اسلام و مسلمانان در سوئد

مسلمان بودن در جامعه سوئد به معناي تحمل مشکلات و سختي ها در محيطي است که به طور کلي، آشنايي ناچيزي نسبت به دين وجود دارد.

در حال حاضر، مسيحيت 88% مردم را شامل مي شود، از اين رو، سوئد جامعه اي مسيحي است.

اين موضوع تا قبل از سال 1951، شکل اصلي خود را حفظ کرده بود.

در آن سال، آزادي کامل مذهب به رسميت شناخته شد و مردم سوئد حسب انتخاب خود، نسبت به تغيير مذهب و ورود به هر جماعت ديني ديگري، آزادي کامل يافتند، ولي مذهبيون نسبت به اجراي فعاليتهاي مذهبي خود، با مشکلاتي مواجه شدند، بخصوص اينکه سوئد به بي مذهب ترين کشور جهان تبديل شده و مذهب تا حد يک عقيده خصوصي تنزل يافته است.

امروز پس از مسيحيت، اسلام به عنوان دومين جماعت بزرگ مذهبي در سوئد به حساب مي آيد.

مسلمانان سوئد داراي سابقه ناهمگون مي باشند و راههاي متفاوتي براي مذهبي شدن و تطابق مواضع با اسلام وجود دارد.

از ديدگاه سوئديها، اسلام بيشتر يک حقيقت چند جانبه است و مفاهيم متفاوتي از مذهبي بودن در سوئد وجود دارد.

بعضي از مسلمانان تنها خود را پيرو اسلاميسم مي خوانند، در حالي که برخي، مذهبي بودن خود را منوط به اجراي مراسم خاص مي دانند.

برخي مسلمانان سوئدي احساس مي کنند که در تقابل با سوء تفاهمها، در موضع مخالف قرار گرفته اند.

به نظر بعضي ديگر، سوئديها (با توجه به سابقه دموکراسي، سياست رفاه طلبي و آزادي عقيده)، در اغلب موارد، با يک جامعه نمونه اسلامي برابري مي کنند.

همه روزه تعداد زاد و ولد مسلمانان در سوئد افزايش مي يابد.

گروه متولد شده جديد با همکاري مشترک به دنبال تغيير شکل اسلام در سوئد خواهند بود.

به دنبال مهاجرت هاي پس از جنگ دوم جهاني، گروههاي کثيري از پيروان عقايد و مذاهب جديد در سوئد تشکيل شد و در بين تشکلهاي جديد مذهبي، اسلام بيشترين توجه را به خود جلب نموده است.

تعداد مسلمانان سوئد بسيار اندک است.

با اين حال، تماس سوئديها با محيط اسلامي، داراي سابقه ديرينه اي است و مهاجرين مسلمان نيز در رده هاي مختلف اجتماع حضور داشته اند.

با اعلام موجوديت جماعت اسلامي استکهلم در سال 1949، اسلام به عنوان اولين مذهب غيرمسيحي – بعد از گذشت دوره بردباري مذهبي و گرايش برخي به جماعت يهود (حدود 175 سال پيش) – به شمار مي رود.

در دهه 1960، به هنگام مهاجرت کارگران، گروههايي از مسلمانان کشورهاي ترکيه و يوگسلاوي وارد سوئد شدند.

در دهه 1970 نيز مسلمانان به عنوان پناهنده از شمال آفريقا،پاکستان، فلسطين و لبنان به سوئد مهاجرت کردند.

در دهه 1980، اتباع ايراني، عراقي، اتيوپيايي، بنگلادشي و سوماليايي اکثريت مهاجرين به سوئد را تشکيل مي دادند و در دهه 1990، اغلب مهاجرين، جزو آلباني تبارها و بوسنيايي ها بودند.

امور مربوط به جامعه 70 تا 80 هزار نفري مسلمانان سوئد را سه سازمان ملي هدايت مي کند.

