اسلام و الگوى مصرف‏

 احمد حيدری

اداره زندگى دنيايى و نحوه دخل و خرج در زندگى مادى تأثيرى گريزناپذير و حتمى بر حيات جاويدان در سراى آخرت دارد بدين جهت «چگونگى مصرف و هزينه كردن اموال» از مباحث مهم دينى است.

كتاب اسلام و الگوى مصرف كه حاصل پژوهش جناب دكتر علیاكبر كلانترى است؛ در همين راستا سامان يافته و به بازار عرضه شده و در جشنواره دين و فرهنگ، به عنوان كتاب برگزيده، شناخته و معرفى گرديده است. اين پژوهش بر آن بوده كه موضوع فوق را براساس نصوص معتبر دينى و با نگاهى نو و فراگير و منطبق بر نيازهاى زمان مورد تحليل و بررسى قرار دهد.

البته قبل از اين، فقيهان در كتاب هاى فقهى به بعضى بحث هاى مربوط به هزينه اموال پرداخته و پاره اى از احكام آن را به طور پراكنده مطرح كرده اند؛ ولى وجهه غالب اين بحث ها فقهى و با رويكردى فردى است و به جنبه هاى اجتماعى و حكومتى موضوع توجه چندانى نشده است از اين رو نويسنده محترم به پژوهش مستقل در اين موضوع پرداخته و محصول پژوهش خود را در كتابى تقريباً جامع ارائه كرده است.

كتاب از يك مقدمه و چهار بخش تشكيل شده است. بخش اول تبيين كليات بحث است و بخش چهارم فهرست ها؛ در نتيجه اصل مباحث در دو بخش ارائه شده است. بخش دوم كه مهم ترين و مفصل ترين بخش و اصول مباحث كتاب میباشد، به مصارف فردى پرداخته و در ضمن يازده فصل، مصرف ها را دسته بندى كرده و مصرف صحيح و اسراف در هر كدام را روشن نموده است.

در بخش سوم تحت عنوان «مصارف دولتى» معيارهايى را كه بايد در اين سنخ مصرف مورد توجه قرار گيرد، شماره كرده و روشن ساخته است.

اين كتاب كه در قطع وزيرى و در 360 صفحه تنظيم شده است در سال 1387 توسط مؤسسه بوستان كتاب منتشر و به بازار كتاب عرضه شده است.

در اين نوشتار سعى شده است با مرورى بر صفحات كتاب و بررسى اجمالى محتواى آن چكيده اى از مطالب اين اثر پژوهشى را فراروى خوانندگان قرار دهيم.

نويسنده محترم بعد از بيان ضرورت، پيشينه، روش بحث و چينش مطالب كتاب در مقدمه، به فصل كليات وارد شده و مفهوم «مصرف» را روشن ساخته و ضرورت مصرف و لزوم نگاه دينى در امر مصرف را خاطرنشان كرده و به روشن سازى مفهوم اسراف در حيطه فردى و اجتماعى همت گمارده است.

يكى از نكات زيبايى كه در بحث «ضرورت نگاه دينى» بدان پرداخته، توجه دادن به اقتضاهاى زمان و مكان در امر مصرف است.

ما به پيروى و اقتداى به رسول خدا، امام على(ع) و ديگر امامان در همه امور از جمله در مصرف دعوت شده ايم و آنها (صلوات اللَّه عليهم) به مصداق هايى از زهد و ميانه روى متناسب با اقتضاهاى زمان خود عمل كرده اند. اقتداى ما به آنان بدين معنا نيست كه عين همان رفتارها و شيوه ها را بدون توجه به اقتضاهاى زمان و جامعه و شرايط روز، تكرار كنيم. از طرف ديگر رسول خدا و اميرمؤمنان به درجاتى از معنويت رسيده بودند كه تحمل زهد فوق العاده براى آنان ممكن و بلكه لذيذ بود ولى تحمل آن مراتب زهد براى ديگران دشوار و بعضاً ناممكن است و به همين جهت خود حضرت امير(ع) فرمودند:

شما بر چنين زهدى (در استفاده از مظاهر دنيا) قدرت و توان نداريد و از شما هم انتظار نمیرود و لكن مرا با ورع (خوددارى از حرام) و كوشش و پاكدامنى و درستكارى يارى كنيد.

