اسلام و تفريح

اهتمام اسلام به تفريح
تفريح در لغت:در لغت تفريح به معنى شادمانى کردن، شادمانى و خوشى است[1] و با واژه هاى نزهت، تفرّج، فرح، راحتى و آسايش هم خانواده است.

تفريح در فرهنگ اسلامى: در واقع در فرهنگ غنى اسلام تفريح از مراحل و اجزاء سير تکاملى و رشد شخصيت فردى و اجتماعى انسان به حساب مى آيد. به گونه اى که هر کسى از اين قسمت (تفريح) استفاده نکند، در بعدى از ابعاد تکاملى شخصيت خود کوتاهى کرده است و اين قصور باعث کندن سير رشد و تکامل ابعاد ديگر شخصيت او مى گردد. تفريح نشاطى است که انسان پس از تلاش و فعاليت هاى سنگين جسمى و روحى بر مى گزيند تا رنج و اندوه و همّ و غم را از خود دور کند.[2]

از آن جايى که انسان داراى دو بعد جسمانى و روحانى است و اين دو بعد بر همديگر اثر مى گذارند (مثبت و منفى)، بايد بداند که تفريح براى بازپرورى و نشاط در کار، رغبت و رشد در تمام جهات زندگى يک ضرورت است که مورد تأکيد و تأييد ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ (در عمل توصيه به آن ها و تأييد افرادى که به تفريحات سالم مى پرداختند) بوده است. در بحث فعلى، تفريح به معنى هر چيزى است که باعث شادى، نشاط، رفع خستگى و غم، اعم از تفريح حرکتى (ورزش) و غير حرکتى است.

ويژگى هاى تفريح اسلامى:

1. در راستاى فرآيند تکامل و رشد شخصيت اسلامى و انسانى است؛ 2. نشاط آور؛ 3. در چهارچوب قوانين شرع (واجب، حرام، مباح، مکروه و مستحب)؛[3] 4. تعادل در آن مهم است (نه افراط نه تفريط)؛ 5. فوايد عقلى، جسمى و روحى دارد؛[4] 6. بعد اجتماعى در آن لحاظ شود مثل ادخال سرور در قلب مؤمنين.[5] 7. فقط وقت پرکنى و تضييع وقت نيست.[6] 8. هر تفريحى که انسان را يک پله از رشد الهى پايين آورد مذموم (حرام يا مکروه) است؛ 9. فعال و پرتحرک بودن مثل اسب سوارى، کشتى و ….؛
10. هر تفريحى که باعث خفت و سبکى عقل شود و يا عقل را تعطيل کند حرام است (توجه به عقل و تفکر در نظام اسلام) مثل شرب خمر، موسيقى مبتذل، مواد مخدر، قمار؛ 11. برد و باخت در بازى حرام است (غير از تيراندازى و اسب سوارى)؛ 12. آزار و اذيت حرام است (تحقير، مسخره کردن، آزار دادن همسايه و مردم و…)؛ 13. ضررى به خود يا ديگران نرسد؛ 14. لذت آن پايدار باشد (کمک کند به شادى در آخرت)؛[7] 15. تقويت کننده بعد جسمانى و روحى (شجاعت و ….) باشد.

نکته: با توجه به ويژگى هاى تفريح اسلامى بايد متذکر شويم که اسلام ما را در تفريحات محدود نمى کند، امّا آن چه که مهم است ميزان حرکت است يعنى بايد در هر تفريحى اول دقت کنيم و ببينيم که آيا با معيار اسلام سازگار است يعنى آيا کمال آور، لذت آور و آخرت آور هست يا نه، هر چه به عنوان لذت، تفريح، شادى باشد و انسان را از مسير بندگى و کمال دور سازد به تعبير على ـ عليه السلام ـ آخرش به هلاکت ختم خواهد شد.