همچنين تعدادي از مسلمانان معتقد، جزو هيچ کدام از سه سازمان فعال در سراسر کشور سوئد نمي باشند و هيچ راهي براي سرشماري آنان وجود ندارد و تاکنون تلاش براي تخمين تعداد مسلمانان سوئد، با شکست مواجه شده است.

علي رغم وجود تخمينهاي زياد رسانه هاي گروهي و گزارشهاي تخصصي، تنها مسلماناني قابل شمارش هستند که عضو کميته مسلمانان باشند و به نظر مي رسد به دنبال روش مذهبي فعالتري هستند.

آزادي مذاهب در سوئد، موجب آزادي پيروان اسلام در فعاليتهاي مذهبي نشده است، اين حقيقتي است که توسط مهاجرين ترک و ايراني، بارها مورد تاکيد قرار گرفته است.

با اين حال، گروه زيادي از مسلمانان معتقد، با توجه به سيطره سازمانهاي سني، آزادي چنداني احساس نمي کنند.

اين گروه، شامل پيروان فرقه هاي صوفي، شيعه و علويان مي باشد.

اغلب شيعيان را مسلمانان مهاجر ايراني تشکيل مي دهند.

مهاجرين مسلمان شيعه از عراق و شرق آفريقا نيز وارد سوئد شده اند و اينان علي رغم شرکت در جماعتهاي بزرگ مسلمانان سني، بيشتر در شهرهاي ترولهاتان،مارستا و ديگر شهرها پراکنده اند.

نمايندگان کرد و ترک پيرو فرقه هاي علوي ساکن سوئد، هيچ گونه فعاليت مذهبي ندارند، ولي تمايلاتي براي تشکيل تشکلهاي علوي در اين کشور ديده مي شود. فرقه احمديه از سال 1956 همزمان با ورود کمال يوسف از پاکستان تحت عنوان فرستاده مذهبي، به صورت يک تشکل منظم در سوئد تاسيس شد.

از سال 1970، با ورود کمال يوسف به سوئد به عنوان فرستاده مذهبي، دوره فعال عملکرد پيروان فرقه احمديه در سوئد آغاز شد.

طي دهه 1970، دوره پرتلاش فرقه احمديه در ارسال گروههاي مذهبي به سوئد بود و توانست تعداد زيادي پيرو به خود جذب نمايد

.در دهه 1970، تعدادي از پيروان فرقه احمديه به خاطر مشقات فراوان در پاکستان، به سوئد مهاجرت کردند و در حال حاضر، احمديه داراي گردهماييهايي در شهرهاي مولامو و استکهلم مي باشند.

جماعت احمديه، علي رغم اينکه از نظر سمبوليک، خود را جزو جهان اسلام مي داند، ولي پيروان اين فرقه، از مسلمانان سوئد مستثني بوده و جزء آنان محسوب نمي شوند.

مسلمانان از ديد اجتماعات مذهبي

اسلام در رويارويي با جامعه سوئد، با وجود سنتهاي محکم و پرتحرک مردمي، به سازماني متحد الشکل همانند کليساهاي آزاد سوئد تبديل شده است.

در حال حاضر، حدد 60 گردهمايي اسلامي در سوئد وجود دارد.

اين گردهماييها در سه سازمان ملي تشکل يافته اند.

قديمي ترين سازمان ملي، اتحاديه جامعه اسلامي سوئد مي باشد.

در سال 1993 اين اتحاديه داراي 44،سازمان و 21900 عضو بود.

فدراسيون مسلمانان سوئد نيز،سازمان ديگر اسلامي است که شامل 23 تشکل مذهبي با مجموع 34000 نفر عضو مي باشد.

اين دو سازمان ملي اکنون تحت نظر يک سازمان مشترک تحت عنوان اجتماع اسلامي سوئد سازماندهي شده اند; اجتماعي که تحت لواي موضوعات عمومي، در خصوص مسائل سياسي نيز فعاليت دارد.

