استرس در روابط و ازدواج

با استرس ناشى از بيمارى فرزندمان، زندگيمان درحال آسيب ديدن است؛ فشار بيشترى روى هردوى ماست و از اين مى ترسيم که اين موارد موجب جداييمان شود. آيا اين موضوع، طبيعى است؟

والدين فرزندانى که از مشکلات سلامتي، احساسى و رفتارى رنج مى برند، اغلب يک سرى احساسات پيچيده را مانند دلتنگي، نااميدي، بلا تکليفي، عصبانيت و گمراهى تجربه مى کنند. علاوه بر آنچه که خانواده ها پيش از اين مى دانستند، آنها با مفهوم جديدى از زندگي روزانه روبرو مى شوند و مى بايست با مسئوليت هاي سخت و جديد آن کنار بيايند. در چند ماه اوليه تشخيص بيماري، توجه خانواده بيشتر به فرزند، برنامه هاي درمانيش، معاينه منظم پزشک و وفق دادن اوبا شرايط معطوف است. در همين حال که والدين اين شرايط سخت و نا خواسته را متحمل مى شوند، اغلب، نيازهاى خودشان را فراموش مى کنند.

ارتقاي سطح زندگي، نقش والدين و نيازهاى خاص فرزند

پدر و مادر نقش مهمى به عنوان والدين ايفا مى کنند، اما به همان اندازه نيز به عنوان همسر نسبت به هم مسئولند. با عوامل استرس زايى که هر خانواده اى با آن روبروست، طبيعيست که انتظار داشته باشيم درچنين شرايطى رضايت از زندگى مشترکشان تحت تاثير قرار بگيرد. اينکه والدين چطور واکنش نشان داده و با استرس ناشى از بيمارى فرزندشان مبارزه مى کنند تأثير بسزايى روى رابطه شان مى گذارد. هر يک از زوجين با روش خود با مسئوليت ها و احساسات شديدى در تکاپو هستند. بيشتر مواقع، اين اولين باريست که زوجين تلاش يکديگر را براي مقابله با نااميدى ها وناملايمات مى بينند. برخى از اين روش هاى مقابله تکميلى است و برخى ديگر مقايسه اي. دانستن اين نکته مهم است که روش هاى مقابله والدين با استرس متفاوت است؛ ممکن است يکي از والدين نسبت به ابراز احساساتشان خيلى صريح باشد، در حاليکه ديگرى براى اين کار نياز به مکان و زمان مناسب دارد.

چطور انتظارات ديگران روى مبارزه والدين تاثير مى گذارد

انتظارات (فشارهاي) اجتماعى روى اين مسأله که والدين چگونه بايد با کمک بيشتر نيازهاى مختص به هم را برطرف کنند تاثير مى گذارد. اغلب مادران فکر مى کنند که بايد ” هرکاري” انجام دهند. معمولا اين مادران از برطرف کردن نياز همسران و نزديکان خود و وظايف خانه احساس فشار و خستگى مي کنند. متاسفانه در چنين فضايى مادران جايگاه اصلي خود را فراموش کرده و از نياز هاى خود چشم پوشى مى کنند.

پدران هم به طور مشترک اظهار مى دارند که بايد با وجود فشارهاي زياد خانواده را تامين کنند و با عواملى چون ضعف، افسردگي و نااميدى مبارزه کرده و شجاع، قوى و متعادل باشند. بعضي از پدرها براى برآورده کردن نياز ديگران، الزاماتى را چون گفتگو کردن، ارتباط داشتن و وقت گذاشتن براى خانواده و همسرشان (رها مى کنند) از ياد مى برند.

بيشتر اوقات فشارى که از تامين اين نيازها بوجود مي آيد بسيار شديد است. بار مسئوليت هاى مالي، احساسى و جسمى براى والدين بسيار طاقت فرساست. آنها با انزوا، عدم ارتباط با هم، حرف و سخن اطرافيان، کشمکش ها، عدم توجه به وظايف و فقدان صميميت روبرو هستند.

مأمني براى هم بودن و فوايد آن

وقتي هر دوى زوجين در زندگيشان رنج مى کشند، سخت است که حامى يکديگر باشند. در چنين شرايطيست که به راحتى هدف عصبانيت و نااميدى هم قرار مي گيرند. استرس و ترس ما از شکست، نياز ما به عشق، مهربانى و قوت قلب دوباره را بيشتر مى کند و انتظارات ما را در مورد اينکه همسرمان بايد چگونه رفتار کند تغيير مى دهد. اين تغييرات، سختى ها و حس ناامنى اى را که پيش از اين بصورت بالقوه در زندگيتان بوده آشکار مى سازد. بودن مامنى براى هم يا اين حس که کسى هست که مى شود روى عشق آن حساب کرد، بطرز شايانى به انعطاف و توانايى مقابله با استرس مربوط است. اين ” مأمن” سدى است در برابر استرس مداوم و يا تاثيرات منفى اي که آن در زندگيتان مى گذارد.