تفريحات اسلام: همانطور که ذکر شد اسلام براى هر کارى ملاک معرفى کرده است. اسلام در تفريح، ما را محدود نکرده است، اما چيزى که مهم است بايد خارج از مسير بندگى نباشد و ويژگى هاى تفريح اسلامى مذکور در آن رعايت گردد. اينک به برخى از تفريحات مورد توجه اسلام اشاره مى کنيم. لازم به ذکر است که با توجه به تعريف لغوى تفريح بايد گفت که دايره تفريح خيلى وسيع تر از آن است که غالباً تصور مى شود چون تفريح به معنى شادى و شادمانى است و هر چه باعث زايل شدن همّ، غم، خستگى و رنج شود به نوعى تفريح محسوب مى شود.

1. کار و تلاش:[8] حضرت على ـ عليه السلام ـ فرمودند: کار بزرگترين تفريح است. کار باعث شکوفا شدن استعداد و خلاقيت انسان مى گردد و انسان را از همّ و غصه نجات مى دهد، بسيارى از اضطراب ها و نگرانى هاى جهان امروزى به خاطر بى حرکتى و عدم فعاليت هاى جسمانى است. امروزه کار درمانى براى زدودن يأس، نگرانى و اضطراب براى بيماران روانى هم تجويز شده است.

برنارد شاو نويسنده معروف انگليسى مى گويد: راز بدبختى و بينوايى ما داشتن اوقات فراغتى است که صرف فکر کردن درباره خوشبختى و بدبختى مى شود.[9]

2. تير اندازى.[10]

3. اسب سوارى.[11]

4. کشتى:[12] در متون دينى داريم که پيامبر ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ از امام حسن و امام حسين ـ عليهم السلام ـ خواستند که با هم کشتى بگيرند و يا اين که ايشان خودشان با شتر خودشان با ديگران مسابقه مى دادند.

5. شنا:[13] پيامبر اکرم ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ والدين را توصيه نموده اند که به فرزندان خود شنا ياد دهند و زمينه يادگيرى شنا را برايشان فراهم کنيد.

6. صله رحم و معاشرت با نزديکان: اين امر بسيار مورد توجه اسلام شده است. انسان وقتى نزديکان خود را مى بيند باعث سرور و شادى مى شودو دورى از آن ها غم و غصه به بار مى آورد، مثلا افرادى که براى تحصيل از محيط خود فاصله مى گيرند اين امر را تجربه کرده اند.

7. خوشرويى و خوشگويى.

8. نظافت (بدن، لباس، موى سر و صورت) و زدودن موهاى زائد بدن، آرايش مرد براى همسر و زن براى همسر، غسل هاى مستحبى.

9. ياد خدا (دعا، نيايش، تلاوت قرآن)؛ کمک به ديگران، يتيم نوازى، احسان، رضايت خاطر براى انسان به بار مى آورند.

10. توجه به اعياد مذهبى (جمعه ها، فطر، غدير، قربان)؛ پوشيدن لباس هاى روشن و شاد.

11. انگشتر فيروزه: حضرت على ـ عليه السلام ـ انگشترهاى متعددى داشتند که هر کدام خاصيتى داشت و انگشتر فيروزه باعث زدودن غم و پيروزى و شادابى است.

12. شاد کردن مؤمنين مستحب مؤکد است (عبادت). در بين مؤمنين، يتيمان و فقرا نياز بيشترى به شاد شدن دارند و ائمه به همين جهت (جبران نياز روحى آن ها) به آن ها اهتمام زيادى داشتند.

13. عطر: بوى خوش باعث شادابى روحى و در نتيجه آن خرمى جسم مى شود انسان را محبوب ديگران مى کند به همين جهت بود که در مورد پيامبر مى خوانيم که ايشان توجه زيادى به استفاده و خريدن عطر مى نمودند. امام خمينى ـ رحمه الله ـ که زندگى ساده اى داشتند تنها جايى که دنبال مرغوب ترين بودند همان وقت انتخاب عطر و ادکلن بود.

14. هديه دادن و هديه گرفتن.