در سال 1981، يک سازمان فراگير ديگر تحت عنوان مرکز اتحاديه فرهنگ اسلامي سوئد اعلام موجوديت نمود.

اين،سازمان، در سال 1993، داراي 11 سازمان محلي و در مجموع 21 هزار عضو بود.

همچنين تعداد ديگر سازمان اسلامي در سوئد تحت نظر سازمان ديدگاه ملي که مرکز آن در آلمان است، فعاليت مي کنند.

در دوره اخير، صوفيسم نقش مهمي در نمايش اسلام در اروپا بازي مي کند.

شيخ فضل الله حائري، با سفر به اقصي نقاط کشورهاي غربي از جمله سوئد، مراکزي جهت جذب مذهبي مردم آن مناطق تاسيس نمود.

با تلاشهاي شيخ فضل الله، مرکزي در گوتنبرگ داير شد.

همچنين يکي از کتابهاي ايشان به زبان سوئدي ترجمه گرديد.

علاوه بر اين، با افزايش تعداد مهاجرين از بالکان به سوئد، منافع پيروان صوفي در ميان سازمانهاي ديگر اسلامي افزايش يافت و بر اهميت فرقه هاي صوفي در سوئد همچنان افزود و تعداد زيادي از گروههاي فرهنگي سوئدي، در سازمانهاي صوفي ادغام شدند.

گانار اکلوف، يکي از مشهورترين شاعران مدرن صوفي سوئدي، (1968-1907) به شکلي زيرکانه و عاقلانه، منافع خود را در اين راه يافت.

توبيورن سافوه(1941) به طور کلي تغيير ماهيت ديني داد.

وي به ترجمه و چاپ متون مختلف از محمد ابن العربي و ديگر پيروان صوفيه پرداخت و بسياري از موسيقيهاي سوئد را تحت تاثير شديد افکار صوفي قرار داد.

اسلام در ديگر کشورهاي اسکانديناوي

همچون سوئد، پيدايش اسلام در دانمارک و نروژ در دهه اول ناشي از مهاجرت کارگران و مهاجرين بعد از جنگ مي باشد.

مسلمانان نروژ تا 36000 نفر و مسلمانان دانمارک 67000 نفر تخمين زده مي شوند.

اينان اکثرا از ترکيه، يوگسلاوي، پاکستان، مراکش و در سالهاي اخير از آسياي ميانه و شاخ آفريقا به اين منطقه مهاجرت کرده يا به صورت اجباري مهاجرت داده شده اند.

اين امر موجب مشرف شدن 200 تا 300 نفر در نروژ و 1000 تا 2000 نفر در دانمارک به اسلام شده است.

تاريخ مهاجرت مسلمانان به فنلاند، به قبل از قرن 19، هنگامي که کشور همچنان تحت سيطره روسيه بود، بر مي گردد.

سربازان تاتار همراه با تاجران آن زمان، تنوع فراواني در فنلاند بوجود آوردند.

هم اکنون، آرامگاهي از سربازان مسلمان آن دوره در جزيره الاند وجود دارد.

پس از استقلال فنلاند، با مقيم شدن تعدادي تاتار در آن کشور، اولين اجتماع اسلامي در سال 1925 در هلسينکي پايه گذاري شد.

امروز همچنين اجتماعهاي مشابهي در تامپره و تورکو وجود دارد.

در اوايل دهه 1980، مسلمانان بيشتري اغلب از سومالي، عراق و اکراد، توانستند به عنوان مهاجر وارد فنلاند شوند.

با ازدواج و تزايد نسل اينها، هم اکنون مسلمانان مهاجر در جزاير فارو و ايسلند نيز وجود دارند، ولي هيچ گونه سازمان مذهبي در آن منطقه بوجود نياورده اند.

