اسلام و روابط دختر و پسر

على زينتى

چكيده

نويسنده ضمن بيان اصول و ضوابط دوستى دختر و پسر در اسلام معتقد است دوستى دختر و پسر تنها از طريق ازدواج موقت مورد تأييد اسلام است امّا حدود دوستى بايد مشخص و معين باشد و به روابط جنسى منجر نشود.

هدف اين نوشتار، هرگز ترويج ارتباط دوستى با جنس مخالف نيست و از آن حمايت نمي كند. در جامعه ايران با توجه به بنيان هاى دينى و باورهاى ايمانى، اين نوع دوستى كمتر جاى دارد و مي تواند جاى باز كند. هدف از طرح ارائه شده، اين است كه اگر شخصى خواست از اين باورها عدول و با الگوهاى ديگر هماوردى كند، از طرح دينى آن نيز آگاهى داشته باشد و در تنگناى زندگى اگر ناچار از برقرارى اين نوع ارتباط دوستى شد، راهكار دينى آن را پيش گيرد تا به گناه و آلودگى مبتلا نشود.

مؤلفه هاى ارتباط دوستى دختر و پسر

دوستى با جنس مخالف يكى از انواع مختلف ارتباط ميان فردى است كه مؤلفه هاى آن بر اساس تعريف فوق، به شرح ذيل مي باشد.

1) ـ برقرار كنندگان ارتباط

بر اساس قواعد كلى ارتباط ميان فردى، دوستى با جنس مخالف، داراى دو ويژگى اساسى است كه وجود آن دو براى برقرار كنندگان ارتباط لازم و ضرورى است. به گونه اى كه اگر اين دو شرط رعايت نشود، آن ارتباط را دوستى با جنس مخالف نمي نامند.

الف) ـ اختلاف طرفين ارتباط در جنسيت؛ دوستى با جنس مخالف، بر خلاف ديگر ارتباطها از قبيل ارتباط آموزشى يا اقتصادى، بر پايه اختلاف جنسيت دو طرف بنا مي شود. بنابراين ارتباط، يك سويه و يك طرفه نيست بلكه هر دو طرف چه دختر و چه پسر، در اين ارتباط نقش فعال دارند. لذا برقرار كنندگان ارتباط، حداقل يك دختر و يك پسر هستند.

ب) ـ برخوردارى از كاركردهاى مبتنى بر جنسيت و توان مندى جنسي؛ از اين رو، هرگز ارتباط دوستى دو بچه خردسال، هرچند يكى پسر و ديگرى دختر باشد يا پيرمردها و پيرزن ها را ارتباط با جنس مخالف نمي گويند.

2) ـ محتواى ارتباط

هدف اين نوع ارتباط، غير از اهداف يك ارتباط فرهنگى، آموزشى و اقتصادى است. هرگز به شريك تجارى يا كاسب محله كه صرفاً با وى ارتباط تجارى برقرار است يا در مبادلات آموزشى و فرهنگى، به طرف مقابل خود، عنوان دوست را نمي دهند بلكه آنها را استاد، معلم، همكار و… مي نامند. آن گونه كه از اسم اين نوع ارتباط، يعنى دوست پسر يا دختر داشتن پيداست، پيام و محتواى آن است كه همانا دوستى، محبت، صميميت، عشق، رفاقت، يكدلى، عاطفه و… است. البته چون دوستى و محبت، در روابط انسانى، داراى انواع و سطوح مختلف است، محبت مبادله شده در ارتباط با جنس مخالف، از نوع محبت مادرانه يا در سطح محبت دو همكار و شريك اقتصادى نيست و همچنين از نوع محبت همسرى هم نيست بلكه محبت آنها هم رنگ با محبت جنسيتى و در سطح جنسى است. بر همين اساس، رسانه و كانال در اين ارتباط نيز، با ديگر ارتباطها تفاوت پيدا مي كند. محبت مادرانه، از طريق نوازش، خريد اسباب بازى و…، به طرف مقابل (بچه) منتقل مي شود ولى در اين ارتباط، محبت از كانال ديگرى كه با رفتارهاى جنسى و جنسيتى بي ارتباط نيست، مبادله مي گردد. لازم به يادآورى است كه مقصود از رفتار جنسى مفهوم خاص نيست بلكه مفهومى فراتر از آن مورد نظر است و شامل هر نوع تمايل به جنس مخالف مي شود. يعنى رفتارى كه تأثير آن در ارتباط با همجنس يكى نيست و تأثيرى متفاوت با همجنس دارد، مثلاً براى انسان نيازمند ارتباط با جنس مخالف، حتى صحبت كردن با جنس مخالف داراى تأثيرى است كه اين امر در ارتباط كلامى با جنس موافق به دست نمي آيد. بي ترديد، همين تأثير متفاوت، ناشى از جنسيت است. از اين رو، به آن رفتار جنسى يا جنسيتى مي گويند.

