شیعه شناسی » اعتقادات » امام شناسی »

استدلال فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به حدیث غدیر

 

اشاره:

یکی از مواردی که ثابت می‌کند، رسول خدا امیرمؤمنان (علیه‌السلام) را در غدیر خم به عنوان خلیفه بعد از خودش انتخاب کرده است، استدلال فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به حدیث غدیر است. حضرت فاطمه دخت گرامی رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) تا زنده بود هرگز با ابوبکر بیعت نکرد و خلافت او را به رسمیت نشناخت و تا پای جان از امامت و ولایت امام علی(علیه‌السلام) دفاع نمود و در نهایت به همین علت جان خود را از دست داد.

محمد بن عمر اصفهانی در نزهه الحفاظ می‌نویسد: حدثتنا فاطمه بنت علی بن موسى الرضى حدثتنی فاطمه وزینب وأم کلثوم بنات موسى بن جعفر قلن حدثتنا فاطمه بنت جعفر بن محمد الصادق قالت حدثتنی فاطمه بنت محمد بن علی حدثتنی فاطمه بنت علی بن الحسین حدثتنی فاطمه وسکینه ابنتا الحسین بن علی عن أم کلثوم بنت فاطمه بنت رسول الله (صلّی‌الله علیه و آله و سلّم) عن فاطمه بنت رسول الله (صلی‌الله علیه و سلم) قالت: أنسیتم قول رسول الله (صلی‌الله علیه و سلم) یوم غدیر خم من کنت مولاه فعلی مولاه وقوله (علیه‌السلام) لعلی أنت منی بمنزله هارون من موسى (علیهما السلام) متفق علیه. وهذا الحدیث مسلسل من وجه آخر وهو أن کل واحده من الفواطم تروى عن عمه لها. فاطمه دختر علی بن موسی در حدیثی که همگی با نام فاطمه ذکر شده اند و به نقل از فاطمه یادگار پیامبر گرامی اسلام (سلام‌الله علیهما) که آن حضرت فرمود: آیا فراموش کرده اید فرمایش رسول خدا را در غدیر خم که فرمود: کسی که من مولای او هستم علی مولای او است، و نیز این فرمایش رسول خدا به علی که فرمود: تو برای من به منزله هارون نسبت به موسی هستی؟ این دو حدیث مورد اتفاق و اجماع است. این حدیث از جهت دیگری هم مورد عنایت است و آن وجود فواطم در سلسله سند آن است که هر کدام از آنان از عمه اش نقل کرده است.[۱]

همین روایت را علامه شمس الدین جزری در أسنی المطالب با سندی دیگر نقل کرده است.[۲] وی در مقدمه کتابش درباره روایاتی که در این کتاب نقل کرده است می‌گوید: وبعد فهذه احادیث مسنده مما تواتر وصح، وحسن من أسنی مناقب الأسد الغالب مفرق الکتائب، و مظهر العجائب لیث بنی غالب امیر المؤمنین علی بن أبی طالب (کرم الله تعالی وجهه، و رضی الله عنه وأرضاه)، اردفتها بمسلسلات من حدیث، و متصلات من روایته، وتحدیثه، وبأعلی أسناد صحیح الیه من القرآن والصحبه والخرقه التی اعتمد فیها اهل الولایه علیه نسأل الله أن یثبتنا علی ذلک ویقربنا به الیه. احادیث موجود در این کتاب همه مسند و متواتر وصحیح هستند، که بیانگر مناقب و فضائل شیر همیشه پیروز و درهم کوبنده لشکرها، مظهر عجایب، شیر بنی غالب، امیر مؤمنان علی بن ابوطالب است که آن را با احادیث مسلسل و پی در پی و روایات به هم پیوسته و با سند اعلی و صحیح و از قرآن و همراهی‌های او و معجزاتی که پیروان ولایت به آن اعتماد دارند جمع آوری کرده‌ام، به امید آن که خداوند متعال ما را بر ولایت او ثابت قدم بدارد و ما را به او نزدیک فرماید.[۳]

این استدلال، دلیل واضحی است بر این که مراد رسول خدا از حدیث غدیر، انتخاب امیر مؤمنان به عنوان خلیفه و جانشین بوده است، نه صرف محبت و دوستی آن حضرت ؛ زیرا آن چه صحابه فراموش کرده بودند ولایت و امامت امیر مؤمنان بود، نه محبت و دوستی او ؛ چون همه آن‌ها می‌دانستند که دوستی امیر المؤمنین نشانه ایمان و بغض او نشانه نفاق است. مسلم نیشابوری در صحیحش می‌نویسد: قال عَلِیٌّ وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَبَرَأَ النَّسَمَهَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّیِّ (صلی‌الله علیه و سلم) إلی أَنْ لَا یُحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یُبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ. قسم به آنکه دانه را شکافت و انسان را آفرید که رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: تو را دوست ندارد مگر مؤمن، و تو را دشمن ندارد مگر منافق.[۴]

بنابراین، آن چه آن‌ها فراموش کرده بودند و فاطمه زهرا آن را یادآوری کرد، ولایت و امامت امیر مؤمنان (علیه‌السلام) بود نه صرف محبت و دوستی آن حضرت. که اگر محبت و دوستی او را نیز فراموش می‌کردند، بدون تردید از زمره مؤمنان خارج می‌شدند که اگر چنین باشد، عوارض بدتری خواهد داشت.

