شیعه شناسی » فروع دین » حج »

اسرار وقوف در عرفات و مشعر الحرام

اشاره

یکی از ارکان و واجبات مراسم حج وقوف در عرفات و مشعر است. پس از احرام در مکه، حجاج باید به صحرای عرفات رفته و از ظهر روز نهم تا مغرب آن روز در آنجا بمانند. همه حجاج در روز عرفه به محلی به نام عرفات جمع شده و به راز و نیاز و دعا و انابه می پردازند. و از آنجا به مشعر رفته تا برای فردای آن خود شان را آماده رفتن به کعبه نمایند و بقیه مراسم را در آنجا انجام دهند. در این مقاله به اسرار این دو عمل پرداخته شده است.

 

علت نامگذاری عرفات

چرا صحرای عرفات با این نام، نامگذاری شده است؟ معاویه بن عمار می گوید از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم چرا صحرا عرفات را عرفات نامیده اند؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «جبرائیل (علیه السلام) در این روز بر ابراهیم (علیه السلام) نازل شد و هنگام غروب خورشید به او فرمود: ای ابراهیم! به گناه خود اعتراف کن[۱] و مناسک حج را بیاموز. و همچنین به خاطر اینکه جبرائیل (علیه السلام) به ابراهیم (علیه السلام) فرمود: اِعْتَرِف؛ اعتراف کن، این صحرا، صحرای عرفات نامیده شد».[۲]

اسرار وقوف در عرفات

روز عرفه، روزی بسیار با عظمت و باشکوه است. و در این روز و حضور در صحرای عرفات اسراری نهفته است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

۱ . روز عرفه نموداری از روز قیامت است؛ زیرا در روز عرفه همه حجاج با رنگها و شغلها و مقامهای گوناگون در یک مکان اجتماع کرده و به راز و نیاز خداوند می پردازند. انسان وقتی آن جمعیت عظیم را در صحرای عرفات می بیند، به یاد صحرای محشر روز قیامت می افتد.

۲ . حجاج پس از اعمال عمره تمتع، در فاصله زمانی که با اعمال حج دارند، ممکن است مرتکب گناه و معصیت شده باشند. و نیز کسانی که حج قران و افراد انجام می دهند ممکن است در گذشته آلوده به گناه شده باشند، لذا خداوند به آنان فرصتی داده است تا پس از احرام حج، به صحرای عرفات آمده و استغفار نمایند تا آنان را ببخشد. پس روز عرفه، روز استغفار و تضرّع به درگاه خداوند است.

شیخ صدوق در کتاب «أمالی»، روایتی را از امام حسن (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرموده است: شخصی یهودی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد. این یهودی که داناترین افراد یهود بود، به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرض کرد: ای محمد! من پیرامون ده کلمه از تو می پرسم…

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «بپرس»

او چند سؤال را مطرح می کند و درباره سؤال نهم می گوید: چرا خداوند به بندگانش امر نمود تا بعد از ظهر در صحرای عرفات وقوف نمایند؟

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بعد از ظهر، ساعتی است که حضرت آدم (علیه السلام) در آن ساعت، مرتکب معصیت (ترک اولی) شد. و خداوند بر امّت من واجب گردانید تا در بهترین مکانها وقوف نموده و نزد او تضرّع و دعا نمایند تا بهشت را در اختیار آنان قرار دهد. و آن ساعتی که مردم از عرفه می روند (یعنی مغرب) ساعتی است که حضرت آدم (علیه السلام) در آن ساعت از خداوند خویش سخنانی را فراگرفت و خداوند با رحمت خود بر او بازگشت و توبه او را پذیرفت؛ زیرا او توبه پذیر و مهربان است».

و سپس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «سوگند به پروردگاری که مرا به پیامبری برگزید، خداوند برای آسمان دنیا در بی قرار داده است و نام آن، درب رحمت، توبه، حاجات، تفضّل، احسان، بخشش، کرم و عفو است، و تمام کسانی که در عرفات اجتماع می کنند، شایسته این صفات هستند. خداوند در آنجا صد هزار فرشته دارد که هر یک از آنان ۱۲۰ هزار فرشته در خدمت دارند. و نیز خداوند برای کسانی که در عرفات هستند، رحمت ویژه ای اختصاص داده است که بر آنان نازل می کند و هنگامی که می خواهند از صحرای عرفه خارج شوند، خداوند ملائکه اش را گواه می گیرد که همه آنان را از آتش جهنم نجات دادیم و بهشت را برای آنان واجب گردانیدم و در این هنگام، فرشته ای بانگ می زند: از عرفه بروید در حالی که بخشیده شدید و شما مرا راضی کردید و من نیز از شما راضی شدم».[۳]

صحرای عرفات و روز عرفه، مهلتی دیگر برای گناهکاران است. در این روز نباید از رحمت خداوند غافل شد. و اگر کسی در این روز، گمان کند خداوند او را نمی بخشد، گناه کرده است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید:

«أَعْظَمُ أَهْلِ عَرَفات جُرماً مَنْ اِنْصَرَفَ وَهُوَ یَظُنُّ أَنَّهُ لَمْ یَغْفِرُ لَهُ»[۴]

یعنی: «در میان کسانی که به عرفات رفته اند، بزرگترین گناه را کسی مرتکب شده است که از عرفات برود و گمان کند خداوند او را نبخشیده است».

