استغفار و اقرار به گناه امامان شیعه

شبهه

شبهه ای ایراد شده که استغفار و اقرار به گناه امامان شیعه دلیل بر این است که آنان معصوم از گناه نبوده اند در حالی که شیعیان  ادعا می کنند که  امامان شان از گناه، خطا و نسیان معصوم هستند.

 پاسخ شبهه

 در اینکه امامان شیعه مناجات هایی با خداوند داشته اند و در برابر خداوند متعال اعتراف به گناه کرده و از خدای متعال طلب بخشش نموده اند تردید وجود ندارد مثلا از امام علی(ع)  در کتاب نهج البلاغه نقل شده است با خدا چنین مناجات کرده است: «اللهم اغفر لی ما أنت أعلم به منی، فإن عدت فعد علی بالمغفره، اللهم اغفر لی ما رأیت من نفسی ولم تجد له وفاء عندی، اللهم اغفر لی ما تقربت به إلیک بلسانی ثم ألفه قلبی، اللهم اغفر لی رمزات الألحاظ وسقطات الألفاظ، وسهوات الجنان وهفوات اللسان[۱]؛ بار خدایا آنچه در مورد من که تو بدان از من آگاه تری را بیامرز، اگر باز مرتکب گناه شدم باز مرا بیامرز، بار خدایا وعده هایی که با خودم کرده ام و به آن وفا نکرده ام مرا بیامرز، بار خدایا اگر با زبان خود به تو خودم را نزدیک کرده ام و دلم با آن مخالفت نموده مرا ببخش، بار خدایا نگاه ها و سخنان بیهوده و اشتباهات مرا ببخش».

این شبهه اولا با روایاتی که بر عصمت اهل بیت(ع) دلالت دارند و با دلایل عقلی قابل پاسخ است که در جای خود به صورت مفصل مورد توجه قرار گرفته اند. اندیشمندان شیعه برای اثبات عصمت امامان از خطا و نسیان و هر گونه گناه و آلودگی، از ادله گوناگونی بهره می برند که تبیین آنها نیازمند کتاب پر حجم و مستقل است چنانکه علامه حلی(ره) با شرح و بسط این دلایل، بیش از هزار نکته در این باره فراهم نموده است.[۲] در اینجا به ادله عصمت اهل بیت(ع) نمی پردازیم .

اما در پاسخ این شبهه که از مناجات های اهل بیت(ع) به دست می آید باید گفت که وقتی ما واژه های استغفار و مغفرت را می شنویم، معنای آمرزش گناهان و ایمنی از عذاب به ذهن تداعی می شود در حالی که این معنا یکی از مصادیق معنای استغفار است و دایره آن تنگ تر و محدودتر از معنای اصلی و اصطلاح قرآنی آن است.

این واژه در قرآن کریم معنای وسیع تری دارد که شامل معنای نخست شده و موارد دیگری را هم در بر می گیرد. در کتاب «مفردات راغب» کلمه «غفر» این گونه معنا شده است: الغفر: الباس ما یصونه عن الدنس.[۳] یعنی پوشاندن هر چیزی که فرد یا شیئ را از آلودگی ها، نقص ها، ضررها و کاستی ها محافظت نماید. از این رو به نوعی زره که جنگجویان بر تن می کردند «غفاره» گفته می شود زیرا این پوشش، فرد را از آسیب های دشمن مصون نگه می دارد.[۴] حال اگر کسی از خداوند متعال بخواهد که به او نیرویی عطا نماید که به وسیله آن به هیچ باطلی گرایش پیدا نکند و از تأثیر هوای نفس مصون بماند، یا در قضاوت از تبلیغات و وسوسه های طرفین دعوا مصون بماند، افراد مخصوصاً انبیاء و اولیاء الهی نیز برای این که از لغزش ها ایمن باشند نیازمند چنین استغفار اند. این نوع استغفار با عصمت آنان منافاتی ندارد. آن چه با عصمت سازگار نیست، این است که فرد با اوامر و نواحی الهی مخالفت کند، بنابراین همیشه لازمه استغفار این نیست که فرد گناهی انجام داده و اشتباه و خطایی از او سر زده است و برای اینکه از عذاب الهی در امان باشد استغفار نماید بلکه گاهی انسان با اینکه معصوم است، خود را بیشتر نیازمند استغفار و استمداد الهی می بیند، زیرا آنان از مقام ربوبیت الهی بیشتر آگاه هستند و تقرب و اشتیاق آنان به خدا از هر کسی دیگری بیشتر است.