رابطه دختر و پسر از منظر اسلام

اصول ارتباطهاى انساني

از منظر اسلام، تمام ارتباطهاى انسانى به تمام اقسام آن، بايد از اصول و قواعدى پيروى كنند تا مهر صحت شرعى و امضاى شريعت به پاى آنها زده شود وگرنه آن ارتباط مردود شمرده شده و هرگز مورد پذيرش شريعت نيست و براى هيچ يك از طرفين الزام آور نيست و تعهدى را به نفع يا ضرر آنها به دنبال ندارد.

1) ـ تعهد تضميني

از جمله قواعدى لازم الاجرا در تمام روابط انسانى، تعهد آورى و تضمينى بودن آن است. يعنى دو طرف ارتباط، بايد نسبت به اصل ارتباط و لوازم آن پايبند و متعهد باشند. شارع مقدس، بعد از قبول ضرورت اين اصل در روابط بين انسان ها، براى تحقق عملى آن چاره اى دقيق انديشيده است. از اين رو، در تمام ارتباطات اساسى و سرنوشت ساز، «عقد ارتباط» يا «پيمان ارتباط بستن» را يك عنصر ضرورى مي داند و تمام انواع روابط انسانى را با «عقد» و «پيمان» مستحكم، براى طرفين لازم الاجرا مي داند. اگرچه لازم نيست، اين عقد و پيمان به شكلى خاص و به الفاظى معين بيان شود بلكه تنها وجود اين پيمان و عقد ضرورى است تا طرفين را نسبت به مسئوليت خود، در برابر ديگرى متعهد سازد. نكته ديگرى كه در اينجا بايد به آن توجه شود. تعيين نوع عقد از بين انواع كلى عقد است. از آنجا كه كاركرد و هدف مورد نظر در اين نوع ارتباط، همانند ارتباط خانوادگى است و در سطوح ابتدائى يك ارتباط خانوادگى مي گنجد، لذا از شرائط عقد و پيمان خانوادگى (ازدواج)، با رعايت شرائط مربوط پيروى مي كند. ارتباط خانوادگى، يك نوع ارتباط انسانى است كه در نوع خود به شكل عقد ازدواج دائم و عقد ازدواج موقت محقق مي شود. البته كاركرد و سطح ارتباط در اين نوع عقود خانوادگى، يكسان نيست. برخى از آنها با توافق طرفين معين مي شود و برخى بنابر مقتضيات خود عقد تعيين مي گردد. به عنوان نمونه، در عقد ازدواج موقت، نوع كاركرد و ارتباط معين است. ولى سطح ارتباط، محدود و ميزان آن با توافق طرفين معين مي شود. بنابراين، در ارتباط دوستى با جنس مخالف هم كه يكى از اقسام عقد موقت است؛ نوع ارتباط معلوم است ولى سطح روابط، كيفيت، محدوده و ميزان آن به توافق طرفين، در ضمن عقد معين شده و طرفين به رعايت آن ملزم مي شوند.