 نکته مهم در این روایت، اهتمام ویژه خاندان رسالت در حفظ و پاسداری از غدیر است. آن هم در زمانی که دشمنان اهل بیت تمام توانشان را برای فراموشی غدیر به کار بسته بودند‌ و حتی اجازه نمی‌دادند کسی نام فرزندش را «علی» بگذارد، خاندان رسالت با نقل مستمر و سینه به سینه خطبه غدیر در حفظ و پاسداری آن می‌کوشیدند. صدیقه شهیده نخستین کسی بود که با منطق محکم و با صلابت و استواری ستودنی از غدیر دفاع کرد و با اهدای جان عزیزش که جان پیامبر بود‌، راهگشای راه دفاع از ولایت شد و درس بزرگی به فرزندان و پیروان خود داد. البته این نخستین بار نبود که فاطمه زهرا، حدیث غدیر را یادآوری می‌کرد ؛ بلکه در هر موقعیتی که پیش می‌آمد، مردم را به یاد پیمانی که در غدیر بسته بودند، می‌انداخت. از جمله هنگامی که خلیفه دوم و همراهانش قصد آتش زدن خانه فاطمه را داشت، صدیقه شهیده پشت در آمد و خطاب به آن‌ها فرمودند: لَا عَهْدَ لِی بِقَوْمٍ أَسْوَأَ مَحْضَراً مِنْکُمْ تَرَکْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) جَنَازَهً بَیْنَ أَیْدِینَا وَ قَطَعْتُمْ أَمْرَکُمْ فِیمَا بَیْنَکُمْ وَ لَمْ تُؤَمِّرُونَا وَ لَمْ تَرَوْا لَنَا حَقّاً. هیچ قومى را نمى‏شناسم که بى‏وفاتر و بى‏عاطفه‏تر از شماها باشند، جنازه رسول خدا را نزد ما گذاشته و سرگرم کار خود و به دست آوردن خلافت شدید، نه مشورتى با ما نمودید و نه کمترین حقّى براى ما قائل شدید. تا این جای روایت را ابن قتیبه دینوری نیز در الإمامه والسیاسه (ج۱، ص۱۹ با تحقیق زینی) نقل کرده است ؛ اما از آن‌جا که ادامه آن به صلاح او و مذهبش نبوده، به همین اندازه بسنده کرده است. مرحوم طبرسی ادامه سخن فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را این گونه نقل می‌کند: کَأَنَّکُمْ لَمْ تَعْلَمُوا مَا قَالَ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ اللَّهِ لَقَدْ عَقَدَ لَهُ یَوْمَئِذٍ الْوَلَاءَ لِیَقْطَعَ مِنْکُمْ بِذَلِکَ مِنْهَا الرَّجَاءَ وَ لَکِنَّکُمْ قَطَعْتُمُ الْأَسْبَابَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ نَبِیِّکُمْ وَ اللَّهُ حَسِیبٌ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه. گویا شما هیچ اطّلاعى از فرمایش پیامبر در روز غدیر خم نداشتید، به خدا سوگند در همان روز آنچنان امر ولایت را محکم ساخت که جاى هر طمع و امیدى براى شما باقى نگذاشت ؛ ولى شما آن را رعایت نکرده و هر رابطه‏اى را با پیامبرتان قطع نمودید، البتّه خداوند متعال میان ما و شما حکم خواهد فرمود.[۵]

آری، دفاع از ولایت میراث گرانبهای صدیقه شهیده است، فرزندان آن حضرت تمام تلاش خود را برای حفظ غدیر به کار برده و این میراث ارزشمند را به ما سپرده‌اند.

پی نوشت:

[۱]. الأصبهانی المدینی، محمد بن عمر أبو موسى (متوفای۵۸۱هـ)، نزهه الحفاظ، ج ۱، ص ۱۰۲، تحقیق: عبد الرضى محمد عبد المحسن، ناشر: مؤسسه الکتب الثقافیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶ق.

[۲]. الجزری الشافعی، أبی الخیر شمس الدین محمد بن محمد (متوفای ۸۳۳هـ)، أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه، ص۵۰ ـ ۵۱، تقدیم، تحقیق و تعلیق:‌ الدکتور محمد هادی الأمینی، ناشر: مکتبه الإمام امیر المؤمنین (علیه السّلام) العامه، اصفهان ـ ایران.

[۳]. أسنی المطالب، ص۴۵.

[۴]. النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج ۱، ص ۸۶،ح۷۸، بَاب الدَّلِیلِ على أَنَّ حُبَّ الْأَنْصَارِ وَعَلِیٍّ رضی الله عنه من الْإِیمَانِ وَعَلَامَاتِهِ وَبُغْضِهِمْ من عَلَامَاتِ النِّفَاقِ، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

[۵]. الطبرسی، أبی منصور أحمد بن علی بن أبی طالب (متوفای ۵۴۸هـ)، الاحتجاج، ج ۱ ص ۱۰۵، تحقیق: تعلیق وملاحظات: السید محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعه والنشر – النجف الأشرف، ۱۳۸۶ – ۱۹۶۶ م. مجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۲۸ ص ۲۰۵، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء – بیروت – لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، ۱۴۰۳ – ۱۹۸۳ م.