از طرف دیگر استغفار و توبه دارای مراتب و درجاتی متناسب با عاملان آن است. توبه و استغفار گناهکاران از گناه است و توبه اهل سلوک از پرداختن به غیر خدا و توجه به غیر حق می باشد. توبه و استغفار اولیای الهی و معصومان نیز مرتبه بالاتری دارد. آنان چون مستغرق در ذات جمیل الهی اند و توجه تام به مقام ربوبی که کمال مطلق است، دارند وقتی به خود و اعمال خویش می نگرند با تمام ارزش و بزرگی آن اعمال، آنها را در برابر عظمت بی نهایت الهی بسیار کوچک و مایه سرافکندگی و شرمندگی می بینند. مانند آن کسی که مهمترین دارایی اش مقدار آب گل آلود بود و آن را برای سلطان هدیه برد و چون شکوه شاهی را بدید از آن چه آورده بود سخت شرمسار و سرافکنده گردید.

آری امام علی ـ علیه السلام ـ همان عبادتی را که افضل از عبادت ثقلین است در برابر جمال و جلال الهی، برگ سبز درویش می بیند و سر به زیر می افکند، و به خاطر ناچیز بودن و حقارت اعمالش در برابر عظمت و جبروت الهی اظهار عجز و کوتاهی نموده و از آن استغفار می کند، و این خود یکی از عالی ترین مراتب عبودیت مطلقه است.

امام خمینی(ره) در کتاب شریف «آداب الصلوه» در شرح حدیث نبوی « لَیغانُ عَلى قَلبى وَاِنّى لَاَسْتَغفِرُ الله فی کلِّ یومٍ سَبْعینَ » فرموده اند: راى آنست که جمال محبوب را در مرآت ، خصوصا مرائى کدره چون مرآت بوجهلى ، دیدن خود کدورت براى کمّل است. و اگر قلب آنها قوى نباشد و اشتغال به کثرات مانع از حضور شود، به مجرّد آن که آن اشتغال کم شود طائر قلوب آنها به آشیانهء قدس خود پرواز کند و دست آویز جمال جمیل گردد .[۵]

از این رو می توان گفت استغفار برای اولیاء الهی، افزون بر آن چه گفته شد، جنبه دفعی نیز دارد همان گونه که برای ما جنبه رفعی دارد. یعنی ما استغفار می کنیم تا لغزش هایی که مرتکب شده ایم بخشیده شود و آن ها استغفار می کنند تا نلغزند و اصلاً گناه سراغ آنها نیاید. علاوه بر این که نفس استغفار، برای ایشان عبادت است، آن بزرگواران با عبادت و اطاعت درجات عصمت خویش را شدّت می بخشند. لذا استغفار و توبه در بالا رفتن درجات عصمت آنها دخالت دارد.

در پایان فقط این سئوال باقی می ماند که کسانی که از سر لجاجت و عوام فریبی استغفار را بر ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ که بندگان مخلص و بی پیرایه خدای سبحان هستند، عیب می پندارند و آن را منافی با عصمت آن بزرگواران می دانند، استغفار پیامبر و انبیاء بزرگ الهی را که قایل به عصمت آنان هستند، چگونه معنا می کنند؟

پی نوشت ها:

[۱] .نهج البلاغه ترجمه سید جعفر شهیدی، ص۵۷، کلام شماره ۷۸، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چ۱۲، ۱۳۷۷ش.

[۲]. الالفین فی امامه امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب ـ علیه السلام ـ .

[۳] . راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن،ص۳۶۲، دفتر نشر الکتاب، چ۲، ۱۴۰۴ق.

[۴] . محمود عبد الرحمن عبد المنعم، معجم المصطلحات والألفاظ الفقهیه، ج۳، ص۱۸،قاهره، دارالفضیله، بی‌تا.

[۵] . سید روح الله خمینی، آداب نماز ( فارسی )، ص۴۷،موسسه نشر آثار،چ۴، ۱۳۷۳ش.

 منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات و پاسخگوی به شبهات حوزه علمیه قم