2) ـ تعريف و تعيين حدود ارتباط

دومين قاعده در ارتباطهاى بين فردى، تعيين و تعريف حدود ارتباطها است. از آنجا كه طرفين ارتباط، در ضمن پيمان و عقد در برابر يكديگر متعهد مي شوند، بايد محدوده اين تعهد و التزام معين شود. در ارتباط دوستى با جنس مخالف براى طرفين معين است كه هدف از اين نوع ارتباط مبادله محبت، صميميت، مهر و عشق است اما حدود اين نوع مبادلات را بايد مشخص كرد تا طرفين در محدوده خاص و تعريف شده، از همديگر انتظار داشته باشند. مثلاً بايد مشخص كرد كه آيا ارتباط در سطح گفت  وگو است يا تماس بدنى هم، داخل محدوده است. مرز گفتگوها و ناحيه هاى تماس بدنى تا كجاست. فارغ از اين اصل و قاعده، نه تنها اين ارتباط درست نيست بلكه اين ارتباط محكوم به شكست مي باشد. چون سطوح ارتباط تعريف نشده است و چه بسا در فضاى دوستى غفلت آلود، به كاركردهاى جنسى در سطح ازدواج كشيده شود.

3) ـ عدم مخالفت با شريعت

از ديگر اصول و قواعد حاكم بر روابط انسانى آن است كه اين ارتباط با احكام شريعت و اصول و مقررات اخلاق دينى، هماهنگى داشته باشد. به مقتضاى اين اصل حتى اگر در ضمن پيمان ارتباط، شرطى گنجانده شود كه با احكام دين و مسلمات شريعت، مخالفت و ناسازگارى داشته باشد يا پايبندى به آن ارتباط منجر به تغيير احكام دين شود، يعنى به تحريم حلال يا تحليل حرام منتهى گردد، اين ارتباط صحيح نيست. مثلاً تعهد به دوست پسر يا دختر نبايد به ترك واجبات دين مانند نماز، روزه و… منتهى شود با آنها را به ارتكاب محرمات بكشاند.

شرائط ارتباط دوستى با جنس مخالف

انحصارى بودن ارتباط

بنابر مبناى عقلا، در يك پيمان و تعهد، يك چيز را نمي توان براى دو نفر تعهد نمود. مثلاً در ارتباط اقتصادى، يك شى يا يك خدمت را نمي توان در ظرف زمانى واحد، براى دو شخص متعهد شد و اگر هر دو تعهد در يك زمان باشد، هر دو باطل است و اگر اختلاف زمانى داشته باشند، تعهد و عقد مقدم صحيح و تعهد متأخر باطل است. در ارتباط خانوادگى، هر يك از زوجين نمي تواند خود را براى غير از همسر خويش تعهد كنند. در ارتباط دوستى با جنس مخالف هم، اين سخن اهميت دارد. چون در ارتباط با جنس مخالف، هر يك پيمان مي بندد كه فقط براى دوستش باشد و در خدمت اهداف و مقتضيات دوستى با هم باشند. بنابراين، حتى پسر نيز نمي تواند در يك زمان با دو دختر تعهد ببندد. در حالى كه در ازدواج يك مرد مي تواند با دو زن پيمان همسرى ببندد. از اين رو، مفاد اين پيمان، گسترده تر از آن است كه براى وى مجال متعهد شدن براى دو نفر را باز كند. اين پيمان تمام زمان و حتى وجود هر يك را براى ديگرى متعهد مي شود تا هر يك وجود خود را بدون محدوديت زمانى و مكانى، در تعهد ديگرى قرار دهد، لذا يك شخص دو وجود ندارد تا آن را براى دو نفر تعهد كند. بنابراين ارتباط دوستى با جنس مخالف در ذات خود انحصارى بودن را اقتضا مي كند و از پذيرش هر گونه اشتراك ابا دارد و نمي توان اشتراك را با برنامه ريزى و اعمال مديريت در زمان و محدوديت در دوستى و سطح ارتباط بر اين ارتباط تحميل نمود.

تعيين محدوده ارتباط

از آنجا كه سطوح ارتباط دوستانه، در بين انسان ها متفاوت است، هر سطحى از اين ارتباط تعهد و مسئوليتى را متوجه طرفين مي سازد. بنابراين، در ارتباط دوستى طرفين بايد بدانند كه اين پيمان چه چيزى را بر عهده آنها مي گذارد. چه بسا يكى از طرفين توقعى داشته باشد كه ديگرى از انجام آن عاجز باشد و حاضر به انجام آن نباشد. محدوديت هاى مورد نظر كه بايد توسط تمام افرادى كه خواستار اين نوع ارتباط هستند رعايت شود، بدين قرار است: ـ محدود بدون مكان ارتباط، ارتباط نبايد به وسعت تمام صحنه هاى زندگى حتى زندگى خانوادگى نباشد. ـ محدود بودن زمان ارتباط، زمان آن به وسعت تمام ساعات شبانه روز نباشد. چون دوستى نمودن و دوست بودن هدف زندگى نيست. همچنين سطح ارتباط، نبايد به كاركردهاى جنسى خاص و ارتباط جنسى در سطح همسر برسد. به بيان ديگر، بايد نوع ارتباط مورد نظر بيان شود. مثلاً كلامى يا غير كلامى است. سپس تمام اقسام ارتباط مورد نظر معين شود. به خصوص ارتباطهايى كه با قسمت هايى از بدن كه عضو جنسى محسوب مي شوند تكيه دارد. اگر ارتباطى به تماسى بدنى و در حدّ تماس اندام جنسى برسد، ديگر يك ارتباط دوستى نخواهد بود و يك ارتباط جنسى محسوب مي شود، ماهيت اين ارتباط با ارتباط جنسى تفاوت دارد. آنچه در ارتباط دوستى مبادله مي شود، محبت، مهر، عاطفه و صميميت است. پيام مبادله شده نبايد در حدّ محتواى جنسى يا هر چيز ديگرى غير از دوستى، مهر و… باشد. مبادله پيام و محتواى جنسى، موجب انحراف ارتباط دوستى مي شود، به خصوص ضرر و خسران جنسى براى جنس مونث فراهم مي شود كه كاملاً با فضاى ارتباط دوستانه مغايرت و منافات دارد.

الگوى ارتباط دوستى با دختر و پسر

براى تبيين طرح عملياتى ارتباط دوستى با جنس مخالف بايد مراحل ذيل طى گردد:

تعيين هدف دوستي

از جمله آداب دوستى، هدفدار بودن دوستى است. بر اين اساس، بايد قبل از انتخاب دوست، هدف خود را از دوستى معين كرد. اهداف انتخاب دوست، در نظر انسان ها متفاوت است. گاهى اوقات، هدف انتخاب دوست، آشنائى و كسب اطلاع جهت ازدواج است و گاهى اوقات مبادله آموزشى يا هنرى، هدف است. نكته ديگر، آن است كه مبتنى بر اهداف صحيح و مناسب باشد. اگر هدف نامناسب باشد، همانند دوستى بي هدف، ارتباط برقرار شده پايدار نخواهد ماند يا دچار آفت مي گردد. دوستى با جنس مخالف، اگر به هدف بهره مندى جنسى باشد، به هدف خود نمي رسد يا اگر برسد ديگر دوستى نيست بلكه همسرى است كه اين امر با انگيزه دوستى متفاوت است.

انتخاب دوست

بعد از تعيين هدف مناسب و صحيح و آگاهى از معيارهاى دوست خوب در بين افراد آشنا، بايد فردى را كه معيارهاى يك دوست خوب را دار است و مي تواند تأمين كننده اهداف مورد نظر باشد انتخاب كرد. در اين مرحله بايد بسيار دقت كرد تا در تطبيق معيارها اشتباهى رخ ندهد و دوست نما خود را به جاى دوست قالب نكند. بسيارى از خطاها، از اين جهت، متوجه دوستي ها مي شود.

طرح هدف و برنامه

دوستي  بعد از انتخاب هدفدار، نوبت طرح دوستى با طرح مقابل مي رسد. دوستى يك تعلق خاطر دو سويه است و بايد دو طرف، نسبت به هم تعلق خاطر داشته باشند و همديگر را دوست هم بدانند. بنابراين، اگر يكى ديگرى را به عنوان دوست انتخاب كرده است، ديگرى هم بايد به اين انتخاب مهر تأييد بزند و نظر خود را در مورد اين انتخاب اعلام نمايد. بدين منظور لازم است، طرح دوستى به طرف مقابل اعلام و نظر مساعد وى نسبت به اصل دوستى اخذ گردد. بعد از موافقت دو طرف، نسبت به اصل دوستى، در مورد محدوده دوستى و ديگر شرائط آن طرفين بايد به توافق برسند. لازم است، همه حدود ارتباط معين شود، به گونه اى كه هيچ نكته مجهولى در اين ارتباط براى طرفين باقى نگذارد و هر يك از طرفين ارتباط، به هنگام تعهد بدانند، چه چيزى را در برابر دوست خود متعهد شده اند. محدوديت هاى ارتباط كه از طرف دين اعمال شده است و طرفين ارتباط ملزم به رعايت آن مي باشند، شامل موارد ذيل مي شود:

الف) ـ هيچ يك از طرفين ارتباط نبايد از ديگرى انتظار ارتباط غير كلامى از قسم تماس جنسى را داشته باشد يا طرفين در تعهد خود آن را براى يكديگر تعهد كنند. پس حتى اگر با توافق يكديگر اين نوع ارتباط را براى همديگر تعهد كنند، صحيح نيست. چون اين قسم از ارتباط صرفاً در محدوده ارتباطات خانوادگى و از قسم همسرى است و تنها در اين نوع ارتباط بايد مبادله شود در ارتباط دوستى، محبت، عاطفه و… بايد مبادله شود، نه محتواى جنسى. اگر در ارتباط دوستى، محتواى جنسى مبادله گردد، اين ارتباط ديگر ارتباط دوستى نخواهد بود، بلكه ارتباط همسرى است كه اين امر، موجب تداخل نوع پيام و محتواى مبادله مي شود و از جمال كانال هاى آسيب پذيرى ارتباط است.

ب) ـ هيچ يك از طرفين، نبايد از ديگرى انتظار ارتباط غير كلامى از نوع لمس جنسى را داشته باشد. لمس يكى از رسانه هاى انتقال پيام عاطفى است و مي تواند در اين ارتباط به كار گرفته شود ولى نبايد لمس جنسى باشد. مقصود از لمس جنسى، لمس اندام هاى محرك نيروى جنسى و هر اندامى به قصد بهره بردارى جنسى است. چون قرار نيست، در اين ارتباط محتواى جنسى مبادله گردد. البته قابل توجه است كه اگر اين امر به صورت ناخواسته، به يك بهره جنسى منتهى شود، مانعى ندارد ولى هدف و نقطه مورد انتظار، نبايد بهره مندى جنسى باشد و به منظور رسيدن به اين هدف و مبادله اين نوع محتوا، اقدام به ارتباط شود يا در ارتباطى اين نوع پيام مبادله شود. از اين رو مبادله هر نوع محتواى جنسى با قصد و غرض قبلى، از محدوده اين ارتباط خارج است و نبايد در تعهد طرفين ارتباط قرار گيرد.

ج) ـ با توجه به آداب ارتباط، نبايد هيچ يك از طرفين، از يكديگر تعهد بگيرند كه فارغ از محدوديت زمانى و مكانى، در خدمت انتظارات ديگرى باشند. در اين ارتباط، حدود زمانى و مكانى تعريف شود. زيرا ارتباط فارغ از محدويت مكانى و زمانى، يك ارتباط همسرى است. لذا لازم است از نظر محدوده مكانى و زمانى، طرفين با هم به توافق برسند.

پيمان و عقد دوستى بستن

  الف) ـ با توجه به ويژگي هاى طرفين اين ارتباط كه قبلاً بيان شد و همين طور با عنايت به ماهيت اين نوع ارتباط كه شبيه با ارتباط خانوادگى است، پيمان و عقد مورد نظر، از نوع عقد و پيمان ازدواج موقت مي باشد. البته در ضمن عقد، تمام كاركردهاى جنسى از تعهد طرفين خارج مي شود. قابل توجه است كه خروج كاركردهاى جنسى، خلاف مقتضاى عقد ازدواج نيست بلكه نوعى اعمال محدوديت در سطح ارتباط است كه معمولاً در عقد موقت با توافق طرفين اعمال مي شود. همان گونه كه در عقد موقت، اگر طرفين سطح انتظار رفتار جنسى خود را كاهش دهند، هرگز خلاف مقتضاى عقد عمل نكرده اند، در اينجا هم از ابتدا با كاهش يافته ترين سطح ارتباط جنسى، عقد را منعقد مي كنند. پايين ترين سطح ارتباط جنسى، ارتباط كلامى و ارتباط غير كلامى ديدارى، حركات بدنى، ژست هاى اندامى و مانند اين است. بدون عقد و پيمان هرگز ارتباط كلامى غير ضرورى و ارتباط غير كلامى ديدارى، حركات بدنى و ژست هاى اندامى بين دو نامحرم جايز نيست ولى با اجراى اين عقد و پيمان جايز و حتى انجام آن بر طرفين واجب مي شود و شامل لزوم تعهد و پايبندى مي گردد.

ب) ـ در اين نوع ارتباط، مانند ديگر پيمان ها و عقدها، صيغه و لفظ خاصى براى اجراى عقد لازم نيست و حتى ثبت آن هم در صحت عقد و پيمان تأثيرى ندارد. حضور دو نفر عادل، به عنوان شاهد بر اجرا و ثبت اين پيمان در يك مرجع قانونى صاحب قدرت ضمانتى، براى جلوگيرى از تخلفات احتمالى و متعهد ساختن طرفين به رعايت مفاد پيمان يك عنصر ضرورى است.

ج) ـ بعد از اجراى صحيح عقد و پيمان طرفين در محدوده تعريف شده و مورد توافق و با توجه به محدوديت هاى خاص اين نوع ارتباط، با هم محرم تلقى مي شوند. از اين زمان، تمام تعهدات لازم الاجرا قابل استيفا است. قابل توجه است كه اين محرميت محدود است و تمام سطوح تماس و ارتباط را مجاز نمي شمارد. مثلاً هرگز ارتباط جنسى و حتى تماس با اندام هاى جنسى را مجاز نمي نمايد. در واقع اين نوع ارتباطها، همچنان جزء ارتباطهاى حرام و نوعى ارتباط با نامحرم تلقى مي شود.

د) ـ به هنگام اجراى پيمان، بايد تمام محدوديت هاى مورد نظر و شرائط شخصى مورد توافق، به صورت جداگانه مورد تعهد طرفين قرار بگيرد و طرفين به رعايت آن ملزم شوند.

ه) ـ بعد از اتمام زمان دوستى، بدون نياز به انجام عملى خاص، با هم نامحرم تلقى شده و تمام سطوح ارتباط بايد قطع شود يا قبل از اتمام زمان مورد توافق، طرفين مي توانند با بخشش زمان باقى مانده، از هم جدا شوند يا در صورت تمايل بعد از بخشش مدت باقى مانده، از دوستى به عقد ازدواج دائم يكديگر در بيايند. بنابراين، اين نوشته بر اين باور است كه تنها راه يك ارتباط صحيح و سالم از نوع ارتباط دوستى با جنس مخالف، از ديدگاه اسلام از رهگذر عقد ازدواج موقت با تحديد كامل كاركردهاى جنسى ممكن است. اين عمل، بهترين شكل دوستى و ارتباط دوستانه است. به بيان ديگر، بهترين دوستان همسران هستند و بهترين دوستى همسرى است و مصون ترين و قابل اعتمادترين ارتباط دوستى، ارتباط بر پايه عقد ازدواج است و با وفاترين و صميمي ترين و با گذشت ترين دوستان، همسران هستند. بنابراين، در راستاى دستيابى به برترين الگوى دوستى و برترين دوستى، بايد آنها را در پرتو ارتباطات خانوادگى از نوع ازدواج جست وجو كرد و از بيراه روى اجتناب ورزيده و مسيرهاى انحرافى را يكسره رها كرد. در حاشيه: تا آنجا كه از عبارات نويسنده بدست مي آيد، وى در تبيين مراد خويش و تبيين محل بحث گفت وگو بين دوستى دختر و پسر دچار تهافت و تناقض صدر و ذيل است. بخش هاى آغازين مقصود خود را از دوستى دختر و پسر چنين بيان مي كند كه «اين دوستى از نوع محبت همسرى نيست بلكه همرنگ با محبت جنسيتى و در سطح جنسى است يعنى رفتارى كه تأثير آن در ارتباط با هم جنس يكى نيست، مثلاً براى انسان نيازمند به ارتباط با جنس مخالف، حتى صحبت كردن با جنس مخالف داراى تأثيرى است كه با جنس موافق به دست نمي آيد.»

در بخش هاى پايان مقاله مي گويد: «دوستى با جنس مخالف اگر به هدف بهره مندى جنسى باشد به هدف خود نمى رسد يا اگر برسد ديگر دوستى نيست بلكه همسرى است». يا آنكه در جاى ديگر مقاله قصدِ بهره مندى جنسى را منافى با دوستى دختر و پسر دانسته است و محور رابطه را تبادل مهر، محبت دوستى و عشق معرفى مي نمايد. به هر حال آنچه در اين باره مي توان گفت اين است كه:

  1. چنانچه مقصود نويسنده از دوستى دختر و پسر ارتباط اين دو بدون جاذبه و كشش جنسى باشد، چنين مفهومى به هيچ روى مورد نظر هواداران دوستى دختر و پسر به ويژه در غرب نيست آنچه از دوستى دختر و پسر در دنياى امروز مطرح است عمدتاً در رابطه با تمايلات و كشش هاى جنسى است.
  2. در صورتى كه مراد نويسنده دوستى دختر و پسر بدون تمايلات جنسى است، چرا آن را نوعى ازدواج موقت ناميده و اين رابطه را تحت ضابطه ازدواجِ موقت تصحيح نموده اند. در ازدواج موقت در ديدگاه اسلامى ميان دختر و پسر، محرميت حاصل شده و تمايل و تجاذب جنسى در سطح نگاه و سخن گفتن و لمس بدنى و حتى روابط خاص جنسى نيز مجاز است، چگونه مي توان دختر و پسرى را با پيمان ازدواج موقت به يكديگر پيوند داد و مدعى شد ميان آن دو نبايد گرايش جنسيتى پديد آيد. مضافاً بر آن كه اصولاً رابطه و دوستى دختر و پسر آن هم در سن نوجوانى و جوانى كه زمان اوج نيازهاى جنسى است نمي تواند بدونِ تمايلات و تجاذب جنسى ميان دختر و پسر باشد.

نويسنده مي گويد اين دوستى دختر و پسر رابطه اى انحصارى است و هيچ يك از طرفين نمي تواند با فرد ديگرى رابطه دوستى برقرار كند. اين در حالى است كه وى وجه صحّتِ اين دوستى را ازدواج موقت مي داند. اگر مبناى اين دوستى، ازدواج موقّت است چگونه ايشان حكم به انحصارى بودن آن كرده اند در حالى كه در اسلام، انحصار ازدواج موقت در ناحيه مرد وجود ندارد مرد مي تواند همزمان با بيش از يك زن پيمان ازدواج موقت بر قرار نمايد. نويسنده مدعى است كه اجراى اين پيمان دوستى نياز به لفظ ندارد و تنها حضور دو شاهد عادل كافى است. انچه از فتاواى فقهى و قوانين شرعى اسلام بدست مي آيد آن است كه وقوع پيمان ازدواج موق نيازمند اجرا و انشاى لفظى عقد ازدواج موقت است و حضور دو شاهد عادل نيز لازم نيست آنجا كه حضور دو شاهد عادل لازم است هنگام اجراى صيغه طلاق است. به هر حال جا داشت نويسنده مستند فقهى اين ديدگاه خويش را بيان مي كرد.

منبع : كتاب زنان، شماره 24