رسول خدا و اميرمؤمنان(ع) حاكم، امام و رهبر بودند و بر آنان لازم بود در امور زندگى هم سطح با توده مردم زندگى كنند و در زمان آنان سطح زندگى توده مردم بسيار پايين بود ولى امامان ديگر هم حكومت ظاهرى نداشتند و هم در زمان آنان سطح رفاه اقتصادى جامعه بالاتر بود به گونه اى كه پيروى از عين روش امام على(ع) در پوشش و خوراك و مسكن و …، به نوعى خودنمايى، انگشت نما شدن و تحقير میانجاميد كه به هيچ وجه پسنديده و مورد دعوت خدا و دين و پيامبر نبود. مؤمن بايد در خوراك و پوشاك و مسكن و … رعايت تناسب و شرايط زمان و مكان خود را بنمايد و به گونه اى رفتار كنند كه شخصيتش شكسته گردد يا متهم به زهدنمايى و فريب شود.

نويسنده محترم بعد از بيان اين نكته ارزشمند، به ارائه معيارهايى براى شناسايى دقيق تر مفهوم اسراف پرداخته و بدين گونه بخش كليات را به پايان میبرد.

در بخش دوم كه مفصل ترين بخش و گرانيگاه بحث است، ضمن فصول يازده گانه در زمينه هاى مختلف مصرف فردى، مصداق هاى اسراف را روشن میكند:

فصل اول – مصارف خوراكى است، در اين فصل حديث «ليس فیالطعام سرف؛ در خوراك اسراف نيست» و احاديث مشابه آن مورد بحث قرار گرفته و جمع آن با ادله منع اسراف روشن شده است.

فصل دوم – مصارف بهداشتى مانند دارو، مواد بهداشتى و مصرف آب است، در اين فصل نيز ضمن دعوت به خوددارى از اسراف در مصرف مواد دارويى و بهداشتى و بخصوص آب، به تبيين حديث «اسباغ الوضوء» [شاداب و تمام و كامل وضو گرفتن ] پرداخته و تصريح كرده كه با يك مد آب [حدود يك ليتر] میتوان وضوى كامل و شاداب گرفت يعنى علاوه بر انجام واجبات، مستحبات آن مانند شستن دست ها قبل از وضو و مضمضه و استنشاق (يعنى چرخاندن آب در دهان و بينى) و رساندن آب به گوشه و كنار انگشتان و دست و آرنج و صورت را انجام داد.

فصل سوم – مصارف حقوقى يعنى هزينه هايى كه مطابق فقه و حقوق اسلام برعهده فرد است مثل مهر، نفقه همسر و نفقه فرزندان و پدر و مادر و …، البته در بحث مهريه، در قرآن و حديث اسراف حرام ذكر نشده و هيچ حدى از مهريه از لحاظ زيادى، اسراف و حرام نيست گرچه كم بودن مهريه (البته كم به معناى زياد نبودن وگرنه خيلى كم هم ناپسند است) توصيه شده و مقدار مطلوب آن مهرالسنه است كه در زمان رسول خدا پانصد درهم بوده و با آن امكان تهيه جهيزيه معمولى و هزينه عروسى وجود داشته است.(1)

در بقيه موارد نيز تأمين نفقه همسر، فرزندان، پدر و مادر به اندازه عرفى و حد متوسط به عهده مرد است و بحث اسراف در اين موارد به صورت آشكارى مطرح نشده است.

فصل چهارم به مصارف اخلاقى پرداخته و جود و بخشش و ميهماندارى، كمك به نيازمندان را مصداق آن شمرده است.

در اينجا بحث اسراف در انفاق را مطرح كرده و ضمن نقل آيات و روايات وارده در مدح انفاق و ايثارگرى، آنها را مربوط به انفاق پس از تأمين مناسب هزينه خود و خانواده دانسته و زياده روى در انفاق به گونه اى كه خود و خانواده اش دچار مشكل شوند را ناپسند شمرده است و آيات و رواياتى را به عنوان مؤيد آورده كه از انفاق بيش از حد و به سختى انداختن خود و خانواده و بخشيدن همه امكانات نهى كرده اند.

در فصل پنجم به بررسى اسراف در مصرف انرژى پرداخته است.

فصل ششم بحث هزينه هايى است كه براى مسكن مصرف میشود. داشتن مسكن مناسب، نعمتى عظيم و از حقوق انسانى است به حدى كه مطابق شرع و روايات فرد ورشكسته را نمیتوان به فروش خانه اش براى پرداخت بدهیها مجبور كرد.

در اين فصل به رعايت اعتدال در تأمين مسكن و بررسى موارد اسراف در اين زمينه پرداخته است.

فصل هفتم مصارف مربوط به پوشش است و «لباس شهرت» كه مورد نهى میباشد، در اين فصل مطرح شده است. لباس شهرت پوششى است كه به سبب نامتعارف بودن و ناهمخوانى با عرف مردم، موجب انگشت نما شدن شخص در جامعه و لكه دار شدن حرمت و آبروى او گردد. بنابر روايات و فتاواى فقيهان، لباس شهرت ناپسند و مكروه است گرچه بعضى آن را حرام شمرده اند. بحث رنگ مشكى در لباس را نويسنده مدنظر قرار داده و به تفصيل، آن را بررسى كرده است. ايشان ضمن نقل روايات و بررسى سندى و دلالتى آنها، علاوه بر اينكه برتر بودن رنگ سياه را رد كرده، بلكه آن را – جز در موارد خاص مثل عزاى اهل بيت(ع) – براى مردان مكروه دانسته و پوشش سفيد را برترين پوشش شمرده است.

فصل هشتم بحث مصارف رفاهى است. از آنجا كه رفاه و نعمت فراوان بيشتر انسان ها را به سركشى و طغيان سوق میدهد، توسعه و رفاه آنگاه مطلوب است كه همراه با تربيت معنوى و تهذيب اخلاق باشد. دعوت اسلام به زهد هم با رفاه و آسايش منافات ندارد زيرا زهد نه به معناى محروم كردن خود از رفاه و آسايش بلكه قناعت به كم و حد كفاف و از بين بردن تعلقات است.

مصارف تفريحى در فصل نهم مطرح شده اند. هزينه هايى كه براى مسافرت هاى تفريحى و ايجاد اسباب تفريح و … مصرف میشود.

اسلام تفريح، شادمانى و تفرّج را نه تنها منع و نهى نكرده بلكه بدان دعوت هم نموده است. از طرفى در آياتى از قرآن خداوند از «فرحين» اعلام نفرت نموده و از «فرح» نهى كرده است مثلاً از زبان مؤمنان خطاب به قارون میگويد:

«لا تفرح ان اللَّه لايحب الفرحين». چگونگى جمع بين اين دو مطلب در اين فصل مورد توجه قرار گرفته است. آنچه پسنديده است تفريح و بهره بردن از نعمت ها و مناظر طبيعى و مسافرت و … است. اين استفاده صحيح، خستگى و كسالت را از انسان دور میكند و نشاط و سرزندگى براى او میآورد و او را براى انجام وظايف، آماده میگرداند و آنچه ناپسند است، سرمستى و طغيان و خيره سرى است. وقتى انسان با توجه به دارايیهايش احساس بینيازى از خدا و قدرتمندى در برابر خدا و خلق خدا كند و به خيره سرى و سرمستى روى آورد، نامطلوب و منفور است. «فرح»ِ مذموم اين نوع از سرور و شادى است كه فرد را به حرام ها سوق میدهد و از بندگى باز میدارد و «فرح» پسنديده احساس لذت و بهره مندى و بهره گيرى از حلال ها و نعمت هاى خداوند در جهت رفع كسالت ها و ايجاد نشاط و سرور براى پيمودن ادامه راه بندگى است.

مصارف آرايشى و تزئينى در فصل دهم مورد توجه واقع شده است. اسلام به آراستگى و خودآرايى دعوت میكند؛ خودآرايى زن براى همسر و بالعكس و خودآرايى مؤمنان براى ملاقات با يكديگر؛ و از افراد كثيف و ناآراسته در روابط اجتماعى مذمت مینمايد. اظهار نعمت يكى از نمودهاى شكرگزارى است و اظهار نعمت تا حدود زيادى در تجمل و خوب پوشيدن ظهور میيابد. البته زنان مسلمان بايد آرايش هاى خود را براى محارم و زنان نگه دارند و از حضور در اجتماع با آرايش بپرهيزند كه اين نوعى فتنه گرى و گناه است و امنيت روحى – روانى اجتماع را به هم میزند و مورد قهر خداوند میباشد.

مصارف تشريفاتى در فصل يازدهم و آخرين فصل اين بخش مورد بررسى واقع شده است. مصارف تشريفاتى به مواردى گفته میشود كه در جشن ها، ميهمانیها، بزرگداشت ها و مانند آن مطرح میباشد. اين مصارف تا حد معقول و تا زمانى كه به انگيزه ريا و خودنمايى و فخرفروشى نباشد، جايز و پسنديده است و مواردى نيز استحباب شرعى دارد مثلاً اسلام به ميهمانى و طعام دادن در عروسى، هنگام به دنيا آمدن فرزند، زمان بازگشت از سفر، زمان ختنه كردن فرزند و هنگام خريد خانه، سفارش كرده است.

بخش سوم كتاب به «مصارف دولتى» پرداخته و معيارهايى كه در اين زمينه مناسب است مورد توجه قرار گيرد، را يادآورى نموده است از جمله:

  1. عدالت ورزى در تخصيص امكانات و توزيع درآمدها
  2. منافع عموم مردم را برمنافع كرده هاى خاص رجحان دادن
  3. براى امر آموزش و پژوهش اهميت خاص در نظر گرفتن
  4. بها دادن به فرهنگ جامعه
  5. رعايت اصل توازن در مصرف (به همه جنبه ها توجه هم وزن شود و بخشى و جنبه اى بدون دليل بر جنبه هاى ديگر ترجيح داده نگردد.) [كلان نگرى در تخصيص بودجه ها]
  6. پرهيز از هزينه ها و تشريفات غيرضروری

كتاب در آخر علاوه بر ارائه جمع بندى، فهرست هايى از آيات، روايات، كسان، كتاب ها و نشريه ها و جاها براى آسان شدن استفاده خواننده، ارائه داده است.

در مجموع كتاب بحث نسبتاً جامعى پيرامون «الگوى مصرف» در اسلام به خواننده تقديم میدارد كه با توجه به آنها میتواند «الگوى مصرف» خود را مطابق معيارهاى عقلى و شرعى اصلاح كرده و تنظيم كند.

مطالعه اين كتاب در سال «اصلاح الگوى مصرف» توصيه میگردد.

پی نوشتها: –

1) نويسنده محترم با توجه به مقدار ديه كه ده هزار درهم يا 1000 گوسفند يا هزار دينار و … بوده، ارزش 500 درهم در آن روز را مساوى حدود 50 گوسفند يا قيمت آن شمرده است.

منبع:پیام زن ؛شماره 211