ارتباطات اسلامي در سوئد

در دوره وايکينگها، با توجه به خصلت سياحتي مردم اسکاتلند، روابط گسترده اي با خلفا برقرار شده بود.

کشف حدود 800 هزار سکه با نوشته هاي عربي، عموما از دوره عباسي و ساميدي در جزاير اولاند و گوتلاند(1718)، گواهي بر اين روابط است.

ابن فاضل، فرستاده خليفه بغداد، طي رساله اي در سال 922، توضيحات مبسوطي در خصوص مقبره مسؤولين اسکانديناوي ساکن در حاشيه ولگا نوشته است.

مکتوبات ابن فاضل احتمالا مهمترين منبع در خصوص منشاء آداب و رسوم و رفتار مردم اسکانديناوي مي باشد.

دوران حکومت ارتدوکسهاي لوتري در سوئد، به عنوان يک قدرت برتر (از زمان پيشرفت ادلف گوستاويوس دوم در سال 1611 تا زمان مرگ چارلز هفتم در سال ،به طور کلي بر تمامي مهاجرتهاي غير پروتستان به سوئد اثر گذاشت.

با اين توصيف، يک استثنا توسط چارلز هفتم بوجود آمد.

وي در سال 1718، با انتشار خطابه اي سلطنتي، ضمن درج پيروان مذهب اسلام در ليست خارجيان مقيم سوئد، اعطاي تسهيلات در اين زمينه به آنان را موجه جلوه داد.

اين اقدام چارلز هفتم، همزمان با تسليم نمودن بندر کارلزکرانا که محل استقرار وي نيز بود، صورت گرفت. امروز تغيير مذهب، مجددا در متون بيوگوافي سوئديها مورد اشاره قرار مي گيرد.

به عنوان مثال، اخيرا همزمان با اوج گيري مشخص اسلام در سوئد، جوهان هيولهارمار مامور گارد حفاظت در دهه 1960، به دين اسلام مشرف شد.

مورد ديگر، يک ديپلمات به نام گوستاف نورينگ (1937-1961) از اهالي مولامو بود که به دين اسلام مشرف شد و نام علي نوري را براي خويش برگزيد و در سال 1920، همزمان بامتغير شدن نامهاي ترکي، وي نام خانوادگي ديلماسي را براي خود انتخاب کرد.

يک هنرپيشه به نام ايوان اگولي(1917-1869) نيز شخصيت برجسته ديگري بود که به دين اسلام گرويد.

وي نام عبدالهادي المغربي را براي خويش انتخاب نمود.

گرايش آگولي به دين اسلام، اثرات فراواني بر نگرش هنر اروپا به شرق گذاشت و تعداد زيادي از هنرپيشه هاي همعصر وي، نظير هنريک انکارکرونا(1916-1931)، اگرون لاندگرن(1875-1815)،ف.و.اودلمارک(1939-1849)و همچنين اندرز زورن(1920-1860)،در نگرش به کشورهاي اسلامي و هنر اسلامي تحت تاثير قرار گرفتند.

نقوش معماري سوئد نيز از معماري اسلامي الهام گرفته است.

مورخين هنري سوئد معتقدند که قلعه اصلي شهر استکهلم که به عنوان مهمترين اثر معماري سمبوليک سوئد مطرح مي باشد و همچون طاق بزرگي در روي محوطه سالن مانند ساخته شده است، مدلي از معماري اسلامي است.

همزمان با مهاجرت پناهندگاني از استوني، جمعي از تاتارها به همراه مسلمانان شوروي، از مسير فنلاند وارد سوئد شدند و اين مهاجرت، اولين تشکل اسلامي را قبل از سال 1949 بوجود آورد.

به هر جهت، طي سالهاي متمادي، اجتماعات اسلامي جزو بزرگترين سازمانهاي مطرح موجود بودند.

آنان قطعه هاي فراواني از گورستان اسکوگسيرکوگاردن واقع در استکهلم را خريداري کرده و کماکان بخش مجزايي از گورستان، قبور مسلمانان را به خود اختصاص داده است.