وقتي زوج ها با مشکلى روبرو مى شوند بايد چکار کنند؟

گاهي زوج ها در بزرگترين رقابت زندگيشان فراموش مى کنند که درکدام تيم هستند و بجاى آنکه با هم باشند، در مقابل يکديگر قرار مى گيرند. در مواجهه با چنين شرايطى اغلب اين سوال پيش مى آيد که آنها چه کار مى توانند بکنند. آيا زوجها مى توانند به يک ميزان وهمزمان خواهان تامين نيازهاى خود و فرزندانشان باشند؟

گفتگوکردن راه گشاست

زوج ها مى توانند رابطه شان را با استفاده از روش هاى گفتمان که در زير به برخى از آن اشاره مى کنيم حفظ کرده، ارتقا دهند:

• مى بايست نيازهاى يکديگر و راههاي گفتگو را بشناسيد.

• هميشه زمانى را براى گفتگوى روزانه اختصاص دهيد؛ اين کار از بوجود آمدن رنجش ها و يا غفلت از گفتگو جلوگيرى مى کند.

• گوش دادن درست را تمرين کنيد. اين امر موجب مى شود که همسرتان احساس کند که حرف هاى او را دقيقا فهميده ايد و در نتيجه واقعا مى توانيد از تجربيات هم بهره مند شويد.

• زوج هايى که نمى توانند درست گوش بدهند، بايد دفترچه مشترکى بسازند و براى حفظ رابطه و بهبود گفتگوهايشان همه جا از آن استفاده کنند.

• به اشتراک گذاشتن احساساتى نظير خشم و ترس و اميد، وابستگى و صميميت را در زندگى پرورش مى دهد. زمان هايى را اختصاص دهيد تا به عنوان يک زوج در کنار هم باشيد.

زوج ها به ايجاد چنين فرصت ها و فعاليت هايى نياز دارند:

• گرچه سخت به نظر مى رسد، هر هفته برنامه اى براى تفريح کردن و با هم بودن ترتيب دهيد؛ خيلى از زوج ها اين حرکت را در بهتر شدن زندگيشان دخيل مى دانند. البته اين امر مستلزم آنست که دوستى که به آن اعتماد داريد يا يکى از اعضاى خانواده در نبود شما از بچه نگهدارى کند.

• کارى را که هميشه تکى انجام مى داديد حالا با هم انجام دهيد يا زمان هايى را که تنها هستيد حالا با همسرتان باشيد. مهمم نيست چه کارى انجام مى دهيد، مهم اينست که هميشه زمانى را به عنوان يک زوج با همسرتان سپرى کنيد.

هنگامي که لحظات خوبى را با همسرتان سپرى مى کنيد، پيوندتان را محکمتر کرده و مى توانيد نيازهاي وى را بشناسيد. اين تعاملات سازنده و گفتگوهاى باز و آزاد، يکدل شدن را بيشتر

مي کند و توصيه هاى ديگران را در ايجاد اعتماد، صميميت و امنيت در زندگيان قابل فهم تر.

ياري جستن

طبيعي است که زوج ها در شرايط ياد شده از يک متخصص کمک بخواهند. مهارت هاى گفتگو و هنر سازش بايد به خوبى مورد توجه قرار بگيرند. البته مهارت يافتن دراين ها درميانه بحران کاملا سخت به نظر مى رسد. والدين مى بايست مشاوره هاي کوتاه مدت را ادامه دهند تا مهارت هاى گفتگو و زندگى کردن با وجود اختلافات را بهتر کرده و يا اختلافات گذشته را که دوباره پديدار شده بر طرف کنند. فايده ى اين مشاوره ها تنها به کوتاه مدت ختم نمى شود، بلکه تاثيرات مثبتى در بلند مدت نيز در زندگيشان خواهد داشت.

نتيجه

زندگي با فرزندانى که نيازهاى خاصى دارند محتاج برنامه ريزى خوب، روش هاى موثرمبارزه در زندگى و عشق فراوان است. والدين با سختى هايى روبرو مى شوند که آمادگي آنها را ندارند و مى بايست روش هاى قبلى خود را براى اداره زندگيشان رها کنند. آنها مجبورند با يک سري افراد مثل پزشک، وکيل وکارشناس بيمه سر و کله بزنند. به اين ترتيب با انجام اين امور، نيازهاى خودشان اغلب فراموش شده و زندگيشان تحت الشعاع قرار مى گيرد. على رغم رسيدگي به فرزندان، والدين نيز بايد راهى پيدا کنند تا يکديگر را حمايت کرده و نيازهاى خود را نيز مرتفع سازند. با اين کار نه تنها آنها به خود کمک کرده، بلکه فرزندان را هم در آن شريک مى گردانند.

منبع: مجله مهر و ماه؛مترجم: امير رضا درگاهى