15. داشتن دوست صالح: انسان موجودى است اجتماعى، افرادى که مشکلات و حتى شادى هاى خود را به شکل کلامى و غير کلامى با دوستان و آشنايان خود در ميان مى گذارند و در دل خود ذخيره و انبار نمى کنند از نشاط و خرمى بيشترى برخوردارند. در روايت داريم عاجزترين مردم کسى است که از انتخاب دوست مؤمن ناتوان باشد و ناتوان تر از او کسى است که دوست خود را از دست بدهد.

16. لطائف و حکمت آموختن:[14] حضرت على ـ عليه السلام ـ مى فرمايند: قلب ها مثل بدن ها خسته و ملول مى شوند، پس شما بايد با (شنيدن، خواندن) حکمت هاى دقيق و لطيف آن ها را شاداب کنيد.

17. سفر و رفتن به مناطق سرسبز، ديدن جريان آب: سفر باعث با تجربه شدن انسان، آشنايى او با نشانه هاى مختلف خدا (فرهنگ هاى مختلف، زبان هاى گوناگون و ….) و توجه به آثار گذشتگان و عبرت از آن ها مى شود. علاوه بر آن ها سفر موجب سلامتى روح مى گردد. (سافروا تصحّوا: مسافرت کنيد تا سالم و شاداب شويد.) سفر و اردوهاى دسته جمعى براى جوانان لذت بسيار بيشترى دارد چرا که با همسالان خود هستند. در سفر دوستيابى، ايثار، گذشت، تعاون …. را ياد مى گيرند. در روايات مى خوانيد که در سفر مزاح را کمى بيشتر کنيد ولى افراط نشود.

نکته: در تفريحات، سنين مختلف نقش مهمى را به خود اختصاص مى دهد مثلا تفريح کودک با نوجوان و يا زن و مرد بسيار با هم فرق دارد. يک جوان از آنجايى که ابعاد روحى او رشد کرده نياز به احترام، شخصيت، عزت نفس و …. در خود احساس مى کند، هرگاه نيازهاى معنوى، جسمانى و عقلانى او ارضاء مى گردد. احساس شادابى و خرمى بيشترى مى کند و هرگاه اين ها از طرف ديگران در خطر باشد، او احساس افسردگى، خمودى و غم مى کند.

بهترين تفريح در ديدارهاى دسته جمعى

در ديدارهاى دسته جمعى برخى تفريحات هستند که جنبه گروهى و عمومى پيدا مى کنند و برخى ديگر جنبه خصوصى تر. البته بستگى دارد اين گروه در چه جايى باشند (منزل، مدرسه، تأتر، مسجد، اردو، خارج از منزل). به هر حال بهترين تفريح در اين موارد، چيزى است که هر سنى و جنسى (مذکر يا مؤنث) به سهم خودشان از آن استفاده کنند يعنى بايد طورى برنامه ريزى شودکه جنبه همگانى آن رعايت گردد. البته گاهى هم ايجاب مى کند که هر دسته اى جداگانه با هم باشند، مثل زمانى که بزرگترها مشغول بحث هاى جدى و مهم خود هستند.

در ذيل برخى از تفريحات دسته جمعى ذکر مى شود: 1. اجراى مسابقه و تهيه جايزه از طرف بزرگترها، مشاعره، کشتى، مسابقه معلومات عمومى، لطيفه گويى؛ 2.معاشرت هاى سازنده و صله رحم؛ 3. مسافرت هاى کوتاه و بلند مدت، رفتن به پارک و مناطق سرسبز، ديدن جريان آب رودخانه، دريا و …؛ 4. آزاد کردن ذهن از مسائل کارى و مشکلات زندگى: امام محمد غزالى مى گويد بهتر است شاگردان پس از مدتى تعليم رها گردند تا بازى و تفريح کنند، چون تعليم و درگيرى جدى ذهن با مسائل علمى آنها را از درس دلزده و فرارى مى کند، امّا در تفريح نبايد افراط گردد[15]
و …. با توجه به مطالب گذشته بايد بگوييم بهترين تفريح از نظر اسلام اين است که سنين مختلف در آن رعايت شود. (کودک با يک شکلات دل خوش است، ولى جوان نيازها و خواسته هايش بيشتر است و …. .) ديگر اين که شادى و تفريح نبايد به اصل حرکت در مسير رشد و بالندگى انسانى و اسلامى فرد ضرر برساند و در آن افراط نشود و از سويى ديگر زمينه ساز بازگشت به کار و اعمال زندگى بانشاط بيشتر مى گردد. (در اسلام محدوديت در تفريح نيست مگر اين که امر خلاف شرع و اخلاق در آن رخ دهد).