در سال 1953، تعداد مسلمانان، به ندرت به 500 نفر تخمين زده مي شد.

در سال 1963، هنگامي که کليسا به همراه سازمان دولتي، ليست کاملي از اجتماعات مذهبي موجود در سوئد را تهيه و منتشر نمود، هيچ اشاره اي به مسلمانان نکرد.

مؤسسه جوامع مذهبي استکهلم در اول ژانويه 1966، تعداد مسلمانان ساکن در سوئد را حدود 1000 نفر تخمين زده بود.

در سال 1970، تعداد مسلمانان سوئد حدود 9000 نفر تخمين زده شد و اسلام در بسياري از زمينه ها، به موضوعي قابل طرح تبديل شد.

با توجه به وقوع انقلاب اسلامي در ايران، منافع جهاني مسلمانان در سوئد نيز ارتقا يافت.

در سال 1985، نمايشگاه بزرگ اسلامي در موزه تاريخ باستان استکهلم تشکيل شد.

تحقيقات اسلامي در سوئد

متخصصين الهيات، تاريخ مذهبي و فلاسفه در کشورهاي مختلف، بهره برداري علمي فراواني از اسلام برده اند.

در دوره بعد از جنگ، تحقيقات جامعه شناسي، بهره فراواني از گسترش علمي موجود جهان اسلام برده است.

يک ديپلمات به نام کليس رالامب(1698-1622)،احتمالا اولين فردي بود که تفسيري قابل اعتماد و غيرسياسي از اسلام ارائه نمود.

روابط سوئد با امپراتوري عثماني، باعث جذب بسياري از ويژگيهاي فرهنگي اسلامي شد; آثاري که اکنون احتمالا مي توان در جمع آوريهاي موزه هاي سوئد يافت.

طي قرن هيجدهم، مي توان کارنليوس لوس (1737-1686)و ميشل انمان (1814-1676)را جزو الهام گرفته گان از منابع اسلامي برشمرد.

در قرائت خانه اصلي کتابخانه دانشگاه شهر ابسالا، نقشه اي بي نظير از مکه آويزان شده است، نقشه اي که در سال 1713 توسط انمان به سوئد آورده شد.

قرن هجدهم، همزمان با رشد منافع در کشورهاي اسلامي بود و تعداد زيادي از شاگردان کارل لينيوس به کشورهاي اسلامي سفر کرده و تحت تاثير قرار گرفتند. همچون پيتر فروسکال (1763-1732) از شبه جزيره .

آلباني، فردريک هاسکويست (1752-1722) از امپراتوري عثماني، جوهان پيتر فالک (1732-1752)از مسلمانان روسيه و کارل پيتر سونبرگ(1774-1732) از مسلمانان جاوه.

يکي از قديمي ترين نسخ قرآن مقدس، توسط جاکوب جوناس بيورنستاکل(1779-1731) به سوئد آورده شد که در کتابخانه دانشگاه اسپالا نگهداري مي شود.

ميتوس نوربرگ (1826-1747) سعي نمود در تدريس خود، معلومات شاگردان خود را در خصوص اسلام افزايش دهد.

در قرن نوزدهم، بهترين همکاري توسط جوناس هالنبرگ(1834-1748) صورت گرفت.

وي با توجه به مقام خود به عنوان رياست هيات ضرب سکه پادشاهي، يک عامل مهم تلخيص مدل از سکه هاي عربي بود.

هرمان الم کويست(1904-1839) فردي بود که راهي عمومي براي شناخت قرآن ابداع نمود و ژوهان تئودور نوردينگ (1890-1826) يک دست خط مهم عربي را منتشر نمود.

وي همچنين جزو مهمترين مردم سوئد در شناخت دست خطهاي عربي بود.

کتابخانه هاي دانشگاههاي لوند، اپسالا وکتابخانه سلطنتي استکهلم، داراي تعداد زيادي از منابع دست نويسهاي اصلي از کشورهاي اسلامي است که از کشورهاي اسلامي و غربي و آسياي مرکزي به سوئد آورده شده که اين منابع توسط اسلام شناسان سراسر جهان نوشته شده بود.

اريک هرملين(1960-1944)از لوند در دهه 1930، ترجمه اي قابل تحسين از مطالب مهم، نظير مولانا جلال الدين رومي و صوفيهاي ديگر به زبان سوئدي ارائه داد.

ترجمه هرملين از جلال الدين رومي، هنوز از نسخ جديد تجديد چاپ مي شود و توهم بسياري را به خود جلب مي نمايد.

توراندري(1974-1885) و اچ.اس.نيبرگ(1889-1974) جزو متخصصين بين المللي قابل طرح در قرن 20 در اين زمينه مي باشند.

امروزه تحقيقات گسترده اسلامي در بسياري از زمينه هاي انساني و علوم اجتماعي توسط دانشگاههاي سوئد صورت مي گيرد.

انتشار تعداد زيادي کتاب و مطالب علمي طي دهه 1990 در زمينه هاي مختلف اسلامي و مسائل مسلمانان، شاهدي بر گسترش منابع اسلامي بوده و مسلمانان سوئد نيز نقشي در اين تحقيقات داشته اند.

گسترش حضور اسلام در سوئد، کمکي براي افزايش منافع عمومي بود.

در حال حاضر، دانشگاههاي لوند و آبسالا دوره هاي تحقيقاتي در رابطه با اسلام شناسي برگزار مي کنند.

ترجمه هايي از قرآن

تعداد زيادي ترجمه کامل از قرآن به زبان سوئدي وجود دارد.

اولين ترجمه از قرآن به زبان سوئدي، متعلق به فردريک کرانسنس تاپل(1882-1801) در سال 1843 مي باشد.

اين ترجمه، با تاسي از ترجمه کارل ژوهان تورنبرگ صورت گرفت.

ترجمه کارل ويلهلم زترستن(1953-1866)از قرآن کريم که هم اکنون نيز در کتابخانه ها يافت مي شود، در سال 1917 براي اولين بار از چاپ خارج شد.

اين ترجمه با لحن محترمانه و با استفاده از اصطلاحات اصيل و تاثير کتاب عهد عتيق بر مردم سوئد، به عنوان بهترين ترجمه به زبانهاي اروپايي به شمار مي رود

. ترجمه زترستن که در حال حاضر در کتابفروشيها يافت مي شود و طي سالهاي اخير به وسيله کريستوفر تول(متولد 1931) با تفسير جديدي تجديد چاپ شده است نيز به عنوان ترجمه جديدي از قرآن به زبان سوئدي محسوب مي شود.

کانيتاساديکا، به عنوان يکي از پيروان طريقت احمديه، ترجمه اي از قرآن را در سال 1988 منتشر نمود و به عنوان اولين ترجمه ارائه شده توسط يک خانم مطرح گرديد. در سال 1994، انجمن بيلا در اسکانديناوي و مؤسسه تحقيقاتي ماراج، ترجمه اي از قرآن را توسط جان اهلاندر(متولد 1938) منتشر کرد.

مؤسسات اسلامي در سوئد

در سوئد تعداد زيادي مسجد با ساخت ويلايي وجود دارد که برگزاري نماز به صورت مستمر در آنها صورت مي گيرد.

علاوه بر اين، تعدادي مسجد بزرگ در سوئد به صورت مستقل ساخته شده است.

اولين مسجد مستقل، در سال 1976 در گوتنبرگ تاسيس شد.

اين مسجد، تا زماني که متعلق به فرقه احمديه بود، به وسيله مسلمانان ديگر، مورد شناسايي قرار نگرفت.

همچنين دو مسجد ديگر نيز در سوئد وجود دارد.

همزمان با تاسيس مراکز اسلامي مولامو، ساختن بناي مسجد مولامو در آغاز دهه 1980 آغاز و در سال 1983 کامل شد.

اين بنا به عنوان اولين مسجدي بود که در اسکانديناوي تاسيس شد.

هزينه هاي تاسيس و اداره اين مسجد تا زمان حاضر، توسط سازمان رابطة العالم الاسلامي پرداخت شده است.

مسجد ديگري که در ترولهاتن به آتش کشيده شده بود، در سال 1994 مرمت و مجددا راه اندازي شد.

همچنين مساجدي در استکهلم و ابسالا در دست احداث بوده، طرحهايي براي ايجاد مساجد در شهرهاي گوتنبرگ، سيگتونا و چند جاي ديگر وجود دارد.

اين طرحها، با تاسيس کتابخانه، مرکز اطلاعاتي و سازمانهاي فعال در کنار بناي مساجد همراه است.

علاوه بر قبرستان اسکوکسيکيروگاردن در استکهلم، آرامگاههاي ديگري از مسلمانان در شهرهاي آبسالا و مولامو وجود دارد.

تاکنون کارگران مهاجر، اغلب جنازه مردگان خويش را براي دفن به کشورهاي اصلي خود عودت مي دهند و از طرف برخي سازمانها، تسهيلات ويژه اي در اين خصوص ارائه مي شود.

افزايش تعداد قبرستانهاي مسلمانان در سوئد، با گسترش حضور مسلمانان در مزارع استکهلم در اوايل دهه 1990 همزمان بود.

هدايت امور مساجد به عهده امام مساجدي است که عموما دوره هاي مذهبي را در کشورهاي اسلامي گذرانيده اند.

امام، علاوه بر مساجد، در مراکز مهاجرت، بيمارستانها و زندانها نيز فعاليت دارد و طبيعتا گردهماييهايي با ارگانهاي مسيحي در خصوص بسياري مسائل اجتماعي به صورت محلي صورت مي گيرد.

برخي از اين کلاسها توسط سازمانهاي رابطة العالم الاسلامي و الدعوة الاسلامي از طريق برخي سفارتخانه هاي شناخته شده، تامين مالي مي شوند.

همچنين تعدادي پرورشگاه خصوصي اسلامي در برخي نقاط سوئد وجود دارد و تا سال 1993، يک کودکستان خصوصي اسلامي براي کودکان 6 تا 9 ساله در شهر مولامو وجود داشت.

سازمان جوانان مسلمان سوئد، داراي 23 سازمان محلي و 3000 عضو مي باشد.

همچنين سازمان دانشجويي مسلمان در دانشگاههاي مختلف تاسيس شده است و تعداد زيادي از سازمانهاي زنان مسلمان در گردهماييهاي مختلف شرکت مي کنند.

تعدادي از سازمانهاي اسلامي نظير سازمانهاي الدعوة الاسلامي، جماعت التبليغ، رابطة العالم الاسلامي و منهاج القرآن در فعاليتهاي علمي يا اعزام هيات توسط سازماني به نام «الدعوه » در سوئد دخيل مي باشند.

مرکز اطلاعات اسلامي استکهلم نيز با مراکز ديگر اطلاعاتي و تحقيقي مرتبط مي باشد.

اين مرکز همچنين از سال 1989، يک مجله به زبان سوئدي تحت عنوان «سلام » منتشر مي نمايد.

اين مرکز، تاسيسات ديگري نظير کتابخانه، کتابفروشي و فروشگاه لباس نيز داير نموده است.

اين مرکز همچنين تاکنون تعدادي از منابع اسلامي را ترجمه و به زبان سوئدي منتشر نموده است.

ترجمه: بهمن احمدي (1)

1.کارشناس دفتر تحقيقات اسلامي
منبع :اسلام و غرب ؛ آبان 1378، شماره 27