۳ . در این اجتماع پرشکوه، همه افراد یکسان هستند؛ ثروتمندان بدون هستند و با فقیر در یک مکان جمع گشته اند، فرمانروایان با فرمانبردارها، رئیسها با مرئوسها اجتماع کرده اند. و این حکایت از مساوات و برابری انسانها در برابر خداوند دارد.

در این مکان، ثروت، شهرت، ریاست و قدرت هیچ معنایی نداشته و فضیلت محسوب نمی شود؛ زیرا همه افراد در برابر مالک اصلی، قادر علی الاطلاق و پروردگار جهان، قرار گرفته اند و آنچه آنان داشته و دارند مانند عدم است زیرا اکنون از آنها جدا شده اند، بلکه تنها تقوا و پرهیزگاری است که برای افراد، فضیلت می آورد.

۴ . وقوف در عرفات، مکانی برای طهارت باطنی انسانها و مقدمه ای برای رفتن درباره بد حریم حرم امن الهی است؛ زیرا عرفات از محدوده حرم خارج است و بعد از وقوف در عرفات، باید به مشعرالحرام که در محدوده حرم قرار دارد رفت و باید برای رفتن به حرم امن الهی و ورود به میهمانی خداوند نفس را از هرگونه آلودگی پاکیزه نمود و بهترین مکان برای طهارت نفس، «صحرای عرفات» است.

وقوف در مشعرالحرام

پس از مغرب روز نهم ذیحجه، حجاج باید از عرفات خارج شده و به مشعرالحرام رفته و تا طلوع آفتاب در آنجا بمانند. در قرآن کریم خداوند می فرماید:

«فَإذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فاذْکُرُوا اللَّه عِنْدَالمَشْعَرِ الحَرامِ».[۵] یعنی: «هنگامی که از عرفات کوچ کردید، در مشعرالحرام خداوند را یاد کنید».

فلسفه نامگذاری مشعر و وقوف در آن

«مشعرالحرام» که در فاصله بین عرفات و منی واقع شده است، دارای چند نام است:

۱ . مشعرالحرام: واژه «مشعر؛ یعنی محل درک و شعور». و وقوف در مشعر، به معنای وقوف و دقت در محل شعور است. و ممکن است اشاره به مشاعر و قواهای نفس و ترتیب مراتب کمال باشد؛ زیرا مراتب کمال عبارتند از: تجلیه، تخلیه، تحلیه و فناء.

«تجلیه»؛ یعنی جلا بخشیدن نفس با پذیرش دین مبین اسلام و رعایت حلال و حرام.

«تخلیه»؛ یعنی زدودن هرگونه گناه و صفت رذیله از نفس.

«تحلیه»؛ یعنی جایگزینی صفات نیک و پسندیده در نفس.

«وقوف در عرفات» اشاره به مرتبه تخلیه دارد؛ زیرا انسان در آنجا باید با دعا و استغفار، نفس خویش را از هر گونه آلودگی پاکسازی نماید. و «وقوف در مشعر» اشاره دارد به مرتبه تحلیه؛ زیرا در این مکان، انسان تمام مشاعر و قواهای نفس را باید در خدمت خدا گرفته و آنها را با فضیلتهای نفسانی و رحمتهای خداوند آشنا نماید.

و علت نامگذاری مشعر به «مشعرالحرام» این است که این مکان، جزء حرم می باشد.

  1. مزدلفه: در علت نامگذاری مشعر به «مزدلفه» چند احتمال وجود دارد:

الف : واژه «مزدلفه» از «ازدلاف» مشتق گرفته شده است و «ازدلاف» به معنای تقدّم است. و چون مشعرالحرام مکانی مقدّم بر منی است، نام آن را «مزدلفه» گذاشته اند.

ب : «ازدلاف» یعنی «تقرّب»، و چون در این مکان، مردم به خداوند تقرّب می جویند لذا «مزدلفه» نامیده شده است.

س : «إزدلاف» یعنی «اجتماع». و به خاطر اینکه مردم در آنجا اجتماع می کنند، «مزدلفه» نامیده شده است.

۳ . جمع: گفته شده علت نامگذاری آن به «جمع» این است که حضرت آدم و حواعلیهما السلام در این مکان با هم ملاقات کرده و اجتماع کردند.

پی نوشتها

[۱] . اعتراف به گناه با عصمت انبیا منافات دارد، لذا ممکن است منظور از «اعتَرِفْ بِذَنْبِکَ» اعتراف به گناه امت خویش باشد؛ چنانکه در تفسیر آیه دوّم از سوره فتح: «لیغفر لک اللَّه ماتقدّم من ذنبک» گفته اند:منظور از «ذنبک» گناه امّت پیامبر (یعنی مشرکین که پیامبر را از مکه خارج کردند) است (مجمع البحرین، ج ۲، ص ۵۹، تفسیر المیزان، ج ۱۸، ص ۲۵۴

[۲] . علل الشرایع، ج ۲، ص ۴۳۶.

[۳] . أمالی الصدوق، ص ۸۶۲.

[۴] . مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۹، ح ۱۱۳۷۹.

[۵] . بقره/۱۹۷.

منبع: مرکز اطلاع رسانی الغدیر (گوشه ای از «اسرار حج» نویسنده : عباسعلی زارعی سبزواری)