نکته پايانى: در اين بحث بيان داشتيم که اسلام هر تفريحى را نمى پسندد تفريحى مناسب است که با اصول تربيت و تعليم اسلامى و رشد استعدادهاى روانى و شخصيتى مغايرت نداشته باشد، باعث آزار و اذيت ديگران نشود. به ديگران و خود زيان مالى، آبرويى، جانى نرساند، جزء تفريحاتى نباشد که انسان را از دايره بندگى خدا بيرون مى کند (قمار، شراب خوارى، مجالس لهو و رقص، مواد مخد، موسيقى هاى لهوى و ترانه هاى مبتذل، مسابقه هايى که برد و باخت در آن ها حرام است[16] مثل فوتبال، دو ميدانى و…)
البته دامنه تفريحات به موارد ياد شده خلاصه نمى شود. هر چيزى که در آن گناه صورت نگيرد و افراط نشود را مى تواند شامل گردد (رعايت ويژگى هاى تفريح اسلامى). مثل فوتبال، کشتى، شمشير بازى، دو، اسب سوارى، کوهنوردى، شنا، گردش در دشت و صحرا، رفتن به پارک ها، شنيدن موسيقى هاى غير حرام، ديدن فيلم هاى سينمايى مفيد (مستند، کمدى، رزمى و….) خواندن مطالب طنز، شعر، حل جدول، مشاعره، لطيفه گويى، مسابقه علمى، مهمانى رفتن، پذيرفتن مهمان، لباس نو خريدن، عطر زدن و …. لازم به ذکر است که در تفريح بايد به معنى لغوى آن و اصطلاحى توجه داشته يعنى دايره تفريح و شادمانى خيلى وسيع است تا آنجايى که خلاف رشد و کمال و مسائل شرعى نباشد.

نویسنده:محمد حسين قديرى

پى نوشتها:
[1] . فرهنگ عميد.
[2] . احمد عبدالعزيز ابو سمک، التربيه الترويحيه فى الاسلام، دار النفائس للنشر و التوزيع، الاردن، ص 40.
[3] . همان، ص 80.
[4] . همان، ص 59.
[5] . همان.
[6] . همان.
[7] . مصباح يزدى، محمد تقى، پندهاى امام صادق، موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 1381، ص 104ـ 107.
[8] . صادقى اردستانى، احمد، نيازهاى جوانان، قم، نشر خرم، 1379، ص185.
[9] . ديل کارنگى، آيين زندگى، جهانگير افخمى، ارمغان، 1376، ص 69 ـ 70.
[10] . نيازهاى جوانان، ص 185ـ 192.
[11] . همان.
[12] . همان.
[13] . همان.
[14] . نهج البلاغه، محمد دشتى، حکمت 39.
[15] . التربيه الترويحيه فى الاسلام، ص 44.
[16] . در استفتاء از امام خمينى: 1. درمسابقات علمى مثل حل جدول و پاسخ به سوالات چون قمار و برد و باخت پيدا نمى کند و چيزى به عنوان جايزه براى تشويق افراد پرداخته مى شود اشکالى ندارد؛ 2. در مسابقاتى مثل فوتبال و واليبال و اين گونه بازى ها اگر شرط بندگى در کار نباشد و شخص سومى به افراد به عنوان جايزه چيزى پرداخت کند، مانعى ندارد (مثل برگزارى مسابقه از طرف مدير مدرسه).
منبع :سايت مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه