتناثر من الحدیث المتواتر» ص۲۲۵ــ۲۲۸ شماره۲۸۹٫ــ توضیحاً اسامی هشت نفر از معترفین به تواتر احادیث ویژه مهدی منتظر را با مصدر نقل ذکر کرده بدین شرح:سخاوی، آبری، عراقی، شیخ جسوس، زرقانی، مؤلف «مغانی الوفاء بمعانی الاکتفاء»، سفارینی، شوکانی.۲۵ ــ مبارکپوری (۱۳۵۳)در «تحفه الاحوذی» ص۴۸۴ باب «ما جاء فی المهدی» در راستای شرح حدیث ۲۲۳۱٫۲۶ ــ شیخ محمد خضر حسین مصری (۱۳۷۷)در مقاله «نظره فی أحادیث المهدی» چاپ ضمن «مجله التمدن الاسلامی» دمشق ۱۳۷۰هـ ۱۹۵۰م ص۸۲۹، و بنقل از شوکانی بطوریکه تلقی به قبول نموده و عیناً مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۲۱۲ میباشد.۲۷ ــ ابوالفیض، سید احمد بن محمد بن صدیق غماری حسینی ازهری شافعی مغربی (۱۳۸۰)در «ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون، أو المرشد المبدی لفساد طعن ابن خلدون فی أحادیث المهدی» ص۴۳۳ــ۴۳۶ و عیناً مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۲۲۷ــ۳۸۲٫۲۸ ــ شیخ ناصرالدین آلبانی (معاصر)در مقاله «حول المهدی» نشریه «مجله التمدن الاسلامی» دمشق سال۲۲ ذیقعده ۱۳۷۱هـ، ص ۶۴۲ــ۶۴۶ و عیناً مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۳۹۱٫۲۹ ــ شیخ صفاءالدین آل شیخ الحلقه عراقیدر «مجله التربیه الاسلامیه» شماره۷ ص۳۰ سال۱۴ [«المهدی المنتظر بین التصور و التصدیق» شیخ محمد حسن آل یس ص۲۹; نیز «المهدی المنتظر» ص۲۹].۳۰ ــ شیخ عبدالمحسن بن حمد عبادعضو هیئت تدریسی دانشگاه اسلامی مدینه، در مقاله «عقیده اهل السنّه و الاثر فی المهدی المنتظر» نشریه «مجله جامعه الاسلامیه» مدینه سال اول شماره ۳ ذیقعده ۱۳۸۸ بخش چهارم مقاله ص۶۴۳ و عیناً مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ص۴۰۲ــ۴۰۴٫و در دیگر مقاله مفصّل بعنوان «الرّد علی من کذب بالاحادیث الصحیحه الوارده فی المهدی» در ردّ بر رساله «لا مهدی یتنظر بعد الرسول خیر البشر» ابن محمود قاضی قطر، نشریه فوق شماره ۱ سال ۱۲، ۱۴/۱۴۰۰ هـ و عیناً مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۴۴۲٫۳۱ ــ ابوالفضل عبداللّه بن محمد بن صدیق حسینی ادریسیدر «المهدی المنتظر» چاپ عالم الکتب بیروت ص۹۵٫۳۲ ــ شیخ حمود بن عبداللّه تویجری (معاصر)از استادان دانشگاه اسلامی مدینه، در کتاب «الاحتجاج بالاثر علی من أنکر المهدی المنتظر» در ردّ بر کتاب «لا مهدی یتنظر بعد الرسول خیر البشر» قاضی قطر ص۱۲۱٫۳۳ ــ شیخ عبدالعزیز بن عبداللّه بن باز (معاصر)از رجال علمی دربار حکومت سعودی و رئیس ادارات علوم و فتوی و دعوت و ارشاد، در ذیل تأییدنامه مقاله «عقیده اهل السنّه و الاثر فی المهدی المنتظر» شیخ عبدالمحسن عباد سابق الذکر، و نیز در کلام تقریضی او بر کتاب «الاحتجاج بالاثر…» تویجری مذکور ص۳٫۳۴ ــ در پایان قابل توجه است که دکتر عبدالحلیم نجار ضمن مقدمه اش ــ بر کتاب «المهدیه فی الاسلام» سعد محمد حسن مصری، که در خلط مبحث حقایق اسلامی و نادیده انگاشتن نقلیات حدیثی و اعترافات علماء در باب مهدی منتظر و انکار او خلاصه می شود ــ مؤکداً خاطر نشان میکند که بنظر علماء حدیث، موضوع مهدی بالغ و برخوردار از تواتر معنوی است.

معترفین به صحت و قابل استناد بودن احادیث مهدی منتظر

و اما معترفین از طبقه حدیث آوران و حدیث شناسان اهل تسنن به صحت و قابل استناد بودن احادیث وارده پیرامون شئون مختلف مهدی منتظر، پس در حدود بیست و پنج نفرند که هر یک با تعبیرات گوناگون، نقلیات روایتی مورد بحث را صحیح و قابل قبول اعلام کرده اند و اسامی و آدرس کلامی آنها بدین قرار است:۱ ــ حافظ ترمذی (متوفی ۲۹۷) در «سنن» خود ــ که یکی از صحاح سته حدیث اهل تسنن می باشد ــ ج ۴ ص ۵۰۵ و ۵۰۶۲ ــ حافظ ابوجعفر عقیلی (۳۲۲) در کتاب «الضعفا الکبیر» ذیل ترجمه علی بن نفیل حرانی ج ۳ ص ۲۵۳، شماره ۱۲۵۷۳ ــ ابومحمد حسن بن علی خلف بربهاری شیخ حنبلیان (۳۲۹)در کتاب «شرح السنه» بنقل شیخ حمود تویجری در «الاحتجاج بالاثر علی من انکر المهدی المنتظر» ص ۲۸۴ ــ حاکم نیشابوری (۴۰۵) در«مستدرک» ج۴صفحات ۴۲۹،۴۴۲،۴۵۰، ۴۵۴، ۴۵۷، ۴۵۸، ۴۶۴، ۴۶۵، ۵۰۲، ۵۲۰، ۵۵۴، ۵۵۷، ۵۵۸۵ ــ امام المحدثین بیهقی (۴۵۸) در «الاعتقاد و الهدایه الی سبیل الرشاد ص ۱۲۷ ونیز بنقل ابن قیم در «منار المنیف» ص ۱۳۰ شماره ۲۲۵۶ ــ حافظ بغوی (۵۱۰ یا ۵۱۶) در «مصابیح السنه» ص ۴۸۸ شماره ۴۱۹۹، ۴۹۲ و ۴۹۳۷ ــ مورخ شهیر و محدث معروف ابن اثیر (۶۰۶) در کتاب «النهایه فی غریب الحدیث و الاثر» ج ۱ ص ۲۹۰ ج ۲ ص ۱۷۲ و ۳۲۵ و ۳۸۶ و ج ۴ ص ۳۳ و ج ۵ ص ۲۵۴۸ ــ ابن منظور افریقی (۷۱۱) در «لسان العرب» ص ۵۹ ذیل کلمه «هدی»۹ ــ ابن تیمیه یگانه بنیانگذار مذهب وهابی سعودی (۷۲۸) در «منهاج السنه» ج ۴ ص ۲۱۱۱۰ ــ بزرگ حدیث شناس اهل تسنن، حافظ ذهبی، (۷۴۸) در «تلخیص المستدرک» ج ۴ ص ۵۵۳۱۱ ــ ابن کثیرشامی(۷۷۴)در«النهایه فی الفتنوالملاحم»ج۱ ص۵۵۱۲ ــ فاضل تفتازانی (۷۹۳) در «شرح المقاصد ص ۳۱۲ در شرح عقاید نسفی ص ۱۶۹۱۳ ــ نور الدین هیثمی (۸۰۷) در «مجمع الزوائد» ج ۷ ص ۱۱۵، ۱۱۶، ۳۱۳، ۳۱۴، ۳۱۶، ۳۱۷۱۴ ــ شیخ محمد جزری دمشقی شافعی (۸۳۳) در «السمی المناقب فی تهذیب اسنی المطالب» ص ۱۶۳، ۱۶۸۱۵ ــ الشهاب احمد بن ابی بکر بوصیری (۸۴۰) در «مصباح الزجاجه فی زوائد ابن ماجه» ج ۳ ص ۲۶۳ شماره ۱۴۴۲۱۶ ــ علاء الدین بن حسام الدین معروف به متقی هندی (۹۷۵) در «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان» که در رد سید محمد بن سید محمد خان جونپوری مدعی مهدویت، نوشته و از متن فتواهای چهار نفر از علمای مذاهب اربعه حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی هم (که بیانگر صحت احادیث مربوطه و وجوب ایمان بدانها بر هرمسلمانی است) استفاده نموده.مراجعه شود به کتاب فوق ص ۱۷۷ و ۱۷۸ ــ ۱۷۹ و ۱۸۰ و ۱۸۱ و ۱۸۲ و ۱۸۳۱۷ ــ سید محمد مرتضی حسینی حنفی واسطی زبیدی (۱۲۰۵) در «تاج العروس» ج ۱۰ ص ۴۰۸، ۴۰۹، ذیل کلمه «هدی»۱۸ ــ شهاب الدین احمد بن اسماعیل حلوائی شافعی مصری، (۱۳۰۸) در منظومه «قطر الشهدی فی اوصاف المهدی» که شرحش بنام «عطرالوردی فی شرح القطرالشهدی» بطورمکرربنظر رسید ص۶۸۱۹ ــ ابوالبرکات آلوسی حنفی (۱۳۱۷) در «غالیه المواعظ» ص ۷۶ ــ ۷۷۲۰ ــ ابوالطیب، محمد شمس الحق عظیم آبادی (۱۳۲۹) در «عون المعبود شرح سنن ابی داود» ج ۱۱ ص ۳۶۱۲۱ ــ شیخ منصورعلی ناصف (بعد ۱۳۷۱) در «التاج الجامع للأصول» باب هفتم ــ ج ۵ ص ۳۴۱ آخر باب نهم؟؟؟۲۲ ــ شیخ محمد بن عبدالعزیز مانع، (۱۳۸۵) در «تحدیق النظر باخبار الامام المنتظر»۲۳ ــ شیخ محمد قؤاد عبدالباقی (۱۳۸۸) در تعلیقه اش بر حدیث مندرج در سنن ابی داود، بنقل شیخ عبدالمحسن عباد در مقاله «عقیده اهل السنه و الاثر فی المهدی المنتظر» مندرج در «الامام المهدی عند اهل السنه» ج ۲۲۴ ــ ابوالاعلی مودودی، معاصر، در «البیانیات» ص ۱۱۶۲۵ ــ نویسنده محقق سعید ایوب معاصر در «عقیده المسیح الدّجال فی الادیان» ص ۳۶۱ چاپ سوم قم، مطبعه مهر ۱۴۱۳

مهدی از فرزندان فاطمه دختر پیامبر است

از جمله پیشگوئیهای صریح پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) پیرامون امام مهدی منتظر در رابطه با مشخصات نسبی و ویژگیهای فامیلی آن حضرت، موضوع بودن آن موعود جهانی است از فرزندان فاطمه، که در حدود هفتاد نفر از مراجع حدیثی و أعلام تاریخی اهل تسنن، احادیث بیانگر این امر و فرازهای تاریخی مربوط بدان را نقل و ثبت کرده اند و محلّی برای شکّ و شبهه در این باره باقی نگذارده اند; و عباراتی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در این باره ایراد فرموده، بنقل ام سلمه بدین قرار است:«المهدیّ حقّ و هو مِن ولد فاطمه»«المهدیّ مِن ولد فاطمه»«المهدیّ مِن عترتی مِن ولد فاطمه»و به نقل حسین بن علی بن أبی طالب بدینگونه باشد که با روی سخن به فاطمه فرمود:«المهدی من ولدک»«أبشری یا فاطمه، فانّ المهدیّ منک»«أبشری یا فاطمه، المهدیّ منک»و به نقل أبوایّوب أنصاری چنین آمده:«…و منّا خیر الأوصیاء و هو بعلک… و منّاالمهدیّ و هو من ولدک»«… و منّا المهدیّ…»و همچنان که ملاحظه می شود این عبارات خلاصه می شود در اعلام بودن حضرت مهدی(علیه السلام) از فرزندان فاطمه(علیها السلام) دختر پیامبر(صلی الله علیه وآله)، و براین اساس فاطمی نبودن مدّعیان مهدویّت خود یکی از دلائل محکم، و سرنخی است بر دروغگوئی آنان.همچنانکه دیگر مشخّصات مهدی راستین نیز دلیل و نشانه است بر دروغگوئی مهدیهای فاطمی و بی اساس بودن دعوای مهدویّت آنها.و امّا ناقلین بودن حضرت مهدی از فرزندان فاطمه، و مصادر نقل آن، پس بدین شرح است:۱ ــ إبراز الوهم المکنون من کلام إبن خلدون: أحمد بن محمّد بن صدیق مغربی; ص۱۴۶ حدیث ۷۷٫۲ ــ الإذاعه لما کان و ما یکون بین یدی الساعه: سید محمد صدیق حسن قنوجی بخاری; ص۱۱۶٫۳ ــ الأربعین حدیثا فی المهدی: حافظ أبونعیم اصفهانی; مندرج در «العرف الوردی» سیوطی و «حدیقه الشیعه» مقدّس أردبیلی و «کشف الغمه» اربلی و «بحار الأنوار» علاّمه مجلسی.۴ ــ أرجح المطالب: شیخ عبیداللّه حنفی; ص۳۸۱ و ۳۸۴ و ۳۸۵ با اسناد مختلف.۵ ــ أسعاف الرّاغبین: إبن صبّان مالکی; چاپ حاشیه «نور الأبصار» شبلنجی، ص۱۳۷٫۶ ــ الإشاعه لأشراط الساعه: محمد بن رسول حسینی برزنجی; ص۸۸٫۷ ــ أشعه اللمعات: شیخ عبدالحقّ دهلوی; ۴/۳۳۷٫۸ ــ انسان العیون (مشهور به سیره حلبی): ۱/۱۹۳٫۹ ــ البرهان فی علامات مهدی آخر الزّمان: متّقی هندی; باب۲ حدیث ۲ و ۱۷ و ۲۰ و ۲۲ و ۲۳٫۱۰ ــ البیان فی أخبار صاحب الزمان: گنجی شافعی; ص۳۱۰ چ نجف.۱۱ ــ التّاج الجامع للأصول: شیخ منصور علی ناصف; ج۵ ص۳۴۳، اوایل باب هفتم کتاب الفتن.۱۲ ــ تاریخ الرقّه: أبوعلی قشیری حرّانی; ص۷۰ و ۷۱٫۱۳ ــ تاریخ الکبیر: بخاری; ج۲ بخش ۱ ص۳۱۶٫۱۴ ــ تذکره الحفاظ: شمس الدین ذهبی; ۱/۴۶۳٫۱۵ ــ تذکره: قرطبی; ص۶۱۶٫۱۶ ــ تعلیقه: شیخ طاهر نعسانی بر «تاریخ الرقّه:» قشیری; ص۷۰٫۱۷ ــ تلخیص مستدرک حاکم: ذهبی; ۴/۵۵۷٫۱۸ ــ تمییز الطیّب من الخبیث: إبن ربیع شیبانی; ص۲۲۰٫۱۹ ــ تیسیر الوصول: إبن ربیع شیبانی; ۲/۲۳۷٫۲۰ ــ جالیه الکدر: عبدالهادی ابیاری; ۲۰۸٫۲۱ ــ جامع صغیر: سیوطی شافعی; ۲/۵۷۹٫۲۲ ــ جمع الجوامع: سیوطی; ۲/۱۰۴٫۲۳ ــ جواهر العقدین: نورالدین سمهوری; بنقل «ینابیع الموده» قندوری، اول باب۷۳٫۲۴ ــ در المنثور: سیوطی; ۶/۵۸; بنقل از أبوداود، إبن ماجه، طبرانی تا حاکم از امّ سلمه.۲۵ ــ الدُّر المنظم: محمد بن طلحه شافعی(۶۵۲) مندرج در باب ۶۸ «ینابیع الموده» ص ۴۹۲ چاپ نجف و ص ۴۳۲ چاپ استانبول۲۶ ــ ذخائر العقبی: محب الطبری; ص۴۴ و ۱۶۶; بنقل «أربعین حدیثاً فی المهدی» أبوالعلاء همدانی.۲۷ ــ راموز الأحادیث: أحمد ضیاءالدین حنفی نقشبندی; ص۲۳۶٫۲۸ ــ سراج المنیر ــ فی شرح الجامع الصغیر سیوطی ــ: احمد بن محمد عزیزی; ص۴۰۹٫۲۹ ــ سنن: أبی داوود سجستانی; ۴/۱۵۱٫۳۰ ــ سنن المصطفی: إبن ماجه قزوینی; ۲/۵۱۹٫۳۱ ــ شرح نهج البلاغه: إبن أبی الحدید; ۱/۲۸۱ چاپ ۲جلدی مصر.۳۲ ــ صحیح مسلم: به نقل کنز العمال ۱۴/۲۶۴۳۳ ــ صواعق المحرقه: ابن حجر هیثمی; ص۲۳۵٫۳۴ ــ العرائس الواضحه: عبدالهادی ابیاری; ۲۰۸٫۳۵ ــ العرف الوردی فی اخبار المهدی: سیوطی; ضمن «الحاوی للفتاوی»; ۲/۱۲۴ و ۱۴۴ و ۱۳۷ و ۱۴۶ و ۱۴۸ و ۱۵۵ و ۱۶۵ از أبونعیم و إبن عساکر و طبرانی، چاپ ۱۳۷۸ مصر.۳۶ ــ عقد الدرر فی أخبار المنتظر: ص۲۱ حدیث ۲۱ـ۲۵ بنقل از «سنن» إبن ماجه و «سنن» امام أبوعمر مقری و «صفه المهدی» حافظ أبونعیم و «الملاحم» إبن منادی.۳۷ ــ الفتاوی الحدیثه: إبن حجر هیثمی مکی; ص۲۹٫۳۸ ــ فتح الکبیر: یوسف نبهانی لبنانی; ص۲۵۹٫۳۹ ــ الفتن و الملاحم: أبونعیم بن حماد; ج۱ ص ۳۷۳ چاپ مکتبه التوحید قاهره۴۰ ــ الفتوحات الکبیر: محی الدین ابن عربی چاپ بولاق۴۱ ــ الفردوس: شیرویه بن شهردار دیلمی; شماره ۶۶۷۰ ج ۴ ص ۲۲۳٫۴۲ ــ فصول المهمه: إبن صباغ مالکی; ص۲۷۶٫۴۳ ــ الفقه الأکبر: مولوی حسن الزّمان; ۲/۶۷ و ۲/۷۰٫۴۴ ــ کنز العمّال: متّقی هندی; ۶/۳۱۸ و ۷/۲۵۹، چاپ حیدرآباد و ۱۲/۱۰۵ بنقل از سنن ابی داود و صحیح مسلم از ام سلمه و ۱۴ / ۲۶۴ به نقل از إبن عساکر از امام حسین بن علی، چاپ حلب۴۵ ــ کنوز الحقایق: مناوی; ص ۳ و ۱۶۴ ط بولاق مصر.۴۶ ــ لوائح الأنوار البهیه: محمد سفارینی حنبری; قبل از عنوان فوائد.۴۷ ــ مجمع الزوائد: نورالدین هیثمی; ۹/۱۶۶، کتاب المناقب، باب فضل اهل البیت.۴۸ ــ مستدرک: حاکم نیشأبوری; ۴/۵۵۷٫۴۹ ــ مسند فاطمه: سیوطی; چاپ ۱۴۰۶ مطبعه عزیزیه حیدرآباد هند، بنقل از إبن عساکر.۵۰ ــ مشارق الأنوار فی فوز اهل الإعتبار: حمراوی; ص ۱۵۲ بنقل از «صحیح» مسلم و «سنن» أبی داود و «سنن» نسائی و «مستدرک» حاکم و «سنن» إبن ماجه و «سنن» بیهقی و دیگران.۵۱ ــ مشکاه المصابیح: خطیب تبریزی; ۳/۲۴٫۵۲ ــ مصابیح السنّه: بغوی; ۳/۱۳۴٫۵۳ ــ مطالب السئول: محمد بن طلحه شافعی; ص۸۹٫۵۴ ــ معجم الصغیر: أبوالقاسم طبرانی; ص۵۲ حدیث ۹۴٫۵۵ ــ مفتاح النجاء: بدخشی; ص۱۰۰، مخطوط.۵۶ ــ مقاتل الطالبیین: أبوالفرج اصفهانی; ص۱۴۳٫۵۷ ــ مقاصد الحسنه: شمس الدین سخاوی; ص۴۳۵٫۵۸ ــ الملاحم: إبن منادی ــ أبوالحسین احمد بن جعفر ــ; ص۴۱٫۵۹ ــ المنار المنیف: ابن قیم جوزیه ص ۱۴۶ شماره ۳۳۴۶۰ ــ منتخب کنزالعمّال: چاپ حاشیه «مسند» أحمد حنبل، ۵/۹۶ و ۶/۳۰٫۶۱ ــ منهاج السنّه: إبن تیمیه حرّانی; ۲/۲۱۱٫۶۲ ــ میزان الإعتدال: ذهبی; ۱/۳۵۵ و ۲/۲۴۰٫۶۳ ــ نهایه البدایه و النهایه: إبن کثیر دمشقی; ۳۷۱ و ۴۰٫۶۴ ــ ینابیع الموده: سلیمان قندوزی; ۳/۸۶ چ بیروت و ص۵۱۹ چ نجف

مهدی موعود منتظر حسینی و از فرزندان امام حسین بن علی است نه حسنی و از فرزندان امام حسن بن علی

از جمله پیشگوئیهای پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله در رابطه با مشخصات نسبی و ویژه گیهای خانوادگی امام مهدی منتظر(علیه السلام)موضوع حسینی بودن او ست که حضرتش با تعبیرات مختلف جدّ پدری آن امام بزرگوار را ابوعبداللّه، حسین بن علی بن ابی طالب معرفی و اعلام فرمود.البته بشرحی که بعداً ملاحظه می شود حداقل یکصد و بیست و هشت نفر از اعلام حدیثی و تاریخی اهل تسنن در مصادر حدیثی و منابع تاریخی مربوطه اعتراف به ولادت حضرت مهدی در حدود نیمه دوم قرن سوم هجری نموده و عموما به سلسله نسب پدری آن بزرگوار که از امام حسن عسکری منتهی به امام حسین بن علی بن ابیطالب می شود تصریح کرده اند و دیگر جای هیچگونه شکی نیست که حضرت مهدی موعود منتظر حسینی است و چندان نیازی به طرح عنوان حسینی بودن آن بزرگوار نخواهد بود.ولی جهت آگاهی خوانندگان به حقایق تاریخی وکشف وبرملاشدن دروغبافی وبی راهه روی مدعیان حسنی بودن مهدی منتظر، لازم دانستیم توجه خوانندگان رابه این مطلب جلب تاسیه روی شود هر که در او غش باشد.واینک اسامی تعدادی از ناقلین و معترفین به حسینی بودن حضرت مهدی عج:۱ــ علامه محقق ادیب ابن قتیبه دینوری (۲۷۶) در غریب الحدیث نقل از امام امیر مؤمنان علی علیه السلام نموده که مهدی را مطرح نمود و فرمود: «انّه من ولد الحسین علیه السلام،همانا که مهدی از فرزندان حسین باشد…، و ذکر حلیته فقال: رجل اجل الجبین…»[شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ ص ۲۸۱ و ۱۹/۱۳۰]۲ــ حافظ ابوالحسن علی بن عمر دارقطنی شافعی (متوفای ۳۸۵) ــ به نقل البیان گنجی شافعی آخر باب نهم و قندوزی در ینابیع الموده اواسط باب نود و چهارــ در «الجرح و التعدیل» ذیل روایت مفصلی از ابوسعید خدری (که بیانگر بیمارشدن پیامبر اکرم و رفتن فاطمه به عیادت و دیدار آن بزرگوار و ایراد و اعلام آن حضرت باروی سخن به فاطمه، شش امتیازی را که خداوند بدان خاندان عنایت فرموده می باشد) آورده است که پیامبر (صلی الله علیه وآله)فرمود: از جمله امتیازات ششگانه اینکه: مهدی این امت که عیسی پشت سرش نماز میخواند از ما خاندان باشد،سپس دست بر شانه حسین ــ که حاضر در مجلس بود زد و فرمود: «مِن هذا مهدیُّ الامّه»از این (حسین) باشد مهدی (منتظر این) امت.نیز قندوزی در ینابیع الموده اواسط باب نود و چهار صفحه ۵۹۰ این فراز از حدیث را آورده است.۳ــ حافظ ابونعیم اصفهانی (۴۳۰هـ) در کتاب «اربعون حدیثاً فی المهدی» به عنوان حدیث ششم با ذکرسند نقل از حذیفه رض نموده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)باایراد خطبه و خبردادن از رخدادهای جهان فرمود:«لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد، لطول اللّه عزوجل ذلک الیوم، حتی یبعث رجلا من ولدی اسمه اسمی.فقام سلمان رض فقال: یا رسول اللّه، من ایّ ولدک هو؟قال: من ولدی هذا و ضرب بیده علی الحسین علیه السلام» [۱۰] .توضیحا این روایت را دیگر نامبردگان ذیل بهمین مضمون و با کمی اختلاف در تعبیرات نقل کرده اند که بخاطر محدودیت مقاله از ذکر متون مربوطه تا فرصت بعدی معذرت می خواهیم۴ــ اخطب خطباء خوارزم موفق بن احمد مکی خوارزمی (۵۸۶) در مقتل الحسین اوائل فصل هفتم ص ۱۴۶٫۵ــ شیخ الاسلام ابوالعلاء حسن بن احمد بن حسن عطار همدانی ــ صاحب «اربعون حدیثا فی المهدی» ــ (۵۶۹ هـ) بشرح مندرج در «فرائد السمطین» و به نقل «مناقب کاشی ــ مخطوط و موجود در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قمــ».۶ــ ابن ابی الحدید (۶۵۶) در شرح نهج البلاغه ج ۱ ص ۲۸۱ ــ ۲۸۲ وج ۱۹ ص۱۳۰ بااشاره به نقل ابن قتیبه در«غریب الحدیث» از علی(علیه السلام).۷ــ محمد بن یوسف گنجی شافعی (مقتول سنه ۶۵۸) در «البیان فی اخبار صاحب الزمان» ص ۹۰ چاپ نجف باب نهم به نقل از «الجرح و التعدیل» دارقطنی،۸ــ یوسف بن یحیی مقدسی شافعی سلمی (۶۸۵) در «عقد الدرر فی اخبار المنتظر» چاپ ۱۳۹۹ مکتبه عالم الفکر مصر،باب اول ص ۲۴ بنقل از «صفه المهدی» ابونعیم از حذیفهآخر باب ۲ ص ۳۲ بنقل از مصدر فوقباب ۴ فصل ۲ ص ۸۹ بنقل از جابربن یزید جعفی از ابوجعفر (امام باقر ع) و ص ۹۵ بنقل از امام امیرالمؤمنین علیه السلام،باب ششم تحت عنوان: فی تصریح النبی بانّ المهدی من ولد الحسین بنقل از دارقطنی صاحب «الجرح و التعدیل»اواسط باب ۴ ص ۱۲۷ بنقل از فتن نعیم بن حماد از عبداللّه بن عمروباب نهم فصل سوم ص ۲۲۳ از «صفه المهدی» حافظ ابونعیم و حافظ ابوعبدالله نعیم بن حمّادو«معجم»حافظ ابوالقاسم طبرانی ازعبداللّه بن عمرو۹ــ محب الدین طبری (۶۹۴) در «ذخائر العقبی» ص ۱۳۶ــ۱۳۷،۱۰ــ شیخ ابراهیم بن محمد بن مؤید بن عبداللّه جوینی خراسانی (۷۳۰) در «فرائد السمطین ــ فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین و الائمه من ذریتهمــ» ج ۲ ص ۳۲۵ــ۳۲۶ شماره ۵۷۵ با ذکر سند منتهی به حافظ ابوالعلا حسن عطار همدانی.۱۱ــ حافظ شمی الدین ذهبی (۷۴۸) در میزان الاعتدال ج ۲ ص ۳۸۲ ذیل نام عباس بن بکار ضبی۱۲ــ سیدعلی شهاب همدانی (۷۸۶) در «موده القربی و اهل العباء» مندرج در «ینابیع الموده قندوزی ص ۳۰۸ چاپ نجف» مودّه دهم ضمن چند روایت مختلف و هم مضمون.۱۳ــ محمد بن محمود حافظی معروف به خواجه پارسا (۸۲۲) در «فصل الخطاب»مشروحاحضرت مهدی راازفرزندان امام حسن عسکری دانسته واعلام نموده [ینابیع الموده باب ۶۵، ص ۴۶۴ چ نجف]۱۴ــ ابن حجر عسقلانی (۸۵۲) در «لسان المیزان» ج ۳ ص ۳۰۰ طبق متن فرائدالسمطین.۱۵ــ ابن صبّاغ مالکی (۸۵۵) در «فصول المهمّه فی معرفه الأئمه» ص ۲۷۷ بنقل از ابونعیم عین آنچه را که از حذیفه آوده.۱۶ــ سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی (۱۲۹۴) در«ینابیع الموده» اواخر باب ۵۴ ص ۱۹۷ چاپ نجف بنقل از موده القربی همدانی.اوایل باب ۷۷ ص ۵۳۴ بنقل از علی (ع) از پیامبر (ص) و از سلیم بن قیس از سلمان حدیثی را که با روی سخن به حسین فرمود: «…انت ابوحجج تسعه تاسعهم قائمهم المهدی» بنقل از حموینی و خوارزمی، و بنقل از ابن عباس با تعبیر «و تسعه من ولد الحسین مطهرون» از حموینیاواسط باب ۹۴ ص ۵۸۸ بنقل از اربعین حافظ ابونعیم از حذیفه در پاسخ سئوال سلمان از پیامبر اکرم پیرامون نام فرزندش ــ که مهدی از اولاد او باشد ــ.و ص ۵۸۹ بنقل از ابن خشاب از امام علی بن موسی الرضا و تصریح آنحضرت باینکه مهدی فرزند عسکری است.و نیز ص ۵۸۹ با ذکر سند بنقل از امام موسی کاظم و تصریح باینکه امام صادق فرمود: «مهدی از فرزندان من باشد».و ص ۵۹۰ متن آنچه را از «الجرح و التعدیل» دارقطنی آوردیم.نیز ص ۵۹۰ بنقل از مناقب خوارزمی [۱۱] از سلمان فارسی.روایتی راکه سلمان وارد بر پیغمبر شد و دید حضرتش حسین بن علی را برروی زانو نشانده و او را می بوسید وخبر می دهد از اینکه حضرت قائم نهمین فرزند حسین باشد۱۷ــ شیخ عبدالهادی ابیاری (۱۳۰۵) در «العرائس الواضحه» ص ۲۰۸۱۸ــ سید مؤمن بن حسن شبلنجی (۱۳۰۸) در «نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار» چاپ بولاق مصر.

معترفین از علمای سنی به ولادت حضرت مهدی از نسل فاطمه زهرا و امام حسین بن علی در نیمه شعبان ۲۵۵ هجری

در اینجا توجه خوانندگان ارجمند را به یک موضوع مهم جلب می نمائیم و آن اینکه:اصل مسأله مهدویّت در اسلام مانند ـ مسأله امامت که در پیشگفتار بدان اشاره کردیم ـ یک مسأله اتفاقی بین همه مذاهب عقیدتی و فقهی اسلام است.چیزی که در این رابطه مورد اختلاف می باشد موضوع ولادت حضرت مهدی است که گروهی انگشت شمار از اهل تسنّن منکر، و اکثریّت قریب به اتفاقْ موافق با شیعه، و در منابع عقیدتی، حدیثی و تاریخی خود صریحاً بدان اعتراف کرده اند.ناگفته پیداست که معتقدان به ولادت آن حضرت نیز در انتساب آن بزرگوار به امام عسکری، و دیگر ویژگیها و شؤون حیاتی او از قبیل غیبتو… با شیعه هم عقیده اند.با توجه به اینکه ما در این کتاب در انطباق بخشی از فرازهای سخنان امام در نهج البلاغه با مسأله مهدی منتظر، متکی به اعتراف ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه، شده ایم، و نامبرده در موضوع ولادت آن حضرت با شیعه مخالف، و آن را موکول به بعد نموده است، ما در این مقدمه به اسامی بیش از یکصد نفر از دانشمندان و مورخان اهل تسنن که با شیعه همعقیده، و به ولادت حضرت مهدی در نیمه دوم قرن سوم هجری اعتراف کرده اند اشاره می کنیم; و برای تفصیل بیشتر، علاقمندان آشنا به زبان عربی را به کتاب «الامام المهدی عند اهل السنه» [۱۲] و مقدمه آن ارجاع می دهیم.۱ ــ ابوبکر محمد بن هارون رویانی (در گذشته ۳۰۷) در «مسند» مخطوط موجود در کتابخانه ظاهریه شام که بخش ویژه حضرت «مهدی» در جلد سوم «الامام المهدی عند اهل السنه» مندرج، تا به یاری خدا چاپ و منتشر گردد.۲ ــ ابن ابی ثلج، ابوبکر، محمّد بن احمد بن بغدادی (۲۳۸ ـ ۳۲۲) از بزرگان محدثان و مؤلف «تاریخ الأئمه» که به عنوان «موالید الأئمه» به پیوست «الفصول العشره فی الغیبه ـ شیخ مفید ـ» و «نوادر راوندی» به سال ۱۳۷۰ هجری در نجف به چاپ رسیده; و در این کتاب انتساب حضرت مهدی(ع) به امام عسکری و ولادت آن بزرگوار را صریحاً اعتراف نموده است.۳ ــ ابوالعباس، احمد بن ابراهیم بن علی کندی، شاگرد ابن جریر طبری، استاد حافظ ابونعیم اصفهانی، مقیم مکه، و راوی کتاب «موالید الأئمه».۴ ــ ابوعلی، احمد بن محمد بن علی عمادی نسوی، راوی کتاب «موالید الأئمه» ابن ابی ثلج به سال ۳۵۰ از کندی سابق الذکر.۵ ــ ابومسعود، احمد بن محمد بن عبدالعزیزبن شاذان بجلی، نویسنده و قاری رساله «موالید الأئمه» بر ابومنصور شیرازی.۶ ــ ابومنصور، عبدالرحیم بن محمد بن احمد بن شرابی شیرازی که رساله مذبور را از ابی مسعود شنیده و نوشته است.۷ ــ ابومحمد، اسد بن احمد ثقفی که رساله «موالید الأئمه» را از ابومنصور گرفته است.۸ ــ ابوماجد، محمد بن حامد بن عبدالمنعم بن عزیز بن واعظ که رساله فوق الذکر را به نقل از ثقفی نامبرده ضبط کرده است.۹ ــ ابوعبداللّه، محمد بن عبدالواحد بن فاخر قرشی که این رساله را از ابوماجد شنیده و نقل کرده است.۱۰ ــ محب الدین، ابوعبداللّه، محمد بن محمود بن حسن نجار بغدادی(۶۴۳) که شاگرد ابن جوزی، مدرس مدرسه «مستنصریه» بغداد، و مؤلف «ذیل تاریخ بغدادـ شامل۴۰جلد ـ» بوده و محتوای رسـاله «موالید الأئمه» را از مشایخ سـه گانه پیشین (ابومحمد ثقفی، ابوماجد، ابوعبداللّه فاخر قرشی) شنیده و ضبط نموده است.۱۱ ــ نسب شناس مشهور، ابونصر، سهل بن عبداللّه بخاری زیدی (بعد ۳۴۱) در «سرُّ السلسه العلویَّـه» پیرامون نام امام حسن عسکری (ع) چاپ نجف.۱۲ ــ مورخ شهیر علی بن حسین مسعودی(۳۴۶) در «مروج الذهب» جلد ۸،چاپ لیدنـ به ضمیمه ترجمه فرانسوی ـص۴۰٫۱۳ ــ خوارزمی، محمد بن احمد بن یوسف کاتب(۳۸۷) در «مفاتیح العلوم»، چاپ لیدن سنه ۱۸۹۵، ص۳۲ ـ ۳۳٫۱۴ ــ حافظ ابوالفتح، محمد بن احمد بن ابی الفوارس بغدادی (۳۸۸ ـ ۴۱۲) در «اربعین» خود شماره ۴ به نقل«کشف الاستار» محدّث نوری ص ۲۹ چاپ اول.۱۵ ــ جعفر بن محمد بن المعتز مستغفری سمرقندی (۴۳۲) در «دلائل النبوه و المعجزات» (بنــا به نقل شیخـانی در «الصراط السوی»).۱۶ ــ ابوبکر، احمد بن حسین بیهقی خسروجردی شافعی (۴۵۸) در «شعب الایمان» چاپ دائره المعارف هند.۱۷ ــ مؤلف «مجمل التواریخ و القصص» فارسی، (تألیف سال ۵۲۰)، ص ۴۵۸ چاپ تهران.۱۸ ــ احمد بن ابی الحسن نامقی جــامی(۵۳۶) به نقل «ینابیع الموده» ضمن احوال امیر مؤمنان، باب ۸۷ ص ۵۶۶٫۱۹ ــ ابن خشاب، أبومحمد، عبداللّه بن احمد بغدادی (۵۶۷) در «تاریخ موالیدالائمه و…» [۱۳] به نقل «کشف الأستار» و«أعیان الشیعه».۲۰ ــ اخطب خوارزم، موفق بن احمد حنفی(۴۸۴ ـ ۵۶۸) در «مقتل امام حسین» (که بعضی با مناقب امیرالمؤمنین از همان نویسنده اشتباه کرده اند) ج ۱ ص ۹۴، ۹۶ ضمن دو روایت و به نقل «ینابیع الموده» ص ۴۹۲ چاپ اسلامبول سنه ۱۳۰۱ و «کشف الاستار» علامه نوری.۲۱ ــ یحیی بن سلامت خصکفی شافعی (۵۶۸) به نقل مؤلفان «تذکره الخواص» ص ۳۶۰ چاپ نجف و «ینابیع الموده» باب ۸۷ ص۵۶۹ بعنوان بعض شافعیه.۲۲ ــ ابن ازرق، عبداللّه بن محمد بن فارقی (۵۹۰) در «تاریخ میا فارقین» به نقل «وفیات الاعیان» (ج ۳ ص۳۱۶، شماره مسلسل۵۳۴).۲۳ ــ خلیفه عباسی، الناصرلدین اللّه، احمد بن مستضییء (۶۲۲) روی درب مُنبَّت کاری صفه سرداب سامراء که به دستور او تهیه و نصب گردیده.۲۴ ــ شهاب الدین، یاقوت بن عبداللّه حموی رومی بغدادی (۶۲۶) در «معجم البلدان» (ج ۳ ص ۱۷۳) پیرامون کلمه «سامراء».۲۵ ــ شیخ فرید الدین عطار، محمد بن ابراهیم نیشابوری همدانی (۶۲۷) در دیوانش به نام «مظهر الصفات» به نقل «ینابیع الموده» باب۸۷٫۲۶ ــ ابن اثیر جزری، عزالدین علی بن محمد شیبانی موصلی (۵۵۵ ـ ۶۳۰) در «الکامل» ذیل سنه ۲۶۰٫۲۷ ــ شیخ محی الدین محمد بن علی معروف به ابن عربی طائی اندلسی (۶۳۸) به نقل شعرانی ــ در «الیواقیت و الجواهر» مبحث ۶۵ ــ از باب ۳۶۶ «فتوحات مکیه» او که متأسفانه در چاپهای متعدد مصر از روی خیانت این مطلب ساقط شده.نیز حمزاوی در «مشارق الانوار» و صبان در «اسعاف الراغبـین» این مطلب را از محی الدین نقل کرده اند.۲۸ ــ شیخ سعد الدین، محمد بن مؤید حمویه، معروف به سعد الدین حموی (۶۵۰) در رساله «مهدی منتظر» به نقل جامی در «مرآه الاسرار».۲۹ ــ شیخ کمال الدین محمد بن طلحه شافعی نصیبی (۵۸۲ ـ۶۵۲) در «مطالب السئول فی مناقب آل الرسول» باب ۱۲ و نیز در «الدر المنظم» که بخشی از آن در باب ۶۸ «ینابیع الموده» (ص ۴۹۳ ـ ۴۹۴) درج و به چاپ رسیده است [۱۴] .۳۰ ــ شمس الدین، یوسف بن قزاوغلی، سبط ابی الفرج بن جوزی (۶۵۴) در «تذکره خواص الامه ـ فصل ویژه حضرت مهدی ـ» که در تهران و نجف به چاپ رسیده است.۳۱ ــ حافظ ابوعبداللّه محمد بن یوسف گنجی شافعی(۶۵۸) در «کفایه الطالب» ـ پیرو نام امام عسکری(ع) ـ و در «البیان فی أخبار صاحب الزمان» ـ باب ۲۵ ـ که مکرر در ایران و نجف و بیروت چاپ شده است.۳۲ــ جلال الدین بلخی رومی(۶۷۲) در «مثنوی»، ضمن قصیده «ای سرور مردان علی مستان سلامت می کنند».[«ینابیع الموده»،باب ۸۷]۳۳ ــ صدرالدین قونوی از بزرگان عرفا و فلاسفه(۶۷۳) در قصیده «رائیه» خود به نقل «کشف الاستار» محدث نوری شماره مسلسل ۳۱٫۳۴ ــ ابن خلکان (۶۸۱) در «وفیات الاعیان» ج ۱ ص ۵۷۱ چاپ بولاق مصر، و در چاپ دیگر ج ۳ ص ۳۱۶ شماره ۵۳۴٫۳۵ ــ عزیزالدین، عبدالعزیز بن محمد نسفی صوفی(۶۸۶) در رساله خود به نقل «ینابیع الموده» پایان باب ۸۷٫و او غیر از عزیزالدین عمر بن محمد بن احمد نسفی مؤلف «عقاید النسفیه» و در گذشته ۵۳۸ است که مؤلفان «کشف الاستار» و «منتخب الاثر» با یکدیگر اشتباه نموده اند، و مؤلف «دانشمندان عامه و مهدی موعود» تاریخ فوتش را ۶۱۶ نگاشته است.۳۶ ــ حکیم ادیب، عامر بن بصری نزیل سواین روم (۶۹۶) در «تائیه» خود که ـ به نقل «معجم المؤلفین» ۵/۵۴ ـ بنام «ذات الانوار» با مقدمه عبدالقادر مغربی و به اعانت ماسینیون به چاپ رسیده، و علامه نوری در صفحه ۵۵ «کشف الاستار» این بخش از اشعار او را ذکر نموده است.۳۷ ــ مورخ نامی، حمداللّه بن ابی بکر مستوفی قزوینی (۷۳۰) در «تاریخ گزیده فارسی» ص ۲۰۶ ـ ۲۰۷ چاپ ۱۳۳۹ تهران.۳۸ ــ شیخ الاسلام ابراهیم بن محمد بن مؤید جوینی حموئی شافعی (۶۴۴ ـ ۷۳۲) در «فرائد السمطین» ج ۲ ص ۳۳۷ چاپ بیروت.۳۹ ــ مورخ شهیر، ابوالفداء، عمادالدین اسماعیل بن علی، حاکم حماه از بلاد سوریه(۷۳۲) در «المختصر فی اخبار البشر» ذیل سنه ۲۵۴ ج ۲ ص۴۵٫۴۰ ــ کمال الدین عبدالرزاق بن احمد کاشانی صوفی (۷۳۰ یا ۷۳۵) در «تحفه الاخوان فی خصایص الفتیان» به نقل سعید نفیسی در «سر چشمه تصوف در ایران» ص۲۱۶٫۴۱ ــ عارف شهیر علاءالدوله سمنانی، احمد بن محمد شافعی (۶۵۹ ـ ۷۳۶) به نقل خواجه پارسا در «فصل الخطاب پیرامون ذکر ابدال و اقطاب» که مورد عقیده متصوفه اهل سنت است.۴۲ ــ مورخ شهیر، شمس الدین محمد ذهبی (۶۷۳ ـ ۷۴۸) که اصلش ترکمانی و در دمشق اقامت گزیده، در تاریخ «دول الاسلام» ج ۱ ص ۱۵۸ ذیل سنه ۲۶۰; نیز در «العبر فی خبر من غبر» ج ۲ ص ۲۰ ذیل حوادث سنه ۲۶۰٫۴۳ ــ ابنوردی، زین الدین عمر بن مظفر بن ابی الفوارس (۶۹۱ ـ ۷۴۹) در «تتمه المختصر» معروف به تاریخ ابنوردی، چاپ مصر ج ۱ ص ۳۱۸ ذیل حوادث سنه ۲۵۴ پیرامون وفات امام هادی(ع).۴۴ ــ شیخ شمس الدین محمد بن یوسف زرندی حنفی انصاری (۶۹۳ ـ ۷۴۷ یا ۷۴۸ یا ۷۵۰) در «معراج الوصـول الی معرفه فضیله آل الرسول» که عکس نسخه خطی آن از کتابخانه ناصریه لکهنو در مکتبه اینجانب موجود است.۴۵ ــ صلاح الدین صفدی خلیل بن ایبک (۷۶۴) مؤلف «الوافی بالوفیات» و «شرح لامیه العجم» و «شرح الدائره» به نقل «ینابیع الموده» باب ۸۶٫۴۶ ــ حافظ محدث، عبداللّه بن محمد مطیری مدنی شافعی نقشبندی (۷۶۵) در «الریاض الزاهره فی فضل آل بیت النبی و عترته الطاهره» به نقل «کشف الاستار» علامه نوری، ص ۹۳ و ۲۱۵ ـ ۲۱۶ چاپ قدیم.۴۷ ــ مورخ شهیر، عبداللّه بن علی یافعی یمنی شافعی (۷۰۰ــ۷۶۸) در «مرآه الجنان» ج ۲ ص۱۷۲ ذیل حوادث سنه ۲۶۰٫۴۸ ــ سید علی بن شهاب بن محمد همدانی مقیم هند (۷۱۴ ـ ۷۸۶) در «موده القربی» و «اهـل العباء» که نسخه عکسـی آن از کتابخانه ناصریه هند نزد اینجانب موجود است، و متن کامل آن ضمن باب ۵۶ «ینابیع المودّه» ص ۲۸۸ ـ ۳۱۷ چاپ نجف مندرج است.۴۹ ــ ابوولید، محب الدین، محمّد بن شحنه حلبی حنفی (۷۴۹ ـ ۸۱۵) در «روضه المناظر فی اخبار الاوائل و الاواخر» ـ که مختصر «تاریخ ابوالفداء» است و در حاشیه «مروج الذهب» به سال ۱۳۰۳ در مصر به چاپ رسیده است ـ ج ۱ ص ۲۹۴٫۵۰ ــ عارف شهیر و مورخ نامی، محمد بن محمد بن محمود بخاری معروف به خواجه پارسا حنفی نقشبندی (۸۲۲) در «فصل الخطاب» که نسخه اش در کتابخانه مجلس و فتوکپی آن نزد اینجانب موجود می باشد; و گویا در هند به چاپ رسیده است; و بخش ویژه ائمه اثناعشر آن مندرج در باب ۶۵ «ینابیع الموده» می باشد.۵۱ ــ مورخ شهیر، احمد بن جلال الدین محمد فصیح خوافی (۷۷۷ ـ ۸۴۵) در «مجمل فصیحی» چاپ مشهد سنه ۱۳۴۱، ج ۱ ص ۲۳۱، ضمن رویدادهای ۲۵۵٫۵۲ ــ شهاب الدین بن شمس الدین بن عمر هندی، معروف به ملک العلماء زاولی دولت آبادی (۸۴۹) در «هدایه السعداء فی مناقب السادات» به نقل «کشف الاستار» علامه نوری ص ۷۳ و «البرهان» علامه سید محسن عاملی شامی چاپ دمشق.۵۳ ــ خواجه أفضل الدین بن صدرالدین ترکه خجندی اصفهانی(۸۵۰) در «تنقیح الادله و العلل» ترجمه «مللو نحل» شهرستانی، ص ۱۸ و ۱۸۳ و ۱۸۷٫۵۴ ــ ابن صباغ، نورالدین، علی بن محمد مالکی (۷۳۴ـ۸۵۵) در «الفصول المهمه فی معرفه الائمه» ضمن فصل ویژه حضرت مهدی(ع)، ص ۲۷۴ چاپ غری.۵۵ ــ شیخ عبدالرحمن بسطامی (۸۵۸) در «دره المعارف» به نقل «ینابیع الموده» باب ۸۴٫۵۶ ــ ابوالمعالی، سراج الدین، محمد بن عبداللّه حسینی رفاعی مخزومی بغدادی (۷۹۳ ـ ۸۸۵) در «صحاح الاخبار فی نسب الساده الفاطمیه الاخیار» ص ۱۴۳، چاپ ۱۳۰۶ مصر.۵۷ ــ نورالدین، عبدالرحمن بن احمد بن قوام الدین دشتی جامی حنفی شاعر(۸۹۸) صاحب «شرح کافیه» در «شواهد النبوه» که در لکهنو و بمبئی در ۴۴ صفحه بچاپ رسیده است و فتوکپی نسخه خطی مجلس شورای اسلامی نزد اینجانب موجود است.۵۸ ــ محمد بن داود نسیمی منزلاوی صوفی (۹۰۱) به نقل قندوزی در «ینابیع الموده» باب ۸۶ ص ۵۶۶ چاپ نجف.۵۹ ــ مورخ نامی، میرخواند، محمد بن خاوند شاه (۹۰۳) در «روضه الصفا» ج ۳ ص ۵۹ ـ ۶۲ فصل ویژه حضرت مهدی(ع)، که در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود می باشد.۶۰ ــ قاضی فضل بن روزبهان خنجی شیرازی (درگذشته بعد ۹۰۹) که از سرسخت ترین مخالفان شیعه بوده، در قصیده خود که شامل سلام بر یک یک انوار مقدسه چهارده معصوم است و در مسأله پنجم از بخش سوم «ابطال الباطل» آنرا ذکر نموده، و نگارنده عین آن را در مقدمه «الامام المهدی عند اهل السنه» بخش مخطوطات آورده است.۶۱ ــ ملاحسین بن علی کاشفی بیهقی سبزواری هروی(۹۱۰) در «روضه الشهداء» فصل هشتم چاپهای دهلی و غیره.۶۲ ــ قاضی حسین بن معین الدین میبدی یزدی حکیم (۹۱۱) ـ از شاگردان ملا جلال الدین دوانی ـ در شرح دیوان منسوب به امیرمؤمنان علی(ع) ص ۱۲۳ و ص ۳۷۱ چاپ تهران.۶۳ ــ فیلسوف شهیر جلال الدین محمد بن اسعد صدیقی دوانی شافعی (۹۰۷ یا ۹۱۸ یا ۹۲۸) در «نور الهدایه فی اثبات الولایه» که بار اول ضمیمه «خصایص» ابن بطریق بسال ۱۲۱۱ قمری، و بعداً به سال ۱۳۷۵ در تهران بچاپ رسیده است.۶۴ ــ ابوالحسن، علی بن محمد شاذلی (۸۵۷ـ۹۳۹) بنا به نقل شعرانی در «الیواقیت و الجواهر» باب ۵۶٫۶۵ ــ مورخ نامی، خواند میر (۹۴۲)، سبط میرخواند مؤلف «روضه الصفا» در تاریخ «حبیب السّیر» ج ۲ ص ۱۰۰ ـ ۱۱۳٫۶۶ ــ شمس الدین محمد بن طولون دمشقی حنفی (۹۵۳) در «الأئمه إثنی عشر» ص ۱۱۷ چاپ دارالصادر بیروت.۶۷ ــ شیخ حسن عراقی (بعد ۹۵۸) مدفون بالای کوم الریش در مصر، به نقل شعرانی در «الیواقیت و الجواهر» مبحث ۶۰ و در «لواقح الانوار» چاپ ۱۳۷۴ مصر ج ۲ ص ۱۳۹، ملاقات و اجتماع او را با حضرت مهدی(ع) ذکر نموده است.۶۸ ــ شیخ علی خواص، استاد عارف شهیر شیخ عبدالوهاب شعرانی (بعد ۹۵۸) به نقل شاگردش «لواقح الانوار» ج ۲ ص۱۵۰ و «الیواقیت و الجواهر» مبحث ۶۵٫۶۹ ــ تقی الدین ابن ابی منصور (تاریخ فوت او بدست نیامد) شعرانی در «الیواقیت و الجواهر» آغاز باب ۶۵ از کتاب «عقیده» او نقل کرده است.۷۰ ــ مورخ شهیر، قاضی حسین بن محمد دیار بکری (۹۶۶) در «تاریخ الخمیس» ج ۲ ص ۳۴۳ پیرامون حوادث ۲۶۰ و رویدادهایـ ایام معتمد عباسی.۷۱ ــ عارف شهیر، شیخ عبدالوهاب بن احمد شعرانی شافعی (۸۹۸ ـ ۹۷۳) در «الیواقیت و الجواهر» مبحث ۶۵٫۷۲ ــ شهاب الدین، شیخ الاسلام، احمد بن حجر هیثمی شافعی (۹۰۹ ـ ۹۷۴) در «صواعق المحرقه» ص ۱۰۰ و ۱۲۴ چاپ ۱۳۱۳ هجری مصر،۷۳ ــ سید جمال الدین، عطاء اللّه بن سید غیاث الدین فضل اللّه شیرازی نیشابوری (۱۰۰۰) در «روضه الاحباب» فارسی، چاپ ۱۲۹۷ لکهنو و ۱۳۱۰ هند، در فصل ویژه حضرت مهدی(ع).۷۴ ــ محدث شهیر، ملاعلی بن سلطان هروی قاری (۱۰۱۴) در «المرقاه فی شرح المشکاه» که بخش ویژه حضرت مهدی(ع) از آن در جلد دوم «الامام المهدی عند اهل السنه» به چاپ رسیده است.۷۵ ــ مورخ شهیر و فاضل، ابی العباس، احمد بن یوسف بن احمد دمشقی قرمانی (۹۳۹ ـ ۱۰۱۹) در تاریخ «اخبار الدول و آثار الاول» ص ۱۱۷، ضمن باب ویژه خلفاء و ائمه.۷۶ ــ امام ربانی، احمد بن عبدالاحد فاروقی سرهندی نقشبندی حنفی (۹۷۱ ـ ۱۰۳۱)، که از بزرگان صوفیه هند بوده، و از وی به مجدِّد هزاره دوم تعبیر کرده اند، در «مکتوبات» ج ۳ مکتوب آخر.۷۷ ــ عارف شهیر، عبدالرحمن چشتی بن عبدالرسول بن قاسم بن عباسی علوی صوفی (بعد ۱۰۴۵) در «مرآه الاسرار»، فارسی، شامل شرح حال مشایخ صوفیه (که نسخه آن در کتابخانه آصفیه لکهنو به شماره ۱۶۷ و کتاب ۱۳۰۹ موجود است، و نسخه دیگری از آن در کتابخانه مجلس تهران موجود می باشد) و شاه ولی اللّه دهلوی نیز در کتاب «الانتباه فی سلاسل اولیاء اللّه و اساتید و ارثی رسول اللّه» از آن نقل کرده است.۷۸ ــ عارف شهیر، بدیع الزمان قطب مدار، کسی که عبد الرحمن صوفی کتاب «مرآه الاسرار» را به خاطر او نوشت و او معاصر وی بود، و از اعلام نیمه اول سده یازدهم به شمار می رود; و به نقل «کشف الاستار» علامه نوری، ص ۵۱ تحت شماره ۲۷، عبدالرحمن داستان دیدار او را با آن حضرت در کتاب نامبرده آورده است.۷۹ ــ ابوالمجد، عبدالحق بن سیف الدین دهلوی بخاری حنفی (۹۵۹ ـ ۱۰۵۲) در رساله ویژه مناقب ائمه و احوال آنها به نقل «کشف الاستار» تحت شماره ۱۲٫۸۰ ــ مورخ شهیر، عبدالحی بن احمد، معروف به ابن عماد دمشقی حنبلی (۱۰۳۲ ـ ۱۰۸۹) در «شذرات الذهب» ضمن حوادث ۲۶۰ هجری، ص۱۴۲، چاپ ۱۳۵۰٫۸۱ ــ شیخ محمود بن محمد شیخانی قادری (بعد ۱۰۹۴) در «الصراط السوی فی مناقب آل النبی(ص)».۸۲ ــ عبدالملک بن حسین بن عبدالملک بن عصامی مکی (۱۰۴۹ ـ ۱۱۱۱) در کتاب «سمط النجوم العوالی» ج ۴ ص ۱۳۷ ـ پیرامون نام حضرت امام حسن عسکری(ع) ـ و ص ۱۳۸٫۸۳ ــ میرزا محمد خان بن رستم بدخشی (۱۱۲۲) در «مفتاح النجا فی مناقب آل العبا» ص ۱۸۱، مخطوط کتابخانه آیت اللّه مرعشی قم. [ملحقات احقاق الحق ۱۳/۹۵]۸۴ ــ سید عباس بن علی مکی (بعد ۱۱۴۸) در «نزهه الجلیس» ج ۲ ص ۱۲۸، چاپ قاهره.۸۵ ــ شیخ عبداللّه بن محمد شبراوی شافعی مصری (۱۱۷۲)، شیخ جامع ازهر، در «الاتحاف بحب الاشراف» ص ۶۸ ـ ۶۹، چاپ قاهره.۸۶ ــ احمد بن علی بن عمر، شهاب الدین، ابوالنجاح منینی حنفی دمشقی (۱۰۸۹ ـ ۱۱۷۳) در کتاب «فتح المنان» در شرح منظومه «الفوز و الامان» شیخ بهائی، ص ۳، چاپ قاهره;متن این کتاب در «الامام المهدی عند اهل السنه» عیناً به چاپ رسیده است.۸۷ ــ شاه ولی اللّه، احمد بن عبدالرحیم فاروقی دهلوی حنفی (۱۱۱۰ ـ ۱۱۷۶) در «المسلسلات» معروف به «الفضل المبین» قضیه ملاقات بلاذری با آن حضرت را آورده، و با سکوت موجب رضا از اظهار نظر خودداری کرده است.نیز (به نقل «کشف الاستار» شماره ۲۶) در «الانتباه فی سلاسل اولیاء اللّه» در این زمینه شرح مفصّلی از جامی آورده است.۸۸ ــ شیخ سراج الدین، عثمان دده عثمانی (۱۲۰۰) در «تاریخ الاسلام و الرجال» ص ۳۷۰، نسخه مخطوط کتابخانه آیت اللّه مرعشی. [ملحقات احقاق الحق ۱۳/۹۲]۸۹ ــ شیخ محمد بن علی صبان مصری شافعی (۱۲۰۶) در «اسعاف الراغبین فی سیره المصطفیوفضائل اهل بیته الطاهرین» [۱۵] ذکر نموده است.۹۰ ــ مولوی علی اکبر بن اسداللّه مودودی (۱۲۱۰) از مشاهیر علمای هند و متعصبین سر سخت علیه شیعه در «مکاشفات» ـ که حواشی بر «نفحات الانس» جامی است ـ (ج ۷، ص۳۲۷) پیرامون شرح حال علی بن سهل اصفهانی و بحث از عصمت انبیاء و امام مهدی موعود.۹۱ ــ مولوی محمد مبین هندی لکهنوی (۱۲۲۰) در «وسیله النجاه» چاپ گلشن فیض، ص ۳۱۶٫۹۲ ــ شیخ عبدالعزیز بن شاه ولی اللّه دهلوی (۱۱۵۹ ـ ۱۲۳۹)، مؤلف «تحفه اثناعشریه» بنا به نقل «استقصاء الافهام» ص ۱۱۹ در «النزهه» روایت ابن عقله، مربوط به ملاقات بلاذری را از «فضل المبین» پدر خود نقل کرده، و این خود گواه بر عقیده او به حیات حضرت مهدی(ع) می باشد.۹۳ ــ خالد بن احمد بن حسین، ابوالبهاء، ضیاءالدین نقشبندی شهرزوری (۱۱۹۰ ـ ۱۲۴۲) از بزرگان صوفیه، در «دیوان فارسی» خود به نقل «مجمع الفصحاء» رضا قلی هدایت، ج ۲، ص ۱۱، چاپ ۱۳۲۹٫۹۴ ــ رشیدالدین دهلوی هندی (۱۲۴۳) در «ایضاح لطافه المقال» بنقل «الامام الثانی عشر» علامه عبقانی، ص ۴۷، چاپ نجف.۹۵ ــ نسب شناس شهیر، ابوالفوز، محمد امین سویدی بغدادی (۱۲۴۶) در «سبائک الذهب فی معرفه قبائل العرب» ص ۸۷ در خط عسکری ذکر نموده است.۹۶ ــ قاضی جواد بن ابراهیم بن محمد ساباط هجری بصری حنفی (۱۲۵۰۱۱۸۸)، که نخست مسیحی بود و از آن پس گرایش به اسلام پیدا کرد، در «البراهین الساباطیه فیما یستقیم به دعائم المله المحمدیه» چاپ عراق، به نقل «کشف الاستار».۹۷ ــ شیخ عبدالکریم یمانی (قبل ۱۲۹۱) ضمن اشعاریکه پیرامون حضرت مهدی(ع) سروده و در «ینابیع الموده» عیناً آنها را آورده است.۹۸ ــ محدث عالیقدر، سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی معروف به خواجه کلان (۱۲۲۰ ـ ۱۲۹۴) در «ینابیع الموده» آخر باب ۵۶ و آخر باب ۷۹، که بارها در ترکیه، هند، عراق، ایران، و در هفتمین بار به سال ۱۳۸۴ در نجف به چاپ رسیده است.۹۹ ــ شیخ حسن عـدوی حمزاوی شافعی مصری (۱۳۰۳) در «مشارق الانوار فی فوز اهل الاعتبار» ص ۱۵۳، چاپ مصر.۱۰۰ ــ عبدالهادی بن رضوان بن محمد بن الابیاری (۱۳۰۵) در «جالیه الکدر» ـ شرح منظومه سبزواری ـ ص ۲۰۷ چاپ مصر.۱۰۱ ــ مؤلف «تشیید المبانی» (۱۳۰۶) به نقل علامه محقق میرحامد حسین نیشابوری هندی در «استقصاء الافهام» ص ۱۰۳، چاپ لکهنو.۱۰۲ ــ سید مؤمن بن حسن بن مؤمن شبلنجی مصری (۱۲۵۲ ـ بعد۱۳۰۸) در فصل ویژه حضرت مهدی(ع) در «نور الابصار» ص ۱۵۰، چاپ ۱۳۲۲ مصر.۱۰۳ ــ عبدالرحمن بن محمد بن باعلوی حضرمی (۱۳۲۰)، مفتی حضرم یمن، در «بغیه المسترشدین» ص ۲۹۶، چاپ مصر، به نقل از جلال الدین سیوطی.۱۰۴ ــ محمود بـن وهیب قراغـولی بغدادی حنفی در کتاب «جوهره الکلام» مطبوع، ص ۱۵۷، در فصلی که تحت عنوان «المجلس الثلاثون فی فضائل محمد المهدی رضی اللّه عنه» ویژه حضرت مهدی(ع) گشوده، به ولادت و غیبت آن بزرگوار اعتراف کرده است.۱۰۵ ــ عماد الدین حنفی، به نقل علامه نوری از بعضی اصحاب خود در «کشف الأستار» ص ۶۰، اعتراف به ولادت حضرت مهدی(ع) نموده، ولی علامه نوری از نصّ کلام او اظهار بی اطلاعی کرده است.۱۰۶ ــ فاضل محقق قاضی بهلول بهجت افندی قندوزی زنگنه زوری (۱۳۵۰) در «محاکمه در تاریخ آل محمّد[ص]» که از ترکی آذربایجانی به فارسی ترجمه، و بالغ بر ده مرتبه در ایران به چاپ رسیده، و نمایشگر عالی ترین و محققانه ترین بحث در باره امامت است.۱۰۷ ــ شیخ عبیداللّه امرتسری حنفی، معاصر، در کتاب «ارجح المطالب فی عدّ مناقب اسداللّه الغالب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب[ع]» که به زبان اردو نگارش و در لاهور به چاپ رسیده است، ص ۳۷۷٫۱۰۸ ــ سید عبدالرزاق بن شاکر بدری شافعی، معاصر، در کتاب خود «سیره الامام العاشر علی الهادی[ع]» ص ۱۳۱٫۱۰۹ ــ محمد شفیق غربال(۱۳۱۱ ـ ۱۳۸۱)، مورخ شهیر و عضو مجمع لغوی در قاهره، در «دائره المعارف» که به قلم گروهی از متخصصین در ۲۰۰۰ صفحه نگارش یافته، و به سال ۱۹۶۵ در قاهره به چاپ رسیده، زیرعنوان «الأئمه الإثنی عشریه» نوشته است که حضرت مهدی(ع) در سنه ۸۷۳ میلادی (که همزمان با ۲۶۰ هجری، آغاز غیبت صغری می باشد)غایب گردیده.۱۱۰ ــ خیرالدین بن محمود بن محمد زرکلی دمشقی (۱۳۱۰ ـ ۱۳۹۶) در «الأعلام» ج ۶ ص ۸۰ چاپ سوم، ضمن فصلی که به نام «محمد بن الحسن العسکری» باز نموده، اعتراف به ولادت آن حضرت کرده است.۱۱۱ ــ یونس احمد سامرائی در کتاب «سامراء فی ادب القرن الثالث الهجری» که با همکاری دانشگاه بغداد به سال ۱۹۶۸ میلادی به چاپ رسیده، در ص ۴۶ پیرامون واژه «عسکری» می گوید:«گروهی از شخصیّت ها حامل نسبت این کلمه اند، از جمله ابوالحسن علی بن محمد الجواد العسکری و فرزندش حسن بن علی و ابوالقاسم محمد بن الحسن العسکری، و او مهدی منتظر است.»و در پـاورقی همین صفحه تصریح به قبّـه و سـرداب غیبت نموده و می گوید:«همانجاست که پندارند مهدی منتظر در آن غیبت نموده.»آنگاه می نویسد:«این سرداب را کثیری از مسلمین در دوره سال زیارت می کنند.»بدین ترتیب گرچه نامبرده تصریح به تاریخ ولادت آن حضرت نکرده است لکن همانرا که دیگران درباره حضرت مهدی(ع) نوشته اند صریحاً و بدون هیچگونه تردیدی نوشته و ولادت آن حضرت را امر مسلّمی دانسته است.۱۱۲ ــ مستشار عبدالحلیم جندی مصری، معاصر، در کتاب «الامام جعفر الصادق» ص ۲۳۸ چاپ مجلس اعلای شؤون اسلامی مصر، ۱۳۹۷٫آری، این شخصیت های بزرگ از اهل تسنن بر ولادت حضرت مهدی(ع) تصریح کرده اند; و از اینجا می توان گفت که مسأله تولد امام مهدی(ع) از مسلمات گروه عظیمی از علماء اهل تسنن می باشد; و کسانیکه قائل به تولد او نیستند و می گویند در آینده متولد خواهد شد در اقلیت می باشند.

اعتراف صریح یا ضمنی بیش از یکصد و بیست نفر از علمای سنی به فرزند امام حسن عسکری بودن حضرت مهدی و لوازم آن

همچنانکه در بحث وبررسی پیرامون حسینی بودن حضرت مهدی منتظر خاطرنشان گردید که از طرف محمد بن عبدالله معروف به نفس زکیه (اولین مدعی دروغین مهدویت در اسلام) یا از طرف محمد بن عبدالله منصور دوانیقی (خلیفه عباسی و دومین مدعی دروغین مهدویت) فراز «واسم ابیه اسم ابی» به حدیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) که فرمود: «المهدی اسمه اسمه» اضافه شد و تنها در سنن ابی داود و سنن ابن ماجه مندرج گردید، تا مهدی موعود «محمد بن عبداللّه» تلقی شود و مهدویت کسی که خود هم نام باپیامبر است و پدرش همنام با پدر پیامبر، جا اندازی و قابل قبول گردد ومهدویت «محمد بن الحسن العسکری» از اعقاب و فرزندان حسین بن علی به دست فراموشی سپرده شود.این موضوع در عین حالی که طبق نظر علمای حدیث شناس سنی ساخته گی بودن آن ثابت و مسلم و شرحش به نظر رسید، تا هم اکنون بین ببعض نویسندگان سنی و بخصوص سنی های وهابی مطرح است که می گویند: «مهدی، محمد بن عبدالله است»!اکنون با توجه به تعداد یکصد و دوازده نفر از علما و مورخین نامبرده سنی که هریک اعتراف کتبی به ولادت حضرت مهدی در سنه ۲۵۵ هجری نموده و همه آنها آن حضرت را بدون شک وتردید بلکه بطور مسلم و قاطعانه فرزند امام حسن عسکری(علیه السلام) (امام یازدهم شیعه) معرفی و اعلام کرده اند.و اضافه بر این عده تعداد چهارده نفر دیگر از اعلام تاریخی سنی در کتاب ارزشمند و پرمایه «دفاع عن الکافی» تألیف آقای سید ثامر هاشم حبیب عمیدی، معرفی شده اند که مجموعا ۱۲۶ نفر اعتراف به ولادت آن حضرت نموده اند، دیگر جای هیچ گونه حرف و نقلی برای مهدی فرزند امام حسن عسکری بودن، و ساختگی بودن فراز «واسم ابیه اسم ابی» بر جای نمانده که متاسفانه بعد از این همه بحث و گفتگو و نقلیات حدیثی و اعترافی پیرامون فرزند امام عسکری بودنِ مهدی منتظر، یک سنی متجدد مآب و غرب زده با انکار صاحب فرزند بودن امام حسن عسکری، مشت خیانت خود راباز کند و آبروی خود را به باد دهد.آری دکتر عبداللّه غفاری در نوشته های گزارشی خود به عنوان «پروتوکلات آیات قم» ــ ص ۱۱ چاپ ۱۴۱۱ هجری، ۱۹۹۱ م، ــ وانمود کرده که تاریخ می گوید امام حسن عسکری درگذشت و فرزندی برجای نگذارد و امام مهدی منتظر متولد نشده!.

تعداد صد و پنجاه و دو اثر تألیفی (کتاب، رساله، مقاله) علما و دانشمندان اهل تسنن درباره حضرت مهدی

۱ ــ «إبراز الوهم المکنون من کلام إبن خلدون، فی أحادیث الوارده فی المهدی» یا «المرشد المبدی لفساد طعن ابن خلدون فی أحادیث المهدی».أحمد بن محمّد بن صدیق شافعی مغربی (درگذشته۱۳۴۸).چاپ دمشق و عیناً مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۲۲۳٫۲ ــ «ابراز الوهم من کلام إبن حزم».أحمد بن صدیق بخاری حضرمی(۱۳۸۰).چاپ ۱۳۴۷ مطبعه ترقی دمشق، در ردّ بر إبن حزم اندلسی (متوفای ۴۵۶) که در کتاب «الفصل بین الاهواء و النّحل» از موضوع مهدویت تخطئه و انتقاد نموده و احادیث مهدی منتظر را تضعیف و بی اعتبار وانمود کرده است.۳ ــ «اتحاف الجماعه بما جاء فی الفتن و الملاحم و اشراط الساعه»شیخ محمود بن عبداللّه تویجری.ج اول چاپ اول ۱۳۹۴ چاپخانه الریاض عربستان سعودی.۴ ــ «اتحاف الجماعه…».ج ۲ چاپ ۱۳۹۶ ریاض عربستان سعودی.[دلیل مؤلفات الحدیث الشریف۱/۴۸۳]۵ ــ «أحادیث أشراط الساعه الصغری».صالح محمد دخیل اللّه (معاصر).چاپ ۱۴۱۱ دانشگاه اسلامی مدینه در ۶۳۷ صفحه وزیری که بعنوان تز دکترای مؤلف زیر نظر استاد ربیع بن هادی بن عمیر مدخلی تنظیم نموده.[دلیل مؤلفات الحدیث الشریف ۱/۴۸۳]۶ ــ «أحادیث القاضیه بخروج المهدی».محمد بن اسماعیل امیریمانی.[الاذاعه ابن صدیق قنوجی بخاری ص ۱۱۴]۷ ــ «أحادیث المهدی من مسند أحمد بن حنبل(۲۴۱)».استخراج و تنظیم سید محمد جواد حسینی جلالی(معاصر).شامل مقدمه طولانی و ۱۳۶ حدیث از «مسند أحمد حنبل» به ترتیب موضوعی. و چاپ پنجم آن بسال ۱۴۰۹هـ وسیله مؤسسه نشر اسلامی قم (جامعه مدرسین) در ۷۸ صفحه وزیری به ضمیمه کتاب «البیان» گنجی شافعی در ۱۷۰ صفحه انجام شده.۸ ــ «الأحادیث الوارده بشان الدّجال فی مسند أحمد والصحیحین و السنن الأربع جمعاً و تخریجاً و دراسه لما لم یبیّن فی الصحیح».أحمد بن عیسی بن هادی عسر.این کتاب رساله فوق لیسانس مؤلف باشد که بسال ۱۴۰۱ زیر نظر استادش سید محمد حکیم در دانشکده الدراسات العلیاء دانشگاه مدینه منوّره در ۳۱۷ ورقه تنظیم گردیده.[دلیل مؤلفات الحدیث الشریف ۱/۴۸۴]توضیحاً کتاب بعنوان دجّال تألیف شده ولی چون موضوع آن مربوط به عصر ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) و کشته شدنش بدست عمال آن حضرت است در اینجا بذکر آن پرداختیم.۹ ــ «الأحادیث الوارده فی المهدی، فی المیزان الجرح و التعدیل».عبدالعلیم بن عبدالعظیم هندی (معاصر).بنوشته شیخ عبدالمحسن عباد، این کتاب بعنوان تز دکترا در سال ۱۳۹۸ زیر نظر استادش، دکتر محمد ابوشهبه، درباره حضرت مهدی تألیف، و نسخه خطی آن در بیش از ۶۰۰ صفحه در کتابخانه دانشکده شریعت در دانشگاه ملک عبدالعزیز مکّه موجود میباشد.نیز گوید: این کتاب بهترین و گسترده ترین کتاب مرجع پیرامون احادیث حضرت مهدی(علیه السلام) است، که مؤلف بیش از چهار سال در تنظیم آن عمر سپری کرده و أحادیث مربوطه را بررسی و صحت و اعتبار و تواتر آنها را اثبات نموده.[مجله جامعه الاسلامیه سال ۱۲ شماره ۴۵ ص۳۲۳ و مقاله او عیناً مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ج۲ ص۴۶۵ میباشد.]۱۰ ــ «أحادیث و کلمات حول الامام المنتظر».سید عبداللّه (معاصر).چاپ ۱۴۰۹ هـ انتشارات الهدایه الاسلامیه دبی در ۱۶۸ صفحه رقعی.[کتابنامه حضرت مهدی، شماره۹۳]۱۱ ــ «الاحتجاج بالأثر علی من أنکر المهدی المنتظر».شیخ حمود بن عبداللّه حمود تویجری (معاصر).چاپ اول ۱۴۰۳ در عربستان سعودی و چاپ دوم در ۴۲۴ صفحه وزیری وسیله کتابخانه دارالعلیان الحدیثه، برید ریاض.این کتاب در ردّ بر «لا مهدی منتظر بعد الرسول سید البشر» تألیف رئیس دادگاه قطر، شیخ عبداللّه بن زید بن محمود که در انکار مهدویت خلاصه، و چاپ شده می باشد.۱۲ ــ «أحوال صاحب الزمان» (فارسی).محمد بن مؤید جوینی مشهور به سعدالدین حموی(۶۵۰) ــ پدر مؤلف «فرائد السمطین فی…» ــوی خراسانی و نخست مقیم قاسیون دمشق بود و از آن پس به خراسان بازگشت و در خراسان بدرود حیات گفت.این کتاب بیانگر ۶۰ حدیث پیرامون سیره، غیبت و ظهور حضرت بقیه اللّه(عج) میباشد، و در «مرآه الاسرار» جامی بعنوان «رساله فی المهدی المنتظر» ذکر شده.[الانسان الکامل عزیزالدین نسفی، شاگرد مؤلف، چاپ تهران ۳۲۰ــ۳۲۱; کتابنامه حضرت مهدی شماره۶۶]۱۳ ــ «أحوال مهدی آخر الزمان» (فارسی).علی بن حسام الدین معروف به متقی هندی(۹۷۵).شامل ۶۰ حدیث پیرامون ظهور و علائم ظهور همراه با ترجمه فارسی. نسخه خطی آن در چهار فصل تنظیم و در نعت و نسب و کرامات و نشانه های ظهور و اوضاع جهان در عصر ظهور خلاصه شده. دو نسخه خطی آن در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم ضمن مجموعه های شماره ۵۲۴ و ۹۲۱۵ موجود است و نسخه ای هم در کتابخانه گنج بخش پاکستان ضمن مجموعه ۸۱۲٫۱۴ ــ «أخبار الدوله فی ظهور المهدی».أحمد بن ابراهیم بن جزار قیروانی(۴۰۰).وی طبیب آفریقائی بود که دهها اثر تألیفی بجای گذارده و بسال ۴۰۰ در اندلس کشته شد.[هدیه العارفین ۱/۷۰]۱۵ ــ «أخبار المهدی» یا «أخبار المهدی المنتظر».عباد بن یعقوب رواجنی أسدی.از شیوخ بخاری و دیگر محدثین همردیف او (أمثال ترمذی، ابن ماجه، ابوحاتم، بزار ابن خزیمه) بوده و ارباب رجال و حدیث شناسان همه وثاقت و صداقت او را مورد تأکید قرار داده اند، اما بخاطر شدت محبّتش به خاندان رسالت همواره هدف هجوم دشمنان اهل بیت قرار می گرفت.ذهبی پس از نقل وثاقت او از حاکم نیشابوری و أبوحاتم، نقل از ابن خزیمه نموده که گفت از رواجنی شنیدم که می گفت:هرکس همه روزه در نماز خود از دشمنان آل محمد(صلی الله علیه وآله) بیزاری نجوید با آنها محشور خواهد شد.[میزان الاعتدال ۲/۳۷۹; سیر أعلام النبلاء ۱۱/۵۳۷]سمعانی پس از تصریح باینکه رواجنی از مشایخ بخاری بوده از او انتقاد می کند که چرا از رسول اکرم روایت نموده که فرمود: «إذا رأیتم معاویه علی منبری فاقتلوه» یعنی وقتی معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید.و چرا از ابوبکر روایت نموده که به خالد بن ولید دستور داده بود امیرمؤمنان را بکشد سپس پشیمان شد و گفت: «لا تفعل ما أمرتک» یعنی آنچه را به تو دستور دادم انجام نده. (انساب سمعانی ۶/۱۷۰)بدین ترتیب با سنّی بودن رواجنی ــ همچنانکه بسیاری از بزرگان رجالیون، امثال شیخ طوسی (فهرست ص۱۴۹) سروی (معالم العلماء ص۸۸) ابن داود (رجال ص۲۹۲) بدان تصریح کرده اند ــ وی نخستین عالم اهل تسنن بوده که درباره حضرت مهدی کتاب نوشته است.جالب توجه آنکه رواجنی در سنه ۲۵۰ هجری در گذشته و قبل از ولادت حضرت مهدی(علیه السلام)ــ در سنه ۲۵۵ هـ ــ کتاب «أخبار المهدی» را تنظیم و تألیف نموده.جالب تر آنکه بنوشته ذهبی (میزان الاعتدال ۲/۳۷۹) رواجنی شمشیری بالای سرش آویخته بود و چون از او سئوال شد: این شمشیر برای چیست؟در پاسخ گفت: آنرا آماده کرده ام که با آن همراه حضرت مهدی (با دشمنان) مقاتله و کشتار نمایم.توضیحاً شیخ طوسی از کتاب او «أخبار المهدی» تعبیر نموده ولی زرکلی (الأعلام ۳/۲۵۸) «أخبار المهدی المنتظر» نوشته است.۱۶ ــ «أخبار المهدی».بدرالدین، حسن بن محمد صالح نابلسی حنبلی(۷۲۲).ابن حجر در «الدرر و الکامنه» (۲/۱۲۱) نویسد نسخه اینکتاب را بخط مؤلف مشاهده نموده و مؤلف در تألیف آن تلاش فراوان ارائه داده.[هدیه العارفین ۱/۷۷۳; أعلام زرکلی ۵/۱۷; مجله تراثنا شماره۱ سال اول مقاله علامه سید عبد العزیز طباطبائی]۱۷ ــ «أخبار المهدیه».أبوبکر صنهاجی پاریسی(۱۹۲۸).چاپ استان در ۵۲۸ صفحه.[در جستجوی قائم ص۲۶]۱۸ ــ «الاذاعه لما کان و ما یکون بین یدی الساعه».سید محمد صدیق حسن قنوجی بخاری(۱۳۰۷).چاپ مؤسسه سعودیه مصر ۱۳۷۹، و عینًا مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ص ۶۷ ــ ۱۰۸٫۱۹ ــ «الأربعون حدیثاً فی المهدی».حافظ ابونعیم اصفهانی(۴۳۰).مندرج در «عرف الوردی فی أخبار المهدی» سیوطی و در «کشف الغمه» اربلی ج۳ و «بحار الأنوار» علامه مجلسی ۵۱/۷۸ــ۸۵٫۲۰ ــ «الأربعون حدیثاً فی المهدی».حافظ ابوالعلاء همدانی، محمد بن عطار(۵۶۹).[ذخایر العقبی طبرانی ص۱۳۶]۲۱ ــ «الأربعون حدیثاً فی المهدی».سراج الدین محدث بغدادی از اعلام قرن ششم هـ.[اهل البیت فی المکتبه العربیه علامه طباطبائی شماره ۴۶ ص ۳۲ بنقل از «جامع الاسرار عاملی از اعلام قرن ۸»]۲۲ ــ «إرتقاء الغرف».شمس الدین محمد بن عبدالرحمن سخاوی(۹۰۲).[المقاصد الحسنه مؤلف ص ۵۰۹، ذیل «المهدی» بشماره حدیث ۷ و ۱۲; کشف الخفاء عجلونی ۲/۲۸۸; مقاله شیخ عبدالمحسن عباد در ردّ قاضی قطر، مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۴۶۳ به نقل از دو کتاب فوق]۲۳ ــ «ارشاد ذوی الافهام لنزول عیسی».مرعی بن یوسف کرمی مقدسی(۱۰۳۳).نسخه خطی آن در پتنه هند موجود میباشد.[کتابنامه حضرت مهدی آقای مهدی پور ص ۷۷ـ۷۸]۲۴ ــ «الاشاعه لأشراط الساعه».تألیف محمد بن عبدالرسول حسینی برزنجی (۱۱۰۳).چاپ ۱۳۷۰ قاهره، مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه».۲۵ ــ «اشراط الساعه».أبومحمد، عبدالغنی بن عبدالواحد مقدّسی جماعیلی حنفی(۶۰۰).متولد جماعیل از توابع نابلس.[النجوم الزاهره ۶/۱۸۵]۲۶ ــ «اشراط الساعه».شیخ أحمد بن فقیه شافعی.[ایضاح المکنون ۱/۸۶]۲۷ ــ «اشراط الساعه».شیخ یوسف بن عبدالله بن یوسف وابل.چاپ سوم ۱۴۱۴ هـ، از انتشارات ابن جوزی دمّام عربستان در ۴۸۴ صفحه وزیری.۲۸ ــ «اشراط الساعه الصغری و الکبری».شیخ امین حاج محمد احمد معاصر و استاد دانشگاه ام القری در مکه معظمه.چاپ اول ۱۴۱۲ دار المطبوعات الحدیثه جده عربستان در ۱۴۸ صفحه وزیری.۲۹ ــ «اشراط الساعه و أسرارها».شیخ محمد سلامه جبر از علمای اهل سنّت و مقیم کویت است.چاپ اول بسال ۱۴۰۱ از طرف شرکت الشعاع کویت و برای دومین بار بسال ۱۴۱۳ دارالسلام، بیروت، در ۱۴۳ صفحه وزیری.این کتاب پیرامون علائم ظهور، خروج دجّال، نزول حضرت عیسی، خروج یأجوج و مأجوج، طلوع شمس از مغرب و دیگر نشانه های ظهور حضرت مهدی خلاصه شده.۳۰ ــ «اشراط الساعه و خروج المهدی».علی بن محمد میلی جمالی تونسی مالکی(۱۲۴۸).نسخه خطی آن در دارالکتب المصریه موجود است و مؤلف هم مقیم مصر بوده.[هدیه العارفین ص ۷۷۳; أعلام زرکلی ۵/۱۷]۳۱ ــ «الاعلان بما اخبر به النبیّ من احوال هذا الزمان».محمد ترمترمی بن محمد بن صدیق غماریچاپ ۱۳۵۰ مطبعه مهدیه تالوان ترکیه ۳۳ صفحه[دلیل ۱/۴۸۵ کتابنامه حضرت مهدی(علیه السلام) ص ۸۹ شماره ۱۶۸]۳۲ ــ «إقامه البرهان علی نزول عیسی فی آخر الزمان».أبوالفضل، عبدالله بن محمد بن صدیق حسینی ادریسی غماری (۱۳۸۰).چاپ عالم الکتب بیروت.۳۳ ــ «إقامه البرهان علی نزول عیسی فی آخر الزمان» (اردو).ترجمه کتاب غماری فوق، که مؤلف خود در صفحه اول مقدمه کتاب «المهدی المنتظر» بدان تصریح نموده، اما بدون ذکر نام مترجم.۳۴ ــ «إقامه البرهان فی الرد علی من أنکر خروج المهدی و الدجال و نزول المسیح فی آخر الزمان».حمود بن عبداللّه تویجری(معاصر). چ ۱۴۰۵ مکتبه المعارف ریاض،.۳۵ ــ «امارات الساعه».شاه رفیع الدین، فرزند شاه ولی اللّه دهلوی.این مقاله ضمن مجله «المنصور» شماره ۱۹ ص ۴۱ ببعد بسال۱۴۱۲ در لاهور انتشار یافته.[کتابنامه حضرت مهدی ص ۹۵]۳۶ ــ «امام منتظر» ـ ترجمه عقیده اهل السنه والاثر شیخ عبدالمحسن عبادـبقلم مولانا شیخ مسرور حسن[کتابنامه حضرت مهدی(علیه السلام) ص ۱۰۵ شماره ۲۱۳]۳۷ ــ «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان».جلال الدین عبدالرحمن سیوطی(۹۱۱).[هدیه العارفین ج۱ ص۵۳۶ سطر ۲۰]۳۸ ــ «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان».علاءالدین علی بن حسام الدین مشهوربه متقی هندی جنپوری (۹۷۵)چاپ ۱۳۹۸ هجری با تحقیق آقای علی اکبر غفاری، نشر شرکت رضوان تهران و چاپ دوم بسال ۱۴۰۸هجری، ذات السلاسل کویت در دوجلد با تحقیق جاسم بن مهلهل یاسین[دلیل ۱/۴۸۶]۳۹ ــ «بقیه اللّه خیر بعد الفناء فی السیر».عبدالغنی بن اسماعیل حنفی نقشبندی نابلسی دمشقی(۱۱۴۳).[ایضاح المکنون ۱/۱۹۱]۴۰ ــ «البیانات» (اردو).ابوالأعلی مودودی(۱۴۰۰).این کتاب در پنج جلد پاسخگوی پرسشهای اقطار مناطق اسلامی است و بخشی از آن ویژه پرسش از شئون حضرت مهدی میباشد و مجموعاً چاپ و در پاکستان انتشار یافته، و پیرامون صحّت احادیث مهدی تأکید نموده.۴۱ ــ «البیانات» (ترجمه ترکی)ابوالأعلی مودودی(۱۴۰۰).بخش حضرت مهدی آن در ایام در گذشت مودودی بقلم آقای علی اکبر مهدی پور بزبان ترکی استانبولی ترجمه، چاپ و منتشر گردیده.۴۲ ــ «البیانات» (ترجمه عربی)ابوالأعلی مودودی (۱۴۰۰).نیز بخش ویژه حضرت مهدی این کتاب وسیله محمد حدّاد عاصم به عربی ترجمه و بنام «علامات المهدی» در مجله «المنصور» شماره ۱۹ ص ۳۶ــ۴۸ در لاهور چاپ و منتشر شده.[کتابنامه حضرت مهدی، آقای مهدی پور ص ۱۸۹ــ۱۹۰ و ص ۵۲۷]۴۳ ــ «البیان فی أخبار صاحب الزمان».ابوعبداللّه محمد بن یوسف گنجی شافعی(۶۵۸).چاپ نجف ضمیمه «کفایه الطالب» مؤلف و چاپ تبریز ضمیمه «غیبت شیخ طوسی» و نیز در بیروت، اصفهان و قم چاپ شده.۴۴ ــ «بین یدی الساعه».دکتر عبدالباقی احمد محمد سلامه.چاپ مکتبه المعارف ریاض در ۱۸۲ صفحه وزیری.۴۵ ــ «تحدیق النظر فی أخبار الامام المنتظر».محمد بن عبدالعزیز بن مانع نجدی حجازی(۱۳۵۸).نسخه آن در دارالکتب مصر و نیز در دارالکتاب نجف موجود میباشد.[فهرست کتابهای جمع آوری شده در دار الکتب از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۵۵ م ۱/۱۲۷ و مقاله شیخ عبدالمحسن بن عباد در مجله دانشگاه مدینه، عدد اول سال ۱۲ شماره ۴۵ ص ۳۱۰ و مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۴۵۲]۴۶ ــ «تحذیر الاخوان من ادّعاء المهدیّه آخر الزمان» (عربی).شیخ عثمان بن فودی(۱۸۱۷م).نسخه خطّی این کتاب در کتابخانه دانشگاه «بایرو» در نیجریه موجود است.[أخبار التراث العربی شماره ۲۳ ص ۵; کتابنامه آقای مهدی پور ص ۲۱۷]۴۷ ــ «تحقیق ظهور المهدی».احمد بن عبداللطیف بربیر دمیاطی (۱۲۲۸)،نسخه مخطوط آن در هفت ورقه بخط محمد بن علی بن محمد محموده صفدی مورخه ۱۲۳۲ در آخر مجموعه شماره ۲۳۴ کتابخانه ظاهریه دمشق موجود است.[فهرست مجموعه های کتابخانه ظاهریه ۲/۵۲]۴۸ ــ «تعلیق علی محاضره «عقیده اهل السنّه و الاثر… شیخ عبدالمحسن عباد»».شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز که مفتی أعظم دربار عربستان سعودی بود.این مقاله بدنبال «عقیده اهل السنه» مؤکّداً اعتراف به صحت و تواتر أحادیث مهدی منتظر نموده و متن آن در آخر «الامام المهدی عند أهل السنّه» مندرج است.۴۹ ــ «تلخیص البیان فی أخبار مهدی آخر الزمان».علی بن حسام الدین متقی هندی(۹۷۵).چاپ ۱۴۰۱ هـ دار التبلیغ اسلامی قم، ۲۲ صفحه وزیری با تحقیق دانشمند محترم آقای علی اکبر مهدی پور.جهت آگاهی بر وجود بیش از بیست نسخه خطی آن در کتابخانه های جهان رجوع شود به مقاله «اهل البیت فی المکتبه العربیه» علامه سیّد عبدالعزیز طباطبائی در مجله «تراثنا» شماره سوم سال اول ۱۴۰۶٫[ایضاح المکنون ۱/۳۱۸; هدیه العارفین ۱/۷۴۶]۵۰ ــ «تلخیص البیان فی علامات مهدیّ آخر الزمان».شمس الدین احمد بن سلیمان ابن کمال پاشا حنفی، شیخ الاسلام و مفتی قسطنطنیه(۹۴۰).(هدیه العارفین ۱/۱۴۱)۵۱ ــ «تنبیه الوسنان إلی أخبار مهدی آخرالزمان».أحمد نوبی(۱۰۳۷).[معجم المؤلفین کحاله ۲/۱۹۷; به نقل از نسخه آلمانی تاریخ الأدب العربی بروکلمن ۲/۳۸۵ و ۵۲۰]۵۲ ــ «تنویر الرجال فی ظهور المهدی و الدّجال».رشید الراشد تاذفی حلبی(معاصر).چاپ شده.[المهدی المنتظر محمد حسن آل یس ۳۳]۵۳ ــ «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المهدی المنتظر و الدّجال و المسیح».محمد بن علی شوکانی صنعانی(۱۲۵۰).[بدر الطالع مؤلف ــ ذیل شرح حال خودش ۲/۲۲۲ ــ ; الاذاعه… ص ۱۱۳; غایه المأمول ۵/۳۲۷; فهرس الفهارس ص ۴۰۹; عقیده أهل السنّه و الاثر شیخ عبدالمحسن عبّاد]این کتاب بیانگر چگونگی تواتر و قطعیّ الصدور بودن أحادیث پیرامون حضرت مهدی(علیه السلام) است و استاد ناصر الدین در مقاله «حول المهدی» بنقل از کتاب فوق مینویسد احادیثی که در پیرامون حضرت مهدی بدست ما رسیده و می توان بر آن اعتماد و استناد نمود پنجاه حدیث می باشد که برخی صحیح، برخی حسن، و برخی دیگر ضعیفِ ترمیم شده میباشد و آنها بدون شک و تردید به حد تواتر رسیده است، و عنوان تواتر بر طبق همه ضوابطی که در کتابهای پایه نوشته شده بر کمتر از آن صدق میکند…»[مجله التمدن الاسلام، شماره ۲۷ ـ ۲۸ سال ۲۲ ص ۶۴۶]و گویا این کتاب چاپ شده باشد ولی اطلاعی از مشخصات آن بدست نیامد.۵۴ ــ «ثلاثه ینتظرهم العالم: عیسی، الدّجال و المهدی المنتظر».شیخ عبداللطیف عاشور(معاصر).چاپ ۱۴۰۶، انتشارات ساعی ریاض و انتشارات قران قاهره، ۱۴۴ صفحه وزیری.۵۵ ــ «جزء فی ذکر المهدی».ابوالفداء، اسماعیل بن کثیر دمشقی(۷۷۴).[نهایه مؤلف ص ۱۳۰]۵۶ ــ «جزء فی المهدی».أبوحسین، أحمد بن جعفر بن محمد عبداللّه بغدادی معروف به ابن منادی(۳۳۶).این کتاب بدست ابن حجر عسقلانی رسیده و او بخشی از آنرا در کتاب «فتح الباری (شرح صحیح بخاری)» آورده، و از جمله در ج ۱۳ ص ۲۱۳، و ابن منادی را کتاب دیگری باشد بنام «الملاحم».۵۷ ــ «جزء فی ما ورد فی المهدی».ابن حجر.[فهرس الفهارس و الاثبات ص ۳۳۹]۵۸ ــ «جمع الأحادیث الوارده فی المهدی».حافظ أبوبکر بن خیثمه، أحمد بن زهیر بن حرب نسائی(۲۷۹).وی شاگرد أحمد حنبل، و مؤلف کتاب «تاریخ الکبیر» بوده است که خطیب بغدادی و دارقطنی درباره آن گفته اند: هرگز کتابی پرفائده تر از کتاب تاریخ ابن خیثمه سراغ نداریم.[تاریخ بغداد ۴/۱۶۳; الأعلام زرکلی ۱/۱۲۸]۵۹ ــ «جمع طرق أحادیث المهدی».ابن عراقی ولی الدین ابوزرعه، احمد بن عبدالرحیم بن حسین کردی رازیانی مصری شافعی(۸۲۶).[ذیل تذکره الحفاظ ذهبی ــ از ابن فهد مکّی ــ ص ۲۸۸; الضوء اللامع سخاوی ۳۳۶ ــ ۳۳۴، مقاله «الردّ علی من کذب بالأحادیث المهدی» شیخ عبدالمحسن عباد]بنوشته «النجوم الزاهره» ۵/۱۱۸، او در سنه ۸۲۴ به سمت قاضی القضاه مصر منصوب گردید و در سنه ۸۲۶ در گذشت.۶۰ ــ «الجواب المقنع المحرر، فی أخبار عیسی و المهدی المنتظر».محمد حبیب اللّه شنقیطی(۱۳۶۳ هـ).این کتاب بنوشته خود مؤلف ــ در کتاب دیگرش «زاد المسلم» ۲/۴۱ ــ در ردّ بر ابن خلدون تألیف، و در چهار بخش زیر خلاصه شده است:۱ ــ مقدمه بیانگر تواتر أحادیث حضرت مهدی.۲ ــ فصل اول در بیان أحادیث ویژگیها و اوصاف آن حضرت.۳ ــ فصل دوم پیرامون نزول حضرت عیسی و اجتماع او با حضرت مهدی.۴ ــ خاتمه در بیان خروج دجّال و پیدایش مهدی های ادعائی و دروغین.مؤلف در مراکش، مدینه، مکه و قاهره بسر میبرده و در دانشگاه الازهر مصر تدریس نموده و در قاهره درگذشته.[کتابنامه حضرت مهدی ص۲۷۶ــ۲۷۷]۶۱ ــ «چاغین بکلد (یغی انسان مهدی)» (ترکی استانبولی).عادل گوک بورون(معاصر).چاپ دوم انتشارات تک یول، استانبول، ۷۷ صفحه رقعی.این کتاب که با مقدمه ای از آقای مصطفی گنج انتشار یافته از غیبت، ظهور، علائم ظهور، نسب و محل ظهور حضرت، و خروج دجّال سخن رفته است.[کتابنامه حضرت مهدی ص۲۸۱]۶۲ ــ «حاشیه علی «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر» ــ ابن حجر مکی(۹۷۳) ــ».بقلم رضی الدین بن عبد الرحمان بن أحمد بن حجر(نوه مؤلف) (۱۰۴۱).[ایضاح المکنون ۲/۴۲; هدیه العارفین ۱/۳۶۹]۶۳ ــ «حقیقه الخبر عن المهدی المنتظر من الکتاب و السنه».صلاح الدین عبد الحمید هادی(معاصر).چاپ اول ۱۹۸۰ م، کتابخانه تاج، طنطا، مصر، ۹۶ صفحه.۶۴ ــ «ختم النبوه و ظهور المهدی».ابوالأعلی مودودی(۱۴۰۰).چاپ ۱۳۹۹ هـ لاهور پاکستان.[کتابنامه آقای علی اکبر مهدی پور ص۳۱۶]۶۵ ــ «الدرّ المنضود فی ذکر المهدی الموعود».سید صدیق حسن بن اولاد حسن بن اولاد علی قنوجی.نسخه خطی آن بخط مؤلف در کتابخانه ندوه العلماء در لکهنو هند بشماره ۳۱۱ طبق نقل فهرست آن بشماره ۹۷ موجود است[اهل البیت فی المکتبه العربیه، علامه طباطبائی شماره ۳۰۵]۶۶ ــ «ذکر المهدی الذی یکون فی آخر الزمان».ابوالفداء، اسماعیل بن کثیر دمشقی(۷۷۴).این موضوع در کتاب «النهایه، أو الفتن و الملاحم» مؤلف ص ۲۴ تا ۳۲ درج و چاپ شده، نیز عیناً در ج ۲ «الامام المهدی عند أهل السنّه» هم مندرج گردیده.۶۷ ــ «ذکر المهدی و نعوته و حقیقه مخرجه و ثبوته».حافظ أبونعیم أحمد بن عبدالله اصفهانی(۴۳۰).این کتاب مشتمل بر ۱۵۶ حدیث در شئون مختلف امام مهدی منتظر(علیه السلام) است که سید بن طاووس فهرست ابواب آنرا و تعداد روایات هر بابی را در «طرائف» (ص ۱۸۳) ایراد نموده و در دیگر کتابهای خود هم از آن نقل حدیث فرموده.نیز علامه تهرانی در «الذریعه» (ج ۱۰ ص ۳۸) آن را بدینگونه ذکر کرده; و در «هدیه العارفین» (۵/۷۵) بعنوان «کتاب المهدی» مطرح شده.۶۸ ــ «الردّ علی من حکم و قضی أنّ المهدی الموعود جاء و مضی».علی بن حسام الدین معروف به متقی هندی جونپوری (۹۷۵)این کتاب در رد محمد بن یوسف جونپوری (متولد ۸۴۷، متوفای ۹۱۰) مدعی دروغین مهدویت است در سنه ۹۰۱ و ۹۰۳نسخه خطی آن مؤرخه ۹۹۰ ضمن مجموعه شماره ۱۵۱۴ مکتبه رضا رامپور در هند است و نسخه دیگرش بتاریخ قرن یازدهم شماره ۱۹۷۵ بشرح مندرج در فهرستش ۲/۴۶۰٫[اهل البیت فی المکتبه العربیه علامه طباطبائی، بشماره ۳۲۹]۶۹ ــ «الردّ علی من حکم و قضی أن المهدی الموعود جاء و مضی».نورالدین علی بن محمد هروی حنفی، معروف به ملا علی قاری(۱۰۱۴).نسخه خطی این کتاب در کتابخانه ناصریه لکهنو است و نسخه دیگرش در مکتبه الامام امیرالمؤمنین نجف.[مجله تراثنا شماره ۱۰ مقاله علامه سیّد عبدالعزیز طباطبائی]۷۰ ــ «الردّ علی من کذّب بالأحادیث المهدی».مقاله مفصلی است از شیخ عبدالمحسن بن عباد، عضو هیئت تدریسی دانشگاه مدینه که در رد رساله «لا مهدی ینتظر بعد الرسول سید البشر» از شیخ ابن محمود رئیس محاکم شرعی قطر نگاشته، و در مجله دانشگاه مدینه بشماره های ۴۵ــ۴۶ بچاپ رسیده و عیناً در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۴۳۷ مندرج شده و به ضمیمه مقاله دیگرش ــ عقیده اهل السنّه و الاثر فی المهدی المنتظر ــ بسال ۱۴۰۲ در چاپخانه الرشید مدینه در ۲۲۴ صفحه چاپ و منتشر گردیده.جهت شرح حالش مراجعه شود به «کتابنامه حضرت مهدی» آقای مهدی پور ص ۳۹۰٫۷۱ ــ «رساله فی الأحادیث القاضیه بخروج المهدی و انه…».محمد بن اسماعیل امیریمانی صنعانی(۷۵۱).[الاذاعه ص ۱۱۴]۷۲ ــ «رساله فی تحقیق ظهور المهدی».أحمد بن عبداللطیف بربیر دمیاطی شافعی(۱۲۲۶/۱۲۲۸/۱۲۲۹).نسخه خطی آن در ضمن مجموعه شماره ۲۳۴ کتابخانه ظاهریه شام موجود است و دو نسخه دیگر نیز در کتابخانه سلیمانیه استانبول بخش حاج محمود افندی به شماره های ۱۹۳۰ و ۲۳۳۰ موجود میباشد. [کتابنامه آقای مهدی پور شماره ۹۴۸ و ۱۰۵۵]۷۳ ــ «رساله فی حق المهدی».نورالدین علی بن سلطان محمد قاری هروی حنفی مشهور به ملا علی قاری(۱۰۱۴).نسخه مخطوط آن در کتابخانه بلدیه اسکندریه مصر موجود است. و سه کتاب دیگر هم درباره حضرت مهدی از اوست بنامهای «الرد علی من حکم و قضی أن المهدی جاء و مضی»، «المشرب الوردی فی مذهب المهدی» و «مهدی آل الرسول»، مراجعه شود.۷۴ ــ «رساله فی ردّ من انکر أنّ عیسی علیه السلام اذا نزل بصلّی خلف المهدی صلاه الصبح».جلال الدین سیوطی (۹۱۱).این رساله بعنوان تنبیه در پایان رساله «الاعلام بحکم عیسی علیه السلام» که مندرج در الحاوی للفتاوی (ج ۲ ص ۲۹۷ چاپ ۱۳۷۸ مصر و ص ۱۶۶ چاپ مصر بعد از آن) درج شده و نسخه خطی آن بشماره ۵۹ در کتابخانه مسجد الحرام موجود است.۷۵ ــ «رساله فی المهدی المنتظر».از سعدالدین محمد بن مؤید حمویه، معروف به سعدالدین حموی(۶۵۰).(مرآه الأسرار جامی)۷۶ ــ «رساله مهدیه» (فارسی).شاه نعمت الله ولی(۸۳۴) قطب و بنیانگذار فرقه های صوفیه نعمت اللهی ایران، هند و پاکستان.این رساله ضمن جلد چهارم رساله های او ص ۸۹ــ۹۵ وسیله خانقاه نعمت اللهی تهران بسال ۱۳۴۳ چاپ و منتشر گردیده.و از مهدی منتظر بعنوان «مهدی، محمد بن عبدالله» نامبرده که به همین دلیل شکی در سنّی بودنش نیست.۷۷ ــ «روض وردی فی أخبار المهدی».جعفر بن حسن بن عبدالکریم برزنجی مدنی، مفتی فرقه شافعیه مدینه منورّه درگذشته ۱۱۷۹ یا ۱۱۸۴ یا ۱۱۸۷٫نسخه خطی آن در کتابخانه ناصریه لکهنو موجود است.[سلک الدرر ۲/۹، هدیه العارفین ۱/۲۵۶، معجم المؤلفین ۳/۱۳۷، اعلام زرکلی ۲/۱۲۳، بروکلمن ۲/۳۸۴ اصل المانی، مجله تراثنا شماره ۱۰، مقاله «أهل البیت فی المکتبه العربیه» علامه سیّد عبدالعزیز طباطبائی]۷۸ ــ «سید البشر یتحدث عن المهدی المنتظر».شیخ حامد محمود محمد لیمود(معاصر).چاپ مطبه مدنی قاهره، با مقدمه شیخ حسنی مخلوف، مفتی سابق مصر و عضو جمعیت علمای بزرگ الأزهر.[کتابنامه حضرت مهدی ۱۱۱۶]۷۹ ــ «شرح کتاب المهدی سنن ابی داود».ابن قیّم جوزیه(۷۵۱).این کتاب ضمن «تهذیب السنن» ابی داود تشریح شده و در ذیل «عون المعبود» ج ۱۱ ص ۳۶۱ــ۳۸۴ چاپ شده.[کتابنامه حضرت مهدی ۱۱۶۱]۸۰ ــ «صاحب الزّمان».ابوالعنبس، محمد بن اسحاق بن ابراهیم کوفی، قاضی صَیمره(۲۷۵).بنوشته «أعلام» زرکلی (۶/۲۹) وی ادیبی ظریف و عالم به نحو و شاعری زبردست و از ندمای متوکل عباسی و معتمدین بنی العباس بود.و بنوشته ابن ندیم وی را کتابی است بنام «صاحب الزّمان» که بنظر آقای خرسان نخستین تألیف و مقدم بر همه تألیفات سنّی و شیعه درباره صاحب الزمان مهدی منتظر بوده، ولی رواجنی مؤلف «أخبار المهدی» و متوفای ۲۵۰ مقدّم بر او بوده; هرچند متأسفانه امروز سرنخی از وجود آن در دست نیست.[فهرست ابن ندیم ص ۲۲۳]۸۱ ــ «صحیح اشراط اساعه».شیخ مصطفی ابونصر شلبی.چاپ ۱۴۱۳ هـ انتشارات سوادی، جدّه، ۴۳۲ صفحه وزیری.۸۲ ــ «الصحیح المسند من أحادیث الفتن والملاحم و اشراط الساعه».مصطفی عدوی(معاصر).چاپ ۱۴۱۲ دارالهجره ریاض، ۵۸۷ صفحه وزیری.۸۳ ــ «صفه المهدی».حافظ ابونعیم اصفهان(۴۳۰).یوسف بن یحیی مقدسی(۶۸۵) در کتاب «عقد الدرر» ــ که در مصر، بیروت و ایران مکرر چاپ شده ــ تعداد ۲۹ حدیث از این کتاب نقل کرده است.۸۴ ــ «ظهور المهدی».جلال الدین سیوطی(۹۱۱).دو نسخه از این کتاب به دو عنوان زیر در استانبول موجود است:۱ ــ «رساله فی ظهور المهدی» کتابخانه سلیمانیه، بخش رشید افندی، ضمن مجموعه شماره ۸۸۳۸۳٫۲ ــ «رساله ظهورات المهدی» همان محل، بخش قصیده چی زاده، ضمن مجموعه شماره ۶۸۱۸۰٫[کتابنامه حضرت مهدی ۱۲۴۳]۸۵ ــ «العرف الوردی فی أخبار المهدی».مشتمل بر «أربعین» حافظ ابونعیم اصفهانی درباره مهدی منتظر و چند برابر آن أحادیث اضافی پیرامون شئون آنحضرت از جلال الدین عبدالرحمن سیوطی(۹۱۱); چاپ مصر; ضمن «الحاوی للفتاوی» وی; ج ۲ ص ۱۲۳ــ۱۶۶ و ج ۲ ص ۵۷ ــ۷۶ چاپ دارالکتب العلمیه بیروت ۱۳۹۵ و مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ج ۲٫۸۶ ــ «العرف الوردی فی أخبار المهدی» (ترجمه ترکی کتاب قبل).مترجم مشرّف گوزجو(معاصر).چاپ ۱۹۸۶م انتشارات شفق مانیسا، ترکیه.۸۷ ــ «العرف الوردی فی أخبار المهدی» (نیز ترجمه ترکی کتاب سیوطی).مترجم محمود چلبی.نسخه خطی آن در کتابخانه سلیمانیه استانبول، بخش قلیج علی پاشا، ضمن مجموعه ۶۸۹۹۷ موجود است.[کتابنامه حضرت مهدی شماره ۱۲۵۶]۸۸ ــ «العرف الوردی فی دلائل المهدی».ابوالفضل، عبدالرحمن بن مصطفی یمنی حضرمی شافعی اشعری نقشبندی مقیم مصر(۱۱۹۲).نسخه خطی آن در کتابخانه سلطنتی برلن بشماره ۲۷۳۳ موجود است.[هدیه العارفین ۱/۵۴۴; مجله تراثنا شماره ۱۶ مقاله آقای سیّد عبدالعزیز طباطبائی]۸۹ ــ «العطر الوردی، شرح قصیده «القطر الشهدی، فی اوصاف المهدی ــ شماره ۵۲ ــ»».شیخ محمد بلبیسی شافعی(۱۳۱۲هـ).چاپ ۱۳۰۸ بولاق مصر ضمن مجموعه ناظم قصیده و دیگر چاپها و مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ج ۲٫۹۰ ــ «عقد الجواهر و الدرر فی علامات ظهور المهدی المنتظر».تألیف ابن حجر.به نقل دکتر عبدالله جبوری در تعلیقات خود بر «غریب الحدیث» ابن قتیبه ۱/۱۱۷ (در رابطه با نقل ابن قتیبه حدیث علی(علیه السلام) را پیرامون بودن مهدی منتظر از فرزندان حسین) اما بدون تصریح باینکه ابن حجر عسقلانی است یا هیثمی و اینکه نسخه خطی آن در کجاست.[مجله تراثنا شماره ۱۶ ص ۲۱ــ۲۲]۹۱ ــ «عقد الدرر فی أخبار الامام المنتظر».جمال الدین یوسف بن یحیی مقدسی شافعی دمشقی(۶۸۵).چاپ ۱۳۹۹ مکتبه خانجی مصر با تحقیق دکتر عبدالفتاح محمد حلو، و از آن پس بسال ۱۴۰۰ در تهران افست گردیده و بسال ۱۴۰۳ هم در بیروت تجدید چاپ شده و در مرحله چهارم نیز بسال ۱۴۰۳ در دانشگاه ابن سعود در ریاض و برای پنجمین بار سنه ۱۴۰۵ وسیله مکتبه المنار زرقاء اردن و بعداً در سنه ۱۴۱۶ وسیله مسجد جمکران قم تجدید چاپ شد.۹۲ ــ «عقد الدرر فی تحقیق القول بالمهدی المنتظر».أحمد بن زینی دحلان(۱۳۰۴).نسخه مخطوط این کتاب در کتابخانه دانشگاه ملک سعود در حجاز موجود است و تاریخ کتابت آن ۱۳۰۴ هـ میباشد.۹۳ ــ «عقود الدرر فی شأن المهدی المنتظر».نسخه خطی آن در کتابخانه حرم مکی در مکه مکرمه بشماره ۳۰، بخش دهلوی ۴/۱۹۸، فهرست مخطوط کتابخانه ص ۱۴۱; اما از نام مؤلف اطلاعی بدست نیامد.[مجله تراثنا شماره ۱۶ ص ۷۸]۹۴ ــ «عقیده المسیح الدجال».سعید ایوب(معاصر).حدود یک سوم آخر این کتاب ویژه بحث درباره حضرت مهدی و دفاع از عقیده بدان حضرت است. نخست بسال ۱۴۰۹ در قاهره چاپ شده سپس بسال ۱۴۱۱ در بیروت و بعداً در قم.۹۵ ــ «عقیده اهل السنّه و الاثر فی المهدی المنتظر».مقاله (متن محاضره علمی) شیخ عبدالمحسن بن حمد عباد عضو هیئت تدریسی دانشگاه اسلامی مدینه است در سنه ۱۳۸۸ که ضمن مجله دانشگاه بشماره ۳ سال اول درج و انتشار یافته، و نیز مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» آخر ج ۲ میباشد; جهت دیگر خصوصیات رجوع شود به «کتابنامه حضرت مهدی» ص ۵۱۷٫۹۶ ــ «علائم ظهور» (فارسی).علی بن حسام الدین متّقی هندی(۹۷۵).رساله مختصری است در علائم ظهور که احادیث مربوطه توسط متقی هندی بفارسی ترجمه شده. نسخه ای از آن در کتابخانه مسجد أعظم قم ضمن مجموعه شماره ۶۳۶ با تاریخ کتابت آن در سنه ۹۷۹ موجود است.۹۷ ــ «علامات الساعه الصغری و الکبری».لیلی مبروک.دار المختار الاسلامی قاهره در ۲۰۴ صفحه.۹۸ ــ «علامات المهدی» یا «البرهان فی علامه مهدی آخرالزمان».جلال الدین عبدالرحمن سیوطی(۹۱۱).نسخه خطی آن در کتابخانه حرم مکه بشماره ۳۴ بخش دهلوی موجود است.[مقدمه علامه خرسان بر ینابیع الموده ص ۱۴; مجله تراثنا شماره ۲ و شماره ۱۶/۲۹]۹۹ ــ «علامات المهدی المنتظر».أحمد بن حجر هیثمی مکی شافعی(۹۷۴).چاپ نشریات مکتبه القرآن للطبع و النشر مصر.[مجله تراثنا شماره ۱۶ ص ۲۹]۱۰۰ ــ «علامات مهدی منتظر»، ترکی،ترجمه «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر» ابن حجر (۹۷۴).بقلم مشرف گوزجو (معاصر)، ویراستار دکتر سوآت آروسان.چاپ اول ۱۹۸۵ م، انتشارات شفق، مانیسار ترکیه، ۹۲ صفحه رقعی.۱۰۱ ــ «علامات مهدی آخر الزمان»،ــ ترجمه ترکی استانبولی «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان» متقی هندیبقلم مشرف گوزجو (معاصر)، ویراستار دکتر سوآت آروسان.چاپ ۱۹۸۶ م، انتشارات گونجه، استانبول، ۹۵ صفحه جیبی.مترجم آن را «آخر زمان مهدی سی نین علامتلری» نامگذاری نموده۱۰۲ ــ «عنقاء مغرب فی معرفه ختم الأولیاء و شمس المغرب».محی الدین ابن عربی(۶۳۸).چاپ مصر (أعلام زرکلی ۶/۲۸۱)، و نسخه خطی آن در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم بشماره ۴۱۰۵ موجود میباشد.۱۰۳ ــ «عون المعبودــ شرح سنن ابی داود ــ بخش کتاب المهدیــ».ابوالطیب محمد شمس الحق عظیم آبادی (۱۳۲۹ هـ)چاپ مکتبه سلفیه مدینه منوره ج ۱۱ ص ۳۶۱ ــ ۳۸۴، مندرج در کتاب «الامام المهدی عند اهل السنه».۱۰۴ ــ «الفتح الربانی فی الردّ علی المهدی المغربی الوزانی».از حاج صالح بن مهنا الأزهری.چاپ مطبعه تقدم مصر ۱۳۲۷ در ۸۰ صفحه.[معجم المطبوعات ص ۱۱۸۳]۱۰۵ ــ «فتح المنان ــ شرح «قصیده الفوز و الأمان» شیخ بهائی ــ».شهاب الدین أحمد بن عدوی دمشقی مشهور به منینی(۱۱۷۳).چاپ حدود ۱۲۲۰ قاهره، نیز ضمیمه «تلخیص کشکول شیخ بهائی» بطور مکرر از جمله بسال ۱۲۸۸ در قاهره تجدید چاپ شده.۱۰۶ ــ «الفتوی فی مسأله المهدی المنتظر» (مقاله پیرامون پاسخ به سئوال).بقلم شیخ محمد منتصر کتانی در مجله رابطه العالم الاسلامی مکّه، در پاسخ به پرسش یک مسلمان کنیائی از تاریخ و محل ظهور و قیام حضرت مهدی نوشته، و مندرج در مقدمه علامه خرسان بر «البیان فی أخبار صاحب الزمان» گنجی چاپ ۱۳۹۹ بیروت ص ۷۶ــ۷۹ میباشد.نیز ترجمه فارسی آن مندرج در «مهدی انقلابی بزرگ» آقای مکارم شیرازی ص ۱۴۶ــ۱۵۵٫و ترجمه لاتینش هم از مرکز اسلامی استانبول انتشار یافته.[در جستجوی قائم، کتاب شماره ۲۵۸]۱۰۷ ــ «فتاوی علماء العرب من اهل مکه المشرّفه، فی شأن المهدی الموعود فی آخر الزمان».این رساله بیانگر متون فتوائی چهارنفر از علمای سنی در اثبات مهدویت حضرت مهدی منتظر و ردّ منکرین او تا سر حدّ تکفیر و اعدام آنها می باشد که باب سیزدهم کتاب «البرهان فی علامات مهدیّ آخرالزمان» متقی هندی (متوفای ۹۷۵) بذکر آن اختصاص یافته و در سنه ۱۳۹۹ در قم و دیگر محل ها چاپ شده است.۱۰۸ ــ «فرائد فوائد الفکر فی إمام المهدی المنتظر».شیخ مرعی بن یوسف کرمی مقدسی حنبلی(۱۰۳۳).[أعلام زرکلی ۷/۲۰۳; ایضاح المکنون ۲/۱۸۳; هدیه العارفین ۲/۴۲۷; مجله تراثنا شماره ۱۷ ص ۱۰۸ــ۱۰۹ تعداد چهار نسخه خطی آن بقلم علامه سیّد عبدالعزیز طباطبائی معرفی شده]۱۰۹ ــ «الفواصم عن الفتن القواصم» (در شرح حال مهدی منتظر).علی بن ابراهیم حلبی(۱۰۴۴).[سیره الحلبیه مؤلف ۱/۲۲۷]۱۱۰ ــ «قصیده فی المهدی».محی الدین محمد بن علی طائی اندلسی معروف به ابن عربی(۶۳۸).در ۸۳ بیت است که با بیت:خلیلی إنی للشریعه حافظ و لکن لها سرٌّ علی عینه غطاآغاز و با بیت:و صاحب أبیات عظیم جلاله تتوجَّ بالجوزاء و انتعل السُّهاپایان میابد، و بدنبال آن فصلی باشد درباره زادگاه آن حضرت و نسب و محل سکونتش و آنچه مربوط به امر اوست.نسخه آن در دارالکتب ظاهریه دمشق بشماره ۶۸۲۴ ورقه ۷۲ــ۷۵ میباشد.[مجله تراثنا شماره ۱۸ مقاله «اهل البیت فی المکتبه العربیه» ص ۹۳]۱۱۱ ــ «القطر الشهدی فی اوصاف المهدی» (منظومه لامیّه).شهاب الدین أحمد حلوانی شافعی(۱۳۰۸).این منظومه با شرحش بنام «العطر الوردی فی…» سنه ۱۳۰۸ در بولاق مصر بچاپ رسیده و بار دیگر بسال ۱۳۴۵ ضمیمه کتاب «فتح رب الأرباب» در مطبعه معاهد مصر چاپ آن تجدید شد.و عیناً با شرحش در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ج ۲ ص ۱۰۹ــ۱۵۳ مندرج و بسال ۱۴۰۲ چاپ شد.نیز مراجعه شود به «ایضاح المکنون» ۲/۲۳۴، هدیه العارفین ۱/۱۹۲، معجم المطبوعات ۷۹۲ و ۱۶۴۲; و مجله تراثنا شماره ۱۸ ص ۹۴ مقاله علامه سیّد عبدالعزیز طباطبائی.۱۱۲ ــ «القناعه فی ما تحصن الاحاطه به من اشراط الساعه»، حافظ ابوالخیر محمد بن عبدالرحمن سخاوی (۹۰۲) چاپ ۱۴۰۶ مکتبه القران قاهره و مکتبه الساعی ریاض، ۹۶ صفحه وزیری[الضوء اللامع مؤلف ۸/۱۸]۱۱۳ ــ «القول الفصل فی المهدی المنتظر».شیخ عبداللّه حجاج.چاپ دار العلوم للطباعه مصر.۱۱۴ ــ «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر».شهاب الدین أحمد بن حجر هیثمی مکی(۹۷۴).[فتاوی الحدیثه مؤلف ص ۳۱; فهرس الفهارس ۱/۲۵۱; الاشاعه برزنجی ص ۹۰; و دیگر مصادر مربوطه فراون].توضیحاً علامه سیّد عبدالعزیز طباطبائی در مقاله «اهل البیت فی المکتبه العربیه» نشر مجله تراثنا شماره ۱۸ ص ۹۸ــ۱۰۰ تعداد سی نسخه خطی آنرا با آدرس محل هریک معرفی نموده، نیز نوشته است در اسلامبول نسخه مکتبه بایزید از طریق تصویر با ترجمه آن به لغت ترکی و حروف لاتین چاپ شده.نیز بنوشته آقای مهدی پور وسیله مکتبه القران در قاهره در ۸۸ صفحه وزیری بدون تاریخ چاپ شده، مقدمه این کتاب بیانگر صریح تواتر احادیث حضرت مهدی و فصل اولش شامل ۶۳ حدیث از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و فصل دومش ۳۹ حدیث از صحابه و فصل سومش ۵۶ حدیث از تابعین میباشد.در پایان مباحث گوناگونی را در این زمینه مطرح و بررسی نموده که با تحقیقات مصطفی عاشور بر اساس دو نسخه دار الکتب قاهره چاپ و انتشار یافته است.بار دیگر توسط استاد محمد زینهم محمد تحقیق و در ۱۰۹ صفحه در تاریخ ۱۴۰۷ از طرف دارالصحوه قاهره چاپ و منتشر گردیده.جهت آگاهی برمشخصات پنج نسخه خطی اضافه بر نسخ معرفی شده از جانب آقای طباطبائی مراجعه شود به کتابنامه حضرت مهدی ص ۵۷۹٫ وجهت آگاهی بر تلخیص و حاشیه بر آن وسیله نوادگان مؤلف به «حاشیه» و «مختصر القول» مراجعه شود.۱۱۵ ــ «کتاب الغیبه».حافظ أحمد بن محمد بن سعید همدانی معروف به ابن عقده(۳۳۳).مؤلف زیدی و مورد اعتماد اهل تسنن و مطرح شده در مصادر رجالی و حدیثی آنها، أمثال «تاریخ بغداد» خطیب ۵/۱۴ــ۲۳، «تذکره الحفاظ» ذهبی ۳/۸۳۹ شماره ۸۲۰ است، همچنانکه نعمانی شیعی در مقدمه «کتاب الغیبه» خود از آن نام برده و بطور فراوان هم از آن نقل روایت میکند.۱۱۶ ــ «کتاب فی الامام المهدی».أبوالعلاء، ادریس بن محمد بن ادریس فاسی عراقی(۱۱۸۳).[نظم المتناصر کتانی ص ۲۲۶ شماره ۲۸۹]۱۱۷ ــ «کتاب المهدی».یکی از کتابها و بخش های جلد دوم «سنن المصطفی» ابوداود سلیمان بن اشعث سجستانی(۲۵۷) است که ویژه احادیث مهدی منتظر و عیناً در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ج ۱ ص ۳۷ درج گردیده.۱۱۸ ــ «مختصر الأخبار المشاعه فی الفتن و اشراط الساعه و أخبار المهدی».شیخ عبدالله بن سلیمان مشعل(معاصر).چاپ ۱۴۰۵ مطابع الریاض عربستان سعودی در ۴۴۹ صفحه.۱۱۹ ــ «مختصر القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر ــ ابن حجر هیثمی ــ.رضی الدین بن عبدالرحمن، نواده مؤلف و در گذشته (۱۰۷۱).[هدیه العارفین ۱/۳۶۹]۱۲۰ ــ «مرآه الفکر فی المهدی المنتظر».شیخ مرعی بن یوسف کرمی مقدسی حنبلی(۱۰۳۳).[ایضاح المکنون ۲/۴۶۲; هدیه العارفین ۲/۴۲۷]۱۲۱ ــ «مسأله فی الغیبه».قاضی عبدالجبار بن أحمد همدانی معتزلی(۴۱۵).وی بفرمان صاحب بن عباد در محرم ۳۶۷ به سمت قاضی القضاتی شهرهای ری، قزوین، ابهر، زنجان، قم، دماوند وسهروردمنصوب شد.نسخه خطی این رساله درکتابخانه واتیکان به شماره ۱۲۰۸ موجود است.[کتابنامه حضرت مهدی، ص ۱۶۴۱]۱۲۲ ــ «مسئله مهدویت» (ترکی).اسماعیل حقی ازمیری حنفی(۱۳۳۰ هـ).این رساله بیانگر یک بحث کلامی پیرامون عقیده به مهدویت می باشد که در آن به بیست حدیث استناد شده و برخی از آنها مورد انتقاد قرار گرفته است.در مجله هفتگی «سبیل الرشاد» شماره ۲۸۵ سال ۱۳ بتاریخ ۳۰ ربیع الاول ۱۳۳۲ هـ در عهد خلافت عثمانی در استانبول منتشر گردیده.مؤلف از اهالی مناستر، مقیم استانبول، واعظ مسجد ایاصوفیا و عضو مجلس سنا بود که در ذیحجه ۱۳۳۰ هـ در گذشت.[معجم المؤلفین ۲/۲۶۶; کتابنامه حضرت مهدی، ص ۶۴۲]۱۲۳ ــ «مشاهده الآیات فی اشراط الساعه و ظهور الآیات».محمد بن مؤید حموینی (۶۰۵)وی پدر مؤلف «فرائدالسمطین» ابراهیم بن محمد بوده که در کتاب نامبرده (ج ۲ ص ۳۰۸) آنرا دوباره از پدرش نقل کرده.۱۲۴ ــ «المشرب الوردی فی مذهب المهدی» یا «المورد الوردی فی حقیقه المهدی».نورالدین علی بن محمد هروی حنفی معروف به ملاعلی قاری(۱۰۱۴)، صاحب «مرقاه فی شرح المشکوه».این کتاب در ردّ بر فرقه مهدیه هند ــ پیروان سید محمد جونپوری هندی ــ است و بیانگر شرح حال و علامات مفصل مهدی موعود اسلام از روی أحادیث صحیحه (همانند کتاب شماره ۵۹).چاپ سنگی قدیم در اسلامبول و نیز چاپ مطبعه محمد شاهین در سنه ۱۲۷۸ هـ در قاهره.[تحفه إثنی عشریه دهلوی ص ۴۵; الاذاعه ص ۱۶۳; معجم المطبوعات ۱۷۹۴; مجله تراثنا شماره ۲۰ بیانگر آدرس های پانزده نسخه خطی آن و مشخصات هریک می باشد.]۱۲۵ ــ «مشرق الاکوان».سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی(۱۲۹۴).نسخه مخطوط آن در کتابخانه پرفسور عبدالباقی گلپنارلی در قونیه موجود می باشد.[الغدیر علامه امینی ج ۱ ص ۱۴۷، کتابنامه حضرت مهدی ص ۶۴۸ بنقل از چند مورد از مندرجات ینابیع الموده او درباره حضرت مهدی]۱۲۶ ــ «مناقب المهدی».حافظ أبونعیم اصفهانی(۴۳۰).از نسخه آن اطلاعی بدست نیامد، اما حافظ گنجی شافعی در «البیان فی أخبار صاحب الزمان» تعداد پانزده حدیث، و یوسف بن یحیی مقدسی شافعی در «عقد الدرر» تعداد سیزده حدیث از آن نقل کرده اند.نیز کتابهای دیگر از مؤلف بنام «أربعون حدیثاً»، «صفه المهدی»، «کتاب المهدی» و «نعت المهدی»، در این مقال آورده ایم.۱۲۷ ــ «المهدی» یا «رساله فی المهدی».محمد بن اسحاق، صدرالدین قونوی صوفی شافعی(۶۷۳).موجود در کتابخانه ایاصوفیا بشماره ۴۸۴۹٫[فهرست تحلیلی کتب عربی منتشر شده در مصر از قنواتی بشماره ۲۵۴ و الذریعه ۲۳/۲۹۰ بنقل از ارگین بشماره ۱۹۸]۱۲۸ ــ «المهدی».تألیف شمس الدین ابن قیّم جوزیه(۷۵۱).[مقدمه ینابیع الموده بقلم علامه سید مهدی خرسان ص ۱۸]۱۲۹ ــ «مهدی آل الرسول».نورالدین علی بن سلطان محمد قاری هروی مشهور به ملا علی قاری(۱۰۱۴).نخستین چاپ آن در ۴۰ صفحه جیبی بی تاریخ است.جهت آگاهی بر تعداد هشت نسخه خطی آن در کتابخانه های ترکیه مراجعه شود به کتابنامه حضرت مهدی، ص ۷۰۰٫۱۳۰ ــ «المُهدی إلی ما ورد فی المهدی».شمس الدین محمد بن علی بن محمد مشهور به ابن طولون دمشقی صالحی حنفی(۹۵۳).[الأئمه الاثنی عشر مؤلف، مندرج در الامام المهدی عند اهل سنه ۲/۴۰۳]۱۳۱ ــ «المهدی» (رساله فی…)»ملا احمد بن حیدر ماورانی ازقراء شقلاوه عراق شمالی (۱۰۷۰).نسخه خطی آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه صلاح الدین در بخش شمال عراق بشماره ۴۱۹/۳ مذکور در فهرست چاپ شده آن در ۱۴۰۸، ص ۲۸۸[اهل البیت فی المکتبه العربیه علامه طباطبائی شماره ۷۸ ص ۶۲۹]۱۳۲ ــ «المهدی» (رساله فی…)»ادریس بن محمد حمدون عراقی فاسی (۱۱۸۳)[فهرس الفهارس و الاثبات ۲/۱۹۹، الیواقیت الثمینه ۱/۹۶، سلوه الانفاس ص ۱۴۱]۱۳۳ ــ «المهدی» (رساله فی…)»جعفر بن حسن بن عبدالکریم بن محمد بن عبدالرسول برزنجی مدنی (۱۱۸۷)[اهل البیت فی المکتبه العربیه علامه طباطبائی شماره ۷۸۳]۱۳۴ ــ «المهدی حقیقه لاخرافه».محمد بن أحمد بن اسماعیل (معاصر).چاپ چهارم کتابخانه تربیت اسلامی هلند در۱۴۱۱هـ در ۲۴۰ صفحه.این کتاب مشتمل بر أحادیث مهدویت و بیانگر تواتر آنها، و صفات حضرت مهدی، راویان، ناقلان و مؤلفان درباره أحادیث مهدی منتظر، اعتراف دانشمندان و رد بر مهدیهای ادعائی دروغین، علائم ظهور و اشراط ساعت است که مؤلف از منابع دست اول و مورد اعتماد اهل تسنن آنرانگاشته، وخودهم ازعلمای سنّی است. و این کتاب را بسال ۱۴۰۰ در مصر تألیف نموده وبعنوان چهارمین دفعه نیز درمصر تجدید چاپ شده.[کتابنامه حضرت مهدی ص ۷۰۴ــ۷۰۵]۱۳۵ ــ «المهدی المنتظر».ابراهیم مشوخیصادر شده از مطبوعات مکتبه المنار در اردن[اهل البیت فی المکتبه العربیه، شماره۷۸۹ ص ۶۳۱]۱۳۶ ــ «المهدی المنتظر» (رساله فی…)»شیخ عبدالحق بن سیف الدین بن سعدالله دهلوی حنفی بخاری(۱۰۵۲).[فهرس الفهارس و الاثبات، عبدالحیّ کتانی ۲/۱۲۵،کشف الأستار حاجی نوری ص ۳۰]۱۳۷ ــ «المهدی المنتظر».سید ابوالفضل عبدالله بن محمد بن صدیق حسینی ادریسی غماری(۱۳۸۰) برادر مؤلف «ابراز الوهم المکنون فی ردّ ابن خلدون».مشتمل بر یکصد و دو حدیث بواسطه سی و سه نفر از صحابه و پنج نفر تابعین، در ردّ منکرین أحادیث مهدی و اثبات تواتر آن.چاپ عالم الکتب بیروت ۱۴۰۵هـ ۱۹۸۴ م.۱۳۸ ــ «المهدی المنتظر بین الحقیقه و الخرافه».عبدالقادر احمد عطا.چاپ ۱۴۰۰ هـ دار العلوم للطباعه قاهره۱۳۹ ــ «المهدی المنتظر فی المیزان».عبدالمعطی بن عبد المقصود.چ دار النشر للثقافه، اسکندریه مصر۱۴۰ ــ «المهدی و اشراط الساعه».شیخ محمد علی صابونی.بار اول بسال ۱۴۰۱ هـ وسیله مکتبه الغزالی دمشق و بار دوم بسال ۱۴۱۰ هـ وسیله شرکه الشهاب الجزایر به چاپ رسید.۱۴۱ ــ «المهدی و المهدویه فی الاسلام».عبدالرزاق بن رشید الحصّان(۱۳۸۴).[الأعلام زرکلی ۳/۳۵۲ بنقل از معجم المؤلفین العراقیین ۲/۲۵۹]۱۴۲ ــ «المیمیه فی ظهور صاحب الزمان».محمدبن علی بن محمدطائی مشهوربه محی الدین ابن عربی (۶۳۸).برخی از أشعارش را قندوزی در «ینابیع الموده» آورده است، و شرحش بنام «بیان الحق» از مؤلفین شیعه میباشد.۱۴۳ ــ «نبذه من علامات المهدی».جلال الدین عبدالرحمن سیوطی(۹۱۱).چندنسخه خطی ازین کتاب در کتابخانه سلطنتی برلین موجود است.[در جستجوی قائم ص ۷۲ و ۴۰۶]۱۴۴ ــ «النّجم الثّاقب فی بیان أنّ المهدی من اولاد علیّ بن أبی طالب».شمس الدین محمد بن محمد بن عبدالرحمن بن علی بهسینی عقیلی خلوتی شافعی (۱۰۰۱).نسخه مخطوط آن ــ ۷۸ صفحه ــ در کتابخانه لاله لی سلیمانیه اسلامبول بشماره ۶۷۹ موجود است.و در تاریخ ۱۲۱۷ از طرف سلطان سلیم به کتابخانه یادشده اهداء گردیده است.ونسخه دیگرش در کتابخانه بیازید استانبول به شماره ۲۹۸۶ موجود میباشد و در ۱۷ ذیقعده ۹۹۷ در عهد مؤلف استنساخ گردید[کتابنامه حضرت مهدی ص ۷۴۵ ــ ۷۴۶]۱۴۵ ــ «النزهه».ولی الله دهلوی، پدر عبدالعزیز مؤلف «تحفه الاثنی عشریه» (۱۱۷۲).[کشف الأستار حاجی نوری ص ۳۴]۱۴۶ ــ «نظره فی أحادیث المهدی» (در قالب مقاله).شیخ محمد خضر حسین، استاد دانشکده اصول الدین مصر(۱۳۷۷).ضمن «مجله الهدایه الاسلامیه» بسال ۱۳۶۹ و بعداً در «مجله التمدن الاسلامی» سوریه در محرم ۱۳۷۰ ضمن شماره های ۳۵ و ۳۶ چاپ و منتشر گردیده، نیز مندرج در «الامام المهدی عند أهل السنّه» ۲/۲۱۰ میباشد.۱۴۷ ــ «نظریه الامامه».دکتر احمد محمود صبحی.شامل بحث امامت کلّی و از آن پس امامت حضرت مهدی و چگونگی بهره برداری از وجود آن حضرت.[در جستجوی قائم ص ۷۳]۱۴۸ ــ «النوافح القربیّه الکاشفه عن خصائص الذات المهدیه».قطب الدین مصطفی بن کمال الدین بکری دمشقی صوفی حنفی(۱۱۶۲).[هدیه العارفین ۲/۴۵۰; ایضاح المکنون ۲/۶۸۲]۱۴۹ ــ «الوعاء المختوم فی السّرّ المکتوم، فی أخبار المهدی».محی الدین محمد بن علی عربی اندلسی(۶۳۸).[هدیه العارفین ۲/۱۲۱]۱۵۰ ــ «الوهم المکنون فی الرّد علی ابن خلدون».ابوالعباس بن عبدالمؤمن مغربی.چاپ شده.[متن فتوائی شیخ محمدمنتصرکتانی، مفتی فقه اسلامی مکه، مندرج در آخر رساله «أحادیث المهدی من مسند أحمد حنبل» ص ۱۶۳]۱۵۱ ــ «الهدیه المهدویه» (بزبان اردو).ابوالرجاء محمد هندی حیدرآبادی(۱۲۹۰).در ردّ بر جونپوری مدّعی مهدویت، و اثبات مشخصات حضرت مهدی منتظر است از گاه ولادت تا پایان عمر از دیدگاه حدیث.[الاذاعه ص ۹۱]۱۵۲ ــ «الهدیه الندیّه للاُمه المحمّدیه، فیما جاء فی فضل الذات المهدیه»مؤلف کتاب النوافح القربیّه شماره ۱۳۷[ایضاح المکنون ۲/۷۲۸; هدیه العارفین ۲/۴۵۰][الأعلام زرکلی ۳/۳۵۲ بنقل از معجم المؤلفین العراقیین ۲/۲۵۹]

مدعیان دروغین مهدویت و کسانیکه که بدروغ نسبت مهدویت بدانها داده شده

همانطوریکه کمابیش بنظر خوانندگان رسیده و مصادر تاریخی و غیرتاریخی بیانگر شرح تفصیلی آنست که از آغاز بنیانگذاری اسلام تاکنون پیوسته افرادی با فریب و آلت دست قراردادن گروههائی از عوام، از روی دشمنی به رویاروئی اسلام برخواسته و با قتل و غارت و هرج و مرج و اسارت و زندانی نمودن مسلمانان، و ضدیت با احکام اسلام و تکیه زدن بر کرسی ریاست، چند صباحی خودنمائی نموده و بالاخره به زباله دان تاریخ گسیل شده و می شوند و نمونه آنها ــ که خود آلت دست استعمارگران خارجی یهودی و مسیحی و عامل اجرائی اهداف شوم آنها بودند ــ رضا شاه پهلوی در ایران و کمال اتاترک در ترکیه و جمال عبدالناصر در مصر و صدام تکریتی در عراق و دیگران در دیگر مناطق مسلمان نشین بوده و می باشند.افرادی هم به هوای ریاست از طریق سوءاستفاده از احادیث مربوط به مهدی موعود و تحریف آنها و فریب دادن افراد ساده لوح زودباور را به دعوای مهدویت و مقام امامت برخاستند و بدون آنکه قیام انها نشانگر سرنخی از مقام امامت یا مقرون به کوچکترین علامت از علائم ظهور مهدی موعود باشد، یا کمترین درجه از برقراری قسط و عدل جهانی (مورد وعده پیامبر بدست حضرت مهدی) را ارائه دهند ــ بلکه مردم را دچار تفرقه و جدائی از اسلام کردند ــ چند روزی خود را به عنوان مهدی موعود منتظر جا اندازی و قلمداد نمودند، اما بالاخره مشت خیانت آنها هم بازشد و ادعای دروغین و بی محتوایشان کشف و آنها هم پس از چندی به زباله دان تاریخ رهسپار شدند.همچنانکه عده ای هم با زمینه سازی مرحله به مرحله مقام امامت و عنوان مهدی منتظر نخست دعوی بابیت از ناحیه مهدی حقیقی می کردند و همینکه افراد و گروههائی فریب خورده بدانها می گرویدند، دعوای مهدویت را مطرح و گسترش می دادند.افراد و گروههائی هم بر اثر برخورد به اخباریکه از ناحیه خبرگذاران صادق امین درباره مهدی موعود و اسلام بدانها رسیده بود و از نظر فراوانی بدان درجه برای آنان یقینی شده و دماغشان آماده برای پرورش اینگونه افکار گردیده بود، که بسا نسبت مهدویت را به کسی که او خود چنین دعوائی نداشت و از این دعوی بیزاری می جست می دادند.اکنون برای روشن شدن مطلب نام بعضی از مدعیان دروغین مهدویت یا غیر مدعیان مورد نسبت را بطور فهرست بنظر خوانندگان میرسانیم و علاقمندان به آگاهی بر مشخصات تفصیلی هریک را به مصادر مربوطه ارجاع میدهیم:۱ــ امام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که فرقه سبائیّه، پیروان عبداللّه بن سبا (که بموجب اثر تألیفی علامه محقق عسکری اصل وجودش ساختگی و بدور از حقیقت و واقعیت بوده) حضرتش را مهدی خواندند و پنداشتند کشته نشده و تا آخر الزمان باقی است و خروج میکند [۱۶] .۲ــ محمد بن حنفیه، که فرقه کیسانیه پنداشتند وی بعد از حسین بن علی امام و همان مهدی موعود است و در کوه رضوی بسر میبرد و از آنجا ظهور و قیام نماید [۱۷] ، بدون آنکه او چنین ادعائی کرده باشد.۳ــ محمد بن عبداللّه محض بن حسن بن حسن بن علی، معروف به نفس زکیه که پاره ای از جارودیّه وی را مهدی دانسته و در سنه ۱۴۵هـ از مدینه به مهدویت برخواست و بدسیسه منصور دوانیقی کشته شد [۱۸] .۴ــ ابوجعفر محمد بن عبداللّه فرزند منصور دوانیقی که خود منصور هم از روی رقابت با نفس زکیه مردم را دعوت به مهدویت او می کرد [۱۹] .۵ــ عمر بن عبدالعزیز یکی از خلفای اموی که سعید بن مسیب قائل به مهدویت او شد [۲۰] .۶ــ ابومسلم خراسانی که پاره ای از فرقه «خرّمیه» پیروان اتابک خرّمی پنداشتند او همان کسی باشد که باید زمین را پر از عدل و داد کند و کشته شدنش را بدست منصور دوانیقی تکذیب نمودند و بانتظار ظهورش بسر می بردند [۲۱] .۷ــ امام جعفر بن محمد الصادق (امام ششم شیعیان) که ناووسیه معتقد به مهدویت آن حضرت شدند [۲۲] ، اما اصل مقام امامت حضرتش را بدست فراموشی سپردند.۸ــ محمد بن قاسم بن عمر بن علی بن الحسین که جارودیه زیدیه به مهدویت او گرایش جستند و در ایام معتصم در طالقان قیام نمود و کشته شد و آنها پنداشتند کشته نشده و بعد از این ظهور خواهد کرد [۲۳] .۹ــ امام موسی بن جعفر (امام هفتم شیعیان) که فرقه واقفیه قائل به مهدویت آن حضرت شدند [۲۴] .۱۰ــ محمد بن علی عسکری، برادر امام حسن عسکری، که طایفه محمدیه بعد از وفات آن حضرت قائل به امامت و مهدویت وی گردیدند [۲۵] .۱۱ــ امام حسن عسکری (امام یازدهم شیعیان) که گروهی اعتقاد به مهدویت حضرتش پیدا کردند [۲۶] .۱۲ــ جعفر بن علی برادر دیگر امام حسن عسکری که عده ای قائل به امامت و مهدویت او گردیدند و خود نیز مدعی مهدویت بود [۲۷] .۱۳ــ عبداللّه بن معاویه بن عبداللّه جعفر بن ابی طالب که عده ای از مردم وی را مهدی دانسته و گفتند وی زنده است و در کوههای اصفهان بسر می برد و البته ظاهر خواهد شد، و او همان کسی بود که در ایام حکومت مروان بن محمد در فارس قیام کرد و ابومسلم پس از مدتی که او را زندانی کرده بود بکشت [۲۸] .۱۴ــ یحیی بن عمر از اعقاب زید بن علی که در ایام مستعین باللّه خلیفه عباسی سنه ۲۵۹ در کوفه قیام کرد، پس او را کشتند و سرش را از تن جدا نمودند و بعض جارودیه قائل به مهدی منتظر بودن او بودند [۲۹] .۱۵ــ موسی بن طلحه بن عبداللّه که در زمان مختاربن ابی عبیده در بصره قیام کرد و عده ای بعنوان مهدویت بدو گرویدند [۳۰] .۱۶ــ عبداللّه مهدی بود که بنوشته قرمانی: خود را فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا ــ یعنی فرزند امام حسن عسکری امام یازدهم شیعیانــ معرفی کرد.و بنوشته فخری بعنوان ابومحمد عبیداللّه بن احمد بن اسماعیل از اعقاب امام جعفر معرفی نمود.و بنوشته دیگران رشته نسبش غیر از دو رشته مذکور است و بطور خلاصه در اصل ارتباطش با سادات و بر فرض ثبوتش در چگونگی آن اختلاف شدید است.وی در سنه ۲۹۷ هـ بعنوان مهدویت از افریقا بپا خواست و دولت فاطمیین را تشکیل داد که پس از گذشتن ۲۷۰ سال منقرض گردید.هم او بود که شهر مهدیه را در یکی از سواحل تونس برقرار کرد و هم اکنون پرچم فرانسه برفراز آن در اهتزاز است [۳۱] .۱۷ــ محمد بن عبداللّه بن تومرت علوی حسنی معروف به مهدی هرغی از قبیله مصامده که در جبال اطلس مراکش سکونت داشتند، در سال ۴۹۷ به مهدویت برخاست و تشکیل سلسله «الموحدین» را داد و بر اسپانیا استیلا و تسلط یافت [۳۲] .۱۸ــ الناصر لدین اللّه که از جمله خلفای عباسی و متولد حدود سنه ۵۵۰ هـ بود، سبط ابن تعاویذی وی را بعنوان مهدی منتظر بودن بدین دوشعر ستوده:انت الامام المهدی لیس لنا امام حق سواک ینتظرتبدو لابصارنا خلاقاً لان یزعم ان الامام منتظر [۳۳] .۱۹ــ مردی به نام عباس فاطمی در پایان قرن هفتم بین ۶۹۰ و ۷۰۰ در میان غمازه خروج کرد و مدعی شد فاطمی منتظر است و جمعیت انبوهی از غمازه براو گرد آمدند و در پایان امر کشته شد [۳۴] .۲۰ــ شخصی که معروف به تویزری منسوب به تویزر از نحله صوفیه بود از رباط ماسه خروج کرد و مدعی مهدی فاطمی بودن شد و بسیاری از اهل سوس و غیره بدو گرویدند و کارش آنچنان بالا گرفت که سران مصامده ترسیدند و او را کشتند.این قضیه در آغاز قرن هشتم ـ در عصر سلطان یوسف بن یعقوب ــ بوقوع پیوست [۳۵] .۲۱ــ اسحاق سبتی زوی بود که در دوران سلطنت سلطان محمد چهارم از سلاطین عثمانی بسال ۹۸۶ هـ به امر مهدویت قیام کرد و اصولا ترک و از اهالی ازمیر بود [۳۶] .۲۲ــ شخصی بود که در سنه ۱۲۱۹هـ در مصر قیام به مهدویت نمود و اصولا زاده طرابلس بود و طولی نکشید با لشکری که از فرانسه آمده بود بجنگید و با عده ای از هواخواهان خود کشته شد [۳۷] .۲۳ــ محمد احمد بود که در سال ۱۲۶۰ هـ در سودان قیام نمود و از قبیله دناقله در جزیره «نبت» مقابل «دنقلا» و بگفته بعضی در «حنک» متولد شده بود [۳۸] .۲۴ــ مردی بود که در رباط عباده دور او گرد آمدند و بعنوان فاطمی منتظر بودن دیگران را به مهدویت خود دعوت کرد و اصولا از نسل و نژاد پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود [۳۹] .۲۵ــ احمد بن احمد کیال بود که نخست مردم را بمقام امامت خود دعوت کرد، سپس بعنوان مهدویت قیام نمود و طائفه کیالیه را تشکیل داد [۴۰] .۲۶ــ محمد مهدی سنوسی فرزند شیخ محمد سنوسی بود که در اواسط قرن نوزده مسیحی از مغرب زمین برخواست و قبل از مرگ با اشاره باینکه خود او مهدی منتظر نیست بلکه او از این پس خواهد آمد نفی مهدویت خویش نمود و شاید مقصودش از خبر آمدن بعد از این، قیام پسرش بود [۴۱] .۲۷ــ میرزا غلام احمد قادیانی بود که در اوائل قرن نوزده میلادی سنه ۱۸۲۶ از پنجاب هندوستان قیام کرد و با سیکهای آن سرزمین بر مبنای ادعای نبوت بجنگید و فرقه قادیانی را که هم اکنون دارای پیروانی در هند است تشکیل داد [۴۲] .۲۸ــ سید احمد پسر محمدباریلی بود که او را مهدی وهابی نیز گویند، تولدش بسال ۱۲۲۴ در یکی از شهرهای هندوستان به نام «بریلی» اتفاق افتاد، پس در خلال نیمه اول از سده سیزده از بین فرقه وهابی در هند قیام به نشر آن مذهب سخیف نمود و به عنوان یکی از اولاد امام حسن بن علی (امام دوم شیعیان) خود را شهرت داد سپس بر علیه هندوها و سیک های پنجاب هند اعلام جنگ نمود و با برافروخته شدن آتش جنگ مغلوب و کشته شد و بالاخره با تبلیغاتی که داشت و انتشار می داد زمینه برای قیام احمد قادیانی نامبرده مستعد و موجبات نفوذ برای وی بیشتر فراهم شد [۴۳] .۲۹ــ علی محمد شیرازی معروف به باب پسر میرزا رضای بزاز شیرازی و متولد همان شهر بسال ۱۲۳۵ از زنی به نام خدیجه بود، وی از کمالات علمی و ادبی جز زبان فارسی که در شیراز نزد معلمی به نام شیخنا آموخته بود و مقدار کمی هم صرف و نحو خوانده بود بهره دیگری نداشت و بیشتر اهتمام در رشته ریاضت و انجام امور شاقّه به منظور تسخیر جن و روحانیّات داشت و بالاخره پس از مدتی بسر بردن در بندر بوشهر رفته رفته دچار خشکی دماغ و خستگی مغز گردید، پس از بوشهر به کربلا رفت و از تابعین شیخ احمد احسائی شد و با سید کاظم رشتی که از شاگردان و مروجین احسائی بود و در بافندگی و جاهم اندازی اباطیل و خرافات مهارتی بسزا داشت مصاحبت نمود [۴۴] ، پس از فوت احسائی و سید کاظم رشتی به شاگرد دیگر احسائی حاج کریم خان (مؤسس فرقه ضاله شیخیه که عنوان رکن رابع بودن را مطرح نمود) بپیوست، و نخست به عنوان باب او و خلیفه الخلیفه سر برافراشت و چون آوازه اش بلند شد و قدری بر سر زبانها افتاد خود را به باب مهدی منتظر معرفی نمود.سپس دم از استقلال و مهدویت زد و چون متوجه شد به قول عوام «خر فراوان است» و مریدانی از خود جاهل تر و احمق تر به دورش گرد آمدند دعوای نبوت را مطرح نمود و بافته هایی را ــ به عنوان وحی الهی و آیات آسمانی که خالی از معنا و عاری از قانون ادب و محاوره و برخلاف منطق و در حقیقت بهترین سند حماقت و فساد عقلی او و پیروانش بود ــ انتشار داد و در پایان جنون او شدت یافت و هوس خدائی و الوهیت پیدا کرد که کتاب «البیان» وی بهترین شاهد و بیانگر کفریات اوست.توضیحا چون سیاست اجانب پشتیبانی از وی را مقتضی دید با نفوذی که در داخله مملکت ایران داشت موجبات تقویت و گسترش فساد او را با هزینه تبلیغاتی و جلوگیری از تعرض دیگران بر عهده گرفت تا انجا که با تحلیل هرگونه حرامی و آزادی در ارتکاب هرگونه بدعت و عمل نامشروع عده ای از عوام الناس و افراد سفله و بی بند و بار فریب او را خوردند و بدو پیوستند.در آغاز امر علما و روحانیون آن عصر بخاطر راه و رسم جنون آمیزی که از وی به نمایش درآمد از حکم به قتل او خودداری و استنکاف نمودند و چون هر روز شراره های فتنه او گسترش مییافت، بمنظور جلوگیری از شرّش و مصونیت مردم از آتش فتنه و بیراهه بری وی لازم دانستند حکم قتلش را صادر نمایند همچنانکه فتوی به کفر و نجس بودن بهائی ها و ممنوعیت ازدواج با آنها را صادر نمودند. از طرفی هم چون فتنه او مقام سلطنت را تهدید می کرد حکم قتلش عملا تأیید و با به دار آویختن و اعدامش معلوم شد او هم یکی از مهدی های دروغین بود که نخست بدست عوامل روس رشد و پرورش یافت و بعد از موجودیت او که کانون فساد از آب درآمد انگلیسی ها از وی بهره برداری نمودند و بالاخره ملیونها نفر مسلمان ضعیف و خوش باور را از اسلام و تشیع جدا کرده گرایش به کفر دادند [۴۵] .آری متاسفانه ــ با اینکه بر اثر سقوط شاه طرفدار آنها و برقراری جمهوری اسلامی و برچیده شدن بساط سلطنت که یک بُعدش سوء استفاده هرچه بیشتر بهائی گری از قدرت آن بود بساط آزادی و رسمیت بهائی گری در ایران برچیده شد ــ هنوز این رشته باطل کم و بیش سر دراز دارد و از طریق عوام فریبی در گوشه و کنار بدین روش باطل کفر آمیز ادامه می دهند.و اما کسانی که در عصر ائمه اطهار علیهم السلام به دروغ مدعی بابیت و نیابت و سفارت از طرف حضرت بقیه اللّه محمد بن الحسن العسکری عج شدند، پس محدث عالیقدر شیعه شیخ طوسی تعداد هشت نفر را معرفی نموده که ما بخاطر اختصار به ذکر نام آنها بسنده کرده و خواستاران شرح حال تفصیلی آنها را به کتاب «الغیبه» محدث نامبرده ارجاع می دهیم:۱ــ ابومحمد حسن معروف به شریعی از اصحاب امام هادی و امام عسکری بود که به دعوای بابیت از ناحیه حضرت مهدی برخواست و از آن ناحیه توقیع در لعن وی صادر گردید.۲ــ محمد بن نصیر نمیری.۳ــ احمد بن هلال کرخی.۴ــ ابوطاهر محمد بن علی بن بلال.۵ــ حسین بن منصور حلاج صوفی که ابوالقاسم بن روح یکی از وکلای امام زمان در عهد غیبت صغری به امر امام دستور مهدور الدم بودنش را صادر نمود، نیز بحکم علما تکفیر شد، اما در نظر صوفیه دست کمی از مقام نبوت نداشته و ندارد بلکه دعوای خدائی هم از وی سرزد و بالاخره محکوم به اعدام شد. [خیراتیه ج ۱ ص ۱۵۹ ــ ۱۶۱]۶ــ ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی معروف به ابن ابی عزاقر.۷ــ ابوبکر بغدادی برادر زاده محمد بن عثمان عمری (نایب دوم از نواب اربعه حضرت مهدی).۸ــ ابودلف ــ رفیق ابوبکر بغدادی ــ [۴۶] .درپایان این مقال توجه خوانندگان را بدین نکته جلب و یادآور می شویم که از بررسی احوال نامبردگان و کسانی که پیروی از آنها می کردند یا مهدویت را به کسی که خود مدعی نبود نسبت می دادند معلوم و محقق میشود که اصل موضوع مهدویت در اسلام و عقیده به ظهور و قیام مهدی موعود و برقرار شدن انقلاب اسلامی جهانی و عدل و داد سراسری بدست او پدیده یک سلسله آیات شریفه قران و فرموده های پیامبر اکرم و بعضی از صحابه الهام گیرنده از ان حضرت است که مورد اتفاق سنی و شیعه می باشد، و بر اساس همین ایات و احادیث و پیشگوییها و هشدارها بود که مردم از باستان زمان آماده برای ظهور مهدی موعود منتظر و چشم براه او بوده اند و مهدی های دروغین و نواب های قلابی و ادعایی هم از این رهگذر سوء استفاده نموده و بعنوان مهدی و نایب مهدی قیام نموده و هردسته و گروهی فریب یکی از اینها را خورده و به پیروی و ترویجش می شتافتندپس اگر عنوان مهدویت اصالت اسلامی نداشت نه مدعیان دروغین می توانستند آن را مطرح ووسیله تجمع عوام به دور خود قرار دهند، و نه عوام و پیروان مهدی های ادعایی سرنخی در دست داشتند که بدانها معتقد و علاقمند شوند و از آنان پیروی نمایند.بطور خلاصه اصالت مهدویت و ریشه گرفتن آن از ناحیه شخص پیغمبر (صلی الله علیه وآله) بود که فریب دهندگان آن را سرنخ دعوای مهدویت قرار دادند و فریب خوران هم آن را سرنخ گرایش به مهدی های ادعایی و دروغین قلمداد نمودند و کار هر دو دسته به کفر و جدایی از اسلام راستین منتهی شد.

کسی که خروج و قیام مهدی منتظر را انکار نماید یا آن را تکذیب کند و دروغ انگارد، بدانچه خدا بر پیامبر نازل فرموده کافر شده

از جمله فرموده های پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در رابطه با مهدی منتظر و خروج آن حضرت این دو حدیث است که هریک بیانگر کفر کسی باشد که ظهور و خروج او را انکار یا حضرتش را تکذیب نماید:۱ــ عن جابر بن عبداللّه قال قال رسول اللّه (ص): «من انکر خروج المهدی فقد کفر بما انزل علی محمد…»۲ــ «… و من کذّب المهدی فقد کفر»و اما مصادر نقل آنها پس بدین قرار است:۱ــ «فوائد الاخبار»ابوبکر احمد بن محمد اسکافی یا اسکاف (۲۶۰) به نقل مصادر مورد اشاره ذیل۲ــ «جمع الاحادیث الوارده فی المهدی»حافظ ابوبکر بن خیثمه ــ احمد بن زهیر بن حرب نسائی (۲۷۹) به نقل سید محمد صدیق قنوجی بخاری در «الاذاعه…» ص ۱۳۷۳ــ «معانی الاخبار»ابوبکر محمد بن ابراهیم کلاباذی بخاری(۳۸۰) نیز بنقل مصادر ذیل۴ــ «روض الانف و شرح السیره»ابوالقاسم عبدالرحمن سهیلی (۵۸۱) ج ۲ ص ۴۳۱ از مالک بن انس از محمد بن منکدر از جابر۵ــ «عقد الدرر فی اخبار المهدی المنتظر»یوسف بن یحیی مقدسی شافعی (۶۸۵) ص ۱۵۷ به نقل از «فوائد الاخبار» از اسکافی و «شرح السیره» ابوالقاسم سهیلی.۶ــ «فرائدالسمطین»شیخ ابراهیم بن محمد حموینی (۷۳۰) ج ۲ ص ۳۳۴ شماره ۵۸۵ به نقل از ابوبکر محمد بن ابراهیم کلاباذی ــ مؤلف «معانی الاخبار»۷ــ «لسان المیزان»ابن حجر عسقلانی (۸۵۲) ج ۵ ص ۱۴۷ چاپ مصر و ص ۱۳۰ چاپ حیدر آباد به نقل از «معانی الاخبار» کلاباذی۸ــ «العرف الوردی فی اخبار المهدی»جلال الدین سیوطی(۹۱۱) ص۱۶۱ بنقل از«فوائدالخبار»اسکافی،۹ــ «القول المختصر فی علامات المهدی المتنظر»ابن حجر شافعی مکی (۹۷۴) ص ۵۶ عکس نسخه خطی مکتبه ظاهریه شام در کتابخانه آیت اللّه مرعشی قم بنقل از فوائد الاخبار اسکافی و شرح السیره ابوالقاسم سهیلی۱۰ ــ نیز در «الفتاوی الحدیثیه»ابن حجر مکّی ص ۳۷ و برحسب چاپ مندرج در الامام المهدی ص ۳۳۲۱۱ــ «البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان»متقی هندی (۹۷۵) پایان باب سیزدهم کتاب، بنقل از یحیی بن محمد حنیفی ضمن فتوای او (در ردّ مهدی دروغین جونپوری) صادر در سنه ۹۵۲ هـ.۱۲ــ «لوائح الانوار الالهیه…»شیخ محمد بن احمد سفارینی حنبلی (۱۱۸۸) ج ۲ بخش ویژه حضرت مهدی تحت عنوان «فائده الخامسه» بنقل از حافظ اسکافی (مؤلف فوائد الاخبار) از جابربن عبداللّه با تعبیر به مرضی و پسندیده بودن سند آن.۱۳ ــ «ینابیع الموده»سلیمان بن ابراهیم قندوزی (۱۲۹۴)، آغاز باب ۷۸ بنقل از جابر بن عبداللّه انصاری۱۴ــ «الاذاعه لما کان و مایکون بین یدی الساعه»سید محمد صدیق قنو جی بخاری (۱۳۰۷) ص ۱۳۷ بنقل از «جمع الاحادیث الوارده فی المهدی» ابن خیثمه و «فوائد الاخبار» اسکافی۱۵ــ «المهدی المنتظر»ابوالفضل عبداللّه بن محمد بن صدیق مغربی ادریسی (۱۳۰۸) ص۹۴، به نقل از «فوائد الاخبار ابوبکر اسکافی»فهرست ۶۷ متن حدیثی، تاریخی و کلامی پیرامونحضرت مهدی منتظر(عج) مندرج در کتاب«الامام المهدی عند أهل السّنه»الجزء الأوّل:۱ ــ المصنف … لعبدالرزاق بن همام(المتوفی۲۱۱)۲ ــ مصنف … للحافظ عبداللّه بن محمد بن ابی الجاشیه الکوفی(۲۳۵)۳ ــ السنن … لإبن ماجه القزینی(۲۷۳)۴ ــ السنن … لأبی داود السجستانی(۲۷۵)۵ ــ السنن … للترمذی(۲۹۷)۶ ــ البدء و التاریخ … للمقدسی(بعد ۳۵۵)۷ ــ المعجم الکبیر … للطبرانی(۳۸۸)۸ ــ معالم السّنن … لأبی سلیمان الخطابی(۳۸۸)۹ ــ مستدرک الصحیحین … للحاکم النشابوری(۴۰۵)۱۰ ــ فردوس الاخبار … لشیرویه بن شهردار الدیلمی(۵۰۹)۱۱ ــ مصابیح السنه … للبغوی(۵۱۶ ـ ۵۱۰)۱۲ ــ جامع الاصول … لإبن أثیر الجزری(۶۰۶)۱۳ ــ الفتوحات المکیه … لمحی الدین بن عربی(۶۳۸)۱۴ ــ مطالب السئول … لإبن طلحه الشافعی(۶۵۲)۱۵ ــ تذکره خواص الأمه … لسبط إبن جوزی(۶۵۴)۱۶ ــ شرح نهج البلاغه … لابن أبی الحدید(۶۵۵)۱۷ ــ مختصر سنن أبی داود … للمنذری(۶۵۶)الشافعی(۶۵۸)الشافعی(بعد ۶۵۸)۲۰ ــ تذکره القرطبی … لمحمّد بن أبی بکر القرطبی(۶۷۱)۲۱ ــ وفیات الأعیان … لإبن خلکان الإربلی(۶۸۹)۲۲ ــ ذخائر العقبی … لمحی الدین الطبری(۶۹۴)۲۳ ــ فرائد السمطین … للحموئی الخراسانی(۷۳۲)۲۴ ــ مشکاه المصابیح … للخطیب التبریزی(۷۳۷)۲۵ ــ تلخیص «المستدرک حاکم» … حافظ ذهبی(۷۴۸)۲۶ ــ خریده العجائب … لسراج الدین ابن الوردی(۷۴۹)۲۷ ــ المنار المنیف … لإبن قیّم الجوزیه الحنبلی(۷۵۱)۲۸ ــ الفتن و الملاحم … لإبن کثیر الدمشقی(۷۷۴)۲۹ ــ موده القربی … للسید علی الهمدانی(۸۷۶)۳۰ ــ شرح المقاصد … لسعدالدین التفتازانی(۷۹۳)۳۱ ــ مجمع الزوائد … لنورالدین الهیثمی الشافعی(۸۰۷)۳۲ ــ موارد الظمآن … لنورالدین الهیثمی الشافعی(۸۰۷)۳۳ ــ الفصول المهمه … لإبن الصّباغ المالکی(۸۵۵)۳۴ ــ العرف الوردی … للسیوطی الشافعی(۹۱۱)۳۵ ــ الأئمه الإثنی عشر … لإبن طولون الدمشقی(۹۵۳)۳۶ ــ الیواقیت و الجواهر … لعبد الوهاب الشعرانی(۹۷۳)۳۷ ــ الصواعق المحرقه … لأحمد بن حجر الهیثمی(۹۷۴)۳۸ ــ الفتاوی الحدیثیه … لأحمد بن حجر الهیثمی(۹۷۴)۳۹ ــ القول المختصر فی مهدی المنتظر … لابن حجر المکی الهیثمی(۹۷۴)۴۰ ــ کنزالعمال … لعلاءالدین المتقی الهندی(۹۷۵)۴۱ ــ البرهان فی اخبارصاحب الزمان، … لحسام الدین المتقی الهندی (۹۷۵)۴۲ ــ مرقاه المفاتیح شرح المصابیح … لعلی القاری الحنفی(۱۰۱۴)۴۳ ــ أخبار الدول و آثار الأوّل … لأحمد الدمشقی القرمانی(۱۰۱۹)۴۴ ــ الإشاعه من أشراط السّاعه … لمحمّد بن عبدالرسول البرزنجی(۱۱۰۳)۴۵ ــ فتح المنان شرح الفوز و الامان … لأحمد بن علی المنینی(۱۱۷۳)الجزء الثانی:۴۶ ــ لوائح الأنوار الإلهیه … لشمس الدین السفارینی(۱۱۸۸)۴۷ ــ اسعاف الراغبین … لمحمّد الصبان الشافعی(۱۲۰۶)۴۸ ــ ینابیع الموده … لسلیمان القندوزی(۱۲۷۰)۴۹ ــ نور الابصار … للسید مؤمن الشبلنجی(بعد ۱۲۹۰)۵۰ ــ مشارق الانوار …للشیخ حسن الخمراوی المصری(۱۳۰۳)۵۱ ــ الاذاعه لما کان و ما یکون… … للسید محمّد صدیق القنوجی(۱۳۰۷)۵۲ ــ القطر الشهدی فی أوصاف المهدی … لشهاب الدین الحلوانی(۱۳۰۸)۵۳ ــ العطر الوردی فی شرح القطر… … لمحمّد البلبیسی الشافعی(۱۳۰۸)۵۴ ــ غالیه المواعظ … لخیرالدین الالوسی الحنفی(۱۳۱۷)۵۵ ــ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر … لعبد الرؤف المناوی(۱۰۳۱)العظیم آبادی(المتولد۱۲۳۷)۵۷ ــ نظم المتناثر … لمحمّد بن جعفر الکتانی(۱۳۴۵)۵۸ ــ تحفه الأحوذی … لمحمّد عبدالرحمن المبارکفوری(۱۳۵۴)۵۹ ــ نظره فی أحادیث المهدی … لشیخ الأزهر محمّد الخضر حسین(۱۳۷۷)۶۰ ــ التاج الجامع للاصول … للشیخ منصور علی ناصف(۱۳۷۱)۶۱ ــ إبراز الوهم المکنون … لأحمد بن صدیق المغربی(۱۳۸۰)۶۲ ــ المهدی المنتظر … لابن صدیق البخاری الغماری(۱۳۸۰)۶۳ ــ حول المهدی … للشیخ ناصرالدین الآلبانی(المعاصر)۶۴ ــ عقیده أهل السّنه… … للشیخ عبدالمحسن العباد(المعاصر)۶۵ ــ ذیل «عقیده أهل السّنه» … للشیخ عبدالعزیز بن باز(المعاصر)۶۶ ــ الرد علی من کذّب بالأحادیث المهدی … للشیخ عبدالمحسن العباد(المعاصر)۶۷ ــ عقیده المسیح الدجال … لسعید ایوب (المعاصر)

فتوای چهار نفر از فقهای مذاهب اربعه سنی درباره منکرین مهدی منتظر

نظر به اینکه در اوائل سده دهم هجری شخصی بنام محمد جونپوری با فریب دادن مردم عوام سنی به عنوان مهدی منتظر در سرزمین هند قیام کرد و گروههائی از عوام فریب خور بدو گرویدند وبالاخره کم کم موضوع مهدویت او مسئله آفرین شد، اهل تسنن از چهارنفر از علمای سنی درباره شخصیت مهدی و مهدویت جونپوری استفتاء و نظرخواهی شرعی نمودند.آنها هم با تکیه و استناد به احادیثی که بیانگر علائم ظهور مهدی موعود منتظر است و شخص مدعی مهدویت هم فاقد شرایط امامت بود و هم ظهورش غیر مقرون به علائم ظهور حضرت مهدی، او را تخطئه و رد نموده و حتی خود و پیروانش را ــ بر اساس بیراهه روی و تکفیر مسلمانان مخالف با وی ــ تکفیر و محکوم به ارتداد و اعدام کردند.اکنون ما بخاطر رعایت اختصار از ذکر متون آن فتاوی معذرت خواسته ولی در رابطه با موضوع بحث که در رد و رهنمون منکران حضرت مهدی و تخطئه کنندگان احادیث پیرامون آنحضرت خلاصه می شود خواستاران آنرا به کتاب «البرهان» متقی هندی (باب سیزدهم) که در رد محمد جونپوری و مشتمل بر فتاوی مذکور است ارجاع می دهیم تا خود با ملاحظه آن فتاوی پی به واقع امر و مخالفت جدی علمای سنی با منکرین آنحضرت برند و در شناخت مهدی راستین اسلام از مهدی های دروغین هر عصر و زمانی دچار اشتباه نشوند.مهدی فقیه ایمانیرمضان المبارک ۱۴۱۷

پی نوشت:

[۱] «مهدی منتظر را بشناسید» تالیف نگارنده این مقاله ـ مهدی فقیه ایمانی ـ چاپ ۱۳۸۴ هـ اصفهان، بیانگر اسامی و مشخصات حدود چهارصد جلد کتاب و رساله خطی و چاپی درباره حضرت مهدی عج است. ۲ــ «کتابنامه امام المهدی» نشریه یکی از مساجد تهران (صندوق پستی ۲۲۲۳، تهران) شامل معرفی ۳۵۵ جلد کتاب می باشد که به طور اختصاصی یا ضمنی مربوط به مهدی منتظر و ایراد بعض شئون آن حضرت است. ۳ــ «درجستجوی قائم» بیانگر اسامی ۱۸۵۰ جلد کتاب می باشد که تعداد ۴۲۹ جلدش بطور اختصاصی و بقیه بطور ضمنی به بحث و بررسی های کلامی، حدیثی، تاریخی و غیره درباره حضرت بقیه اللّه مهدی موعود پرداخته و به قلم ارزشمند آقای سید مجید طباطبائی تنظیم و بسال ۱۳۷۰ هـ ش بعنوان مسجد جمکران قم چاپ و انتشار یافته است. ۴ــ و از همه پرمایه تر «کتابنامه حضرت مهدی عج» از دانشمند محترم آقای علی اکبر مهدی پور است ۲ جلد شامل معرفی ۲۰۶۶ جلد کتاب اختصاصی درباره حضرت مهدی که مشخصات چاپی و زبانی و موضوعی هریک ذکر شده و در بهترین شکل چاپ و منتشر گردیده، و راهگشای محقیقین و مؤلفین میباشد.
[۲] توضیحاً ترجمه فارسی این مقاله از ترکی استانبولی بوسیله مؤسّسه ارزشمند «مجمع جهانی اهل بیت» انجام و در اختیار اینجانب قرار گرفت، و پس از تنظیم این ردّیه و تقدیم به مؤسسه فوق آن را به ترکی استانبولی ترجمه نموده و در مجله «پیام اهل بیت» (Ehl – i Beyt mesajI) شماره ۱۵، چاپ ترکیه چاپ و منتشر گردید. بدین وسیله از مسؤلان محترم مؤسسه «مجمع جهانی اهل بیت» بویژه حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حسینی مدیریّت محترم شعبه قم تشکر نموده و توفیق بیش از پیش ایشان را در نشر آثار اهل بیت از خداوند خواستارم.
[۳] نظره فی احادیث المهدی، مندرج در مجله التمدن الاسلامی، دمشق و نیز مندرج در الامام المهدی عند اهل السنه.
[۴] مقال حول المهدی مندرج در دو مصدر فوق.
[۵] توضیحا کتاب «شناخت امام یا راه رهائی از مرگ جاهلی» چ ۱۴۱۲ هـ در ۵۴۶ صفحه وزیری، تالیف نگارنده این مقاله و مشتمل بر بحث و بررسی اسناد و محتوای حدیث فوق است از دیدگاه اهل تسنّن.
[۶] بحارالانوار ۲۳/۷۶ ـ ۹۵ چاپ دوم،ودرچ امین الضرب قدیم ۷/۱۶ ـ۲۰٫
[۷] توضیحابخشی ازاین کتاب به عنوان جزء اول و دوم از جلد سوم در سال ۱۴۰۳ بتحقیق حبیب الرحمان اعظمی و وسیله دار السلفیه هند بچاپ رسیده، ولی موقع تنظیم این رساله دردسترس نگارنده نبود تابدان مراجعه وبلاواسطه ازآن نقل شود.
[۸] به نقل سید بن طاووس در «طرائف» ص ۲۱۰ ضمن شماره ۳۰۵، و «ندیم الفرید» بعنوان «ندیم الأحباب وجلیس الأصحاب» نسخه خطی آن در کتابخانه مغنیسا از بلاد ترکیه بشماره (۱۲۱۰) موجود است.(اعلام زرکلی ۱/۲۱۲).
[۹] تذکره قرطبی ص ۷۰۱٫ ــ تهذیب الکمال حافظ مزی ۲۵/۱۴۶ ذیل ترجمه محمد بن خالد جندی. ــ منار المنیف إبن قیم جوزیه حنبلی ص۱۴۲٫ ــ تهذیب التهذیب إبن حجر عسقلانی ۹/۱۲۵ ذیل شرح حال محمد بن خالد و احتجاج بکلام ابری در ردّ بر او. ــ فتح المغیث سخاوی (بنقل نظم المتناثر کتانی ص۱۴۴). ــ مصباح الزجاجه سیوطی (بنقل عطرالوردی بلبیسی ص۴۵) و عرف الوردی ص۱۶۵٫ ــ صواعق المحرقه إبن حجر ص۹۹ و در چاپ دیگر ص۱۶۷٫ ــ البرهان متّقی هندی باب دوازدهم. ــ فرائد الفکر فی الإمام المهدی المنتظر مرعی بن یوسف کرمی (بنقل لوائح الأنوار سفارینی ص۲۳). ــ الإشاعه برزنجی ص۸۷٫ ــ شرح المواهب اللدنیه زرقانی (بنقل المتناثر کتانی ص۱۱۴). ــ لوائح الأنوار البهیه سفارینی ــ مندرج در الإمام المهدی عند أهل السنّه ۲/۲۳ ــ. ــ اسعاف الراغبین صبّان ص۱۴۰٫ ــ نور الأبصار شبلنجی ص۱۷۱٫ ــ نظم المتناثر کتانی ص۲۲۸٫ ــ عقیده اهل السنه و الاثر عبدالمحسن عباد ــ مندرج در الإمام المهدی عند اهل السنّه ۲/۴۰۲ ــ. ــ الإحتجاج بالاثر علی من أنکر المهدی المنتظر تویجری ص۲۸ و ۱۴۳ و ۳۰۱٫ ــ المهدی المنتظر إبن صدیق غماری ص۷٫
[۱۰] توضیحا متن اصلی اربعین حافظ ابونعیم بنظر نرسیده، ولی سیوطی (متوفی ۹۱۱ هـ) آن را با احادیث فراوان دیگری دسته بندی و تنظیم و به «العرف الوردی فی اخبار المهدی» نامگذاری و به ضمیمه دهها رساله دیگر مجموعه «الحاوی للفتاوی» را ارائه داده که بسال ۱۳۷۸هـ ۱۹۵۹م در مصر چاپ و منتشر گردیده، و از علمای شیعه اربلی در «کشف الغمه»، بحرانی در «غایه المرام» و علامه مجلسی دوم در «بحارالانوار» (ج ۱ ص ۷۸ ــ ۸۵) و عاملی در «اعیان الشیعه» (جزء ۴ بخش ۳) و بلاغی در «حجت بالغه» و مؤلفین «نامه دانشوران» در ج ۲ این کتاب آن را درج نموده اند.
[۱۱] این روایت را در مناقب نیافتم ولی در مقتل ج ۱ ص ۱۴۶ ذکر شده.
[۱۲] این کتاب تألیف این ضعیف، شامل ۵۶ متن حدیثی، تاریخی، کلامی و ادبی اختصاصی یا ضمنی اهل تسنن است درباره حضـرت مهدی(عج)، که برای دومین بار بسال ۱۴۰۲ در دو جلد بزرگ در بیروت چاپ و منتشر شده است.
[۱۳] جهت آگاهی بر مصادر شرح حال او و نسخه کتابش مراجعه شود به «الذریعه» ۲۳/۲۳۳، و «معجم المؤلفین» ۶/۲۰٫
[۱۴].
[۱۵] این کتاب کراراً در حاشیه «نورالابصار» شبلنجی، ویکبارهم در حاشیه «مشارق الانوار» حمزاوی در مصر به چاپ رسیده است.
[۱۶] ملل و نحل شهرستانی ۲/۱۱، غیبت شیخ طوسی ص ۱۹۲، المهدیه فی الاسلام ص ۹۳٫
[۱۷] غیبت شیخ طوسی ص ۱۹۲، مقدمه ابن خلدون ص ۲۱۹، ملل و نحل شهرستانی ۱/۲۰۰، المهدیه فی الاسلام ص ۱۰۳٫
[۱۸] مقدمه ابن خلدون ص ۲۲۲، تاریخ فخری ص ۱۴۸، مجله الهلال مصر جلد ۱۷ سال ۴ صفحه ۶۴۳٫
[۱۹] المهدیه فی الاسلام ض ۱۱۷٫
[۲۰] طبقات ابن سعد ۵/۲۴۵، المهدیه فی الاسلام ص ۱۸۴٫
[۲۱] المهدیه فی الاسلام ص ۱۸۴٫
[۲۲] ملل و نحل شهرستانی۲/۳، غیبت شیخ طوسی ص ۱۹۲٫
[۲۳] المهدیه فی الاسلام ص ۱۲۵٫
[۲۴] ملل و نحل شهرستانی۲/۴، غیبت شیخ طوسی ص ۱۹۲ و ۱۹۸٫
[۲۵] غیبت شیخ طوسی ص ۱۹۲و ۱۹۸٫
[۲۶] ملل و نحل شهرستانی۲/۷، غیبت شیخ طوسی ص ۱۹۲ و ۲۲۰٫
[۲۷] غیبت شیخ طوسی ص ۲۲۲ و ۲۲۵ ــ ۲۲۷ و ۲۸۷٫
[۲۸] المهدیه فی الاسلام ص ۴۸٫
[۲۹] المهدیه فی الاسلام ص ۱۳۵٫
[۳۰] طبقات ابن سعد ۵/۲۴۵، المهدیه فی الاسلام ص ۱۸۲٫
[۳۱] تاریخ فخری ص ۲۳۷، مقدمه ابن خلدون ص ۳۷۴، اخبار الدول واثار الاول قرمانی ص۱۸۹٫
[۳۲] تاریخ ابی الفداء ۲/۲۳۲، مجله الهلال سال ۴ شماره ۱۷ ص ۶۴۳، مقدمه ابن خلدون ص ۳۶۶٫
[۳۳] المهدیه فی الاسلام ص ۴۸٫
[۳۴] مقدمه ابن خلدون ص ۳۶۷، مجله الهلال سال ۴ شماره ۱۷ ص ۶۴۳٫
[۳۵] مقدمه ابن خلدون ص ۳۶۷٫
[۳۶] ترجمه رساله دار مستتر، از محسن جهانسوز.
[۳۷] ترجمه رساله دار مستتر.
[۳۸] مجله الهلال سال ۴ شماه ۱۷، ص ۶۴۴ و سال ۷ شماره ۶٫
[۳۹] مقدمه ابن خلدون ص ۳۶۷٫
[۴۰] ملل و نحل شهرستانی ۲/۱۷٫
[۴۱] الهلال سال ۴ شماره ۱۷ ص ۶۴۴٫
[۴۲] الهلال سال ۴ شماره ۱۷ ص ۶۴۳، ظاهره الغیبه و دعوی السفاره ص ۳۰۰ ــ ۳۷۰، المهدیه فی الاسلام ص ۲۷۰، مفتاح باب الابواب ص ۷۷٫
[۴۳] دائره المعارف الاسلامیه ج ۱ ص ۴۹۶، المهدیه فی الاسلام ص ۲۶۸، مفتاح باب الابواب ص ۶۹٫
[۴۴] جهت آگاهی بر هویت سید کاظم رشتی و نقش او در گسترش فرقه بهائی گری رجوع شود به کتاب ظاهره الغیبه و دعوی السفاره، میرزا محسن آل عصفور بحرینی ص ۲۴۷ ــ ۳۰۰ چاپ قم.
[۴۵] دائره المعارف اسلامیه ۱/۴۹۶، المهدیه فی الاسلام ص ۲۶۸، مفتاح باب الابواب ص ۶۹، نصایح الهدی بلاغی، اسرار العقاید میرزا ابوطالب شیرازی چاپ ۱۳۲۴ در نوبت دوم و دهها کتاب دیگر در ردّ بهائی گری که اکثراً چاپ و منتشر گردیده، جهت آگاهی بر فهرست اسامی ۸۷ جلد کتاب در رد آنها مراجعه شود به کتابنامه حضرت مهدی (عج) تألیف آقای علی اکبر مهدی پور ص ۸۱۷ ــ ۸۲۰٫
[۴۶] کتاب الغیبه شیخ طوسی ص ۳۹۷ ــ ۴۱۵ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۸/۱۲۲٫